دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٩٢
حارثى ، حسین بن عبدالصمد، ملقب به عزالدین، محدّث، فقیه امامى جبل عاملى و شیخالاسلام دوره صفوى. وى در ٩١٨ در روستاى جُبَع، نزدیك شهر صیدون، در خاندانى مشهور به دنیا آمد (افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٠، ١١٩؛ بحرانى،ص٢٨). نسبشبه حارثبنعبداللّه هَمْدانى*، از اصحاب خاص حضرت على علیهالسلام، میرسد (بحرانى، ص ١٦).
جدّ حارثى، محمدبن على جباعى/ جبعى، از عالمان بزرگ جبلعامل* و مؤلف مجموعةالجباعى بود (رجوع کنید به مجلسى، ج ١٠٤، ص ٢١١ـ٢١٤؛ افندى اصفهانى، ج ٥، ص ٤٨؛ مهاجر، ص ١٤٥). پدر حارثى، عبدالصمدبن محمد، نیز از عالمان بنام بوده و شهیدثانى وى را به علم و تقوا ستوده است (رجوع کنید به حرّعاملى، قسم ١، ص ٧٥، ١٠٩؛ مجلسى، ج ١٠٤، ص ٢٠٨؛ افندى اصفهانى، ج ٣، ص ١٢٨).
اصلیترین منبع شرححال حارثى، كتابى است كه مظفرالدین على، شاگرد بهاءالدین عاملى* (شیخ بهائى)، در شرححال شیخ بهائى و استادانش نوشته و به مناسبت، شرححال پدر شیخ بهائى، یعنى حسینبن عبدالصمد را نیز آورده و افندى اصفهانى (ج ٢، ص ١١٩ـ١٢١) بخشى از آن را نقل كرده است. حارثى در زادگاهش كمى نزد حسنبن جعفر كركى و بیشتر نزد شهیدثانى درس آموخت. وى در سفرهاى شهیدثانى به مصر و استانبول و عراق او را همراهى كرد و در ٩٤١ از شهیدثانى اجازه دریافت كرد (عاملى، ج ٢، ص ١٩١؛ افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٧ـ١١٨؛ بحرانى، ص ٢٨؛ استوارت، ١٩٩٦، ص ٣٨٨). شهیدثانى در این اجازه وى را ستوده است (رجوع کنید به ج ٢، ص ١١١٣ـ١١١٤؛ نیز رجوع کنید به مجلسى، ج ١٠٥، ص ١٤٦ـ١٧١).
تشكیل دولت صفوى و تشدید فشار دولت عثمانى بر مناطق شیعهنشین قلمرو خود، بهویژه جَبَل عامل، به مهاجرت عالمان این منطقه به ایران انجامید (رجوع کنید به مهاجر، ص ٣٥، ٩٥ـ٩٦، ١٤٥ـ١٤٦). حارثى نیز بعد از پدید آمدن دشواریهایى براى استادش، شهیدثانى، ظاهرآ در ٩٥٦ به عراق و سپس در حدود ٩٥٨ـ٩٦١ همراه با خانوادهاش به ایران مهاجرت كرد (رجوع کنید به حارثى، ١٣٨٠ش، ص ١٨٥؛ استوارت، ١٩٩١، ص ٥٦٤، ٥٦٧؛ همو، ١٩٩٨، ص ٩٤).
به نظر بعضى مؤلفان (از جمله اسكندرمنشى، ج ١، ص ١٥٥؛ افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٨؛ مهاجر، ص ١٤٦)، وى بعد از شهادت شهیدثانى در ٩٦٥ به ایران آمده، اما شواهد متعددى حاكى است كه این مهاجرت پیش از این تاریخ صورت گرفته است. مثلا حارثى در برخى آثار خود (براى نمونه رجوع کنید به ١٣٧٨ش الف، ص ١٤٤)، كه بعد از مهاجرت به ایران تألیف كرده، به گونهاى از شهیدثانى نام برده كه حاكى از زنده بودن وى در آن زمان است (استوارت، ١٩٩١، ص ٥٦٦ـ٥٦٧). همچنین شرح حوادث مسافرت حارثى با عنوان الرحلة (سفرنامه)، در واقع پاسخ وى به نامه شهیدثانى است كه گزارش سفر حارثى را از او خواسته بود (رجوع کنید به حارثى، ١٣٨٠ش، ص ١٦٨).
