دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٢٩
جیوَن ، احمدبن ابیسعید، فقیه حنفی و مفسر و صوفی هندی در قرن یازدهم و دوازدهم. او را به آن سبب كه گفته میشود از اعقاب صالح نبی و از نسل خلیفه ابوبكر بوده است، صالحی و صدّیقی نیز خواندهاند (رجوع کنید به آزاد بلگرامی، ص ٧٩؛ حسنی، ج ٦، ص ٢٠)، اما وی در منابع بیشتر به ملاّ جیون مشهور است. جیون واژهای هندی به معنای حیات است (صدیق حسنخان، ج ٣، ص ٢٣٥).
جیون در شعبان ١٠٤٧ در اَمَیتهی، قصبهای نزدیك لكهنو، به دنیا آمد. در هفت سالگی حافظ قرآن شد و علوم دینی رایج را نزد عالمان مشهور فراگرفت. وی دروس ابتدایی را از شیخ محمدصادق سِتَركِهی آموخت و در شانزده سالگی نزد استادش، لطفاللّه كورا جهانآبادی، از تحصیل علوم عقلی و نقلی دینی فراغت یافت. از بیستودو سالگی تدریس را در زادگاهش آغاز كرد. در چهل سالگی ابتدا به اجمیر و سپس به دهلی رفت و در اقامت چندین سالهاش در آنجا، شاگردان بسیاری تربیت كرد. در ١١٠٢ برای نخستینبار از هند خارج شد و به مكه و مدینه رفت و پنج سال بعد به هند بازگشت و به خدمت اورنگزیب در آمد. در ١١١٢ برای دومینبار به حجاز سفر كرد و علاوه بر انجام مناسك حج، در مدینه به تدریس كتبی چون صحیحین و منارالانوارِ ابوالبركات عبداللّهبن احمد نسفی * پرداخت. در ١١١٦، به امیتهی برگشت و به تصوف گرایید. دو سال بعد، با گروهی از شاگردان و مریدانش به دهلی رفت و مدتی در آنجا ماند و سپس به همراه بهادرشاه اول، فرزند اورنگزیب، به لاهور رفت. با مرگ بهادرشاه به دهلی بازگشت و تا پایان عمر در آنجا ماند و بار دیگر خود را وقف تدریس كرد. او در ١١٣٠ درگذشت و پیكرش را در مسجدجامع دهلی دفن كردند و سپس به زادگاهش انتقال دادند (حسنی، همانجا؛
اختر راهی، ص٥٠ ـ٥٣؛
رحمان علی، ص ٤٥؛
نیز رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم؛
د. ا. د. ترك ، ذیل مادّه).
در بیشتر منابع به اینكه جیون حافظهای خارقالعاده داشته اشاره شده و از جمله شواهد این امر حفظ قرآن در هفت سالگی و از بر كردن قصیدهای طولانی با یك بار شنیدن دانسته شده است (رجوع کنید به آزاد بلگرامی؛
صدیق حسنخان، همانجاها).
جیون از صوفیان روزگار خود بود. طریقت چشتیه را از استادش، شیخ محمدصادق ستركهی، آموخت. خرقه خلافت قادریه از شیخ یاسینبن عبدالرزاق قادری به او رسید و در طریقت قادریه اجازه ارشاد داشت (حسنی؛
د. اسلام ، چاپ دوم، همانجاها). جدّ وی، مخدوم خاصه خدا، از عارفان مشهور امیتهی بود (اختر راهی، ص ٥٠).
جیون با پادشاهان هند، از جمله اورنگزیب و فرزندش بهادرشاه اول، مناسبات خوبی داشت (اخترراهی، همانجا). وی، با وجود سن كم، از ابتدای به حكومت رسیدن اورنگ زیب مورد احترام و تكریم او بود و احتمالاً از همان زمان معلم پادشاه شد (رجوع کنید به صمصامالدوله شاهنوازخان، ج ٣، ص ٧٩٤؛
د. اسلام ، چاپ دوم، همانجا). رابطه خوب جیون و اورنگزیب تا زمان مرگ پادشاه ادامه داشت ( د. اسلام ، چاپ اول، ذیل مادّه)، چنان كه جیون در حدود شصت سالگی، شش سال در دكن نزد وی اقامت كرد (آزاد بلگرامی؛
رحمان علی، همانجاها). در باره چگونگی مناسبات این دو، حكایاتی باقیمانده است (رجوع کنید به اختر راهی، ص ٥١). جیون به فرخسیر، یكی دیگر از پادشاهان هند، نیز تقرب جست (حسنی، همانجا؛
اختر راهی، ص ٥٢).
