دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٠٤
جلیلی ، مسجد، مسجدی در تهران و از كانونهای اصلی تجمع و تشكل نیروهای مبارز مذهبی در دوره پهلوی دوم. در خیابان ایرانشهر جنوبی (حوالی میدان فردوسی)، باغی بزرگ متعلق به حاجیمهدی جلیلی فرشچی بود كه هر سال در ماههای محرّم و صفر، مجلس روضهخوانی در آن برپا میگردید و محمدتقی فلسفی، خطیب شهیر تهران، نیز در آنجا سخنرانی میكرد. پس از مدتی، چون مسجدی در آن منطقه نبود، به پیشنهاد شركتكنندگان در برنامههای عزاداری باغ جلیلی، به خصوص فلسفی، در فاصله سالهای ١٣٣٥ تا ١٣٣٩ش، با هزینه شخصی، در محلّ باغ مسجدی ساخته شد كه به نام سازنده آن، جلیلی نام گرفت و به مسجد فرشچی نیز معروف شد (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «محسن افخمی»، ش١٢٠٧٠، ص٢؛ همو، پرونده «احمدرضا مختارپور»، ش١٢٠٧١، ص٤؛ قدسیزاد، ص٢١ـ٢٣).
فعالیت مسجد در ١٣٤٠ش آغاز گردید. مهدی جلیلی، تولیت آن را به یكی از علمای تهران، حاجشیخ زینالعابدین سُرخهای سپرد و او پس از چندی دامادش، محمدرضا مهدویكنی، را به امامت جماعت مسجد برگزید. مسجد در منطقهای قرار داشت كه بهائیان و اقلیتهای دینی، چون مسیحیان و یهودیان، در آنجا ساكن بودند و از اینرو، در سالهای نخست فعالیت، غالباً خلوت بود، ولی با امامت مهدوی، بهتدریج یكی از مساجد پویا شد. به جز تعدادی از مغازهداران محل، كه مسلمان بودند، اعضا و فعالان مسجد از دیگر مناطق تهران به آنجا میرفتند. از اولین اقدامهای مهدوی تلاش برای زدودن حریم مسجد از مظاهر ضددینی، نظیر فروشگاه مشروبات الكلی، بود (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «محسن افخمی»، ش١٢٠٧٠، ص٢ـ ٣؛ همو،پرونده «حسن حاجابراهیمی»، ش١٢٠٧٠، ص١ـ٢). پس از آن، وی فعالیتهای سیاسی خود را به موازات كارهای فرهنگی و اجتماعی آغاز كرد. سیاسی شدن مسجد جلیلی، مرهون تفكر و عملكرد سیاسی مهدوی بود. به گفته یكی از فعالان قدیمی مسجد، مسجد جلیلی نخستین پایگاهی بود كه از آنجا مبارزه با حكومت آغاز شد (همو، پرونده «احمدرضا مختارپور»، ش١٢٠٧١، ص٢). یكی از اقدامات مسجد، تدریس احكام فتوایی از روی رساله امام خمینی بود، در حالیكه پس از واقعه پانزده خرداد ١٣٤٢ و تبعید آیتاللّه خمینی، اختناق شدیدی در كشور حاكم شده بود؛ با این همه، مسجد، كانونی برای انتقال اندیشه این مرجع تقلید گشت (همان، ص٣؛ نیز رجوع کنید به همو، پرونده «علیقاضی»، ش١٢٠٦٩، ص٧؛ قدسیزاد، ص٣٤ـ ٣٥). مهدویكنی در برخی سخنرانیهای خود، به صراحت، از مبارزات سیاسی آیتاللّه خمینی حمایت میكرد (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «امام خمینی»، ش٦٧٦، كد ١٤/٦٤١، ص٣٠). سابقه مبارزاتی و فعالیتهای مهدوی در پیروی از آرای آیتاللّه خمینی، تعدادی از اعضای نهضت آزادی، از جمله مهدی بازرگان * ، را جذب كرد، بهطوری كه مرتباً در جلسههای آن شركت میكردند (همو، پرونده «آیتاللّه محمدرضا مهدویكنی»، ش١١١٢، كد١٥٩٦، ص١٤، ١٩؛ همو، پرونده «مهدی بازرگان»، ش١٥/١٦٤، ص٧، ٧١، ٩٦؛ قدسیزاد، ص٣٧).
