دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٢٦٦
ثُلْث ، خط ، از خطوط شش گانة (اقلام ستّه ) اسلامی . در بارة مصطلح شدن ثلث در خوش نویسی ، حدسهای گوناگونی زده اند. برخی ( رجوع کنید به قَلقَشَندی ، ج ٣، ص ١١، ٥٨؛ هروی ، ص ٦، محمودبن محمد، ص ٣٠٠؛ مجنون رفیقی هروی ، ص ٢٥٧؛ منشی قمی ، ص ١٦ـ١٧) به سبب آنکه یک سوم آن دَوْر و دو سوم آن سطح است و برخی به اعتبار آنکه مساحت سرقلمِ ثلث ، یک سوم مساحت قلم طومار (قلمی درشت مخصوص
نوشتن طومارها و نامه ها) است ، آن را ثلث نامیده اند ( رجوع کنید بهقلقشندی ، ج ٣، ص ٥٨). بر اساس نظری دیگر، این نامگذاری به سبب ارتباط میان خط ثلث با نسخ * یا محقق * است ، با این توضیح که لازمة تبحر یافتن در نوشتن خط ثلث ، تسلط بر نسخ
یا محقق و در واقع تسلط بر دست کم دو خط از خطوط شش گانه (= یک سوم ) است ؛ نیز گفته شده که این نامگذاری به علت ارتباط میان لقبِ خط ثلث ، یعنی «ام الخطوط »، با آیة ١١ سورة نساء «فَلِاُمِّهِ الثُّلُث »، بوده است ( رجوع کنید به صیرفی ، ص ٢٠؛ سراج شیرازی ، ص ١٣٧؛ نیز رجوع کنید بهبخاری ، ص ٣٢٧). اما باید این نظرها را که کمتر رهیافتی تاریخی به هنر داشته اند، با احتیاط تلقی کرد.
ثلث از خطوط مستدیر (دارای حرکت منحنی ) و از لحاظ قواعد و اصول ، از دشوارترین و کامل ترین و زیباترین خطوط اسلامی است . انتهای حروف ، منتهی به دنباله ها و رشته های باریک و نازکی (تشمیرات ) است که به شکل پیچیده یا رها شده (ارسال )، یا به صورت قوسها و دایره های گود هستند. نسبت دور یا حرکتهای منحنی به سطح یا حرکتهای مستقیم (تقویر و بسط )، دو به یک و نسبت قَــطِّ (برش مورب ) قلم به منظور ایجاد تشمیرات ، در حد تحریف و میل کامل است (قطّ محرف = بین ٣٥ یا ٤٥ درجه )، اما برخی ، نظیر سراج شیرازی (ص ٨٣) و سبزواری (ص ٢٣٣)، قطّ آن را متوسط (بین ١٥ تا ٢٥ درجه ) دانسته اند. در ثلث ، حروف و کلمات ، درشت ولی جمع و جورتر از محقق اند و حلقه ها و گره ها باز و در برخی موارد بسته
می گردنـد (ماننـد ؛ قلقشندی ، همانجا؛ فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٦٣). وجود سَرَک یا تَرْویس (زائده ای تقریباً مثلثی شکل که به ابتدای حروف می چسبد)
در حروفِ الف منفرد، جیم ، طا، کاف ، لام مفرد و اول ،
و دندانه های بلندی که در ابتدای حروف قرار می گیرد
( ) لازم است . گره های صاد، ضاد، طا، ظا، عین ، فا، قاف ، میم ، ها، واو و لامِ الف محققه (لا)، باز است و طَمْسْ (گرفتگی و تنگی چشمة حروف ) در آنها جایز نیست ( رجوع کنید به قلقشندی ، همانجا).
تنوع نگارش حروف در این خط ، به گونه ای است که ناآشنایان به قواعدِ آن ، در تشخیص برخی حروف و حتی کلمات
به اشتباه می افتند( ).