حارثى، به نوشته خود (١٣٨٠ش، ص ١٨٤)، در آغاز ورود به ایران در اصفهان اقامت گزید. در آنجا علیبن هلال منشار كركى عاملى* (متوفى ٩٨٤)، شیخالاسلام اصفهان، از او استقبال كرد (افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٩، ج ٤، ص ٢٦٨؛ مهاجر، ص ١٤٦). پس از سه سال اقامت و تدریس در این شهر، شهرت علمى حارثى و توصیه شیخ على مذكور موجب شد شاه طهماسب اول وى را به قزوین، پایتخت صفویه، دعوت كند و به مقام شیخالاسلامى آنجا منصوب نماید. او هفت سال در قزوین ماند و در آنجا به اقامه نماز جمعه، كه آن را واجب عینى میدانست، مبادرت كرد (افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٩ـ١٢٠، ج ٤، ص ٢٦٨؛ مهاجر، ص ١٤٦ـ١٤٧).
شاه طهماسب در ٩٧٠، ظاهرآ به دلایل سیاسى و اختلافات حارثى با سیدحسین كركى (متوفى ١٠٠١)، در برخى مسائل فقهى، حارثى را از شیخالاسلامى قزوین عزل و به شیخالاسلامى مشهد منصوب كرد. حارثى سپس به هرات رفت و هشت سال در آنجا به تدریس و وعظ پرداخت و شیخالاسلام هرات نیز بود (رجوع کنید به افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١٢٠؛ استوارت، ١٩٩٦، ص ٣٨٧، ٣٩٣ـ٣٩٤، ٤٠٢ـ٤٠٥). به نوشته افندى اصفهانى (ج ٢، ص ١٢٠ـ١٢١)، به سبب اقدامات علمى و فعالیتهاى اجتماعى حارثى، بسیارى از اهالى هرات و نواحى اطراف آن به مذهب تشیع گرویدند و طلاب بسیارى براى فراگیرى علم از حارثى به آنجا روى آوردند.
حارثى تا ٩٨٣ منصب شیخالاسلامى هرات را برعهده داشت. در این سال به قصد حج، رهسپار مكه شد و پس از زیارت مكه و مدینه، به بحرین رفت و در آنجا اقامت نمود (همانجا؛ استوارت، ١٩٩٦، ص ٣٩٤). حارثى در ٨ ربیعالاول ٩٨٤ درگذشت و در قریه مصلى، از توابع هَجَر بحرین، به خاك سپرده شد (افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٩؛ بحرانى، ص ٢٧). شیخ بهائى قصایدى در سوك پدرش سروده است (رجوع کنید به افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٢ـ١١٤؛ بحرانى، ص ٢٧ـ٢٨).
حارثى، همانند دیگر علماى جبل عامِل، در انتقال میراث حدیثى و علمى شیعه به ایران سهم مهمى داشته است و عالمان ایران و ماوراءالنهر براى طلب علم نزد وى میرفتند (رجوع کنید به حارثى، ١٣٧٨ش الف، ص ١٤١؛ افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٨، ١٢٠؛ جعفریان، ج ٢، ص ٨١٢ ـ ٨١٤؛ مهاجر، ص ١٤١ـ٢٣٦). حارثى شاگردان متعددى پروراند و به علماى بسیارى اجازه نقل حدیث داد، از جمله به فرزندش شیخ بهائى، حسنبن زینالدین صاحب معالمالاصول، میرداماد، منصوربن عبداللّه شیرازى معروف به راستگو، بدرالدین حسنبن على شدقم مدنى، فقیه و ادیب قرن دهم (مجلسى، ج ١٠٥، ص ١٨٩ـ١٩٠، ج ١٠٦، ص ٨٧؛ افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١٠٩؛ محسن امین، ج ٥، ص ١٧٧ـ١٧٨، ج ٦، ص ٣٦، ٦٣؛ آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١، ص ١٨٤ـ١٨٥، ج ١٣، ص ١٧٠؛ حسن امین، ج ٥، ص ٩١).
از جمله فعالیتهاى علمى حارثى تصحیح و مقابله منابع حدیثى پیشین بوده است. افندى اصفهانى (ج ٢، ص ١١٢) و حرّ عاملى (قسم ١، ص ٧٦) به نسخهاى از تهذیبالاحكام به خط حارثى، كه آن را نزد شهیدثانى مقابله كرده است، اشاره كردهاند (نیز رجوع کنید به شهیدثانى، ج ٢، ص ١١٧٥؛
حائرى، ج ١، ص ٤٧ـ٤٨). همچنین افندى اصفهانى (رجوع کنید به ج ٢، ص ١١٢، ١١٤، ج ٣، ص ١٢٨) از برخى آثار شیخ طوسى در میان كتب متعلق به شهیدثانى گزارش داده كه خط حارثى بر آنها بوده است. برخى منابع (رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ١١٤ـ١١٥؛
محسن امین، ج ٦، ص ٦٠) با استناد به آثار حارثى، از تمایل او به تصوف و مدح مشایخ صوفیان سخن گفتهاند.
