دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٠٧٩
بوشهر ، استان و شهرستان و شهر بندری و شبه جزیره و نیروگاه هسته ای در جنوب ایران .
١) استان بوشهر (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ش ، ٦٧٥ ، ٧٤٣ تن )، در جنوب ایران ، در ساحل شمالی خلیج فارس ، در منطقة عیلام تاریخی واقع است . از شمال به استانهای فارس و کهگیلویه و بویراحمد و خوزستان ، از مشرق به استان فارس ، از جنوب به استانهای فارس و هرمزگان و خلیج فارس ، و از مغرب به خلیج فارس محدود، و مشتمل است بر شهرستانهای بوشهر، دشتستان ، گناوه ، کنگان ، دَیّر، دشتی ، تنگستان و دیلم ، و چند جزیره به نامهای شیف و خارک و خارکو و فارسی . بندرهای مهم آن عبارت است از: بوشهر، خارک ، گناوه ، دیلم ، ریگ ، کنگان ، دَیّر، عَسَلُویه و طاهری . شبه جزیرة بوشهر و خلیج بوشهر در مغرب استان قرار گرفته است . از جمله شهرهای غیر بندری آن ، بُرازجان ، شبانکاره ، خورْموج ، ولایت جم ، سعدآباد، کاکی ، دِلوار و اَهْرَم است . رشته ارتفاعاتی با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی در آن امتداد دارد که در شمال غربی از دریا دور و در جنوب شرقی داخل دریا می شود. مهمترین رودهای آن مُند/ موند/ ماند، حِله ، رودشور و اَهرم است که به خلیج فارس می ریزد. بادهای محلی دارد از جمله پیرزن کش ، شَرْته ، قَوْس (شرجی )، سهیل ، غیابه (غیوب ) و غیره (عرفان ، ص ٢٧ـ٢٩). این استان ، از مناطق صادرات و مراکز نفت خیز ایران است (رجوع کنید به خارک * ). پالایشگاه گاز کنگان ـ که لولة گاز سراسری ایران از آن آغاز می شود ـ در حوالی شهر کنگان قرار دارد.
استان بوشهر از مناطق مهم پرورش ماهی و میگو و صنایع شیلاتی است (سازمان برنامه و بودجه استان بوشهر، ١٣٧٥ ش الف ، ص ١٤٧ـ ١٤٨، ١٥٠). راه اصلی بوشهر ـ برازجان ـ کازرون ـ شیراز از آن می گذرد. طبق تقسیمات کشوری در ١٣١٦ش ، شهرستان بوشهر در استان هفتم (فارس ) تشکیل شد. در تقسیمات ١٣٤٠ش ، با تشکیل فرمانداری کل بنادر و جزایر خلیج فارس ، شهرستان بوشهر در آن قرار گرفت و شهر بوشهر مرکز فرمانداری شد ( دایرة المعارف فارسی ، ذیل «تقسیمات کشور (ایران )»).بوشهر در ١٣٥٢ش ، به استان تبدیل شد. ویرانه های ریشهر (شهر قدیم بوشهر) در انتهای جنوبی شبه جزیرة بوشهر واقع است . این ریشهر غیر از ریشهر تاریخی است که نزدیک بندر * ماهشهر (در قدیم معشور) قرار دارد. ویرانه های شهر لیان ، از شهرهای باستانی عیلام ، نیز در یازده کیلومتری جنوب بندر بوشهر قرار دارد (مصطفوی ، ص ١٤١ـ١٤٢). طوایف قشقایی ، مانند شش بلوکی و فارسیمَدان و دره شوری ، در استان بوشهر قشلاق دارند.
٢) شهرستان بوشهر (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ش ، ٩١٤ ، ١٨٧تن )، در مغرب استان بوشهر واقع ، و مشتمل است بر بخشهای مرکزی و خارک (جزیرة خارک ). از شمال به شهرستانهای گناوه و دشتستان از مشرق و جنوب به شهرستانهای دشتستان و تنگستان ، و از مغرب به خلیج فارس محدود است (بخش خارک مشتمل بر جزیرة خارک و جزایر غیر مسکون خارکو و فارسی است ). جزیرة شیف و خلیج بوشهر و بندر بوشهر در مغرب شهرستان واقع است . از دهستانهای مهم آن ، اَنگالی (مرکز آن کُره بَند) و حومه (مشتمل بر دهستان حومه و دهستان سابق چاه کوتاه ) با مرکز چُغارَک در شمال و مشرق شهرستان قرار دارد.
رود اَهرَم از آن می گذرد و در حوالی جنوب جزیرة شیف به خلیج فارس می ریزد. محصول عمدة آن خرما، تنباکو، گندم ، جو و مرکبات است . در کرانه های آن ماهی و میگو صید و صادر می شود. از گیا دارای کهور، خَرگ ، کُنار و گز، و از زیا دارای روباه ، قوچ ، میش ، آهو و پرندگان دریایی است . راه اصلی برازجان ـ بوشهر از آن می گذرد. زیارتگاه شاهزاده عبدالمهیمن در آبادی «امامزاده » در جنوب شهر بوشهر قرار گرفته است .
از آثار باستانی آنجاست : ویرانه های شهر قدیمی ریشهر، بقعه ای به نام خواجه خضر، خرابه های شهر لیان ، آثاری از پیش از میلاد و امامزاده میرمحمد در جزیرة خارک .
شهرستان بوشهر دارای تأسیسات نفتی است و نیروگاه هسته ای در آنجا در حال احداث است . در ١٣٧٥ش ، هفت سردخانة شیلات به ظرفیت ٥٠٠ ، ٧ تُن داشته است (سازمان برنامه و بودجه استان بوشهر، ١٣٧٥ ش ب ، ص ١١٥). شهرستان بوشهر پس از تشکیل استان بوشهر تابع آن شد. مرکز آن بندر بوشهر است . طبق سرشماری ١٣٧٥ش ، از کل جمعیت شهرستان بوشهر، ٣٥٤ ، ١٥٢ تن (حدود ٠٨ر٨١%) شهرنشین و بقیه روستانشین بوده اند.
