دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٩٩
جَلُولاء ، جنگ . جنگی كه در آن مسلمانان سپاه ساسانی را شكست سختی دادند. ابناسحاق و واقدی تاریخ این رویداد را سال ١٦ ذكر كردهاند (رجوع کنید به بلاذری، ص٢٦٤؛ طبری، ج٤، ص٢٣). بلاذری (ص٢٦٤ـ٢٦٥) آن را چند روزی پس از جنگ مدائن، در آخر سال ١٦ ذكر نموده، اما ابنجوزی (ج٤، ص٢١٥) فتح جلولاء را در ذیقعده سال ١٦ و نُه ماه پس از جنگ مدائن ضبط كرده است (نیزرجوع کنید به ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، ج٢، ص٥٢١). خلیفة بن خیاط (متوفی ٢٤٠)، به نقل از سیف [ بنعمر]، تاریخ جنگ جلولاء را سال ١٧ نوشته و ذیل همین سال به گزارش آن پرداخته (رجوع کنید به قسم١، ص١٢٨)، اما طبری (همانجا)، به نقل از سیف، وقوع این جنگ را در سال ١٦ دانسته است. در روایتی از قَتاده (محدّث و راوی، متوفی ١١٨) وقوع این جنگ در سال ١٩ ذكر شده است (خلیفةبن خیاط، همانجا). یعقوبی نیز سال ١٩ را پذیرفته است (رجوع کنید به ج٢، ص١٥١). به هر روی، بنابراین روایات، مسلّماً جنگ جلولاء مهمترین نبرد پس از جنگ مدائن بوده است.
سپاهیان ساسانی پس از شكست مدائن، به جلولاء گریختند و لشكرهای آذربایجان و باب [الابواب ] و جبال و فارس، پراكنده شدند، اما پیش از آن، تصمیم گرفتند بار دیگر با تمام نیرو برای دفع مسلمانان بكوشند. پس با سپاهی عظیم در جلولاء اردو زدند، مواضع نظامی خود را با كندن خندق استوار ساختند (طبری، ج٤، ص٢٤؛ ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، ج٢، ص٥١٩ـ ٥٢٠)، زن و فرزندان و بار و بنه خود را به خانقین فرستادند و پیمان بستند كه فرار نكنند (بلاذری، ص٢٦٤؛ دینوری، ص١٢٧). شمار افراد این سپاه را هشتاد هزار تن نوشتهاند (ابناعثم كوفی، ج١، ص٢١٠). بنا بر بیشتر روایات، فرمانده سپاه خُرَّزادبن هرمز (برادر رستم فرخزاد) بود (رجوع کنید به خلیفةبن خیاط، قسم١، ص١٢٧؛ بلاذری، همانجا؛ دینوری، ص١٢٦ـ ١٢٧)، اما ابناعثم كوفی (ج١، ص٢١١) او را فرمانده جناح راست سپاه دانسته، و طبری (ج٤، ص٢٤) مِهران رازی را فرمانده كل سپاه ایران معرفی كرده است.
سعدبن ابیوقّاص، فرمانده سپاه مسلمانان در عراق، از مدائن گزارشی برای عمر (حك: ١٣ـ٢٣) نوشت و وی را از اجتماع سپاه ایران در جلولاء آگاه كرد. عمر به سعد دستور داد كه همانجا بماند و لشكری به سوی دشمن بفرستد (خلیفةبن خیاط، همانجا؛ قس یعقوبی، همانجا، كه میگوید عمر به سعد دستور داد با لشكریان خود به جنگ آنان رود). سعد نیز برادرزادهاش، هاشمبن عُتبهبن ابیوقّاص، معروف به مِرقال، را به فرماندهی دوازده هزار سپاهی روانه جلولاء كرد (خلیفةبن خیاط؛ بلاذری؛ ابناعثم كوفی، همانجاها؛ طبری، ج٤، ص٢٤ـ٢٥؛ قس ابنكلبی، ج١، ص٧٦، كه عمروبن مالكبن عتبةبن نَوْفَل را فرمانده سپاه اسلام در جلولاء دانسته است؛ نیز رجوع کنید به دینوری، ص١٢٧؛ طبری، ج٤، ص٢٦) و قَعقاعبن عمرو فرمانده مقدمه سپاه بود. به روایت طبری، هاشمبن عُتبه در صَفر سال ١٦ از مدائن به سوی جلولاء حركت كرد. در سپاه وی مهاجران و انصار و بزرگان عرب بودند و، با اذن عمر، افرادی كه سابقه ارتداد داشتند نیز در سپاه حضور یافتند (طبری، ج٤، ص٢٥؛ نیز رجوع کنید به ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، ج٢، ص٥٢٠). بهجز آنان، گروهی از دیلمیان ــكه پس از شكست رستم فرخزاد در قادسیه، كاركرد نظامی نداشتندــ به سپاه اسلام پیوستند (بلاذری، ص٢٨٠). هاشم سپاهیان ساسانی را در خندقهایشان محاصره كرد. ایرانیان جنگ را فرسایشی كردند و تعمداً به درازا كشاندند. مسلمانان هشتاد بار (بهروایت ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، همانجا: هشتاد روز) یورش بردند و سرانجام بر آنان پیروز شدند. یزدگرد سوم ساسانی (حك: ٦٣٢ـ٦٥١ میلادی)، از حُلوان برای سپاه خود كمك مالی و نظامی میفرستاد (طبری، ج٤، ص٢٥، ٢٧). وی با فرماندهان نظامی ناحیه جبال نیز مكاتبه و جنگجویانی را بسیج كرد و به جلولاء فرستاد (خلیفهبن خیاط، قسم١، ص١٢٧؛ بلاذری، ص٢٦٤). در پی آن، سعد لشكریانی به یاری مسلمانان فرستاد و به تدریج شمار سپاهیان اسلام از ٠٠٠ ، ٢٤ تن افزون گشت (ابناعثم كوفی، ج١، ص٢١١). مسلمانان تصمیم گرفتند كار دشمن را، پیش از آنكه با نیروهای كمكی تقویت شود، یكسره كنند؛ ازاینرو، برای نبرد نهایی صفوف خود را اینگونه آرایش نظامی دادند: جَریربن عبداللّه بَجَلی در میمنه، حُجربن عَدی كِندی در میسره، [ قَیسبن ] مكشوح مرادی در جناح، عمروبن مَعدی كَرِب در فرماندهی سواران و طُلَیحهبن خُوَیلِد در فرماندهی پیادگان. سپاه ساسانی نیز چون از پیوستن نیروهای كمكی به سپاه اسلام خبر یافت، آماده حمله شد و صفوف خود را متقابلاً آراست: خرّزادبن وَهْرِز (=هرمز) در سمت راست، فیروزبن خسرو (فیروزان؟) در سمت چپ، و هرمزان (حاكم اهواز/ خوزستان) در قلب. بین دو سپاه جنگی شدید درگرفت كه از صبح تا شب ادامه یافت (ابناعثم كوفی؛ قس بلاذری، همانجاها؛ دینوری، ص١٢٨؛ طبری، ج٤، ص٢٤، ٢٧). مسلمانان حمله كردند و هاشمبن عتبه به تحریض و تقویت روحیه سپاهیان پرداخت. گفتهاند امداد غیبی نیز به یاری مسلمانان رسید، چنانكه خداوند بادی بر سپاه ساسانیان فرستاد و همه جا را بر ایشان تیره كرد، بهگونهای كه اسبهایشان در خندق افتاد. در پی آن، سپاه ساسانی راههایی در خندق باز كردند و بالا آمدند و دژ خود را خراب كردند، مسلمانان با شنیدن این خبر، با قوّت جنگیدند. قعقاع نیز با خدعه ندا داد كه خندق را گشوده است و بدینوسیله سپاهیان را قویدل ساخت. ساسانیان گریختند و مسلمانان آنان را تعقیب و كشتاری هولناك كردند. تا آنجا كه میدان نبرد از اجساد كشتهشدگان پوشیده گشت (بلاذری، همانجا؛ طبری، ج٤، ص٢٥). در پارهای روایات، عدد كشتهشدگان سپاه ساسانی را صد هزار تن نوشتهاند (رجوع کنید به طبری، ج٤، ص٢٦؛ یاقوت حموی، ج٢، ص١٠٧) كه با رقم پیشین درباره شمار لشكریان ایران منافات دارد و مبالغهآمیز مینماید. پس از این نبرد، آن شهر «جلولاء الوَقیعة» نام گرفت (خلیفةبن خیاط، قسم١، ص١٢٨، قسم٢، ص٦٠٣؛ طبری، همانجا).
هاشمبن عتبه، جریربن عبداللّه بَجَلی را با لشكری انبوه در جلولاء گمارد تا مراقب دشمن باشد و از نفوذ آنان به نواحی عراق جلوگیری كند (بلاذری، همانجا؛ دینوری، ص١٢٩) و قعقاع در تعقیب ایرانیان تا خانقین پیش رفت (طبری، ج٤، ص٢٨، ٣٤؛ ابناثیر، ١٣٩٩ـ١٤٠٢، ج٢، ص٥٢١). یزدگرد با شنیدن خبر این شكست، از حلوان بهسوی جبال رفت (طبری، همانجاها).