در سطربندی نیز با رعایتِ تمام حرکات (فتحه ،
کسره ، ضمه ، سکون و تنوین )، ضوابط (تشدید، مدّ،
قطع و وصل )، تزئینات ( ) و حروف خفیفة صغیره
( ) گاهی با فاصله ، گاهی کم فاصله و گاهی پیچیده و تودرتو نوشته می شود. تزئینات و حروف خفیفه ، به منظور یکنواخت ساختن خط و زمینه ، برقراری نسبت میان سیاهی خط و سفیدی داخل حلقه های حروف (تعادل سواد و بیاض ) و آراستن حروف و کلمات به کار می روند (فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٦٣ـ٢٦٤؛ همو، ١٣٧١ ش ، ص ١٠٠). برای گذاشتن اعراب ، از قلمی ظریف تر (قلم حرکت )، که اندازة آن ١٣ یا ١٤ قلم ثلث است ، استفاده می شود، با این حال برای گذاشتن فتحه و گاه ضمه و تنوین ، قلم ثلث به کار می رود ( د. ترک ، ذیل "Sدlدs" ؛ نیز رجوع کنید بهفضائلی ، ١٣٧٦ ش ، ص ١٢٦). این خط با وجود برخی شباهتها با خطوط محقق و نسخ و توقیع ، در مفردات و مرکّبات ، با آنها تفاوتهایی دارد از جمله در طول الف ، قطّ قلم ، دور و سطح ، فتح و طمس ، مدّات (کششها) و نحوة پیوستگی و ارتباط کلمات با یکدیگر ( رجوع کنید به فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٢٦؛ همو، ١٣٧٦ ش ، ص ٢٩٢، ٢٩٦ـ٢٩٧).
در گذشته بنا به تقسیم بندی قلقشندی (ج ٣، ص ٥٨، ١٠٠)، خط ثلث به دو نوع ثقیل و خفیف تقسیم می شد. در ثلثِ ثقیل یا ثقیل ثلث ، طول منتَصَبات (حروف راست ، مانند الف ، لام ، کاف ، و دنبالة میم ) و مبسوطات (حروف کشیده ، مانند ب ، ت ، س ، ش )، هفت نقطه و قطّ قلم نزدیک به مستوی (صفر تا دَه درجه ) بود. در ثلث خفیف ، قطّ قلم ، محرّف کامل و منتصبات و مبسوطات آن پنج نقطه بود. چنانچه اندکی از مقدار ثلث خفیف کاسته می شد، خط دیگری به نام لؤلؤی به دست می آمد.
بعدها خطوطی چون توقیع ، رقاع ، اجازه ( رجوع کنید به توقیع * )، غبار
( رجوع کنید به رقاع * ، خط ) و مسلسل (خطی که تمام حروف آن به هم پیوسته و متصل بود)، از ثلث به وجود آمدند که هیچ یک از
آنها امروزه رواج ندارند و فقط از باب تفنن به کار می روند (فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٦٥، ٢٧٤ـ٢٧٥، ٢٨٢؛ همو، ١٣٧٦ ش ، ص ٢٨٧).
پیشینة خط ثلث به خط جلیل ( رجوع کنید به خطاطی * )، که خود منبعث از خطوط نبطی و مُسْنَد بود، باز می گردد. ابن مُقْله * (متوفی ٣٢٨) ضمن ارائة فهرستی از انواع خطوط اسلامی شناخته شدة زمان خویش ، پیشینة ثلث را به صورت ثلثین رجوع کنید بهثقیل طومار رجوع کنید به نصف رجوع کنید به ریاسی رجوع کنید به ثلث آورده (به نقل فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٢٦) و ابن ندیم آن را به صورت جلیل رجوع کنید به دیباج رجوع کنید به طومار کبیر رجوع کنید به نصف الثّقیل (ثقیل النصف ) رجوع کنید بهثلث کبیر ضبط کرده است (ص ١٣ـ١٤، نیز رجوع کنید به فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٢٣) و هر دو، موارد کاربرد و خطوط فرعی منبعث از هریک از این خطوط را بر شمرده اند ( رجوع کنید به ابن ندیم ، همانجا؛ فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٢٦). قلقشندی (ج ٣، ص ٤٩ـ ٥٨) نیز این زنجیره را به صورت طومار کامل رجوع کنید بهمختصر طومار رجوع کنید به ثلث ، ضبط کرده است . با این حال فضائلی (١٣٥٠ ش ، ص ٢٢٧) با استناد به اقلامی که ابن مُقْله برشمرده و مقایسة آنها با فهرست ابن ندیم ، مراحل تکامل ثلث را به صورت جلیل رجوع کنید به دیباج رجوع کنید به طومار رجوع کنید به ثلثین و مختصر طومار رجوع کنید به نصف رجوع کنید به ثلث رجوع کنید به خفیف ثلث آورده است .
