دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٢٢٠
صديقالممالك شيبانى ، ميرزاابراهيمخان، از رجال دورۀ قاجار و مؤلف منتخبالتواريخ. وی در ١٢٥٧ در كاشان زاده شد. پدرش، ميرزااسدالله، از ملاكان كاشان بود. ميرزاابراهيم تحصيلات مقدماتى خود را در زادگاهش گذراند (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، ص٢٧؛ قائممقامى، ص٢٠). در١٢٧١، به هنگام حكومت حمزهميرزا* حشمتالدوله در اصفهان، منشى وى شد. پس از يك سال به كاشان بازگشت و به كشاورزى پرداخت. در ١٢٧٣، به تهران آمد و دو سال در ديوانخانۀ سلطنتى به امور كتابخانه و اسلحهخانه مشغول شد (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، همانجا؛ سپهر، ج ٣، ص ١٢٥٧؛ قائممقامى، همانجا). در ١٢٧٥، ميرزاهاشمخان امينالدوله، ریيس محاسبات تلگرافخانه، ادارۀ امور مالى تلگرافخانۀ نوبنياد را به وى واگذار نمود و گفته اند كه او نه سال در اين سمت ماند (صديقالممالك، همانجا؛ پژمان، ص٤٤٠). اين مطالب با رويدادهاى بعد همخوانى ندارد، زيرا ميرزاابراهيم در آغاز صدارت ميرزامحمدخان سپهسالار، در ١٢٨١ كه تلگرافخانه به عليقلىميرزا اعتضادالسلطنه اجاره داده شد، از آن منصب كناره گرفت (اعتمادالسلطنه، ج ٣، ص ١٨٦٧؛ صديقالممالك، ١٣٦٦ش، همانجا). سپس دو سال در دفترخانۀ تهران مشغول خدمت شد (صديقالممالك، همانجا).
در ١٢٨٣، در زمان حكومت مسعودميرزا ظلالسلطان*، ميرزاابراهيم به مقام استيفاى اصفهان منصوب شد (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، همانجا؛ ظلالسلطان، ص ١٧٧؛ بامداد، ج ٤، ص ٨١). در ١٢٨٤، كه ظلالسلطان براى بار دوم به حكومت اصفهان منصوب گرديد، به ابراهيم لقب خانى داد (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، ص٢٨؛ بامداد، همانجا). ميرزاابراهيمخان در ١٢٩١ به مكه رفت و پس از بازگشت، ظلالسلطان رياست دفتر و كليۀ حساب اصفهان را به او واگذار كرد (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، همانجا)، اما پس از سه سال بركنار شد (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، همانجا). در ١٣٠١، به عنوان لله سلطانحسين ميرزا جلالالدوله، نايب حاكم فارس، به شيراز رفت (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، همانجا؛ قائممقامى، ص ٢٤؛ رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ج٣، ص٢٠٢١). در ١٣٠٥، پس از عزل ظلالسلطان، ميرزاابراهيمخان نيز به تهران آمد (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، ص٢٩). وى در ١٣٠٧ پيشكار جلالالدوله در يزد شد (همانجا) و دو سال ماليات ديوان را، بهطور منظم و با اهتمام تمام، وصول نمود (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، ص٢٩، ٢٥٧). وی در ١٣٠٩ به اصفهان رفت و يك سال به انتظام «حوالجات دفترخانه» اين شهرپرداخت. سپس به تهران احضار گرديد و در این شهربيمار شد و دو سال را به معالجه گذراند.
در شعبان ١٣١٣، ناصرالدينشاه به او لقب صديقالممالك و منصب استيفاى درجه اول داد. در همان سال منصب اميرتومانى نیز گرفت (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، ص ٢٩، ٢٩٩ـ٣٠٠؛ قائممقامى، ص٢٧). در دورۀ حكومت مظفرالدينشاه، صديقالممالك تا ١٣١٦ در تهران به كار استيفا مشغول بود (قائممقامى، ص٣٨). در اين سال، به سبب قحطى و احتكار گندم از سوى مالكان، مسئول امور نان عراق و حمل مازاد گندم از ولايات به تهران شد (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، ص٣٤٧ـ٣٤٨). قائممقامى (ص٢٨ـ٢٩) مأموريت ديگرى نيز براى وى ذكر كرده است، كه صحيح نیست، زيرا صديقالممالك در شرح وقايع سال ١٣١٦ ، به نقل گزارشى از ميرزامحمدعلى سديدالسلطنه* مينابى پرداخته و چون محمدعلى سديدالسلطنه در تلگرام خود چهار بار از خودش، به عنوان «نگارنده»، ياد كرده ، قائممقامى نيز لفظ نگارنده را بر صديقالممالك اطلاق نموده است (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، ص١٨، مقدمۀ افشار، ص٣٤٥، ٢٤٩ـ٣٥١).
صديقالممالك در ١٣١٦ از خدمات دولتى و دربار كناره گرفت و در خانۀ خود در تهران و گاه در كاشان، اوقاتش خود را به مطالعه و معاشرت با اهل طريقت و نيز سرپرستى املاك خود گذراند (همان، ص١٩، مقدمۀ افشار؛ قائممقامى، ص٢٩). او در ٢١ رجب ١٣٢٧ در كاشان درگذشت و در قبرستان دشتافروز به خاك سپرده شد (قائممقامى، همانجا). صديقالممالك درستكار و نيكرفتار و از پيروان طريقۀ شاهنعمتاللّه بود (معصومعليشاه، ج٣، ص٥٣٧؛ قائممقامى، ص٣٠ـ٣١).