موقعیت خاص و جایگاه علمی و اخلاقی جیون در دربار پادشاهان موجب شد كه وی علاوه بر تعلیم و تدریس، از نظر اجتماعی نیز منشأ خدماتی، دست كم برای اهالی زادگاهش، باشد چنانكه توانست مدرسهای در امیتهی بنا كند (حسنی، ج ٦، ص ٢١؛
اختر راهی؛
د. اسلام، چاپ دوم، همانجاها).
جیون آثاری در فقه و تفسیر و تصوف تألیف كرد. نخستین كتاب او التفسیرات الاحمدیه فی بیان الا´یات الشرعیه مع تعریفات المسائل الفقهیه است كه آن را از ١٠٦٤ تا ١٠٦٩، در یك مجلد تألیف كرد و در ١٠٧٥ آن را بازبینی و تصحیح نمود (حسنی، همانجا). این كتاب تفسیری فقهی بر اساس مذهب حنفی، به ترتیب سورهها و آیات قرآن، است كه مؤلف در آن فقط به تفسیر آیات احكام ــ كه به نظر او حدود ١٥٠ آیه است ــ پرداخته و در ذیل هر آیه اختلافات مذاهب فقهی، از جمله شیعه و سنّی، را مطرح كرده است (برای تفصیل بیشتر در باره روش و آرای تفسیری وی رجوع کنید به ایازی، ص ٢٥٣ـ٢٥٦، به نقل از برخی بخشهای مقدمه و متن تفسیر جیون). تفسیر جیون چندینبار منتشر شده است، از جمله در كلكته (١٢٦٣)، هند (١٣٠٠) و بمبئی (١٣٢٧، با حواشی و تعلیقات مولوی رحیمبخش؛
سركیس، ج ٢، ستون ١١٦٤؛
د. ا. د. ترك، همانجا).
دومین اثر جیون، نورالانوار فی شرحالمنار نام دارد كه شرحی است بر كتاب منارالانوار نسفی، مفسر و اصولی و فقیه حنفی قرن هفتم و هشتم، در موضوع اصول فقه. وی این كتاب را در ١١٠٥ در مدینه، به درخواست شاگردانش، طی دو ماه نوشت (جیون،ج ٢، ص ٣١٦ـ ٣١٧؛
حسنی، همانجا). گفته شده او در تألیف این كتاب، كه شرحی مزجی است، از هیچ منبعی استفاده نكرده است (اختر راهی، ص ٥٤). شرح جیون بر منارالانوار ، در میان شروح متعددِ آن، مورد قبول و تحسین علما بوده (حسنی، همانجا؛
اختر راهی، ص ٥٣)، اگر چه از آن انتقاد هم شده است (رجوع کنید به صدیق حسنخان، همانجا). محمد عبدالحلیم لكهنوی و محمدبنمباركشاه بخاری *دو حاشیه، به ترتیب به نامهای قمرالاقمار و دائرالوصول، بر نورالانوار نوشتهاند (سركیس، ج ٢، ستون ١٥٩٨، ١٦٣٢؛
د. ا. د. ترك، همانجا). وحید الدینبن مسیحالزمان (یا مولوی وحیدالزمان) احادیث آن را استخراج و كتابی به نام اشراقالابصار فی تخریج احادیث نورالانوار (بمبئی ١٢٨٨) نوشته است ( د. ا. د. ترك ؛
سركیس، همانجاها). نورالانوار به صورتهای گوناگون همراه با منارالانوار و قمرالاقمار و شروح دیگر المنار، از جمله كشف الاسرار (شرح خودِ نسفی)، چندینبار از ١٨١٨ (كلكته) تا ١٩٨٦ (بیروت) به چاپ رسیده است (رجوع کنید به سركیس، ج٢، ستون ١١٦٤ـ ١١٦٥، ١٨٥٣، ١٩٦٣؛
د. ا. د. ترك ، همانجا؛
بروكلمان، < ذیل >، ج ٢، ص ٢٥١؛
برای آگاهی از نسخههای خطی التفسیرات الاحمدیه و نورالانوار رجوع کنید بهاحمد، ص ٢٨٣، ٣٢٧).