در بارة نخستین واضع خط ثلث ، اتفاق نظر وجود ندارد. ابن ندیم (ص ١٢)، قُطْبة مُحَرِّر، کاتب معروف اواخر عصر اموی ، را واضع خط ثلث دانسته است . قلقشندی (ج ٣، ص ١٢) بر آن است که واضع ثلث ، ابراهیم شجری (شِحْری ، سِجْزی ، سگزی )، خطاط مشهور دورة مأمون عباسی ، بود که آن را از ثلثین اخذ کرد. بعدها، نویسندگان کتب آداب الخط ، غالباً ابن مقله ( رجوع کنید به هروی ، ص ٦؛ بخاری ، ص ٣٢٧؛ قصه خوان ، ص ٢٨١؛ منشی قمی ، ص ١٦؛ مجنون رفیقی هروی ، ص ٢٥٧) و گاه ابن بوّاب * (متوفی ٤١٣) یا یاقوتِ مُستَعصَمی * (متوفی ٦٩٨) را واضع خط ثلث معرفی کرده اند ( رجوع کنید به سراج شیرازی ، ص ١٢٥، ١٣٣؛ محمودبن محمد، ص ٢٩٨). این ابهام امروزه نیز در میان محققان باقی است ، ولی بیشتر بر این باورند که ابن مقله ، به عنوان نخستین کسی که خطوط شش گانة اسلامی را قاعده مند کرد، در تکامل اولیة این خطوط و بویژه ثلث ، تأثیر بسزایی داشته و پس از وی ابن بوّاب و یاقوت مستعصمی بیشترین سهم را به خود اختصاص داده اند ( رجوع کنید به بیانی ، ١٣٣٢ ش ، ص ٦٩٢، ٦٩٥؛ دبیری نژاد، ص ٩٦ـ٩٧؛ فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٤٢، ٢٦١ـ٢٦٢؛ سهیله جبوری ، ص ٥٢؛ یحیی جبوری ، ص ١٣٠؛ بَهْنِسی ، ذیل «الثلث »). یاقوت ، بویژه تأثیر بسیاری در تکامل این خط داشته است ( رجوع کنید بهمنجّد، ص ١١٨؛ حبیب اصفهانی ، ص ٢٠٩).
به اعتقاد یکی از صاحب نظران (ابوالفضل ذابح ، مصاحبة مورخ ٢٠ خرداد ١٣٨٢) یاقوت سبکهای شناخته شدة این خط تا آن روزگار (ثلث ابن مقله ، ثلث ابن بوّاب ، ثلث عثمان بن حسین غزنوی ( قرن پنجم ) و ثلث ابوالبرکات محمد رازی ( قرن پنجم ) ) را تکامل بخشید و در شکل گیری نوآوریهای آتی در خط ثلث نیز تأثیر مستقیم نهاد.