مهمترین آثار حدیثى حارثى عبارتاند از: وصول الاخیار الیاصول الاخبار كه پس از كتاب الرعایة فى علم الدرایة شهیدثانى، یكى از متون مهم درایة الحدیث در عصر صفوى بوده و قبل از ٩٦٠ در مشهد تألیف شده است (حارثى، ١٤٠١، ص ٦٠؛
افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٥؛
آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٢٥، ص ١٠١؛
صدرایى خویى، ج ١، ص ١٠١ـ١٠٣)؛
حاشیه بر خلاصةالاقوال فى علمالرجال اثر علامه حلّى؛
حاشیهاى با عنوان التعلیقات بر صحیفه سجادیه؛
و آثار حدیثى دیگر (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٥، ص ١٧٥، ج ٦، ص ٨٢، ١٤٥، ج ١٣، ص ١٩٥، ٣٥١)؛
الاربعون حدیثآ، كه در آن چهل حدیث اخلاقى را جمعآورى كرده است. با توجه به تعبیر ثناگویانه آغاز رساله در حق شاه طهماسب (رجوع کنید به حارثى، ١٣٧٨ش الف، ص ١٤٣، پانویس ١)، كه در برخى نسخهها نیست، تاریخ نگارش این كتاب پیش از سفر به ایران و دست كم (با توجه به حیات شهیدثانى در زمان تألیف آن رجوع کنید به همان، ص ١٤٤) قبل از ٩٦٥ بوده است. این كتاب بارها چاپ شده و نسخههاى خطى متعددى نیز از آن در دست است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١، ص ٤١٤ـ٤١٥؛
حسینى اشكورى، ج ١، ص ١٤٨ـ١٤٩).
وى كتابها و رسالههاى فقهى و اصولى متعددى دارد، از جمله: شرح قواعدالاحكام، و شرح تهذیب طریق الوصول الى علمالاصول، هر دو از علامه حلّى (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٤، ص ٥١٣، ج ٥، ص ٤٣ـ٤٤، ج ١٤، ص ١٩)؛
رسالة صلاةالجمعة یا رسالة فى وجوب صلاةالجمعة (رجوع کنید به همان، ج ١٥، ص ٧٠؛
جعفریان، ج ١، ص ٣٠٥)؛
رساله العقدالحسینى یا العقدالطهماسبى، كه با فرمانشاهطهماسب ــكه به وسواس مبتلا بودــ تألیف شد و شامل نكوهش وسواس در طهارت و بیانگر اختلافنظر فقهى حارثى با سیدحسین كركى، در پارهاى مسائل است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١٥، ص ٢٨٨ـ ٢٩٠؛
استوارت، ١٩٩٦، ص ٣٩٦ـ٣٩٩؛
براى متن رساله رجوع کنید به حارثى، ١٣٧٨ش ب، ص ١٩٦ـ٢٢٢)؛
رساله تحفة اهل الایمان فى قبلة عراق العجم و الخراسان در نقد نظر محقق كركى (متوفى ٩٤٠) درباره روش تعیین قبله ایران در آن عصر (رجوع کنید به حرّ عاملى، قسم ١، ص ٧٥؛
افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١١؛
آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٤٢٣، ج ١٧، ص ٤٠، ٤٦؛
براى نسخهها رجوع کنید به مدرسى طباطبائى، ص ٢٠١)؛
حاشیه ارشادالاذهان علامه حلّى (افندى اصفهانى، همانجا؛
آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٦، ص ١٥؛
براى نسخه آن رجوع کنید به مدرسى طباطبائى، ص ١١٢)؛
مسألتان یا دو رساله، یكى درباره رفع نجاست حصیر و دیگرى درباره چگونگى صرف سهم امام در زمان غیبت براى فقراى سید (رجوع کنید به افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٦؛
مدرسى طباطبائى، ص ٢٠٠؛
براى متن چاپ شده رساله دوم رجوع کنید به حارثى، ١٣٨١ش، ص ١٩٩ـ٢٠٨)؛
شرح الفیه شهید اول (افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٥ـ١١٧؛
براى نسخهها رجوع کنید به مدرسى طباطبائى، ص ١٤٥)، افندى اصفهانى (ج ٢، ص ١١٦ـ١١٧) از شرح دیگرى بر الفیه همراه با اشاراتى به آراى محقق كركى با نام المقاصد العلیة فى شرحالرسالة الثمینة نیز یاد كرده است (براى نسخهها رجوع کنید به فكرت، ص ٣٢٥)؛
الرسالة الرضاعیة؛
مقالة فى وجوب الافتاء و بیانالحق على كُلِّ مَنْ علم به؛
الرسالة التِّساعیة یا المسائل الصلاتیة، درباره نُه مسئله مربوط به نماز و دیگر آثار فقهى (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١١، ص ١٤٦، ١٥٣، ١٩١، ج ٢٠، ص ٣٥٤ـ٣٥٥، ج ٢١، ص ١٧، ٤٠٧).