تنها اثر صديقالممالك، منتخبالتواريخ است. این کتاب تاريخ عمومى است مشتمل بر پنج قسم، كه هر قسم آن چند فصل و برخى از آنها چند باب و مقاله دارد. شيوۀ تاريخنگارى وى دودمانى است. كتاب با شرح زندگانى پيامبر اسلام صلی الله علیه و آله و سلم، امامان، و پادشاهان اساطيرى ايران آغاز مىشود و با نقل رويدادهاى سال ١٣٢٢ به پايان مىرسد. وی از منابع مورد استفادۀ خود یاد نكرده و تنها به اين جملۀ كلى اكتفا نموده كه مطالب كتاب را از «نسخ تواريخ» انتخاب و تدوين نموده است (صديقالممالك، ١٣٢٦، ص ٤). صديقالممالك در نگارش بخشهاى نخستين منتخبالتواريخ (از آغاز كتاب تا دورۀ سلطنتشاه طهماسب اول صفوى، حك : ٩٣٠ـ٩٨٤) از كتاب لبالتواريخِ يحيىبن عبداللطيف حسينى سيفى قزوينى (تأليف در ٩٤٨)، عينآ و بدون كموكاست، بهره برده است، بی آنكه از كتاب و مؤلف آن اسمى ببرد (نخجوانى، ص ٧٧). مأخذ نگارش تاريخ قاجاريه هم جلد سوم تاريخ منتظم ناصرى است كه مطالب آن با وقايع ١٣٠٠ پايان مىيابد و مطلب تازهاى ندارد (قائممقامى، ص٣٤). ارزش و اهميت منتخبالتواريخ بيشتر به وقايع و حوادث سالهاى ١٣٠٠ تا ١٣٢٢ است كه مطالب آن را در دیگر کتابهای تاریخی دورۀ قاجار نمىتوان يافت (قائممقامى، همانجا). همچنين بخش تاريخ قاجار آن، به سبب درج تاريخهاى مربوط به صدور فرمان و تغييرات القاب، از منابع مفيد و كممانند است (صديقالممالك، ١٣٦٦ش، ص٢١، مقدمۀ افشار). اين بخش در ١٣٦٦ش، بهكوشش ايرج افشار، در تهران منتشر شد (قائم مقامى، ص٣٢).
از نسخههاى كتاب منتخبالتواريخ و يادداشتهاى مؤلف بر اين نسخهها چنين برمىآيد كه مؤلف در سه مرحله اين كتاب را تأليف كرده است. يك نسخۀ كتاب درسال ١٣٠٠ خاتمه یافته است. اين نسخه در زمان ناصرالدينشاه پايان يافته و مؤلف، آن را منتخبالتواريخ ناصرى ناميده، ولى اين نسخه منتشر نشده است (قائممقامى، همانجا). نسخۀ ديگر در١٣١٥ پایان یافته است. در اين سال صديقالممالك در تأليف خود تجديدنظر كرده و رويدادهاى تاريخى ١٣٠٠ تا ١٣١٥ را، همراه با شرححال خود، به آن افزوده و چون اين نسخه را در زمان سلطنت مظفرالدينشاه تدوين نموده، آن را منتخبالتواريخ مظفرى نامیده (معصوم عليشاه، ج ٣، ص ٥٣٧؛ قائممقامى، ص ٣٣)، اما اين نسخه نيز چاپ نشده است. نسخۀ سوم، كه با شرح وقايع تا ١٣٢٢ پايان يافته، در ١٣٢٦ به چاپ رسيده است (صديقالممالك، ١٣٢٦، ص ٥٥٢؛ قائممقامى، ص٣٣).
منابع :
(١) محمدحسن اعتمادالسلطنه، تاريخ منتظم ناصرى، چاپ محمداسماعيل رضوانى، تهران ١٣٦٧؛
(٢) بامداد، مهدى، شرح حال رجال ايران، تهران ١٣٥٧؛
(٣) حسين پژمان، تاريخ پست و تلگراف و تلفن، تهران ]١٣٢٦؟[، تهران ١٣٢٦ق؛
(٤) ميرزا ابراهيم (صديق الممالك)، منتخب التواريخ مظفرى، ١٣٢٦ق؛
(٥) همو، منتخبالتواريخ، چاپ ايرج افشار، تهران ١٣٦٦ش؛
(٦) جهانگير، قائم مقامى، «حاجىميرزا ابراهيمخان صديقالممالك مولف منتخب التواريخ مظفرى»، مجلۀ يادگار، س ٤ (شهريور و مهر ١٣٢٦)، ش١و٢؛
(٧) ظلمسعودميرزا ظلالسلطان، تاريخ سرگذشت مسعودى، تهران ١٣٦٢؛
(٨) شيرمحمدمعصوم شيرازى، طريقالحقايق، چاپ محمد جعفر محجوب، ١٣٤٥ش؛
(٩) حسين نخجوانى، «منتخبالتواريخ و لبالتواريخ»، مجله يادگار، س٤ (آبان و آذر ١٣٢٦)، ش ٣.
/ بهمن شعبانزاده لمر/
تاریخ انتشار اینترنتی: ١٦/٠٨/١٣٩١