دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٢٩٤
بَهمَنگان (بهمنجنه / بهمنجه ) ، از جشنهای بزرگ ایرانیان پیش از اسلام که تا دورة مغولان نیز زنده مانده است . بهمن (در اوستا : «وهُومَنَه »؛ در پهلوی : «وهومن ») به معنای نیک اندیش و نیک نهاد، از امشاسپندان و نخستین آفریدة هرمزدی است که در عالم مینو، رهنمونی پرهیزکاران به بهشت و در جهان
مادی حمایت جانوران سودمند را بر عهده دارد ( بندهش ، ص ٣٧، ٤٨ـ ٤٩، ١١٠؛ زادسپرم ، ص ٣٤؛ اوستا، ج ١،ص ٨٨ ـ ٩١). نزد حکمای نوافلاطونی ، بهمن با «کلام ایزدی »، و در اصطلاح حکمای اشراقی با نور اقرب و عقل اول مطابق است (دارمستتر، ص ١٧٨ـ١٨٠؛ سهروردی ، ج ٢، ص ١٢٨؛ شهرزوری ، ص ٣٣٣).
ایرانیان باستان دومین روز ماه را، به نام این امشاسپند، بهمن (بهمن روز) می خواندند. چون بنابر سنتی کهن ، با تقارن نام روز و ماه جشنی برگزار می شد، ایرانیان در بهمن روز از بهمن ماه (قس دمشقی ، ص ٤٧٤؛ قوّاس ، ص ١٧ که هر دو به اشتباه ، به برگزاری این جشن در نخستین روزِ ماه اشاره کرده اند) نیز جشنی برپا می کردند و آن را بهمنگان می نامیدند (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، ص ٢٥٧؛ پورداود، اناهیتا ، ص ٩١؛ برهان ، ج ١، ص ٣٢٩، پانویس ١).
فرهنگ آنندراج و فرهنگ رشیدی ، اصل کلمه را «بهمنچنه »، ترکیبی از بهمن (نوعی گیاه ) و چنه (از مشتقات چیدن ) دانسته اند (شاد، ذیل واژه ؛ رشیدی ، ج ١، ص ٣٦٥؛ برای توضیح بیشتر رجوع کنید به دبیرسیاقی ، ص ٤٥٦ـ٤٥٧). اما در برخی منابع ، مصرف این گیاه در بهمنگان وجه تسمیة آن شمرده شده است (شاد، همانجا؛
برهان ، ذیل واژه ؛
امیری ، ص ٨٠، به نقل از دایماک ). شهمردان رازی مؤلف روضة المنجمین (ص ٣٧) برگزاری جشن بهمنگان را به تلاقی سه بهمن (روز، ماه و گیاه ) نسبت می دهد. در فرهنگ آنندراج (شاد، همانجا) و دستور الافاضل (حاجب خیرات دهلوی ، ص ٩٧) به اشتباه جشن بهمنگان با جشن سده که در بهمن ماه برگزار می شد، درآمیخته است .
از رسوم ایرانیان در چنین روزی بار گذاشتن «دیگ بهمنجنه » بود که در پخت آن از گوشت انواع حیوانات حلال گوشت ، غلات و حبوبات و سبزیها استفاده می شد. این آش با گردگل بهمن کوبیده صرف می شد (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ، همانجا؛
همو، ١٣٧٣ـ١٣٧٥، ج ١، ص ٢٦٥؛
گردیزی ، ص ٥٢٤ ـ ٥٢٥؛
اسدی ، ص ٤٧٢؛
منوچهری ، ص ٦٨). براساس منابع کهن زردشتی ، حیوانات اهلی به امشاسپند بهمن نسبت دارند و شاید ازینروست که زاد سپرم در (همانجا) نیازردن و نکشتن حیوانات را توصیه کرده است . در منابع معاصر زردشتی نیز پرهیز زردشتیان از خوردن گوشت و کشتار حیوانات در بهمن روز تأیید شده است (سروشیان ، ص ١٦٠؛
بویس ، ص ٨٩،پانویس ؛
پورداود، خرده اوستا ، ص ٢١٠). به این ترتیب ، روشن نیست که آیا پختن آش بهمنجنه با گوشت ، در دورة پیش از اسلام مرسوم بوده است یا نه ؟ تنها می توان احتمال داد که آداب و آیین بهمن روز، با گذشت زمان در دوران اسلامی تغییر کرده است .