حارثى آثارى نیز در كلام، اخلاق و علوم دیگر دارد، از جمله: نورالحقیقة و نورالحدیقة فى علمالاخلاق، كه بخشى از آن گزیدهاى از ادبالدنیا والدین اثر ابوالحسن علیبن محمد ماوردى (متوفى ٤٥٠) است (براى نمونه این گزیدهها رجوع کنید به حارثى، ١٤٠٣، ص ٣٦ـ٤١، ٤٥ـ٤٦؛
قس ماوردى، ص ٢٢ـ٢٣، ٢٨ـ٢٩،٣١ـ٣٢). به نوشته حسینیجلالى (حارثى، ١٤٠٣، مقدمه، ص ١٠ـ١١) البیانوالتبیین جاحظ و منثورالحِكَم (مجهولالمؤلف) از منابع این كتاب بودهاند و ظاهرآ تألیف آن در ٩٤٥ به پایان رسیده است (رجوع کنید به همان، ص ٢٨٥). كاملترین نسخه كتاب به خط حارثى در لیدن (ش ٩٧٩.ro) موجود است. استوارت (١٩٩٧، ص ١٩٣ـ١٩٦)، براساس نسخه اصلى لیدن، مقدمه حارثى را چاپ كرده و مدعى شده حارثى خود را از باب تقیه، شافعیمذهب معرفى كرده است (رجوع کنید به همان، ص ١٧٩ـ١٨٩). الاعتقادات الحقة؛
الواجبات الملكیة، درباره برخى امور اعتقادى و عملى؛
مجموعهاى شامل حواشى او بر كتب حدیثى و فقهى و ریاضى؛
مناظرات كلامى حارثى با برخى علماى اهل سنّت حلب؛
و دیوان شعر از دیگر آثار اوست (رجوع کنید به افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١١ـ١١٢، ١١٥ـ١١٧).
برادر حارثى، نورالدین علیبن عبدالصمد، فقیه و شاعر و از جمله شاگردان شهیدثانى بود كه از وى و محقق كركى اجازه نقل حدیث گرفت (محسن امین، ج ٧، ص ١٥٤، ج ٩، ص ٤٣١؛
آقابزرگ طهرانى، ١٤١١، ص ١٤٩). وى الفیه شهید اول را به نظم درآورد و آن را الدرة الصفیة نامید (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ١، ص ٤٨١، ج ٨، ص ١٠٠ـ١٠١).
فرزند حارثى، ابوتراب عبدالصمد، در ٩٦٦ در قزوین به دنیا آمد. نزد پدرش درس خواند و از او اجازه نقلحدیث دریافت كرد (افندى اصفهانى، ج ٢، ص ١١٠، ج ٣، ص ١٢٣). شیخ بهائى، الفوائد الصمدیة (از متون درسى فشرده در علم نحو، معروف به صمدیه) را براى برادرش، ابوتراب، نگاشت (همان، ج ٣، ص ١٢٣). ابوتراب در ١٠٢٠ در اطراف مدینه از دنیا رفت و در نجف دفن شد (محسن امین، ج ٨، ص ١٦؛
آقابزرگ طهرانى، ١٤١١، ص ٣٢٥؛
همو، ١٤٠٣، ج ٦، ص ١٣؛
قس عبرت نائینى، ج ٣، ص ١١٦). از آثار اوست: حاشیه الاربعین شیخ بهائى و حاشیه الفرائض النصیریة اثر خواجه نصیر طوسى (آقابزرگ طهرانى، ١٤٠٣، ج ٦، ص ١٣، ١٦٣).
