دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦١٩٥
حسنى واعظ ، ابوالمكارم محمودبن محمد قوامالدين، مفسر و متكلم شيعى در نيمه دوم قرن هفتم. از زندگى وى آگاهى چندانى در دست نيست، اما به مناسبت معرفى نسخههاى خطى آثارش، درباره او مطالبى نوشته شده است (رجوع کنید به مجلسى، ج ١٠٧، ص ١٧٧؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٣، ص١٤٠؛ دانشپژوه، ص ١٠٦ـ١٠٧؛ حسينى، ج ٢، ص ٨١١). وى اهل بيهق و ساكنِ فارس بوده است (رجوع کنید به حسنی واعظ، ١٣٧٦ش، ج ١، مقدمه صفاخواه، ص ٨، ج ٣، ص ٣٩٣ و پانويس ٢). در تفسير البَلابُل و القَلاقُل (ج ١، همان مقدمه، ص ٢١؛ درباره نام كتاب رجوع کنید به ادامه مقاله) از ابوالمكارم با عناوين «سيد» و «ملكالمفسرين» ياد شده است. از تاريخ وفات وى اطلاعى در دست نيست، فقط می دانيم كه تا ٦٥٩ـ٦٦٠، كه مجموعهاى از رسائل كلامى را استنساخ كرده، زنده بوده است (رجوع کنید به همو، ١٣٨١ش، پيشگفتار جهانبخش، ص سیويك؛ دانشپژوه، ص ١٠٧).
از ابوالمكارم دو كتاب تفسير به زبان فارسى باقى مانده است: البَلابل و القَلاقل، و دقائق التأويل و حقائق التنزيل. وى البلابل و القلاقل را به خواهش دوستى آغاز كرده است و در آن فقط به تفسير آياتى كه با «قُل» آغاز می شوند يا لفظ «قُل» در آنها به كار رفته، به ترتيب از ابتدا تا انتهاى قرآن، پرداخته است. در موردى نيز به تفسير آيهاى ديگر پرداخته (رجوع کنید به حسنی واعظ، ١٣٧٦ش، ج ٣، ص ٦٦) يا براساس قرائتى، كلماتى را قل خوانده و تفسير كرده است (رجوع کنید به ج ٢، ص ٣٨٩). ابوالمكارم در تفسير آيات به اقوال صحابه و تابعين نيز توجه داشته (براى نمونه رجوع کنید به ج ٣، ص ٧٣، ٢٠١) و گاه از مصادر خود نيز ياد كرده است كه عبارتاند از: حلية الاولياء ابونعيم اصفهانى (متوفى ٤٣٠؛ رجوع کنید به ج ١، ص ٢٩١، ٣٠٤ـ٣٠٥، ج ٢، ص ٨١، ١٩٦، ٢٨٨)، مصابيح الُسنة بَغَوى (ج ١، ص ٣٠٩، ج ٢، ص ١٠٥، ٤٧٨)، الانوار فى اسرار الائمة الاطهار (ج ٣، ص ١٠٨)، و الاربعين خوارزمى (ج ٢، ص ٣٣١). وى از آثار ديگرى نيز بهره برده، اما فقط به نام مؤلفان اشاره كرده، از آن جمله نقل عبارتهايى از احمدبن ابراهيم ثعلبى (متوفى ٤٢٧؛ رجوع کنید به ج ٢، ص ١٩٤) و محمدبن هيصم (واعظ مشهور كَرّامى، متوفى بعد از ٤٠٩؛ ج ٢، ص ٣١٩). با اينكه اين تفسير روايى است، بحثهاى كلامى نيز در آن ديده می شود (براى نمونه رجوع کنید به ج ٢، ص ١٢٨، ٢٩٠ـ٢٩١، ٣٧٥) و به شأن نزول آيات (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٢٥١، ٢٥٧، ٢٧٣)، نكات نحوى و صرفى (براى نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ٢٤٦، ٢٤٩، ٣٣٣) و فتواها و احكام فقهى اهل سنّت (رجوع کنید به ج ١، ص ٢٧٦) نيز پرداخته شده است. از اين تفسير فقط يك نسخه خطى موجود است كه آن را فرزند مؤلف، ابوالمفاخر قوامالدين، در ٩ شوال ٧٢٠ در فاروق اصطخر كتابت كرده است (رجوع کنید به دانشپژوه، همانجا). ابوالمكارم از قريحه شاعرى نيز بهره داشته و در تفسير البلابل و القلاقل (ج ١، ص ٣٤٥، ج ٢، ص ٢٢ـ٢٣) برخى اشعار خود را نقل كرده است. البلابل و القلاقل به ابوالمكارم ابنزهره حلبى (متوفى ٥٨٥) نيز نسبت داده شده (نجفى، ج ٢٩، ص ١٠٥؛ آقابزرگ طهرانى، ١٣٧٣ش، ج ١، ص ٤٥١)، كه نادرست است. اگر چه اين تفسير با عنوان البلابل و القلاقل به چاپ رسيده، اما مؤلف همه جا با نام بلابل القلاقل از آن ياده كرده است (از جمله رجوع کنید به حسنى واعظ، ١٣٧٦ش، ج ١، ص ٨٧؛ همو، ١٣٨١ش، ص ١).