مهم ترین نوآوران ثلث ، پس از یاقوت ، عبداللّه صیرفی * (متوفی ٧٤٢)، بایسنغر * میرزا (متوفی ٨٣٧)، عبداللّه طبّاخِ هروی * (متوفی ٨٦٢ یا ٨٨٥) و ملاعلاءبیگ * ( رجوع کنید بهعلاءالدین تبریزی * ، سدة دهم ) بودند که موجب رونق و تکامل و گسترش بیش از پیش ثلث تا اواخر سدة دهم شدند. شیوة عبداللّه صیرفی را شاگردش خیرالدین مرعشی (متوفی ٨٧٦) به قلمرو عثمانی بُرد و شاگرد برجسته ای چون حمداللّه آماسی * (متوفی ٩٢٦) را پرورش داد. احمد قره حصاری * (متوفی ٩٦٣)، دیگر ثلث نویس برجستة عثمانی ، که بعدها شیوة جدیدی در ثلث ابداع کرد، نیز پرورش یافتة اسداللّه کرمانی (متوفی ٨٩٢)
بود (نیز رجوع کنید به حبیب اصفهانی ، ص ٧٢؛ عالی ، ص ٤٤؛ بیانی ، ١٣٦٣ ش ، ج ٤، ص ١٠٢٧ـ ١٠٢٨، ١٠٦٤).
ثلث نویسان و کتیبه نگاران بزرگ صفوی و عثمانی ، این خط را به اوج تکامل رساندند. دورة شکوفایی خط ثلث در ایران ، پس از عصر صفوی ، بنا به دلایلی چون رونق خط نستعلیق و هرج و مرجهای طولانی سیاسی و اجتماعی ، سیر نزولی یافت آنچنانکه تا پایان عصر قاجار، فقط یک ثلث نویس برجسته (محمدباقر شریف شیرازی ) مجال ظهور یافت . اما در عثمانی ، اهمیت خط ثلث سیر صعودی یافت و آن دیار بتدریج به کانون ثلث نویسی مبدل گشت . ظهور جمع کثیری از ثلث نویسان برجسته در عثمانی ، طی قرون نهم تا چهاردهم و کثرت آثار به جا مانده از آنان ، که با ابداع شیوه های متنوع هنری در نگارش ثلث همراه بود، گویای چنین موقعیت ممتازی است . در قرن اخیر، خط ثلث در ایران ، عراق ، ترکیه ، سوریه ، لبنان و مصر از اقبال نسبی برخوردار بوده و استادان برجسته ای قدم به عرصه نهاده اند. شیوه های رایج ثلث در این نواحی ، به رغم برخی تفاوتها، همان شیوه های دورة صفوی و عثمانی است .
در گذشته برای نوشتن قطعات (صفحه ای که مطلبی به قلم درشت بر آن نوشته شده باشد)، پشت جلد، عناوین ، سرلوحه ها و تقسیمات کتابها، الواح سردر خانه ها و مغازه ها، کتابت قرآنهای جامع ، حکاکی سنگها و مهرهای قیمتی و نشانها از خط ثلث استفاده می شد (فضائلی ، ١٣٧١ ش ، ص ٩٥؛ سهیله جبوری ، ص ٥٢؛ زکی صالح ، ص ١٢٣؛ ذابح ، همانجا). اما عمده ترین و مهم ترین کاربرد این خط کتیبه نویسی محرابها، قبه ها و سر در ورودی مساجد، توأم با طرحهای اسلیمی و ختایی ، است که رواج آن ، به سبب هماهنگی خط ثلث با طرحها و رنگها و کاشی کاری مساجد است (فضائلی ، ١٣٧٦ ش ، ص ١٣٠ـ١٣١؛ همو، ١٣٧١ ش ، همانجا)؛ از این رو، همواره جمع کثیری از ثلث نویسان در زمرة کتیبه نویسان نیز بوده اند.
