دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٣٢
حسین عونیپاشا ، سرعسكر و صدراعظم دوران سلطان عبدالعزیز عثمانى. وى در ١٢٣٦ در روستاى گِلِندوست در اسپارته، در خانوادهاى فقیر، به دنیا آمد (دانشمند، ج ٤، ص ٢٤٥؛ میدان لاروس، ذیل مادّه). پدرش، احمدافندى اوطه، از خانواده اوطهباشیزادهها بود. حسین عونى در ١٢٤٢ براى تحصیل به استانبول رفت (د.ا.د.ترك، ذیل مادّه). در ١٢٤٣ وارد مدرسه حربیه (جنگ) شد (میدان لاروس، همانجا) و با درجه «قول آغاسى» (سروان ستاد) در ١٢٦٤ دیپلم گرفت. در ١٢٦٨ به درجه سرگردى ترفیع یافت (د.ا.د.ترك، همانجا). مدتى نیز در مدرسه حربیه، معلم «فنون و قوانین حربیه» بود تا اینكه پس از شركت در سركوب قیامهاى شبهجزیره بالكان و جنگ كریمه، ارتقاى درجه یافت و در ١٢٧٠، به دستور سردار اكرم عمرپاشا، به ریاست ستاد ارتش گمارده شد (اوزون چارشیلى، ص ٥؛ كارال، ج ٧، ص ١٨٧).
پس از شورش كرت، وى چندى والى كرت شد و در ١٢٨٥، بهجاى نامقپاشا، براى نخستین بار سرعسكر گردید (همانجاها). سلطان عبدالعزیز از هوش و توانایى و قابلیتهاى وى آگاه بود، اما از دیرباز از او نفرت داشت. عونیپاشا نیز از سلطان عبدالعزیز متنفر بود و درصدد انتقام گرفتن از او بود (اوزون چارشیلى، ص ٢٤).
سلطان عبدالعزیز در زمان صدارت علیپاشا، تصمیم به تبعید عونیپاشا داشت اما صدراعظم، براساس مقررات تنظیمات كه اجازه هیچ مجازاتى را تا پیش از محاكمه نمیداد، با این كار موافقت نكرد. در دوران صدارت محمود ندیمپاشا*، حسین عونیپاشا در ١٢٨٨ از سرعسكرى بركنار و به اسپارته تبعید شد. چند روز پیش از عزل محمود ندیمپاشا، حسین عونیپاشا عفو و نخست به والیگرى ازمیر منصوب شد و سپس، با سمت وزیر بحریه، به استانبول رفت (همان، ص ٩؛ دانشمند، ج ٤، ص ٢٤٤ـ٢٤٥). وى اندكى بعد، در زمان صدارت اسعدپاشا، براى بار دوم سرعسكر شد (اوزون چارشیلى، همانجا).
در ١٢٩٠، حسین عونیپاشا، به شرط حفظ مقام سرعسكرى، صدارت را هم در دست گرفت (دانشمند، ج ٤، ص ٢٤٥؛ جودتپاشا، ص ٢١٨). اما در ١٢٩٢ از هر دو مقام عزل شد (اعتمادالسلطنه، ج ٣، ص ١٩٦٢؛ اوزون چارشیلى، ص ١٠؛ دانشمند، همانجا) و بار دیگر والى ازمیر گردید (اوزون چارشیلى، همانجا).
وى پس از چندى، به بهانه درمان، به اروپا رفت و در لندن موافقت برخى دولتمردان انگلستان را براى خلع سلطان عبدالعزیز جلب كرد (دانشمند، ج ٤، ص ٢٤٨؛ اوزون چارشیلى، ص١٠، ٤٣). در رجب ١٢٩٢، در زمانیكه محمود ندیمپاشا به ریاست شوراى دولت رسید، حسین عونیپاشا سرعسكر شد، اما پس از مدت كوتاهى از مقامش بركنار گردید و والى بروسه شد (اوزون چارشیلى، ص ١٠ـ١١).
در پى شورش طلاب مدارس فاتح و سلیمانیه و بایزید در ١٢٩٣، محمود ندیمپاشا عزل شد. ظاهراً عونیپاشا و برخى دولتمردان، براى اهداف سیاسى خاصى، در ایجاد این شورش نقش اساسى داشتند (رجوع کنید به عبدالحمید دوم، ص ٢٤). سپس وى براى چهارمین بار به مقام سرعسكرى رسید (اوزون چارشیلى، ص ١٥). بدینترتیب، او هم در میان آزادیخواهان و هم در میان طلاب، قهرمان شناخته شد (شاو، ج ٢، ص ١٦٣ـ١٦٤). سپس وى و برخى دولتمردان، عبدالعزیز را از سلطنت خلع كردند و مراد را، با عنوان سلطان مراد پنجم، بر تخت نشاندند (اوزون چارشیلى، ص٢٠ـ٢٧، ٤٩؛ كارال، ج ٧، ص ١٠٩).