ديگر تفسير فارسى ابوالمكارم، دقائق التأويل و حقائق التنزيل است كه بعد از البلابل و القلاقل نگاشته شده است. وى در مقدمه كوتاه خود بر اين تفسير، نوشته كه كتاب را به خواهش علی بن ابیطالب (بن) صادق تأليف كرده و همو از ابوالمكارم حسنى خواسته است كه تفسير البلابل و القلاقل را نيز بنويسد. وى از حسنى خواسته بود در تفسيرى به بيان معانى آياتى بپردازد كه با عباراتى نظير «يا ايها الذين آمنوا» و «انّ الذين آمنوا» آغاز شدهاند و نيز آياتى كه خطاب به پيامبر اكرماند (حسنی واعظ، ١٣٨١ش، ص ١). حسنى همچنين سوره يوسف را به طور كامل تفسير كرده است. نسخه ناقصى از تفسير دقائقالتأويل و حقائقالتنزيل، تا پايان آيه ٦٠ سوره بنی اسرائيل، باقى مانده كه مؤلف در آخر آن (ص ٣٧٩ـ٣٩١)، روايت معراج پيامبر را آورده است. حسنى در اين تفسير نيز به شأن نزول آيات توجه فراوانى كرده (براى نمونه رجوع کنید به ص ١٦٢، ٢١٤ـ٢١٥) و از بحثهاى كلامى هم غافل نبوده است (براى نمونه رجوع کنید به ص ٦ـ٧، ٧١ـ٨١، ٩٧ـ٩٨).
وى در دقائق التأويل از آثارى چون الحجة فى القراآت ابوعلى حسنبن على فارسى (متوفى ٣٧٧؛ رجوع کنید به ص ٧٧، ٢٣٧)، حليةالاولياء ابونعيم اصفهانى (متوفى ٤٣٠؛ ص ١٢٢ـ١٢٤، ٢٠١)، و الكشاف زمخشرى (متوفى ٥٣٨؛ ص ٦٣) بهره برده و از مفسران نامدارى چون ابومسلم محمدبن بحر اصفهانى (متوفى ٣٢٤؛ رجوع کنید به ص ١٤٩)، واحدى (متوفى ٤٦٨؛ ص ٥٥)، طبرى (متوفى ٣١٠؛ ص ١١٥) و ثعلبى (ص ٢٣١) نيز اقوالى نقل كرده است. مصحح كتاب در مقدمه خود (ص چهلودو ـ پنجاهوهفت) به تفصيل، ويژگيهاى زبانى و ادبى اين تفسير را بررسى كرده است.
ابوالمكارم رسالهاى كلامى با عنوان هدايةالعوام در مباحث اعتقادى نيز داشته كه موجود نيست، فقط می دانيم كه آن را قبل از دقائق التأويل نوشته بوده است (حسنی واعظ، ١٣٧٦ش، ج ١، همان مقدمه، ص ٨). مجموعهاى از رسائل كلامى، كه برخى از آنها را در سالهاى ٦٥٩ـ٦٦٥ كتابت كرده و در كتابخانه ملك موجود است (رجوع کنید به افشار و دانشپژوه، ج ٧، ص ١٢١ـ١٢٢).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذريعة الى تصانيف الشيعة، چاپ علی نقى منزوى و احمد منزوى، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، مصنفات شيعه: ترجمه و تلخيصالذريعة الى تصانيف الشيعة، ج١، به اهتمام محمد آصف فكرت، مشهد ١٣٧٣ش؛
(٣) ايرج افشار و محمدتقى دانشپژوه، فهرست نسخههاى خطى كتابخانه ملى ملك، ج٧، تهران ١٣٦٩ش؛
(٤) محمودبن محمد حسنی واعظ، تفسير شريفالبَلابُل و القَلاقُل، چاپ محمدحسين صفاخواه، تهران ١٣٧٦ش؛
(٥) همو، دقائقالتأويل و حقائق التنزيل، چاپ جويا جهانبخش، تهران ١٣٨١ش؛
(٦) احمد حسينی اشكورى، تراجم الرجال، قم ١٤١٤؛
(٧) محمدتقى دانشپژوه، فهرستواره فقه هزار و چهارصد ساله اسلامى در زبان فارسى، تهران ١٣٦٧ش؛
(٨) مجلسى؛
(٩) محمدحسنبن باقر نجفى، جواهرالكلام فى شرح شرائع الاسلام، ج ٢٩، چاپ محمود قوچانى، بيروت ١٩٨١.
/ محسن قاسمپور /