از ثلث نویسان و کتیبه نگاران برجستة ایرانی در دوران معاصر، احمد نجفی زنجانی * (متوفی ١٣٦١ ش )، عبدالحمید ملک الکلامی * (متوفی ١٣٢٨ ش )، محمدعلی غروی کاتب (تولد ١٢٨٨ ش )، حبیب اللّه فضائلی * (متوفی ١٣٧٦ ش )، سید مرتضی نجومی ، عباس مصباح زاده ، محمد موحد حسینی ، قنبری و صمدی اند (برای اطلاعات بیشتر رجوع کنید به بیانی ، ١٣٦٣ ش ، ج ١ـ٢، ص ٣٧١ـ٣٧٦؛ فصلنامة هنر ، ش ١، ص ١٨٣ـ١٨٧؛ هنر و مردم ، ش ٥٣ و ٥٤، ص ٣١).
برخی از ثلث نویسان و کتیبه نویسان برجستة سایر سرزمینهای اسلامی از این قرارند:
عثمانی (ترکیه ): حمداللّه آماسی (متوفی ٩٢٦)، احمد قره حصاری (متوفی ٩٦٣)، حسن چلبی (متوفی ١٠٠٢)، حافظ عثمان * (متوفی ١١١٠)، مصطفی راقم (متوفی ١٢٤١)، اسماعیل زهدی (قرن دوازدهم )، محمود جلال الدین (متوفی ١٢٤٥)، مصطفی عزّت (متوفی ١٢٩٣)، محمد شفیق بک (متوفی ١٢٩٧)، راسم افندی (متوفی ١٣٠٢)، سامی افندی (متوفی ١٣١٣)، احمد کامل (متوفی ١٣٦٠)، اسماعیل حقّی (متوفی ١٣٦٥)، محمود یازَر (متوفی ١٣٧٢)، مصطفی حلیم (متوفی ١٣٤٣ ش /١٩٦٤)، حامد آمدی (متوفی ١٤٠٣).
سوریه و لبنان : ابراهیم الرفاعی (متوفی ١٤٠٣)، کامل البابا (متوفی ١٤١٢)، نسیب مکارم .
مصر: محمد مونس (متوفی ١٣١٨)، محمدعلی مکّاوی ، محمد حُسْنی ، محمود شحّات ، علی بدوی (متوفی ١٣٥٣)، سیدابراهیم (متوفی ١٤١٤/ ١٩٩٤)، نجیب هواوینی .
عراق : هاشم محمد بغدادی (متوفی ١٣٥٢ ش /١٩٧٣)، محمد صبری هلالی (متوفی ١٣٧٢)، عبدالغنی عبدالعزیز، مهدی جبوری .
افغانستان : عزیزالدین وکیلی فوفَلْزایی ( رجوع کنید بهرمضان یوسف ، ج ١، ص ١٣؛ اباظه و مالح ، ص ١١٥، ٢١٠ـ ٢١١، ٢٩١؛ د.ترک ، همانجا؛ بابا، ص ٢٧٩؛ فضائلی ، ١٣٥٠ ش ، ص ٢٤٦ـ ٢٥٨؛ اعظمی ، ص ٢٠٧ـ٢١٤، ٢٥٤ـ٢٩٦؛ بهنسی ، ص ٣٩، ٧٩، ١٣٧، ١٤٢، ١٥٧؛ رادو، فهرست ).
