«حیوانات‌ در اشعار عربی‌ باستان‌ ( به‌ جز اسب‌ و شتر ) » < . حیوانات‌ بیابان‌ در اشعار عربی‌ دوران‌ اسلامی‌، حتی‌ نزد شاعران‌ كلاسیك‌ و نوكلاسیك‌، به‌طور طبیعی‌ اهمیت‌ كمتری‌ دارند، هرچند این‌ شاعران‌ همچنان‌ به‌ توصیف‌ شتران‌ خود و لاف‌ زدن‌ در باره‌ سفرهای‌ خود به‌ ناكجاآبادها ادامه‌ می‌دهند. به‌رغم‌ وفور منابع‌ الهام‌بخش‌ جدید، نوگراها برای‌ نشان‌ دادن‌ دانش‌ زبان‌شناختی‌ خود در طَرَدیات‌ * ــ كه‌ در آن‌ واژگانی‌ فوق‌العاده‌ غنی‌ به‌طور مصنوعی‌ برساخته‌اند ــ تردیدی‌ به‌ خود راه‌ ندادند. برخی‌ از آنها اشعار زیبایی‌ در مورد حیوانات‌ دست‌آموز سرودند، به‌ ویژه‌ محمدبن‌ یسیر ( رجوع كنید به پلاّ ، 1955، ص‌ 289ـ 338) یا قاسم‌بن‌ یوسف‌بن‌ القاسم‌ ( رجوع كنید به سوردل‌ ، ص‌ 229، و فهرست‌) كه‌ مرثیه‌هایی‌ در باره‌ بزها، گربه‌ها و پرندگان‌ سرودند ( رجوع كنید به فارق‌، ص‌261ـ270). در سده‌های‌ بعد، باوجود ظهور گونه‌های‌ جدیدی‌ از جانوران‌ (مثل‌ فیل‌ و زرافه‌) در ادبیات‌، كلاغ‌ * (غراب‌) و شیر جایگاه‌ خود را در ادبیات‌ حفظ‌ كردند زیرا به‌ ترتیب‌ نمادِ غمِ جدایی‌ و قدرت‌ و بی‌باكی‌ هستند. توصیف‌ طبیعت‌ در بردارنده‌ مضامینی‌ تازه‌ و نمادهای‌ اصیل‌ است‌ و شعرا زشت‌ترین‌ و زیباترین‌ حیوانات‌ را وصف‌ می‌كنند. كبوتر (حَمام‌)، بلبل‌، و طاووس‌ نه‌ تنها در زبان‌ عربی‌، بلكه‌ در ادبیات‌ فارسی‌ و تركی‌ نیز همچون‌ نماد به‌كار می‌روند. شعرای‌ سرزمینهای‌ غربی‌ اسلامی‌ بسیار به‌ حیوانات‌ دست‌آموز می‌پرداختند و به‌ شتر، كه‌ به‌ندرت‌ او را می‌شناختند، توجهی‌ نداشتند ( رجوع كنید بهپرس‌ ، ص‌ 235ـ247). در حوزه‌ نثر، وضع‌ كاملاً متفاوت‌ است‌. هیچ‌ داستانی‌ در باره‌ جانوران‌ از عربستان‌ پیش‌ از اسلام‌ ــ كه‌ در مجموع‌، فاقد یك‌ فرهنگ‌ عامیانه‌ مترقی‌ بودند ( رجوع كنید به حكایت‌ * ) ــ به‌ دست‌ نیامده‌ است‌ و حكایتهای‌ منسوب‌ به‌ لقمان‌ * ، عمدتاً به‌ دوران‌ پس‌ از اسلام‌ تعلق‌ دارند. ترجمه‌ كلیله‌ و دمنه‌ * كه‌ همواره‌ شاهكار باقی‌مانده‌ و گاه‌ از آن‌ تقلید شده‌ اما هرگز برتری‌ خود را از دست‌ نداده‌ است‌. از میان‌ این‌ آثار، نخست‌ باید از اثر اَبانِبن‌ عبدالحمید لاحقی‌ * كه‌ حكایات‌ كلیله‌ و دمنه‌ را به‌ نظم‌ در آورده‌ و سپس‌ از اثر ابن‌هَبّاریه‌ * با عنوان‌ نَتائج‌ الفِطنه‌ فی‌ نَظم‌ كلیله‌ و دمنه‌ نام‌ برد و پس‌ از آن‌ به‌ترتیب‌ این‌ آثار را می‌توان‌ برشمرد: تقلیدهای‌ سهل‌بن‌ هارون‌ * در كتاب‌ ثَعْلا و عَفْرا و كتاب‌ النَمر و الثَعْلَب‌ (نسخه‌ای‌ خطی‌ از آن‌ در تونس‌ موجود است‌؛ رجوع كنید بهمهیری‌، ص‌ 19ـ40)، تقلیدهای‌ ابن‌ظفر * در كتاب‌ سُلوان‌ المُطاع‌ فی‌ عُدوان‌ الاَتْباع‌ ، و نیز كتاب‌ الصادِح‌ و الباغِم‌ نوشته‌ ابن‌الهَبّاریه‌، و فاكِهَه الخُلفاء نوشته‌ ابن‌عربشاه‌ * . ظاهراً هیچ‌یك‌ از این‌ آثار به‌ موفقیت‌ كلیله‌ودمنه‌ دست‌ نیافتند. همچنین‌ در هزارویك‌ شب‌ نام‌ تعدادی‌ از حیوانات‌ آمده‌ و موضوع‌ مسخ‌ و استحاله‌ حیوانات‌ نیز در این‌ اثر به‌ طور گسترده‌ مطرح‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به الیسیف‌ ، ص‌ 93، 142ـ144، 193 و جاهای‌ دیگر؛ گرهارت‌ ، ص‌ 305 به‌ بعد). غیر از جنّیان‌ و غولها ، نام‌ تعدادی‌ حیوان‌ افسانه‌ای‌، عمدتاً پرندگان‌، نیز در این‌ آثار وجود دارد ( رجوع كنید بهد. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ murgh" ¦kh", "S -Rukh Al ", " ف ¦a ¤Ank ـ " ). در ادبیات‌ عامیانه‌ برخی‌ مناطق‌ جهان‌ اسلام‌، تعداد داستانهای‌ حیوانات‌ بیش‌ از دیگر داستانهاست‌. این‌ داستانها به‌ ویژه‌ در شمال‌ افریقا بخش‌ مهمی‌ از ادبیات‌ بومی‌ بربرها را تشكیل‌ می‌دهد و شباهتهای‌ بسیاری‌ میان‌ آنها و داستانهای‌ مشابه‌ غربی‌ وجود دارد. در اینجا شغال‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ " ¦wa ¦"Ibn A ) جانوری‌ نیمه‌ گرگ‌ و نیمه‌روباه‌ است‌ كه‌ شخصیت‌ اصلی‌ است‌ ( رجوع كنید به باسه‌ ، ص‌240 به‌ بعد). در گویش‌ عربی‌ شمال‌ افریقا، ادبیات‌ بربر بر عناصر شرقی‌، كه‌ اساساً از كلیله‌ و دمنه‌ گرفته‌ شده‌، تأثیر محسوسی‌ می‌گذارد. غیر از شغال‌، معمول‌ترین‌ شخصیتها حیوانات‌ معروف‌اند: خر، گاو، قوچ‌، بز نر، مرغ‌، سگ‌، گربه‌ و نیز روباه‌، آهو، كفتار و شیر. در اغلب‌ كتابهای‌ راهنما و مجموعه‌هایی‌ كه‌ به‌ عربی گویشی‌ نوشته‌ شده‌، برخی‌ از این‌ داستانها بازآفرینی‌ گردیده‌ است‌. منابع‌: (51) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (52) ( ابن‌سیده‌، المُخصَّص‌ ، بیروت‌ 1417/1996 ) ؛ (53) فؤاد افرام‌ بستانی‌، المجانی‌الحدیثه‌ ، ج‌ 1، بیروت‌ 1945؛ (54) شارل‌ پلاّ ، «محمدبن‌ یسیرالریاشی‌ و اشعاره‌»، المشرق‌ ، سال‌ 49 (1955)؛ (55) عمروبن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (56) ( خلیل‌بن‌ احمد، كتاب‌ العین‌ ، چاپ‌ مهدی‌ مخزومی‌ و ابراهیم‌ سامرائی‌، قم‌ 1405 ) ؛ (57) عبدالقادر مهیری‌، «كتاب‌ النمر و الثعلب‌ لسهل‌بن‌ هارون‌»، حولیات‌ الجامعه‌ التونسیه‌ ، ش‌ 1 (1964)؛ (58) H. Basset, Essai sur la littإrature des Berbهres , Algiers 1920; (59) G. H. Bousquet, "ـtudes islamologiques d , Ignaz Goldziher : traduction analytique (III)", Arabica , VII (1960); (60) J. Chelhod, Le sacrifice chez les Arabes , Paris 1955; (61) Reinhart Pieter Anne Dozy, Supplإment aux dictionnaires arabes , Leiden 1881, repr. Beirut 1981; (62) N. Elissإeff, Thهmes et motifs des Mille et une nuits , Beirut 1949; (63) EI 2 , s.v v. " ـ Ank ¤a ¦ " (by Ch. Pellat), "Fanak", "Ibn A ¦wa ¦" (by F. Virإ), " Al -Rukh kh" (by U. Marzolph), "Sih ¤r" (by T. Fahd), "S ¦murgh" (by F. C. de Blois); (64) K. A. Fariq, " An ـ Abba ¦sid secretary-poet who was interested in animals", IC , XXIV (1950); (65) M. I. Gerhardt, The art of story-telling , Leiden 1963; (66) I. Goldziher, "L , oiseau reprإsentant l , a me dans les croyances populaires des musulmans", Globus , lxxx (1903); (67) J. Henninger, in L , antica societب beduina , ed. F. Gabrieli, Rome 1959; (68) Fr. Hommel, Die Namen der Saدgethiere bei den sدdsemitischen Vخlkern , Leipzig 1879; (69) V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris 1951; (70) Ch. Pellat, "Sur quelques noms d , animaux en arabe classique", in Bulletin du groupe linguistique d , إtudes chamito-sإmitiques , 25 May 1960; (71) H. Pإrهs, Poإsie andalouse; (72) W. R. Smith, Kinship and marriage in early Arabia , London 1903; (73) D. Sourdel, Le vizirat abbasside ; (74) E. Westermarck, Pagan survivals in Mohammedan civilization , London 1933. / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ )/ "> «حیوانات‌ در اشعار عربی‌ باستان‌ ( به‌ جز اسب‌ و شتر ) » < . حیوانات‌ بیابان‌ در اشعار عربی‌ دوران‌ اسلامی‌، حتی‌ نزد شاعران‌ كلاسیك‌ و نوكلاسیك‌، به‌طور طبیعی‌ اهمیت‌ كمتری‌ دارند، هرچند این‌ شاعران‌ همچنان‌ به‌ توصیف‌ شتران‌ خود و لاف‌ زدن‌ در باره‌ سفرهای‌ خود به‌ ناكجاآبادها ادامه‌ می‌دهند. به‌رغم‌ وفور منابع‌ الهام‌بخش‌ جدید، نوگراها برای‌ نشان‌ دادن‌ دانش‌ زبان‌شناختی‌ خود در طَرَدیات‌ * ــ كه‌ در آن‌ واژگانی‌ فوق‌العاده‌ غنی‌ به‌طور مصنوعی‌ برساخته‌اند ــ تردیدی‌ به‌ خود راه‌ ندادند. برخی‌ از آنها اشعار زیبایی‌ در مورد حیوانات‌ دست‌آموز سرودند، به‌ ویژه‌ محمدبن‌ یسیر ( رجوع كنید به پلاّ ، 1955، ص‌ 289ـ 338) یا قاسم‌بن‌ یوسف‌بن‌ القاسم‌ ( رجوع كنید به سوردل‌ ، ص‌ 229، و فهرست‌) كه‌ مرثیه‌هایی‌ در باره‌ بزها، گربه‌ها و پرندگان‌ سرودند ( رجوع كنید به فارق‌، ص‌261ـ270). در سده‌های‌ بعد، باوجود ظهور گونه‌های‌ جدیدی‌ از جانوران‌ (مثل‌ فیل‌ و زرافه‌) در ادبیات‌، كلاغ‌ * (غراب‌) و شیر جایگاه‌ خود را در ادبیات‌ حفظ‌ كردند زیرا به‌ ترتیب‌ نمادِ غمِ جدایی‌ و قدرت‌ و بی‌باكی‌ هستند. توصیف‌ طبیعت‌ در بردارنده‌ مضامینی‌ تازه‌ و نمادهای‌ اصیل‌ است‌ و شعرا زشت‌ترین‌ و زیباترین‌ حیوانات‌ را وصف‌ می‌كنند. كبوتر (حَمام‌)، بلبل‌، و طاووس‌ نه‌ تنها در زبان‌ عربی‌، بلكه‌ در ادبیات‌ فارسی‌ و تركی‌ نیز همچون‌ نماد به‌كار می‌روند. شعرای‌ سرزمینهای‌ غربی‌ اسلامی‌ بسیار به‌ حیوانات‌ دست‌آموز می‌پرداختند و به‌ شتر، كه‌ به‌ندرت‌ او را می‌شناختند، توجهی‌ نداشتند ( رجوع كنید بهپرس‌ ، ص‌ 235ـ247). در حوزه‌ نثر، وضع‌ كاملاً متفاوت‌ است‌. هیچ‌ داستانی‌ در باره‌ جانوران‌ از عربستان‌ پیش‌ از اسلام‌ ــ كه‌ در مجموع‌، فاقد یك‌ فرهنگ‌ عامیانه‌ مترقی‌ بودند ( رجوع كنید به حكایت‌ * ) ــ به‌ دست‌ نیامده‌ است‌ و حكایتهای‌ منسوب‌ به‌ لقمان‌ * ، عمدتاً به‌ دوران‌ پس‌ از اسلام‌ تعلق‌ دارند. ترجمه‌ كلیله‌ و دمنه‌ * كه‌ همواره‌ شاهكار باقی‌مانده‌ و گاه‌ از آن‌ تقلید شده‌ اما هرگز برتری‌ خود را از دست‌ نداده‌ است‌. از میان‌ این‌ آثار، نخست‌ باید از اثر اَبانِبن‌ عبدالحمید لاحقی‌ * كه‌ حكایات‌ كلیله‌ و دمنه‌ را به‌ نظم‌ در آورده‌ و سپس‌ از اثر ابن‌هَبّاریه‌ * با عنوان‌ نَتائج‌ الفِطنه‌ فی‌ نَظم‌ كلیله‌ و دمنه‌ نام‌ برد و پس‌ از آن‌ به‌ترتیب‌ این‌ آثار را می‌توان‌ برشمرد: تقلیدهای‌ سهل‌بن‌ هارون‌ * در كتاب‌ ثَعْلا و عَفْرا و كتاب‌ النَمر و الثَعْلَب‌ (نسخه‌ای‌ خطی‌ از آن‌ در تونس‌ موجود است‌؛ رجوع كنید بهمهیری‌، ص‌ 19ـ40)، تقلیدهای‌ ابن‌ظفر * در كتاب‌ سُلوان‌ المُطاع‌ فی‌ عُدوان‌ الاَتْباع‌ ، و نیز كتاب‌ الصادِح‌ و الباغِم‌ نوشته‌ ابن‌الهَبّاریه‌، و فاكِهَه الخُلفاء نوشته‌ ابن‌عربشاه‌ * . ظاهراً هیچ‌یك‌ از این‌ آثار به‌ موفقیت‌ كلیله‌ودمنه‌ دست‌ نیافتند. همچنین‌ در هزارویك‌ شب‌ نام‌ تعدادی‌ از حیوانات‌ آمده‌ و موضوع‌ مسخ‌ و استحاله‌ حیوانات‌ نیز در این‌ اثر به‌ طور گسترده‌ مطرح‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به الیسیف‌ ، ص‌ 93، 142ـ144، 193 و جاهای‌ دیگر؛ گرهارت‌ ، ص‌ 305 به‌ بعد). غیر از جنّیان‌ و غولها ، نام‌ تعدادی‌ حیوان‌ افسانه‌ای‌، عمدتاً پرندگان‌، نیز در این‌ آثار وجود دارد ( رجوع كنید بهد. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ murgh" ¦kh", "S -Rukh Al ", " ف ¦a ¤Ank ـ " ). در ادبیات‌ عامیانه‌ برخی‌ مناطق‌ جهان‌ اسلام‌، تعداد داستانهای‌ حیوانات‌ بیش‌ از دیگر داستانهاست‌. این‌ داستانها به‌ ویژه‌ در شمال‌ افریقا بخش‌ مهمی‌ از ادبیات‌ بومی‌ بربرها را تشكیل‌ می‌دهد و شباهتهای‌ بسیاری‌ میان‌ آنها و داستانهای‌ مشابه‌ غربی‌ وجود دارد. در اینجا شغال‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ " ¦wa ¦"Ibn A ) جانوری‌ نیمه‌ گرگ‌ و نیمه‌روباه‌ است‌ كه‌ شخصیت‌ اصلی‌ است‌ ( رجوع كنید به باسه‌ ، ص‌240 به‌ بعد). در گویش‌ عربی‌ شمال‌ افریقا، ادبیات‌ بربر بر عناصر شرقی‌، كه‌ اساساً از كلیله‌ و دمنه‌ گرفته‌ شده‌، تأثیر محسوسی‌ می‌گذارد. غیر از شغال‌، معمول‌ترین‌ شخصیتها حیوانات‌ معروف‌اند: خر، گاو، قوچ‌، بز نر، مرغ‌، سگ‌، گربه‌ و نیز روباه‌، آهو، كفتار و شیر. در اغلب‌ كتابهای‌ راهنما و مجموعه‌هایی‌ كه‌ به‌ عربی گویشی‌ نوشته‌ شده‌، برخی‌ از این‌ داستانها بازآفرینی‌ گردیده‌ است‌. منابع‌: (51) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (52) ( ابن‌سیده‌، المُخصَّص‌ ، بیروت‌ 1417/1996 ) ؛ (53) فؤاد افرام‌ بستانی‌، المجانی‌الحدیثه‌ ، ج‌ 1، بیروت‌ 1945؛ (54) شارل‌ پلاّ ، «محمدبن‌ یسیرالریاشی‌ و اشعاره‌»، المشرق‌ ، سال‌ 49 (1955)؛ (55) عمروبن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (56) ( خلیل‌بن‌ احمد، كتاب‌ العین‌ ، چاپ‌ مهدی‌ مخزومی‌ و ابراهیم‌ سامرائی‌، قم‌ 1405 ) ؛ (57) عبدالقادر مهیری‌، «كتاب‌ النمر و الثعلب‌ لسهل‌بن‌ هارون‌»، حولیات‌ الجامعه‌ التونسیه‌ ، ش‌ 1 (1964)؛ (58) H. Basset, Essai sur la littإrature des Berbهres , Algiers 1920; (59) G. H. Bousquet, "ـtudes islamologiques d , Ignaz Goldziher : traduction analytique (III)", Arabica , VII (1960); (60) J. Chelhod, Le sacrifice chez les Arabes , Paris 1955; (61) Reinhart Pieter Anne Dozy, Supplإment aux dictionnaires arabes , Leiden 1881, repr. Beirut 1981; (62) N. Elissإeff, Thهmes et motifs des Mille et une nuits , Beirut 1949; (63) EI 2 , s.v v. " ـ Ank ¤a ¦ " (by Ch. Pellat), "Fanak", "Ibn A ¦wa ¦" (by F. Virإ), " Al -Rukh kh" (by U. Marzolph), "Sih ¤r" (by T. Fahd), "S ¦murgh" (by F. C. de Blois); (64) K. A. Fariq, " An ـ Abba ¦sid secretary-poet who was interested in animals", IC , XXIV (1950); (65) M. I. Gerhardt, The art of story-telling , Leiden 1963; (66) I. Goldziher, "L , oiseau reprإsentant l , a me dans les croyances populaires des musulmans", Globus , lxxx (1903); (67) J. Henninger, in L , antica societب beduina , ed. F. Gabrieli, Rome 1959; (68) Fr. Hommel, Die Namen der Saدgethiere bei den sدdsemitischen Vخlkern , Leipzig 1879; (69) V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris 1951; (70) Ch. Pellat, "Sur quelques noms d , animaux en arabe classique", in Bulletin du groupe linguistique d , إtudes chamito-sإmitiques , 25 May 1960; (71) H. Pإrهs, Poإsie andalouse; (72) W. R. Smith, Kinship and marriage in early Arabia , London 1903; (73) D. Sourdel, Le vizirat abbasside ; (74) E. Westermarck, Pagan survivals in Mohammedan civilization , London 1933. / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ )/ "> «حیوانات‌ در اشعار عربی‌ باستان‌ ( به‌ جز اسب‌ و شتر ) » < . حیوانات‌ بیابان‌ در اشعار عربی‌ دوران‌ اسلامی‌، حتی‌ نزد شاعران‌ كلاسیك‌ و نوكلاسیك‌، به‌طور طبیعی‌ اهمیت‌ كمتری‌ دارند، هرچند این‌ شاعران‌ همچنان‌ به‌ توصیف‌ شتران‌ خود و لاف‌ زدن‌ در باره‌ سفرهای‌ خود به‌ ناكجاآبادها ادامه‌ می‌دهند. به‌رغم‌ وفور منابع‌ الهام‌بخش‌ جدید، نوگراها برای‌ نشان‌ دادن‌ دانش‌ زبان‌شناختی‌ خود در طَرَدیات‌ * ــ كه‌ در آن‌ واژگانی‌ فوق‌العاده‌ غنی‌ به‌طور مصنوعی‌ برساخته‌اند ــ تردیدی‌ به‌ خود راه‌ ندادند. برخی‌ از آنها اشعار زیبایی‌ در مورد حیوانات‌ دست‌آموز سرودند، به‌ ویژه‌ محمدبن‌ یسیر ( رجوع كنید به پلاّ ، 1955، ص‌ 289ـ 338) یا قاسم‌بن‌ یوسف‌بن‌ القاسم‌ ( رجوع كنید به سوردل‌ ، ص‌ 229، و فهرست‌) كه‌ مرثیه‌هایی‌ در باره‌ بزها، گربه‌ها و پرندگان‌ سرودند ( رجوع كنید به فارق‌، ص‌261ـ270). در سده‌های‌ بعد، باوجود ظهور گونه‌های‌ جدیدی‌ از جانوران‌ (مثل‌ فیل‌ و زرافه‌) در ادبیات‌، كلاغ‌ * (غراب‌) و شیر جایگاه‌ خود را در ادبیات‌ حفظ‌ كردند زیرا به‌ ترتیب‌ نمادِ غمِ جدایی‌ و قدرت‌ و بی‌باكی‌ هستند. توصیف‌ طبیعت‌ در بردارنده‌ مضامینی‌ تازه‌ و نمادهای‌ اصیل‌ است‌ و شعرا زشت‌ترین‌ و زیباترین‌ حیوانات‌ را وصف‌ می‌كنند. كبوتر (حَمام‌)، بلبل‌، و طاووس‌ نه‌ تنها در زبان‌ عربی‌، بلكه‌ در ادبیات‌ فارسی‌ و تركی‌ نیز همچون‌ نماد به‌كار می‌روند. شعرای‌ سرزمینهای‌ غربی‌ اسلامی‌ بسیار به‌ حیوانات‌ دست‌آموز می‌پرداختند و به‌ شتر، كه‌ به‌ندرت‌ او را می‌شناختند، توجهی‌ نداشتند ( رجوع كنید بهپرس‌ ، ص‌ 235ـ247). در حوزه‌ نثر، وضع‌ كاملاً متفاوت‌ است‌. هیچ‌ داستانی‌ در باره‌ جانوران‌ از عربستان‌ پیش‌ از اسلام‌ ــ كه‌ در مجموع‌، فاقد یك‌ فرهنگ‌ عامیانه‌ مترقی‌ بودند ( رجوع كنید به حكایت‌ * ) ــ به‌ دست‌ نیامده‌ است‌ و حكایتهای‌ منسوب‌ به‌ لقمان‌ * ، عمدتاً به‌ دوران‌ پس‌ از اسلام‌ تعلق‌ دارند. ترجمه‌ كلیله‌ و دمنه‌ * كه‌ همواره‌ شاهكار باقی‌مانده‌ و گاه‌ از آن‌ تقلید شده‌ اما هرگز برتری‌ خود را از دست‌ نداده‌ است‌. از میان‌ این‌ آثار، نخست‌ باید از اثر اَبانِبن‌ عبدالحمید لاحقی‌ * كه‌ حكایات‌ كلیله‌ و دمنه‌ را به‌ نظم‌ در آورده‌ و سپس‌ از اثر ابن‌هَبّاریه‌ * با عنوان‌ نَتائج‌ الفِطنه‌ فی‌ نَظم‌ كلیله‌ و دمنه‌ نام‌ برد و پس‌ از آن‌ به‌ترتیب‌ این‌ آثار را می‌توان‌ برشمرد: تقلیدهای‌ سهل‌بن‌ هارون‌ * در كتاب‌ ثَعْلا و عَفْرا و كتاب‌ النَمر و الثَعْلَب‌ (نسخه‌ای‌ خطی‌ از آن‌ در تونس‌ موجود است‌؛ رجوع كنید بهمهیری‌، ص‌ 19ـ40)، تقلیدهای‌ ابن‌ظفر * در كتاب‌ سُلوان‌ المُطاع‌ فی‌ عُدوان‌ الاَتْباع‌ ، و نیز كتاب‌ الصادِح‌ و الباغِم‌ نوشته‌ ابن‌الهَبّاریه‌، و فاكِهَه الخُلفاء نوشته‌ ابن‌عربشاه‌ * . ظاهراً هیچ‌یك‌ از این‌ آثار به‌ موفقیت‌ كلیله‌ودمنه‌ دست‌ نیافتند. همچنین‌ در هزارویك‌ شب‌ نام‌ تعدادی‌ از حیوانات‌ آمده‌ و موضوع‌ مسخ‌ و استحاله‌ حیوانات‌ نیز در این‌ اثر به‌ طور گسترده‌ مطرح‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به الیسیف‌ ، ص‌ 93، 142ـ144، 193 و جاهای‌ دیگر؛ گرهارت‌ ، ص‌ 305 به‌ بعد). غیر از جنّیان‌ و غولها ، نام‌ تعدادی‌ حیوان‌ افسانه‌ای‌، عمدتاً پرندگان‌، نیز در این‌ آثار وجود دارد ( رجوع كنید بهد. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ murgh" ¦kh", "S -Rukh Al ", " ف ¦a ¤Ank ـ " ). در ادبیات‌ عامیانه‌ برخی‌ مناطق‌ جهان‌ اسلام‌، تعداد داستانهای‌ حیوانات‌ بیش‌ از دیگر داستانهاست‌. این‌ داستانها به‌ ویژه‌ در شمال‌ افریقا بخش‌ مهمی‌ از ادبیات‌ بومی‌ بربرها را تشكیل‌ می‌دهد و شباهتهای‌ بسیاری‌ میان‌ آنها و داستانهای‌ مشابه‌ غربی‌ وجود دارد. در اینجا شغال‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌ " ¦wa ¦"Ibn A ) جانوری‌ نیمه‌ گرگ‌ و نیمه‌روباه‌ است‌ كه‌ شخصیت‌ اصلی‌ است‌ ( رجوع كنید به باسه‌ ، ص‌240 به‌ بعد). در گویش‌ عربی‌ شمال‌ افریقا، ادبیات‌ بربر بر عناصر شرقی‌، كه‌ اساساً از كلیله‌ و دمنه‌ گرفته‌ شده‌، تأثیر محسوسی‌ می‌گذارد. غیر از شغال‌، معمول‌ترین‌ شخصیتها حیوانات‌ معروف‌اند: خر، گاو، قوچ‌، بز نر، مرغ‌، سگ‌، گربه‌ و نیز روباه‌، آهو، كفتار و شیر. در اغلب‌ كتابهای‌ راهنما و مجموعه‌هایی‌ كه‌ به‌ عربی گویشی‌ نوشته‌ شده‌، برخی‌ از این‌ داستانها بازآفرینی‌ گردیده‌ است‌. منابع‌: (51) علاوه‌ بر قرآن‌؛ (52) ( ابن‌سیده‌، المُخصَّص‌ ، بیروت‌ 1417/1996 ) ؛ (53) فؤاد افرام‌ بستانی‌، المجانی‌الحدیثه‌ ، ج‌ 1، بیروت‌ 1945؛ (54) شارل‌ پلاّ ، «محمدبن‌ یسیرالریاشی‌ و اشعاره‌»، المشرق‌ ، سال‌ 49 (1955)؛ (55) عمروبن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( 1385ـ1389/ 1965ـ1969 ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ 1388/1969؛ (56) ( خلیل‌بن‌ احمد، كتاب‌ العین‌ ، چاپ‌ مهدی‌ مخزومی‌ و ابراهیم‌ سامرائی‌، قم‌ 1405 ) ؛ (57) عبدالقادر مهیری‌، «كتاب‌ النمر و الثعلب‌ لسهل‌بن‌ هارون‌»، حولیات‌ الجامعه‌ التونسیه‌ ، ش‌ 1 (1964)؛ (58) H. Basset, Essai sur la littإrature des Berbهres , Algiers 1920; (59) G. H. Bousquet, "ـtudes islamologiques d , Ignaz Goldziher : traduction analytique (III)", Arabica , VII (1960); (60) J. Chelhod, Le sacrifice chez les Arabes , Paris 1955; (61) Reinhart Pieter Anne Dozy, Supplإment aux dictionnaires arabes , Leiden 1881, repr. Beirut 1981; (62) N. Elissإeff, Thهmes et motifs des Mille et une nuits , Beirut 1949; (63) EI 2 , s.v v. " ـ Ank ¤a ¦ " (by Ch. Pellat), "Fanak", "Ibn A ¦wa ¦" (by F. Virإ), " Al -Rukh kh" (by U. Marzolph), "Sih ¤r" (by T. Fahd), "S ¦murgh" (by F. C. de Blois); (64) K. A. Fariq, " An ـ Abba ¦sid secretary-poet who was interested in animals", IC , XXIV (1950); (65) M. I. Gerhardt, The art of story-telling , Leiden 1963; (66) I. Goldziher, "L , oiseau reprإsentant l , a me dans les croyances populaires des musulmans", Globus , lxxx (1903); (67) J. Henninger, in L , antica societب beduina , ed. F. Gabrieli, Rome 1959; (68) Fr. Hommel, Die Namen der Saدgethiere bei den sدdsemitischen Vخlkern , Leipzig 1879; (69) V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris 1951; (70) Ch. Pellat, "Sur quelques noms d , animaux en arabe classique", in Bulletin du groupe linguistique d , إtudes chamito-sإmitiques , 25 May 1960; (71) H. Pإrهs, Poإsie andalouse; (72) W. R. Smith, Kinship and marriage in early Arabia , London 1903; (73) D. Sourdel, Le vizirat abbasside ; (74) E. Westermarck, Pagan survivals in Mohammedan civilization , London 1933. / ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ )/ ">
دانشنامه جهان اسلام
 