آثار دیگر جیون عبارتاند از: ١) الشمسالبازغه، در شرح الحكمه البالغه نوشته ملامحمود بن محمد جونپوری *(متوفی ١٠٦٢) در طبیعیات و عقلیات. این كتاب دوبار در لكهنو (١٢٨٠، ١٣٠٨) با حواشی مختلف چاپ شده است (سركیس، ج ٢، ستون ١٧٠٤؛
نیز رجوع کنید به د. ا. د. ترك، همانجا؛
بروكلمان، < ذیل >، ج ٢، ص ٦٢١). ٢) السوانح، به سبك لوائح جامی، كه در ١١١٢ آن را نوشت. ٣) مناقبالاولیاء، به فارسی، در شرححال اولیا و مشایخ تصوف. پسرش، عبدالقادر، بعدها تتمهای بر آن نوشت. ٤) آداب احمدی ، در تصوف و سیر و سلوك عرفانی (حسنی، همانجا؛
اخترراهی، ص ٥٣ ـ٥٤).
السؤالات الاحمدیه فی ردالملاحده، خطبات جمعه و عیدین، و رساله در علم تجوید نیز به وی منسوب است (رجوع کنید به اختر راهی، ص ٥٣؛
بغدادی، ج ١، ستون ١٧٠).
جیون، به گفته خودش، اشعاری به استقبال از مثنوی معنوی شامل ٠٠٠ ، ٢٥ بیت، دیوانی به استقبال از دیوان حافظ در ٠٠٠ ، ٢٥ بیت و نیز قصایدی به زبان عربی سروده است(رجوع کنید به حسنی، ج ٦، ص ٢١ـ٢٢؛
اختر راهی، ص ٥٤).
منابع:
(١) میرغلامعلیبن نوح آزادبلگرامی، سبحه المرجان فی آثار هندوستان، بمبئی ١٣٠٣/ ١٨٨٦؛
(٢) سفیر اخترراهی، تذكره مصنفین درس نظامی، لاهور ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(٣) محمدعلیایازی، المفسرون: حیاتهم و منهج ه م، تهران ١٤١٤؛
(٤) اسماعیل بغدادی، هدیه العارفین، ج ١، در حاجی خلیفه، ج ٥؛
(٥) احمدبن ابیسعید جیون، شرح نورالانوار علی المنار، در عبداللّهبن احمد نسفی، كشف الاسرار شرح المصنف علیالمنار، ج ٢، بولاق ١٣١٦؛
(٦) عبدالحی حسنی، نزهه الخواطر و بهجه المسامع و النواظر، ج ٦، حیدرآباد، دكن ١٣٩٨/١٩٧٨؛
(٧) رحمان علی، تذكره علمای هند، لكهنو ١٩١٤؛
(٨) یوسف الیان سركیس، معجم المطبوعات العربیه و المعرّبه، قاهره ١٣٤٦/ ١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(٩) صدیق حسنخان، ابجدالعلوم، ج ٣، بیروت: دارالكتب العلمیه، [بیتا.]؛
(١٠) صمصامالدوله شاهنوازخان، مآثرالامرا، كلكته ١٨٨٨ـ١٨٩١؛
(١١) Zubaid Ahmad, The contribution of Indo-Pakistan to Arabic literature: from ancient times to ١٨٥٧ , Lahore ١٩٦٨;
(١٢) Carl Brockelmann, Geschichte der arabischen Litteratur , Leiden ١٩٤٣-١٩٤٩, Supplementband , ١٩٣٧- ١٩٤٢;
(١٣) EI ١, s.v. "Djiwan" (by M. Hidayet Hosain);
(١٤) EI ٢ , s. v. "Djiwan" (by A. S. Bazmee Ansari);
(١٥) TDVIA , s.v. "Civen" (by Orhan Ceker).
/ مهرداد عباسی /