فعالیتهای مسجد، ساواك را بر آن داشت كه برای كسب اطلاع از هدفها و برنامههای آن، از طرق مختلف، چون حضور دائمی مأموران ساواك در مسجد، اقدام كند. بهمنظور بهرهجویی از فعالان مسجد، برای خبرچینی، نیز تلاشهایی شد كه موفقیتی بههمراه نداشت. اعضای مسجد، با آگاهی از ترفندهای ساواك، محتاطانه عمل میكردند ولی خطمشی گردانندگان مسجد همچنان ادامه یافت (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «محمد صادق قاضی طباطبایی»، ش١٢٠٦٧، ص٨). در واقعه قتل حسنعلیمنصور * ، نخستوزیر (مقتول در ١٣٤٤ش)، ساواك ــباتوجه به رفتوآمد محمد بخارایی، قاتل منصور، به این مسجدــ به فعالیتهای آن حساستر شد و برای مراقبت دائمی از مسجد، مأمور ویژهای گماشت (همو، پرونده «امام خمینی»، ش٦٧٦، كد١٤/٦٤١، ص٢٧ـ٢٩؛ همو، پرونده «آیتاللّه محمدرضا مهدوی كنی»، ش١٤٧٦، ص٣٤).
در ١٣٤٩ش، ساواك مانع تشكیل جلسههای اعضای مسجد در صبحهای جمعه شد. به این ترتیب، جلسهها بهصورت چرخشی در هفته اول هر ماه در منزل یكی از اعضا برگزار میگردید (همو، پرونده «علی قاضی»، ش١٢٠٦٩، ص٨ـ٩). در گزارشهای ساواك، مسجد جلیلی پایگاه «عناصر متعصب مذهبی» و «عناصر منحرف» و مهدویكنی «روحانی افراطی» معرفی شده است. ازاینرو، وی ممنوعالمنبر و به سه سال تبعید در بوكان محكوم شد (همو، پرونده «آیتاللّه محمدرضا مهدویكنی»، ش١١١٢، كد١٥٩٦، ص١٩ـ٢٠، ٣٦؛ همو، پرونده «مهدی بازرگان»، ش١٥/١٦٤، ص١٠٣).
یكی از ویژگیهای مسجد جلیلی، دعوت از خطبای سیاسی و انقلابی بود كه مهمترین عملكرد مسجد بهشمار میآمد و مخاطبان خاصی را به مسجد میكشاند. این رویكرد، گاه میان متولی مسجد و مهدویكنی تنش ایجاد میكرد زیرا متولی تحت فشار مراكز امنیتی و حكومتی متعهد بود كه فقط خطبایی را دعوت كند كه اجازه خطابه داشتند (هاشمی رفسنجانی، ج٢، ص٩٢٢ـ٩٢٣). سخنران اصلی مسجد مهدوی بود كه، پس از برپایی نماز، درباره مسائل گوناگون، از جمله انتقاد صریح از نظام حاكم و طرح مسئله حكومت اسلامی، سخنرانی میكرد. مباحث دیگر او، مانند مسئله اقتصاد اسلامی، دانشجویان را به پای سخنرانیهای وی میكشاند (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «آیتاللّه محمدرضا مهدویكنی»، ش١١١٢، كد١٥٩٦، ص٣٤؛ مهدویكنی، ص٢٣). از دیگر سخنرانان مسجد، آیتاللّه مطهری، محمدجواد باهنر، استاد محمدتقی شریعتی و عبدالكریم هاشمینژاد بودند. شیوه ارائه و نوع مطالب سخنرانان، مسجد جلیلی را بهصورت پایگاهی برای بازاندیشی و تحول فكری افراد درآورد. آیتاللّه مطهری، با طرح مباحثی چون علل گریز از ایمان و نقد مادّیگری، عامل جذب شمار زیادی از مردم بود كه در گزارشی از ساواك به ششصد تن اشاره شده است (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «آیتاللّه مرتضی مطهری»، ش٥٨٦، كد٢/١٨٠، ص٩٥؛ سرگذشتهای ویژه از زندگی استاد شهید مرتضی مطهری ، ج١، ص١٢٢، به روایت محمدرضا مهدویكنی؛ نیز رجوع کنید به انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك ، كتاب١، ص٨٠، ١٩٢).