٠ ص
١ ص
٢ ص
٣ ص
٤ ص
٥ ص
٦ ص
٧ ص
٨ ص
٩ ص
١٠ ص
١١ ص
١٢ ص
١٣ ص
١٤ ص
١٥ ص
١٦ ص
١٧ ص
١٨ ص
١٩ ص
٢٠ ص
٢١ ص
٢٢ ص
٢٣ ص
٢٤ ص
٢٥ ص
٢٦ ص
٢٧ ص
٢٨ ص
٢٩ ص
٣٠ ص
٣١ ص
٣٢ ص
٣٣ ص
٣٤ ص
٣٥ ص
٣٦ ص
٣٧ ص
٣٨ ص
٣٩ ص
٤٠ ص
٤١ ص
٤٢ ص
٤٣ ص
٤٤ ص
٤٥ ص
٤٦ ص
٤٧ ص
٤٨ ص
٤٩ ص
٥٠ ص
٥١ ص
٥٢ ص
٥٣ ص
٥٤ ص
٥٥ ص
٥٦ ص
٥٧ ص
٥٨ ص
٥٩ ص
٦٠ ص
٦١ ص
٦٢ ص
٦٣ ص
٦٤ ص
٦٥ ص
٦٦ ص
٦٧ ص
٦٨ ص
٦٩ ص
٧٠ ص
٧١ ص
٧٢ ص
٧٣ ص
٧٤ ص
٧٥ ص
٧٦ ص
٧٧ ص
٧٨ ص
٧٩ ص
٨٠ ص
٨١ ص
٨٢ ص
٨٣ ص
٨٤ ص
٨٥ ص
٨٦ ص
٨٧ ص
٨٨ ص
٨٩ ص
٩٠ ص
٩١ ص
٩٢ ص
٩٣ ص
٩٤ ص
٩٥ ص
٩٦ ص
٩٧ ص
٩٨ ص
٩٩ ص
١٠٠ ص
١٠١ ص
١٠٢ ص
١٠٣ ص
١٠٤ ص
١٠٥ ص
١٠٦ ص
١٠٧ ص
١٠٨ ص
١٠٩ ص
١١٠ ص
١١١ ص
١١٢ ص
١١٣ ص
١١٤ ص
١١٥ ص
١١٦ ص
١١٧ ص
١١٨ ص
١١٩ ص
١٢٠ ص
١٢١ ص
١٢٢ ص
١٢٣ ص
١٢٤ ص
١٢٥ ص
١٢٦ ص
١٢٧ ص
١٢٨ ص
١٢٩ ص
١٣٠ ص
١٣١ ص
١٣٢ ص
١٣٣ ص
١٣٤ ص
١٣٥ ص
١٣٦ ص
١٣٧ ص
١٣٨ ص
١٣٩ ص
١٤٠ ص
١٤١ ص
١٤٢ ص
١٤٣ ص
١٤٤ ص
١٤٥ ص
١٤٦ ص
١٤٧ ص
١٤٨ ص
١٤٩ ص
١٥٠ ص
١٥١ ص
١٥٢ ص
١٥٣ ص
١٥٤ ص
١٥٥ ص
١٥٦ ص
١٥٧ ص
١٥٨ ص
١٥٩ ص
١٦٠ ص
١٦١ ص
١٦٢ ص
١٦٣ ص
١٦٤ ص
١٦٥ ص
١٦٦ ص
١٦٧ ص
١٦٨ ص
١٦٩ ص
١٧٠ ص
١٧١ ص
١٧٢ ص
١٧٣ ص
١٧٤ ص
١٧٥ ص
١٧٦ ص
١٧٧ ص
١٧٨ ص
١٧٩ ص
١٨٠ ص
١٨١ ص
١٨٢ ص
١٨٣ ص
١٨٤ ص
١٨٥ ص
١٨٦ ص
١٨٧ ص
١٨٨ ص
١٨٩ ص
١٩٠ ص
١٩١ ص
١٩٢ ص
١٩٣ ص
١٩٤ ص
١٩٥ ص
١٩٦ ص
١٩٧ ص
١٩٨ ص
١٩٩ ص
٢٠٠ ص
٢٠١ ص
٢٠٢ ص
٢٠٣ ص
٢٠٤ ص
٢٠٥ ص
٢٠٦ ص
٢٠٧ ص
٢٠٨ ص
٢٠٩ ص
٢١٠ ص
٢١١ ص
٢١٢ ص
٢١٣ ص
٢١٤ ص
٢١٥ ص
٢١٦ ص
٢١٧ ص
٢١٨ ص
٢١٩ ص
٢٢٠ ص
٢٢١ ص
٢٢٢ ص
٢٢٣ ص
٢٢٤ ص
٢٢٥ ص
٢٢٦ ص
٢٢٧ ص
٢٢٨ ص
٢٢٩ ص
٢٣٠ ص
٢٣١ ص
٢٣٢ ص
٢٣٣ ص
٢٣٤ ص
٢٣٥ ص
٢٣٦ ص
٢٣٧ ص
٢٣٨ ص
٢٣٩ ص
٢٤٠ ص
٢٤١ ص
٢٤٢ ص
٢٤٣ ص
٢٤٤ ص
٢٤٥ ص
٢٤٦ ص
٢٤٧ ص
٢٤٨ ص
٢٤٩ ص
٢٥٠ ص
٢٥١ ص
٢٥٢ ص
٢٥٣ ص
٢٥٤ ص
٢٥٥ ص
٢٥٦ ص
٢٥٧ ص
٢٥٨ ص
٢٥٩ ص
٢٦٠ ص
٢٦١ ص
٢٦٢ ص
٢٦٣ ص
٢٦٤ ص
٢٦٥ ص
٢٦٦ ص
٢٦٧ ص
٢٦٨ ص
٢٦٩ ص
٢٧٠ ص
٢٧١ ص
٢٧٢ ص
٢٧٣ ص
٢٧٤ ص
٢٧٥ ص
٢٧٦ ص
٢٧٧ ص
٢٧٨ ص
٢٧٩ ص
٢٨٠ ص
٢٨١ ص
٢٨٢ ص
٢٨٣ ص
٢٨٤ ص
٢٨٥ ص
٢٨٦ ص
٢٨٧ ص
٢٨٨ ص
٢٨٩ ص
٢٩٠ ص
٢٩١ ص
٢٩٢ ص
٢٩٣ ص
٢٩٤ ص
٢٩٥ ص
٢٩٦ ص
٢٩٧ ص
٢٩٨ ص
٢٩٩ ص
٣٠٠ ص
٣٠١ ص
٣٠٢ ص
٣٠٣ ص
٣٠٤ ص
٣٠٥ ص
٣٠٦ ص
٣٠٧ ص
٣٠٨ ص
٣٠٩ ص
٣١٠ ص
٣١١ ص
٣١٢ ص
٣١٣ ص
٣١٤ ص
٣١٥ ص
٣١٦ ص
٣١٧ ص
٣١٨ ص
٣١٩ ص
٣٢٠ ص
٣٢١ ص
٣٢٢ ص
٣٢٣ ص
٣٢٤ ص
٣٢٥ ص
٣٢٦ ص
٣٢٧ ص
٣٢٨ ص
٣٢٩ ص
٣٣٠ ص
٣٣١ ص
٣٣٢ ص
٣٣٣ ص
٣٣٤ ص
٣٣٥ ص
٣٣٦ ص
٣٣٧ ص
٣٣٨ ص
٣٣٩ ص
٣٤٠ ص
٣٤١ ص
٣٤٢ ص
٣٤٣ ص
٣٤٤ ص
٣٤٥ ص
٣٤٦ ص
٣٤٧ ص
٣٤٨ ص
٣٤٩ ص
٣٥٠ ص
٣٥١ ص
٣٥٢ ص
٣٥٣ ص
٣٥٤ ص
٣٥٥ ص
٣٥٦ ص
٣٥٧ ص
٣٥٨ ص
٣٥٩ ص
٣٦٠ ص
٣٦١ ص
٣٦٢ ص
٣٦٣ ص
٣٦٤ ص
٣٦٥ ص
٣٦٦ ص
٣٦٧ ص
٣٦٨ ص
٣٦٩ ص
٣٧٠ ص
٣٧١ ص
٣٧٢ ص
٣٧٣ ص
٣٧٤ ص
٣٧٥ ص
٣٧٦ ص
٣٧٧ ص
٣٧٨ ص
٣٧٩ ص
٣٨٠ ص
٣٨١ ص
٣٨٢ ص
٣٨٣ ص
٣٨٤ ص
٣٨٥ ص
٣٨٦ ص
٣٨٧ ص
٣٨٨ ص
٣٨٩ ص
٣٩٠ ص
٣٩١ ص
٣٩٢ ص
٣٩٣ ص
٣٩٤ ص
٣٩٥ ص
٣٩٦ ص
٣٩٧ ص
٣٩٨ ص
٣٩٩ ص
٤٠٠ ص
٤٠١ ص
٤٠٢ ص
٤٠٣ ص
٤٠٤ ص
٤٠٥ ص
٤٠٦ ص
٤٠٧ ص
٤٠٨ ص
٤٠٩ ص
٤١٠ ص
٤١١ ص
٤١٢ ص
٤١٣ ص
٤١٤ ص
٤١٥ ص
٤١٦ ص
٤١٧ ص
٤١٨ ص
٤١٩ ص
٤٢٠ ص
٤٢١ ص
٤٢٢ ص
٤٢٣ ص
٤٢٤ ص
٤٢٥ ص
٤٢٦ ص
٤٢٧ ص
٤٢٨ ص
٤٢٩ ص
٤٣٠ ص
٤٣١ ص
٤٣٢ ص
٤٣٣ ص
٤٣٤ ص
٤٣٥ ص
٤٣٦ ص
٤٣٧ ص
٤٣٨ ص
٤٣٩ ص
٤٤٠ ص
٤٤١ ص
٤٤٢ ص
٤٤٣ ص
٤٤٤ ص
٤٤٥ ص
٤٤٦ ص
٤٤٧ ص
٤٤٨ ص
٤٤٩ ص
٤٥٠ ص
٤٥١ ص
٤٥٢ ص
٤٥٣ ص
٤٥٤ ص
٤٥٥ ص
٤٥٦ ص
٤٥٧ ص
٤٥٨ ص
٤٥٩ ص
٤٦٠ ص
٤٦١ ص
٤٦٢ ص
٤٦٣ ص
٤٦٤ ص
٤٦٥ ص
٤٦٦ ص
٤٦٧ ص
٤٦٨ ص
٤٦٩ ص
٤٧٠ ص
٤٧١ ص
٤٧٢ ص
٤٧٣ ص
٤٧٤ ص
٤٧٥ ص
٤٧٦ ص
٤٧٧ ص
٤٧٨ ص
٤٧٩ ص
٤٨٠ ص
٤٨١ ص
٤٨٢ ص
٤٨٣ ص
٤٨٤ ص
٤٨٥ ص
٤٨٦ ص
٤٨٧ ص
٤٨٨ ص
٤٨٩ ص
٤٩٠ ص
٤٩١ ص
٤٩٢ ص
٤٩٣ ص
٤٩٤ ص
٤٩٥ ص
٤٩٦ ص
٤٩٧ ص
٤٩٨ ص
٤٩٩ ص
٥٠٠ ص
٥٠١ ص
٥٠٢ ص
٥٠٣ ص
٥٠٤ ص
٥٠٥ ص
٥٠٦ ص
٥٠٧ ص
٥٠٨ ص
٥٠٩ ص
٥١٠ ص
٥١١ ص
٥١٢ ص
٥١٣ ص
٥١٤ ص
٥١٥ ص
٥١٦ ص
٥١٧ ص
٥١٨ ص
٥١٩ ص
٥٢٠ ص
٥٢١ ص
٥٢٢ ص
٥٢٣ ص
٥٢٤ ص
٥٢٥ ص
٥٢٦ ص
٥٢٧ ص
٥٢٨ ص
٥٢٩ ص
٥٣٠ ص
٥٣١ ص
٥٣٢ ص
٥٣٣ ص
٥٣٤ ص
٥٣٥ ص
٥٣٦ ص
٥٣٧ ص
٥٣٨ ص
٥٣٩ ص
٥٤٠ ص
٥٤١ ص
٥٤٢ ص
٥٤٣ ص
٥٤٤ ص
٥٤٥ ص
٥٤٦ ص
٥٤٧ ص
٥٤٨ ص
٥٤٩ ص
٥٥٠ ص
٥٥١ ص
٥٥٢ ص
٥٥٣ ص
٥٥٤ ص
٥٥٥ ص
٥٥٦ ص
٥٥٧ ص
٥٥٨ ص
٥٥٩ ص
٥٦٠ ص
٥٦١ ص
٥٦٢ ص
٥٦٣ ص
٥٦٤ ص
٥٦٥ ص
٥٦٦ ص
٥٦٧ ص
٥٦٨ ص
٥٦٩ ص
٥٧٠ ص
٥٧١ ص
٥٧٢ ص
٥٧٣ ص
٥٧٤ ص
٥٧٥ ص
٥٧٦ ص
٥٧٧ ص
٥٧٨ ص
٥٧٩ ص
٥٨٠ ص
٥٨١ ص
٥٨٢ ص
٥٨٣ ص
٥٨٤ ص
٥٨٥ ص
٥٨٦ ص
٥٨٧ ص
٥٨٨ ص
٥٨٩ ص
٥٩٠ ص
٥٩١ ص
٥٩٢ ص
٥٩٣ ص
٥٩٤ ص
٥٩٥ ص
٥٩٦ ص
٥٩٧ ص
٥٩٨ ص
٥٩٩ ص
٦٠٠ ص
٦٠١ ص
٦٠٢ ص
٦٠٣ ص
٦٠٤ ص
٦٠٥ ص
٦٠٦ ص
٦٠٧ ص
٦٠٨ ص
٦٠٩ ص
٦١٠ ص
٦١١ ص
٦١٢ ص
٦١٣ ص
٦١٤ ص
٦١٥ ص
٦١٦ ص
٦١٧ ص
٦١٨ ص
٦١٩ ص
٦٢٠ ص
٦٢١ ص
٦٢٢ ص
٦٢٣ ص
٦٢٤ ص
٦٢٥ ص
٦٢٦ ص
٦٢٧ ص
٦٢٨ ص
٦٢٩ ص
٦٣٠ ص
٦٣١ ص
٦٣٢ ص
٦٣٣ ص
٦٣٤ ص
٦٣٥ ص
٦٣٦ ص
٦٣٧ ص
٦٣٨ ص
٦٣٩ ص
٦٤٠ ص
٦٤١ ص
٦٤٢ ص
٦٤٣ ص
٦٤٤ ص
٦٤٥ ص
٦٤٦ ص
٦٤٧ ص
٦٤٨ ص
٦٤٩ ص
٦٥٠ ص
٦٥١ ص
٦٥٢ ص
٦٥٣ ص
٦٥٤ ص
٦٥٥ ص
٦٥٦ ص
٦٥٧ ص
٦٥٨ ص
٦٥٩ ص
٦٦٠ ص
٦٦١ ص
٦٦٢ ص
٦٦٣ ص
٦٦٤ ص
٦٦٥ ص
٦٦٦ ص
٦٦٧ ص
٦٦٨ ص
٦٦٩ ص
٦٧٠ ص
٦٧١ ص
٦٧٢ ص
٦٧٣ ص
٦٧٤ ص
٦٧٥ ص
٦٧٦ ص
٦٧٧ ص
٦٧٨ ص
٦٧٩ ص
٦٨٠ ص
٦٨١ ص
٦٨٢ ص
٦٨٣ ص
٦٨٤ ص
٦٨٥ ص
٦٨٦ ص
٦٨٧ ص
٦٨٨ ص
٦٨٩ ص
٦٩٠ ص
٦٩١ ص
٦٩٢ ص
٦٩٣ ص
٦٩٤ ص
٦٩٥ ص
٦٩٦ ص
٦٩٧ ص
٦٩٨ ص
٦٩٩ ص
٧٠٠ ص
٧٠١ ص
٧٠٢ ص
٧٠٣ ص
٧٠٤ ص
٧٠٥ ص
٧٠٦ ص
٧٠٧ ص
٧٠٨ ص
٧٠٩ ص
٧١٠ ص
٧١١ ص
٧١٢ ص
٧١٣ ص
٧١٤ ص
٧١٥ ص
٧١٦ ص
٧١٧ ص
٧١٨ ص
٧١٩ ص
٧٢٠ ص
٧٢١ ص
٧٢٢ ص
٧٢٣ ص
٧٢٤ ص
٧٢٥ ص
٧٢٦ ص
٧٢٧ ص
٧٢٨ ص
٧٢٩ ص
٧٣٠ ص
٧٣١ ص
٧٣٢ ص
٧٣٣ ص
٧٣٤ ص
٧٣٥ ص
٧٣٦ ص
٧٣٧ ص
٧٣٨ ص
٧٣٩ ص
٧٤٠ ص
٧٤١ ص
٧٤٢ ص
٧٤٣ ص
٧٤٤ ص
٧٤٥ ص
٧٤٦ ص
٧٤٧ ص
٧٤٨ ص
٧٤٩ ص
٧٥٠ ص
٧٥١ ص
٧٥٢ ص
٧٥٣ ص
٧٥٤ ص
٧٥٥ ص
٧٥٦ ص
٧٥٧ ص
٧٥٨ ص
٧٥٩ ص
٧٦٠ ص
٧٦١ ص
٧٦٢ ص
٧٦٣ ص
٧٦٤ ص
٧٦٥ ص
٧٦٦ ص
٧٦٧ ص
٧٦٨ ص
٧٦٩ ص
٧٧٠ ص
٧٧١ ص
٧٧٢ ص
٧٧٣ ص
٧٧٤ ص
٧٧٥ ص
٧٧٦ ص
٧٧٧ ص
٧٧٨ ص
٧٧٩ ص
٧٨٠ ص
٧٨١ ص
٧٨٢ ص
٧٨٣ ص
٧٨٤ ص
٧٨٥ ص
٧٨٦ ص
٧٨٧ ص
٧٨٨ ص
٧٨٩ ص
٧٩٠ ص
٧٩١ ص
٧٩٢ ص
٧٩٣ ص
٧٩٤ ص
٧٩٥ ص
٧٩٦ ص
٧٩٧ ص
٧٩٨ ص
٧٩٩ ص
٨٠٠ ص
٨٠١ ص
٨٠٢ ص
٨٠٣ ص
٨٠٤ ص
٨٠٥ ص
٨٠٦ ص
٨٠٧ ص
٨٠٨ ص
٨٠٩ ص
٨١٠ ص
٨١١ ص
٨١٢ ص
٨١٣ ص
٨١٤ ص
٨١٥ ص
٨١٦ ص
٨١٧ ص
٨١٨ ص
٨١٩ ص
٨٢٠ ص
٨٢١ ص
٨٢٢ ص
٨٢٣ ص
٨٢٤ ص
٨٢٥ ص
٨٢٦ ص
٨٢٧ ص
٨٢٨ ص
٨٢٩ ص
٨٣٠ ص
٨٣١ ص
٨٣٢ ص
٨٣٣ ص
٨٣٤ ص
٨٣٥ ص
٨٣٦ ص
٨٣٧ ص
٨٣٨ ص
٨٣٩ ص
٨٤٠ ص
٨٤١ ص
٨٤٢ ص
٨٤٣ ص
٨٤٤ ص
٨٤٥ ص
٨٤٦ ص
٨٤٧ ص
٨٤٨ ص
٨٤٩ ص
٨٥٠ ص
٨٥١ ص
٨٥٢ ص
٨٥٣ ص
٨٥٤ ص
٨٥٥ ص
٨٥٦ ص
٨٥٧ ص
٨٥٨ ص
٨٥٩ ص
٨٦٠ ص
٨٦١ ص
٨٦٢ ص
٨٦٣ ص
٨٦٤ ص
٨٦٥ ص
٨٦٦ ص
٨٦٧ ص
٨٦٨ ص
٨٦٩ ص
٨٧٠ ص
٨٧١ ص
٨٧٢ ص
٨٧٣ ص
٨٧٤ ص
٨٧٥ ص
٨٧٦ ص
٨٧٧ ص
٨٧٨ ص
٨٧٩ ص
٨٨٠ ص
٨٨١ ص
٨٨٢ ص
٨٨٣ ص
٨٨٤ ص
٨٨٥ ص
٨٨٦ ص
٨٨٧ ص
٨٨٨ ص
٨٨٩ ص
٨٩٠ ص
٨٩١ ص
٨٩٢ ص
٨٩٣ ص
٨٩٤ ص
٨٩٥ ص
٨٩٦ ص
٨٩٧ ص
٨٩٨ ص
٨٩٩ ص
٩٠٠ ص
٩٠١ ص
٩٠٢ ص
٩٠٣ ص
٩٠٤ ص
٩٠٥ ص
٩٠٦ ص
٩٠٧ ص
٩٠٨ ص
٩٠٩ ص
٩١٠ ص
٩١١ ص
٩١٢ ص
٩١٣ ص
٩١٤ ص
٩١٥ ص
٩١٦ ص
٩١٧ ص
٩١٨ ص
٩١٩ ص
٩٢٠ ص
٩٢١ ص
٩٢٢ ص
٩٢٣ ص
٩٢٤ ص
٩٢٥ ص
٩٢٦ ص
٩٢٧ ص
٩٢٨ ص
٩٢٩ ص
٩٣٠ ص
٩٣١ ص
٩٣٢ ص
٩٣٣ ص
٩٣٤ ص
٩٣٥ ص
٩٣٦ ص
٩٣٧ ص
٩٣٨ ص
٩٣٩ ص
٩٤٠ ص
٩٤١ ص
٩٤٢ ص
٩٤٣ ص
٩٤٤ ص
٩٤٥ ص
٩٤٦ ص
٩٤٧ ص
٩٤٨ ص
٩٤٩ ص
٩٥٠ ص
٩٥١ ص
٩٥٢ ص
٩٥٣ ص
٩٥٤ ص
٩٥٥ ص
٩٥٦ ص
٩٥٧ ص
٩٥٨ ص
٩٥٩ ص
٩٦٠ ص
٩٦١ ص
٩٦٢ ص
٩٦٣ ص
٩٦٤ ص
٩٦٥ ص
٩٦٦ ص
٩٦٧ ص
٩٦٨ ص
٩٦٩ ص
٩٧٠ ص
٩٧١ ص
٩٧٢ ص
٩٧٣ ص
٩٧٤ ص
٩٧٥ ص
٩٧٦ ص
٩٧٧ ص
٩٧٨ ص
٩٧٩ ص
٩٨٠ ص
٩٨١ ص
٩٨٢ ص
٩٨٣ ص
٩٨٤ ص
٩٨٥ ص
٩٨٦ ص
٩٨٧ ص
٩٨٨ ص
٩٨٩ ص
٩٩٠ ص
٩٩١ ص
٩٩٢ ص
٩٩٣ ص
٩٩٤ ص
٩٩٥ ص
٩٩٦ ص
٩٩٧ ص
٩٩٨ ص
٩٩٩ ص
١٠٠٠ ص
١٠٠١ ص
١٠٠٢ ص
١٠٠٣ ص
١٠٠٤ ص
١٠٠٥ ص
١٠٠٦ ص
١٠٠٧ ص
١٠٠٨ ص
١٠٠٩ ص
١٠١٠ ص
١٠١١ ص
١٠١٢ ص
١٠١٣ ص
١٠١٤ ص
١٠١٥ ص
١٠١٦ ص
١٠١٧ ص
١٠١٨ ص
١٠١٩ ص
١٠٢٠ ص
١٠٢١ ص
١٠٢٢ ص
١٠٢٣ ص
١٠٢٤ ص
١٠٢٥ ص
١٠٢٦ ص
١٠٢٧ ص
١٠٢٨ ص
١٠٢٩ ص
١٠٣٠ ص
١٠٣١ ص
١٠٣٢ ص
١٠٣٣ ص
١٠٣٤ ص
١٠٣٥ ص
١٠٣٦ ص
١٠٣٧ ص
١٠٣٨ ص
١٠٣٩ ص
١٠٤٠ ص
١٠٤١ ص
١٠٤٢ ص
١٠٤٣ ص
١٠٤٤ ص
١٠٤٥ ص
١٠٤٦ ص
١٠٤٧ ص
١٠٤٨ ص
١٠٤٩ ص
١٠٥٠ ص
١٠٥١ ص
١٠٥٢ ص
١٠٥٣ ص
١٠٥٤ ص
١٠٥٥ ص
١٠٥٦ ص
١٠٥٧ ص
١٠٥٨ ص
١٠٥٩ ص
١٠٦٠ ص
١٠٦١ ص
١٠٦٢ ص
١٠٦٣ ص
١٠٦٤ ص
١٠٦٥ ص
١٠٦٦ ص
١٠٦٧ ص
١٠٦٨ ص
١٠٦٩ ص
١٠٧٠ ص
١٠٧١ ص
١٠٧٢ ص
١٠٧٣ ص
١٠٧٤ ص
١٠٧٥ ص
١٠٧٦ ص
١٠٧٧ ص
١٠٧٨ ص
١٠٧٩ ص
١٠٨٠ ص
١٠٨١ ص
١٠٨٢ ص
١٠٨٣ ص
١٠٨٤ ص
١٠٨٥ ص
١٠٨٦ ص
١٠٨٧ ص
١٠٨٨ ص
١٠٨٩ ص
١٠٩٠ ص
١٠٩١ ص
١٠٩٢ ص
١٠٩٣ ص
١٠٩٤ ص
١٠٩٥ ص
١٠٩٦ ص
١٠٩٧ ص
١٠٩٨ ص
١٠٩٩ ص
١١٠٠ ص
١١٠١ ص
١١٠٢ ص
١١٠٣ ص
١١٠٤ ص
١١٠٥ ص
١١٠٦ ص
١١٠٧ ص
١١٠٨ ص
١١٠٩ ص
١١١٠ ص
١١١١ ص
١١١٢ ص
١١١٣ ص
١١١٤ ص
١١١٥ ص
١١١٦ ص
١١١٧ ص
١١١٨ ص
١١١٩ ص
١١٢٠ ص
١١٢١ ص
١١٢٢ ص
١١٢٣ ص
١١٢٤ ص
١١٢٥ ص
١١٢٦ ص
١١٢٧ ص
١١٢٨ ص
١١٢٩ ص
١١٣٠ ص
١١٣١ ص
١١٣٢ ص
١١٣٣ ص
١١٣٤ ص
١١٣٥ ص
١١٣٦ ص
١١٣٧ ص
١١٣٨ ص
١١٣٩ ص
١١٤٠ ص
١١٤١ ص
١١٤٢ ص
١١٤٣ ص
١١٤٤ ص
١١٤٥ ص
١١٤٦ ص
١١٤٧ ص
١١٤٨ ص
١١٤٩ ص
١١٥٠ ص
١١٥١ ص
١١٥٢ ص
١١٥٣ ص
١١٥٤ ص
١١٥٥ ص
١١٥٦ ص
١١٥٧ ص
١١٥٨ ص
١١٥٩ ص
١١٦٠ ص
١١٦١ ص
١١٦٢ ص
١١٦٣ ص
١١٦٤ ص
١١٦٥ ص
١١٦٦ ص
١١٦٧ ص
١١٦٨ ص
١١٦٩ ص
١١٧٠ ص
١١٧١ ص
١١٧٢ ص
١١٧٣ ص
١١٧٤ ص
١١٧٥ ص
١١٧٦ ص
١١٧٧ ص
١١٧٨ ص
١١٧٩ ص
١١٨٠ ص
١١٨١ ص
١١٨٢ ص
١١٨٣ ص
١١٨٤ ص
١١٨٥ ص
١١٨٦ ص
١١٨٧ ص
١١٨٨ ص
١١٨٩ ص
١١٩٠ ص
١١٩١ ص
١١٩٢ ص
١١٩٣ ص
١١٩٤ ص
١١٩٥ ص
١١٩٦ ص
١١٩٧ ص
١١٩٨ ص
١١٩٩ ص
١٢٠٠ ص
١٢٠١ ص
١٢٠٢ ص
١٢٠٣ ص
١٢٠٤ ص
١٢٠٥ ص
١٢٠٦ ص
١٢٠٧ ص
١٢٠٨ ص
١٢٠٩ ص
١٢١٠ ص
١٢١١ ص
١٢١٢ ص
١٢١٣ ص
١٢١٤ ص
١٢١٥ ص
١٢١٦ ص
١٢١٧ ص
١٢١٨ ص
١٢١٩ ص
١٢٢٠ ص
١٢٢١ ص
١٢٢٢ ص
١٢٢٣ ص
١٢٢٤ ص
١٢٢٥ ص
١٢٢٦ ص
١٢٢٧ ص
١٢٢٨ ص
١٢٢٩ ص
١٢٣٠ ص
١٢٣١ ص
١٢٣٢ ص
١٢٣٣ ص
١٢٣٤ ص
١٢٣٥ ص
١٢٣٦ ص
١٢٣٧ ص
١٢٣٨ ص
١٢٣٩ ص
١٢٤٠ ص
١٢٤١ ص
١٢٤٢ ص
١٢٤٣ ص
١٢٤٤ ص
١٢٤٥ ص
١٢٤٦ ص
١٢٤٧ ص
١٢٤٨ ص
١٢٤٩ ص
١٢٥٠ ص
١٢٥١ ص
١٢٥٢ ص
١٢٥٣ ص
١٢٥٤ ص
١٢٥٥ ص
١٢٥٦ ص
١٢٥٧ ص
١٢٥٨ ص
١٢٥٩ ص
١٢٦٠ ص
١٢٦١ ص
١٢٦٢ ص
١٢٦٣ ص
١٢٦٤ ص
١٢٦٥ ص
١٢٦٦ ص
١٢٦٧ ص
١٢٦٨ ص
١٢٦٩ ص
١٢٧٠ ص
١٢٧١ ص
١٢٧٢ ص
١٢٧٣ ص
١٢٧٤ ص
١٢٧٥ ص
١٢٧٦ ص
١٢٧٧ ص
١٢٧٨ ص
١٢٧٩ ص
١٢٨٠ ص
١٢٨١ ص
١٢٨٢ ص
١٢٨٣ ص
١٢٨٤ ص
١٢٨٥ ص
١٢٨٦ ص
١٢٨٧ ص
١٢٨٨ ص
١٢٨٩ ص
١٢٩٠ ص
١٢٩١ ص
١٢٩٢ ص
١٢٩٣ ص
١٢٩٤ ص
١٢٩٥ ص
١٢٩٦ ص
١٢٩٧ ص
١٢٩٨ ص
١٢٩٩ ص
١٣٠٠ ص
١٣٠١ ص
١٣٠٢ ص
١٣٠٣ ص
١٣٠٤ ص
١٣٠٥ ص
١٣٠٦ ص
١٣٠٧ ص
١٣٠٨ ص
١٣٠٩ ص
١٣١٠ ص
١٣١١ ص
١٣١٢ ص
١٣١٣ ص
١٣١٤ ص
١٣١٥ ص
١٣١٦ ص
١٣١٧ ص
١٣١٨ ص
١٣١٩ ص
١٣٢٠ ص
١٣٢١ ص
١٣٢٢ ص
١٣٢٣ ص
١٣٢٤ ص
١٣٢٥ ص
١٣٢٦ ص
١٣٢٧ ص
١٣٢٨ ص
١٣٢٩ ص
١٣٣٠ ص
١٣٣١ ص
١٣٣٢ ص
١٣٣٣ ص
١٣٣٤ ص
١٣٣٥ ص
١٣٣٦ ص
١٣٣٧ ص
١٣٣٨ ص
١٣٣٩ ص
١٣٤٠ ص
١٣٤١ ص
١٣٤٢ ص
١٣٤٣ ص
١٣٤٤ ص
١٣٤٥ ص
١٣٤٦ ص
١٣٤٧ ص
١٣٤٨ ص
١٣٤٩ ص
١٣٥٠ ص
١٣٥١ ص
١٣٥٢ ص
١٣٥٣ ص
١٣٥٤ ص
١٣٥٥ ص
١٣٥٦ ص
١٣٥٧ ص
١٣٥٨ ص
١٣٥٩ ص
١٣٦٠ ص
١٣٦١ ص
١٣٦٢ ص
١٣٦٣ ص
١٣٦٤ ص
١٣٦٥ ص
١٣٦٦ ص
١٣٦٧ ص
١٣٦٨ ص
١٣٦٩ ص
١٣٧٠ ص
١٣٧١ ص
١٣٧٢ ص
١٣٧٣ ص
١٣٧٤ ص
١٣٧٥ ص
١٣٧٦ ص
١٣٧٧ ص
١٣٧٨ ص
١٣٧٩ ص
١٣٨٠ ص
١٣٨١ ص
١٣٨٢ ص
١٣٨٣ ص
١٣٨٤ ص
١٣٨٥ ص
١٣٨٦ ص
١٣٨٧ ص
١٣٨٨ ص
١٣٨٩ ص
١٣٩٠ ص
١٣٩١ ص
١٣٩٢ ص
١٣٩٣ ص
١٣٩٤ ص
١٣٩٥ ص
١٣٩٦ ص
١٣٩٧ ص
١٣٩٨ ص
١٣٩٩ ص
١٤٠٠ ص
١٤٠١ ص
١٤٠٢ ص
١٤٠٣ ص
١٤٠٤ ص
١٤٠٥ ص
١٤٠٦ ص
١٤٠٧ ص
١٤٠٨ ص
١٤٠٩ ص
١٤١٠ ص
١٤١١ ص
١٤١٢ ص
١٤١٣ ص
١٤١٤ ص
١٤١٥ ص
١٤١٦ ص
١٤١٧ ص
١٤١٨ ص
١٤١٩ ص
١٤٢٠ ص
١٤٢١ ص
١٤٢٢ ص
١٤٢٣ ص
١٤٢٤ ص
١٤٢٥ ص
١٤٢٦ ص
١٤٢٧ ص
١٤٢٨ ص
١٤٢٩ ص
١٤٣٠ ص
١٤٣١ ص
١٤٣٢ ص
١٤٣٣ ص
١٤٣٤ ص
١٤٣٥ ص
١٤٣٦ ص
١٤٣٧ ص
١٤٣٨ ص
١٤٣٩ ص
١٤٤٠ ص
١٤٤١ ص
١٤٤٢ ص
١٤٤٣ ص
١٤٤٤ ص
١٤٤٥ ص
١٤٤٦ ص
١٤٤٧ ص
١٤٤٨ ص
١٤٤٩ ص
١٤٥٠ ص
١٤٥١ ص
١٤٥٢ ص
١٤٥٣ ص
١٤٥٤ ص
١٤٥٥ ص
١٤٥٦ ص
١٤٥٧ ص
١٤٥٨ ص
١٤٥٩ ص
١٤٦٠ ص
١٤٦١ ص
١٤٦٢ ص
١٤٦٣ ص
١٤٦٤ ص
١٤٦٥ ص
١٤٦٦ ص
١٤٦٧ ص
١٤٦٨ ص
١٤٦٩ ص
١٤٧٠ ص
١٤٧١ ص
١٤٧٢ ص
١٤٧٣ ص
١٤٧٤ ص
١٤٧٥ ص
١٤٧٦ ص
١٤٧٧ ص
١٤٧٨ ص
١٤٧٩ ص
١٤٨٠ ص
١٤٨١ ص
١٤٨٢ ص
١٤٨٣ ص
١٤٨٤ ص
١٤٨٥ ص
١٤٨٦ ص
١٤٨٧ ص
١٤٨٨ ص
١٤٨٩ ص
١٤٩٠ ص
١٤٩١ ص
١٤٩٢ ص
١٤٩٣ ص
١٤٩٤ ص
١٤٩٥ ص
١٤٩٦ ص
١٤٩٧ ص
١٤٩٨ ص
١٤٩٩ ص
١٥٠٠ ص
١٥٠١ ص
١٥٠٢ ص
١٥٠٣ ص
١٥٠٤ ص
١٥٠٥ ص
١٥٠٦ ص
١٥٠٧ ص
١٥٠٨ ص
١٥٠٩ ص
١٥١٠ ص
١٥١١ ص
١٥١٢ ص
١٥١٣ ص
١٥١٤ ص
١٥١٥ ص
١٥١٦ ص
١٥١٧ ص
١٥١٨ ص
١٥١٩ ص
١٥٢٠ ص
١٥٢١ ص
١٥٢٢ ص
١٥٢٣ ص
١٥٢٤ ص
١٥٢٥ ص
١٥٢٦ ص
١٥٢٧ ص
١٥٢٨ ص
١٥٢٩ ص
١٥٣٠ ص
١٥٣١ ص
١٥٣٢ ص
١٥٣٣ ص
١٥٣٤ ص
١٥٣٥ ص
١٥٣٦ ص
١٥٣٧ ص
١٥٣٨ ص
١٥٣٩ ص
١٥٤٠ ص
١٥٤١ ص
١٥٤٢ ص
١٥٤٣ ص
١٥٤٤ ص
١٥٤٥ ص
١٥٤٦ ص
١٥٤٧ ص
١٥٤٨ ص
١٥٤٩ ص
١٥٥٠ ص
١٥٥١ ص
١٥٥٢ ص
١٥٥٣ ص
١٥٥٤ ص
١٥٥٥ ص
١٥٥٦ ص
١٥٥٧ ص
١٥٥٨ ص
١٥٥٩ ص
١٥٦٠ ص
١٥٦١ ص
١٥٦٢ ص
١٥٦٣ ص
١٥٦٤ ص
١٥٦٥ ص
١٥٦٦ ص
١٥٦٧ ص
١٥٦٨ ص
١٥٦٩ ص
١٥٧٠ ص
١٥٧١ ص
١٥٧٢ ص
١٥٧٣ ص
١٥٧٤ ص
١٥٧٥ ص
١٥٧٦ ص
١٥٧٧ ص
١٥٧٨ ص
١٥٧٩ ص
١٥٨٠ ص
١٥٨١ ص
١٥٨٢ ص
١٥٨٣ ص
١٥٨٤ ص
١٥٨٥ ص
١٥٨٦ ص
١٥٨٧ ص
١٥٨٨ ص
١٥٨٩ ص
