دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٣٣
جُذام (٢) ، قبیله ای بزرگ از عرب قَحْطانی و بَطْنی از قبایل کَهْلان بن سَبا. ظاهراً قبیلة جذام عَمْروبن عَدِیّ * را نیای بزرگ این قبیله می دانستند. وی موصوف به جُذام بود که احتمالاً از کلمة جَذْم به معنای ریشه و اصل هر چیز گرفته شده است ( رجوع کنید به قَلْقَشَنْدی ، ١٤٠٥، ص ١٩١؛ صفی پوری ، ذیل «جذم »)؛ در این صورت ، شاید بتوان قبیلة جذام را یکی از قدیم ترین گروههای قومی مردم عرب دانست . قبیلة جذام در سده های نخستین میلادی ساکن یمن بودند و ظاهراً پس از ویرانی سد مَأرِب در حدود ٤٥٠ـ٤٥١ میلادی ، به شمال ناحیة تهامه و حوالی شام مهاجرت کردند ( رجوع کنید به ابن هشام ، قسم ١، ص ١٣ـ١٤؛ سمعانی ، ج ٢، ص ٣٣). از گزارش طبری (ج ٢، ص ٢٦٣) در بارة همکاری قبیلة جذام با فِهْربن مالک (سرکردة مردم مکه ) در جنگ با ابن عبد کُلال (از شاهان متأخر سلسلة دوم حِمْیَریان یمن ) که قصد داشت حجرالاسود را به یمن ببرد، چنین بر می آید که قبیلة جذام پس از ویرانی اول سدمأرب ، به تهامه مهاجرت کردند. آنان پیش از اسلام در شام و فلسطین و سواحل دریای مدیترانه پراکنده بودند. پس از اسلام به ویژه در سده های سوم و چهارم ، نواحی غَزَّه * و بَیْسان * در فلسطین ، قریة بَقّاره در ناحیة اَلْعَریش در شمال شبه جزیرة سینا در مصر، و بادیة الشام * به این قبیله تعلق داشت (یعقوبی ، البلدان ، ص ٣٣٠؛ ابن حائک ، ص ٢٤٣ـ٢٤٤؛ مسعودی ، ج ٢، ص ٢٤٩؛ اصطخری ، ص ٢٣). مرزی که امروزه فلسطین را از مصر جدا می کند، در گذشته نیز خط فاصل میان قبیلة جذام و مردم مصر بود. مردم جذام از زمانهای قدیم در فلسطین سکونت داشتند ( رجوع کنید بهوصفی زکریا، ج ١، ص ٦٩) و به گفتة یعقوبی در قرن سوم ( البلدان ، ص ٣٢٩) یکی از گروههای تشکیل دهندة مردم فلسطین بوده اند.
نسب بسیاری از مردم عرب تبار لبنان نیز به قبیلة جذام می رسد ( رجوع کنید به آل صفا، ص ٢٧). پس از اسلام آوردن این قبیله ، گروههایی از آنان در حدود سالهای ١٩ـ٢١ تحت فرماندهی عَمْروبن عاص ، مصر را فتح کردند ( رجوع کنید به بلاذری ، ص ٢٩٨ـ ٣٠٨) و در آنجا مستقر شدند. اینان نخستین گروه عرب بودند که در مصر ساکن شدند. زمینهایی که عمروبن عاص به قبیلة جذام داده
بود، قرنهای متمادی همچنان در اختیار اعقاب آن قبیله قرار داشت ، چنانکه قلقشندی (١٩٦٣، ج ١، ص ٣٣١ـ٣٣٤؛ همو، ١٤٠٥، ص ١٩٢) در سدة هشتم و نهم از دهها طایفة جذام نام برده است که در زمان او در نواحی مختلف مصر سکونت داشتند. افراد قبیلة جذام همپای گسترش اسلام ، در شمال افریقا و اندلس (اسپانیا) پراکنده شدند.
