دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١١٢٢
بُرهانِ بلخی ، علی ، ابوالحسن علی بن حسن ، فقیه و پیشوای حنفیان حلب در قرن ششم . مدرسة بلخیّه منسوب به اوست (ذهبی ، ١٤٠٦، ج ٢٠، ص ٢٧٦). وی را به دلیل نام جدّ اعلایش جعفری نیز نامیده اند (قرشی حنفی مصری ، ج ١، ص ٣٥٩). تاریخ ولادت بلخی معلوم نیست ، به نوشتة لکنوی ( الفواید البهیّة ، ص ١٢٠) زادگاه وی سِکندر از توابع طخارستان بلخ است .
بلخی در بخارا به تحصیل پرداخت و فقه و حدیث را نزد عالمان بزرگی چون برهان الائمّه عبدالعزیزبن عمربن مازه و معین الدین نسفی آموخت (ذهبی ، همانجا؛ قرشی حنفی مصری ، ج ١، ص ٣٥٩ـ٣٦٠؛ لکنوی ، الفوایدالبهیّة ، ص ١٢١؛ همو، طرب الاماثل ، ص ٢٨٠). به نوشتة لکنوی ( طرب الاماثل ، همانجا) بلخی برای ادامة تحصیل و استماع حدیث ، سفری نیز به بغداد و مکّه کرد، اما نام مشایخ او در آن نواحی بر ما مشخص نیست . در ٥١٩، پس از پایان تحصیلات ، به دمشق رفت و در آنجا اقامت گزید و این شهر را مرکز تدریس و فعالیت علمی خود قرار داد. همچنانکه به حلب نیز آمد و شد داشت و در آنجا علاوه بر تدریس در مدرسة حلاویه ، از نفوذ معنوی و اجتماعی نیز برخوردار بود (قرشی حنفی مصری ، ج ١، ص ٣٥٩). نخستین مدرسه ای که بلخی در آنجا به وعظ و سخنرانی پرداخت مدرسة صادریّة دمشق بود (نعیمی ، ج ١، ص ٥٣٧؛ ذهبی ، همانجا) و ظاهراً به عللی ، از جمله براثر اختلافاتی که بین او و حنبلیان پدید آمد، حوزة فعالیت خود را به مدرسة طرخانیّه انتقال داد (ذهبی ، ١٩٨٤، ج ٤، ص ١٣١؛ نعیمی ، ج ١، ص ٤٨١؛ ابن مبرد، ص ٨٦). سپس در ٥٢٥، مدرسة بلخیّه به نام او ساخته و ادارة آن به وی سپرده شد (نعیمی ، همانجا). مدرسة خاتونیّه نیز در ٥٢٦ برای مذهب حنفی وقف و ادارة آن به بلخی واگذار شد (همان ، ج ١، ص ٥٠٤(.
بسیاری از علمای حنفی فقه را از بلخی آموختند که از جمله آنان بدر ابیض ، عبدالرشید ولوالجی (متوفی بعد از٥٤٠) و محمدبن یوسف عقیلی (متوفی ٥٦٤) بودند (لکنوی ، الفوایدالبهیّة ، ص ١٢١(
در منابعی که از بلخی سخن رفته ضمن تأکید بر حافظة فوق العادة او (قرشی حنفی مصری ، ج ١، ص ٣٦٠) اشاره ای به تألیف یا تصنیف وی نشده است . تنها ابن قطلوبغا (ص ٢٩٦) به نقل از القنیة بعضی از فتاوای فقهی بلخی را درج کرده است . فتاوای بلخی و نوشتة برخی منابع (از جمله : قرشی حنفی مصری ، ج ١، ص ٣٥٩)، نشان دهندة اهمیت و نقش بلخی در رویدادهای مذهبی و سیاسی آن زمان است . او به دلیل وارستگی اخلاقی ، مردم دوستی ، ورع و روحیة دفاع از دین ، از جایگاه و نفوذ زیادی برخوردار بوده و گاهی او را از ناشران علوم دینی و اسلامی نامیده اند. قدیمترین منبعی که از بلخی نام برده ، تاریخ دمشق ابن قلانسی (متوفی ٥٥٥) است که معاصر بلخی بوده است . به نوشتة ابن قلانسی ، در ٥٤٣ نورالدین زنگی اتابکی دستور منع گفتن «حَیّ علی خیرالعمل » را در اذان صادر کرد، از آنرو که آن را از بدعتهای فاطمیون می دانست ؛
همچنین سبِّ صحابه را که ظاهراً معمول بود ممنوع کرد و در این اقدام ، برهان بلخی او را یاری کرد (ص ٤٦٨؛
ابوشامة ، ج ١، ص ٥٧؛
صفدی ، ج ٢، ص ٧٤؛
کردعلی ، ج ٢، ص ٢١). در ٥٤٦ که دمشق چند ماه در محاصرة لشکر نورالدین بود، بلخی واسطة پیمان صلح میان نورالدین و حاکم وقت دمشق شد (ابن قلانسی ، ص ٤٨٩؛
ابن کثیر، ج ١٢، ص ٢٢٩). بلخی در شعبان ٥٤٨ درگذشت (ابن قلانسی ، ص ٤٩٩؛
قرشی حنفی مصری ، ج ١، ص ٣٦٠؛
ذهبی ، ١٤٠٦، ج ٢٠، ص ٢٧٦) و فقط ابن کثیر وفات وی را ٥٤٦ ضبط کرده است ، که با توجه به معاصر بودن ابن قلانسی با بلخی و نقل بیشتر مورّخان به نظر می رسد که سال ٥٤٨ درست باشد.
منابع :
(١) ابن قطلوبغا، تاج التراجم فی من صنّف من الحنفیّة ، چاپ ابراهیم صالح ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٢) ابن قلانسی ، تاریخ دمشق ، چاپ سهیل ذکار، دمشق ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) ابن کثیر، البدایة والنهایة ، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٤) ابن مبرد، ثمارالمقاصد فی ذکرالمساجد ، دمشق ١٩٧٥؛
(٥) عبدالرحمن بن اسماعیل ابوشامة ، الروضتین فی اخبار الدولتین ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٦) محمدبن احمد ذهبی ، سیر اعلام النّبلاء ، ج ٢٠، چاپ شعیب ارنووط و محمدنعیم عرقسوسی ، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٧) همو، العبر فی خبر من غبر ، ج ٤، چاپ صلاح الدین منجد، کویت ١٩٨٤؛
(٨) خلیل بن ایبک صفدی ، تحفة ذوی الالباب ، چاپ احسان بنت سعید خلوصی و زهیر حمیدان الصصام ، دمشق ١٩٩١ـ١٩٩٢؛
(٩) عبدالقادربن محمد قرشی حنفی مصری ، الجواهرالمضیئة فی طبقات الحنفیّة ، حیدرآباد دکن ١٣٣٢؛
(١٠) محمد کردعلی ، خطط الشام ، بیروت ١٣٩٠ـ١٣٩٢/ ١٩٧٠ـ ١٩٧٢؛
(١١) عبدالحی بن عبدالحلیم لکنوی ، الفوائدالبهیّة فی تراجم الحنفیّة ، و یلیها طرب الاماثل بتراجم الافاضل ، کراچی ١٣٩٣؛
(١٢) عبدالقادربن محمد نعیمی دمشقی ، الدّارس فی تاریخ المدارس ، چاپ جعفر حسنی ، مصر ١٩٨٨.
/ بمانعلی دهقان /