٣) شهرِ بندری بوشهر (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ش ، ٦٤١ ، ١٤٣ تن )، مرکز شهرستان و استان بوشهر. در رأس شبه جزیرة بوشهر در ساحل شرقی خلیج فارس ، در ارتفاع نُه متری از سطح دریا قرار دارد. بالاترین دمای آن ْ٤٢ در تیرماه و پایینترین دمای آن حدود ْ٧ در بهمن ماه است . رطوبت نسبی سالانه به ٦٥% می رسد (شرکت مهندسین مشاور جاماب ، ١٣٧٠ ش ، ج ٤، ص ١٣٣؛ سازمان هواشناسی کشور، ص ١٠٠). بندر بوشهر دارای چندین اسکلة بزرگ و کوچک است . با راه اصلی با شهرهای برازجان و گناوه ، با جادة ساحلی با بندر دیّر و بندر لنگه و دیگر آبادیها، و از طریق دریا با بندرهای گناوه ، طاهری ، دیّر، کنگان ، خارک و بنادر خارجی ارتباط دارد. بوشهر دارای فرودگاه بین المللی است . در حدود هجده کیلومتری بندر بوشهر، یک نیروگاه هسته ای در حال احداث است (رجوع کنید به دنبالة مقاله ). از صنایع جدید دارای کارخانه های ساخت و تعمیر شناور (تا وزن هشتصد تن )، ساخت و سوار کردن (مونتاژ) قسمتهایی از ابزار حفاری چاه نفت و کارخانة نساجی است . نخلستانهای بوشهر در کنار شهر، در محلة «باغ زهرا» قرار دارد. بندر بوشهر به لحاظ نوسازیِ سه دهة اخیر آن ، به یکی از بنادر بزرگ جنوب ایران و خلیج فارس تبدیل شده است . در جنگ تحمیلی (آغاز ١٣٥٩ش )، بارها به بوشهر حملة هوایی شد. جزیرة خارک در ٥٥ کیلومتری شمال غربی بندر بوشهر قرار دارد. خرابه های شهر قدیمی ریشهر در پنج کیلومتری جنوب بندر بوشهر، در نزدیکی دهکدة امروزی ریشهر و کنار ده سبزآباد، قرار گرفته است . در مغرب ریشهر، ده بهمنی (در هشت کیلومتری جنوب بوشهر) واقع است که سابقاً دارای قلعه بود و در قدیم دریابیگی (عنوان حاکمان بنادر جنوب ایران در عهد قاجار) در آن سکونت داشت . بهمنی دارای لنگرگاه بود و بنای آن به بهمن پسر اسفندیار نسبت داده می شد (کازرونی ، ص ٤٨). در ٣١٥ ق م ، نئارخ به هنگام لشکرکشی اسکندر به محلی به نام مزامباریا ( مِزن به معنای جزیره و بار به معنای قاره ) در سواحل خلیج فارس رسید که آن را با تردید با شبه جزیرة بوشهر کنونی مطابق می دانند (مستوفی ، ص ٤٦، ٥٥؛ گابریل ، ص ٣٢).
پیشینه . برخی از محققان نام بوشهر را مخفف «ابوشهر» دانسته اند. نام بوشهر نخستین بار در معجم البلدان آمده است . یاقوت حموی ، هنگامی که مطالبی دربارة بحر فارس می آورد همراه اسامی بندرهایی مانند سینیز، نَجَیْرم و سیراف ، از بوشهر نیز نام برده است (ج ١، ص ٥٠٢ـ٥٠٣). در ٩١٨/١٥١٢، در زمان سلطنت شاه اسماعیل اول صفوی (٩٣٠ـ٩٥٠) پرتغالیها پس از اشغال بندر گَمبرون (یا گامبرون / گمرو رجوع کنید به بندر * عباس ) قسمتهایی از سواحل و جزایر خلیج فارس ، از جمله ریشهر و کنگون (کنگان )، را تصرف کردند (وادالا، ص ٤١ـ٤٢). در زمان سلطنت شاه عباس اول (٩٩٦ـ ١٠٣٨)، انگلیسیها که از شاه اجازة بازرگانی گرفته بودند، در بوشهر نمایندگی تجاری تأسیس کردند (دروویل ، ص ٣٤١). کازرونی بنای بندر را در زمان نادرشاه (١١٤٨ـ١١٦٠) یا اندکی پیش از آن می داند که مردی عرب به نام شیخ مذکور از عربستان کوچ کرد و سرانجام در بوشهر ساکن شد و به صیادی پرداخت (ص ٤٧).
به گفتة وی ، در دورة نادرشاه ، ناوگان ایران در خلیج فارس به خانوادة شیخ مذکور که در کشتیبانی مهارت داشتند، سپرده شد و از آن هنگام آل مذکور نیرو گرفت و مذکوریان در جنوب شرقی محل اقامتشان ، در خلیج بوشهر کنونی ، برای جهازات (کشتیها) مکانی مناسب یافتند که در آن منطقه نظیر آن وجود نداشت (همانجا). در ١١٤٧، به دستور نادرشاه ، لطیف خان ، دریاسالار ایران ، بوشهر را به صورت پایگاهی نیرومند برای ناوگان نوظهور ایران آماده ساخت . وی پس از تعمیر یکی از قلعه های نزدیک بندر، نام بوشهر را به بندر نادریه تبدیل کرد (لاکهارت ، ص ١٣٠ـ١٣١؛ قدوسی ، ص ٣٥٢). نادرشاه برای ساختن کشتی از کمک یک مهندس انگلیسی سود برد و چوبها را از فاصلة دویست فرسنگی (؟) از جنگلهای مازندران تأمین و به بندر بوشهر حمل کردند (فلاندن ، ص ٣٦٧). به دستور نادرشاه ، عرابه های مخصوصی برای حمل و نقل چوب آماده کردند، ولی چون عرابه ها نتوانستند از راههای کوهستانی عبور کنند، کارگران ناگزیر الوارها را به دوش کشیدند و پس از طی حدود نُهصد کیلومتر، از طریق اصفهان به بوشهر رساندند (قدوسی ، ص ٣٥٧ـ ٣٥٨). در ١١٤٩، ناوگان ایرانی از چهار فروند کشتی تشکیل می شد که دو فروند آن از انگلیسیها خریداری شده بود. لطیف خان از بندر بوشهر وارد گمبرون گردید. کشتیهای ایران پنج هزار سرباز و پانزده هزار اسب را حمل می کردند (همان ، ص ٣٥٣ـ٣٥٤). به نوشتة نیبور ناوگان نادر در بوشهر به ٢٢ تا ٢٥ فروند کشتی رسیده بود که همة آنها در هرج و مرج بعد از مرگ نادر از میان رفت (ص ٣٦).