در لیبی ، ناحیة بزرگ بَرْقَه * / سیرنائیک یا مَرْج کنونی ، در نیمة قرن سوم و بعد از آن ، مسکن گروههایی از قبیلة جذام بود (یعقوبی ، البلدان ، ص ٣٤٣). گروههایی از چادرنشینان عرب ناحیة طرابلس در مغرب لیبی ، در قرن هشتم از این قبیله بودند که نگهبانی کردن از راههای تجاری میان مصر و مدینه تا حدود غزّه برعهدة آنان بود ( رجوع کنید به ابن خلدون ، ج ٢، ص ٣٠٨). این گروه همچنان در اراضی قدیم خود در کنار خلیج عقبه و دریای سرخ زندگی می کردند و گروههایی از آنان در دورة خلافت مروان بن حکم اموی (حک : ٦٤ـ ٦٥) و پس از آن ، به اندلس رفتند ( رجوع کنید بهابن عبدالحکم ، ص ٣٦٧)؛ در قرن چهارم و پنجم ، مناطق شَذُونة ، تُدمیر و اشبیلیه (سویل ) محل سکونت افراد قبیلة جذام در اندلس بود (ابن حزم ، ص ٤٢١). صرف نظر از گزارش یعقوبی در بارة انتساب طوایف یهودی بنی نضیر و بنی قُرَیْظة مدینه به قبیلة جذام ( رجوع کنید بهتاریخ ، ج ٢، ص ٤٩، ٥٢)، و اندک رواج مسیحیت در میان گروههایی از قبیلة جذام در ناحیة شام و مصر (بری ، ص ١٩٦)، اغلب اعضای این قبیله در دورة جاهلیت ، سیارة مشتری (ابن صاعد اندلسی ، ص ٢٠٤) و بُت اُقَیْصِر (سالم ، ص ٤٧٧)، از بتهای معروف شام ، را می پرستیدند. مردم قبیلة جذام ــ به جز بعضی افراد آن همچون رِفاعة بن زید که پس از صلح حُدَیْبیه مسلمان شد ــ تا سال ششم هجرت مسلمان نشدند اما در این سال ، طایفة بنی ضُبَیْب ، که رفاعة بن زید از آنان بود، از طریق رفاعه مسلمان شدند (واقدی ، ج ٢، ص ٥٥٧ ـ ٥٥٨). آن دسته از مردم جذام که از اتباع یا متحد دولت بیزانس بودند، در سال هشتم و سیزدهم در جنگ با مسلمانان شرکت کردند (طبری ، ج ٣، ص ٣٧، ٣٨٩). در غزوات مُؤْتَه / موته و ذاتُالسَلاسِلْ در سال هشتم و غزوة تبوک در سال نهم نیز گروهی از جنگجویان جذام در مقابل مسلمانان قرار گرفتند (واقدی ، ج ٢، ص ٧٦٠، ج ٣، ص ٩٩٠؛ طبری ، ج ٣، ص ٣٢). اینان پس از فتح شام ، در سالهای چهاردهم و پانزدهم به اسلام پیوستند (طبری ، ج ٣، ص ٥٧٠ ـ٥٧١) و در سال هجدهم در بقیة فتوحات مسلمانان در قیساریه و فلسطین شرکت نمودند (یعقوبی ، تاریخ ، ج ٢، ص ١٥١).