از آنجا که برای گیاه بهمن خواص درمانی چندی قایل بودند (ابوریحان بیرونی ، ١٣٧٠ ش ، ص ١٣٧؛
اخوینی بخاری ، ص ٥٠٦ ـ ٥٠٧، ٥١١؛
هروی ، ص ٦٦)، در بهمنگان این گیاه را به طرق گوناگون به کار می بردند: کوبیدة بهمن با گرد قند و نبات ، به اعتقاد ایرانیان ، به تقویت حافظه کمک می کرد؛
نوشیدن
شیر تازه و خالص با بهمن سرخ یا سپید در بامداد بهمن روز، افزون بر تقویت حافظه ، چشم بد را دور می داشت (ابوریحان بیرونی ، ١٣٦٢ ش ؛
همو، ١٣٧٣ـ١٣٧٥؛
گردیزی ؛
شاد، برهان ، همانجاها). همچنین نوشیدن شیر با سپند (اسفند) برای تقویت حافظه (برهان ، همانجا)، به رشته کشیدن دانه های سپند (شهمردان رازی ، همانجا)، خوردن ماهی ، تره و ماست (اسدی ، همانجا) از رسوم دیگر این روز بوده است .
از دیگر آیینهای شایان توجه بهمنگان ، رفتن مردم به کوه و دشت به منظور گردآوری گلها و گیاهان دارویی و
تهیة روغنهای نباتی ـ درمانی و فراهم آوردن گیاهان معطر برای تهیة بخور بود (قزوینی ، ص ٨٢؛
برهان ، همانجا). منابع زردشتی و اسلامی به مبارک بودن ازدواج ، خرید و فروش ، سفر و بازگشت از سفر، عمارت کردن ، بریدن و پوشیدن جامة نو، چیدن ناخن ، پیراستن موی ، حاجت خواستن از خدا و آغاز کردن هر کار در بهمن روز اشاره دارند (برهان ، همانجا؛
«اندرز انوشه روان آذربدمارسپندان »، ص ٥٢٥؛
فیض کاشانی ، ص ٢٦٦؛
سلیم ، ص ٢٥٥ـ٢٥٦). همچنین ، بر اساس برخی منابع قدیم ، حوا در چنین روزی از پهلوی آدم آفریده شده است (سلیم ، ص ٢٥٥). گویا بهمنگان پس از اسلام تا حملة مغول ادامه یافت ( ایرانیکا ، ذیل «بهمنجنه »؛
رضی ، ص ٦٨٢)، و بدین ترتیب کاربرد صورت معرّب آن (بهمنجنه ) در دوران اسلامی رایج شد (رجوع کنید به فرهنگهای فارسی ). برگزاری جشن بهمنگان در میان تمامی طبقات مردم مرسوم بود و در بارگاه شاهان و سلاطین ، مراسم جشن باشکوه و تشریفات بر پا می شد و شاعران درباری در مدایح خویش فرارسیدن این روز را به شاهان تهنیت می گفتند (صفا، ص ١٢٧)؛
فرخی سیستانی (ص ٣٥٤)، منوچهری دامغانی (ص ٦٨، ٨٦ که به دیگ بهمنجنه اشاره می کند)، مختاری غزنوی (ص ٥٠٩)، مسعود سعد سلمان (ص ٦٥٩)، عمعق بخارایی (ص ١٨٥) و انوری (ج ١، ص ٤١٥) به برپایی این جشن در اشعار خویش اشاره کرده اند.