عبدالعزیز پس از خلع از سلطنت، در ١٢٩٣ خودكشى كرد (اوزون چارشیلى، ص ٨٣ـ٨٤؛ شاو، ج ٢، ص ١٦٤)، اما شایع شد كه سلطان عبدالعزیز به دستور حسین عونیپاشا به قتل رسیده است (عبدالحمید دوم، ص ٢٦).
پس از آن چَركَسْ حسنپاشا، یكى از افسران سپاه عثمانى كه از نزدیكان سلطان عبدالعزیز بود، به خونخواهى و شاید هم بهسبب گرایشهاى خاص خود (رجوع کنید به رئیسنیا، ج ٣، ص ١٧٧)، حسین عونیپاشا و وزیر امورخارجه را در اقامتگاه مدحتپاشا* به قتل رساند (كارال، ج ٧، ص٣٦٠؛ اوزون چارشیلى، ص ١١٢ـ١١٣). حكومت سبب قتل عونیپاشا را خصومت شخصى وانمود كرد (كارال، ج ٧، ص ٣٦١).
حسین عونیپاشا شخصى خودساخته و منضبط بود و از همینرو از عهده وظایفى كه در جنگها به او واگذار میشد بهخوبى برمیآمد. وى در سازماندهى، نوسازى و اصلاحات سپاه عثمانى خدمات بزرگى كرد (همان، ج ٧، ص ١٣٤؛ زورخر، ص١٦٠). از اقدامات او به كارگیرى جنگافزارهاى جدید در سپاه عثمانى بود كه از امریكا و انگلستان خریدارى گردید (د.ا.د. ترك، همانجا). عونیپاشا در پوشش سپاهیان نیز تغییراتى داد و ظاهر آنان را به ظاهر اروپاییها نزدیك ساخت (همانجا). نوسازى نیروى دریایى به كوشش وى انجام گرفت. تبدیل زبان آموزش از فرانسه به تركى در مدرسه طب نظامى نیز از دیگر اقدامات او بود (شاو، ج ٢، ص ٨٦).
حسین عونیپاشا با اینكه از طرفداران اصلاحات بود، با مشروطیت مخالف بود (كارال، ج ٧، ص ٣٥٣ـ٣٥٤). او نظامیاى خشن و مخالف مجلس محورى (پارلمانتاریسم) بود (رئیسنیا، همانجا) و با امضاى پیشنویس قانون اساسى ــ كه مدحتپاشا آن را تهیه كرده بودــ مخالفت نمود (رجوع کنید به شاو، ج ٢، ص ١٦٤). وى بسیار ثروتمند بود و ازاینرو، احتمال دادهاند كه رشوهخوارى میكرده است (رجوع کنید به د.ا.د.ترك، همانجا). جودتپاشا (ص ٢١٩، ٢٢١) صریحآ به این موضوع اشاره كرده است.
از حسین عونیپاشا دو ترجمه به زبان تركى برجاى مانده است: مجموعه مانِورا (مانُورْ)، و فنّ حرب: تعبیةالجیش (رجوع کنید به د.ا.د.ترك، همانجا).
منابع :
(١) محمدحسنبن على اعتمادالسلطنه، تاریخ منتظم ناصرى، چاپ محمداسماعیل رضوانى، تهران ١٣٦٣ـ١٣٦٧ش؛
(٢) رحیم رئیسنیا، ایران و عثمانى در آستانه قرن بیستم، تبریز ١٣٧٤ش؛
(٣) عبدالحمید دوم، سلطان عثمانى، خاطرات سیاسى من، در افول اقتدار عثمانیان، ترجمه اصغر دلبریپور، تهران: مؤسسه فرهنگى هنرى ضریح، ١٣٧٧ش؛
(٤) Ahmed Cevdet Pasa, Maruzat, ed. Yusuf Halacoglu, Istanbul ١٩٨٠;
(٥) Ismail Hami Danismend, Izahli Osmanli tarihi kronolojisi, Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(٦) Enver Ziya Karal, Osmanli tarihi, vol.٧, Ankara ٢٠٠٣;
(٧) Meydan Larousse: buyuk lugat ve ansiklopedi, Istanbul: Meydan Yayinevi, ١٩٩٠-١٩٩١;
(٨) Stanford J. Shaw, History of the Ottoman empire and modern Turkey, Cambridge ١٩٨٥;
(٩) TDVIA, s.v. "Huseyin Avni Pasa" (by Ali Ihsan Gencer);
(١٠) Ismail Hakki Uzuncarsili, Midhat Pasa ve Yildz mahkemesi, Ankara ٢٠٠٠;
(١١) Erik Jan Zurcher, Savas , devrim ve uluslasma Turkiye tarihinde gecis donemi: ١٩٠٨-١٩٢٨, tr. Ergun Aydinoglu, Istanbul ٢٠٠٥.
/ مسعود عرفانیان /