آبادی بندر بوشهر مدیون شیخ ناصر و پسرش شیخ نصر و بویژه شیخ عبدالرسول خان دریابیگ بود (کازرونی ، ص ٥١؛ فسائی ، ج ٢، ص ١٣٢١). در حدود ١١٥٠، شیخ ناصرخان ، ناخداباشی کشتیهای نادرشاه در دریای فارس و از اولاد ابومهری ( از آل مذکور ) ، طرح شهر را ریخت و آن را احداث کرد. در جنوب شهر حصاری کشید به طوری که سه جانب دیگر آن به دریا متصل می شد. از آن پس مردم ریشهر به بندر بوشهر انتقال یافتند (فسائی ، همانجا). بندر بوشهر در دورة کریم خان زند، همچنان مرکز بزرگ بازرگانی ایران (بویژه فارس ) با خارج به شمار می آمد و تا دورة قاجاریه هم اهمیت و اعتبار خود را حفظ کرد، گواینکه گهگاه بر اثر جدال داخلی ارتباط بوشهر با شیراز قطع می شد. در حدود ١١٧٧/١٧٦٣، انگلیسیها طبق قراردادی با کریم خان زند امتیاز ورود انحصاری پارچه های پشمی و حق معافیت از پرداخت عوارض گمرکی را به دست آوردند. تأسیسات انگلیسیها در محلی که نادرشاه برای کارخانة کشتی سازی درنظر گرفته بود، برپا شد (کرزن ، ج ٢، ص ٥٠٧ـ ٥٠٨). در ١١٧٩/١٧٦٥، بازرگانی بین ایران و کمپانی هندشرقی رونق گرفت ، به طوری که میانگین فروش منسوجات پشمی در بوشهر در سه سال به ٧٥٠ عدل رسید که یک پنجم کل فروش کمپانی در همه قرارگاههای آن در سراسر شرق بود. کریم خان ، طبق قراردادی که با انگلیسیها منعقد کرد، به آنان اجازه داد تا هنگامی که آنان در بوشهر نمایندگی دارند هیچیک از رقبای اروپایی حق ایجاد نمایندگی در آن شهر نداشته باشند (امین ، ص ١٠١ـ١٠٢). به نوشتة نیبور ـ که در ١١٧٩/١٧٦٥ در دورة کریم خان زند در ایران به سر می برد ـ انگلیسیها به میزان زیادی پارچة اروپایی و کالاهای هندی از سورت و بنگال به این بندر می فرستادند. همچنین پارچه های ابریشمی یزد و کاشان ، ابریشم خام از گیلان ، فرش ، ریواس ازبک ، مواد دارویی ، پنبه ، انواع میوه و گلاب شیراز، از بندر بوشهر به خارج صادر می شد (ص ٣٧، ٣٩). در همین سال میرمهنا، حاکم بندر ریگ ، شورش کرد و راه بوشهر ـ شیراز را برای مدتی بست (ملکم ، ج ٢، ص ٧١). ظاهراً در ١١٨٣/ ١٧٦٩، بین کریم خان و انگلیسیها اختلافاتی پدید آمد و کمپانی هندشرقی نمایندگی خود را از بوشهر به بصره منتقل کرد (امین ، ص ٩٣، ١٢٨ـ١٢٩). در ١١٩٢/١٧٧٨، باز کمپانی هندشرقی دفتر اصلی خود را از بصره به بوشهر انتقال داد (رایت ، ص ١٠)، و خلیج فارس و سواحل ایران اهمیت بیشتری برای انگلیس یافت . در ١٢٠٣، لطفعلی خان در جنگهای داخلی با آغامحمدخان قاجار، شیراز را از دست داده به سوی ابوشهر عقب نشست . در آن زمان ، حاکم ابوشهر شیخ ناصرخان بود (گلستانه ، ص ٣٥٢). او لطفعلی خان را به شهر راه داد. در همین هنگام شیخ ناصر درگذشت و پسرش ، شیخ نصرخان ، حاکم ابوشهر شد. پس از مدتی ، لطفعلی خان برای جنگ با آغامحمدخان به شیراز بازگشت (شهاوری شیرازی ، ص ٦٩ـ٧١؛ فسائی ، ج ١، ص ٦٤٠ـ٦٤١)، و پس از آنکه حاجی ابراهیم خان ، لطفعلی خان را به قلعة شیراز راه نداد، وی در ١٢٠٦ باز به بندر ابوشهر فرار کرد. این بار شیخ نصرخان ابومهری او را به شهر راه نداد. لطفعلی خان پس از جنگ سختی با سپاهیان شیخ نصرخان و قشون رضاقلی خان شاهسون در قریة تنگستان ، رضاقلی خان شاهسون را به کازرون و شیخ نصرخان را به ابوشهر عقب راند (شهاوری شیرازی ، ص ٨٦ـ ٨٨؛ فسائی ، ج ١، ص ٦٤٦ـ٦٤٩؛ نامی اصفهانی ، ص ٣٤٦ـ ٣٤٩). در ١٢٣٥ در زمان سلطنت فتحعلی شاه (١٢١٢ـ١٢٥٠)، بندر بوشهر استحکامات نسبتاً خوبی داشت ، اما شهری غیر بهداشتی با کوچه های تنگ و بندری کم اهمیت بود (دروویل ، ص ٣٤١). در ١٢٤٢، به گفتة شیروانی ، بوشهر از بنادر مشهور خلیج فارس محسوب می شد و صد سال بود که ریشهر اهمیت خود را از دست داده بود و خانه های بوشهر دو تا سه هزار بود (ص ١٥٤). در ١٢٤٦، خانهای دشتستان ، بندر بوشهر را غارت کردند (فسائی ، ج ١، ص ٧٤٦، ج ٢، ص ١٣٢١). در ١٢٤٧، شیخ عبدالرسول خان ، پسر شیخ نصرخان بوشهری (متوفی ١٢١٥)، در بندر بوشهر شورش کرد، شهر را با جهازاتش که در بندر لنگر انداخته بودند، زیر آتش گرفت و شهر به دست شورشیان افتاد. این شورش ، که اساساً عربهای بومی آن را به راه انداخته بودند، به شکست انجامید (رضاقلی هدایت ، ج ١٠، ص ٣٣ـ٣٤، ٤٢ـ٤٤). میان سالهای ١٢٥١تا ١٢٥٤، تجارت برده در بوشهر رونق داشت و هر سال حدود سه هزار برده از زنگبار ( و سواحل بحر احمر ) به شهر وارد می شد. از آن میان ، ١٧٠ تا ١٨٠ برده در خود بوشهر به فروش می رسید و بقیه به مُحَمَّره (خرمشهر) و بصره فرستاده می شد. تجار بندرعباس ، که از خریداران بزرگ برده بودند، یک چهارم برده ها را می خریدند (عیسوی ، ص ١٩١). در ١٢٥٤، در زمان محمدشاه قاجار (١٢٥٠ـ١٢٦٤) قشون ایران ، هرات را تسخیر کرد و به دنبال آن کشتیهای انگلیسی جزیرة خارک را تصرف کردند (مارکام ، ص ١٢٤) و در ١٢٥٥/ ١٨٣٩ وارد بوشهر شدند. اهالی دشتستان به رهبری باقرخان ، حاکم تنگستان ، قیام کردند و قشون انگلیس را از بندر بوشهر بیرون راندند (خورموجی ، ص ٢٧). در سال بعد، شهر حدود هزار خانوار داشت و یک سوم شهر ویران شده بود ( دو سفرنامه از جنوب ایران ، ص ٧١). اعیان و ارامنه در شمال شهر سکونت داشتند و ساکنان قدیمی شهر از اعراب و طایفة شنبدی ، و بقیه از چهار طایفة کازرونی ، بهبهانی ، دهدشتی و دریسی بودند. جمعیت این طوایف هشتصد خانوار بود (همان ، ص ٧٢ـ ٧٣). کازرونی ، که در زمان محمدشاه قاجار در بوشهر بوده ، تعداد را سه هزار نوشته که در برخی از آنها بیش از یک خانوار زندگی می کرده اند. به نوشتة او از دوازده مسجد بوشهر، نُه مسجد از آنِ شیعیان و سه مسجد متعلق به اهل تسنن بوده ، بعلاوه دارای هجده کاروانسرا، یک کلیسا و دو کنیسه نیز بوده است (ص ٥٥).