بعضی از طوایف جذام در آخرین سالهای دورة جاهلیت ، تحت تأثیر دولت بیزانس ، تا حدی به تکامل اجتماعی رسیدند و حکومتی مخصوص خود برپا کردند. فَرْوَة بن عَمْروبن نافِرَه ، در آغاز دعوت پیامبر اسلام ، از سوی دولت بیزانس حاکم ناحیة مَعان اردن بود. وی پس از غزوة تبوک مسلمان شد و به همین سبب در سالهای نخستین اسلام اسیر حارث بن ابی شمر (پادشاه غسانیانِ شام و عامل دولت بیزانس ) گشت و در فلسطین اعدام شد ( رجوع کنید به ابن خلدون ، ج ٢، ص ٣٠٨). قبیلة جذام از طرفداران معاویة بن ابی سفیان بودند و در جنگ صِفّین شرکت کردند (مسعودی ، ج ٣، ص ١٢٥). رَوْحَبن زِنباع جُذامی در سال ٦٢ با هزار سپاهی ، از فلسطین به کمک مسلم بن عُقْبه آمد تا او را در جنگ با عبداللّه بن زبیر یاری کند (یعقوبی ، تاریخ ، ج ٢، ص ٢٥١). ثابت بن نعیم جذامی در سال ١٢٨ در اردن علیه مروان بن محمد (از خلفای اموی ) قیام کرد اما مغلوب شد (همان ، ج ٢، ص ٣٣٩). در ٢٢٨ اَبوحَرْب یَمانی معروف به مُبَرْقَع ، از سران قبیلة جذام در فلسطین ، شورش بزرگی برضد معتصم باللّه عباسی (حک : ٢١٨ـ٢٢٧) بر پا کرد که در آغاز خلافت واثق باللّه (حک : ٢٢٧ـ٢٣٢) سرکوب شد (همان ، ج ٢، ص ٤٨٠؛ ابن خلدون ، ج ٣، ص ٣٣٧).
قبیلة جذام در غرب اسلامی اهمیت و اعتبار بیشتری داشت . بزرگان جذام در شمال افریقا و اندلس مؤسس چند دولت اسلامی بودند و در بعضی دولتها از بزرگان به شمار می آمدند. عربهای اندلس ، ثَعْلَبَةِبن سلامه جذامی را در ١٢٤ و ثَوابَة بن سلامه جذامی را در ١٢٨ به حکومت بر گزیدند. علاءبن مُغیث یَحْصَبی در ١٤٦ علیه عبدالرحمان بن معاویه ، مؤسس سلسلة امویان اندلس ، قیام کرد و کشته شد. پس از قتل او، سعید یَحْصَبی معروف به مطری ، از بستگان علاء، در ١٤٨ به خون خواهی او برخاست و کشته شد (ابن خلدون ، ج ٤، ص ١٥٣، ١٥٧). دولتهای تجیبیان (٤١٠ـ٥٣٦) و بنی هود (٦٢٠ـ ٦٦٨) و بنی مَرْدَنِیش و بنی اَفْطَس (٤١٣ـ٤٨٧) در اندلس از این قبیله برخاسته بودند ( رجوع کنید به همان ، ج ٤، ٢٠٩ـ٢١٠، ٢١٢ـ ٢١٥؛ نیز رجوع کنید بهآیتی ، ص ١٣٤ـ ١٣٥، ١٤١، ١٨٤ـ ١٨٥). عبدالعزیزبن وزیر (جَرَوی )، فرمانده شورشی مصر در دورة مأمون عباسی ، از قبیلة جذام بود ( رجوع کنید بهمقریزی ، ج ١، ص ١٧٢ـ١٧٣). به نوشتة ابن خلدون (ج ٢، ص ٣٠٧ـ ٣٠٨) در سدة هشتم ، افراد این قبیله در حوالی اَیْلَه / ایلا (بندری در خلیج عقبه در دریای سرخ )، از ابتدای توابع حجاز تا اطراف یثرب و مَعان و حوالی معان ، از سرزمین شام ، پراکنده بودند.
از این قبیله دانشمندانی برخاسته اند که غالباً اهل اندلس بوده اند، از جمله : بکربن سَوادَةِبن ثُمامه جذامی از تابعین و
رجال حدیث سدة دوم (ابن حَجَر عَسقَلانی ، ج ١، ص ٤٨٣ـ ٤٨٤)؛ احمدبن داودبن یوسف جذامی (متوفی ٥٩٨)، طبیب و شارح ادب الکاتب ابن قُتیبه و مقامات حریری (بغدادی ،ج ١، ستون ٨٩)؛ محمدبن علی بن محمدبن فخار اَرْکُشی جذامی (متوفی ٧٢٣)، فقیه و لغت شناس اهل مالَقَه (مالاگای کنونی )، صاحب آثاری چون شرح مشکلات سیبویه و شرح قوانین الجَزْوَلیة و شرح الرسالة است (سیوطی ، ج ١، ص ١٨٧ـ ١٨٨) و علی بن عبداللّه بن محمدبن محمدبن حسن جذامی مالِقی نُباهی (متوفی بعد از ٧٩٢) قاضی غَرناطه (گرانادا) و مؤلف کتاب تاریخ قضاة الاندلس (مَقَّری ، ج ٢، ص ٥؛ زرکلی ، ج ٤، ص ٣٠٦).