از ویژگیهای شركتكنندگان در مسجد، جوان و غیرمحلی بودن آنان بود. پیوند مسجد با جوانان، بهویژه دانشجویان كه سهم عمدهای در پیشبرد برنامههای سیاسی و فرهنگی داشتند، یكی از عوامل موفقیت آن بهشمار میرفت. وابستگان به سازمان مجاهدین خلق و نهضت آزادی از شركتكنندگان در برنامههای مسجد بودند. سیدعلی اندرزگو، از مبارزان بنام در گروههای اسلامی، از پرورشیافتگان مسجد جلیلی بود كه حتی زمانی كه تحت تعقیب بود، مخفیانه در مسجد حضور مییافت (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «محمد زرگر»، ش١٢٠٧١، ص٩ـ١٠؛ همو، پرونده «محمدعلی گلافشانی»، ش٢٩٥١، ص١٦).
علاوه بر برگزاری جلسههای سخنرانی، پخش اعلامیه در تهران و شهرستانها از دیگر فعالیتهای مسجد بود. تعدادی از اعلامیهها در مسجد تهیه میشد. اعلامیههای آیتاللّه خمینی، كه از رادیو بیبیسی یا رادیو عراق پخش میشد، ضبط و سپس مكتوب میگردید و مخفیانه در مسجد توزیع میشد. مدتی نیز جزوه جنگهای ارنستو چهگوارا را در مسجد تایپ میكردند و در اختیار افراد میگذاشتند، ولی با مخالفت مهدویكنی، تهیه آن در مسجد متوقف شد (همو، پرونده «رضا پارساراد»، ش١٢٠٦٨، ص١؛ همو، پرونده «علی قاضی»، ش١٢٠٦٩، ص٥ـ٦؛ هوشنگ دلشاد، مصاحبه مورخ مهر ١٣٧٩). مسجد، علاوه بر امور سیاسی، به فعالیتهای فرهنگی نیز میپرداخت. هدف از این فعالیتها جذب جوانان و نوجوانان و پرورش فكری آنان و نیز ایجاد پوشش مناسب برای مبارزه با حكومت پهلوی بود. یكی از اقدامهای مهم مسجد جلیلی، تأسیس كتابخانه و ترغیب و ترویج كتابخوانی بود و یكی از چند مسجد تهران در آن زمان، بود كه كتابخانه منظم داشت و كتابهایی كه تهیه میشد غالباً مورد نیاز جوانها بود. برای تشویق بیشتر جوانان، هر سال جشن كتاب برگزار میشد و به خلاصه كتابهای برگزیده جایزههایی اهدا میشد (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «آیتاللّه محمدرضا مهدویكنی»، ش٢٥٩٥، ص٢؛ همو، پرونده «محمدعلی گلافشانی»، ش٢٩٥١، ص٨). آموزش رایگان مواد درسی دبیرستانی نیز یكی از اقدامات مسجد بود. مواد آموزشی، افزون بر مسائل دینی و آموزش قرآن، فیزیك، شیمی، ریاضی، زبان انگلیسی و معارف اسلامی بود كه در كلاسهای تقویتی و تجدیدی تدریس میشد. با افزایش دانشآموزان، كلاسهای درس به مسجدالجواد در میدان هفتمتیر كنونی، كه امكانات بیشتری داشت، منتقل گردید (همو، پرونده «محمدعلی گلافشانی»، ش٢٩١١، ص٢٧ـ٢٨). برای نخستین بار، با طرح ابتكاری