به گفتة فلاندن ـ که از ١٢٥٦ تا ١٢٥٨ در ایران بوده ـ بندر بوشهر لنگرگاه مناسبی نداشت و ناگزیر کشتیها دورتر از بندر در دوردست لنگر می انداختند و سرنشینان آنها با بَلَمهای کوچک به ساحل می آمدند (ص ٣٦٧). این وضع تا سالها پس از آن نیز ادامه داشت (جمالزاده ، ص ٥٣). بازرگانی بندر بوشهر در دورة محمدشاه همچنان در دست انگلیسیها بود و بیشتر محصولات ایران از این بندر به هند صادر می شد. بندر بوشهر یکی از مراکز مهم صید و دادوستد مروارید نیز بود (فلاندن ، ص ٣٦٨). از ١٢١٦ تا ١٢٦٠، دورة رونق بازرگانی بوشهر بود، به طوری که تنها تهران می توانست با آن مقابله کند و مانند شهر تهران دارای ملک التجار بود که سهم مهمی در ادارة حکومت محلی داشت تا جایی که در ١٣٠٣ـ١٣٠٤/ ١٨٨٦، ملک التجار بوشهر حاکم بنادر خلیج فارس بود (فلور، ج ٢، ص ١٥٧ـ١٦٠). در دورة ناصرالدین شاه (١٢٦٤ـ١٣١٣)، جمعیت آن دوازده هزار تا پانزده هزارتن تخمین زده می شد (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ، ج ١، ص ٤٧٩)؛ گرچه در ١٢٨٤ جمعیت آن را هجده هزار تن نیز نوشته اند (عیسوی ، ص ٣٩ـ٤٠). در این موقع ، وضع بهداشتی شهر مناسب نبود و بیماری پیوک در آن شایع شده بود (دیولافوا، ص ٤٩٩، ٥٠٣). شهر دارای ارگ ، و چهار برج مستحکم در کنار بود که در ١٢٥٦ تا ١٢٥٨ باروی آن مرمت شد و عبدالله خان معمارباشی قسمتهای جدیدی برای آن ساخت (فسائی ، ج ٢، ص ١٣٢٠؛ رضاقلی هدایت ، ج ١٠، ص ٨١٢). طبق نوشتة مارکام در ١٢٦٩، از وسط دریا منارهای مساجد (دو مسجد معتبر) و بام خانه ها (هزارخانه ) دیده می شد (ص ٨١). تجارت ایران در آن دوره با هند و انگلیس و دیگر کشورها از بندرهای بوشهر و عباسی و اندکی هم از بندر لنگه صورت می گرفت . در دهکده های اطراف بوشهر و در خود شهر نوعی پارچة ابریشمی بافته می شد و نوعی روغن ماهی گرفته می شد (اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ، ج ١، ص ٤٧٩، ٤٨١). پارچه ای ( پنبه ای ) نیز به نام قَدَک که نخ آن را از انگلیس می آوردند، در شهر می بافتند (پولاک ، ص ٣٧٩). شکر و ادویه و چای (معروف به چای بندری ) و شال کشمیری و قلمکار هندی و ظروف چینی (کارِ چین ) و انگلیسی (اعتمادالسلطنه ، ج ١، ص ٤٨٠) و ریوَندچینی ( =ریواس ) (پولاک ، ص ٤١٤) به بندر بوشهر وارد، و اسبهای ایرانی ، پنبه ، پشم و ابریشم ایرانی از این بندر به هندوستان صادر می شد (اعتمادالسلطنه ، همانجا). در آن دوره ، غلامان و کنیزان زرخریدی که در افریقا به دنیا آمده بودند در کودکی از طریق بوشهر و مسقط و تعداد کمی هم از طریق بغداد و عربستان وارد ایران می شدند (پولاک ، ص ١٧٢). در ١٢٩٩، بوشهر بندری معتبر بود که با بمبئی برابری می کرد و از مراکز تجاری و ثروتمند ایران به شمار می آمد، به طوری که پسر حاجی محمد شفیع کازرونی ، از تجار بوشهر، بیش از دوازده کشتی بازرگانی داشت ( اسناد نویافته ، ص ١٠٤ـ١٠٥، ١١٣ـ ١١٥). ظاهراً رونق تجاری در بندر بوشهر در نیمة دوم قرن سیزدهم / نوزدهم ، با حفر کانال سوئز (١٢٨٦/١٨٦٩) ارتباط نزدیک دارد، زیرا پس از این دوره ، در طی پانزده سال ارزش واردات و صادرات بوشهر به پنج میلیون روپیه افزایش یافت و در ١٢٩١/١٨٧٤، گمرک بوشهر به چهل هزار تومان اجاره داده شد (کرزن ، ج ٢، ص ٦٨١ـ٦٨٢)، گرچه چند سال پیش از آن جنگ ایران و انگلیس ، مدتی به رونق تجاری بوشهر لطمه زده بود. در ١٢٧٣/١٨٥٧، در دورة ناصرالدین شاه انگلیسیها جزیرة خارک را تصرف و به بوشهر حمله کردند. تعداد کشتیهای انگلیسی هفت فروند بود که بتدریج به سی فروند رسید. نیروی رزمی انگلیس که ٢٧٠ ، ٢ توپچی و سرباز، ٤٠٠ ، ٣ سرباز هندی و ٧٥٠ ، ٣ چریک بودند، با ١٥٠ ، ١ اسب و ٤٥٠ گاو در بندر بوشهر پیاده شدند (محمدتقی سپهر، ج ٤، ص ٢٤٧؛ اعتمادالسلطنه ، ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ، ج ٣، ص ١٧٩٣ـ١٧٩٤). دریابیگی بوشهر، بدون جنگ تسلیم شد. هنگام تسخیر ریشهر، کشتیهای جنگی انگلیس چهار ساعت ابوشهر را گلوله باران کردند (مارکام ، ص ١٥١) که بر اثر آن گروهی از اهالی کشته شدند. پس از پیاده شدن قشون انگلیس به ساحل ، باقرخان و احمدخان تنگستانی با حدود پانصد تفنگچی ، برای دفاع عازم بوشهر شدند. محمدحسن خان برازجانی و محمدرضا بیگ زیارتی و چهارصد تن از مردم دشتی هم با انگلیسیها وارد نبرد شدند (خورموجی ، ص ١٩٧ـ٢٠٠). در این پیکارها، انگلیسیها تلفات سنگینی دادند. قشون انگلیس پس از تصرف بوشهر، عازم برازجان * شد تا به شیراز برود و چون نتوانست به شیراز حمله کند، به بوشهر عقب نشست . هنگام عقب نشینی آنان به بوشهر، قشقاییها با شبیخون به اردوی انگلیسیها، بسیاری از آنان را کشتند (رضاقلی هدایت ، ج ١٠، ص ٧٣٩ـ٧٤٢؛ سایکس ، ص ٣٣٣). سرانجام ، طبق معاهدة پاریس (رجوع کنید به پاریس * ، معاهده ) در همان سال انگلیسیها بوشهر را ترک کردند و طبق فصل ششم معاهدة ایران که در ١٢٧٣ هرات را اشغال کرده بود، از آنجا عقب نشست (محمدتقی سپهر، ج ٤، ص ٣٢٨ـ٣٣٠). از ١٣١٣ تا ١٣١٧، در دورة مظفرالدین شاه (١٣١٣ـ١٣٢٤)، بندر بوشهر همچنان راه ارتباطی جنوب ایران با فرنگ بود و مسافران از این بندر به خارج سفر می کردند (افضل الملک ، ص ٣٥٢). در ١٣١٨/١٩٠٠، کشتیهای انگلیسی هفته ای یک بار انواع کالاها را در سواحل خلیج فارس از جمله بوشهر پیاده می کردند (سایکس ، ص ٤٤٣). در ١٣٢٢، بندر بوشهر همچنان بارانداز دریایی ایران محسوب می شد و کشتیهای انگلیسی مال التجاره فرنگ را به آنجا می آوردند؛ گرچه آمدن کشتیها تا مجاورت آن به لحاظ نداشتن بندر مناسب ممکن نبود (محمدصفی خان ، ص ٦٤). در ١٣٢٤ـ ١٣٢٥/ ١٩٠٦ـ١٩٠٧ انگلیسیها از طریق بندرهای بوشهر و خرمشهر با قسمتهای مرکزی ایران دادوستد داشتند. نمایندة انگلیسیها، در دهکدة سبزآباد (یازده کیلومتری بندر بوشهر) اقامت داشت (اوبن ، ص ٢٣٧). ظاهراً در همان دوره ، بتدریج تجارت در خلیج فارس از انحصار انگلیسیها بیرون آمد و کشورهای بزرگ با یکدیگر به رقابت پرداختند، و در بندر بوشهر کنسولگری روسها تأسیس شد (ذوقی ، ص ١٨). طی سالهای ١٣٢٦ تا ١٣٢٨/ ١٩٠٨ـ١٩١٠، در بوشهر و شیراز ( و شهرهای دیگر مناطق جنوبی ایران مانند فارس ) و اصفهان اغتشاشاتی به وقوع پیوست (سفیری ، ص ٣٤ـ٣٥). در ١٣٢٩/١٩١١، بر اثر افزایش احساسات ضد خارجی ، یک سرباز هندی در نزدیک کازرون کشته شد و به دنبال آن ٢٦٩ پیاده نظام هندی در بوشهر پیاده شدند (همان ، ص ٣٥). با شروع جنگ جهانی اول ، در ١٣٣٢/١٩١٤، انگلیسیها بوشهر، جاسک ، جزیرة هنگام و چابهار را اشغال کردند (مابرلی ، ص ٧٩ـ٨٠). قشون انگلیس عمدتاً از سربازان هندی تشکیل می شد (سفیری ، ص ١٤٢). در ١٣٣٣، واسموس ، کنسول آلمان ، در اواخر ژانویه / بهمن از طریق عراق وارد ایران شد و با یاری خانهای عشایر فارس ، مانند رئیس علی دلواری ، صولت الدوله ، زایر خضرخان و شیوخ چاه کوتاه ، بر ضد انگلیسیها اقداماتی کرد. عشایر با قشون انگلیس در بوشهر درگیر جنگ شدند و در ناحیة دلوار آن را شکست دادند و سپس در بوشهر نیز ضربات سختی به انگلیسیها وارد آمد (احمدعلی سپهر، ص ٧٣ـ ٧٨). هنگامی که قشون انگلیس بوشهر را تصرف کرد، روی تمبرهای پست ایران ، عبارت «بوشهر در تصرف انگلیس » را چاپ کردند (مهدیقلی هدایت ، ص ٢٧٠). در آغاز جنگ قشون انگلیس ، نمایندگان کنسول آلمان را در شهر بوشهر دستگیر کرد که باعث اعتراض دولت ایران شد (بیات ، ص ٥).