١٥٩٠ ص
١٥٩١ ص
١٥٩٢ ص
١٥٩٣ ص
١٥٩٤ ص
١٥٩٥ ص
١٥٩٦ ص
١٥٩٧ ص
١٥٩٨ ص
١٥٩٩ ص
١٦٠٠ ص
١٦٠١ ص
١٦٠٢ ص
١٦٠٣ ص
١٦٠٤ ص
١٦٠٥ ص
١٦٠٦ ص
١٦٠٧ ص
١٦٠٨ ص
١٦٠٩ ص
١٦١٠ ص
١٦١١ ص
١٦١٢ ص
١٦١٣ ص
١٦١٤ ص
١٦١٥ ص
١٦١٦ ص
١٦١٧ ص
١٦١٨ ص
١٦١٩ ص
١٦٢٠ ص
١٦٢١ ص
١٦٢٢ ص
١٦٢٣ ص
١٦٢٤ ص
١٦٢٥ ص
١٦٢٦ ص
١٦٢٧ ص
١٦٢٨ ص
١٦٢٩ ص
١٦٣٠ ص
١٦٣١ ص
١٦٣٢ ص
١٦٣٣ ص
١٦٣٤ ص
١٦٣٥ ص
١٦٣٦ ص
١٦٣٧ ص
١٦٣٨ ص
١٦٣٩ ص
١٦٤٠ ص
١٦٤١ ص
١٦٤٢ ص
١٦٤٣ ص
١٦٤٤ ص
١٦٤٥ ص
١٦٤٦ ص
١٦٤٧ ص
١٦٤٨ ص
١٦٤٩ ص
١٦٥٠ ص
١٦٥١ ص
١٦٥٢ ص
١٦٥٣ ص
١٦٥٤ ص
١٦٥٥ ص
١٦٥٦ ص
١٦٥٧ ص
١٦٥٨ ص
١٦٥٩ ص
١٦٦٠ ص
١٦٦١ ص
١٦٦٢ ص
١٦٦٣ ص
١٦٦٤ ص
١٦٦٥ ص
١٦٦٦ ص
١٦٦٧ ص
١٦٦٨ ص
١٦٦٩ ص
١٦٧٠ ص
١٦٧١ ص
١٦٧٢ ص
١٦٧٣ ص
١٦٧٤ ص
١٦٧٥ ص
١٦٧٦ ص
١٦٧٧ ص
١٦٧٨ ص
١٦٧٩ ص
١٦٨٠ ص
١٦٨١ ص
١٦٨٢ ص
١٦٨٣ ص
١٦٨٤ ص
١٦٨٥ ص
١٦٨٦ ص
١٦٨٧ ص
١٦٨٨ ص
١٦٨٩ ص
١٦٩٠ ص
١٦٩١ ص
١٦٩٢ ص
١٦٩٣ ص
١٦٩٤ ص
١٦٩٥ ص
١٦٩٦ ص
١٦٩٧ ص
١٦٩٨ ص
١٦٩٩ ص
١٧٠٠ ص
١٧٠١ ص
١٧٠٢ ص
١٧٠٣ ص
١٧٠٤ ص
١٧٠٥ ص
١٧٠٦ ص
١٧٠٧ ص
١٧٠٨ ص
١٧٠٩ ص
١٧١٠ ص
١٧١١ ص
١٧١٢ ص
١٧١٣ ص
١٧١٤ ص
١٧١٥ ص
١٧١٦ ص
١٧١٧ ص
١٧١٨ ص
١٧١٩ ص
١٧٢٠ ص
١٧٢١ ص
١٧٢٢ ص
١٧٢٣ ص
١٧٢٤ ص
١٧٢٥ ص
١٧٢٦ ص
١٧٢٧ ص
١٧٢٨ ص
١٧٢٩ ص
١٧٣٠ ص
١٧٣١ ص
١٧٣٢ ص
١٧٣٣ ص
١٧٣٤ ص
١٧٣٥ ص
١٧٣٦ ص
١٧٣٧ ص
١٧٣٨ ص
١٧٣٩ ص
١٧٤٠ ص
١٧٤١ ص
١٧٤٢ ص
١٧٤٣ ص
١٧٤٤ ص
١٧٤٥ ص
١٧٤٦ ص
١٧٤٧ ص
١٧٤٨ ص
١٧٤٩ ص
١٧٥٠ ص
١٧٥١ ص
١٧٥٢ ص
١٧٥٣ ص
١٧٥٤ ص
١٧٥٥ ص
١٧٥٦ ص
١٧٥٧ ص
١٧٥٨ ص
١٧٥٩ ص
١٧٦٠ ص
١٧٦١ ص
١٧٦٢ ص
١٧٦٣ ص
١٧٦٤ ص
١٧٦٥ ص
١٧٦٦ ص
١٧٦٧ ص
١٧٦٨ ص
١٧٦٩ ص
١٧٧٠ ص
١٧٧١ ص
١٧٧٢ ص
١٧٧٣ ص
١٧٧٤ ص
١٧٧٥ ص
١٧٧٦ ص
١٧٧٧ ص
١٧٧٨ ص
١٧٧٩ ص
١٧٨٠ ص
١٧٨١ ص
١٧٨٢ ص
١٧٨٣ ص
١٧٨٤ ص
١٧٨٥ ص
١٧٨٦ ص
١٧٨٧ ص
١٧٨٨ ص
١٧٨٩ ص
١٧٩٠ ص
١٧٩١ ص
١٧٩٢ ص
١٧٩٣ ص
١٧٩٤ ص
١٧٩٥ ص
١٧٩٦ ص
١٧٩٧ ص
١٧٩٨ ص
١٧٩٩ ص
١٨٠٠ ص
١٨٠١ ص
١٨٠٢ ص
١٨٠٣ ص
١٨٠٤ ص
١٨٠٥ ص
١٨٠٦ ص
١٨٠٧ ص
١٨٠٨ ص
١٨٠٩ ص
١٨١٠ ص
١٨١١ ص
١٨١٢ ص
١٨١٣ ص
١٨١٤ ص
١٨١٥ ص
١٨١٦ ص
١٨١٧ ص
١٨١٨ ص
١٨١٩ ص
١٨٢٠ ص
١٨٢١ ص
١٨٢٢ ص
١٨٢٣ ص
١٨٢٤ ص
١٨٢٥ ص
١٨٢٦ ص
١٨٢٧ ص
١٨٢٨ ص
١٨٢٩ ص
١٨٣٠ ص
١٨٣١ ص
١٨٣٢ ص
١٨٣٣ ص
١٨٣٤ ص
١٨٣٥ ص
١٨٣٦ ص
١٨٣٧ ص
١٨٣٨ ص
١٨٣٩ ص
١٨٤٠ ص
١٨٤١ ص
١٨٤٢ ص
١٨٤٣ ص
١٨٤٤ ص
١٨٤٥ ص
١٨٤٦ ص
١٨٤٧ ص
١٨٤٨ ص
١٨٤٩ ص
١٨٥٠ ص
١٨٥١ ص
١٨٥٢ ص
١٨٥٣ ص
١٨٥٤ ص
١٨٥٥ ص
١٨٥٦ ص
١٨٥٧ ص
١٨٥٨ ص
١٨٥٩ ص
١٨٦٠ ص
١٨٦١ ص
١٨٦٢ ص
١٨٦٣ ص
١٨٦٤ ص
١٨٦٥ ص
١٨٦٦ ص
١٨٦٧ ص
١٨٦٨ ص
١٨٦٩ ص
١٨٧٠ ص
١٨٧١ ص
١٨٧٢ ص
١٨٧٣ ص
١٨٧٤ ص
١٨٧٥ ص
١٨٧٦ ص
١٨٧٧ ص
١٨٧٨ ص
١٨٧٩ ص
١٨٨٠ ص
١٨٨١ ص
١٨٨٢ ص
١٨٨٣ ص
١٨٨٤ ص
١٨٨٥ ص
١٨٨٦ ص
١٨٨٧ ص
١٨٨٨ ص
١٨٨٩ ص
١٨٩٠ ص
١٨٩١ ص
١٨٩٢ ص
١٨٩٣ ص
١٨٩٤ ص
١٨٩٥ ص
١٨٩٦ ص
١٨٩٧ ص
١٨٩٨ ص
١٨٩٩ ص
١٩٠٠ ص
١٩٠١ ص
١٩٠٢ ص
١٩٠٣ ص
١٩٠٤ ص
١٩٠٥ ص
١٩٠٦ ص
١٩٠٧ ص
١٩٠٨ ص
١٩٠٩ ص
١٩١٠ ص
١٩١١ ص
١٩١٢ ص
١٩١٣ ص
١٩١٤ ص
١٩١٥ ص
١٩١٦ ص
١٩١٧ ص
١٩١٨ ص
١٩١٩ ص
١٩٢٠ ص
١٩٢١ ص
١٩٢٢ ص
١٩٢٣ ص
١٩٢٤ ص
١٩٢٥ ص
١٩٢٦ ص
١٩٢٧ ص
١٩٢٨ ص
١٩٢٩ ص
١٩٣٠ ص
١٩٣١ ص
١٩٣٢ ص
١٩٣٣ ص
١٩٣٤ ص
١٩٣٥ ص
١٩٣٦ ص
١٩٣٧ ص
١٩٣٨ ص
١٩٣٩ ص
١٩٤٠ ص
١٩٤١ ص
١٩٤٢ ص
١٩٤٣ ص
١٩٤٤ ص
١٩٤٥ ص
١٩٤٦ ص
١٩٤٧ ص
١٩٤٨ ص
١٩٤٩ ص
١٩٥٠ ص
١٩٥١ ص
١٩٥٢ ص
١٩٥٣ ص
١٩٥٤ ص
١٩٥٥ ص
١٩٥٦ ص
١٩٥٧ ص
١٩٥٨ ص
١٩٥٩ ص
١٩٦٠ ص
١٩٦١ ص
١٩٦٢ ص
١٩٦٣ ص
١٩٦٤ ص
١٩٦٥ ص
١٩٦٦ ص
١٩٦٧ ص
١٩٦٨ ص
١٩٦٩ ص
١٩٧٠ ص
١٩٧١ ص
١٩٧٢ ص
١٩٧٣ ص
١٩٧٤ ص
١٩٧٥ ص
١٩٧٦ ص
١٩٧٧ ص
١٩٧٨ ص
١٩٧٩ ص
١٩٨٠ ص
١٩٨١ ص
١٩٨٢ ص
١٩٨٣ ص
١٩٨٤ ص
١٩٨٥ ص
١٩٨٦ ص
١٩٨٧ ص
١٩٨٨ ص
١٩٨٩ ص
١٩٩٠ ص
١٩٩١ ص
١٩٩٢ ص
١٩٩٣ ص
١٩٩٤ ص
١٩٩٥ ص
١٩٩٦ ص
١٩٩٧ ص
١٩٩٨ ص
١٩٩٩ ص
٢٠٠٠ ص
٢٠٠١ ص
٢٠٠٢ ص
٢٠٠٣ ص
٢٠٠٤ ص
٢٠٠٥ ص
٢٠٠٦ ص
٢٠٠٧ ص
٢٠٠٨ ص
٢٠٠٩ ص
٢٠١٠ ص
٢٠١١ ص
٢٠١٢ ص
٢٠١٣ ص
٢٠١٤ ص
٢٠١٥ ص
٢٠١٦ ص
٢٠١٧ ص
٢٠١٨ ص
٢٠١٩ ص
٢٠٢٠ ص
٢٠٢١ ص
٢٠٢٢ ص
٢٠٢٣ ص
٢٠٢٤ ص
٢٠٢٥ ص
٢٠٢٦ ص
٢٠٢٧ ص
٢٠٢٨ ص
٢٠٢٩ ص
٢٠٣٠ ص
٢٠٣١ ص
٢٠٣٢ ص
٢٠٣٣ ص
٢٠٣٤ ص
٢٠٣٥ ص
٢٠٣٦ ص
٢٠٣٧ ص
٢٠٣٨ ص
٢٠٣٩ ص
٢٠٤٠ ص
٢٠٤١ ص
٢٠٤٢ ص
٢٠٤٣ ص
٢٠٤٤ ص
٢٠٤٥ ص
٢٠٤٦ ص
٢٠٤٧ ص
٢٠٤٨ ص
٢٠٤٩ ص
٢٠٥٠ ص
٢٠٥١ ص
٢٠٥٢ ص
٢٠٥٣ ص
٢٠٥٤ ص
٢٠٥٥ ص
٢٠٥٦ ص
٢٠٥٧ ص
٢٠٥٨ ص
٢٠٥٩ ص
٢٠٦٠ ص
٢٠٦١ ص
٢٠٦٢ ص
٢٠٦٣ ص
٢٠٦٤ ص
٢٠٦٥ ص
٢٠٦٦ ص
٢٠٦٧ ص
٢٠٦٨ ص
٢٠٦٩ ص
٢٠٧٠ ص
٢٠٧١ ص
٢٠٧٢ ص
٢٠٧٣ ص
٢٠٧٤ ص
٢٠٧٥ ص
٢٠٧٦ ص
٢٠٧٧ ص
٢٠٧٨ ص
٢٠٧٩ ص
٢٠٨٠ ص
٢٠٨١ ص
٢٠٨٢ ص
٢٠٨٣ ص
٢٠٨٤ ص
٢٠٨٥ ص
٢٠٨٦ ص
٢٠٨٧ ص
٢٠٨٨ ص
٢٠٨٩ ص
٢٠٩٠ ص
٢٠٩١ ص
٢٠٩٢ ص
٢٠٩٣ ص
٢٠٩٤ ص
٢٠٩٥ ص
٢٠٩٦ ص
٢٠٩٧ ص
٢٠٩٨ ص
٢٠٩٩ ص
٢١٠٠ ص
٢١٠١ ص
٢١٠٢ ص
٢١٠٣ ص
٢١٠٤ ص
٢١٠٥ ص
٢١٠٦ ص
٢١٠٧ ص
٢١٠٨ ص
٢١٠٩ ص
٢١١٠ ص
٢١١١ ص
٢١١٢ ص
٢١١٣ ص
٢١١٤ ص
٢١١٥ ص
٢١١٦ ص
٢١١٧ ص
٢١١٨ ص
٢١١٩ ص
٢١٢٠ ص
٢١٢١ ص
٢١٢٢ ص
٢١٢٣ ص
٢١٢٤ ص
٢١٢٥ ص
٢١٢٦ ص
٢١٢٧ ص
٢١٢٨ ص
٢١٢٩ ص
٢١٣٠ ص
٢١٣١ ص
٢١٣٢ ص
٢١٣٣ ص
٢١٣٤ ص
٢١٣٥ ص
٢١٣٦ ص
٢١٣٧ ص
٢١٣٨ ص
٢١٣٩ ص
٢١٤٠ ص
٢١٤١ ص
٢١٤٢ ص
٢١٤٣ ص
٢١٤٤ ص
٢١٤٥ ص
٢١٤٦ ص
٢١٤٧ ص
٢١٤٨ ص
٢١٤٩ ص
٢١٥٠ ص
٢١٥١ ص
٢١٥٢ ص
٢١٥٣ ص
٢١٥٤ ص
٢١٥٥ ص
٢١٥٦ ص
٢١٥٧ ص
٢١٥٨ ص
٢١٥٩ ص
٢١٦٠ ص
٢١٦١ ص
٢١٦٢ ص
٢١٦٣ ص
٢١٦٤ ص
٢١٦٥ ص
٢١٦٦ ص
٢١٦٧ ص
٢١٦٨ ص
٢١٦٩ ص
٢١٧٠ ص
٢١٧١ ص
٢١٧٢ ص
٢١٧٣ ص
٢١٧٤ ص
٢١٧٥ ص
٢١٧٦ ص
٢١٧٧ ص
٢١٧٨ ص
٢١٧٩ ص
٢١٨٠ ص
٢١٨١ ص
٢١٨٢ ص
٢١٨٣ ص
٢١٨٤ ص
٢١٨٥ ص
٢١٨٦ ص
٢١٨٧ ص
٢١٨٨ ص
٢١٨٩ ص
٢١٩٠ ص
٢١٩١ ص
٢١٩٢ ص
٢١٩٣ ص
٢١٩٤ ص
٢١٩٥ ص
٢١٩٦ ص
٢١٩٧ ص
٢١٩٨ ص
٢١٩٩ ص
٢٢٠٠ ص
٢٢٠١ ص
٢٢٠٢ ص
٢٢٠٣ ص
٢٢٠٤ ص
٢٢٠٥ ص
٢٢٠٦ ص
٢٢٠٧ ص
٢٢٠٨ ص
٢٢٠٩ ص
٢٢١٠ ص
٢٢١١ ص
٢٢١٢ ص
٢٢١٣ ص
٢٢١٤ ص
٢٢١٥ ص
٢٢١٦ ص
٢٢١٧ ص
٢٢١٨ ص
٢٢١٩ ص
٢٢٢٠ ص
٢٢٢١ ص
٢٢٢٢ ص
٢٢٢٣ ص
٢٢٢٤ ص
٢٢٢٥ ص
٢٢٢٦ ص
٢٢٢٧ ص
٢٢٢٨ ص
٢٢٢٩ ص
٢٢٣٠ ص
٢٢٣١ ص
٢٢٣٢ ص
٢٢٣٣ ص
٢٢٣٤ ص
٢٢٣٥ ص
٢٢٣٦ ص
٢٢٣٧ ص
٢٢٣٨ ص
٢٢٣٩ ص
٢٢٤٠ ص
٢٢٤١ ص
٢٢٤٢ ص
٢٢٤٣ ص
٢٢٤٤ ص
٢٢٤٥ ص
٢٢٤٦ ص
٢٢٤٧ ص
٢٢٤٨ ص
٢٢٤٩ ص
٢٢٥٠ ص
٢٢٥١ ص
٢٢٥٢ ص
٢٢٥٣ ص
٢٢٥٤ ص
٢٢٥٥ ص
٢٢٥٦ ص
٢٢٥٧ ص
٢٢٥٨ ص
٢٢٥٩ ص
٢٢٦٠ ص
٢٢٦١ ص
٢٢٦٢ ص
٢٢٦٣ ص
٢٢٦٤ ص
٢٢٦٥ ص
٢٢٦٦ ص
٢٢٦٧ ص
٢٢٦٨ ص
٢٢٦٩ ص
٢٢٧٠ ص
٢٢٧١ ص
٢٢٧٢ ص
٢٢٧٣ ص
٢٢٧٤ ص
٢٢٧٥ ص
٢٢٧٦ ص
٢٢٧٧ ص
٢٢٧٨ ص
٢٢٧٩ ص
٢٢٨٠ ص
٢٢٨١ ص
٢٢٨٢ ص
٢٢٨٣ ص
٢٢٨٤ ص
٢٢٨٥ ص
٢٢٨٦ ص
٢٢٨٧ ص
٢٢٨٨ ص
٢٢٨٩ ص
٢٢٩٠ ص
٢٢٩١ ص
٢٢٩٢ ص
٢٢٩٣ ص
٢٢٩٤ ص
٢٢٩٥ ص
٢٢٩٦ ص
٢٢٩٧ ص
٢٢٩٨ ص
٢٢٩٩ ص
٢٣٠٠ ص
٢٣٠١ ص
٢٣٠٢ ص
٢٣٠٣ ص
٢٣٠٤ ص
٢٣٠٥ ص
٢٣٠٦ ص
٢٣٠٧ ص
٢٣٠٨ ص
٢٣٠٩ ص
٢٣١٠ ص
٢٣١١ ص
٢٣١٢ ص
٢٣١٣ ص
٢٣١٤ ص
٢٣١٥ ص
٢٣١٦ ص
٢٣١٧ ص
٢٣١٨ ص
٢٣١٩ ص
٢٣٢٠ ص
٢٣٢١ ص
٢٣٢٢ ص
٢٣٢٣ ص
٢٣٢٤ ص
٢٣٢٥ ص
٢٣٢٦ ص
٢٣٢٧ ص
٢٣٢٨ ص
٢٣٢٩ ص
٢٣٣٠ ص
٢٣٣١ ص
٢٣٣٢ ص
٢٣٣٣ ص
٢٣٣٤ ص
٢٣٣٥ ص
٢٣٣٦ ص
٢٣٣٧ ص
٢٣٣٨ ص
٢٣٣٩ ص
٢٣٤٠ ص
٢٣٤١ ص
٢٣٤٢ ص
٢٣٤٣ ص
٢٣٤٤ ص
٢٣٤٥ ص
٢٣٤٦ ص
٢٣٤٧ ص
٢٣٤٨ ص
٢٣٤٩ ص
٢٣٥٠ ص
٢٣٥١ ص
٢٣٥٢ ص
٢٣٥٣ ص
٢٣٥٤ ص
٢٣٥٥ ص
٢٣٥٦ ص
٢٣٥٧ ص
٢٣٥٨ ص
٢٣٥٩ ص
٢٣٦٠ ص
٢٣٦١ ص
٢٣٦٢ ص
٢٣٦٣ ص
٢٣٦٤ ص
٢٣٦٥ ص
٢٣٦٦ ص
٢٣٦٧ ص
٢٣٦٨ ص
٢٣٦٩ ص
٢٣٧٠ ص
٢٣٧١ ص
٢٣٧٢ ص
٢٣٧٣ ص
٢٣٧٤ ص
٢٣٧٥ ص
٢٣٧٦ ص
٢٣٧٧ ص
٢٣٧٨ ص
٢٣٧٩ ص
٢٣٨٠ ص
٢٣٨١ ص
٢٣٨٢ ص
٢٣٨٣ ص
٢٣٨٤ ص
٢٣٨٥ ص
٢٣٨٦ ص
٢٣٨٧ ص
٢٣٨٨ ص
٢٣٨٩ ص
٢٣٩٠ ص
٢٣٩١ ص
٢٣٩٢ ص
٢٣٩٣ ص
٢٣٩٤ ص
٢٣٩٥ ص
٢٣٩٦ ص
٢٣٩٧ ص
٢٣٩٨ ص
٢٣٩٩ ص
٢٤٠٠ ص
٢٤٠١ ص
٢٤٠٢ ص
٢٤٠٣ ص
٢٤٠٤ ص
٢٤٠٥ ص
٢٤٠٦ ص
٢٤٠٧ ص
٢٤٠٨ ص
٢٤٠٩ ص
٢٤١٠ ص
٢٤١١ ص
٢٤١٢ ص
٢٤١٣ ص
٢٤١٤ ص
٢٤١٥ ص
٢٤١٦ ص
٢٤١٧ ص
٢٤١٨ ص
٢٤١٩ ص
٢٤٢٠ ص
٢٤٢١ ص
٢٤٢٢ ص
٢٤٢٣ ص
٢٤٢٤ ص
٢٤٢٥ ص
٢٤٢٦ ص
٢٤٢٧ ص
٢٤٢٨ ص
٢٤٢٩ ص
٢٤٣٠ ص
٢٤٣١ ص
٢٤٣٢ ص
٢٤٣٣ ص
٢٤٣٤ ص
٢٤٣٥ ص
٢٤٣٦ ص
٢٤٣٧ ص
٢٤٣٨ ص
٢٤٣٩ ص
٢٤٤٠ ص
٢٤٤١ ص
٢٤٤٢ ص
٢٤٤٣ ص
٢٤٤٤ ص
٢٤٤٥ ص
٢٤٤٦ ص
٢٤٤٧ ص
٢٤٤٨ ص
٢٤٤٩ ص
٢٤٥٠ ص
٢٤٥١ ص
٢٤٥٢ ص
٢٤٥٣ ص
٢٤٥٤ ص
٢٤٥٥ ص
٢٤٥٦ ص
٢٤٥٧ ص
٢٤٥٨ ص
٢٤٥٩ ص
٢٤٦٠ ص
٢٤٦١ ص
٢٤٦٢ ص
٢٤٦٣ ص
٢٤٦٤ ص
٢٤٦٥ ص
٢٤٦٦ ص
٢٤٦٧ ص
٢٤٦٨ ص
٢٤٦٩ ص
٢٤٧٠ ص
٢٤٧١ ص
٢٤٧٢ ص
٢٤٧٣ ص
٢٤٧٤ ص
٢٤٧٥ ص
٢٤٧٦ ص
٢٤٧٧ ص
٢٤٧٨ ص
٢٤٧٩ ص
٢٤٨٠ ص
٢٤٨١ ص
٢٤٨٢ ص
٢٤٨٣ ص
٢٤٨٤ ص
٢٤٨٥ ص
٢٤٨٦ ص
٢٤٨٧ ص
٢٤٨٨ ص
٢٤٨٩ ص
٢٤٩٠ ص
٢٤٩١ ص
٢٤٩٢ ص
٢٤٩٣ ص
٢٤٩٤ ص
٢٤٩٥ ص
٢٤٩٦ ص
٢٤٩٧ ص
٢٤٩٨ ص
٢٤٩٩ ص
٢٥٠٠ ص
٢٥٠١ ص
٢٥٠٢ ص
٢٥٠٣ ص
٢٥٠٤ ص
٢٥٠٥ ص
٢٥٠٦ ص
٢٥٠٧ ص
٢٥٠٨ ص
٢٥٠٩ ص
٢٥١٠ ص
٢٥١١ ص
٢٥١٢ ص
٢٥١٣ ص
٢٥١٤ ص
٢٥١٥ ص
٢٥١٦ ص
٢٥١٧ ص
٢٥١٨ ص
٢٥١٩ ص
٢٥٢٠ ص
٢٥٢١ ص
٢٥٢٢ ص
٢٥٢٣ ص
٢٥٢٤ ص
٢٥٢٥ ص
٢٥٢٦ ص
٢٥٢٧ ص
٢٥٢٨ ص
٢٥٢٩ ص
٢٥٣٠ ص
٢٥٣١ ص
٢٥٣٢ ص
٢٥٣٣ ص
٢٥٣٤ ص
٢٥٣٥ ص
٢٥٣٦ ص
٢٥٣٧ ص
٢٥٣٨ ص
٢٥٣٩ ص
٢٥٤٠ ص
٢٥٤١ ص
٢٥٤٢ ص
٢٥٤٣ ص
٢٥٤٤ ص
٢٥٤٥ ص
٢٥٤٦ ص
٢٥٤٧ ص
٢٥٤٨ ص
٢٥٤٩ ص
٢٥٥٠ ص
٢٥٥١ ص
٢٥٥٢ ص
٢٥٥٣ ص
٢٥٥٤ ص
٢٥٥٥ ص
٢٥٥٦ ص
٢٥٥٧ ص
٢٥٥٨ ص
٢٥٥٩ ص
٢٥٦٠ ص
٢٥٦١ ص
٢٥٦٢ ص
٢٥٦٣ ص
٢٥٦٤ ص
٢٥٦٥ ص
٢٥٦٦ ص
٢٥٦٧ ص
٢٥٦٨ ص
٢٥٦٩ ص
٢٥٧٠ ص
٢٥٧١ ص
٢٥٧٢ ص
٢٥٧٣ ص
٢٥٧٤ ص
٢٥٧٥ ص
٢٥٧٦ ص
٢٥٧٧ ص
٢٥٧٨ ص
٢٥٧٩ ص
٢٥٨٠ ص
٢٥٨١ ص
٢٥٨٢ ص
٢٥٨٣ ص
٢٥٨٤ ص
٢٥٨٥ ص
٢٥٨٦ ص
٢٥٨٧ ص
٢٥٨٨ ص
٢٥٨٩ ص
٢٥٩٠ ص
٢٥٩١ ص
٢٥٩٢ ص
٢٥٩٣ ص
٢٥٩٤ ص
٢٥٩٥ ص
٢٥٩٦ ص
٢٥٩٧ ص
٢٥٩٨ ص
٢٥٩٩ ص
٢٦٠٠ ص
٢٦٠١ ص
٢٦٠٢ ص
٢٦٠٣ ص
٢٦٠٤ ص
٢٦٠٥ ص
٢٦٠٦ ص
٢٦٠٧ ص
٢٦٠٨ ص
٢٦٠٩ ص
٢٦١٠ ص
٢٦١١ ص
٢٦١٢ ص
٢٦١٣ ص
٢٦١٤ ص
٢٦١٥ ص
٢٦١٦ ص
٢٦١٧ ص
٢٦١٨ ص
٢٦١٩ ص
٢٦٢٠ ص
٢٦٢١ ص
٢٦٢٢ ص
٢٦٢٣ ص
٢٦٢٤ ص
٢٦٢٥ ص
٢٦٢٦ ص
٢٦٢٧ ص
٢٦٢٨ ص
٢٦٢٩ ص
٢٦٣٠ ص
٢٦٣١ ص
٢٦٣٢ ص
٢٦٣٣ ص
٢٦٣٤ ص
٢٦٣٥ ص
٢٦٣٦ ص
٢٦٣٧ ص
٢٦٣٨ ص
٢٦٣٩ ص
٢٦٤٠ ص
٢٦٤١ ص
٢٦٤٢ ص
٢٦٤٣ ص
٢٦٤٤ ص
٢٦٤٥ ص
٢٦٤٦ ص
٢٦٤٧ ص
٢٦٤٨ ص
٢٦٤٩ ص
٢٦٥٠ ص
٢٦٥١ ص
٢٦٥٢ ص
٢٦٥٣ ص
٢٦٥٤ ص
٢٦٥٥ ص
٢٦٥٦ ص
٢٦٥٧ ص
٢٦٥٨ ص
٢٦٥٩ ص
٢٦٦٠ ص
٢٦٦١ ص
٢٦٦٢ ص
٢٦٦٣ ص
٢٦٦٤ ص
٢٦٦٥ ص
٢٦٦٦ ص
٢٦٦٧ ص
٢٦٦٨ ص
٢٦٦٩ ص
٢٦٧٠ ص
٢٦٧١ ص
٢٦٧٢ ص
٢٦٧٣ ص
٢٦٧٤ ص
٢٦٧٥ ص
٢٦٧٦ ص
٢٦٧٧ ص
٢٦٧٨ ص
٢٦٧٩ ص
٢٦٨٠ ص
٢٦٨١ ص
٢٦٨٢ ص
٢٦٨٣ ص
٢٦٨٤ ص
٢٦٨٥ ص
٢٦٨٦ ص
٢٦٨٧ ص
٢٦٨٨ ص
٢٦٨٩ ص
٢٦٩٠ ص
٢٦٩١ ص
٢٦٩٢ ص
٢٦٩٣ ص
٢٦٩٤ ص
٢٦٩٥ ص
٢٦٩٦ ص
٢٦٩٧ ص
٢٦٩٨ ص
٢٦٩٩ ص
٢٧٠٠ ص
٢٧٠١ ص
٢٧٠٢ ص
٢٧٠٣ ص
٢٧٠٤ ص
٢٧٠٥ ص
٢٧٠٦ ص
٢٧٠٧ ص
٢٧٠٨ ص
٢٧٠٩ ص
٢٧١٠ ص
٢٧١١ ص
٢٧١٢ ص
٢٧١٣ ص
٢٧١٤ ص
٢٧١٥ ص
٢٧١٦ ص
٢٧١٧ ص
٢٧١٨ ص
٢٧١٩ ص
٢٧٢٠ ص
٢٧٢١ ص
٢٧٢٢ ص
٢٧٢٣ ص
٢٧٢٤ ص
٢٧٢٥ ص
٢٧٢٦ ص
٢٧٢٧ ص
٢٧٢٨ ص
٢٧٢٩ ص
٢٧٣٠ ص
٢٧٣١ ص
٢٧٣٢ ص
٢٧٣٣ ص
٢٧٣٤ ص
٢٧٣٥ ص
٢٧٣٦ ص
٢٧٣٧ ص
٢٧٣٨ ص
٢٧٣٩ ص
٢٧٤٠ ص
٢٧٤١ ص
٢٧٤٢ ص
٢٧٤٣ ص
٢٧٤٤ ص
٢٧٤٥ ص
٢٧٤٦ ص
٢٧٤٧ ص
٢٧٤٨ ص
٢٧٤٩ ص
٢٧٥٠ ص
٢٧٥١ ص
٢٧٥٢ ص
٢٧٥٣ ص
٢٧٥٤ ص
٢٧٥٥ ص
٢٧٥٦ ص
٢٧٥٧ ص
٢٧٥٨ ص
٢٧٥٩ ص
٢٧٦٠ ص
٢٧٦١ ص
٢٧٦٢ ص
٢٧٦٣ ص
٢٧٦٤ ص
٢٧٦٥ ص
٢٧٦٦ ص
٢٧٦٧ ص
٢٧٦٨ ص
٢٧٦٩ ص
٢٧٧٠ ص
٢٧٧١ ص
٢٧٧٢ ص
٢٧٧٣ ص
٢٧٧٤ ص
٢٧٧٥ ص
٢٧٧٦ ص
٢٧٧٧ ص
٢٧٧٨ ص
٢٧٧٩ ص
٢٧٨٠ ص
٢٧٨١ ص
٢٧٨٢ ص
٢٧٨٣ ص
٢٧٨٤ ص
٢٧٨٥ ص
٢٧٨٦ ص
٢٧٨٧ ص
٢٧٨٨ ص
٢٧٨٩ ص
٢٧٩٠ ص
٢٧٩١ ص
٢٧٩٢ ص
٢٧٩٣ ص
٢٧٩٤ ص
٢٧٩٥ ص
٢٧٩٦ ص
٢٧٩٧ ص
٢٧٩٨ ص
٢٧٩٩ ص
٢٨٠٠ ص
٢٨٠١ ص
٢٨٠٢ ص
٢٨٠٣ ص
٢٨٠٤ ص
٢٨٠٥ ص
٢٨٠٦ ص
٢٨٠٧ ص
٢٨٠٨ ص
٢٨٠٩ ص
٢٨١٠ ص
٢٨١١ ص
٢٨١٢ ص
٢٨١٣ ص
٢٨١٤ ص
٢٨١٥ ص
٢٨١٦ ص
٢٨١٧ ص
٢٨١٨ ص
٢٨١٩ ص
٢٨٢٠ ص
٢٨٢١ ص
٢٨٢٢ ص
٢٨٢٣ ص
٢٨٢٤ ص
٢٨٢٥ ص
٢٨٢٦ ص
٢٨٢٧ ص
٢٨٢٨ ص
٢٨٢٩ ص
٢٨٣٠ ص
٢٨٣١ ص
٢٨٣٢ ص
٢٨٣٣ ص
٢٨٣٤ ص
٢٨٣٥ ص
٢٨٣٦ ص
٢٨٣٧ ص
٢٨٣٨ ص
٢٨٣٩ ص
٢٨٤٠ ص
٢٨٤١ ص
٢٨٤٢ ص
٢٨٤٣ ص
٢٨٤٤ ص
٢٨٤٥ ص
٢٨٤٦ ص
٢٨٤٧ ص
٢٨٤٨ ص
٢٨٤٩ ص
٢٨٥٠ ص
٢٨٥١ ص
٢٨٥٢ ص
٢٨٥٣ ص
٢٨٥٤ ص
٢٨٥٥ ص
٢٨٥٦ ص
٢٨٥٧ ص
٢٨٥٨ ص
٢٨٥٩ ص
٢٨٦٠ ص
٢٨٦١ ص
٢٨٦٢ ص
٢٨٦٣ ص
٢٨٦٤ ص
٢٨٦٥ ص
٢٨٦٦ ص
٢٨٦٧ ص
٢٨٦٨ ص
٢٨٦٩ ص
٢٨٧٠ ص
٢٨٧١ ص
٢٨٧٢ ص
٢٨٧٣ ص
٢٨٧٤ ص
٢٨٧٥ ص
٢٨٧٦ ص
٢٨٧٧ ص
٢٨٧٨ ص
٢٨٧٩ ص
٢٨٨٠ ص
٢٨٨١ ص
٢٨٨٢ ص
٢٨٨٣ ص
٢٨٨٤ ص
٢٨٨٥ ص
٢٨٨٦ ص
٢٨٨٧ ص
٢٨٨٨ ص
٢٨٨٩ ص
٢٨٩٠ ص
٢٨٩١ ص
٢٨٩٢ ص
٢٨٩٣ ص
٢٨٩٤ ص
٢٨٩٥ ص
٢٨٩٦ ص
٢٨٩٧ ص
٢٨٩٨ ص
٢٨٩٩ ص
٢٩٠٠ ص
٢٩٠١ ص
٢٩٠٢ ص
٢٩٠٣ ص
٢٩٠٤ ص
٢٩٠٥ ص
٢٩٠٦ ص
٢٩٠٧ ص
٢٩٠٨ ص
٢٩٠٩ ص
٢٩١٠ ص
٢٩١١ ص
٢٩١٢ ص
٢٩١٣ ص
٢٩١٤ ص
٢٩١٥ ص
٢٩١٦ ص
٢٩١٧ ص
٢٩١٨ ص
٢٩١٩ ص
٢٩٢٠ ص
٢٩٢١ ص
٢٩٢٢ ص
٢٩٢٣ ص
٢٩٢٤ ص
٢٩٢٥ ص
٢٩٢٦ ص
٢٩٢٧ ص
٢٩٢٨ ص
٢٩٢٩ ص
٢٩٣٠ ص
٢٩٣١ ص
٢٩٣٢ ص
٢٩٣٣ ص
٢٩٣٤ ص
٢٩٣٥ ص
٢٩٣٦ ص
٢٩٣٧ ص
٢٩٣٨ ص
٢٩٣٩ ص
٢٩٤٠ ص
٢٩٤١ ص
٢٩٤٢ ص
٢٩٤٣ ص
٢٩٤٤ ص
٢٩٤٥ ص
٢٩٤٦ ص
٢٩٤٧ ص
٢٩٤٨ ص
٢٩٤٩ ص
٢٩٥٠ ص
٢٩٥١ ص
٢٩٥٢ ص
٢٩٥٣ ص
٢٩٥٤ ص
٢٩٥٥ ص
٢٩٥٦ ص
٢٩٥٧ ص
٢٩٥٨ ص
٢٩٥٩ ص
٢٩٦٠ ص
٢٩٦١ ص
٢٩٦٢ ص
٢٩٦٣ ص
٢٩٦٤ ص
٢٩٦٥ ص
٢٩٦٦ ص
٢٩٦٧ ص
٢٩٦٨ ص
٢٩٦٩ ص
٢٩٧٠ ص
٢٩٧١ ص
٢٩٧٢ ص
٢٩٧٣ ص
٢٩٧٤ ص
٢٩٧٥ ص
٢٩٧٦ ص
٢٩٧٧ ص
٢٩٧٨ ص
٢٩٧٩ ص
٢٩٨٠ ص
٢٩٨١ ص
٢٩٨٢ ص
٢٩٨٣ ص
٢٩٨٤ ص
٢٩٨٥ ص
٢٩٨٦ ص
٢٩٨٧ ص
٢٩٨٨ ص
٢٩٨٩ ص
٢٩٩٠ ص
٢٩٩١ ص
٢٩٩٢ ص
٢٩٩٣ ص
٢٩٩٤ ص
٢٩٩٥ ص
٢٩٩٦ ص
٢٩٩٧ ص
٢٩٩٨ ص
٢٩٩٩ ص
٣٠٠٠ ص
٣٠٠١ ص
٣٠٠٢ ص
٣٠٠٣ ص
٣٠٠٤ ص
٣٠٠٥ ص
٣٠٠٦ ص
٣٠٠٧ ص
٣٠٠٨ ص
٣٠٠٩ ص
٣٠١٠ ص
٣٠١١ ص
٣٠١٢ ص
٣٠١٣ ص
٣٠١٤ ص
٣٠١٥ ص
٣٠١٦ ص
٣٠١٧ ص
٣٠١٨ ص
٣٠١٩ ص
٣٠٢٠ ص
٣٠٢١ ص