منابع :
(١) نزار اباظه و محمد ریاض مالح ، اتمام الاعلام : ذیل لکتاب الاعلام لخیرالدین الزرکلی ، بیروت ١٩٩٩؛
(٢) ابن ندیم ، الفهرست ، ترجمة محمدرضا تجدد، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٣) ولید اعظمی ، تراجم خطاطین بغدادالمعاصرین ، بیروت ١٩٧٧؛
(٤) کامل بابا، روح الخط العربی ، بیروت ١٩٨٨؛
درویش محمدبن دوست محمد بخاری ، فوائدالخطوط ، در
(٥) رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته ، چاپ حمیدرضا قلیچ خانی ، تهران : روزنه ، ١٣٧٣ ش ؛
(٦) عفیف بهنسی ، معجم مصطلحات الخط العربی و الخطاطین ، بیروت ١٩٩٥؛
(٧) مهدی بیانی ، احوال و آثار خوش نویسان ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٨) همو، «نظر اجمالی به تحول خط در ایران اسلامی »، سخن ، دورة ٤، ش ٩ (شهریور ١٣٣٢)؛
(٩) سهیله یاسین جبوری ، الخط العربی و تطوره فی العصور العباسیة فی العراق ، بغداد ١٣٨١/١٩٦٢؛
(١٠) یحیی وهیب جبوری ، الخط و الکتابة فی الحضارة العربیة ، بیروت ١٩٩٤؛
(١١) حبیب اصفهانی ، تذکرة خطّ و خطّاطان ، ترجمة رحیم چاوش اکبری ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٢) بدیع اللّه دبیری نژاد، «احوال خطوط اسلامی در آغاز قرن چهارم هجری و ظهور ابن مقله »، نشریة دانشکدة ادبیات و علوم انسانی اصفهان ، سال ٤، ش ٥ (١٣٤٧ـ ١٣٤٨ ش )؛
(١٣) محمد خیر رمضان یوسف ، تتمه الاعلام للزرکلی ، بیروت ١٤١٨/ ١٩٩٨؛
(١٤) زکی صالح ، الخط العربی ، مصر ١٩٨٣؛
(١٥) فتح اللّه بن احمد سبزواری ، اصول و قواعد خطوط ستّه ، در رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته ، چاپ حمیدرضا قلیچ خانی ، تهران : روزنه ، ١٣٧٣ ش ؛
(١٦) یعقوب بن حسن سراج شیرازی ، تحفة المحبین : در آئین خوشنویسی و لطایف معنوی آن ، چاپ کرامت رعنا حسینی و ایرج افشار، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٧) عبداللّه بن محمود صیرفی ، آداب خط ، در نجیب مایل هروی ، کتاب آرایی در تمدّن اسلامی ، مشهد ١٣٧٢ ش ؛
(١٨) مصطفی بن احمد عالی ، مناقب هنروران ، ترجمه و تحشیة توفیق ه . سبحانی ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٩) فصلنامة هنر ، ش ١ (پاییز ١٣٦١)؛
حبیب اللّه فضائلی ،
(٢٠) اطلس خط ، اصفهان ١٣٥٠ ش ؛
(٢١) همو، تعلیم خط ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢٢) همو، «کتیبه نگاری »، فصلنامة چلیپا ، سال ١، ش ٣ (بهار ١٣٧١)؛
(٢٣) قطب الدین محمد قصه خوان ، دیباچة قطب الدین محمد قصّه خوان ، در نجیب مایل هروی ، همان منبع ؛
(٢٤) قلقشندی ؛
(٢٥) مجنون رفیقی هروی ، خط و سواد ، در رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته ، همان ؛
(٢٦) محمودبن محمد، قوانین الخطوط ، در نجیب مایل هروی ، همان منبع ؛
(٢٧) صلاح الدین منجّد، «یاقوت مستعصمی »، ترجمة محمد آصف فکرت ، مشکوة ، ش ٣٠ (بهار ١٣٧٠)؛
احمدبن حسین منشی قمی ، گلستان
(٢٨) هنر ، چاپ احمد سهیلی خوانساری ، تهران ١٣٥٩ ش ؛
میرعلی بن
(٢٩) میرباقر هروی ، مداد الخطوط ، در رسالاتی در خوشنویسی و هنرهای وابسته ، همان ؛
(٣٠) هنر و مردم ، ش ٥٣ و ٥٤ (اسفند ١٣٤٥ و فروردین ١٣٤٦)؛
(٣١) ìevket Rado, Tدrk hattatlar , Istanbul [n.d.];
(٣٢) TA , s.v. "Sدlدs" (by Ug §ur Derman).
/ رقیه میرابوالقاسمی /
تصاویر این مدخل:
آیه الکرسی به خط ثلث ، اثر احمدکامل منبع:کامل بابا خطاط ،روح خط العربی ، بیروت ١٩٨٨