دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٤٢٧
چرخی ، یعقوب، مؤلف و عارف طریقه نقشبندیه *در قرن نهم. پدر او، عثمانبن محمودبن محمد غزنوی چرخی سَررزی، فردی متقی و صاحب ذوق بود. نیاكان او در سَررز، دیهی در نزدیكی چرخ *زندگی میكردند (چرخی، ١٣٣٦ ش، بخش ١، ص ١، ٤٤؛ احرار، مقدمه نوشاهی، ص ٣٨). چرخی برای تحصیل علوم، مدتی در هرات مقیم خانقاه خواجه عبداللّه انصاری *بود (رجوع کنید به احرار، ص ٢٩٧؛ فخرالدین صفی، ج ١، ص ١١٩ـ١٢٠). در ٧٨٢ از هرات به بخارا سفر كرد و در راه، در فتحآباد به خواندن تفسیر بیضاوی پرداخت. در بخارا از بزرگان و دانشمندان اجازه فتوا دادن گرفت. در مصر، بههمراه زینالدین ابوبكر خوافی *، شاگرد مولانا شهابالدین سیرامی شد (احرار، ص ٢٠٨؛ فخرالدین صفی، ج ١، ص ١١٦، ١١٩)، سپس به بخارا رفت و در طریقه خواجگان *مرید خواجه بهاءالدین نقشبند * شد (چرخی، ١٣٦٢ ش، ص ١٢؛ احرار، ص ١٨٨). مدتی در ملازمت او به سر برد و از او كلاه و اجازه دریافت كرد (چرخی، ١٣٦٢ ش، ص ١٢ـ١٣، ١٥، ٣٨). بعد از آن، با اجازه خواجه نقشبند، بخارا را ترك گفت و برای تكمیل تربیت نزد علاءالدین محمد بخاری *رفت. چرخی،پس از وفات خواجه بهاءالدین نقشبند، دوباره در چغانیان *به خدمت علاءالدین محمد بخاری رسید و چندین سال نزد او تربیت یافت و پس از وفات وی، به ترویج طریقه نقشبندیه پرداخت (همان، ص ١٣ـ ١٥؛ فخرالدین صفی، ج ١، ص ١١٩). مهمترین كس در حلقه مریدان او خواجه عبیداللّه احرار *بود كه باعث نفوذ و گسترش طریقه خواجگان در ماوراءالنهر و سرزمینهای همجوار شد (رجوع کنید به فخرالدین صفی، ج ٢، ص ٤٣١ـ٤٣٢؛ نیز رجوع کنید به احرار، همانجا).
چرخی در ٥ صفر ٨٥١ درگذشت (غلام سرور لاهوری، ج ١، ص ٥٦٧؛ نفیسی، ج ١، ص ٢٦٥؛ قس استوری، ج ١، بخش ١، ص ٩، كه به نقل از طبقات شاهجهانی، تاریخ درگذشت او را ٨٣٨ نوشته است). مدفن او در حوالی دوشنبه، پایتخت تاجیكستان، است (فخرالدین صفی، ج ١، ص ١١٦؛ احرار، همان مقدمه، ص ٣٨). مزاری در نزدیكی چرخ، كه مردم محل آن را آرامگاه یعقوب چرخی میدانند، در واقع مزار پدران اوست (چرخی، ١٣٣٦ ش، بخش ١، مقدمه خلیلی، ص ١٠٤).
چرخی دو پسر داشت. یكی در هفده سالگی درگذشت و دیگری یوسف نام داشت كه جانشین پدر شد (رجوع کنید به چرخی، ١٣٣١، ص ١٠٦؛ نفیسی، ج ٢، ص ٧٧٨). برخی از اخلاف چرخی تا قرن دوازدهم در شبهقاره به سر میبردند. یكی از نبیرههای او به نام سیدمحمود را عبدالقادر بیدل دهلوی *دیده بود و یكی از احفاد چرخی را در هندوستان محمدهاشم كشمی (متوفی ١٠٤٢) تعلیم ذكر داده بود (چرخی، ١٣٣٦ ش،همان مقدمه، ص ١٠٥؛ احرار، تعلیقات نوشاهی، ص ٤٤٩؛ نوشاهی، ص ٤٧).
آثار. ١) رساله ابدالیه، در بیان صفات و مراتب اولیاءاللّه، كه در آن به مقامات خواجه بهاءالدین نقشبند و خواجه علاءالدین محمد بخاری نیز اشاره شده است. محمد نذیر رانجها آن را در اسلامآباد (١٣٥٧ ش) چاپ و در لاهور (١٣٩٨) به اردو ترجمه و منتشر كرده است.
٢) رساله اُنسیه، در گزارش سیر و سلوك مؤلف و بهرههای معنوی او از بهاءالدین نقشبند و علاءالدین محمد بخاری. مؤلف در آن مخصوصاً فضیلت مداومت بر وضو و ذكر خفی، كه به اصطلاح نقشبندیان آن را «وقوف عددی» میگویند، و نمازهای نَفل (مستحب) را بیان كرده است. این رساله نخستینبار در ١٣١٢ در دهلی چاپ سنگی شد، سپس محمد نذیر رانجها آن را همراه با ترجمه اردو در اسلامآباد (١٣٦٢ ش) چاپ كرد.