٣٠٢٢ ص
٣٠٢٣ ص
٣٠٢٤ ص
٣٠٢٥ ص
٣٠٢٦ ص
٣٠٢٧ ص
٣٠٢٨ ص
٣٠٢٩ ص
٣٠٣٠ ص
٣٠٣١ ص
٣٠٣٢ ص
٣٠٣٣ ص
٣٠٣٤ ص
٣٠٣٥ ص
٣٠٣٦ ص
٣٠٣٧ ص
٣٠٣٨ ص
٣٠٣٩ ص
٣٠٤٠ ص
٣٠٤١ ص
٣٠٤٢ ص
٣٠٤٣ ص
٣٠٤٤ ص
٣٠٤٥ ص
٣٠٤٦ ص
٣٠٤٧ ص
٣٠٤٨ ص
٣٠٤٩ ص
٣٠٥٠ ص
٣٠٥١ ص
٣٠٥٢ ص
٣٠٥٣ ص
٣٠٥٤ ص
٣٠٥٥ ص
٣٠٥٦ ص
٣٠٥٧ ص
٣٠٥٨ ص
٣٠٥٩ ص
٣٠٦٠ ص
٣٠٦١ ص
٣٠٦٢ ص
٣٠٦٣ ص
٣٠٦٤ ص
٣٠٦٥ ص
٣٠٦٦ ص
٣٠٦٧ ص
٣٠٦٨ ص
٣٠٦٩ ص
٣٠٧٠ ص
٣٠٧١ ص
٣٠٧٢ ص
٣٠٧٣ ص
٣٠٧٤ ص
٣٠٧٥ ص
٣٠٧٦ ص
٣٠٧٧ ص
٣٠٧٨ ص
٣٠٧٩ ص
٣٠٨٠ ص
٣٠٨١ ص
٣٠٨٢ ص
٣٠٨٣ ص
٣٠٨٤ ص
٣٠٨٥ ص
٣٠٨٦ ص
٣٠٨٧ ص
٣٠٨٨ ص
٣٠٨٩ ص
٣٠٩٠ ص
٣٠٩١ ص
٣٠٩٢ ص
٣٠٩٣ ص
٣٠٩٤ ص
٣٠٩٥ ص
٣٠٩٦ ص
٣٠٩٧ ص
٣٠٩٨ ص
٣٠٩٩ ص
٣١٠٠ ص
٣١٠١ ص
٣١٠٢ ص
٣١٠٣ ص
٣١٠٤ ص
٣١٠٥ ص
٣١٠٦ ص
٣١٠٧ ص
٣١٠٨ ص
٣١٠٩ ص
٣١١٠ ص
٣١١١ ص
٣١١٢ ص
٣١١٣ ص
٣١١٤ ص
٣١١٥ ص
٣١١٦ ص
٣١١٧ ص
٣١١٨ ص
٣١١٩ ص
٣١٢٠ ص
٣١٢١ ص
٣١٢٢ ص
٣١٢٣ ص
٣١٢٤ ص
٣١٢٥ ص
٣١٢٦ ص
٣١٢٧ ص
٣١٢٨ ص
٣١٢٩ ص
٣١٣٠ ص
٣١٣١ ص
٣١٣٢ ص
٣١٣٣ ص
٣١٣٤ ص
٣١٣٥ ص
٣١٣٦ ص
٣١٣٧ ص
٣١٣٨ ص
٣١٣٩ ص
٣١٤٠ ص
٣١٤١ ص
٣١٤٢ ص
٣١٤٣ ص
٣١٤٤ ص
٣١٤٥ ص
٣١٤٦ ص
٣١٤٧ ص
٣١٤٨ ص
٣١٤٩ ص
٣١٥٠ ص
٣١٥١ ص
٣١٥٢ ص
٣١٥٣ ص
٣١٥٤ ص
٣١٥٥ ص
٣١٥٦ ص
٣١٥٧ ص
٣١٥٨ ص
٣١٥٩ ص
٣١٦٠ ص
٣١٦١ ص
٣١٦٢ ص
٣١٦٣ ص
٣١٦٤ ص
٣١٦٥ ص
٣١٦٦ ص
٣١٦٧ ص
٣١٦٨ ص
٣١٦٩ ص
٣١٧٠ ص
٣١٧١ ص
٣١٧٢ ص
٣١٧٣ ص
٣١٧٤ ص
٣١٧٥ ص
٣١٧٦ ص
٣١٧٧ ص
٣١٧٨ ص
٣١٧٩ ص
٣١٨٠ ص
٣١٨١ ص
٣١٨٢ ص
٣١٨٣ ص
٣١٨٤ ص
٣١٨٥ ص
٣١٨٦ ص
٣١٨٧ ص
٣١٨٨ ص
٣١٨٩ ص
٣١٩٠ ص
٣١٩١ ص
٣١٩٢ ص
٣١٩٣ ص
٣١٩٤ ص
٣١٩٥ ص
٣١٩٦ ص
٣١٩٧ ص
٣١٩٨ ص
٣١٩٩ ص
٣٢٠٠ ص
٣٢٠١ ص
٣٢٠٢ ص
٣٢٠٣ ص
٣٢٠٤ ص
٣٢٠٥ ص
٣٢٠٦ ص
٣٢٠٧ ص
٣٢٠٨ ص
٣٢٠٩ ص
٣٢١٠ ص
٣٢١١ ص
٣٢١٢ ص
٣٢١٣ ص
٣٢١٤ ص
٣٢١٥ ص
٣٢١٦ ص
٣٢١٧ ص
٣٢١٨ ص
٣٢١٩ ص
٣٢٢٠ ص
٣٢٢١ ص
٣٢٢٢ ص
٣٢٢٣ ص
٣٢٢٤ ص
٣٢٢٥ ص
٣٢٢٦ ص
٣٢٢٧ ص
٣٢٢٨ ص
٣٢٢٩ ص
٣٢٣٠ ص
٣٢٣١ ص
٣٢٣٢ ص
٣٢٣٣ ص
٣٢٣٤ ص
٣٢٣٥ ص
٣٢٣٦ ص
٣٢٣٧ ص
٣٢٣٨ ص
٣٢٣٩ ص
٣٢٤٠ ص
٣٢٤١ ص
٣٢٤٢ ص
٣٢٤٣ ص
٣٢٤٤ ص
٣٢٤٥ ص
٣٢٤٦ ص
٣٢٤٧ ص
٣٢٤٨ ص
٣٢٤٩ ص
٣٢٥٠ ص
٣٢٥١ ص
٣٢٥٢ ص
٣٢٥٣ ص
٣٢٥٤ ص
٣٢٥٥ ص
٣٢٥٦ ص
٣٢٥٧ ص
٣٢٥٨ ص
٣٢٥٩ ص
٣٢٦٠ ص
٣٢٦١ ص
٣٢٦٢ ص
٣٢٦٣ ص
٣٢٦٤ ص
٣٢٦٥ ص
٣٢٦٦ ص
٣٢٦٧ ص
٣٢٦٨ ص
٣٢٦٩ ص
٣٢٧٠ ص
٣٢٧١ ص
٣٢٧٢ ص
٣٢٧٣ ص
٣٢٧٤ ص
٣٢٧٥ ص
٣٢٧٦ ص
٣٢٧٧ ص
٣٢٧٨ ص
٣٢٧٩ ص
٣٢٨٠ ص
٣٢٨١ ص
٣٢٨٢ ص
٣٢٨٣ ص
٣٢٨٤ ص
٣٢٨٥ ص
٣٢٨٦ ص
٣٢٨٧ ص
٣٢٨٨ ص
٣٢٨٩ ص
٣٢٩٠ ص
٣٢٩١ ص
٣٢٩٢ ص
٣٢٩٣ ص
٣٢٩٤ ص
٣٢٩٥ ص
٣٢٩٦ ص
٣٢٩٧ ص
٣٢٩٨ ص
٣٢٩٩ ص
٣٣٠٠ ص
٣٣٠١ ص
٣٣٠٢ ص
٣٣٠٣ ص
٣٣٠٤ ص
٣٣٠٥ ص
٣٣٠٦ ص
٣٣٠٧ ص
٣٣٠٨ ص
٣٣٠٩ ص
٣٣١٠ ص
٣٣١١ ص
٣٣١٢ ص
٣٣١٣ ص
٣٣١٤ ص
٣٣١٥ ص
٣٣١٦ ص
٣٣١٧ ص
٣٣١٨ ص
٣٣١٩ ص
٣٣٢٠ ص
٣٣٢١ ص
٣٣٢٢ ص
٣٣٢٣ ص
٣٣٢٤ ص
٣٣٢٥ ص
٣٣٢٦ ص
٣٣٢٧ ص
٣٣٢٨ ص
٣٣٢٩ ص
٣٣٣٠ ص
٣٣٣١ ص
٣٣٣٢ ص
٣٣٣٣ ص
٣٣٣٤ ص
٣٣٣٥ ص
٣٣٣٦ ص
٣٣٣٧ ص
٣٣٣٨ ص
٣٣٣٩ ص
٣٣٤٠ ص
٣٣٤١ ص
٣٣٤٢ ص
٣٣٤٣ ص
٣٣٤٤ ص
٣٣٤٥ ص
٣٣٤٦ ص
٣٣٤٧ ص
٣٣٤٨ ص
٣٣٤٩ ص
٣٣٥٠ ص
٣٣٥١ ص
٣٣٥٢ ص
٣٣٥٣ ص
٣٣٥٤ ص
٣٣٥٥ ص
٣٣٥٦ ص
٣٣٥٧ ص
٣٣٥٨ ص
٣٣٥٩ ص
٣٣٦٠ ص
٣٣٦١ ص
٣٣٦٢ ص
٣٣٦٣ ص
٣٣٦٤ ص
٣٣٦٥ ص
٣٣٦٦ ص
٣٣٦٧ ص
٣٣٦٨ ص
٣٣٦٩ ص
٣٣٧٠ ص
٣٣٧١ ص
٣٣٧٢ ص
٣٣٧٣ ص
٣٣٧٤ ص
٣٣٧٥ ص
٣٣٧٦ ص
٣٣٧٧ ص
٣٣٧٨ ص
٣٣٧٩ ص
٣٣٨٠ ص
٣٣٨١ ص
٣٣٨٢ ص
٣٣٨٣ ص
٣٣٨٤ ص
٣٣٨٥ ص
٣٣٨٦ ص
٣٣٨٧ ص
٣٣٨٨ ص
٣٣٨٩ ص
٣٣٩٠ ص
٣٣٩١ ص
٣٣٩٢ ص
٣٣٩٣ ص
٣٣٩٤ ص
٣٣٩٥ ص
٣٣٩٦ ص
٣٣٩٧ ص
٣٣٩٨ ص
٣٣٩٩ ص
٣٤٠٠ ص
٣٤٠١ ص
٣٤٠٢ ص
٣٤٠٣ ص
٣٤٠٤ ص
٣٤٠٥ ص
٣٤٠٦ ص
٣٤٠٧ ص
٣٤٠٨ ص
٣٤٠٩ ص
٣٤١٠ ص
٣٤١١ ص
٣٤١٢ ص
٣٤١٣ ص
٣٤١٤ ص
٣٤١٥ ص
٣٤١٦ ص
٣٤١٧ ص
٣٤١٨ ص
٣٤١٩ ص
٣٤٢٠ ص
٣٤٢١ ص
٣٤٢٢ ص
٣٤٢٣ ص
٣٤٢٤ ص
٣٤٢٥ ص
٣٤٢٦ ص
٣٤٢٧ ص
٣٤٢٨ ص
٣٤٢٩ ص
٣٤٣٠ ص
٣٤٣١ ص
٣٤٣٢ ص
٣٤٣٣ ص
٣٤٣٤ ص
٣٤٣٥ ص
٣٤٣٦ ص
٣٤٣٧ ص
٣٤٣٨ ص
٣٤٣٩ ص
٣٤٤٠ ص
٣٤٤١ ص
٣٤٤٢ ص
٣٤٤٣ ص
٣٤٤٤ ص
٣٤٤٥ ص
٣٤٤٦ ص
٣٤٤٧ ص
٣٤٤٨ ص
٣٤٤٩ ص
٣٤٥٠ ص
٣٤٥١ ص
٣٤٥٢ ص
٣٤٥٣ ص
٣٤٥٤ ص
٣٤٥٥ ص
٣٤٥٦ ص
٣٤٥٧ ص
٣٤٥٨ ص
٣٤٥٩ ص
٣٤٦٠ ص
٣٤٦١ ص
٣٤٦٢ ص
٣٤٦٣ ص
٣٤٦٤ ص
٣٤٦٥ ص
٣٤٦٦ ص
٣٤٦٧ ص
٣٤٦٨ ص
٣٤٦٩ ص
٣٤٧٠ ص
٣٤٧١ ص
٣٤٧٢ ص
٣٤٧٣ ص
٣٤٧٤ ص
٣٤٧٥ ص
٣٤٧٦ ص
٣٤٧٧ ص
٣٤٧٨ ص
٣٤٧٩ ص
٣٤٨٠ ص
٣٤٨١ ص
٣٤٨٢ ص
٣٤٨٣ ص
٣٤٨٤ ص
٣٤٨٥ ص
٣٤٨٦ ص
٣٤٨٧ ص
٣٤٨٨ ص
٣٤٨٩ ص
٣٤٩٠ ص
٣٤٩١ ص
٣٤٩٢ ص
٣٤٩٣ ص
٣٤٩٤ ص
٣٤٩٥ ص
٣٤٩٦ ص
٣٤٩٧ ص
٣٤٩٨ ص
٣٤٩٩ ص
٣٥٠٠ ص
٣٥٠١ ص
٣٥٠٢ ص
٣٥٠٣ ص
٣٥٠٤ ص
٣٥٠٥ ص
٣٥٠٦ ص
٣٥٠٧ ص
٣٥٠٨ ص
٣٥٠٩ ص
٣٥١٠ ص
٣٥١١ ص
٣٥١٢ ص
٣٥١٣ ص
٣٥١٤ ص
٣٥١٥ ص
٣٥١٦ ص
٣٥١٧ ص
٣٥١٨ ص
٣٥١٩ ص
٣٥٢٠ ص
٣٥٢١ ص
٣٥٢٢ ص
٣٥٢٣ ص
٣٥٢٤ ص
٣٥٢٥ ص
٣٥٢٦ ص
٣٥٢٧ ص
٣٥٢٨ ص
٣٥٢٩ ص
٣٥٣٠ ص
٣٥٣١ ص
٣٥٣٢ ص
٣٥٣٣ ص
٣٥٣٤ ص
٣٥٣٥ ص
٣٥٣٦ ص
٣٥٣٧ ص
٣٥٣٨ ص
٣٥٣٩ ص
٣٥٤٠ ص
٣٥٤١ ص
٣٥٤٢ ص
٣٥٤٣ ص
٣٥٤٤ ص
٣٥٤٥ ص
٣٥٤٦ ص
٣٥٤٧ ص
٣٥٤٨ ص
٣٥٤٩ ص
٣٥٥٠ ص
٣٥٥١ ص
٣٥٥٢ ص
٣٥٥٣ ص
٣٥٥٤ ص
٣٥٥٥ ص
٣٥٥٦ ص
٣٥٥٧ ص
٣٥٥٨ ص
٣٥٥٩ ص
٣٥٦٠ ص
٣٥٦١ ص
٣٥٦٢ ص
٣٥٦٣ ص
٣٥٦٤ ص
٣٥٦٥ ص
٣٥٦٦ ص
٣٥٦٧ ص
٣٥٦٨ ص
٣٥٦٩ ص
٣٥٧٠ ص
٣٥٧١ ص
٣٥٧٢ ص
٣٥٧٣ ص
٣٥٧٤ ص
٣٥٧٥ ص
٣٥٧٦ ص
٣٥٧٧ ص
٣٥٧٨ ص
٣٥٧٩ ص
٣٥٨٠ ص
٣٥٨١ ص
٣٥٨٢ ص
٣٥٨٣ ص
٣٥٨٤ ص
٣٥٨٥ ص
٣٥٨٦ ص
٣٥٨٧ ص
٣٥٨٨ ص
٣٥٨٩ ص
٣٥٩٠ ص
٣٥٩١ ص
٣٥٩٢ ص
٣٥٩٣ ص
٣٥٩٤ ص
٣٥٩٥ ص
٣٥٩٦ ص
٣٥٩٧ ص
٣٥٩٨ ص
٣٥٩٩ ص
٣٦٠٠ ص
٣٦٠١ ص
٣٦٠٢ ص
٣٦٠٣ ص
٣٦٠٤ ص
٣٦٠٥ ص
٣٦٠٦ ص
٣٦٠٧ ص
٣٦٠٨ ص
٣٦٠٩ ص
٣٦١٠ ص
٣٦١١ ص
٣٦١٢ ص
٣٦١٣ ص
٣٦١٤ ص
٣٦١٥ ص
٣٦١٦ ص
٣٦١٧ ص
٣٦١٨ ص
٣٦١٩ ص
٣٦٢٠ ص
٣٦٢١ ص
٣٦٢٢ ص
٣٦٢٣ ص
٣٦٢٤ ص
٣٦٢٥ ص
٣٦٢٦ ص
٣٦٢٧ ص
٣٦٢٨ ص
٣٦٢٩ ص
٣٦٣٠ ص
٣٦٣١ ص
٣٦٣٢ ص
٣٦٣٣ ص
٣٦٣٤ ص
٣٦٣٥ ص
٣٦٣٦ ص
٣٦٣٧ ص
٣٦٣٨ ص
٣٦٣٩ ص
٣٦٤٠ ص
٣٦٤١ ص
٣٦٤٢ ص
٣٦٤٣ ص
٣٦٤٤ ص
٣٦٤٥ ص
٣٦٤٦ ص
٣٦٤٧ ص
٣٦٤٨ ص
٣٦٤٩ ص
٣٦٥٠ ص
٣٦٥١ ص
٣٦٥٢ ص
٣٦٥٣ ص
٣٦٥٤ ص
٣٦٥٥ ص
٣٦٥٦ ص
٣٦٥٧ ص
٣٦٥٨ ص
٣٦٥٩ ص
٣٦٦٠ ص
٣٦٦١ ص
٣٦٦٢ ص
٣٦٦٣ ص
٣٦٦٤ ص
٣٦٦٥ ص
٣٦٦٦ ص
٣٦٦٧ ص
٣٦٦٨ ص
٣٦٦٩ ص
٣٦٧٠ ص
٣٦٧١ ص
٣٦٧٢ ص
٣٦٧٣ ص
٣٦٧٤ ص
٣٦٧٥ ص
٣٦٧٦ ص
٣٦٧٧ ص
٣٦٧٨ ص
٣٦٧٩ ص
٣٦٨٠ ص
٣٦٨١ ص
٣٦٨٢ ص
٣٦٨٣ ص
٣٦٨٤ ص
٣٦٨٥ ص
٣٦٨٦ ص
٣٦٨٧ ص
٣٦٨٨ ص
٣٦٨٩ ص
٣٦٩٠ ص
٣٦٩١ ص
٣٦٩٢ ص
٣٦٩٣ ص
٣٦٩٤ ص
٣٦٩٥ ص
٣٦٩٦ ص
٣٦٩٧ ص
٣٦٩٨ ص
٣٦٩٩ ص
٣٧٠٠ ص
٣٧٠١ ص
٣٧٠٢ ص
٣٧٠٣ ص
٣٧٠٤ ص
٣٧٠٥ ص
٣٧٠٦ ص
٣٧٠٧ ص
٣٧٠٨ ص
٣٧٠٩ ص
٣٧١٠ ص
٣٧١١ ص
٣٧١٢ ص
٣٧١٣ ص
٣٧١٤ ص
٣٧١٥ ص
٣٧١٦ ص
٣٧١٧ ص
٣٧١٨ ص
٣٧١٩ ص
٣٧٢٠ ص
٣٧٢١ ص
٣٧٢٢ ص
٣٧٢٣ ص
٣٧٢٤ ص
٣٧٢٥ ص
٣٧٢٦ ص
٣٧٢٧ ص
٣٧٢٨ ص
٣٧٢٩ ص
٣٧٣٠ ص
٣٧٣١ ص
٣٧٣٢ ص
٣٧٣٣ ص
٣٧٣٤ ص
٣٧٣٥ ص
٣٧٣٦ ص
٣٧٣٧ ص
٣٧٣٨ ص
٣٧٣٩ ص
٣٧٤٠ ص
٣٧٤١ ص
٣٧٤٢ ص
٣٧٤٣ ص
٣٧٤٤ ص
٣٧٤٥ ص
٣٧٤٦ ص
٣٧٤٧ ص
٣٧٤٨ ص
٣٧٤٩ ص
٣٧٥٠ ص
٣٧٥١ ص
٣٧٥٢ ص
٣٧٥٣ ص
٣٧٥٤ ص
٣٧٥٥ ص
٣٧٥٦ ص
٣٧٥٧ ص
٣٧٥٨ ص
٣٧٥٩ ص
٣٧٦٠ ص
٣٧٦١ ص
٣٧٦٢ ص
٣٧٦٣ ص
٣٧٦٤ ص
٣٧٦٥ ص
٣٧٦٦ ص
٣٧٦٧ ص
٣٧٦٨ ص
٣٧٦٩ ص
٣٧٧٠ ص
٣٧٧١ ص
٣٧٧٢ ص
٣٧٧٣ ص
٣٧٧٤ ص
٣٧٧٥ ص
٣٧٧٦ ص
٣٧٧٧ ص
٣٧٧٨ ص
٣٧٧٩ ص
٣٧٨٠ ص
٣٧٨١ ص
٣٧٨٢ ص
٣٧٨٣ ص
٣٧٨٤ ص
٣٧٨٥ ص
٣٧٨٦ ص
٣٧٨٧ ص
٣٧٨٨ ص
٣٧٨٩ ص
٣٧٩٠ ص
٣٧٩١ ص
٣٧٩٢ ص
٣٧٩٣ ص
٣٧٩٤ ص
٣٧٩٥ ص
٣٧٩٦ ص
٣٧٩٧ ص
٣٧٩٨ ص
٣٧٩٩ ص
٣٨٠٠ ص
٣٨٠١ ص
٣٨٠٢ ص
٣٨٠٣ ص
٣٨٠٤ ص
٣٨٠٥ ص
٣٨٠٦ ص
٣٨٠٧ ص
٣٨٠٨ ص
٣٨٠٩ ص
٣٨١٠ ص
٣٨١١ ص
٣٨١٢ ص
٣٨١٣ ص
٣٨١٤ ص
٣٨١٥ ص
٣٨١٦ ص
٣٨١٧ ص
٣٨١٨ ص
٣٨١٩ ص
٣٨٢٠ ص
٣٨٢١ ص
٣٨٢٢ ص
٣٨٢٣ ص
٣٨٢٤ ص
٣٨٢٥ ص
٣٨٢٦ ص
٣٨٢٧ ص
٣٨٢٨ ص
٣٨٢٩ ص
٣٨٣٠ ص
٣٨٣١ ص
٣٨٣٢ ص
٣٨٣٣ ص
٣٨٣٤ ص
٣٨٣٥ ص
٣٨٣٦ ص
٣٨٣٧ ص
٣٨٣٨ ص
٣٨٣٩ ص
٣٨٤٠ ص
٣٨٤١ ص
٣٨٤٢ ص
٣٨٤٣ ص
٣٨٤٤ ص
٣٨٤٥ ص
٣٨٤٦ ص
٣٨٤٧ ص
٣٨٤٨ ص
٣٨٤٩ ص
٣٨٥٠ ص
٣٨٥١ ص
٣٨٥٢ ص
٣٨٥٣ ص
٣٨٥٤ ص
٣٨٥٥ ص
٣٨٥٦ ص
٣٨٥٧ ص
٣٨٥٨ ص
٣٨٥٩ ص
٣٨٦٠ ص
٣٨٦١ ص
٣٨٦٢ ص
٣٨٦٣ ص
٣٨٦٤ ص
٣٨٦٥ ص
٣٨٦٦ ص
٣٨٦٧ ص
٣٨٦٨ ص
٣٨٦٩ ص
٣٨٧٠ ص
٣٨٧١ ص
٣٨٧٢ ص
٣٨٧٣ ص
٣٨٧٤ ص
٣٨٧٥ ص
٣٨٧٦ ص
٣٨٧٧ ص
٣٨٧٨ ص
٣٨٧٩ ص
٣٨٨٠ ص
٣٨٨١ ص
٣٨٨٢ ص
٣٨٨٣ ص
٣٨٨٤ ص
٣٨٨٥ ص
٣٨٨٦ ص
٣٨٨٧ ص
٣٨٨٨ ص
٣٨٨٩ ص
٣٨٩٠ ص
٣٨٩١ ص
٣٨٩٢ ص
٣٨٩٣ ص
٣٨٩٤ ص
٣٨٩٥ ص
٣٨٩٦ ص
٣٨٩٧ ص
٣٨٩٨ ص
٣٨٩٩ ص
٣٩٠٠ ص
٣٩٠١ ص
٣٩٠٢ ص
٣٩٠٣ ص
٣٩٠٤ ص
٣٩٠٥ ص
٣٩٠٦ ص
٣٩٠٧ ص
٣٩٠٨ ص
٣٩٠٩ ص
٣٩١٠ ص
٣٩١١ ص
٣٩١٢ ص
٣٩١٣ ص
٣٩١٤ ص
٣٩١٥ ص
٣٩١٦ ص
٣٩١٧ ص
٣٩١٨ ص
٣٩١٩ ص
٣٩٢٠ ص
٣٩٢١ ص
٣٩٢٢ ص
٣٩٢٣ ص
٣٩٢٤ ص
٣٩٢٥ ص
٣٩٢٦ ص
٣٩٢٧ ص
٣٩٢٨ ص
٣٩٢٩ ص
٣٩٣٠ ص
٣٩٣١ ص
٣٩٣٢ ص
٣٩٣٣ ص
٣٩٣٤ ص
٣٩٣٥ ص
٣٩٣٦ ص
٣٩٣٧ ص
٣٩٣٨ ص
٣٩٣٩ ص
٣٩٤٠ ص
٣٩٤١ ص
٣٩٤٢ ص
٣٩٤٣ ص
٣٩٤٤ ص
٣٩٤٥ ص
٣٩٤٦ ص
٣٩٤٧ ص
٣٩٤٨ ص
٣٩٤٩ ص
٣٩٥٠ ص
٣٩٥١ ص
٣٩٥٢ ص
٣٩٥٣ ص
٣٩٥٤ ص
٣٩٥٥ ص
٣٩٥٦ ص
٣٩٥٧ ص
٣٩٥٨ ص
٣٩٥٩ ص
٣٩٦٠ ص
٣٩٦١ ص
٣٩٦٢ ص
٣٩٦٣ ص
٣٩٦٤ ص
٣٩٦٥ ص
٣٩٦٦ ص
٣٩٦٧ ص
٣٩٦٨ ص
٣٩٦٩ ص
٣٩٧٠ ص
٣٩٧١ ص
٣٩٧٢ ص
٣٩٧٣ ص
٣٩٧٤ ص
٣٩٧٥ ص
٣٩٧٦ ص
٣٩٧٧ ص
٣٩٧٨ ص
٣٩٧٩ ص
٣٩٨٠ ص
٣٩٨١ ص
٣٩٨٢ ص
٣٩٨٣ ص
٣٩٨٤ ص
٣٩٨٥ ص
٣٩٨٦ ص
٣٩٨٧ ص
٣٩٨٨ ص
٣٩٨٩ ص
٣٩٩٠ ص
٣٩٩١ ص
٣٩٩٢ ص
٣٩٩٣ ص
٣٩٩٤ ص
٣٩٩٥ ص
٣٩٩٦ ص
٣٩٩٧ ص
٣٩٩٨ ص
٣٩٩٩ ص
٤٠٠٠ ص
٤٠٠١ ص
٤٠٠٢ ص
٤٠٠٣ ص
٤٠٠٤ ص
٤٠٠٥ ص
٤٠٠٦ ص
٤٠٠٧ ص
٤٠٠٨ ص
٤٠٠٩ ص
٤٠١٠ ص
٤٠١١ ص
٤٠١٢ ص
٤٠١٣ ص
٤٠١٤ ص
٤٠١٥ ص
٤٠١٦ ص
٤٠١٧ ص
٤٠١٨ ص
٤٠١٩ ص
٤٠٢٠ ص
٤٠٢١ ص
٤٠٢٢ ص
٤٠٢٣ ص
٤٠٢٤ ص
٤٠٢٥ ص
٤٠٢٦ ص
٤٠٢٧ ص
٤٠٢٨ ص
٤٠٢٩ ص
٤٠٣٠ ص
٤٠٣١ ص
٤٠٣٢ ص
٤٠٣٣ ص
٤٠٣٤ ص
٤٠٣٥ ص
٤٠٣٦ ص
٤٠٣٧ ص
٤٠٣٨ ص
٤٠٣٩ ص
٤٠٤٠ ص
٤٠٤١ ص
٤٠٤٢ ص
٤٠٤٣ ص
٤٠٤٤ ص
٤٠٤٥ ص
٤٠٤٦ ص
٤٠٤٧ ص
٤٠٤٨ ص
٤٠٤٩ ص
٤٠٥٠ ص
٤٠٥١ ص
٤٠٥٢ ص
٤٠٥٣ ص
٤٠٥٤ ص
٤٠٥٥ ص
٤٠٥٦ ص
٤٠٥٧ ص
٤٠٥٨ ص
٤٠٥٩ ص
٤٠٦٠ ص
٤٠٦١ ص
٤٠٦٢ ص
٤٠٦٣ ص
٤٠٦٤ ص
٤٠٦٥ ص
٤٠٦٦ ص
٤٠٦٧ ص
٤٠٦٨ ص
٤٠٦٩ ص
٤٠٧٠ ص
٤٠٧١ ص
٤٠٧٢ ص
٤٠٧٣ ص
٤٠٧٤ ص
٤٠٧٥ ص
٤٠٧٦ ص
٤٠٧٧ ص
٤٠٧٨ ص
٤٠٧٩ ص
٤٠٨٠ ص
٤٠٨١ ص
٤٠٨٢ ص
٤٠٨٣ ص
٤٠٨٤ ص
٤٠٨٥ ص
٤٠٨٦ ص
٤٠٨٧ ص
٤٠٨٨ ص
٤٠٨٩ ص
٤٠٩٠ ص
٤٠٩١ ص
٤٠٩٢ ص
٤٠٩٣ ص
٤٠٩٤ ص
٤٠٩٥ ص
٤٠٩٦ ص
٤٠٩٧ ص
٤٠٩٨ ص
٤٠٩٩ ص
٤١٠٠ ص
٤١٠١ ص
٤١٠٢ ص
٤١٠٣ ص
٤١٠٤ ص
٤١٠٥ ص
٤١٠٦ ص
٤١٠٧ ص
٤١٠٨ ص
٤١٠٩ ص
٤١١٠ ص
٤١١١ ص
٤١١٢ ص
٤١١٣ ص
٤١١٤ ص
٤١١٥ ص
٤١١٦ ص
٤١١٧ ص
٤١١٨ ص
٤١١٩ ص
٤١٢٠ ص
٤١٢١ ص
٤١٢٢ ص
٤١٢٣ ص
٤١٢٤ ص
٤١٢٥ ص
٤١٢٦ ص
٤١٢٧ ص
٤١٢٨ ص
٤١٢٩ ص
٤١٣٠ ص
٤١٣١ ص
٤١٣٢ ص
٤١٣٣ ص
٤١٣٤ ص
٤١٣٥ ص
٤١٣٦ ص
٤١٣٧ ص
٤١٣٨ ص
٤١٣٩ ص
٤١٤٠ ص
٤١٤١ ص
٤١٤٢ ص
٤١٤٣ ص
٤١٤٤ ص
٤١٤٥ ص
٤١٤٦ ص
٤١٤٧ ص
٤١٤٨ ص
٤١٤٩ ص
٤١٥٠ ص
٤١٥١ ص
٤١٥٢ ص
٤١٥٣ ص
٤١٥٤ ص
٤١٥٥ ص
٤١٥٦ ص
٤١٥٧ ص
٤١٥٨ ص
٤١٥٩ ص
٤١٦٠ ص
٤١٦١ ص
٤١٦٢ ص
٤١٦٣ ص
٤١٦٤ ص
٤١٦٥ ص
٤١٦٦ ص
٤١٦٧ ص
٤١٦٨ ص
٤١٦٩ ص
٤١٧٠ ص
٤١٧١ ص
٤١٧٢ ص
٤١٧٣ ص
٤١٧٤ ص
٤١٧٥ ص
٤١٧٦ ص
٤١٧٧ ص
٤١٧٨ ص
٤١٧٩ ص
٤١٨٠ ص
٤١٨١ ص
٤١٨٢ ص
٤١٨٣ ص
٤١٨٤ ص
٤١٨٥ ص
٤١٨٦ ص
٤١٨٧ ص
٤١٨٨ ص
٤١٨٩ ص
٤١٩٠ ص
٤١٩١ ص
٤١٩٢ ص
٤١٩٣ ص
٤١٩٤ ص
٤١٩٥ ص
٤١٩٦ ص
٤١٩٧ ص
٤١٩٨ ص
٤١٩٩ ص
٤٢٠٠ ص
٤٢٠١ ص
٤٢٠٢ ص
٤٢٠٣ ص
٤٢٠٤ ص
٤٢٠٥ ص
٤٢٠٦ ص
٤٢٠٧ ص
٤٢٠٨ ص
٤٢٠٩ ص
٤٢١٠ ص
٤٢١١ ص
٤٢١٢ ص
٤٢١٣ ص
٤٢١٤ ص
٤٢١٥ ص
٤٢١٦ ص
٤٢١٧ ص
٤٢١٨ ص
٤٢١٩ ص
٤٢٢٠ ص
٤٢٢١ ص
٤٢٢٢ ص
٤٢٢٣ ص
٤٢٢٤ ص
٤٢٢٥ ص
٤٢٢٦ ص
٤٢٢٧ ص
٤٢٢٨ ص
٤٢٢٩ ص
٤٢٣٠ ص
٤٢٣١ ص
٤٢٣٢ ص
٤٢٣٣ ص
٤٢٣٤ ص
٤٢٣٥ ص
٤٢٣٦ ص
٤٢٣٧ ص
٤٢٣٨ ص
٤٢٣٩ ص
٤٢٤٠ ص
٤٢٤١ ص
٤٢٤٢ ص
٤٢٤٣ ص
٤٢٤٤ ص
٤٢٤٥ ص
٤٢٤٦ ص
٤٢٤٧ ص
٤٢٤٨ ص
٤٢٤٩ ص
٤٢٥٠ ص
٤٢٥١ ص
٤٢٥٢ ص
٤٢٥٣ ص
٤٢٥٤ ص
٤٢٥٥ ص
٤٢٥٦ ص
٤٢٥٧ ص
٤٢٥٨ ص
٤٢٥٩ ص
٤٢٦٠ ص
٤٢٦١ ص
٤٢٦٢ ص
٤٢٦٣ ص
٤٢٦٤ ص
٤٢٦٥ ص
٤٢٦٦ ص
٤٢٦٧ ص
٤٢٦٨ ص
٤٢٦٩ ص
٤٢٧٠ ص
٤٢٧١ ص
٤٢٧٢ ص
٤٢٧٣ ص
٤٢٧٤ ص
٤٢٧٥ ص
٤٢٧٦ ص
٤٢٧٧ ص
٤٢٧٨ ص
٤٢٧٩ ص
٤٢٨٠ ص
٤٢٨١ ص
٤٢٨٢ ص
٤٢٨٣ ص
٤٢٨٤ ص
٤٢٨٥ ص
٤٢٨٦ ص
٤٢٨٧ ص
٤٢٨٨ ص
٤٢٨٩ ص
٤٢٩٠ ص
٤٢٩١ ص
٤٢٩٢ ص
٤٢٩٣ ص
٤٢٩٤ ص
٤٢٩٥ ص
٤٢٩٦ ص
٤٢٩٧ ص
٤٢٩٨ ص
٤٢٩٩ ص
٤٣٠٠ ص
٤٣٠١ ص
٤٣٠٢ ص
٤٣٠٣ ص
٤٣٠٤ ص
٤٣٠٥ ص
٤٣٠٦ ص
٤٣٠٧ ص
٤٣٠٨ ص
٤٣٠٩ ص
٤٣١٠ ص
٤٣١١ ص
٤٣١٢ ص
٤٣١٣ ص
٤٣١٤ ص
٤٣١٥ ص
٤٣١٦ ص
٤٣١٧ ص
٤٣١٨ ص
٤٣١٩ ص
٤٣٢٠ ص
٤٣٢١ ص
٤٣٢٢ ص
٤٣٢٣ ص
٤٣٢٤ ص
٤٣٢٥ ص
٤٣٢٦ ص
٤٣٢٧ ص
٤٣٢٨ ص
٤٣٢٩ ص
٤٣٣٠ ص
٤٣٣١ ص
٤٣٣٢ ص
٤٣٣٣ ص
٤٣٣٤ ص
٤٣٣٥ ص
٤٣٣٦ ص
٤٣٣٧ ص
٤٣٣٨ ص
٤٣٣٩ ص
٤٣٤٠ ص
٤٣٤١ ص
٤٣٤٢ ص
٤٣٤٣ ص
٤٣٤٤ ص
٤٣٤٥ ص
٤٣٤٦ ص
٤٣٤٧ ص
٤٣٤٨ ص
٤٣٤٩ ص
٤٣٥٠ ص
٤٣٥١ ص
٤٣٥٢ ص
٤٣٥٣ ص
٤٣٥٤ ص
٤٣٥٥ ص
٤٣٥٦ ص
٤٣٥٧ ص
٤٣٥٨ ص
٤٣٥٩ ص
٤٣٦٠ ص
٤٣٦١ ص
٤٣٦٢ ص
٤٣٦٣ ص
٤٣٦٤ ص
٤٣٦٥ ص
٤٣٦٦ ص
٤٣٦٧ ص
٤٣٦٨ ص
٤٣٦٩ ص
٤٣٧٠ ص
٤٣٧١ ص
٤٣٧٢ ص
٤٣٧٣ ص
٤٣٧٤ ص
٤٣٧٥ ص
٤٣٧٦ ص
٤٣٧٧ ص
٤٣٧٨ ص
٤٣٧٩ ص
٤٣٨٠ ص
٤٣٨١ ص
٤٣٨٢ ص
٤٣٨٣ ص
٤٣٨٤ ص
٤٣٨٥ ص
٤٣٨٦ ص
٤٣٨٧ ص
٤٣٨٨ ص
٤٣٨٩ ص
٤٣٩٠ ص
٤٣٩١ ص
٤٣٩٢ ص
٤٣٩٣ ص
٤٣٩٤ ص
٤٣٩٥ ص
٤٣٩٦ ص
٤٣٩٧ ص
٤٣٩٨ ص
٤٣٩٩ ص
٤٤٠٠ ص
٤٤٠١ ص
٤٤٠٢ ص
٤٤٠٣ ص
٤٤٠٤ ص
٤٤٠٥ ص
٤٤٠٦ ص
٤٤٠٧ ص
٤٤٠٨ ص
٤٤٠٩ ص
٤٤١٠ ص
٤٤١١ ص
٤٤١٢ ص
٤٤١٣ ص
٤٤١٤ ص
٤٤١٥ ص
٤٤١٦ ص
٤٤١٧ ص
٤٤١٨ ص
٤٤١٩ ص
٤٤٢٠ ص
٤٤٢١ ص
٤٤٢٢ ص
٤٤٢٣ ص
٤٤٢٤ ص
٤٤٢٥ ص
٤٤٢٦ ص
٤٤٢٧ ص
٤٤٢٨ ص
٤٤٢٩ ص
٤٤٣٠ ص
٤٤٣١ ص
٤٤٣٢ ص
٤٤٣٣ ص
٤٤٣٤ ص
٤٤٣٥ ص
٤٤٣٦ ص
٤٤٣٧ ص
٤٤٣٨ ص
٤٤٣٩ ص
٤٤٤٠ ص
٤٤٤١ ص
٤٤٤٢ ص
٤٤٤٣ ص
٤٤٤٤ ص
٤٤٤٥ ص
٤٤٤٦ ص
٤٤٤٧ ص
٤٤٤٨ ص
٤٤٤٩ ص
٤٤٥٠ ص
٤٤٥١ ص
٤٤٥٢ ص
٤٤٥٣ ص
