دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٨٩
حليمى، لطفاللّه بن يوسف ، لغتشناس، فقيه، شاعر و طبيب ايرانىتبار عثمانى در اواخر سده نهم. جدش، عبدالحليم، اهل سيواس بود و خود حليمى به احتمال بسيار در آماسيه به دنيا آمده و همانجا بزرگ شده بود (بروسهلى، ج ١، ص ٢٧٣؛ د. ا. د. ترك، ذيل مادّه). برخى منابع او را ايرانى و از ديار عجم (رجوع کنید به ثريا، ذيل مادّه؛
طاشكوپرىزاده، ص ٣٨٦) و از اديبان فاضل فارسىدان (بروسهلى، همانجا) شمردهاند. بعضى مؤلفان وى را معاصر سلطان سليم ياووز (حك : ٩١٨ـ ٩٢٤) معرفى كرده و گفتهاند كه در ٩٢٢ درگذشته است (رجوع کنید به ثريا، همانجا؛
سامى، ذيل مادّه؛
شوقى، ص ١٨٣)، اما اين مدعا اشتباه، و نتيجه خلط حليمى با شاعرى به نام حليمى چلبى است (د. ا. د. ترك، همانجا؛
نيز رجوع کنید به بروسهلى؛
طاشكوپرىزاده، همانجاها).
حليمى در روزگار سلطان محمد فاتح (حك : ٨٤٨، ٨٥٥ـ ٨٨٦) به استانبول رفت و صدراعظم، محمودپاشا، از او حمايت كرد (قنالىزاده، ج ١، ص ٣٠٣؛
سامى، همانجا). هنگام سلطنت فاتح، حليمى مقام قضاى نواحى مختلف قلمرو عثمانى را داشت، اما وقتى به شاهزاده بايزيد دوم توصيه كرد از معاشرانش، كه وى را به خَمر و قمار و مواد مخدر سوق مىدادند، پرهيز كند، دوستان شاهزاده براى وى دسيسه چيدند و او در ٨٧٧ در توقات زندانى شد، ولى پس از سه ماه تبرئه و آزاد گرديد. آنگاه در قصيده تائيهاى به عربى، ماوقع را به اطلاع سلطان رساند و موجب تعقيب و مجازات كسانى شد كه وليعهد را گمراه مىكردند. حليمى احتمالا پس از جلوس بايزيد دوم، با تحريك و توطئه همان دشمنان قديمش، در ٨٨٧ اعدام شد (د.ا. د. ترك، همانجا؛
نيز رجوع کنید به صولاقزاده، ص ٢٥١؛
قس حاجىخليفه، ج ٢، ستون١٢٤٦: «سنة ٩٠٠ مقتولا»).
حليمى فارسى را نيك مىدانست، ولى احتمالا بيشتر اشعارش به عربى بوده است (>دايرةالمعارف اديبان دنياى ترك <، ذيل مادّه).
وى از طبيبان معروف زمان خود بود و نزد شرفالدين صابونجى اوغلو، رئيس دارالشفاى آماسيه، پرورش يافت و اثرى در طب، به نام قاسميه، تأليف كرد (اوزون چارشيلى، ج ٢، ص ٥٩٧ـ٦٠٠؛
نيز رجوع کنید به شوقى، همانجا). وى همچنين اثرى منظوم در طب، به نام لطف محمدخان، را به سلطان محمدفاتح تقديم كرد (شهسوار اوغلى، ص ٥١).