در ١٣٣٥، ناصرالدیوان کازرونی برای اینکه کازرون به اشغال پلیس جنوب و سربازان انگلیسی در نیاید، در بوشهر تا واپسین دم مقاومت کرد (سفیری ، ص ١٦٩). از ١٣٣٦ به بعد، نیروهای انگلیس به پاکسازی جادة بوشهر ـ شیراز پرداختند و پس از نبردهایی ، در ١٣٣٧ چغارک و چاه کوتاه و برازجان را تسخیر کردند (بیات ، ص ١١) و در همان سال احداث راه آهن سبکی را به طول حدود شصت کیلومتر از بوشهر تا برازجان و سپس به طور موقت تا دالکی آغاز کردند (سفیری ، ص ٢٤٧؛ نوری زاده بوشهری ، ص ٢٠٠). همچنین انگلیسیها برای بازگشایی راه بوشهر ـ کازرون ـ شیراز که برای امور نظامی اهمیت فراوان داشت و بر اثر جنگ با عشایر بسته شده بود، اقداماتی کردند (مابرلی ، ص ٥٦٥ـ٥٦٦، ٥٦٨ـ٥٦٩). در ١٣٣٩/١٩٢٠، احمدشاه (حک :١٣٢٧ـ١٣٤٤) در بازگشت از فرنگ ، از طریق بندر مارسی در جنوب فرانسه ، وارد بوشهر شد (مکی ، ص ٧٤). در ١٣١١ش در دورة رضاشاه (١٣٠٤ـ ١٣٢٠ش ) بوشهر بیست قریه داشت و جمعیت آن ٠٠٠ ، ٢٥ تن بود و صادرات کالا از آنجا ادامه داشت (کیهان ، ج ٢، ص ٤٧٨؛ هاکس ، ص ٢٨). در سوم شهریور ١٣٢٠/٢٥ اوت ١٩٤١، پس از حملة نیروهای انگلیس به سواحل جنوبی ایران ، بندر بوشهر نیز به دست آنان افتاد. پس از پایان جنگ جهانی دوم ، سپاهیان انگلیس بوشهر را ترک کردند (رجوع کنید به مهدوی ، ص ٤٠٥، ٤١٠).
در طی این جنگ ، بندر بوشهر با بندرهای آبادان ، شاهپور (امروزه : امام خمینی ) و خرمشهر با تخلیة هشت میلیون تُن کالا، در یاری رساندن به اتحاد شوروی ، در شکست آلمان سهمی داشت (الهی ، ص ١٨٣). در جنگ تحمیلی نیز این بندر در دفاع سهم مهمی داشت . در مهرماه ١٣٥٩، در آغاز جنگ ، به دنبال حملات هوایی عراق به جزیرة خارک حدود ٤٠٠ نفر از اهالی خارک به بوشهر منتقل شدند (جوادی پور و دیگران ، ج ٣، ص ٩٤) و در طی جنگ ، پایگاههای هوایی و دریایی و دیگر نقاط شهر بارها مورد حملة هوایی قرار گرفت و با آن مقابله شد (همان ، ج ٣، ص ٧٤، ١٠٥، ١١٣).
نوسازی شهر بوشهر و بندرسازی در آن ، از دهه ١٣٤٠ش آغاز شد و پس از انقلاب اسلامی ایران نیز ادامه یافت . پیش از نوسازی ، بندر بوشهر دارای یک اسکلة چوبی به طول هشتاد متر بود. از اهمیت افتادن بندر بوشهر ـ که در دوره های صفویه و افشاریه و زندیه از بزرگترین بنادر خلیج فارس به شمار می آمد ـ به احداث راه آهن سراسری ایران (آغاز بهره برداری در ١٣١٧ش ) و بندرسازی خرمشهر ارتباط دارد (فرمانداری کل بوشهر، ص ٨؛ استانداری استان بوشهر، ص ٥٢). در ١٣٥٢ش ، بندر بوشهر دو اسکلة غنی به طول ٣٧٤ متر با شبکة آبرسانی مجهز داشت و اسکله هایی برای موتور لنجها و مسافران در آن احداث شد و طرحی برای لایروبی کانال آن به منظور پذیرش کشتیهای اقیانوس پیما به اجرا گذارده شد (استانداری استان بوشهر، ص ٥٢ ـ ٥٣). در ١٣٦٥ش ، بهره برداری از طرح سوم آبرسانی آغاز شد و در پی آن آب از چشمة ساسان کازرون به طول ١٥٠ کیلومتر به بندرهای بوشهر و گناوه و ریگ و برازجان و دهکده های اطراف منتقل می شود (شرکت مهندسین مشاور جاماب ، ١٣٦٥ ش ، ص ٨ ـ٩).
آثار باستانی و قدیمی بوشهر عبارت است از: ویرانة ریشهر و خرابه های واقع در کنار دهکدة سبزآباد، چهار برج که امروزه ادارة گمرک در آن قرار گرفته و در گذشته حاکم بوشهر در آن زندگی می کرد، عمارت فرمانداری کل (نام سابق آن امیریة حکومتی ) از بناهای احمد خان دریابیگی ، مدرسة سعادت ، عمارت ارک ، ساختمان ملک در دهکدة بهمنی ، کلیسای ارامنه ، آب انبار قوام تل ارمنی (تیکران )، ساختمان دریابیگی و ساختمان ملک التجار بوشهر (فرمانداری کل بوشهر، ص ٩).
٤) شبه جزیرة بوشهر . در مغرب شهرستان بوشهر در شمال شرقی خلیج فارس به طول حدود نوزده کیلومتر و عرض حدود ٦ر١ تا ٦ کیلومتر، با جهت شمالی ـ جنوبی واقع ، و با «برزخی » به «زمینلاد » بوشهر متصل است . از لحاظ زمین شناسی به دوران چهارم نسبت داده می شود. اراضی آن در دشتی پست قرار گرفته و از ماسه سنگ تشکیل شده است . گاهی هنگام مَد دریا از سرزمین اصلی مسیله (یا مشیله ) جدا می شود و به صورت جزیره در می آید. خوری (خلیج کوچکی ) آن را از جانب شرق از ساحل جدا می کند. جزایر شیف و عباسک در آن قرار دارند، جزیرة عباسک هنگام مد دریا به زیر آب فرو می رود. بندر بوشهر در رأس شبه جزیره ، دهکدة ریشهر در مرکز آن ، و دماغة رأس هلیله در جنوب آن واقع شده است . شبه جزیرة بوشهر در قسمتی از دهستان حومة بوشهر قرار گرفته و در زمینهای آن بوته های کهور و گز و کُنار و لیلک یافت می شود. قسمت جنوبی آن ، لیان و ریشهر، از دیرباز مسکونی بوده است . در شبه جزیره پرورش بز و گوسفند رایج است . نخلستانهای فراوان دارد و خرمای آن صادر می شود. سنگ معدن ساختمانی آن در نزدیکی آبادی تنگک زنگنه صادر می شود. از صنایع دستی حصیربافی دارد. شبه جزیره ، به سبب قرار گرفتن در شمال خلیج فارس ، اهمیت فراوانی دارد. برخی از روستاهای مهم آن عبارت است از: هَلیله در شانزده کیلومتری جنوب شهر، بندرگاه در بیست کیلومتری جنوب بوشهر، بهمنی در هشت کیلومتری جنوب بوشهر، و امامزاده در ده کیلومتری جنوب بوشهر.