٤٤٥٤ ص
٤٤٥٥ ص
٤٤٥٦ ص
٤٤٥٧ ص
٤٤٥٨ ص
٤٤٥٩ ص
٤٤٦٠ ص
٤٤٦١ ص
٤٤٦٢ ص
٤٤٦٣ ص
٤٤٦٤ ص
٤٤٦٥ ص
٤٤٦٦ ص
٤٤٦٧ ص
٤٤٦٨ ص
٤٤٦٩ ص
٤٤٧٠ ص
٤٤٧١ ص
٤٤٧٢ ص
٤٤٧٣ ص
٤٤٧٤ ص
٤٤٧٥ ص
٤٤٧٦ ص
٤٤٧٧ ص
٤٤٧٨ ص
٤٤٧٩ ص
٤٤٨٠ ص
٤٤٨١ ص
٤٤٨٢ ص
٤٤٨٣ ص
٤٤٨٤ ص
٤٤٨٥ ص
٤٤٨٦ ص
٤٤٨٧ ص
٤٤٨٨ ص
٤٤٨٩ ص
٤٤٩٠ ص
٤٤٩١ ص
٤٤٩٢ ص
٤٤٩٣ ص
٤٤٩٤ ص
٤٤٩٥ ص
٤٤٩٦ ص
٤٤٩٧ ص
٤٤٩٨ ص
٤٤٩٩ ص
٤٥٠٠ ص
٤٥٠١ ص
٤٥٠٢ ص
٤٥٠٣ ص
٤٥٠٤ ص
٤٥٠٥ ص
٤٥٠٦ ص
٤٥٠٧ ص
٤٥٠٨ ص
٤٥٠٩ ص
٤٥١٠ ص
٤٥١١ ص
٤٥١٢ ص
٤٥١٣ ص
٤٥١٤ ص
٤٥١٥ ص
٤٥١٦ ص
٤٥١٧ ص
٤٥١٨ ص
٤٥١٩ ص
٤٥٢٠ ص
٤٥٢١ ص
٤٥٢٢ ص
٤٥٢٣ ص
٤٥٢٤ ص
٤٥٢٥ ص
٤٥٢٦ ص
٤٥٢٧ ص
٤٥٢٨ ص
٤٥٢٩ ص
٤٥٣٠ ص
٤٥٣١ ص
٤٥٣٢ ص
٤٥٣٣ ص
٤٥٣٤ ص
٤٥٣٥ ص
٤٥٣٦ ص
٤٥٣٧ ص
٤٥٣٨ ص
٤٥٣٩ ص
٤٥٤٠ ص
٤٥٤١ ص
٤٥٤٢ ص
٤٥٤٣ ص
٤٥٤٤ ص
٤٥٤٥ ص
٤٥٤٦ ص
٤٥٤٧ ص
٤٥٤٨ ص
٤٥٤٩ ص
٤٥٥٠ ص
٤٥٥١ ص
٤٥٥٢ ص
٤٥٥٣ ص
٤٥٥٤ ص
٤٥٥٥ ص
٤٥٥٦ ص
٤٥٥٧ ص
٤٥٥٨ ص
٤٥٥٩ ص
٤٥٦٠ ص
٤٥٦١ ص
٤٥٦٢ ص
٤٥٦٣ ص
٤٥٦٤ ص
٤٥٦٥ ص
٤٥٦٦ ص
٤٥٦٧ ص
٤٥٦٨ ص
٤٥٦٩ ص
٤٥٧٠ ص
٤٥٧١ ص
٤٥٧٢ ص
٤٥٧٣ ص
٤٥٧٤ ص
٤٥٧٥ ص
٤٥٧٦ ص
٤٥٧٧ ص
٤٥٧٨ ص
٤٥٧٩ ص
٤٥٨٠ ص
٤٥٨١ ص
٤٥٨٢ ص
٤٥٨٣ ص
٤٥٨٤ ص
٤٥٨٥ ص
٤٥٨٦ ص
٤٥٨٧ ص
٤٥٨٨ ص
٤٥٨٩ ص
٤٥٩٠ ص
٤٥٩١ ص
٤٥٩٢ ص
٤٥٩٣ ص
٤٥٩٤ ص
٤٥٩٥ ص
٤٥٩٦ ص
٤٥٩٧ ص
٤٥٩٨ ص
٤٥٩٩ ص
٤٦٠٠ ص
٤٦٠١ ص
٤٦٠٢ ص
٤٦٠٣ ص
٤٦٠٤ ص
٤٦٠٥ ص
٤٦٠٦ ص
٤٦٠٧ ص
٤٦٠٨ ص
٤٦٠٩ ص
٤٦١٠ ص
٤٦١١ ص
٤٦١٢ ص
٤٦١٣ ص
٤٦١٤ ص
٤٦١٥ ص
٤٦١٦ ص
٤٦١٧ ص
٤٦١٨ ص
٤٦١٩ ص
٤٦٢٠ ص
٤٦٢١ ص
٤٦٢٢ ص
٤٦٢٣ ص
٤٦٢٤ ص
٤٦٢٥ ص
٤٦٢٦ ص
٤٦٢٧ ص
٤٦٢٨ ص
٤٦٢٩ ص
٤٦٣٠ ص
٤٦٣١ ص
٤٦٣٢ ص
٤٦٣٣ ص
٤٦٣٤ ص
٤٦٣٥ ص
٤٦٣٦ ص
٤٦٣٧ ص
٤٦٣٨ ص
٤٦٣٩ ص
٤٦٤٠ ص
٤٦٤١ ص
٤٦٤٢ ص
٤٦٤٣ ص
٤٦٤٤ ص
٤٦٤٥ ص
٤٦٤٦ ص
٤٦٤٧ ص
٤٦٤٨ ص
٤٦٤٩ ص
٤٦٥٠ ص
٤٦٥١ ص
٤٦٥٢ ص
٤٦٥٣ ص
٤٦٥٤ ص
٤٦٥٥ ص
٤٦٥٦ ص
٤٦٥٧ ص
٤٦٥٨ ص
٤٦٥٩ ص
٤٦٦٠ ص
٤٦٦١ ص
٤٦٦٢ ص
٤٦٦٣ ص
٤٦٦٤ ص
٤٦٦٥ ص
٤٦٦٦ ص
٤٦٦٧ ص
٤٦٦٨ ص
٤٦٦٩ ص
٤٦٧٠ ص
٤٦٧١ ص
٤٦٧٢ ص
٤٦٧٣ ص
٤٦٧٤ ص
٤٦٧٥ ص
٤٦٧٦ ص
٤٦٧٧ ص
٤٦٧٨ ص
٤٦٧٩ ص
٤٦٨٠ ص
٤٦٨١ ص
٤٦٨٢ ص
٤٦٨٣ ص
٤٦٨٤ ص
٤٦٨٥ ص
٤٦٨٦ ص
٤٦٨٧ ص
٤٦٨٨ ص
٤٦٨٩ ص
٤٦٩٠ ص
٤٦٩١ ص
٤٦٩٢ ص
٤٦٩٣ ص
٤٦٩٤ ص
٤٦٩٥ ص
٤٦٩٦ ص
٤٦٩٧ ص
٤٦٩٨ ص
٤٦٩٩ ص
٤٧٠٠ ص
٤٧٠١ ص
٤٧٠٢ ص
٤٧٠٣ ص
٤٧٠٤ ص
٤٧٠٥ ص
٤٧٠٦ ص
٤٧٠٧ ص
٤٧٠٨ ص
٤٧٠٩ ص
٤٧١٠ ص
٤٧١١ ص
٤٧١٢ ص
٤٧١٣ ص
٤٧١٤ ص
٤٧١٥ ص
٤٧١٦ ص
٤٧١٧ ص
٤٧١٨ ص
٤٧١٩ ص
٤٧٢٠ ص
٤٧٢١ ص
٤٧٢٢ ص
٤٧٢٣ ص
٤٧٢٤ ص
٤٧٢٥ ص
٤٧٢٦ ص
٤٧٢٧ ص
٤٧٢٨ ص
٤٧٢٩ ص
٤٧٣٠ ص
٤٧٣١ ص
٤٧٣٢ ص
٤٧٣٣ ص
٤٧٣٤ ص
٤٧٣٥ ص
٤٧٣٦ ص
٤٧٣٧ ص
٤٧٣٨ ص
٤٧٣٩ ص
٤٧٤٠ ص
٤٧٤١ ص
٤٧٤٢ ص
٤٧٤٣ ص
٤٧٤٤ ص
٤٧٤٥ ص
٤٧٤٦ ص
٤٧٤٧ ص
٤٧٤٨ ص
٤٧٤٩ ص
٤٧٥٠ ص
٤٧٥١ ص
٤٧٥٢ ص
٤٧٥٣ ص
٤٧٥٤ ص
٤٧٥٥ ص
٤٧٥٦ ص
٤٧٥٧ ص
٤٧٥٨ ص
٤٧٥٩ ص
٤٧٦٠ ص
٤٧٦١ ص
٤٧٦٢ ص
٤٧٦٣ ص
٤٧٦٤ ص
٤٧٦٥ ص
٤٧٦٦ ص
٤٧٦٧ ص
٤٧٦٨ ص
٤٧٦٩ ص
٤٧٧٠ ص
٤٧٧١ ص
٤٧٧٢ ص
٤٧٧٣ ص
٤٧٧٤ ص
٤٧٧٥ ص
٤٧٧٦ ص
٤٧٧٧ ص
٤٧٧٨ ص
٤٧٧٩ ص
٤٧٨٠ ص
٤٧٨١ ص
٤٧٨٢ ص
٤٧٨٣ ص
٤٧٨٤ ص
٤٧٨٥ ص
٤٧٨٦ ص
٤٧٨٧ ص
٤٧٨٨ ص
٤٧٨٩ ص
٤٧٩٠ ص
٤٧٩١ ص
٤٧٩٢ ص
٤٧٩٣ ص
٤٧٩٤ ص
٤٧٩٥ ص
٤٧٩٦ ص
٤٧٩٧ ص
٤٧٩٨ ص
٤٧٩٩ ص
٤٨٠٠ ص
٤٨٠١ ص
٤٨٠٢ ص
٤٨٠٣ ص
٤٨٠٤ ص
٤٨٠٥ ص
٤٨٠٦ ص
٤٨٠٧ ص
٤٨٠٨ ص
٤٨٠٩ ص
٤٨١٠ ص
٤٨١١ ص
٤٨١٢ ص
٤٨١٣ ص
٤٨١٤ ص
٤٨١٥ ص
٤٨١٦ ص
٤٨١٧ ص
٤٨١٨ ص
٤٨١٩ ص
٤٨٢٠ ص
٤٨٢١ ص
٤٨٢٢ ص
٤٨٢٣ ص
٤٨٢٤ ص
٤٨٢٥ ص
٤٨٢٦ ص
٤٨٢٧ ص
٤٨٢٨ ص
٤٨٢٩ ص
٤٨٣٠ ص
٤٨٣١ ص
٤٨٣٢ ص
٤٨٣٣ ص
٤٨٣٤ ص
٤٨٣٥ ص
٤٨٣٦ ص
٤٨٣٧ ص
٤٨٣٨ ص
٤٨٣٩ ص
٤٨٤٠ ص
٤٨٤١ ص
٤٨٤٢ ص
٤٨٤٣ ص
٤٨٤٤ ص
٤٨٤٥ ص
٤٨٤٦ ص
٤٨٤٧ ص
٤٨٤٨ ص
٤٨٤٩ ص
٤٨٥٠ ص
٤٨٥١ ص
٤٨٥٢ ص
٤٨٥٣ ص
٤٨٥٤ ص
٤٨٥٥ ص
٤٨٥٦ ص
٤٨٥٧ ص
٤٨٥٨ ص
٤٨٥٩ ص
٤٨٦٠ ص
٤٨٦١ ص
٤٨٦٢ ص
٤٨٦٣ ص
٤٨٦٤ ص
٤٨٦٥ ص
٤٨٦٦ ص
٤٨٦٧ ص
٤٨٦٨ ص
٤٨٦٩ ص
٤٨٧٠ ص
٤٨٧١ ص
٤٨٧٢ ص
٤٨٧٣ ص
٤٨٧٤ ص
٤٨٧٥ ص
٤٨٧٦ ص
٤٨٧٧ ص
٤٨٧٨ ص
٤٨٧٩ ص
٤٨٨٠ ص
٤٨٨١ ص
٤٨٨٢ ص
٤٨٨٣ ص
٤٨٨٤ ص
٤٨٨٥ ص
٤٨٨٦ ص
٤٨٨٧ ص
٤٨٨٨ ص
٤٨٨٩ ص
٤٨٩٠ ص
٤٨٩١ ص
٤٨٩٢ ص
٤٨٩٣ ص
٤٨٩٤ ص
٤٨٩٥ ص
٤٨٩٦ ص
٤٨٩٧ ص
٤٨٩٨ ص
٤٨٩٩ ص
٤٩٠٠ ص
٤٩٠١ ص
٤٩٠٢ ص
٤٩٠٣ ص
٤٩٠٤ ص
٤٩٠٥ ص
٤٩٠٦ ص
٤٩٠٧ ص
٤٩٠٨ ص
٤٩٠٩ ص
٤٩١٠ ص
٤٩١١ ص
٤٩١٢ ص
٤٩١٣ ص
٤٩١٤ ص
٤٩١٥ ص
٤٩١٦ ص
٤٩١٧ ص
٤٩١٨ ص
٤٩١٩ ص
٤٩٢٠ ص
٤٩٢١ ص
٤٩٢٢ ص
٤٩٢٣ ص
٤٩٢٤ ص
٤٩٢٥ ص
٤٩٢٦ ص
٤٩٢٧ ص
٤٩٢٨ ص
٤٩٢٩ ص
٤٩٣٠ ص
٤٩٣١ ص
٤٩٣٢ ص
٤٩٣٣ ص
٤٩٣٤ ص
٤٩٣٥ ص
٤٩٣٦ ص
٤٩٣٧ ص
٤٩٣٨ ص
٤٩٣٩ ص
٤٩٤٠ ص
٤٩٤١ ص
٤٩٤٢ ص
٤٩٤٣ ص
٤٩٤٤ ص
٤٩٤٥ ص
٤٩٤٦ ص
٤٩٤٧ ص
٤٩٤٨ ص
٤٩٤٩ ص
٤٩٥٠ ص
٤٩٥١ ص
٤٩٥٢ ص
٤٩٥٣ ص
٤٩٥٤ ص
٤٩٥٥ ص
٤٩٥٦ ص
٤٩٥٧ ص
٤٩٥٨ ص
٤٩٥٩ ص
٤٩٦٠ ص
٤٩٦١ ص
٤٩٦٢ ص
٤٩٦٣ ص
٤٩٦٤ ص
٤٩٦٥ ص
٤٩٦٦ ص
٤٩٦٧ ص
٤٩٦٨ ص
٤٩٦٩ ص
٤٩٧٠ ص
٤٩٧١ ص
٤٩٧٢ ص
٤٩٧٣ ص
٤٩٧٤ ص
٤٩٧٥ ص
٤٩٧٦ ص
٤٩٧٧ ص
٤٩٧٨ ص
٤٩٧٩ ص
٤٩٨٠ ص
٤٩٨١ ص
٤٩٨٢ ص
٤٩٨٣ ص
٤٩٨٤ ص
٤٩٨٥ ص
٤٩٨٦ ص
٤٩٨٧ ص
٤٩٨٨ ص
٤٩٨٩ ص
٤٩٩٠ ص
٤٩٩١ ص
٤٩٩٢ ص
٤٩٩٣ ص
٤٩٩٤ ص
٤٩٩٥ ص
٤٩٩٦ ص
٤٩٩٧ ص
٤٩٩٨ ص
٤٩٩٩ ص
٥٠٠٠ ص
٥٠٠١ ص
٥٠٠٢ ص
٥٠٠٣ ص
٥٠٠٤ ص
٥٠٠٥ ص
٥٠٠٦ ص
٥٠٠٧ ص
٥٠٠٨ ص
٥٠٠٩ ص
٥٠١٠ ص
٥٠١١ ص
٥٠١٢ ص
٥٠١٣ ص
٥٠١٤ ص
٥٠١٥ ص
٥٠١٦ ص
٥٠١٧ ص
٥٠١٨ ص
٥٠١٩ ص
٥٠٢٠ ص
٥٠٢١ ص
٥٠٢٢ ص
٥٠٢٣ ص
٥٠٢٤ ص
٥٠٢٥ ص
٥٠٢٦ ص
٥٠٢٧ ص
٥٠٢٨ ص
٥٠٢٩ ص
٥٠٣٠ ص
٥٠٣١ ص
٥٠٣٢ ص
٥٠٣٣ ص
٥٠٣٤ ص
٥٠٣٥ ص
٥٠٣٦ ص
٥٠٣٧ ص
٥٠٣٨ ص
٥٠٣٩ ص
٥٠٤٠ ص
٥٠٤١ ص
٥٠٤٢ ص
٥٠٤٣ ص
٥٠٤٤ ص
٥٠٤٥ ص
٥٠٤٦ ص
٥٠٤٧ ص
٥٠٤٨ ص
٥٠٤٩ ص
٥٠٥٠ ص
٥٠٥١ ص
٥٠٥٢ ص
٥٠٥٣ ص
٥٠٥٤ ص
٥٠٥٥ ص
٥٠٥٦ ص
٥٠٥٧ ص
٥٠٥٨ ص
٥٠٥٩ ص
٥٠٦٠ ص
٥٠٦١ ص
٥٠٦٢ ص
٥٠٦٣ ص
٥٠٦٤ ص
٥٠٦٥ ص
٥٠٦٦ ص
٥٠٦٧ ص
٥٠٦٨ ص
٥٠٦٩ ص
٥٠٧٠ ص
٥٠٧١ ص
٥٠٧٢ ص
٥٠٧٣ ص
٥٠٧٤ ص
٥٠٧٥ ص
٥٠٧٦ ص
٥٠٧٧ ص
٥٠٧٨ ص
٥٠٧٩ ص
٥٠٨٠ ص
٥٠٨١ ص
٥٠٨٢ ص
٥٠٨٣ ص
٥٠٨٤ ص
٥٠٨٥ ص
٥٠٨٦ ص
٥٠٨٧ ص
٥٠٨٨ ص
٥٠٨٩ ص
٥٠٩٠ ص
٥٠٩١ ص
٥٠٩٢ ص
٥٠٩٣ ص
٥٠٩٤ ص
٥٠٩٥ ص
٥٠٩٦ ص
٥٠٩٧ ص
٥٠٩٨ ص
٥٠٩٩ ص
٥١٠٠ ص
٥١٠١ ص
٥١٠٢ ص
٥١٠٣ ص
٥١٠٤ ص
٥١٠٥ ص
٥١٠٦ ص
٥١٠٧ ص
٥١٠٨ ص
٥١٠٩ ص
٥١١٠ ص
٥١١١ ص
٥١١٢ ص
٥١١٣ ص
٥١١٤ ص
٥١١٥ ص
٥١١٦ ص
٥١١٧ ص
٥١١٨ ص
٥١١٩ ص
٥١٢٠ ص
٥١٢١ ص
٥١٢٢ ص
٥١٢٣ ص
٥١٢٤ ص
٥١٢٥ ص
٥١٢٦ ص
٥١٢٧ ص
٥١٢٨ ص
٥١٢٩ ص
٥١٣٠ ص
٥١٣١ ص
٥١٣٢ ص
٥١٣٣ ص
٥١٣٤ ص
٥١٣٥ ص
٥١٣٦ ص
٥١٣٧ ص
٥١٣٨ ص
٥١٣٩ ص
٥١٤٠ ص
٥١٤١ ص
٥١٤٢ ص
٥١٤٣ ص
٥١٤٤ ص
٥١٤٥ ص
٥١٤٦ ص
٥١٤٧ ص
٥١٤٨ ص
٥١٤٩ ص
٥١٥٠ ص
٥١٥١ ص
٥١٥٢ ص
٥١٥٣ ص
٥١٥٤ ص
٥١٥٥ ص
٥١٥٦ ص
٥١٥٧ ص
٥١٥٨ ص
٥١٥٩ ص
٥١٦٠ ص
٥١٦١ ص
٥١٦٢ ص
٥١٦٣ ص
٥١٦٤ ص
٥١٦٥ ص
٥١٦٦ ص
٥١٦٧ ص
٥١٦٨ ص
٥١٦٩ ص
٥١٧٠ ص
٥١٧١ ص
٥١٧٢ ص
٥١٧٣ ص
٥١٧٤ ص
٥١٧٥ ص
٥١٧٦ ص
٥١٧٧ ص
٥١٧٨ ص
٥١٧٩ ص
٥١٨٠ ص
٥١٨١ ص
٥١٨٢ ص
٥١٨٣ ص
٥١٨٤ ص
٥١٨٥ ص
٥١٨٦ ص
٥١٨٧ ص
٥١٨٨ ص
٥١٨٩ ص
٥١٩٠ ص
٥١٩١ ص
٥١٩٢ ص
٥١٩٣ ص
٥١٩٤ ص
٥١٩٥ ص
٥١٩٦ ص
٥١٩٧ ص
٥١٩٨ ص
٥١٩٩ ص
٥٢٠٠ ص
٥٢٠١ ص
٥٢٠٢ ص
٥٢٠٣ ص
٥٢٠٤ ص
٥٢٠٥ ص
٥٢٠٦ ص
٥٢٠٧ ص
٥٢٠٨ ص
٥٢٠٩ ص
٥٢١٠ ص
٥٢١١ ص
٥٢١٢ ص
٥٢١٣ ص
٥٢١٤ ص
٥٢١٥ ص
٥٢١٦ ص
٥٢١٧ ص
٥٢١٨ ص
٥٢١٩ ص
٥٢٢٠ ص
٥٢٢١ ص
٥٢٢٢ ص
٥٢٢٣ ص
٥٢٢٤ ص
٥٢٢٥ ص
٥٢٢٦ ص
٥٢٢٧ ص
٥٢٢٨ ص
٥٢٢٩ ص
٥٢٣٠ ص
٥٢٣١ ص
٥٢٣٢ ص
٥٢٣٣ ص
٥٢٣٤ ص
٥٢٣٥ ص
٥٢٣٦ ص
٥٢٣٧ ص
٥٢٣٨ ص
٥٢٣٩ ص
٥٢٤٠ ص
٥٢٤١ ص
٥٢٤٢ ص
٥٢٤٣ ص
٥٢٤٤ ص
٥٢٤٥ ص
٥٢٤٦ ص
٥٢٤٧ ص
٥٢٤٨ ص
٥٢٤٩ ص
٥٢٥٠ ص
٥٢٥١ ص
٥٢٥٢ ص
٥٢٥٣ ص
٥٢٥٤ ص
٥٢٥٥ ص
٥٢٥٦ ص
٥٢٥٧ ص
٥٢٥٨ ص
٥٢٥٩ ص
٥٢٦٠ ص
٥٢٦١ ص
٥٢٦٢ ص
٥٢٦٣ ص
٥٢٦٤ ص
٥٢٦٥ ص
٥٢٦٦ ص
٥٢٦٧ ص
٥٢٦٨ ص
٥٢٦٩ ص
٥٢٧٠ ص
٥٢٧١ ص
٥٢٧٢ ص
٥٢٧٣ ص
٥٢٧٤ ص
٥٢٧٥ ص
٥٢٧٦ ص
٥٢٧٧ ص
٥٢٧٨ ص
٥٢٧٩ ص
٥٢٨٠ ص
٥٢٨١ ص
٥٢٨٢ ص
٥٢٨٣ ص
٥٢٨٤ ص
٥٢٨٥ ص
٥٢٨٦ ص
٥٢٨٧ ص
٥٢٨٨ ص
٥٢٨٩ ص
٥٢٩٠ ص
٥٢٩١ ص
٥٢٩٢ ص
٥٢٩٣ ص
٥٢٩٤ ص
٥٢٩٥ ص
٥٢٩٦ ص
٥٢٩٧ ص
٥٢٩٨ ص
٥٢٩٩ ص
٥٣٠٠ ص
٥٣٠١ ص
٥٣٠٢ ص
٥٣٠٣ ص
٥٣٠٤ ص
٥٣٠٥ ص
٥٣٠٦ ص
٥٣٠٧ ص
٥٣٠٨ ص
٥٣٠٩ ص
٥٣١٠ ص
٥٣١١ ص
٥٣١٢ ص
٥٣١٣ ص
٥٣١٤ ص
٥٣١٥ ص
٥٣١٦ ص
٥٣١٧ ص
٥٣١٨ ص
٥٣١٩ ص
٥٣٢٠ ص
٥٣٢١ ص
٥٣٢٢ ص
٥٣٢٣ ص
٥٣٢٤ ص
٥٣٢٥ ص
٥٣٢٦ ص
٥٣٢٧ ص
٥٣٢٨ ص
٥٣٢٩ ص
٥٣٣٠ ص
٥٣٣١ ص
٥٣٣٢ ص
٥٣٣٣ ص
٥٣٣٤ ص
٥٣٣٥ ص
٥٣٣٦ ص
٥٣٣٧ ص
٥٣٣٨ ص
٥٣٣٩ ص
٥٣٤٠ ص
٥٣٤١ ص
٥٣٤٢ ص
٥٣٤٣ ص
٥٣٤٤ ص
٥٣٤٥ ص
٥٣٤٦ ص
٥٣٤٧ ص
٥٣٤٨ ص
٥٣٤٩ ص
٥٣٥٠ ص
٥٣٥١ ص
٥٣٥٢ ص
٥٣٥٣ ص
٥٣٥٤ ص
٥٣٥٥ ص
٥٣٥٦ ص
٥٣٥٧ ص
٥٣٥٨ ص
٥٣٥٩ ص
٥٣٦٠ ص
٥٣٦١ ص
٥٣٦٢ ص
٥٣٦٣ ص
٥٣٦٤ ص
٥٣٦٥ ص
٥٣٦٦ ص
٥٣٦٧ ص
٥٣٦٨ ص
٥٣٦٩ ص
٥٣٧٠ ص
٥٣٧١ ص
٥٣٧٢ ص
٥٣٧٣ ص
٥٣٧٤ ص
٥٣٧٥ ص
٥٣٧٦ ص
٥٣٧٧ ص
٥٣٧٨ ص
٥٣٧٩ ص
٥٣٨٠ ص
٥٣٨١ ص
٥٣٨٢ ص
٥٣٨٣ ص
٥٣٨٤ ص
٥٣٨٥ ص
٥٣٨٦ ص
٥٣٨٧ ص
٥٣٨٨ ص
٥٣٨٩ ص
٥٣٩٠ ص
٥٣٩١ ص
٥٣٩٢ ص
٥٣٩٣ ص
٥٣٩٤ ص
٥٣٩٥ ص
٥٣٩٦ ص
٥٣٩٧ ص
٥٣٩٨ ص
٥٣٩٩ ص
٥٤٠٠ ص
٥٤٠١ ص
٥٤٠٢ ص
٥٤٠٣ ص
٥٤٠٤ ص
٥٤٠٥ ص
٥٤٠٦ ص
٥٤٠٧ ص
٥٤٠٨ ص
٥٤٠٩ ص
٥٤١٠ ص
٥٤١١ ص
٥٤١٢ ص
٥٤١٣ ص
٥٤١٤ ص
٥٤١٥ ص
٥٤١٦ ص
٥٤١٧ ص
٥٤١٨ ص
٥٤١٩ ص
٥٤٢٠ ص
٥٤٢١ ص
٥٤٢٢ ص
٥٤٢٣ ص
٥٤٢٤ ص
٥٤٢٥ ص
٥٤٢٦ ص
٥٤٢٧ ص
٥٤٢٨ ص
٥٤٢٩ ص
٥٤٣٠ ص
٥٤٣١ ص
٥٤٣٢ ص
٥٤٣٣ ص
٥٤٣٤ ص
٥٤٣٥ ص
٥٤٣٦ ص
٥٤٣٧ ص
٥٤٣٨ ص
٥٤٣٩ ص
٥٤٤٠ ص
٥٤٤١ ص
٥٤٤٢ ص
٥٤٤٣ ص
٥٤٤٤ ص
٥٤٤٥ ص
٥٤٤٦ ص
٥٤٤٧ ص
٥٤٤٨ ص
٥٤٤٩ ص
٥٤٥٠ ص
٥٤٥١ ص
٥٤٥٢ ص
٥٤٥٣ ص
٥٤٥٤ ص
٥٤٥٥ ص
٥٤٥٦ ص
٥٤٥٧ ص
٥٤٥٨ ص
٥٤٥٩ ص
٥٤٦٠ ص
٥٤٦١ ص
٥٤٦٢ ص
٥٤٦٣ ص
٥٤٦٤ ص
٥٤٦٥ ص
٥٤٦٦ ص
٥٤٦٧ ص
٥٤٦٨ ص
٥٤٦٩ ص
٥٤٧٠ ص
٥٤٧١ ص
٥٤٧٢ ص
٥٤٧٣ ص
٥٤٧٤ ص
٥٤٧٥ ص
٥٤٧٦ ص
٥٤٧٧ ص
٥٤٧٨ ص
٥٤٧٩ ص
٥٤٨٠ ص
٥٤٨١ ص
٥٤٨٢ ص
٥٤٨٣ ص
٥٤٨٤ ص
٥٤٨٥ ص
٥٤٨٦ ص
٥٤٨٧ ص
٥٤٨٨ ص
٥٤٨٩ ص
٥٤٩٠ ص
٥٤٩١ ص
٥٤٩٢ ص
٥٤٩٣ ص
٥٤٩٤ ص
٥٤٩٥ ص
٥٤٩٦ ص
٥٤٩٧ ص
٥٤٩٨ ص
٥٤٩٩ ص
٥٥٠٠ ص
٥٥٠١ ص
٥٥٠٢ ص
٥٥٠٣ ص
٥٥٠٤ ص
٥٥٠٥ ص
٥٥٠٦ ص
٥٥٠٧ ص
٥٥٠٨ ص
٥٥٠٩ ص
٥٥١٠ ص
٥٥١١ ص
٥٥١٢ ص
٥٥١٣ ص
٥٥١٤ ص
٥٥١٥ ص
٥٥١٦ ص
٥٥١٧ ص
٥٥١٨ ص
٥٥١٩ ص
٥٥٢٠ ص
٥٥٢١ ص
٥٥٢٢ ص
٥٥٢٣ ص
٥٥٢٤ ص
٥٥٢٥ ص
٥٥٢٦ ص
٥٥٢٧ ص
٥٥٢٨ ص
٥٥٢٩ ص
٥٥٣٠ ص
٥٥٣١ ص
٥٥٣٢ ص
٥٥٣٣ ص
٥٥٣٤ ص
٥٥٣٥ ص
٥٥٣٦ ص
٥٥٣٧ ص
٥٥٣٨ ص
٥٥٣٩ ص
٥٥٤٠ ص
٥٥٤١ ص
٥٥٤٢ ص
٥٥٤٣ ص
٥٥٤٤ ص
٥٥٤٥ ص
٥٥٤٦ ص
٥٥٤٧ ص
٥٥٤٨ ص
٥٥٤٩ ص
٥٥٥٠ ص
٥٥٥١ ص
٥٥٥٢ ص
٥٥٥٣ ص
٥٥٥٤ ص
٥٥٥٥ ص
٥٥٥٦ ص
٥٥٥٧ ص
٥٥٥٨ ص
٥٥٥٩ ص
٥٥٦٠ ص
٥٥٦١ ص
٥٥٦٢ ص
٥٥٦٣ ص
٥٥٦٤ ص
٥٥٦٥ ص
٥٥٦٦ ص
٥٥٦٧ ص
٥٥٦٨ ص
٥٥٦٩ ص
٥٥٧٠ ص
٥٥٧١ ص
٥٥٧٢ ص
٥٥٧٣ ص
٥٥٧٤ ص
٥٥٧٥ ص
٥٥٧٦ ص
٥٥٧٧ ص
٥٥٧٨ ص
٥٥٧٩ ص
٥٥٨٠ ص
٥٥٨١ ص
٥٥٨٢ ص
٥٥٨٣ ص
٥٥٨٤ ص
٥٥٨٥ ص
٥٥٨٦ ص
٥٥٨٧ ص
٥٥٨٨ ص
٥٥٨٩ ص
٥٥٩٠ ص
٥٥٩١ ص
٥٥٩٢ ص
٥٥٩٣ ص
٥٥٩٤ ص
٥٥٩٥ ص
٥٥٩٦ ص
٥٥٩٧ ص
٥٥٩٨ ص
٥٥٩٩ ص
٥٦٠٠ ص
٥٦٠١ ص
٥٦٠٢ ص
٥٦٠٣ ص
٥٦٠٤ ص
٥٦٠٥ ص
٥٦٠٦ ص
٥٦٠٧ ص
٥٦٠٨ ص
٥٦٠٩ ص
٥٦١٠ ص
٥٦١١ ص
٥٦١٢ ص
٥٦١٣ ص
٥٦١٤ ص
٥٦١٥ ص
٥٦١٦ ص
٥٦١٧ ص
٥٦١٨ ص
٥٦١٩ ص
٥٦٢٠ ص
٥٦٢١ ص
٥٦٢٢ ص
٥٦٢٣ ص
٥٦٢٤ ص
٥٦٢٥ ص
٥٦٢٦ ص
٥٦٢٧ ص
٥٦٢٨ ص
٥٦٢٩ ص
٥٦٣٠ ص
٥٦٣١ ص
٥٦٣٢ ص
٥٦٣٣ ص
٥٦٣٤ ص
٥٦٣٥ ص
٥٦٣٦ ص
٥٦٣٧ ص
٥٦٣٨ ص
٥٦٣٩ ص
٥٦٤٠ ص
٥٦٤١ ص
٥٦٤٢ ص
٥٦٤٣ ص
٥٦٤٤ ص
٥٦٤٥ ص
٥٦٤٦ ص
٥٦٤٧ ص
٥٦٤٨ ص
٥٦٤٩ ص
٥٦٥٠ ص
٥٦٥١ ص
٥٦٥٢ ص
٥٦٥٣ ص
٥٦٥٤ ص
٥٦٥٥ ص
٥٦٥٦ ص
٥٦٥٧ ص
٥٦٥٨ ص
٥٦٥٩ ص
٥٦٦٠ ص
٥٦٦١ ص
٥٦٦٢ ص
٥٦٦٣ ص
٥٦٦٤ ص
٥٦٦٥ ص
٥٦٦٦ ص
٥٦٦٧ ص
٥٦٦٨ ص
٥٦٦٩ ص
٥٦٧٠ ص
٥٦٧١ ص
٥٦٧٢ ص
٥٦٧٣ ص
٥٦٧٤ ص
٥٦٧٥ ص
٥٦٧٦ ص
٥٦٧٧ ص
٥٦٧٨ ص
٥٦٧٩ ص
٥٦٨٠ ص
٥٦٨١ ص
٥٦٨٢ ص
٥٦٨٣ ص
٥٦٨٤ ص
٥٦٨٥ ص
٥٦٨٦ ص
٥٦٨٧ ص
٥٦٨٨ ص
٥٦٨٩ ص
٥٦٩٠ ص
٥٦٩١ ص
٥٦٩٢ ص
٥٦٩٣ ص
٥٦٩٤ ص
٥٦٩٥ ص
٥٦٩٦ ص
٥٦٩٧ ص
٥٦٩٨ ص
٥٦٩٩ ص
٥٧٠٠ ص
٥٧٠١ ص
٥٧٠٢ ص
٥٧٠٣ ص
٥٧٠٤ ص
٥٧٠٥ ص
٥٧٠٦ ص
٥٧٠٧ ص
٥٧٠٨ ص
٥٧٠٩ ص
٥٧١٠ ص
٥٧١١ ص
٥٧١٢ ص
٥٧١٣ ص
٥٧١٤ ص
٥٧١٥ ص
٥٧١٦ ص
٥٧١٧ ص
٥٧١٨ ص
٥٧١٩ ص
٥٧٢٠ ص
٥٧٢١ ص
٥٧٢٢ ص
٥٧٢٣ ص
٥٧٢٤ ص
٥٧٢٥ ص
٥٧٢٦ ص
٥٧٢٧ ص
٥٧٢٨ ص
٥٧٢٩ ص
٥٧٣٠ ص
٥٧٣١ ص
٥٧٣٢ ص
٥٧٣٣ ص
٥٧٣٤ ص
٥٧٣٥ ص
٥٧٣٦ ص
٥٧٣٧ ص
٥٧٣٨ ص
٥٧٣٩ ص
٥٧٤٠ ص
٥٧٤١ ص
٥٧٤٢ ص
٥٧٤٣ ص
٥٧٤٤ ص
٥٧٤٥ ص
٥٧٤٦ ص
٥٧٤٧ ص
٥٧٤٨ ص
٥٧٤٩ ص
٥٧٥٠ ص
٥٧٥١ ص
٥٧٥٢ ص
٥٧٥٣ ص
٥٧٥٤ ص
٥٧٥٥ ص
٥٧٥٦ ص
٥٧٥٧ ص
٥٧٥٨ ص
٥٧٥٩ ص
٥٧٦٠ ص
٥٧٦١ ص
٥٧٦٢ ص
٥٧٦٣ ص
٥٧٦٤ ص
٥٧٦٥ ص
٥٧٦٦ ص
٥٧٦٧ ص
٥٧٦٨ ص
٥٧٦٩ ص
٥٧٧٠ ص
٥٧٧١ ص
٥٧٧٢ ص
٥٧٧٣ ص
٥٧٧٤ ص
٥٧٧٥ ص
٥٧٧٦ ص
٥٧٧٧ ص
٥٧٧٨ ص
٥٧٧٩ ص
٥٧٨٠ ص
٥٧٨١ ص
٥٧٨٢ ص
٥٧٨٣ ص
٥٧٨٤ ص
٥٧٨٥ ص
٥٧٨٦ ص
٥٧٨٧ ص
٥٧٨٨ ص
٥٧٨٩ ص
٥٧٩٠ ص
٥٧٩١ ص
٥٧٩٢ ص
٥٧٩٣ ص
٥٧٩٤ ص
٥٧٩٥ ص
٥٧٩٦ ص
٥٧٩٧ ص
٥٧٩٨ ص
٥٧٩٩ ص
٥٨٠٠ ص
٥٨٠١ ص
٥٨٠٢ ص
٥٨٠٣ ص
٥٨٠٤ ص
٥٨٠٥ ص
٥٨٠٦ ص
٥٨٠٧ ص
٥٨٠٨ ص
٥٨٠٩ ص
٥٨١٠ ص
٥٨١١ ص
٥٨١٢ ص
٥٨١٣ ص
٥٨١٤ ص
٥٨١٥ ص
٥٨١٦ ص
٥٨١٧ ص
٥٨١٨ ص
٥٨١٩ ص
٥٨٢٠ ص
٥٨٢١ ص
٥٨٢٢ ص
٥٨٢٣ ص
٥٨٢٤ ص
٥٨٢٥ ص
٥٨٢٦ ص
٥٨٢٧ ص
٥٨٢٨ ص
٥٨٢٩ ص
٥٨٣٠ ص
٥٨٣١ ص
٥٨٣٢ ص
٥٨٣٣ ص
٥٨٣٤ ص
٥٨٣٥ ص
٥٨٣٦ ص
٥٨٣٧ ص
٥٨٣٨ ص
٥٨٣٩ ص
٥٨٤٠ ص
٥٨٤١ ص
٥٨٤٢ ص
٥٨٤٣ ص
٥٨٤٤ ص
٥٨٤٥ ص
٥٨٤٦ ص
٥٨٤٧ ص
٥٨٤٨ ص
٥٨٤٩ ص
٥٨٥٠ ص
٥٨٥١ ص
٥٨٥٢ ص
٥٨٥٣ ص
٥٨٥٤ ص
٥٨٥٥ ص
٥٨٥٦ ص
٥٨٥٧ ص
٥٨٥٨ ص
٥٨٥٩ ص
٥٨٦٠ ص
٥٨٦١ ص
٥٨٦٢ ص
٥٨٦٣ ص
٥٨٦٤ ص
٥٨٦٥ ص
٥٨٦٦ ص
٥٨٦٧ ص
٥٨٦٨ ص
٥٨٦٩ ص
٥٨٧٠ ص
٥٨٧١ ص
٥٨٧٢ ص
٥٨٧٣ ص
٥٨٧٤ ص
٥٨٧٥ ص
٥٨٧٦ ص
٥٨٧٧ ص
٥٨٧٨ ص
٥٨٧٩ ص
٥٨٨٠ ص
٥٨٨١ ص
٥٨٨٢ ص
٥٨٨٣ ص
٥٨٨٤ ص