آثار حليمى به اين شرح است: ١) بحرالغرائب، معروف به قائمه، در دو جلد، كه جلد نخست آن فرهنگ لغات فارسى به تركى و جلد دوم آن در خصوص قواعد عروض و قافيه و بديع و بيان است (قنالىزاده، همانجا؛
حاجىخليفه، ج ١، ستون ٢٢٥، ج ٢، ستون ١٣١٥). از اين اثر، كه به لغت حليمى نيز شهرت يافته است، شش نسخه خطى در كتابخانههاى استانبول وجود دارد (>دايرةالمعارف زبان و ادبيات تركى<، ذيل مادّه). گيب (ج ٢، ص ٣٨٦) از بحرالغرائب ديگرى سخن گفته است كه به بحرالغرائب حليمى ربطى ندارد. ٢) فرائض الحليمى الرومى (حاجىخليفه، ج ٢، ستون ١٢٤٦)، به عربى، درباره قواعد ارث. ٣)قصيده تائيه به عربى كه خود حليمى بر آن شرح نوشته است و نسخهاى از آن در كتابخانه اياصوفيه وجود دارد (بروسهلى؛
د. ا. د. ترك، همانجاها). ٤) گلشن زيبا، اثرى منظوم به فارسى در طب، در سه باب: طبيعيات، ضروريات، و مرض. وى آن را در ٨٦٢ به سلطانمحمد فاتح تقديم كرده است. ٥) ترجمه فارسى قرآن، كه يگانه نسخه آن در كتابخانه طوپقاپىسراى نگهدارى مىشود. ٦) حاشية الحليمى علىالخَيالى، كه حاشيهاى است بر حاشيه خيالى از شرحالعقائد النَّسَفية سعدالدين تفتازانى در كلام اسلامى. يك نسخه خطى از اين كتاب در كتابخانه سليمانيه استانبول نگهدارى مىشود. ٧) مُصَرِّحاتُ الاسماء، كه نوعى فرهنگ اسامى عربى با معادلهاى تركى و گاهى فارسى است. حليمى در تأليف آن، الصِحّاح جوهرى، الجَمْهَرة ابندُرَيد و مُعَجماللُغة ابنفارِس و برخى ديگر از كتابهاى لغت عربى را مأخذ قرار داده و در ٨٧٢ آن را به بايزيد دوم تقديم كرده است. چند نسخه خطى از اين كتاب در كتابخانههاى استانبول و قاهره و اتريش موجود است (رجوع کنید به د. ا. د. ترك، همانجا؛
بروكلمان، ج ٢، ص ٢٨٩، >ذيل<، ج ٢، ص ٣١٢)؛
٨) تحفه مقدمةاللغة، فرهنگ منظوم فارسى به تركى. ٩) مرآةالطَيّبين، به فارسى، در توبه، كه در ٨٦٥ تأليف شده است. ١٠) رسالةٌ فى بيان قواعدالمعما، به تركى، در شرح قواعد معماهاى فارسى. ١١) رسالةٌ فى التّجنيسات و التّشبيهات و المَجازات، به تركى، در بيان قواعد اين صناعات (د. ا. د. ترك، همانجا).
منابع:
(١) محمدطاهر بروسهلى، عثمانلى مؤلفلرى، استانبول ١٣٣٣ـ١٣٤٢؛
(٢) محمد ثريا، سجل عثمانى، استانبول ١٣٠٨ـ١٣١٥/ ١٨٩٠ـ١٨٩٧، چاپ افست انگلستان ١٩٧١؛
(٣) حاجىخليفه؛
(٤) شمسالدينبن خالد سامى، قاموسالاعلام، چاپ مهران، استانبول ١٣٠٦ـ١٣١٦/ ١٨٨٩ـ١٨٩٨؛
(٥) صولاقزاده محمد همدمى، صولاقزاده تاريخى، استانبول ١٢٩٧؛
(٦) احمدبن مصطفى طاشكوپرىزاده، الشقائق النعمانية فى علماء الدولة العثمانية، چاپ احمد صبحى فرات، استانبول ١٤٠٥؛
(٧) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur, Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩;
(٨) Supplementband, ١٩٣٧-١٩٤٢;
(٩) E.J.W. Gibb, A history of Ottoman poetry, ed. Edward G. Brown, vol.٢, London ١٩٦٥;
(١٠) Hasan Celebi Kinalizade, Tezxkiretu s-suara, ed. Ibrahim Kutluk, Ankara ١٩٧٨-١٩٨١;
(١١) Bedi. N. Sehsuvaroglu, Turk tip tarihi, Bursa ١٩٨٤;
(١٢) Osman Sevki, Besbucuk asirlik Turk tababeti tarihi, ed. Ilter Uzel, Ankara ١٩٩١;
(١٣) TDVIA, s.v. "Halimi, Lutfullah" (by Mustafa Erkan);
(١٤) Turk dili ve edebiyati ansiklopedisi, Istanbul: Dergah yayinlari, ١٩٧٦-١٩٩٨, s.v. "Halimi, Lutfullah";
(١٥) Turk dunyasi edebiyatcilari ansiklopedisi, Ankara: Ataturk Yuksek Kurumu, Ataturk Kultur Merkezi Baskanligi, ٢٠٠٢- , s.v. "Halimi";
(١٦) Ismail Hakki Uzuncarisli, Osmanli tarihi, vol.٢, Ankara ١٩٩٨.
/ على كاتبى /