منابع :
(١) محمدجابر آل صفا، تاریخ جبل عامل ، بیروت ١٩٨١؛
(٢) محمدابراهیم آیتی ، آندلس ، یا، تاریخ حکومت مسلمین در اروپا ، تهران ١٣٤٠ ش ؛
(٣) ابن حائک ، صفة جزیرة العرب ، چاپ محمدبن علی أکوع ، صنعاء ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٤) ابن حجر عسقلانی ، تهذیب التهذیب ، حیدرآباد دکن ١٣٢٥ـ١٣٢٧؛
(٥) ابن حزم ، جمهرة انساب العرب ، چاپ عبدالسلام محمد هارون ، قاهره ( ١٩٨٢ ) ؛
(٦) ابن خلدون ؛
(٧) ابن صاعد اندلسی ، التعریف بطبقات الامم : تاریخ جهانی علوم و دانشمندان تا قرن پنجم هجری ، چاپ غلامرضا جمشیدنژاد اول ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٨) ابن عبدالحکم ، کتاب فتوح مصر و اخبارها ، چاپ محمد حجیری ، بیروت ١٤١٦/١٩٩٦؛
(٩) ابن هشام ، السیرة النبویة ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، ( بیروت ) : دارابن کثیر، ( بی تا. ) ؛
(١٠) اصطخری ؛
(١١) عبداللّه خورشید بری ، القبائل العربیة فی مصرفی القرون الثلاثة الاولی للهجرة ، ( قاهره ) ١٩٩٢؛
(١٢) اسماعیل بغدادی ، هدیة العارفین ، ج ١، در حاجی خلیفه ، ج ٥؛
(١٣) بلاذری (بیروت )؛
(١٤) خیرالدین زرکلی ، الاعلام ، بیروت ١٩٩٩؛
(١٥) سید عبدالعزیز سالم ، تاریخ العرب فی عصر الجاهلیة ، ( اسکندریه ) ١٩٨٨؛
(١٦) سمعانی ؛
(١٧) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین و النحاة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٨٤؛
(١٨) عبدالرحیم بن عبدالکریم صفی پوری ، منتهی الارب فی لغة العرب ، چاپ سنگی تهران ١٢٩٧ـ ١٢٩٨، چاپ افست ١٣٧٧؛
(١٩) طبری ، تاریخ (بیروت )؛
(٢٠) احمدبن علی قلقشندی ، صبح الاعشی فی صناعة الانشا ، قاهره ١٣٣١ـ ١٣٣٨/١٩١٣ـ١٩٢٠، چاپ افست ١٩٦٣؛
(٢١) همو، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب ، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٤؛
(٢٢) مسعودی ، مروج (بیروت )؛
(٢٣) احمدبن محمد مقری ، ازهار الریاض فی اخبار عیاض ، چاپ مصطفی سقا، ابراهیم ابیاری ، و عبدالحفیظ شلبی ، قاهره ، ج ٢، ١٣٥٩/١٩٤٠؛
(٢٤) احمدبن علی مقریزی ، کتاب المواعظ و الاعتبار بذکر الخطط و الا´ثار، المعروف بالخطط المقریزیة ، بولاق ١٢٧٠، چاپ افست قاهره ( بی تا. ) ؛
(٢٥) محمدبن عمر واقدی ، کتاب المغازی للواقدی ، چاپ مارسدن جونز، لندن ١٩٦٦؛
(٢٦) احمد وصفی زکریا، عشائرالشام ، دمشق ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٧) یعقوبی ، البلدان ، همو، تاریخ .
/ علی پورصفر قصابی نژاد /