٥٨٨٥ ص
٥٨٨٦ ص
٥٨٨٧ ص
٥٨٨٨ ص
٥٨٨٩ ص
٥٨٩٠ ص
٥٨٩١ ص
٥٨٩٢ ص
٥٨٩٣ ص
٥٨٩٤ ص
٥٨٩٥ ص
٥٨٩٦ ص
٥٨٩٧ ص
٥٨٩٨ ص
٥٨٩٩ ص
٥٩٠٠ ص
٥٩٠١ ص
٥٩٠٢ ص
٥٩٠٣ ص
٥٩٠٤ ص
٥٩٠٥ ص
٥٩٠٦ ص
٥٩٠٧ ص
٥٩٠٨ ص
٥٩٠٩ ص
٥٩١٠ ص
٥٩١١ ص
٥٩١٢ ص
٥٩١٣ ص
٥٩١٤ ص
٥٩١٥ ص
٥٩١٦ ص
٥٩١٧ ص
٥٩١٨ ص
٥٩١٩ ص
٥٩٢٠ ص
٥٩٢١ ص
٥٩٢٢ ص
٥٩٢٣ ص
٥٩٢٤ ص
٥٩٢٥ ص
٥٩٢٦ ص
٥٩٢٧ ص
٥٩٢٨ ص
٥٩٢٩ ص
٥٩٣٠ ص
٥٩٣١ ص
٥٩٣٢ ص
٥٩٣٣ ص
٥٩٣٤ ص
٥٩٣٥ ص
٥٩٣٦ ص
٥٩٣٧ ص
٥٩٣٨ ص
٥٩٣٩ ص
٥٩٤٠ ص
٥٩٤١ ص
٥٩٤٢ ص
٥٩٤٣ ص
٥٩٤٤ ص
٥٩٤٥ ص
٥٩٤٦ ص
٥٩٤٧ ص
٥٩٤٨ ص
٥٩٤٩ ص
٥٩٥٠ ص
٥٩٥١ ص
٥٩٥٢ ص
٥٩٥٣ ص
٥٩٥٤ ص
٥٩٥٥ ص
٥٩٥٦ ص
٥٩٥٧ ص
٥٩٥٨ ص
٥٩٥٩ ص
٥٩٦٠ ص
٥٩٦١ ص
٥٩٦٢ ص
٥٩٦٣ ص
٥٩٦٤ ص
٥٩٦٥ ص
٥٩٦٦ ص
٥٩٦٧ ص
٥٩٦٨ ص
٥٩٦٩ ص
٥٩٧٠ ص
٥٩٧١ ص
٥٩٧٢ ص
٥٩٧٣ ص
٥٩٧٤ ص
٥٩٧٥ ص
٥٩٧٦ ص
٥٩٧٧ ص
٥٩٧٨ ص
٥٩٧٩ ص
٥٩٨٠ ص
٥٩٨١ ص
٥٩٨٢ ص
٥٩٨٣ ص
٥٩٨٤ ص
٥٩٨٥ ص
٥٩٨٦ ص
٥٩٨٧ ص
٥٩٨٨ ص
٥٩٨٩ ص
٥٩٩٠ ص
٥٩٩١ ص
٥٩٩٢ ص
٥٩٩٣ ص
٥٩٩٤ ص
٥٩٩٥ ص
٥٩٩٦ ص
٥٩٩٧ ص
٥٩٩٨ ص
٥٩٩٩ ص
٦٠٠٠ ص
٦٠٠١ ص
٦٠٠٢ ص
٦٠٠٣ ص
٦٠٠٤ ص
٦٠٠٥ ص
٦٠٠٦ ص
٦٠٠٧ ص
٦٠٠٨ ص
٦٠٠٩ ص
٦٠١٠ ص
٦٠١١ ص
٦٠١٢ ص
٦٠١٣ ص
٦٠١٤ ص
٦٠١٥ ص
٦٠١٦ ص
٦٠١٧ ص
٦٠١٨ ص
٦٠١٩ ص
٦٠٢٠ ص
٦٠٢١ ص
٦٠٢٢ ص
٦٠٢٣ ص
٦٠٢٤ ص
٦٠٢٥ ص
٦٠٢٦ ص
٦٠٢٧ ص
٦٠٢٨ ص
٦٠٢٩ ص
٦٠٣٠ ص
٦٠٣١ ص
٦٠٣٢ ص
٦٠٣٣ ص
٦٠٣٤ ص
٦٠٣٥ ص
٦٠٣٦ ص
٦٠٣٧ ص
٦٠٣٨ ص
٦٠٣٩ ص
٦٠٤٠ ص
٦٠٤١ ص
٦٠٤٢ ص
٦٠٤٣ ص
٦٠٤٤ ص
٦٠٤٥ ص
٦٠٤٦ ص
٦٠٤٧ ص
٦٠٤٨ ص
٦٠٤٩ ص
٦٠٥٠ ص
٦٠٥١ ص
٦٠٥٢ ص
٦٠٥٣ ص
٦٠٥٤ ص
٦٠٥٥ ص
٦٠٥٦ ص
٦٠٥٧ ص
٦٠٥٨ ص
٦٠٥٩ ص
٦٠٦٠ ص
٦٠٦١ ص
٦٠٦٢ ص
٦٠٦٣ ص
٦٠٦٤ ص
٦٠٦٥ ص
٦٠٦٦ ص
٦٠٦٧ ص
٦٠٦٨ ص
٦٠٦٩ ص
٦٠٧٠ ص
٦٠٧١ ص
٦٠٧٢ ص
٦٠٧٣ ص
٦٠٧٤ ص
٦٠٧٥ ص
٦٠٧٦ ص
٦٠٧٧ ص
٦٠٧٨ ص
٦٠٧٩ ص
٦٠٨٠ ص
٦٠٨١ ص
٦٠٨٢ ص
٦٠٨٣ ص
٦٠٨٤ ص
٦٠٨٥ ص
٦٠٨٦ ص
٦٠٨٧ ص
٦٠٨٨ ص
٦٠٨٩ ص
٦٠٩٠ ص
٦٠٩١ ص
٦٠٩٢ ص
٦٠٩٣ ص
٦٠٩٤ ص
٦٠٩٥ ص
٦٠٩٦ ص
٦٠٩٧ ص
٦٠٩٨ ص
٦٠٩٩ ص
٦١٠٠ ص
٦١٠١ ص
٦١٠٢ ص
٦١٠٣ ص
٦١٠٤ ص
٦١٠٥ ص
٦١٠٦ ص
٦١٠٧ ص
٦١٠٨ ص
٦١٠٩ ص
٦١١٠ ص
٦١١١ ص
٦١١٢ ص
٦١١٣ ص
٦١١٤ ص
٦١١٥ ص
٦١١٦ ص
٦١١٧ ص
٦١١٨ ص
٦١١٩ ص
٦١٢٠ ص
٦١٢١ ص
٦١٢٢ ص
٦١٢٣ ص
٦١٢٤ ص
٦١٢٥ ص
٦١٢٦ ص
٦١٢٧ ص
٦١٢٨ ص
٦١٢٩ ص
٦١٣٠ ص
٦١٣١ ص
٦١٣٢ ص
٦١٣٣ ص
٦١٣٤ ص
٦١٣٥ ص
٦١٣٦ ص
٦١٣٧ ص
٦١٣٨ ص
٦١٣٩ ص
٦١٤٠ ص
٦١٤١ ص
٦١٤٢ ص
٦١٤٣ ص
٦١٤٤ ص
٦١٤٥ ص
٦١٤٦ ص
٦١٤٧ ص
٦١٤٨ ص
٦١٤٩ ص
٦١٥٠ ص
٦١٥١ ص
٦١٥٢ ص
٦١٥٣ ص
٦١٥٤ ص
٦١٥٥ ص
٦١٥٦ ص
٦١٥٧ ص
٦١٥٨ ص
٦١٥٩ ص
٦١٦٠ ص
٦١٦١ ص
٦١٦٢ ص
٦١٦٣ ص
٦١٦٤ ص
٦١٦٥ ص
٦١٦٦ ص
٦١٦٧ ص
٦١٦٨ ص
٦١٦٩ ص
٦١٧٠ ص
٦١٧١ ص
٦١٧٢ ص
٦١٧٣ ص
٦١٧٤ ص
٦١٧٥ ص
٦١٧٦ ص
٦١٧٧ ص
٦١٧٨ ص
٦١٧٩ ص
٦١٨٠ ص
٦١٨١ ص
٦١٨٢ ص
٦١٨٣ ص
٦١٨٤ ص
٦١٨٥ ص
٦١٨٦ ص
٦١٨٧ ص
٦١٨٨ ص
٦١٨٩ ص
٦١٩٠ ص
٦١٩١ ص
٦١٩٢ ص
٦١٩٣ ص
٦١٩٤ ص
٦١٩٥ ص
٦١٩٦ ص
٦١٩٧ ص
٦١٩٨ ص
٦١٩٩ ص
٦٢٠٠ ص
٦٢٠١ ص
٦٢٠٢ ص
٦٢٠٣ ص
٦٢٠٤ ص
٦٢٠٥ ص
٦٢٠٦ ص
٦٢٠٧ ص
٦٢٠٨ ص
٦٢٠٩ ص
٦٢١٠ ص
٦٢١١ ص
٦٢١٢ ص
٦٢١٣ ص
٦٢١٤ ص
٦٢١٥ ص
٦٢١٦ ص
٦٢١٧ ص
٦٢١٨ ص
٦٢١٩ ص
٦٢٢٠ ص
٦٢٢١ ص
٦٢٢٢ ص
٦٢٢٣ ص
٦٢٢٤ ص
٦٢٢٥ ص
٦٢٢٦ ص
٦٢٢٧ ص
٦٢٢٨ ص
٦٢٢٩ ص
٦٢٣٠ ص
٦٢٣١ ص
٦٢٣٢ ص
٦٢٣٣ ص
٦٢٣٤ ص
٦٢٣٥ ص
٦٢٣٦ ص
٦٢٣٧ ص
٦٢٣٨ ص
٦٢٣٩ ص
٦٢٤٠ ص
٦٢٤١ ص
٦٢٤٢ ص
٦٢٤٣ ص
٦٢٤٤ ص
٦٢٤٥ ص
٦٢٤٦ ص
٦٢٤٧ ص
٦٢٤٨ ص
٦٢٤٩ ص
٦٢٥٠ ص
٦٢٥١ ص
٦٢٥٢ ص
٦٢٥٣ ص
٦٢٥٤ ص
٦٢٥٥ ص
٦٢٥٦ ص
٦٢٥٧ ص
٦٢٥٨ ص
٦٢٥٩ ص
٦٢٦٠ ص
٦٢٦١ ص
٦٢٦٢ ص
٦٢٦٣ ص
٦٢٦٤ ص
٦٢٦٥ ص
٦٢٦٦ ص
٦٢٦٧ ص
٦٢٦٨ ص
٦٢٦٩ ص
٦٢٧٠ ص
٦٢٧١ ص
٦٢٧٢ ص
٦٢٧٣ ص
٦٢٧٤ ص
٦٢٧٥ ص
٦٢٧٦ ص
٦٢٧٧ ص
٦٢٧٨ ص
٦٢٧٩ ص
٦٢٨٠ ص
٦٢٨١ ص
٦٢٨٢ ص
٦٢٨٣ ص
٦٢٨٤ ص
٦٢٨٥ ص
٦٢٨٦ ص
٦٢٨٧ ص
٦٢٨٨ ص
٦٢٨٩ ص
٦٢٩٠ ص
٦٢٩١ ص
٦٢٩٢ ص
٦٢٩٣ ص
٦٢٩٤ ص
٦٢٩٥ ص
٦٢٩٦ ص
٦٢٩٧ ص
٦٢٩٨ ص
٦٢٩٩ ص
٦٣٠٠ ص
٦٣٠١ ص
٦٣٠٢ ص
٦٣٠٣ ص
٦٣٠٤ ص
٦٣٠٥ ص
٦٣٠٦ ص
٦٣٠٧ ص
٦٣٠٨ ص
٦٣٠٩ ص
٦٣١٠ ص
٦٣١١ ص
٦٣١٢ ص
٦٣١٣ ص
٦٣١٤ ص
٦٣١٥ ص
٦٣١٦ ص
٦٣١٧ ص
٦٣١٨ ص
٦٣١٩ ص
٦٣٢٠ ص
٦٣٢١ ص
٦٣٢٢ ص
٦٣٢٣ ص
٦٣٢٤ ص
٦٣٢٥ ص
٦٣٢٦ ص
٦٣٢٧ ص
٦٣٢٨ ص
٦٣٢٩ ص
٦٣٣٠ ص
٦٣٣١ ص
٦٣٣٢ ص
٦٣٣٣ ص
٦٣٣٤ ص
٦٣٣٥ ص
٦٣٣٦ ص
٦٣٣٧ ص
٦٣٣٨ ص
٦٣٣٩ ص
٦٣٤٠ ص
٦٣٤١ ص
٦٣٤٢ ص
٦٣٤٣ ص
٦٣٤٤ ص
٦٣٤٥ ص
٦٣٤٦ ص
٦٣٤٧ ص
٦٣٤٨ ص
٦٣٤٩ ص
٦٣٥٠ ص
٦٣٥١ ص
٦٣٥٢ ص
٦٣٥٣ ص
٦٣٥٤ ص
٦٣٥٥ ص
٦٣٥٦ ص
٦٣٥٧ ص
٦٣٥٨ ص
٦٣٥٩ ص
٦٣٦٠ ص
٦٣٦١ ص
٦٣٦٢ ص
٦٣٦٣ ص
٦٣٦٤ ص
٦٣٦٥ ص
٦٣٦٦ ص
٦٣٦٧ ص
٦٣٦٨ ص
٦٣٦٩ ص
٦٣٧٠ ص
٦٣٧١ ص
٦٣٧٢ ص
٦٣٧٣ ص
٦٣٧٤ ص
٦٣٧٥ ص
٦٣٧٦ ص
٦٣٧٧ ص
٦٣٧٨ ص
٦٣٧٩ ص
٦٣٨٠ ص
٦٣٨١ ص
٦٣٨٢ ص
٦٣٨٣ ص
٦٣٨٤ ص
٦٣٨٥ ص
٦٣٨٦ ص
٦٣٨٧ ص
٦٣٨٨ ص
٦٣٨٩ ص
٦٣٩٠ ص
٦٣٩١ ص
٦٣٩٢ ص
٦٣٩٣ ص
٦٣٩٤ ص
٦٣٩٥ ص
٦٣٩٦ ص
٦٣٩٧ ص
٦٣٩٨ ص
٦٣٩٩ ص
٦٤٠٠ ص
٦٤٠١ ص
٦٤٠٢ ص
٦٤٠٣ ص
٦٤٠٤ ص
٦٤٠٥ ص
٦٤٠٦ ص
٦٤٠٧ ص
٦٤٠٨ ص
٦٤٠٩ ص
٦٤١٠ ص
٦٤١١ ص
٦٤١٢ ص
٦٤١٣ ص
٦٤١٤ ص
٦٤١٥ ص
٦٤١٦ ص
٦٤١٧ ص
٦٤١٨ ص
٦٤١٩ ص
٦٤٢٠ ص
٦٤٢١ ص
٦٤٢٢ ص
٦٤٢٣ ص
٦٤٢٤ ص
٦٤٢٥ ص
٦٤٢٦ ص
٦٤٢٧ ص
٦٤٢٨ ص
٦٤٢٩ ص
٦٤٣٠ ص
٦٤٣١ ص
٦٤٣٢ ص
٦٤٣٣ ص
٦٤٣٤ ص
٦٤٣٥ ص
٦٤٣٦ ص
٦٤٣٧ ص
٦٤٣٨ ص
٦٤٣٩ ص
٦٤٤٠ ص
٦٤٤١ ص
٦٤٤٢ ص
٦٤٤٣ ص
٦٤٤٤ ص
٦٤٤٥ ص
٦٤٤٦ ص
٦٤٤٧ ص
٦٤٤٨ ص
٦٤٤٩ ص
٦٤٥٠ ص
٦٤٥١ ص
٦٤٥٢ ص
٦٤٥٣ ص
٦٤٥٤ ص
٦٤٥٥ ص
٦٤٥٦ ص
٦٤٥٧ ص
٦٤٥٨ ص
٦٤٥٩ ص
٦٤٦٠ ص
٦٤٦١ ص
٦٤٦٢ ص
٦٤٦٣ ص
٦٤٦٤ ص
٦٤٦٥ ص
٦٤٦٦ ص
٦٤٦٧ ص
٦٤٦٨ ص
٦٤٦٩ ص
٦٤٧٠ ص
٦٤٧١ ص
٦٤٧٢ ص
٦٤٧٣ ص
٦٤٧٤ ص
٦٤٧٥ ص
٦٤٧٦ ص
٦٤٧٧ ص
٦٤٧٨ ص
٦٤٧٩ ص
٦٤٨٠ ص
٦٤٨١ ص
٦٤٨٢ ص
٦٤٨٣ ص
٦٤٨٤ ص
٦٤٨٥ ص
٦٤٨٦ ص
٦٤٨٧ ص
٦٤٨٨ ص
٦٤٨٩ ص
٦٤٩٠ ص
٦٤٩١ ص
٦٤٩٢ ص
٦٤٩٣ ص
٦٤٩٤ ص
٦٤٩٥ ص
٦٤٩٦ ص
٦٤٩٧ ص
٦٤٩٨ ص
٦٤٩٩ ص
٦٥٠٠ ص
٦٥٠١ ص
٦٥٠٢ ص
٦٥٠٣ ص
٦٥٠٤ ص
٦٥٠٥ ص
٦٥٠٦ ص
٦٥٠٧ ص
٦٥٠٨ ص
٦٥٠٩ ص
٦٥١٠ ص
٦٥١١ ص
٦٥١٢ ص
٦٥١٣ ص
٦٥١٤ ص
٦٥١٥ ص
٦٥١٦ ص
٦٥١٧ ص
٦٥١٨ ص
٦٥١٩ ص
٦٥٢٠ ص
٦٥٢١ ص
٦٥٢٢ ص
٦٥٢٣ ص
٦٥٢٤ ص
٦٥٢٥ ص
٦٥٢٦ ص
٦٥٢٧ ص
٦٥٢٨ ص
٦٥٢٩ ص
٦٥٣٠ ص
٦٥٣١ ص
٦٥٣٢ ص
٦٥٣٣ ص
٦٥٣٤ ص
٦٥٣٥ ص
٦٥٣٦ ص
٦٥٣٧ ص
٦٥٣٨ ص
٦٥٣٩ ص
٦٥٤٠ ص
٦٥٤١ ص
٦٥٤٢ ص
٦٥٤٣ ص
٦٥٤٤ ص
٦٥٤٥ ص
٦٥٤٦ ص
٦٥٤٧ ص
٦٥٤٨ ص
٦٥٤٩ ص
٦٥٥٠ ص
٦٥٥١ ص
٦٥٥٢ ص
٦٥٥٣ ص
٦٥٥٤ ص
٦٥٥٥ ص
٦٥٥٦ ص
٦٥٥٧ ص
٦٥٥٨ ص
٦٥٥٩ ص
٦٥٦٠ ص
٦٥٦١ ص
٦٥٦٢ ص
٦٥٦٣ ص
٦٥٦٤ ص
٦٥٦٥ ص
٦٥٦٦ ص
٦٥٦٧ ص
٦٥٦٨ ص
٦٥٦٩ ص
٦٥٧٠ ص
٦٥٧١ ص
٦٥٧٢ ص
٦٥٧٣ ص
٦٥٧٤ ص
٦٥٧٥ ص
٦٥٧٦ ص
٦٥٧٧ ص
٦٥٧٨ ص
٦٥٧٩ ص
٦٥٨٠ ص
٦٥٨١ ص
٦٥٨٢ ص
٦٥٨٣ ص
٦٥٨٤ ص
٦٥٨٥ ص
٦٥٨٦ ص
٦٥٨٧ ص
٦٥٨٨ ص
٦٥٨٩ ص
٦٥٩٠ ص
٦٥٩١ ص
٦٥٩٢ ص
٦٥٩٣ ص
٦٥٩٤ ص
٦٥٩٥ ص
٦٥٩٦ ص
٦٥٩٧ ص
٦٥٩٨ ص
٦٥٩٩ ص
٦٦٠٠ ص
٦٦٠١ ص
٦٦٠٢ ص
٦٦٠٣ ص
٦٦٠٤ ص
٦٦٠٥ ص
٦٦٠٦ ص
٦٦٠٧ ص
٦٦٠٨ ص
٦٦٠٩ ص
٦٦١٠ ص
٦٦١١ ص
٦٦١٢ ص
٦٦١٣ ص
٦٦١٤ ص
٦٦١٥ ص
٦٦١٦ ص
٦٦١٧ ص
٦٦١٨ ص
٦٦١٩ ص
٦٦٢٠ ص
٦٦٢١ ص
٦٦٢٢ ص
٦٦٢٣ ص
٦٦٢٤ ص
٦٦٢٥ ص
٦٦٢٦ ص
٦٦٢٧ ص
٦٦٢٨ ص
٦٦٢٩ ص
٦٦٣٠ ص
٦٦٣١ ص
٦٦٣٢ ص
٦٦٣٣ ص
٦٦٣٤ ص
٦٦٣٥ ص
٦٦٣٦ ص
٦٦٣٧ ص
٦٦٣٨ ص
٦٦٣٩ ص
٦٦٤٠ ص
٦٦٤١ ص
٦٦٤٢ ص
٦٦٤٣ ص
٦٦٤٤ ص
٦٦٤٥ ص
٦٦٤٦ ص
٦٦٤٧ ص
٦٦٤٨ ص
٦٦٤٩ ص
٦٦٥٠ ص
٦٦٥١ ص
٦٦٥٢ ص
٦٦٥٣ ص
٦٦٥٤ ص
٦٦٥٥ ص
٦٦٥٦ ص
٦٦٥٧ ص
٦٦٥٨ ص
٦٦٥٩ ص
٦٦٦٠ ص
٦٦٦١ ص
٦٦٦٢ ص
٦٦٦٣ ص
٦٦٦٤ ص
٦٦٦٥ ص
٦٦٦٦ ص
٦٦٦٧ ص
٦٦٦٨ ص
٦٦٦٩ ص
٦٦٧٠ ص
٦٦٧١ ص
٦٦٧٢ ص
٦٦٧٣ ص
٦٦٧٤ ص
٦٦٧٥ ص
٦٦٧٦ ص
٦٦٧٧ ص
٦٦٧٨ ص
٦٦٧٩ ص
٦٦٨٠ ص
٦٦٨١ ص
٦٦٨٢ ص
٦٦٨٣ ص
٦٦٨٤ ص
٦٦٨٥ ص
٦٦٨٦ ص
٦٦٨٧ ص
٦٦٨٨ ص
٦٦٨٩ ص
٦٦٩٠ ص
٦٦٩١ ص
٦٦٩٢ ص
٦٦٩٣ ص
٦٦٩٤ ص
٦٦٩٥ ص
٦٦٩٦ ص
٦٦٩٧ ص
٦٦٩٨ ص
٦٦٩٩ ص
٦٧٠٠ ص
٦٧٠١ ص
٦٧٠٢ ص
٦٧٠٣ ص
٦٧٠٤ ص
٦٧٠٥ ص
٦٧٠٦ ص
٦٧٠٧ ص
٦٧٠٨ ص
٦٧٠٩ ص
٦٧١٠ ص
٦٧١١ ص
٦٧١٢ ص
٦٧١٣ ص
٦٧١٤ ص
٦٧١٥ ص
٦٧١٦ ص
٦٧١٧ ص
٦٧١٨ ص
٦٧١٩ ص
٦٧٢٠ ص
٦٧٢١ ص
٦٧٢٢ ص
٦٧٢٣ ص
٦٧٢٤ ص
٦٧٢٥ ص
٦٧٢٦ ص
٦٧٢٧ ص
٦٧٢٨ ص
٦٧٢٩ ص
٦٧٣٠ ص
٦٧٣١ ص
٦٧٣٢ ص
٦٧٣٣ ص
٦٧٣٤ ص
٦٧٣٥ ص
٦٧٣٦ ص
٦٧٣٧ ص
٦٧٣٨ ص
٦٧٣٩ ص
٦٧٤٠ ص
٦٧٤١ ص
٦٧٤٢ ص
٦٧٤٣ ص
٦٧٤٤ ص
٦٧٤٥ ص
٦٧٤٦ ص
٦٧٤٧ ص
٦٧٤٨ ص
٦٧٤٩ ص
٦٧٥٠ ص
٦٧٥١ ص
٦٧٥٢ ص
٦٧٥٣ ص
٦٧٥٤ ص
٦٧٥٥ ص
٦٧٥٦ ص
٦٧٥٧ ص
٦٧٥٨ ص
٦٧٥٩ ص
٦٧٦٠ ص
٦٧٦١ ص
٦٧٦٢ ص
٦٧٦٣ ص
٦٧٦٤ ص
٦٧٦٥ ص
٦٧٦٦ ص
٦٧٦٧ ص
٦٧٦٨ ص
٦٧٦٩ ص
٦٧٧٠ ص
٦٧٧١ ص
٦٧٧٢ ص
٦٧٧٣ ص
٦٧٧٤ ص
٦٧٧٥ ص
٦٧٧٦ ص
٦٧٧٧ ص
٦٧٧٨ ص
٦٧٧٩ ص
٦٧٨٠ ص
٦٧٨١ ص
٦٧٨٢ ص
٦٧٨٣ ص
٦٧٨٤ ص
٦٧٨٥ ص
٦٧٨٦ ص
٦٧٨٧ ص
٦٧٨٨ ص
٦٧٨٩ ص
٦٧٩٠ ص
٦٧٩١ ص
٦٧٩٢ ص
٦٧٩٣ ص
٦٧٩٤ ص
٦٧٩٥ ص
٦٧٩٦ ص
٦٧٩٧ ص
٦٧٩٨ ص
٦٧٩٩ ص
٦٨٠٠ ص
٦٨٠١ ص
٦٨٠٢ ص
٦٨٠٣ ص
٦٨٠٤ ص
٦٨٠٥ ص
٦٨٠٦ ص
٦٨٠٧ ص
٦٨٠٨ ص
٦٨٠٩ ص
٦٨١٠ ص
٦٨١١ ص
٦٨١٢ ص
٦٨١٣ ص
٦٨١٤ ص
٦٨١٥ ص
٦٨١٦ ص
٦٨١٧ ص
٦٨١٨ ص
٦٨١٩ ص
٦٨٢٠ ص
٦٨٢١ ص
٦٨٢٢ ص
٦٨٢٣ ص
٦٨٢٤ ص
٦٨٢٥ ص
٦٨٢٦ ص
٦٨٢٧ ص
٦٨٢٨ ص
٦٨٢٩ ص
٦٨٣٠ ص
٦٨٣١ ص
٦٨٣٢ ص
٦٨٣٣ ص
٦٨٣٤ ص
٦٨٣٥ ص
٦٨٣٦ ص
٦٨٣٧ ص
٦٨٣٨ ص
٦٨٣٩ ص
٦٨٤٠ ص
٦٨٤١ ص
٦٨٤٢ ص
٦٨٤٣ ص
٦٨٤٤ ص
٦٨٤٥ ص
٦٨٤٦ ص
٦٨٤٧ ص
٦٨٤٨ ص
٦٨٤٩ ص
٦٨٥٠ ص
٦٨٥١ ص
٦٨٥٢ ص
٦٨٥٣ ص
٦٨٥٤ ص
٦٨٥٥ ص
٦٨٥٦ ص
٦٨٥٧ ص
٦٨٥٨ ص
٦٨٥٩ ص
٦٨٦٠ ص
٦٨٦١ ص
٦٨٦٢ ص
٦٨٦٣ ص
٦٨٦٤ ص
٦٨٦٥ ص
٦٨٦٦ ص
٦٨٦٧ ص
٦٨٦٨ ص
٦٨٦٩ ص
٦٨٧٠ ص
٦٨٧١ ص
٦٨٧٢ ص
٦٨٧٣ ص
٦٨٧٤ ص
٦٨٧٥ ص
٦٨٧٦ ص
٦٨٧٧ ص
٦٨٧٨ ص
٦٨٧٩ ص
٦٨٨٠ ص
٦٨٨١ ص
٦٨٨٢ ص
٦٨٨٣ ص
٦٨٨٤ ص
٦٨٨٥ ص
٦٨٨٦ ص
٦٨٨٧ ص
٦٨٨٨ ص
٦٨٨٩ ص
٦٨٩٠ ص
٦٨٩١ ص
٦٨٩٢ ص
٦٨٩٣ ص
٦٨٩٤ ص
٦٨٩٥ ص
٦٨٩٦ ص
٦٨٩٧ ص
٦٨٩٨ ص
٦٨٩٩ ص
٦٩٠٠ ص
٦٩٠١ ص
٦٩٠٢ ص
٦٩٠٣ ص
٦٩٠٤ ص
٦٩٠٥ ص
٦٩٠٦ ص
٦٩٠٧ ص
٦٩٠٨ ص
٦٩٠٩ ص
٦٩١٠ ص
٦٩١١ ص
٦٩١٢ ص
٦٩١٣ ص
٦٩١٤ ص
٦٩١٥ ص
٦٩١٦ ص
٦٩١٧ ص
٦٩١٨ ص
٦٩١٩ ص
٦٩٢٠ ص
٦٩٢١ ص
٦٩٢٢ ص
٦٩٢٣ ص
٦٩٢٤ ص
٦٩٢٥ ص
٦٩٢٦ ص
٦٩٢٧ ص
٦٩٢٨ ص
٦٩٢٩ ص
٦٩٣٠ ص
٦٩٣١ ص
٦٩٣٢ ص
٦٩٣٣ ص
٦٩٣٤ ص
٦٩٣٥ ص
٦٩٣٦ ص
٦٩٣٧ ص
٦٩٣٨ ص
٦٩٣٩ ص
٦٩٤٠ ص
٦٩٤١ ص
٦٩٤٢ ص
٦٩٤٣ ص
٦٩٤٤ ص
٦٩٤٥ ص
٦٩٤٦ ص
٦٩٤٧ ص
٦٩٤٨ ص
٦٩٤٩ ص
٦٩٥٠ ص
٦٩٥١ ص
٦٩٥٢ ص
٦٩٥٣ ص
٦٩٥٤ ص
٦٩٥٥ ص
٦٩٥٦ ص
٦٩٥٧ ص
٦٩٥٨ ص
٦٩٥٩ ص
٦٩٦٠ ص
٦٩٦١ ص
٦٩٦٢ ص
٦٩٦٣ ص
٦٩٦٤ ص
٦٩٦٥ ص
٦٩٦٦ ص
٦٩٦٧ ص
٦٩٦٨ ص
٦٩٦٩ ص
٦٩٧٠ ص
٦٩٧١ ص
٦٩٧٢ ص
٦٩٧٣ ص
٦٩٧٤ ص
٦٩٧٥ ص
٦٩٧٦ ص
٦٩٧٧ ص
٦٩٧٨ ص
٦٩٧٩ ص
٦٩٨٠ ص
٦٩٨١ ص
٦٩٨٢ ص
٦٩٨٣ ص
٦٩٨٤ ص
٦٩٨٥ ص
٦٩٨٦ ص
٦٩٨٧ ص
٦٩٨٨ ص
٦٩٨٩ ص
٦٩٩٠ ص
٦٩٩١ ص
٦٩٩٢ ص
٦٩٩٣ ص
٦٩٩٤ ص
٦٩٩٥ ص
٦٩٩٦ ص
٦٩٩٧ ص
٦٩٩٨ ص
٦٩٩٩ ص
٧٠٠٠ ص
٧٠٠١ ص
٧٠٠٢ ص
٧٠٠٣ ص
٧٠٠٤ ص
٧٠٠٥ ص
٧٠٠٦ ص
٧٠٠٧ ص
٧٠٠٨ ص
٧٠٠٩ ص
٧٠١٠ ص
٧٠١١ ص
٧٠١٢ ص
٧٠١٣ ص
٧٠١٤ ص
٧٠١٥ ص
٧٠١٦ ص
٧٠١٧ ص
٧٠١٨ ص
٧٠١٩ ص
٧٠٢٠ ص
٧٠٢١ ص
٧٠٢٢ ص
٧٠٢٣ ص
٧٠٢٤ ص
٧٠٢٥ ص
٧٠٢٦ ص
٧٠٢٧ ص
٧٠٢٨ ص
٧٠٢٩ ص
٧٠٣٠ ص
٧٠٣١ ص
٧٠٣٢ ص
٧٠٣٣ ص
٧٠٣٤ ص
٧٠٣٥ ص
٧٠٣٦ ص
٧٠٣٧ ص
٧٠٣٨ ص
٧٠٣٩ ص
٧٠٤٠ ص
٧٠٤١ ص
٧٠٤٢ ص
٧٠٤٣ ص
٧٠٤٤ ص
٧٠٤٥ ص
٧٠٤٦ ص
٧٠٤٧ ص
٧٠٤٨ ص
٧٠٤٩ ص
٧٠٥٠ ص
٧٠٥١ ص
٧٠٥٢ ص
٧٠٥٣ ص
٧٠٥٤ ص
٧٠٥٥ ص
٧٠٥٦ ص
٧٠٥٧ ص
٧٠٥٨ ص
٧٠٥٩ ص
٧٠٦٠ ص
٧٠٦١ ص
٧٠٦٢ ص
٧٠٦٣ ص
٧٠٦٤ ص
٧٠٦٥ ص
٧٠٦٦ ص
٧٠٦٧ ص
٧٠٦٨ ص
٧٠٦٩ ص
٧٠٧٠ ص
٧٠٧١ ص
٧٠٧٢ ص
٧٠٧٣ ص
٧٠٧٤ ص
٧٠٧٥ ص
٧٠٧٦ ص
٧٠٧٧ ص
٧٠٧٨ ص
٧٠٧٩ ص
٧٠٨٠ ص
٧٠٨١ ص
٧٠٨٢ ص
٧٠٨٣ ص
٧٠٨٤ ص
٧٠٨٥ ص
٧٠٨٦ ص
٧٠٨٧ ص
٧٠٨٨ ص
٧٠٨٩ ص
٧٠٩٠ ص
٧٠٩١ ص
٧٠٩٢ ص
٧٠٩٣ ص
٧٠٩٤ ص
٧٠٩٥ ص
٧٠٩٦ ص
٧٠٩٧ ص
٧٠٩٨ ص
٧٠٩٩ ص
٧١٠٠ ص
٧١٠١ ص
٧١٠٢ ص
٧١٠٣ ص
٧١٠٤ ص
٧١٠٥ ص
٧١٠٦ ص
٧١٠٧ ص
٧١٠٨ ص
٧١٠٩ ص
٧١١٠ ص
٧١١١ ص
٧١١٢ ص
٧١١٣ ص
٧١١٤ ص
٧١١٥ ص
٧١١٦ ص
٧١١٧ ص
٧١١٨ ص
٧١١٩ ص
٧١٢٠ ص
٧١٢١ ص
٧١٢٢ ص
٧١٢٣ ص
٧١٢٤ ص
٧١٢٥ ص
٧١٢٦ ص
٧١٢٧ ص
٧١٢٨ ص
٧١٢٩ ص
٧١٣٠ ص
٧١٣١ ص
٧١٣٢ ص
٧١٣٣ ص
٧١٣٤ ص
٧١٣٥ ص
٧١٣٦ ص
٧١٣٧ ص
٧١٣٨ ص
٧١٣٩ ص
٧١٤٠ ص
٧١٤١ ص
٧١٤٢ ص
٧١٤٣ ص
٧١٤٤ ص
٧١٤٥ ص
٧١٤٦ ص
٧١٤٧ ص
٧١٤٨ ص
٧١٤٩ ص
٧١٥٠ ص
٧١٥١ ص
٧١٥٢ ص
٧١٥٣ ص
٧١٥٤ ص
٧١٥٥ ص
٧١٥٦ ص
٧١٥٧ ص
٧١٥٨ ص
٧١٥٩ ص
٧١٦٠ ص
٧١٦١ ص
٧١٦٢ ص
٧١٦٣ ص
٧١٦٤ ص
٧١٦٥ ص
٧١٦٦ ص
٧١٦٧ ص
٧١٦٨ ص
٧١٦٩ ص
٧١٧٠ ص
٧١٧١ ص
٧١٧٢ ص
٧١٧٣ ص
٧١٧٤ ص
٧١٧٥ ص
٧١٧٦ ص
٧١٧٧ ص
٧١٧٨ ص
٧١٧٩ ص
٧١٨٠ ص
٧١٨١ ص
٧١٨٢ ص
٧١٨٣ ص
٧١٨٤ ص
٧١٨٥ ص
٧١٨٦ ص
٧١٨٧ ص
٧١٨٨ ص
٧١٨٩ ص
٧١٩٠ ص
٧١٩١ ص
٧١٩٢ ص
٧١٩٣ ص
٧١٩٤ ص
٧١٩٥ ص
٧١٩٦ ص
٧١٩٧ ص
٧١٩٨ ص
٧١٩٩ ص
٧٢٠٠ ص
٧٢٠١ ص
٧٢٠٢ ص
٧٢٠٣ ص
٧٢٠٤ ص
٧٢٠٥ ص
٧٢٠٦ ص
٧٢٠٧ ص
٧٢٠٨ ص
٧٢٠٩ ص
٧٢١٠ ص
٧٢١١ ص
٧٢١٢ ص
٧٢١٣ ص
٧٢١٤ ص
٧٢١٥ ص
٧٢١٦ ص
٧٢١٧ ص
٧٢١٨ ص
٧٢١٩ ص
٧٢٢٠ ص
٧٢٢١ ص
٧٢٢٢ ص
٧٢٢٣ ص
٧٢٢٤ ص
٧٢٢٥ ص
٧٢٢٦ ص
٧٢٢٧ ص
٧٢٢٨ ص
٧٢٢٩ ص
٧٢٣٠ ص
٧٢٣١ ص
٧٢٣٢ ص
٧٢٣٣ ص
٧٢٣٤ ص
٧٢٣٥ ص
٧٢٣٦ ص
٧٢٣٧ ص
٧٢٣٨ ص
٧٢٣٩ ص
٧٢٤٠ ص
٧٢٤١ ص
٧٢٤٢ ص
٧٢٤٣ ص
٧٢٤٤ ص
٧٢٤٥ ص
٧٢٤٦ ص
٧٢٤٧ ص
٧٢٤٨ ص
٧٢٤٩ ص
٧٢٥٠ ص
٧٢٥١ ص
٧٢٥٢ ص
٧٢٥٣ ص
٧٢٥٤ ص
٧٢٥٥ ص
٧٢٥٦ ص
٧٢٥٧ ص
٧٢٥٨ ص
٧٢٥٩ ص
٧٢٦٠ ص
٧٢٦١ ص
٧٢٦٢ ص
٧٢٦٣ ص
٧٢٦٤ ص
٧٢٦٥ ص
٧٢٦٦ ص
٧٢٦٧ ص
٧٢٦٨ ص
٧٢٦٩ ص
٧٢٧٠ ص
٧٢٧١ ص
٧٢٧٢ ص
٧٢٧٣ ص
٧٢٧٤ ص
٧٢٧٥ ص
٧٢٧٦ ص
٧٢٧٧ ص
٧٢٧٨ ص
٧٢٧٩ ص
٧٢٨٠ ص
٧٢٨١ ص
٧٢٨٢ ص
٧٢٨٣ ص
٧٢٨٤ ص
٧٢٨٥ ص
٧٢٨٦ ص
٧٢٨٧ ص
٧٢٨٨ ص
٧٢٨٩ ص
٧٢٩٠ ص
٧٢٩١ ص
٧٢٩٢ ص
٧٢٩٣ ص
٧٢٩٤ ص
٧٢٩٥ ص
٧٢٩٦ ص
٧٢٩٧ ص
٧٢٩٨ ص
٧٢٩٩ ص
٧٣٠٠ ص
٧٣٠١ ص
٧٣٠٢ ص
٧٣٠٣ ص
٧٣٠٤ ص
٧٣٠٥ ص
٧٣٠٦ ص
٧٣٠٧ ص
٧٣٠٨ ص
٧٣٠٩ ص
٧٣١٠ ص
٧٣١١ ص
٧٣١٢ ص
٧٣١٣ ص
٧٣١٤ ص
٧٣١٥ ص
٧٣١٦ ص

دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٩٧٦

 

جانور/ جانورشناسی‌ (١) این‌ مقاله‌ شامل‌ این‌ بخشهاست‌: ١) بحثهای‌ واژه‌شناسی‌ و ادبیات‌ ٢) جانورشناسی‌ در میان‌ مسلمانان‌ ٣) جانوران‌ ایران‌ ٤) جانوران‌ سرزمینهای‌ اسلامی‌ ١) بحثهای‌ واژه‌شناسی‌ و ادبیات‌. این‌ بخش‌ شامل‌ این‌ قسمتهاست‌: الف‌) در ، ص‌ ٢٢٤: در فارسی‌ میانه‌ nwar ¦gya ) اطلاق‌ می‌شده‌ كه‌ این‌ معنی‌ ناظر به‌ كاربرد واژه‌ جان‌ در معنای‌ روح‌ است‌ (برای‌ بحث‌ در باره‌ اشتقاق‌ واژه‌ جان‌ و تطور واژگانی‌ آن‌ در زبانهای‌ اوستایی‌ و فارسی‌ میانه‌ رجوع كنید بهجان‌ * )، اما روشن‌ نیست‌ كه‌ از چه‌ زمانی‌ واژه‌ جانور تنها در معنای‌ «حیوان‌» در فارسی‌ به‌ كار رفته‌ است‌ (برای‌ شواهد شعری‌ كه‌ متضمن‌ كاربرد واژه‌ در هر دو معنی‌ است‌ رجوع كنید به دهخدا، ذیل‌ «جانور»).

سابقه‌ استفاده‌ از نامِ بعضی‌ حیوانات‌ (بیش‌ از همه‌اسب‌) به‌ عنوان‌ جزئی‌ از نام‌ اشخاص‌ یا نام‌ مكانهای‌ جغرافیایی‌، در زبان‌ فارسی‌ و لهجه‌های‌ گوناگون‌ آن‌ بسیار كهن‌ است‌ و در متنهای‌ باقی‌مانده‌ از فارسی‌ باستان‌ نیز دیده‌ می‌شود، از جمله‌ anah- §aspac به‌ معنای‌ دوست‌ دارنده‌ اسبها، نام‌ یكی‌ از كمانداران‌ داریوش‌ اول‌ هخامنشی‌ (حك : ٥٢١ ـ٤٨٦ یا ٤٨٥ ق‌ م‌؛ رجوع كنید بهكنت‌ ، ص‌ ١٧٣)، gaubaruva- به‌ معنای‌ دارنده‌ گله‌ گاو، نام‌ یكی‌ از افسران‌ داریوش‌ اول‌ (همان‌، ص‌ ١٨٢) و na- ¦varka به‌ معنای‌ سرزمین‌ گرگ‌، صورت‌ دیگر نام‌ منطقه‌ گرگان‌ كنونی‌ و توابع‌ آن‌ (همان‌، ص‌ ٢٠٦). در ایران‌ باستان‌ با نسبت‌ دادِن‌ بعضی‌ از ویژگیهای‌ ظاهری‌ و رفتاری‌ جانوران‌ به‌ آدمیان‌ برای‌ آنان‌ نام‌ و لقب‌ می‌ساخته‌اند. در فارسی‌ میانه‌ نیز صورتهای‌ متعدد اسمهای‌ مركّب‌ چند جزئی‌، كه‌ بخشی‌ از آنها اسم‌ یكی‌ از جانوران‌ باشد، دیده‌ می‌شود (برای‌ نمونه‌های‌ این‌ نامها رجوع كنید به ادامه‌ مقاله‌) در این‌ میان‌، از اسمهایی‌ كه‌ یكی‌ از اجزای‌ آن‌ اسپ‌/ اسب‌ باشد، بیشتر از دیگر اسامی‌ استفاده‌ شده‌ است‌. در متون‌ باقی‌مانده‌ به‌ زبان‌ اوستایی‌ و پهلوی‌، اسمهای‌ فراوانی‌ در تركیب‌ با اسپ‌/ اسب‌ به‌ چشم‌ می‌خورد، كه‌ بیشتر آنها نیز از تركیب‌ گُشْنَسْپ‌/ گشنسب‌ با اسامی‌ گوناگون‌ پدید آمده‌ است‌. گشنسب‌ از ریشه‌ مفروض‌ na- §vrs به‌ معنای‌ زایا، به‌ علاوه‌ اسپ‌ ساخته‌ شده‌ است‌ و در انتقال‌ از فارسی‌ باستان‌ به‌ فارسی‌ میانه‌، vi/v در آغاز كلمه‌ به‌ go تبدیل‌ شده‌ است‌؛ چنانكه‌ spa- ¦ta §vis در فارسی‌ باستان‌ ( رجوع كنید به كنت‌، ص‌ ٢٠٩ ) به‌ sp ¦ta §Gus در فارسی‌ میانه‌ ( رجوع كنید به ژینیو ، ج‌ ٢، بخش‌ ٢، ص‌ ٩٤ ) تبدیل‌ شده‌ است‌. گشنسپ‌/ گشنسب‌ گاه‌ در پایان‌ اسم‌ مركّب‌ قرار می‌گرفت‌، مثل‌ آزادگشنسپ‌ (همان‌، ج‌ ٢، بخش‌ ٢، ص‌ ٥١)، فرخ‌آذر گشنسپ‌ (همان‌، ج‌ ٢، بخش‌ ٢، ص‌ ٨٣) و فری‌زارماه‌ گشنسپ‌ (همان‌، ج‌ ٢، بخش‌ ٢، ص‌ ٨٨). گاه‌ نیز در اول‌ اسم‌ می‌آمد، همچون‌ گشنسپ‌بُرزین‌ و گشنسپ‌ماه‌ (همان‌، ج‌ ٢، بخش‌ ٢، ص‌ ٩٣). از میان‌ ٠٩٢ ، ١ اسمی‌ كه‌ ژینیو (ج‌ ٢، بخش‌ ٢، ص‌ ٢٥ـ١٩٦) از اسامی‌ فارسی‌ دوره‌ میانه‌ جمع‌آوری‌ كرده‌ است‌، ٦٥ اسم‌ جزء گشنسپ‌/ گشنسب‌ دارند. اسمهایی‌ نیز دارای‌ جزء اسب‌ هستند، مانند تهماسب‌ (همان‌، ج‌ ٢، بخش‌ ٢، ص‌ ١٦٥) و اسمهایی‌ نیز با نام‌ جانوران‌ دیگر ساخته‌ شده‌اند، مانند شیرْنیوْ (همان‌، ج‌ ٢، بخش‌ ٢، ص‌ ١٦٤).

در دوره‌ اسلامی‌ تنوع‌ استفاده‌ از نام‌ جانوران‌ در اسمها بیشتر است‌. یكی‌ از دلایل‌ آن‌، نوشته‌ شدن‌ متون‌ تاریخی‌، اسطوره‌ای‌ و حماسی‌ است‌ كه‌ متن‌ پایه‌ و پیش‌ از اسلام‌ آنها به‌ دست‌ ما نرسیده‌ است‌. در این‌ متون‌ دوره‌ اسلامی‌، اسامی‌ متعددی‌ هست‌ كه‌ از صورت‌ پیش‌ از اسلام‌ آنها بی‌اطلاعیم‌. در این‌ دوره‌ همچنین‌ اسمی‌ واحد به‌ صورتهای‌ گوناگون‌ ضبط‌ شده‌ است‌، مانند گستاسف‌ ( مجمل‌التواریخ‌ و القصص‌ ، ص‌ ٣٨، ٥١)، گشتاسف‌ (همان‌، ص‌ ٣٠)، گشتاسب‌ (همان‌، ص‌ ٥١، ٩١)، كشتاسب‌ (همان‌، ص‌ ٩٢) و بشتاسب‌ (طبری‌، ج‌ ١، ص‌ ٥٤٠) كه‌ جملگی‌ صورتهای‌ تصحیف‌ شده‌ گشتاسپ‌اند. در این‌ دوره‌ نیز در اسمهای‌ متعددی‌ نام‌ حیواناتی‌ به‌ جز اسب‌ به‌ كار رفته‌ است‌، از جمله‌ گرگسار (ولف‌ ، ص‌ ٧٠٤؛ یوستی‌ ، ص‌ ١٢٢)، گبرگاو (یوستی‌، ص‌ ١٠٦)، سمند (ولف‌، ص‌ ٥٢٦؛ یوستی‌، ص‌ ٢٨١)، شیرزاد (یوستی‌، ص‌ ٢٩٨) و شیرویه‌/ شیروی‌ ( مجمل‌ التواریخ‌ والقصص‌ ، ص‌٣٧؛ ولف‌، ص‌٥٨٨). در تاریخ‌ طبری‌ (ج‌ ١، ص‌ ٢١٢ـ٢١٣)، در باره‌ خاندان‌ فریدون‌ آمده‌ است‌ كه‌ جملگی‌ افراد آن‌ با لقبی‌ كه‌ یكی‌ از اجزای‌ آن‌ گاو/ كاو بوده‌ است‌، از هم‌ متمایز می‌شده‌اند، از جمله‌ نیك‌ كاو، سیاه‌ كاو، اسبیذكاو. طبری‌ (همانجا) ترجمه‌ عربی‌ این‌ القاب‌ را نیز ذكر كرده‌ است‌؛ از جمله‌ «البقرالبیض‌» در معنای‌ اسبیذ (سپید) گاو.

در دوران‌ صفویه‌ (ح ٩٠٦ـ١١٣٥) و قاجار (١٢١٠ـ١٣٤٤/ ١٣٠٤ ش‌)، علاوه‌ بر نام‌ حیوانات‌، لقبهای‌ گوناگونی‌ وجود داشته‌ كه‌ بر گرفته‌ از صفات‌ جانوران‌ بوده‌ است‌، مانند تذروْرفتار (برگرفته‌ از خرامیدن‌ تذرو) یا غزال‌ چشم‌ (رستم‌الحكما، ص‌ ١٥٥). در این‌ دوران‌ القابی‌ نیز بوده‌ كه‌ از تركیب‌ با نام‌ جانوری‌ در عربی‌ ساخته‌ شده‌ است‌، مانند ضرغام‌ السلطنه‌، طاووس‌العرفا و غضنفرالسلطنه‌ (سلیمانی‌، ص‌١٠٣، ١٠٥، ١١٦).

امروزه‌ نیز از نام‌ حیوانات‌ برای‌ نامیدن‌ آدمیان‌ استفاده‌ می‌شود، مانند پرستو، پروانه‌، مارال‌، هما. اسمهای‌ مركّبی‌ نیز وجود دارد كه‌ یك‌ جزء آنها اسم‌ جانوران‌ است‌، مانند شیرعلی‌، علی‌شیر، محمد شاهین‌ و غیره‌. در زبانها و گویشهای‌ گوناگون‌ ایرانی‌ نیز برای‌ نامیدن‌ انسانها، از اسامی‌ حیوانات‌ استفاده‌ شده‌ است‌، مانند توكا (نام‌ پرنده‌) و شوكا (آهو) در مازندرانی‌ (زنگنه‌، ص‌ ٢٢٢ـ ٢٢٥)؛ ملیجه‌ و ملیچك‌، هر دو به‌ معنای‌ گنجشك‌، در گیلانی‌ و لری‌ (همان‌، ص‌ ٢٤٤، ٣٠٤) و كَپوت‌ به‌ معنای‌ كبوتر در بلوچی‌ (همان‌، ص‌ ١٧٠). نام‌ بعضی‌ شهرها و روستاها نیز از نام‌ حیوانات‌ گرفته‌ شده‌ است‌، مانند گرگان‌، اسب‌آباد و اسب‌ سیاه‌ (پاپلی‌یزدی‌، ص‌ ٥٥)، پلنگ‌دره‌، پلنگ‌آباد (همان‌، ص‌ ١٢٩)، گرگ‌آباد، گرگ‌تپه‌ (همان‌، ص‌ ٤٨٣) و خرس‌آباد (همان‌، ص‌ ٢٢١). در ایران‌، از میان‌ پدیده‌های‌ طبیعی‌، كوهها بیشترین‌ اسم‌ را از میان‌ اسامی‌ جانوران‌ به‌ خود اختصاص‌ داده‌اند، مانند كفتار كوه‌ در استان‌ خراسان‌ ( فرهنگ‌ جغرافیایی‌ كوههای‌ كشور ، ج‌ ٤، ص‌ ١٥٤)، شیركوه‌ در یزد (همان‌، ج‌ ٣، ص‌ ٢٠٢) و مجموعه‌ پنج‌ كوه‌ شامل‌ چال‌ خرس‌، چال‌ شاهین‌، چال‌ كبوتر، چال‌كلاغ‌ و چاله‌ گرگ‌ در استان‌ كهگیلویه‌ و بویراحمد (همان‌، ج‌ ٢، ص‌ ٤٥٩ـ٤٦٠).


منابع‌:
(١) محمدحسین‌ پاپلی‌ یزدی‌، فرهنگ‌ آبادیها و مكانهای‌ مذهبی‌ كشور ، مشهد ١٣٦٧ ش‌؛
(٢) دهخدا؛
(٣) محمدهاشم‌ رستم‌الحكما، رستم‌التواریخ‌ ، چاپ‌ محمد مشیری‌، تهران‌ ١٣٤٨ ش‌؛
(٤) پری‌ زنگنه‌، آوای‌ نامها از ایران‌ زمین‌ ، تهران‌ ١٣٨٢ ش‌؛
(٥) كریم‌ سلیمانی‌، القاب‌ رجال‌ دوره‌ قاجاریه‌ ، تهران‌ ١٣٧٩ ش‌؛
(٦) طبری‌، تاریخ‌ (بیروت‌)؛
(٧) فرهنگ‌ جغرافیایی‌ كوههای‌ كشور ، تهران‌: سازمان‌ جغرافیایی‌ نیروهای‌ مسلح‌، ١٣٧٩ ش‌؛
(٨) مجمل‌التواریخ‌ و القصص‌ ، چاپ‌ محمدتقی‌ بهار، تهران‌: كلاله‌ خاور، ١٣١٨ ش‌؛
(٩) دیوید نیل‌ مكنزی‌، فرهنگ‌ كوچك‌ زبان‌ پهلوی‌ ، ترجمه‌ مهشید میرفخرایی‌، تهران‌ ١٣٧٣ ش‌؛
(١٠) فریتس‌ ولف‌، فرهنگ‌ شاهنامه‌ فردوسی‌ ، تهران‌ ١٣٧٧ ش‌؛


(١١) Philippe Gignoux, Iranisches Personennamenbuch , vol ٢: mitteliranische Personennamen , facs. ٢: Noms propres sassanides en moyen-perse إpigraphique , vienna ١٩٨٦;
(١٢) Ferdinand Justi, Iranisches Namenbuch , Marburg ١٨٩٥;
(١٣) Roland Grubb Kent, Old Persian: grammar, texts, lexicon , New Haven ١٩٦١.

/ فرید قاسملو /

ب‌) در ادبیات‌ زردشتی‌.

این‌ قسمت‌ از مقاله‌ (در دو بخش‌ الف‌ و ب‌) مبتنی‌ و مستند بر محتویات‌ كتاب‌ بُنْدَهِش‌ * به‌ زبان‌ پهلوی‌ است‌ كه‌ موبدی‌ به‌ نام‌ فَرْنْبَغ‌ دادَگی‌ در دوره‌ اسلامی‌ عمدتاً از بعض‌ كتابهای‌ اَوِستا و گهگاه‌ با نقل‌ توضیحات‌ و اضافات‌ دستورانِ (روحانیان‌ زردشتی‌) سپسین‌ گِرد آورده‌ است‌. بندهش‌ عمدتاً مجموعه‌ای‌ است‌ از باورها و عقاید و افسانه‌های‌ مَزدَیسنانِ قدیم‌ در باره‌ چونی‌ و چندی‌ آفرینش‌ كیهان‌، كُره‌ زمین‌ و موجودات‌ آن‌ (آدمی‌، جانوران‌، گیاهان‌ و جز اینها)، و از این‌ لحاظ‌ تا اندازه‌ای‌ مانند «سِفْرِ تكوینِ» (كتاب‌ آفرینشِ) تورات‌ است‌. این‌ قسمت‌

بر اساس‌ آوانگاری‌ و ترجمه‌ ب‌.ت‌. انكلساریا (موسوم‌ به‌ زَند آكاسیه‌ ) اما با بهره‌گیری‌ از بعض‌ توضیحات‌ ترجمه‌ فارسی‌ مهرداد بهار و آوانگاری‌ و ترجمه‌ فارسی‌ رقیه‌ بهزادی‌ از « بندهشِ هندی‌ » فراهم‌ آمده‌ است‌ (از این‌ پس‌، به‌ اختصار، به‌ ترتیب‌: انكلساریا، بهار و بهزادی‌).

الف‌) جانورانی‌ كه‌ هُرمَزدْ (اَهورامَزْدا) آفرید.

بنا بر بندهش‌ (انكلساریا، فصل‌ ١٣، ص‌ ١١٦ـ١٢٧؛
بهار، ص‌ ٧٨ـ٨٠؛
بهزادی‌، بخش‌ ١٣، آوانگاری‌، ص‌ ٢٦ـ٣٠، ترجمه‌، ص‌٩٠ـ٩٣)، هرمزد، علاوه‌ بر گیاهان‌ سودمند، همه‌ «گوسفندان‌» (= جانوران‌ سودمند) را از «مَغْزِ» (در پهلوی‌، mazg : مغز سر، مغزِ استخوان‌؛
در ترجمه‌ انكلساریا: "seed" ، یعنی‌ تخم‌، بذر؛
در بهزادی‌: «مغز، نُطفه‌») گاوی‌ نمادی‌ و افسانه‌ای‌ به‌ نامِ «گاوِ یكتا داده‌/ یكتا آفریده‌ (در پهلوی‌ : d ¦k-da ¦e )»، پدید آورد، با این‌ توضیح‌ مُبهم‌: وقتی‌ كه‌ اهریمن‌ به‌ آفریدگانِ هرمزد تاخت‌، نخست‌ گاو مذكور را از پای‌ در آورد (هرمزد برای‌ كاستن‌ از درد و رنج‌ مرگِ او، به‌ او بَنگ‌ خورانید؛
در باره‌ «گاوِ یكتا داده‌» و چونی درگذشتِ او، رجوع كنید به بنگ‌ * ؛
و انكلساریا، فصل‌ ٤، فرگرد ( بند، پاراگراف‌ ) ٢٠، ص‌٥٠ـ٥١). اما «مغز» او را هرمزد به‌ «ماهْ پایه‌» ( ؟ ) در آسمان‌ بُرد. این‌ مغز، در آنجا پالوده‌ شد ( ؟ ) و از آن‌، علاوه‌ بر ٥٥ «سَرْدَه‌» (پهلوی‌: sardag ، نوع‌، قِسم‌، گونه‌، جور) گیاهِ سودمند، «گوسفند پُرسَردَه‌» (دارای‌ انواع‌ و اقسامِ بسیار) آفریده‌ شد. توضیح‌ این‌ كه‌ واژه‌ گوسفند ( spand ¦go ) به‌ دو معنای‌ متفاوت‌ در این‌ متن‌ به‌كار رفته‌ است‌: یكی‌ «جانور سودمند» به‌طور كلی‌، و دیگری‌ جانور اهلی‌ معروف‌. توضیحِ لازمِ دیگر این‌كه‌ واژه‌های‌ سَردَه‌ ، كَرْدَه‌ ( kardag )، گونه‌ ( nag ¦go ) و جز اینها كه‌ در این‌ متن‌ برای‌ تقسیم‌ یا رَده‌بندی‌ جانوران‌ به‌كار رفته‌ هیچ‌ مدلول‌ علمی‌ و فنی‌ (مانند اصطلاحات‌ امروزینِ جنس‌ ، نوع‌ ، زیرْ نوع‌ و گونه‌/ جور ) ندارد ( رجوع كنید بهطرح‌ تقسیم‌بندی بهار، ص‌ ١٧٨ـ١٨١، كه‌ خردپذیر نیست‌).

تحقیق‌ جانورشناسی بندهشی‌ سخت‌ دشوار و گاهی‌ ناممكن‌ است‌، به‌ چند سبب‌، از جمله‌: نسخه‌های‌ خطی‌ (كامل‌ یا ناقص‌) موجودِ بندهش‌ ، محتملاً به‌ علت‌ غفلت‌ و شاید بیمایگی‌ كاتبان‌، دارای‌ عیوب‌، نقایص‌ و اشتباهات‌ بسیار است‌؛
دستنوشته‌های‌ مزبور تفاوتهایی‌ باهم‌ دارند؛
و هویت‌ بسیاری‌ از جانوران‌ یا نامعلوم‌ است‌ و یا در آن‌ شك‌ هست‌. لذا، كسانی‌ كه‌ به‌ تصحیح‌ یا ترجمه‌ و توضیح‌ محتویات‌ بندهش‌ ، همت‌ نموده‌اند (از معاصران‌، انكلساریا، دانشمند پارسی‌؛
استاد فقید انگلیسی‌، ه‌. بیلی‌ ، كه‌ كارِ گران‌ مذكور موضوع‌ رساله‌ دكتری‌ او بوده‌، رساله‌ای‌ كه‌ به‌ طبع‌ نرسیده‌ اما بهار از توضیحات‌ و یادداشتهای‌ ارزشمند آن‌ بهره‌ بسیار برده‌ است‌؛
بهار و بهزادی‌) نتوانسته‌اند مبهمات‌ و مجهولات‌ بندهش‌ (از جمله‌، فصلهای‌ مربوط‌ به‌ جانوران‌) را ایضاح‌ كنند (در باره‌ دستنوشته‌ها و ترجمه‌های‌ بندهش‌ یا بخشهایی‌ از آن‌ رجوع كنید به پیشگفتار بهار، ص‌ ٦ـ ١٠). بالتَّبَع‌، این‌ مُشكلها و مجهولات‌ در مقاله‌ حاضر نیز

دیده‌ می‌شود.

طبقه‌بندی‌ یا رده‌بندی‌ بندهشی‌ جانوران‌ مُبتنی‌ بر اصولی‌ همگن‌، منظم‌ و خردپذیر نیست‌؛
مثلاً جانوران‌ را گاهی‌ به‌ حسب‌ زیستگاه‌ معمولی‌ آنها (مثلاً، آبزی‌، «كوهْزی‌»، «سوراخْزی‌»)، گاهی‌ برحسب‌ كوچكی‌ و بزرگی‌ جُثه‌ آنها، یا گاهی‌ از لحاظ‌ شكل‌ و شمار انگشتان‌ (مثلاً، سُم‌دار، «سُمْ شكافته‌»، پنج‌ انگشتی‌) گروه‌بندی‌ كرده‌ است‌، چنانكه‌ گاهی‌ فلان‌ جانور در دو یا چند گروه‌ گنجانده‌ شده‌ است‌ (مثلاً، رجوع كنید بهخُفاش‌ در ادامه‌ مقاله‌؛
نیز رجوع كنید به«طرح‌ تقسیم‌بندی» مذكورِ بهار، كه‌ نابسامانی‌ و آشفتگی‌ این‌ تقسیم‌بندی‌ را تا اندازه‌ای‌ می‌نمایاند). به‌ هر حال‌، ما به‌ ناچار در این‌ مقاله‌ خلاصه‌ای‌ از گروههای‌ جانوران‌ را طِبق‌ ترتیب‌ و تقسیمی‌ كه‌ در متن‌ انكلساریا یافت‌ می‌شود، ذكر می‌كنیم‌ (نیز رجوع كنید به بندهش‌ هندی‌ كه‌ تلخیصی‌ از بندهش‌ «بزرگ‌تر» است‌).

( ١ ) هرمزد از «مغزِ» «گاوِ یكتا آفریده‌» مذكور نخست‌ دو «گاو» (پهلوی‌: w ¦ga )، نَر و ماده‌، آفرید. به‌سبب‌ ارجمندی «گاو»، هرمزد آن‌ را دو بار آفرید: یك‌ بار به‌ شكل‌ «گاوِ» معمولی‌ و دیگر بار، به‌ صورت‌ «گوسفندانِ پُر سَردَه‌».

( ٢ ) سپس‌، از این‌ «گوسفندان‌» (= جانوران‌ سودمند) سه‌ «كَردَه‌» آفریده‌ شد: چَرندگانِ ( اهلی‌ ) : بُز، میش‌، شُتر، اسب‌، و خر؛
جانورانِ «كوهْزی‌/ كوهْگُذَر» كه‌ «فراخْرفتار»ند ( ؟ )؛
پرندگانی‌ كه‌ «دَست‌آموز» (= رام‌ و اهلی‌شدنی‌) نیستند؛
جانوران‌ آبزی‌؛
و جانوران‌ «سوراخْ زی‌». بدینسان‌، می‌بینیم‌ كه‌ شمار «كردَه‌»ها، نَه‌ سه‌ تا بلكه‌ پنج‌ تاست‌! اینك‌ توضیحاتی‌ در باره‌ بعض‌ جانوران‌ گروهِ نخست‌ از «كرده‌» ( ١ ) : این‌ گروه‌ شامل‌ پنج‌ «گونه‌» است‌: «خَرپایان‌»، دارای‌ سُمهای‌ ناشكافته‌، كه‌ بزرگ‌ترینِ آنها اسبِ زِبال‌ (تُندرو، تَكاوَر) و كوچك‌ترین‌، «خَرِ گُرگانی‌» است‌؛
سُمْ شكافتگانِ چرنده‌، كه‌ بزرگ‌ترینِ آنها شتر و كوچك‌ترین‌، «بُز گیپان‌» (؟ رجوع كنید به توضیحات‌ بهار، ص‌١٧٦، ش‌١٦) نوزاد است‌. از پنجه‌دارانِ پنج‌ انگشتی‌، سگ‌ بزرگ‌ترین‌ و «مُشْكان‌» («گُربه‌ زَبّاد» ؟ ) كوچك‌ترینِ آنهاست‌ (در باره‌ سگ‌ رجوع كنید به ادامه‌ مقاله‌). سَردَه‌ بُز شامل‌ بُز معمولی‌، خَرْبُز (= بُزِ كلان‌)،

بزِ كوچك‌، پازَن‌ و قوچ‌ است‌. سرده‌ میش‌ شامل‌ پنج‌ «گونه‌»: دُم‌دار ( = دُنبه‌دار ؟ ) ، بیدُم‌ «سگْ میش‌» ( ؟ )، میشِ شاخدار، «كُریشَك‌» ( ؟ ) كه‌ میشی‌ است‌ اسبْ مانند، دارای‌ شاخ‌ بزرگ‌ و سه‌ كوهان‌، كه‌ آن‌ را همچون‌ سُتور (مَركب‌ برای‌ سواری‌) به‌كار می‌گیرند («گویند كه‌ باره‌ ( = مَركب‌ ) نیای‌ ما، منوچهر، همین‌ بود»). سرده‌ شتر شامل‌ چهارگونه‌ است‌: كوهی‌ و «شایسته‌ چرا» (= دشتی‌)؛
شتر یك‌ كوهانه‌ و دو كوهانه‌. هشت‌ گونه‌ اسب‌ وجود دارد: اسب‌ تازی‌، اسب‌ پارسی‌، اَستَر، گورْخر، «اسبِ آبی‌» ، و جز اینها. پانزده‌ گونه‌ گاو: سفید، سرخ‌، زرد، سیاه‌ و پیسه‌ (= اَبلق‌)، گَوَزن‌، گاوْمیش‌، «شترْ گاوْ پلنگ‌» (= زَرّافه‌)، «گاوْ ماهی‌» ( ؟ )، غَژ گاو ، خوك‌ (!)، و جز اینها.

( ٢ ) كردَه‌ «سگ‌»، شامل‌ ده‌ گونه‌: سگِ گلّه‌بان‌، سگِ نگهبانِ خانه‌، سگ‌ چوپان‌؛
سگ‌ آبی‌ یا بیدستر ؛
روباه‌، راسو، تَشی‌ (خارپشتِ تیغ‌انداز)، شَنْگ‌ ، و سنجاب‌ پرنده‌ . در بندهش‌ هندی‌ (ص‌ ٩٣)، ظاهراً به‌ نقل‌ از دستوران‌ و شارحانِ سپسین‌، علاوه‌ بر لقبهایی‌ برای‌ سگ‌، این‌ نكته‌ شگفت‌ در باره‌ سگ‌ دیده‌ می‌شود كه‌ سگ‌ آمیخته‌ای‌ از گوسفندان‌ (= جانوران‌ سودمند) و مردمان‌ است‌. از این‌رو او را سگ‌ خواندند كه‌ او یك‌ سوم‌ از مردمان‌ است‌ ( ! ) .

( ٣ ) دو گونه‌ خرگوش‌: سوراخْ زی‌ و بیشه‌زی‌.

( ٤ ) راسو ، هشت‌ گونه‌: سَمور ، سمور سیاه‌ ، خَز ، قاقُم‌ ، قاقم‌ سیاه‌، و دیگر گونه‌ها.

( ٥ ) هشت‌ گونه‌ «موش‌» : موش‌ معمولی‌؛
موشی‌ كه‌ نافه‌ مُشك‌ دارد ( ؟ )؛
موشِ دوپا (در عربی‌، یربوع‌) ؛
بیشْموش‌، كه‌ گیاه‌ زهرناكِ بیش‌ * را می‌خورَد، و «موش‌ سیاه‌»، كه‌ دشمن‌ مار است‌ (شاید نِمْس‌، جانوری‌ كه‌ به‌ انگلیسی‌ mongoose می‌گویند)، و گونه‌های‌ دیگر .

( ٦ ) پرندگان‌/ بالدارها، صد و ده‌ گونه‌: سیزده‌ گونه‌

شامل‌ سیمُرغ‌ (در پهلوی‌ : n-murw ¦se ؛
پرنده‌ افسانه‌ای‌ ؟)، كَرْشِنْت‌ ( ؟ )، عقاب‌، كَركَس‌، كلاغ‌، جغد، خروس‌، كُلَنگ‌/ دُرنا ( و جز اینها ) . دو گونه‌ خُفاش‌/ شَب‌پَره‌، كه‌ نوزادان‌ خود را شیر می‌دهند (توضیح‌ مؤلف‌ بندهش‌ : «خفاش‌ در سه‌ گروه‌ جای‌ می‌گیرد: در گروه‌ پرندگان‌ چون‌ بال‌ دارد، در گروه‌ سگان زیرا دندانهایی‌ چون‌ آنِ سگ‌ دارد، و در گروه‌ موشها چون‌ سوراخْزی‌ است‌»).