٣) تفسیر قرآن معروف به تفسیر یعقوب چرخی ، آخرین اثر چرخی (تألیف ٨٥١)، كه تفسیر بخشی از اجزای قرآن است شامل تعوذ (استعاذه)، بسمله، سوره فاتحه و جزءهای بیست و نهم و سیام. مؤلف عمده مطالب را از تفسیرالكشاف زمخشری و تفسیر موفقالدین كواشی برگزیده و با اضافات، به روش علمی و عرفانی، به فارسی ساده و روان نگاشته است. این تفسیر بارها در شبهقاره چاپ سنگی شده است. چاپ لاهور (١٣٣١) حاشیهای دارد به نام روضه المآرب نگاشته ولی محمدبن ملامروت خجندی قندهاری. سید پادشاه حاجی سید عطایی، معروف به حاجی همدانی، تفسیر چرخی را در ٩٩٣ به تركی جغتایی، غرابزاده احمدبن عبداللّه (متوفی ١٠٩٩) به تركی عثمانی و محمد نذیر رانجها به اردو (لاهور، ١٣٨٤ ش/ ٢٠٠٥) ترجمه كرده است (استوری، ج ١، بخش ١، ص ٩؛ منزوی، ج ١، ص ٢٣ـ٣٠). رانجها (چرخی، ١٣٦٢ ش، مقدمه، ص ٥٨) علاوه بر تفسیر چرخی، ترجمهای از قرآن به زبان تاجیكی را نیز به یعقوب چرخی نسبت داده كه، در اصل، همان تفسیر فارسی اوست.
٤) جمالیه: حورائیه، در شرح یكی از رباعیات معروف شیخ ابوسعید ابوالخیر (حورا به نظاره نگارم صف زد) به روش عرفانی، كه به كوشش محمد نذیر رانجها در مجله دانش (چاپ اسلامآباد، دوره١، ش١، بهار ١٣٦٤، ص٣٤ـ٣٩) چاپ شدهاست.
٥) شرح اسماءالحسنی، در تفسیر و بیان خواص ٩٩ نام خداوند تعالی از دیدگاه عرفانی، كه به كوشش محمد نذیر رانجها در مجله دانش (همان، ص ١٥ـ٣٣) چاپ شده است.
٦) نینامه یا رساله نائیه، در شرح عرفانی دیباچه مثنوی معنوی (دفتر اول) و حكایت پادشاه و كنیزك (دفتر سوم) و داستان شیخ دقوقی شیخ محمد سررزی (دفتر پنجم). این رساله، پس از جواهرالاسرار شیخ حسین خوارزمی، اولین اثری است كه در شرح ابیات مثنوی معنوی نگاشته شده است. نینامه به تحشیه و تعلیق خلیلاللّه خلیلی در ١٣٣٦ ش و ١٣٥٢ ش در كابل چاپ شده است. ترجمه اردوی آن به قلم محمد نذیر رانجها با نام شرح دیباچه مثنوی مولانا روم المعروف رساله نائیه، در لاهور (٢٠٠٤) به چاپ رسیده است. نفیسی (ج ١، ص ٢٦٥) روایح تألیف یعقوب صرفی كشمیری (متوفی ١٠٠٣) را، به اشتباه، به یعقوب چرخی نسبت داده است.
چرخی طبع شعر نیز داشت. یكی از رباعیاتی كه وی، بدون نام شاعر، در نینامه (بخش ١، ص ٢٤) آورده، امین احمد رازی در تذكره هفتاقلیم (ج ١، ص ٣٦٢) به نام او ضبط كرده است.
منابع:
(١) عبیداللّهبن محمود احرار، احوال و سخنان خواجه عبیداللّه احرار، مشتمل بر ملفوظات احرار به تحریر میرعبدالاول نیشابوری، ملفوظات احرار( مجموعه دیگر) ، رقعات احرار، خوارق عادات احرار تألیف مولانا شیخ ، چاپ عارف نوشاهی، تهران ١٣٨٠ ش؛
(٢) امین احمد رازی، تذكره هفت اقلیم، چاپ محمدرضا طاهری (حسرت)، تهران ١٣٧٨ ش؛
(٣) یعقوببن عثمان چرخی، تفسیر چرخی، چاپ ولیمحمد قندهاری، لاهور ١٣٣١؛
(٤) همو، رساله اُنسیه، تصحیح و ترجمه و مقدمه محمد نذیر رانجها، اسلامآباد ١٣٦٢ ش؛
(٥) همو، نینامه: یعنی رساله نائیه مولینا یعقوب چرخی، و رساله نائیه مولینا جامی، چاپ خلیلالله خلیلی، بخش ١، [ كابل ١٣٣٦ ش ]؛
(٦) داراشكوه بابری، سفینه الاولیا، كانپور ١٣١٨؛
(٧) غلام سرور لاهوری، خزینه الاصفیا، كانپور ١٣٣٢/ ١٩١٤؛
(٨) علیبن حسین فخرالدین صفی، رشحات عینالحیات، چاپ علیاصغر معینیان، تهران ١٣٥٦ ش؛
(٩) احمد منزوی، فهرست مشترك نسخههای خطی فارسی پاكستان، اسلامآباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ ش؛
(١٠) سعید نفیسی، تاریخ نظم و نثر در ایران و زبان فارسی تا پایان قرن دهم هجری، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١١) عارف نوشاهی، نقد عمر: مجموعه مقالات : «محمدهاشم كشمی كی بعض فارسی رسائل كی بازیافت»، لاهور ٢٠٠٥؛
(١٢) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio- bibliographical survey , vol.١, pt.١, London ١٩٧٠.
/ عارف نوشاهی /