منابع :
(١) استانداری استان بوشهر، گزارش استاندار به مناسبت هفته استان ، بوشهر ١٣٥٢ ش ؛
(٢) اسناد نویافته ، گردآوری و پژوهش از ابراهیم صفائی ، ( تهران ، تاریخ مقدمه ١٣٤٩ ش ) ؛
(٣) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، تاریخ منتظم ناصری ، چاپ محمد اسماعیل رضوانی ، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ ش ؛
(٤) همو، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٥) غلامحسین بن مهدی افضل الملک ، افضل التواریخ ، چاپ منصوره اتحادیه و سیروس سعدوندیان ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(٦) همایون الهی ، اهمیت استراتژیکی ایران در جنگ جهانی دوم ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٧) امین ، منافع انگلیسی ها در خلیج فارس ، ترجمة علی میرسعید قاضی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٨) اوژن اوبن ، ایران امروز، ١٩٠٧ـ١٩٠٦: سفرنامه و بررسیهای سفیر فرانسه در ایران ، ترجمه و حواشی و توضیحات از علی اصغر سعیدی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٩) ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ١٠٠، ١٠١، ١١٠: الذئور، گناوه ، بوشهر ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٠) ایران . وزارت راه و ترابری ، دفترچه مسافات راههای کشور ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١١) همو، نقشة راههای ایران ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٢) ایران . وزارت کشور، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبان ماه ١٣١٦ ، تهران ( بی تا. ) ؛
(١٣) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(١٤) کاوه بیات ، ویرایشگر، ایران و جنگ جهانی اول : اسناد وزارت داخله ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(١٥) یاکوب ادوارد پولاک ، سفرنامة پولاک ، ترجمة کیکاووس جهانداری ، تهران ١٣٦١ ش ؛
(١٦) جغرافیای کامل ایران ، تهران : سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، ١٣٦٦ ش ؛
(١٧) محمدعلی جمالزاده ، گنج شایگان ، یا، اوضاع اقتصادی ایران ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٨) محمد جوادی پور، علی نیکفرد، و یعقوب حسینی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس ، ج ٣: اشغال خرمشهر و شکستن حصر آبادان ، تهران : سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، ١٣٧٣ش ؛
(١٩) محمدجعفربن محمدعلی خورموجی ، حقایق الاخبار ناصری ، چاپ حسین خدیوجم ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٠) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(٢١) گاسپار دروویل ، سفر در ایران ، ترجمة منوچهر اعتماد مقدم ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٢٢) دو سفرنامه از جنوب ایران در سالهای ١٢٥٦ ه .ق و ١٣٠٧ ه .ق ، چاپ سیدعلی آل داود، تهران ١٣٦٨ ش ؛
ژان پل راشل دیولافوا، سفرنامة مادام دیولافوا: ایران و کلده ، ترجمه و نگارش علیمحمد فره وشی ،
(٢٣) تهران ١٣٦١ ش ؛
(٢٤) ایرج ذوقی ، تاریخ روابط سیاسی ایران و قدرتهای بزرگ ١٩٢٥ـ١٩٠٠ ، تهران ١٣٦٨ ش ؛
(٢٥) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٧ : استان هفتم ( فارس )، تهران ١٣٥٥ ش ؛
(٢٦) سازمان برنامه و بودجه استان بوشهر، سیمای اقتصادی ـ اجتماعی شهرستان بوشهر ، بوشهر ١٣٧٥ ش الف ؛
(٢٧) همو، شکوه انقلاب در آیینة سازندگی استان بوشهر ، بوشهر ١٣٧٥ ش ب ؛
(٢٨) سازمان هواشناسی کشور، سالنامة آماری هواشناسی ٧٤ـ١٣٧٣ ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٢٩) سر پرسی مولزورث سایکس ، سفرنامة ژنرال سرپرسی سایکس ، ترجمة حسین سعادت نوری ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(٣٠) احمدعلی سپهر، ایران در جنگ بزرگ : ١٩١٨ـ١٩١٤ ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(٣١) محمدتقی سپهر، ناسخ التواریخ ، ج ٤، چاپ محمدباقر بهبودی ، تهران ١٣٨٥؛
(٣٢) فلوریدا سفیری ، پلیس جنوب ایران : اس .پی .آر. ، ترجمة منصوره اتحادیه (نظام مافی ) و منصوره جعفری فشارکی (رفیعی )، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٣٣) شرکت مهندسین مشاور جاماب ، طرح جامع آب کشور: شناخت اقلیمی ایران ، ج ٤: تقسیمات آب و هوا ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣٤) همو، طرح جامع آب کشور: شناسنامة آب شهرهای استان بوشهر در سال ١٣٦٥ ، گزارش ش ٢٠/٤٤، ( تهران ١٣٦٥ ش ) ؛
(٣٥) عبدالکریم بن رضا شهاوری شیرازی ، تاریخ زندیه : جانشینان کریم خان زند ، چاپ ارنست بئیر، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٣٦) زین العابدین بن اسکندر شیروانی ، حدائق السیاحة ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٣٧) حیدر عرفان ، نخلستان در استان بوشهر ( دشتستان بزرگ )، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٣٨) چارلز عیسوی ، ویرایشگر، تاریخ اقتصادی ایران : عصر قاجار، ١٣٢٢ـ١٢١٥ ه .ق ، ترجمة یعقوب آژند، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٣٩) علیمراد فراشبندی ، جنوب ایران در مبارزات ضد استعماری ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٤٠) فرمانداری کل بوشهر، بوشهر در دهة اول انقلاب ، بوشهر ١٣٥١ ش ؛