مسجد، صندوقهای قرضالحسنه برای كمك به افراد بیبضاعت تأسیس شد كه پس از انقلاب، كمیتههای امداد این طرح را در سطح گستردهتری اجرا كردند (همان، ص٣). در امر كمكرسانی به بیماران، اساسنامهای با عنوان «بیماران مستمند و مستمندان آبرومند» تهیه گردید و گروهی نیز بهنام «گروه امدادگران بیماران مستمند» در ١٣٤٩ش تشكیل شد. این گروه، بیماران مستمند را به پزشكانی، كه معالجه رایگان این بیماران را پذیرفته بودند، معرفی میكرد. وظیفه دیگر این گروه، عیادت از بیماران در بیمارستانها و توزیع كتابهای مذهبی، مواد خوراكی و پوشاك بین آنان بود (همو، پرونده «آیتاللّه محمدرضا مهدویكنی»، ش١١١٢، كد١٥٩٦، ص١٠؛ همو، پرونده«محمدعلی گلافشانی»، ش٢٩١١، ص١٩).
خانوادههای تحت حمایت مسجد، افزون بر دریافت خرج تحصیلی فرزندان خود، از امكاناتی كه مسجد برای تهیه جهیزیه فراهم كرده بود، بهرهمند میشدند (همو، پرونده «علیقاضی»، ش١٢٠٦٩، ص١٥). مسجد همچنین در امر كمكرسانی به شیعیان جنگزده لبنان (رجوع کنید به شریعتی به روایت اسناد ساواك ، ج٢، ص٥٣٥) و برگزاری جشنهای مذهبی فعال بود (مركز اسناد انقلاب اسلامی، آرشیو، پرونده «هوشنگ دلشاد»، ش١٢٠٦٦، ص٨؛ همو، پرونده «آیتاللّه محمدرضا مهدویكنی»، ش١١١٢، كد١٥٩٦، ص٢٣). مسجد جلیلی تا پیروزی انقلاب اسلامی (١٣٥٧ش) همچنان با امامت مهدویكنی فعال بود. پس از آن بهسبب مسئولیتهایی كه مهدویكنی در امور اجرایی كشور یافت، از امامت جماعت مسجد دست كشید ولی برنامههای آن، به ویژه خدمات اجتماعی و رسیدگی به نیازمندان، استمرار یافته است (همو، پرونده «هوشنگ دلشاد»، ش١٢٠٦٦، ص١٢؛ همو، پرونده «آیتاللّه محمدرضا مهدویكنی»، ش١١١٢، ص١٤؛ دلشاد، همان مصاحبه).
منابع:
(١) علاوه بر اسناد مذكور در متن، موجود در آرشیو مركز اسناد انقلاب اسلامی؛
(٢) انقلاب اسلامی به روایت اسناد ساواك ، كتاب١، تهران: سروش، ١٣٧٦ش؛
(٣) سرگذشتهای ویژه از زندگی استاد شهید مرتضی مطهری قدسسرّه ، به روایت جمعی از فضلاء و یاران، [ تهران ] : مؤسسه نشر و تحقیقات ذكر، ١٣٦٦ش؛
(٤) شریعتی به روایت اسناد ساواك ، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامی، ١٣٧٨ش؛
(٥) پروین قدسیزاد، تاریخ شفاهی مسجد جلیلی ، تهران ١٣٨٣ش؛
(٦) محمدرضا مهدویكنی، «با كولهبار سرخ پیامت به پیش میروم ای شهید»، شاهد ، ش١١ (مهر١٣٦٠)؛
(٧) اكبر هاشمی رفسنجانی، هاشمی رفسنجانی: دوران مبارزه ، زیرنظر محسن هاشمی، تهران ١٣٧٦ش.
/ پروین قدسیزاد /