دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٤٠٦
حكیم شیرازى ، میرزا محمود، متخلص به حكیم، شاعر و خوشنویس قرن سیزدهم. وى دومین فرزند وصال شیرازى* بود. در ١٢٣٤ در شیراز به دنیا آمد (هدایت، ج ٢، بخش ١، ص ٢٢٩؛ فسائى، ج ٢، ص ١٠٠٦). داور شیرازى (ص ١٧٣) بر آن است كه تخلص وى نخست طوبى بوده و پس از مهارت در علم طب، تخلص حكیم را برگزیده است، اما به نظر دیوانبیگى (ج ١، ص ٤٨٠)، چون وى حكمت الهى میدانسته، تخلص حكیم را برگزیده است. حكیم علوم و فنون ادبى و عربى و نیز خوشنویسى را نزد پدر و برادر بزرگترش، وقار شیرازى*، فراگرفت (داور شیرازى، همانجا). وى بر مباحث حكمت، بهویژه حكمت طبیعى، وقوف داشت و به طب نیز علاقهمندتر بود (دیوانبیگى، همانجا؛ فرصت شیرازى، ج ٢، ص ٥٦٧). اشعار برجاى مانده از وى اندك ولى دلنشین است (ماهیارنوابى، ص ١٢٢). حكیم در خوشنویسى، خصوصآ خط نستعلیق، مهارت داشت (داور شیرازى؛ فرصت شیرازى، همانجاها). او از ارادتمندان رحمتعلیشاه و داماد وى بود و آداب سلوك را نزد وى آموخت (معصومعلیشاه، ج ٣، ص ٣٧٤؛ ركنزاده آدمیت، ج ٢، ص ٣٢٠).
حكیم در زمان محمدشاه (حك ١٢٥٠:ـ١٢٦٤) به تهران آمد و با رضا قلیخان هدایت، مؤلف مجمعالفصحا، آشنا و از مصاحبان او شد. حدود یك سال در تهران ماند و سپس به شیراز بازگشت (هدایت، همانجا؛ معصومعلیشاه، ج ٣، ص ٣٧٥؛ بیانى، ج ٣، ص ٨٦٩). در ١٢٦٥، او و برادرش وقار و فتحعلى حجاب*، به درخواست نظامالملك (فرماندار دكن)، رهسپار هندوستان شدند و در ١٢٦٦ به آنجا رسیدند و در بمبئى اقامت كردند (هدایت، همانجا؛ ركنزاده آدمیت، ج ٢، ص ٣١٩ـ٣٢٠). از شعرهاى حكیم استنباط میشود كه از این سفر راضى نبوده است (ماهیارنوابى، ص ١٢١). وى در آنجا علاوه بر خوشنویسى به طبابت نیز میپرداخت. او پس از دو سال اقامت در بمبئى، به شیراز بازگشت (هدایت؛ ركنزاده آدمیت، همانجاها).
از حكیم آثار چندانى باقى نمانده و حتى اشعارش در یكجا جمعآورى نشده، اما همین اندك شعر باقیمانده از او، نمونه خوبى از شعر این دوره است. سبك شعرى او را در قصیده چون ناصرخسرو قبادیانى* و سناییغزنوى* دانستهاند. وى در غزل پیرو سعدى* بود (فسائى، ج ٢، ص ١٠٠٥؛ داور شیرازى، ص ١٧٤). در اشعار حكیم مدح كمتر به چشم میخورد (ماهیارنوابى، ص ١٢٦؛ ركنزاده آدمیت، ج ٢، ص ٣٢٠).
وى در نوشتن خطوط نسخ و نستعلیق، به ویژه با قلم خفى، مهارت بسیارى داشت. او در سال نخست اقامت خود در هند، دیوان حافظ را به خط نستعلیق نوشت (دیوانبیگى؛ معصوم علیشاه، همانجاها). آثار او در خوشنویسى عبارتاند از: مجموعهاى از اشعار عشرت وصال (متوفى ١٣١٨ش)، محفوظ در كتابخانه ماهیار نوابى (رجوع کنید به ماهیارنوابى، ص ١٢٧)؛ دوره كامل روضةالصفاى میرخواند، در یك مجلد، به قلم كتابت خفى، كه در سالهاى ١٢٦١ تا ١٢٦٥ نوشته شده است و در كتابخانه ملى تهران نگهدارى میشود؛ و یك نسخه لوایح جامى، به قلم كتابت جلى عالى، كه در ١٢٦٥ نوشته شده است (رجوع کنید به بیانى، ج ٣، ص ٨٧٠ـ٨٧٣).
حكیم در ١٤ محرّم ١٢٧٤ بر اثر وبا درگذشت (دیوانبیگى؛ معصومعلیشاه، همانجاها). مادّهتاریخى كه وقار ساخته نیز مطابق همین تاریخ است (معصومعلیشاه، همانجا)؛ بنابراین، سخن هدایت (همانجا)، كه زمان مرگ حكیم را ١٢٦٨ دانسته است، صحیح نیست. آرامگاه حكیم در شیراز، حرم احمدبن موسى (شاهچراغ)، در كنار پدرش، واقع است (دیوانبیگى؛ معصومعلیشاه، همانجاها). وى پسرى به نام عبداللّه، متخلص به رحمت، داشت كه گفتهاند جامع كمالات پدر و جدش، رحمتعلى شاه، بوده است (رجوع کنید به معصومعلیشاه، همانجا؛ ماهیار نوابى، ص ١٢٢).
منابع :
(١) مهدى بیانى، احوال و آثار خوشنویسان، تهران ١٣٤٥ـ ١٣٥٨ش؛
(٢) مفیدبن محمد نبى داور شیرازى، تذكره مرآت الفصاحه : شرح حال و نمونه اشعار شاعران فارس، چاپ محمود طاووسى، شیراز ١٣٧١ش؛
(٣) احمد دیوانبیگى، حدیقةالشعراء، چاپ عبدالحسین نوائى، تهران ١٣٦٤ـ١٣٦٦ش؛
(٤) محمدحسین ركنزاده آدمیت، دانشمندان و سخنسرایان فارس، تهران ١٣٣٧ـ ١٣٤٠ش؛
(٥) محمدنصیربن جعفر فرصت شیرازى، آثار عجم، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران ١٣٧٧ش؛
(٦) حسنبن حسن فسائى، فارسنامه ناصرى، چاپ منصور رستگار فسائى، تهران ١٣٦٧ ش؛
(٧) یحیى ماهیارنوابى، خاندان وصال شیرازى، (تهران) ١٣٣٥ش؛
(٨) محمدمعصومبن زینالعابدین معصومعلیشاه، طرائقالحقائق، چاپ محمدجعفر محجوب، تهران ١٣٣٩ـ ١٣٤٥ش؛
(٩) رضاقلیبن محمدهادى هدایت، مجمعالفصحا، چاپ مظاهر مصفا، تهران ١٣٣٦ـ١٣٤٠ش.
/ منیژه ظفرآبادى /
تصاویر این مدخل:
نمونه خط نستعلیق حکیم شیرازی ، از آلبوم استاد نورانی وصال منبع:محمدنصیرفرصت شیرازی ،آثارعجم ،تهران ١٣٧٧ش،ج٢،ص٥٧٢