منابع :
(١) محمدبن احمد ابوریحان بیرونی ، کتاب التفهیم لاوائل صناعة التنجیم ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢) همو، کتاب الصیدنة فی الطّب ، چاپ عباس زریاب ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣) همو، کتاب القانون المسعودی ، حیدرآباد دکن ١٣٧٣ـ ١٣٧٥/ ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(٤) ربیع بن احمد اخوینی ، بخاری ، هدایة المتعلمین فی الطّب ، چاپ جلال متینی ، مشهد ١٣٤٤ ش ؛
(٥) علی بن احمد اسدی ، لغت فرس ، چاپ عباس اقبال ، تهران ١٣١٩ ش ؛
(٦) منوچهر امیری ، فرهنگ داروها و واژه های دشوار، یا، تحقیق دربارة کتاب الابنیه عن حقائق الادویه موفق الدین ابومنصور علی هروی ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٧) «اندرز انوشه روان آذر بد مارسپندان »، ترجمة ماهیار نوابی ، نشریة دانشکدة ادبیات تبریز ، سال ١١، ش ٤، (زمستان ١٣٣٨)؛
(٨) علی بن محمد انوری ، دیوان ، چاپ محمدتقی مدرس رضوی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٩) اوستا، یشت ها ، گزارش پورداود، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(١٠) محمدحسین بن خلف برهان ، برهان قاطع ، چاپ محمد معین ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١١) بندهش ( گردآوری ) فرنبغ دادگی ، ترجمة مهرداد بهار، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٢) ابراهیم پورداود، اناهیتا: پنجاه گفتار پورداود ، چاپ مرتضی گرجی ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(١٣) همو، خرده اوستا ، بمبئی ( بی تا. ) ؛
(١٤) حاجب خیرات دهلوی ، دستورالافاضل ، چاپ نذیراحمد، تهران ١٣٥٢ ش ؛
(١٥) ژیمز دارمستتر، تفسیر اوستا و ترجمة گاتاها ، ترجمه و تحشیه و دیباچه از موسی جوان ، ( بی جا ) ، ١٣٤٨ ش ؛
(١٦) محمددبیر سیاقی ، «بهمنجه »، جلوه ، سال ١، ش ٩ـ١٠ (اسفند ١٣٢٤ـ فروردین ١٣٢٥)؛
(١٧) محمدبن ابی طالب دمشقی ، نخبة الدهر فی عجائب البروالبحر ، ترجمة حمید طبیبیان ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(١٨) عبدالرشیدبن عبدالغفور رشیدی ، فرهنگ رشیدی ، ج ١، چاپ محمد عباسی ، تهران ١٣٣٧ ش ؛
(١٩) هاشم رضی ، گاه شماری و جشنهای ایران باستان ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٢٠) زادسپرم ، گزیده های زادسپرم ، ترجمة محمدتقی راشد محصل ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٢١) جمشید سروشیان ، فرهنگ بهدینان ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٣٥ ش ؛
(٢٢) عبدالامیر سلیم ، «تطبیق روزهای ماه در فرهنگ ایرانی واحادیث اسلامی ، یا، «سی روزه در حدیث شیعه »، نشریة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی دانشگاه آذربادگان ، سال ٢٦، ش ١١١ (پاییز ١٣٥٣)؛
(٢٣) یحیی بن حبش سهروردی ، مجموعة مصنفات شیخ اشراق ، چاپ هانری کوربن ، ج ٢: بخش ١، کتاب حکمة الاشراق ، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٢٤) محمد پادشاه بن غلام محیی الدین شاد، آنندراج : فرهنگ جامع فارسی ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٣ ش ، محمدبن محمود شهرزوری ، شرح حکمة الاشراق ، چاپ حسین ضیائی تربتی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٢٥) شهمردان رازی ، روضة المنجمین ، چاپ عکسی از روی نسخة خطی کتابخانة ملک ، با مقدمه و فهرست ها و اصطلاحات نجومی از جلیل اخوان زنجانی ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٢٦) ذبیح الله صفا، گاه شماری و جشن های ملی ایرانیان ؛
(٢٧) شهاب الدین عَمْعَق ، دیوان ، چاپ سعید نفیسی ، تهران ١٣٣٩ ش ؛
(٢٨) علی بن جولوغ فرخی ، دیوان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٣٥ ش ؛
(٢٩) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی ، «رسالة نوروز و سی روز ماه »، در محمد معین ، مجموعة مقالات ، ج ٢، چاپ مهدخت معین ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٣٠) زکریابن محمد قزوینی ، عجائب المخلوقات و غرائب الموجودات ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣١) فخرالدین مبارکشاه قواس ، فرهنگ قواس ، چاپ نذیراحمد، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٣٢) عبدالحی بن ضحاک گردیزی ، تاریخ گردیزی ، چاپ عبدالحی حبیبی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٣) عثمان بن عمر مختاری غزنوی ، دیوان ، چاپ جلال الدین همائی ، تهران ١٣٤١ ش ؛
(٣٤) مسعود سعد سلمان ، دیوان ، چاپ رشید یاسمی ، تهران ١٣١٨ ش ؛
(٣٥) احمدبن قوص منوچهری ، دیوان ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٤٧ ش ؛
(٣٦) موفق بن علی هروی ، الابنیة عن حقایق الادویة ، بتصحیح احمد بهمنیار، چاپ حسین محبوبی اردکانی ، تهران ١٣٤٦ ش ؛
(٣٧) Mary Boyce, A Persian stronghold of Zorastrianissim, Oxford ١٩٧٧;
(٣٨) Encyclopaedia Iranica , s.v. "Bahmanjana" (by Z. Safa).
/ لیلا پژوهنده /