منابع :
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانى، الذریعة الى تصانیف الشیعة، چاپ علینقى منزوى و احمد منزوى، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة: الروضة النضرة فى علماء الماة الحادیة عشرة، بیروت ١٤١١/١٩٩٠؛
(٣) اسكندر منشى؛
(٤) عبداللّهبن عیسى افندى اصفهانى، ریاضالعلماء و حیاضالفضلاء، چاپ احمد حسینى، قم ١٤٠١ـ ؛
(٥) حسن امین، مستدركات اعیان الشیعة، بیروت ١٤٠٨ـ١٤١٦/١٩٨٧ـ١٩٩٦؛
(٦) محسن امین؛
(٧) یوسفبن احمد بحرانى، لؤلؤةالبحرین، چاپ محمدصادق بحرالعلوم، قم (بیتا.)؛
(٨) رسول جعفریان، صفویه در عرصه دین، فرهنگ و سیاست، قم ١٣٧٩ش؛
(٩) حسینبن عبدالصمد حارثى، الاربعون حدیثآ، چاپ علیاوسط ناطقى، در میراث حدیث شیعه، به كوشش مهدى مهریزى و على صدرایى خویى، دفتر٢، قم: مركز تحقیقات دارالحدیث، ١٣٧٨ش الف؛
(١٠) همو، الرحلة، در محمدبن حسین شیخ بهائى، العروةالوثقى فى تفسیر سورةالحمد، چاپ محمدرضا نعمتى و اسعد طیب، قم ١٣٨٠ش؛
(١١) همو، رساله خطى مصرف خمس در زمان غیبت، (ترجمه و تحقیق) محمدجواد حسینى جلالى، در فقه اهلبیت علیهمالسلام، ش ٣٠ (تابستان ١٣٨١)؛
(١٢) همو، العقدالطهماسبى، چاپ محمدحسین روحانى رودسرى، در میراث اسلامى ایران، به كوشش رسول جعفریان، دفتر١٠، قم: كتابخانه آیةاللّه مرعشى نجفى، ١٣٧٨ش ب؛
(١٣) همو، نورالحقیقة و نورالحدیقة فى علمالاخلاق، چاپ محمدجواد حسینى جلالى، قم ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(١٤) همو، وصولالاخیار الى اصول الاخبار، چاپ عبداللطیف كوهكمرى، قم ١٤٠١؛
(١٥) محمدعلى حائرى، فهرست نسخههاى عكسى كتابخانه عمومى حضرت آیةاللّه العظمى مرعشى نجفى، قم ١٣٦٩ـ ١٣٧٠ش؛
(١٦) محمدبن حسن حرّ عاملى، املالآمل، چاپ احمد حسینى، بغداد ( ١٩٦٥)، چاپ افست قم ١٣٦٢ش؛
(١٧) احمدحسینى اشكورى، التراثالعربى فى خزانة مخطوطات مكتبة آیةاللّه العظمى المرعشى النجفى، قم ١٤١٤؛
(١٨) زینالدینبن على شهیدثانى، رسائل الشهیدالثانى، قم ١٣٧٩ـ١٣٨٠ش؛
(١٩) على صدرایى خویى، فهرستگان نسخههاى خطّى حدیث و علوم حدیث شیعه، قم ١٣٨٢ش ـ؛
(٢٠) علیبن محمد عاملى، الدر المنثور من المأثور و غیرالمأثور، قم ١٣٩٨؛
(٢١) محمدآصف فكرت، فهرست الفبائى كتب خطى كتابخانه مركزى آستان قدس رضوى، مشهد ١٣٦٩ش؛
(٢٢) علیبن محمد ماوردى، ادبالدنیا و الدین، چاپ مصطفى سقا، قاهره ١٣٧٥/ ١٩٥٥، چاپ افست بیروت ١٣٩٨/ ١٩٧٨؛
(٢٣) مجلسى؛
(٢٤) حسین مدرسى طباطبائى، مقدمهاى برفقه شیعه: كلیات و كتابشناسى، ترجمه محمد آصف فكرت، مشهد ١٣٦٨ش؛
(٢٥) جعفر مهاجر، الهجرة العاملیة الى ایران فى العصرالصفوى: اسبابها التاریخیة و نتائجها الثقافیة و السیاسیة، بیروت ١٤١٠/ ١٩٨٩؛
(٢٦) Devin J. Stewart, "A biographical notice on Baha' al-Din al- Amili (d. ١٠٣٠/١٦٢١)", Journal of the American Oriental Society, vol. ١١١, no.٣ (July-Sept. ١٩٩١);
(٢٧) idem, "The first Shaykh al-Islam of the Safavid capital Qazvin", ibid, vol. ١١٦, no.٣ (July-Sept. ١٩٩٦);
(٢٨) idem, "Husayn b. Abd al-Samad al-Amili' streatise for Sultan Suleiman and the Shii Shafii legal tradition", Islamic law and society, vol.٤ (١٩٩٧);
(٢٩) idem, Islamic legal orthodoxy: twelver Shiite responses to the Sunni legal system, Salt Lake City, Utah, ١٩٩٨.
/ محمدكاظم رحمتى /