مسلمانان در جنگ جلولاء اسیران بسیاری گرفتند كه به «سَبْی جلولاء» معروف شدند (دینوری، همانجا؛ طبری، ج٤، ص٢٨). رقم غنایم را هجده و به روایتی سی میلیون درهم نوشتهاند (خلیفةبن خیاط، قسم١، ص١٢٧ـ١٢٨). گفته شده است به هر سوار مسلمان، سه هزار مثقال و به هر پیاده، هزار مثقال سهم از غنایم رسید (ابنابیشیبه، ج٧، ص٦٦٣؛ قس خلیفةبنخیاط، همانجا؛ طبری، ج٤، ص٢٩: به هر سوار نُه هزار سهم و نُه چهارپا). سلمانبنربیعه، غنایم را میان مسلمانان قسمت كرد و سعدبن ابیوقّاص خمس غنایم را، شامل طلا و نقره و ظرف و جامه و جواهر، نزد عمر فرستاد (طبری، ج٤، ص٢٩ـ٣٠).
با فتح جلولاء مسلمانان بقایای سپاهیان ساسانی را در منطقه مرزی بین ارتفاعات ایران و عراق درهم شكستند و ایرانیان از دره دجله و فرات (یعنی منطقه جنوبی جزیره) بیرون رانده شدند (رجوع کنید به بلاذری، ص٢٦٥؛ دنت ، ص٥٠ـ٥١)؛ ازاینرو، برخی مورخان جنگ جلولاء را فتحالفتوح نامیدهاند (رجوع کنید به خلیفةبن خیاط، همانجا؛ بكری، ج٢، ص٣٩٠؛ ابناثیر، ١٢٨٠ـ١٢٨٦، ج٥، ص٤٩). شاعران نیز درباره این جنگ شعرهایی سرودهاند (رجوع کنید به ابناعثم كوفی، ج١، ص٢١٢ـ٢١٥؛ یاقوت حموی، همانجا). ابوالحسن علیبن محمد مدائنی (متوفی ٢٢٥)، در ضمن كتابی، اخبار جنگ جلولاء را گرد آورده بود (رجوع کنید به ابنندیم، ص١١٥).
منابع:
(١) ابنابیشیبه، المصنّف فی الاحادیث و الا´ثار، چاپ سعید محمد لحّام، بیروت ١٤٠٩/١٩٨٩؛
(٢) ابناثیر، اسدالغابة فی معرفة الصحابة، قاهره ١٢٨٠ـ١٢٨٦، چاپ افست بیروت [ بیتا. (؛
(٣) همو، الكامل فیالتاریخ ، بیروت ١٣٨٥ـ١٣٨٦/ ١٩٦٥ـ١٩٦٦، چاپ افست ١٣٩٩ـ ١٤٠٢/ ١٩٧٩ـ١٩٨٢؛
(٤) ابناعثم كوفی، كتاب الفتوح ، چاپ علی شیری، بیروت ١٤١١/١٩٩١؛
(٥) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/ ١٩٩٢؛
(٦) ابنكلبی، جمهرة النسب ، ج١، چاپ ناجی حسن، بیروت ١٤٠٧/ ١٩٨٦؛
(٧) ابنندیم؛
(٨) عبداللّهبن عبدالعزیز بكری، معجم ما استعجم من اسماء البلاد و المواضع ، چاپ مصطفی سقا، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٩) بلاذری (لیدن)؛
(١٠) خلیفةبن خیاط، تاریخ خلیفةبن خیاط ، روایة بقیبن مخلد، چاپ سهیل زكار، دمشق ١٩٦٧ـ١٩٦٨؛
(١١) دانیل كلمنت دنت، مالیات سرانه و تأثیر آن در گرایش به اسلام ، ترجمه محمدعلی موحد، تهران ١٣٥٨ش؛
(١٢) احمدبن داوود دینوری، الاخبار الطوال، چاپ عبدالمنعم عامر، مصر ) ١٣٧٩/١٩٥٩ (، چاپ افست بغداد ) بیتا. ]؛
(١٣) طبری، تاریخ (بیروت)؛
(١٤) یاقوت حموی؛
(١٥) یعقوبی، تاریخ .
/ محمدرضا ناجی /