(٤١) حسن بن حسن فسائی ، فارسنامة ناصری ، چاپ منصور رستگار فسائی ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٤٢) اوژن ناپلئون فلاندن ، سفرنامة اوژن فلاندن به ایران ، ترجمة حسین نورصادقی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٤٣) ویلم فلور، جستارهایی از تاریخ اجتماعی ایران در عصر قاجار ، ج ٢، ترجمة ابوالقاسم سری ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٤٤) محمد حسین قدوسی ، نادرنامه ، مشهد ١٣٣٩ ش ؛
(٤٥) محمد ابراهیم بن اسماعیل کازرونی ، تاریخ بنادر و جزایر خلیج فارس ، چاپ منوچهر ستوده ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
(٤٦) جرج ناتانیل کرزن ، ایران و قضیة ایران ، ترجمة غ . وحید مازندرانی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٤٧) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(٤٨) آلفونس گابریل ، تحقیقات جغرافیائی راجع به ایران ، ترجمة فتحعلی خواجه نوری ، چاپ هومان خواجه نوری ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(٤٩) ابوالحسن بن محمد امین گلستانه ، مجمل التواریخ ، چاپ مدرس رضوی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٥٠) لارنس لاکهارت ، نادرشاه ، ترجمه و اقتباس مشفق همدانی ، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٥١) فردریک جیمز مابرلی ، عملیات در ایران : جنگ جهانی اول ١٩١٩ـ١٩١٤ ، ترجمة کاوه بیات ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٥٢) کلمنتس رابرت مارکام ، تاریخ ایران در دورة قاجار ، ترجمة رحیم فرزانه ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٥٣) محمد صفی خان ، کتاب جغرافیا ، تهران ١٣٢٢؛
(٥٤) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی استان بوشهر ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٥٥) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٥٦) احمد مستوفی ، «سفر دریائی نئارخ در سواحل عمان و خلیج فارس »، مجلة دانشکدة ادبیات دانشگاه تهران ، سال ٣، ش ٤ (تیر ١٣٣٥)؛
(٥٧) محمدتقی مصطفوی ، اقلیم پارس ، تهران ١٣٤٣ ش ؛
(٥٨) حسین مکی ، مختصری از زندگانی سیاسی سلطان احمد شاه قاجار ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٥٩) جان ملکم ، تاریخ ایران ، ترجمة اسماعیل حیرت ، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦٠) عبدالرضا هوشنگ مهدوی ، تاریخ روابط خارجی ایران ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٦١) محمد صادق نامی اصفهانی ، تاریخ گیتی گشا ، با مقدمة سعید نفیسی ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٦٢) نقشة تقسیمات کشوری سال ١٣٧٠: استان بوشهر ، تهران : مرکز آمار ایران ( بی تا. ) ؛
(٦٣) اسماعیل نوری زاده بوشهری ، ایران کنونی و خلیج فارس ، تهران ١٣٢٥ ش ؛
(٦٤) کارستن نیبور، سفرنامة کارستن نیبور ، ترجمة پرویز رجبی ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٦٥) ر. وادالا، خلیج فارس در عصر استعمار ، ترجمة شفیع جوادی ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٦٦) مریت هاکس ، ایران : افسانه و واقعیت ، خاطرات سفر به ایران ، ترجمة محمد حسین نظری نژاد، محمدتقی اکبری ، و احمد نمایی ، مشهد ١٣٦٨ ش ؛
(٦٧) رضاقلی بن محمدهادی هدایت ، ملحقات تاریخ روضة الصفای ناصری ، در میرخواند، تاریخ روضة الصفا ، ج ٨ ـ١٠، تهران ١٣٣٩ ش ؛
(٦٨) مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٦٩) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٧٠) Denis Wright, The Persians amongst the English: episodes in Anglo-Persian history , London ١٩٨٦.
/ خسرو خسروی /
٥) نیروگاه هسته ای بوشهر . در تیر ١٣٥٥، موافقتنامة همکاری در زمینة بهره گیری صلح جویانه از انرژی هسته ای بین سازمان انرژی اتمی ایران و وزارت تحقیقات و صنعت آلمان فدرال به امضا رسید. به دنبال آن ، قرارداد ساخت دو واحد نیروگاه اتمیِ ١٢٩٣ مگاواتی از نوع واکنشگر، شامل تأسیسات زیربنایی و نیز قرارداد تأمین سوخت هسته ای نیروگاه بوشهر، بین سازمان و شرکت آلمانی «کرافت ورک یونیون » وابسته به شرکت زیمنس بسته شد که بر اساس طرح ، باید نیروی برق تولید شده در این نیروگاه با خطوط فشار قویِ چهارصد کیلوولتی به شبکة سراسری منتقل می گردید. تأسیس دو کارخانة آبْ شیرین کُن هر یک به ظرفیت صدهزار مترمکعب در روز با استفاده از بخار نیروگاه نیز پیش بینی شده بود. تا مرداد ١٣٥٧، اجرای طرح ، طبق برنامة زمان بندی پیش رفت . در ٢٣ دی ١٣٥٧ پس از توقف پرداختها از سوی دولت ایران به دلیل وضع حاکم بر کشور در آستانة انقلاب ، پیمانکار، اجرای طرح را به حالت تعلیق در آورد و به دلیل عدم توافق از سوی طرفین ، در مرداد ١٣٥٨ قرارداد فسخ شد. با امضای موافقتنامة همکاریهای صلح آمیز هسته ای میان جمهوری اسلامی ایران و فدراسیون روسیه ، قرارداد تکمیل واحد یکم نیروگاه اتمی بوشهر با وزارت انرژی اتمی فدراسیون روسیه به ظرفیت هزار مگاوات منعقد، و مقرر شد که برق تولیدی از طریق خطوط ٤٠٠ و ٢٣٠ کیلو ولتی به شبکة سراسری منتقل شود و کارهای ساختمانی و بخش عمدة کارهای نصب را شرکتهای ایرانی انجام دهند.
محل احداث نیروگاه در هجده کیلومتری جنوب غربی بندر بوشهر بین دو روستای هلیله و بندرگاه انتخاب شده است . نیروگاه در سالهای جنگ تحمیلی بارها مورد حملة هوایی قرار گرفت .
منابع :
(٧١) سازمان انرژی اتمی ایران ، نامة ش ٣٦٨٢١/٣٠ مورخ ٢/١٢/١٣٧٧.
/ د. ج . اسلام /