( ٧ ) ماهیها، ده‌ گونه‌: اَرَز (= كَرْ ماهی‌)، آرْزوكا ( ؟ ) و مَرزوكا ( ؟ ) و «ماهیهای‌ دیگری‌ كه‌ نامهای‌ اوستایی‌ دارند».

( ٨ ) سپس‌ در هریك‌ از سردَه‌های‌ مذكور «سرده‌ اندر سرده‌» ( شاید به‌ معنای‌ انواع‌ و گونه‌های‌ فرعی‌ ) پدید آمدند كه‌ شمار آنها نهایتاً به‌ ٢٨٢ (در بهار: ٢٦٢) رسید. جانوران‌ سودمند در طی‌ نُه‌ سال‌ به‌ هفت‌ اقلیم‌ زمین‌، در سه‌ سال‌ به‌ شش‌ كشور و در شش‌ سال‌ به‌ خُوَنِرَهْ (در پهلوی‌: Xwanirah ، «قاره‌ مسكون‌ مركزی‌ زمین‌»؛
مكنزی‌ ، همین‌ واژه‌) آمدند.

( ٩ ) بعض‌ جانوران‌ سودمند سِمَتِ «رَدی‌» (= سَروری‌، سَركردگی‌) گروه‌ خود را دارند. این‌ سركردگان‌ كه‌ نخستین‌ نمونه‌هایی‌ بودند كه‌ هرمزد آفرید، ویژگیهای‌ شگفتی‌ دارند، این‌ چنین‌ (انكلساریا، فصل‌١٧، ص‌١٥٢ـ١٥٥؛
بهار، ص‌٨٩): «خَرْبُز» (= بُزِ كلان‌)، دارای‌ آرواره‌ سفید، سَروَرِ «بُزان‌»؛
گوسفندِ (جَوانِ) دارای‌ آرواره‌ سفید، سَرور گوسفندان‌؛
شترِ دوكوهانه‌ كه‌ زانوانش‌ موی‌ سفید دارد، سرور شتران‌؛
گاو سیاهْ موی‌ و زردْزانو، سرورِ گاوان‌؛
اسب‌ سفیدِ زردْگوش‌، درخشانْ موی‌ و سفیدْچشم‌، سَرور اسبان‌؛
خَر سفیدِ «گُربهْ پای‌» ( ؟ )، سرور خران‌؛
سگ‌ سفیدِ زردْموی‌ ( ؟ )، سرور سگان‌؛
خرگوشِ بور، سرور «فراخْ رفتاران‌ و دَدانِ دستْآموز (رام‌) نشدنی‌ كه‌ در كوهها می‌زیند». در مورد پرندگان‌، نخست‌ «سیمرغِ سه‌ انگشتی‌» ( ؟ ) آفریده‌ شد، اما او سرور پرندگان‌ نیست‌، بلكه‌ كَرشِفت‌ ( ؟ ) كه‌ «دین‌» (= كتابهای‌ مقدّس‌ اَوستا ) را به‌ «وَرِ جَمكرد» بُرد سرور آنان‌ است‌. ( «وَرِ» مذكور پناهگاهی‌ بود كه‌ جَم‌، شاه‌ افسانه‌ای‌، پیش‌ از وقوع‌ طوفان‌ سهمگین‌ و ویرانگری‌ كه‌ در پیش‌ بود ساخت‌ ــ حادثه‌ای‌ چون‌ طوفان‌ نوح‌ ــ ، و از هر جانور، گیاه‌ و جز اینها نمونه‌هایی‌ به‌ آن‌ پناهگاه‌ منتقل‌ كرد تا از آسیب‌ طوفان‌ مصون‌ بمانند. ) ؛
قاقُم‌ سفید سركرده‌ راسوان‌ است‌؛
و اَرَز / كَرماهی‌ ( محتملاً بالِن‌، پستاندار دریایی‌ كلانی‌ كه‌ هنوز در اصطلاح‌ اهالی‌ كرانه‌های‌ جنوب‌ ایران‌ «كَرْماهی‌» نام‌ دارد ) سَرور آبزیان‌ است‌.

ب‌) جانورانی‌ كه‌ اهریمن‌ آفرید. اهریمن‌، در پیكار دائمش‌ با هرمزد، برای‌ مقابله‌ با «گوسفندان‌» (= جانوران‌ سودمند)، از همان‌ چهار گوهرِ (= عنصر) هرمزدی‌ (یعنی‌ آب‌، باد/ هوا، آتش‌ و خاك‌)، «خِرَفَسْتَران‌» (در پهلوی‌ : n ¦xrafastara ) یعنی‌ «جانوران‌ زیانگر» (به‌ تعبیرِ انكلساریا) را به‌ سه‌ گونه‌ آبزی‌، زمینی‌ و پرنده‌/ بالدار آفرید. از آبزیها وَزَغ‌، از زمینیها «اَژدَهای بسیارْ سَر» ( ؟ ) و از بالداران‌ «مارِ بالدار» ( ؟ ) از همه‌ بدترند. همه‌ خرفستران‌ جادوگرند و مار كه‌ تا نكُشندَش‌ نمی‌میرد، از همه‌ «جادوگرتر» است‌. خرفستران‌ در چندین‌ سردَه‌ جای‌ می‌گیرند، بدین‌ تفصیل‌ (انكلساریا، فصل‌ ٢٢، ص‌ ١٨٢ـ١٨٩؛
بهار، ص‌ ٩٧ـ٩٩؛
شماره‌گذاری‌ از نگارنده‌ حاضر است‌):

( ١ ) سرده‌ «مار» ( ! ): مار، اَژدَها ( ؟ در پهلوی‌: §az )، اژدهای‌ دو سَر و هفت‌ سر ( ؟ )، ماری‌ كه‌ مانند سوسمار دُمْسیاهِ زهرناك‌ است‌ و پوست‌ می‌اندازد ( ؟ )، خفاش‌ جنگلی‌ و زمینی‌، «مارانْ گوش‌» (در بهار، «ماران‌دوش‌»)، «مارانْ شاه‌» (در بهار) كه‌ باریك‌ و سفید و به‌ درازای‌ یك‌ انگشت‌ است‌ و بر سر مار بزرگ‌ می‌نشیند، و انواع‌ بسیار دیگر.



( ٢ ) سرده‌ كَژدُم‌، شامل‌ چند جور عقرب‌ ( كه‌ قرائت‌ نامها و تعیین‌ هویت‌ آنها ناممكن‌ است‌ ) .

( ٣ ) سرده‌ مارمولكها، شامل‌ سوسمار زهرناك‌، «برگْ مار» ( ؟ بهار) و چند نوع‌ دیگر.

( ٤ ) سرده‌ وَزَغ‌، شامل‌ چند جور (كه‌ نامها و هویت‌ آنها را نتوانسته‌اند دریابند؛
انكلساریا، فرگرد ١٣؛
بهار، ص‌ ٩٨).

( ٥ ) سرده‌ كرمها: كرم‌ ابریشم‌؛
كرمی‌ كه‌ «اندر آتش‌ است‌» ( ؟ ) و در ناحیه‌ خراسان‌ یافت‌ می‌شود و از آن‌ رنگِ سرخ‌ (برای‌ رنگرزی‌ ) به‌ دست‌ می‌آورند (ظاهراً منظور همان‌ حشره‌ای‌ است‌ كه‌ به‌ انگلیسی‌ kermes می‌گویند)، و گونه‌های‌ دیگر.

( ٦ ) سرده‌ مور: مورچه‌ دانه‌كَش‌، مورچه‌ گزنده‌ ( = شاید مورچه‌ بزرگی‌ كه‌ در تهران‌ «مورچهْ سَواری‌» نام‌ دارد ) ، موریانه‌ ( ؟ )، و مورچگان‌ دیگر. مؤلف‌ از دستوری‌ نقل‌ می‌كند كه‌ اگر لانه‌ مورچه‌ را سیصد سال‌ نیاشوبند، مورچه‌ها مبدل‌ به‌ «مارِ پَردار» می‌شوند (منقول‌ در بهار، ص‌ ٩٩).

( ٧ ) سرده‌ مگس‌ ( ! ): «مگس‌ كاسْكینی‌» (= لاجوردی‌ رنگ‌ ؟)، مگس‌ سیاه‌، مگسِ انگبین‌ (= زنبور عسل‌)، مگسی‌ كه‌ لانه‌ گلی‌ برای‌ خود می‌سازد، و جز اینها.

( ٨ ) سرده‌ مَلَخ‌ ( ! ) : ملخ‌، پشه‌ خُرد و كلان‌ و كیك‌/كَك‌ (همه‌ در یك‌ فرگرد كوتاه‌ و نامفهوم‌ در ش‌ ١٧، گنجانده‌ شده‌اند).

( ٩ ) «گُرگْ سردَگان‌». فصل‌ جداگانه‌ای‌ در بندهش‌ (انكلساریا، فصل‌ ٢٣، ص‌ ١٨٨ـ١٩١؛
بهار، ص‌ ٩٩ـ١٠٠) به‌ تقبیح‌ و تشنیع‌ گرگ‌ اختصاص‌ یافته‌ است‌. اهریمن‌ پانزده‌ سردَه‌ «گرگ‌» آفرید. گرگ‌ سیاهِ سُترُگ‌ (= درنده‌خو، خشن‌ و بی‌رحم‌) از دیگران‌ دلیرتر/ بی‌باك‌تر است‌. دَدان‌ دیگری‌ نیز در این‌ سرده‌ گنجانده‌ شده‌اند: بَبر، شیر، پلنگ‌، یوز، روباه‌، شغال‌، كَفتار، «غارْ كَن‌» ( ؟ )، گربه‌، «گرگِ آبی‌» (= ماهی‌ كوسه‌ ؟)، جُغد ( و چند جانور دیگرِ نامعلوم‌ ) .

( ١٠ ) در باره‌ چگونگی‌ پیدایش‌ میمون‌ و خرس‌ در بندهش‌ هندی‌ (ص‌ ١٠٦) این‌ افسانه‌ را كه‌ ظاهراً از بَر افزودهای‌ سپسین‌ است‌، می‌خوانیم‌: «وقتی‌ كه‌ جَمِ مذكور از فَرّ ایزدی‌ محروم‌ شد، از ترسِ دیوها دیوی‌ را به‌ زنی‌ گرفت‌ و خواهر خود را به‌ زنی‌ به‌ دیو دیگری‌ داد. میمون‌ و خرس‌ دُمدار و دیگر سردَه‌های‌ ویرانگر از ( آن‌ آمیزشها ) » پدید آمدند ( ! ) .

( ١١ ) فصل‌ ٢٤ بندهش‌ (انكلساریا، ص‌ ١٩٤ـ٢٠٥؛
بهار، ص‌ ١٠١ـ١٠٣) حاوی‌ وصف‌ چند جانور موهوم‌ و تكمله‌ای‌ توضیحی‌ است‌ در باره‌ جانورانی‌ كه‌ هرمزد برای‌ مقابله‌ با بعض‌ جانوران‌ اهریمنی‌ آفرید. از جانوران‌ موهوم‌ و كارهای‌ موهوم‌تر آنها ذكر این‌ دو مورد كافی‌ است‌: یكی‌ «خَرِ سه‌ پای‌» كه‌ شش‌

چشم‌، نُه‌ دهان‌، دو گوش‌ و یك‌ شاخ‌ دارد، و در میان‌ دریای‌ فَراخْكَرت‌ ( ؟ ) ایستاده‌ است‌. هرگاه‌ عَرعَر كُند، همه‌ آفریدگان‌ آبزی ماده‌ هرمزدی‌ آبستن‌ می‌شوند و همه‌ آفریدگان‌ ماده‌ آبستنِ اهریمنی‌ بچه‌ می‌اندازند/ سقط‌ می‌كنند. دیگری‌ (انكلساریا، فرگرد ٢٥) پرنده‌ كَرشفتِ مذكور است‌ كه‌ گویند می‌توانست‌ كلمات‌ را تلفظ‌ كند؛
لذا متن‌ اوستا را به‌ «وَرِ جمكرد» بُرد و در آنجا اشاعه‌ كرد.

از جانورانی‌ كه‌ هرمزد اختصاصاً برای‌ كشتن‌ بعض‌ جانوران‌ زیانگر و جادویی‌ آفرید اینها را ذكر می‌كنیم‌: زاغچه‌/ كلاغ‌ زاغی‌ (در پهلوی‌ : n murw ¦ske ¦ka ) برای‌ كشتن‌ ملخ‌ (همان‌، فرگرد ٣٥)؛
كَركَس‌ برای‌ خوردنِ «نَسا» (گوشت‌ مردگان‌، مُردار)، كلاغ‌

( و چند جانور دیگر نیز چنین‌ می‌كنند ) (فرگردهای‌ ٣٦ـ٣٧)؛
سگ‌ برای‌ مقابله‌ با گرگ‌ و برای‌ حفاظت‌ از جانوران‌ سودمند؛
راسو برای‌ مقابله‌ با خرچنگ‌ (در پهلوی‌ : karzang ) و دیگر خرفسترانِ سوراخْزی‌ (فرگرد ٤٠)؛
جوجه‌تیغی‌/ خارپُشت‌

كه‌ به‌ لانه‌ مورانِ دانه‌كَش‌ رفته‌ در آن‌ لانه‌ ادرارِ بول‌ می‌كند و هربار هزار مور را می‌كُشد (فرگرد ٤٢)؛
بیدستر (سگ‌ آبی‌) برای‌ مقابله‌ با دیوی‌ آفریده‌ شد كه‌ در آب‌ می‌زید (فرگرد ٤٤)؛
و خروس‌ برای‌ همكاری‌ با سگ‌ در مقابله‌ با دیوها و جادوگران‌ (فرگرد ٤٨).

( ١٢ ) هرمزد با همه‌دانی‌/ بَس‌ آگاهی خود، بعض‌ خرفستران‌ را به‌ سود آفریدگان‌ خود مبدل‌ كرد. مثلاً زنبور عسل‌ و كرم‌ ابریشم‌ را كه‌ اصلاً در جزو جانوران‌ زیانكار به‌ شمار می‌آمدند.


منابع‌:
(١٤) بندهش‌ ، ( گردآوری‌ ) فرنبغ‌ دادگی‌، ترجمه‌ مهرداد بهار، تهران‌ ١٣٦٩ ش‌؛
(١٥) بندهش‌ هندی‌: متنی‌ به‌ زبان‌ پارسی‌ میانه‌ ( پهلوی‌ ساسانی‌ )، تصحیح‌ و ترجمه‌ رقیه‌ بهزادی‌، تهران‌: ١٣٦٨ ش‌؛


(١٦) David N. MacKenzie, A conoise Payhlavi dictionary, London, repr. ١٩٧١. Zand-a ¦kas  ¦h: Iranian or Greater Bundahis §n , transliteration and English translation by B.T. Anklesaria, Bombay ١٩٥٦.

/ هوشنگ‌ اعلم‌ /

ج‌) در ادبیات‌ فارسی‌. كاربرد فراوان‌ نام‌ جانوران‌ در شعر و نثر فارسی‌ حاكی‌ از توجه‌ خاص‌ ادبیات‌ فارسی‌ به‌ جانوران‌ است‌. تمام‌ این‌ توجه‌ ادامه‌ آنچه‌ از جانوران‌ در فرهنگ‌ ایران‌ باستان‌ متداول‌ بوده‌ و در اوستا یا دیگر متون‌ زرتشتی‌ ذكر شده‌ است‌، نیست‌. بخش‌ عظیمی‌ از آن‌ نتیجه‌ تعلیمات‌ اسلامی‌، به‌ ویژه‌ تأثیر داستانهای‌ قرآن‌، در ادب‌ فارسی‌ است‌ و بیشترین‌ بخش‌ آن‌، خاصه‌ آنچه‌ از حكایتهای‌ جانوران‌ در ادبیات‌ سنّتی‌ مكتوب‌ و ادبیات‌ شفاهی‌ مردم‌ ایران‌ رایج‌ است‌، متأثر از فرهنگ‌ و ادبیات‌ هند باستان‌ است‌ ( رجوع كنید به ادامه‌ مقاله‌؛
برای‌ پیشینه‌ حكایتهای‌ جانوران‌ در ادبیات‌ جهان‌ رجوع كنید به د. دین‌ و اخلاق‌ ، ج‌ ٥، ص‌ ٦٧٦ـ ٦٧٨). در ایران‌ باستان‌، بر خلاف‌ هند، قهرمانان‌ متون‌ حماسی‌ جانوران‌ نبوده‌ بلكه‌ بیشتر شاهان‌ و پهلوانان‌ بوده‌اند، همچنانكه‌ این‌ سنّت‌ در شاهنامه‌ نیز ادامه‌ یافته‌ است‌ ( رجوع كنید بهادامه‌ مقاله‌). آنچه‌ از جانوران‌ در ادبیات‌ ایران‌ باستان‌ ذكر شده‌ است‌، بیشتر از اساطیر محسوب‌ می‌شود ( رجوع كنید به اسطوره‌ * ) یا صبغه‌ مذهبی‌ دارد ( رجوع كنید به بخش‌ ١، ب‌). تنها متن‌ داستانی غیرمذهبی‌ به‌ زبان‌ پهلوی‌، كه‌ یكی‌ از شخصیتهای‌ آن‌ جانور است‌، منظومه‌ درخت‌ آسوریك‌ است‌ كه‌ در آن‌ یك‌ بُز و درخت‌ خرما، راجع‌ به‌ فواید خود، با یكدیگر مناظره‌ می‌كنند. به‌زعم‌ برخی‌ محققان‌، این‌ منظومه‌ سرچشمه‌ پارتی‌ و به‌ گفته‌ برخی‌ دیگر، ریشه‌ در ادبیات‌ بین‌النهرین‌ دارد ( رجوع كنید بهسركاراتی‌، ص‌ ٥٦ ـ٥٧).

در ادب‌ فارسی‌، شاهنامه‌ با توجه‌ به‌ اینكه‌ ترجمه‌ دقیق‌ بخشهایی‌ از خداینامه‌ پهلوی‌ را در بردارد، ظاهراً بیش‌ از هر كتابی‌ شناخت‌ ایرانیان‌ باستان‌ را از جانوران‌ و چگونگی‌ برخوردشان‌ را با آنها و برداشتها و تصوراتی‌ را كه‌ از جانوران‌ داشته‌اند، نشان‌ می‌دهد. در شاهنامه‌ جانوران‌ به‌ دو گروهِ دَد و دام‌ تقسیم‌ شده‌ و بیش‌ از همه‌ از این‌ جانوران‌ یاد شده‌ است‌: اسپ‌ (اسب‌)، پلنگ‌، پیل‌ (فیل‌)، شیر، عقاب‌، گور، ماهی‌، مرغ‌ (عموم‌ پرندگان‌)، نهنگ‌ (تمساح‌ * ؛
مثلاً رجوع كنید به دفتر ٢، ص‌٧٠، ٨٦، ١٧٨، دفتر ٣، ص‌ ٣٢، دفتر ٤، ص‌ ٢٦٦، دفتر ٥، ص‌ ٢٣٢ـ ٢٣٣). نخستین‌ بار هوشنگ‌، پادشاه‌ پیشدادی‌، از فواید جانورانی‌ نظیر گاو و خر و گوسفند بهره‌ برد و از پوست‌ و چرم‌ جانورانی‌ نظیر روباه‌ و قاقُم‌ و سنجاب‌ استفاده‌ كرد (فردوسی‌، دفتر ١، ص‌ ٣١). در داستان‌ هوشنگ‌، واژه‌ «پویندگان‌» برای‌ چهارپایان‌ به‌ كار رفته‌ ( رجوع كنید به همانجا) كه‌ شایان‌ توجه‌ است‌.

در شاهنامه‌ اسب‌ ــ كه‌ نامهای‌ دیگری‌ نظیر «چَرمه‌» (مثلاً دفتر ١، ص‌ ٢٠٧، دفتر ٢، ص‌ ٤٦٦) و «باره‌» (مثلاً دفتر ٥، ص‌ ١٤٣) نیز برای‌ آن‌ به‌ كار رفته‌ است‌ و گله‌ آن‌ را «فَسیله‌» نیز می‌گفته‌اند ( رجوع كنید به دفتر ٣، ص‌ ١٢) ــ بیش‌ از همه‌ جانوران‌ حضور دارد و نامش‌ به‌ همراه‌ نام‌ تخت‌ و كلاه‌ و پیل‌ و پرستنده‌ (كنیز)، جزو لوازم‌ و مایحتاج‌ زندگی‌ آمده‌ است‌ ( رجوع كنید به دفتر ١، ص‌ ٢٣٧، ٢٣٩). اهمیت‌ داشتن‌ اسب‌ را در داستانی‌ كه‌ رستم‌ رخش‌ را برمی‌گزیند، می‌توان‌ دید ( رجوع كنید به فردوسی‌، دفتر ١، ص‌ ٣٣٤ـ ٣٣٥). برخی‌ از اسبها در شاهنامه‌ نام‌ خاص‌ دارند، مانند رخش‌ * كه‌ نام‌ اسب‌ رستم‌ ( رجوع كنید به دفتر ١، ص‌ ٣٣٥) و بهزاد كه‌ نام‌ اسب‌ كیخسروست‌ ( رجوع كنید به دفتر ٢، ص‌ ٤٢٧). اسب‌ رستم‌، رخش‌، آنچنان‌ نیرومند است‌ كه‌ در خان‌ اول‌ از هفت‌ خان‌، شیری‌ را می‌كشد (فردوسی‌، دفتر ٢، ص‌ ٢٢). اهمیت‌ اسب‌ در زندگی‌ ایرانیان‌ دوره‌ باستان‌ چنان‌ بود كه‌ نام‌ برخی‌ اشخاص‌ به‌ واژه‌ اسب‌ ختم‌ می‌شد ( رجوع كنید به بخش‌١، الف‌). برطبق‌ شاهنامه‌ (مثلاً دفتر ١، ص‌ ٢٢٧)، نژاد مرغوب‌ اسب‌ برای‌ سواركاری‌، اسب‌ تازی‌ بود (نیز رجوع كنید به اسدی‌ طوسی‌، ص‌ ١١٣). از اسب‌ در چوگان‌ بازی‌ هم‌ استفاده‌ می‌كردند ( رجوع كنید به فردوسی‌، دفتر ٥، ص‌ ٤٨).

جانور دیگری‌ كه‌ نام‌ آن‌ در شاهنامه‌ (مثلاً دفتر ٣، ص‌ ٢٧٦) برای‌ وصف‌ زورمندی‌، دلاوری‌ و جنگاوری‌ فراوان‌ به‌ كار رفته‌، شیر است‌ كه‌ گاه‌ «هِزَبر» نیز نامیده‌ شده‌ است‌ (مثلاً دفتر ١، ص‌ ١٢٩). صفتی‌ كه‌ برای‌ شیر به‌ كار می‌رود معمولاً «ژیان‌» (خشمگین‌ و درنده‌، مثلاً دفتر ٢، ص‌٤٢٠) یا «درنده‌» (دفتر ٢، ص‌٧٠) است‌. با توجه‌ به‌ ویژگیهای‌ شیر، صفتهایی‌ مانند «شیراوزَن‌» (شیراوژن‌، شیرافكن‌؛
دفتر ١، ص‌ ١٤٦)، «شیر بازو» (دفتر ١، ص‌ ١٩١) و «شیرمرد» (دفتر ٤، ص‌ ٦٦) برای‌ پهلوانان‌ شاهنامه‌ به‌ كار رفته‌ است‌. «شیروی‌»، منسوب‌ به‌ شیر، در شاهنامه‌ (دفتر ١، ص‌ ١٢٧، ١٣٢، ١٤٧) نام‌ یكی‌ از پهلوانان‌ سپاه‌ فریدون‌، است‌ كه‌ گاه‌ «شیر» نیز نامیده‌ شده‌ است‌ و این‌ خود، اهمیت‌ شیر را در فرهنگ‌ ایرانیان‌ نشان‌ می‌دهد. افزون‌ بر اینها، اسداللّه‌، لقب‌ امام‌ علی‌ علیه‌السلام‌، نیز بر اهمیت‌ و كاربرد نام‌ شیر در ادب‌ فارسی‌ افزوده‌ است‌ (مثلاً: «فهم‌ كن‌ گر مؤمنی‌ فضل‌ امیرالمؤمنین‌/ فضل‌ حیدر، شیریزدان‌، مرتضای‌ پاكدین‌»، كِسایی‌ مروزی‌، به‌ نقل‌ ریاحی‌، ص‌ ٩٣).

در شاهنامه‌ از درندگان‌ دیگر، پلنگ‌ (مثلاً دفتر ٢، ص‌ ١٧٨)، از خزندگان‌ و آبزیان‌ نهنگ‌ (تمساح‌، مثلاً دفتر ٢، ص‌ ١٧٨، دفتر ٤، ص‌ ٦٥، ٢٤٥) و از پرندگان‌ عقاب‌ * (مثلاً دفتر ٢، ص‌ ٨٦) مظهر زورمندی‌ و دلاوری‌اند. در داستان‌ پروازِ كیكاووس‌ به‌ آسمان‌، به‌ فرمان‌ او چهار بچه‌ عقاب‌ را از آشیانه‌ عقاب‌ می‌ربایند و آنها را با مرغ‌ و گوشتِ بره‌ می‌پرورانند تا اینكه‌ مانند شیر نیرومند می‌گردند. تخت‌ كیكاووس‌ را با نیزه‌هایی‌ به‌ چهار عقاب‌ می‌بندند و بر نیزه‌ها ران‌ بره‌ می‌بندند تا عقابها به‌ طمع‌ آنها پرواز كنند اما آنها پس‌ از چندی‌، از پرواز خسته‌ می‌شوند و كیكاووس‌ به‌ زمین‌ سقوط‌ می‌كند (فردوسی‌، دفتر ٢، ص‌ ٩٦ـ٩٧).

جانور دیگری‌ كه‌ نام‌ آن‌ در شاهنامه‌ آمده‌ (مثلاً دفتر ١، ص‌ ٢٢٥) و گاه‌ با صفتِ «مست‌» (وحشی‌ و دیوانه‌) برای‌ وصف‌ جنگاوری‌ به‌ كار رفته‌، فیل‌ است‌، چنانكه‌ برای‌ بیان‌ دلاوری‌ و توانایی‌ رستم‌، در برخی‌ نسخه‌های‌ خطی‌ شاهنامه‌ آمده‌ است‌ كه‌ رستم‌ در جوانی‌ پیل‌ سپید را می‌كشد ( رجوع كنید بهفردوسی‌، دفتر ١، ص‌ ٢٧٥، پانویس‌ ١٧). در شاهنامه‌ صفتی‌ كه‌ برای‌ فیل‌ فراوان‌ به‌ كار رفته‌ (مثلاً دفتر ٣، ص‌ ١٨ـ١٩)،«زَنده‌» (ژَنده‌، عظیم‌ و مهیب‌) و صفت‌ رستم‌ «پیلتن‌» است‌ (مثلاً دفتر ١، ص‌ ١٩١). ایرانیان‌ در جنگها بر پشت‌ فیل‌ می‌نشستند (مثلاً دفتر ٣، ص‌ ١٨).

در شاهنامه‌ از جانوران‌ درنده‌ای‌ نظیر گراز (دفتر ٣، ص‌ ٣٠٨) و گرگ‌ (دفتر ٥، ص‌ ٢٩ـ٣١) نیز یاد شده‌ است‌. هریك‌ از پهلوانان‌ ایرانی‌ در شاهنامه‌ درفشی‌ با تصویر یكی‌ از جانوران‌ درنده‌ یا تنومند دارند ( رجوع كنید بهدفتر ٢، ص‌ ١٥٩ـ١٦٢)، از جمله‌ درفش‌ پهلوانی‌ به‌ نام‌ «گراز»، صورت‌ گراز دارد ( رجوع كنید بههمان‌، دفتر ٢، ص‌ ١٦٢).

یوز و باز * جانوران‌ شكاری‌ بوده‌اند كه‌ علاوه‌ بر شاهنامه‌ (دفتر ٤، ص‌ ٢٦٦)، در دیگر متون‌ ادب‌ فارسی‌ نیز از آنها بسیار یاد شده‌ است‌. جالب‌ توجه‌ اینكه‌ در برخی‌ متون‌ ادبی‌، از جمله‌ بوستان‌ سعدی‌ (ص‌ ٨٨)، آمده‌ است‌ كه‌ یوز پنیر می‌خورد!

حیوانی‌ كه‌ در شاهنامه‌ نام‌ آن‌ بسیار ذكر شده‌ و قهرمانان‌ شاهنامه‌ ، از جمله‌ رستم‌، آن‌ را شكار می‌كنند و می‌خورند، گور است‌ ( رجوع كنید به دفتر ٢، ص‌ ١١٩). برطبق‌ شاهنامه‌ (مثلاً دفتر ٣، ص‌ ٣٨٣)، از شتر برای‌ باركشی‌ استفاده‌ می‌كردند. بلبل‌ * ، پرنده‌ای‌ كه‌ در ادب‌ فارسی‌ نماد عاشق‌ و عاشق‌ بودن‌ است‌، در شاهنامه‌ نیز هست‌ و به‌ زبان‌ پهلوی‌ سخن‌سرایی‌ می‌كند ( رجوع كنید بهدفتر ٥، ص‌ ٢٩٢). گاو مشهور شاهنامه‌ ، «گاوبرمایه‌» است‌ كه‌ فریدون‌ در كودكی‌ از شیر آن‌ تغذیه‌ می‌كند و ضحاك‌ آن‌ را می‌كشد ( رجوع كنید بهدفتر ١، ص‌ ٦٣ـ٦٤).

دیگر جانور مشهور شاهنامه‌ ، مار * است‌ كه‌ با نیرنگِ اهریمن‌ بر دوشهای‌ ضحاك‌ * می‌روید و خوراكش‌ مغز جوانان‌ است‌ ( رجوع كنید بهدفتر ١، ص‌٥٠، ٥٥ ـ٥٦). در بسیاری‌ از موارد، از مار در شاهنامه‌ با نام‌ «اَژدها» یاد شده‌ است‌. علاوه‌ بر این‌، اژدها * از جانوران‌ افسانه‌ای‌ شاهنامه‌ است‌ كه‌ رستم‌ (دفتر ٢، ص‌ ٢٦ـ٢٩) و اسفندیار (دفتر ٥، ص‌ ٢٣٢ـ٢٣٣) در خان‌ سوم‌ از هفت‌ خان‌، و گشتاسپ‌ پدر اسفندیار (دفتر ٥، ص‌ ٤٣)، آن‌ را می‌كشند. گرشاسپ‌ نیز از دیگر پهلوانان‌ اژدهاكش‌ در ادب‌ فارسی‌ است‌ ( رجوع كنید به اسدی‌ طوسی‌، ص‌ ٥٩ ـ٦١؛
نیز رجوع كنید به اژدها * ).

سیمرغ‌ دیگر جانور افسانه‌ای‌ است‌ كه‌ در شاهنامه‌ ، زال‌، پدر رستم‌، را پرورانده‌ است‌ (دفتر ١، ص‌ ١٦٦ـ ١٦٨، ١٧١ـ ١٧٢). اسفندیار در طی‌ هفت‌ خان‌، سیمرغ‌ اهریمنی‌ را در خان‌ پنجم‌ می‌كشد (دفتر ٥، ص‌ ٢٤١ـ٢٤٢). از سیمرغ‌ در دیگر آثار ادبی‌ فارسی‌ نیز بسیار یاد شده‌، به‌ویژه‌ نقش‌ او در منطق‌الطیر * و قصه‌های‌ عامیانه‌ در خور توجه‌ است‌ (نیز رجوع كنید بهسیمرغ‌ * ).

دیو جانور افسانه‌ای مشهور شاهنامه‌ است‌. یكی‌ از معروف‌ترین‌ دیوان‌ شاهنامه‌ ، دیو سپید است‌ كه‌ رستم‌ او را می‌كشد ( رجوع كنید بهدفتر ٢، ص‌ ٤٢ـ٤٣) و دیگری‌ اَكوانِ دیو است‌ كه‌ به‌ شكل‌ گور، رستم‌ را به‌ دنبال‌ خود می‌كشاند، هنگامی‌ كه‌ رستم‌ خسته‌ می‌شود و می‌خوابد، دیو او را به‌ هوا بلند می‌كند و چون‌ وارونه‌ كار است‌، رستم‌ را به‌ جای‌ خشكی‌ به‌ دریا می‌افكند (دفتر ٣، ص‌ ٢٩١ـ٢٩٣). دیو نیز در دیگر آثار ادب‌ فارسی‌، به‌ویژه‌ در قصه‌های‌ عامیانه‌ نظیر امیرارسلان‌ * ، نقش‌ عمده‌ دارد (نیز رجوع كنید بهدیو * ).

جانورانِ شاهنامه‌ دارای‌ شخصیت‌ آدمی‌ نیستند و نقل‌ حكایتهای‌ جانوران‌، شیوه‌ شاهنامه‌ نیست‌. حضور گسترده‌ جانوران‌ را در ادب‌ فارسی‌ در حكایتهایی‌ كه‌ جانوران‌ شخصیت‌ آدمی‌ دارند می‌توان‌ دید. این‌ حكایتها غالباً از فرهنگ‌ و ادب‌ هند به‌ ادبیات‌ فارسی‌ راه‌ یافته‌ است‌ چنانكه‌ در عهد ساسانی‌ كتابهایی‌ نظیر پنچه‌ تنتره‌ ، شامل‌ حكایتهای‌ جانوران‌، از سنسكریت‌ به‌ پهلوی‌ ترجمه‌ شد و سپس‌ در دوره‌ اسلامی‌ از عربی‌ به‌ فارسی‌ برگردانده‌ شد ( رجوع كنید به كلیله‌ و دمنه‌ * ؛
در باره‌ حكایتهای‌ هندی‌ در ادب‌ فارسی‌ همچنین‌ رجوع كنید به مجتبائی‌، ١٣٧٠ ش‌، ص‌ ٤٧١ـ ٤٨٨). بنا بر جاتكه‌ ، از كتابهای‌ بسیار كهن‌ هندی‌ به‌ زبان‌ پالی‌ ( د. دین‌ و اخلاق‌ ، ج‌ ٧، ص‌ ٤٩٣)، بودا در مراحل‌ گوناگون‌ حیات‌ به‌ شكل‌ جانوران‌ گوناگون‌، از جمله‌ فیل‌، در آمد (همان‌، ج‌ ٥، ص‌ ٦٧٧، ج‌ ٧، ص‌ ٤٩١) كه‌ اعتقاد هندیان‌ را به‌ تناسخ‌ * نشان‌ می‌دهد. باتوجه‌ به‌ اینكه‌ بسیاری‌ از حكایتهای‌ پنچه‌ تنتره‌ یا همان‌ كلیله‌ و دمنه‌ در جاتكه‌ نیز هست‌ (همان‌، ج‌ ٧، ص‌ ٤٩٢)، ظاهراً اینكه‌ در این‌گونه‌ حكایتها، جانوران‌ شخصیت‌ انسانی‌ دارند، به‌ گونه‌ای‌ با اعتقاد هندیان‌ به‌ تناسخ‌ مرتبط‌ می‌شود، كه‌ در ادبیات‌ فارسی‌ نیز نمود پیدا كرده‌ است‌. از كتابهای‌ هندی‌ كه‌ ترجمه‌ آنها به‌ فارسی‌، بخش‌ اعظم‌ حكایتهای‌ جانوران‌ در ادب‌ فارسی‌ را در بر دارد، كلیله‌ و دمنه‌ ، سندبادنامه‌ * و طوطی‌نامه‌ * در خور ذكر است‌.

علاوه‌ بر آنها، مرزبان‌نامه‌ نیز از آثار بسیار مهم‌ حكایتهای‌ جانوران‌ در ادب‌ فارسی‌ است‌ كه‌ با اینكه‌ در اصل‌ به‌ زبان‌ طبری‌ بوده‌ است‌، پاره‌ای‌ از حكایتهای‌ جانوران‌ در آن‌، اصل‌ و نسب‌ هندی‌ دارد ( رجوع كنید بهمرزبان‌نامه‌ * ). بخش‌ شایان‌ توجهی‌ از مجلد دومِ هزار و یك‌ شب‌ * (ص‌ ١٠٨ـ١١٦، ١١٨ـ١٤٠)، كه‌ در ١٢٦٨ عبداللطیف‌ طسوجی‌ تبریزی‌ آن‌ را از عربی‌ به‌ فارسی‌ برگردانده‌، نیز شامل‌ حكایتهای‌ جانوران‌ است‌.

بسیاری‌ از حكایتهای‌ كلیله‌ و دمنه‌ به‌ دیگر آثار ادب‌ فارسی‌ هم‌ راه‌ یافته‌ است‌، نظیر حكایت‌ خرگوش‌ و شیر (ص‌ ٨٦ ـ ٨٨) و سه‌ ماهی‌ در آبگیر (ص‌ ٩١ـ٩٢) كه‌ هر دو در مثنوی‌ مولوی‌ (دفتر ١، ص‌ ٤٩ـ٦٢، ٦٦ـ٧١، دفتر ٤، ص‌١١٠، ١١٣ـ١١٤) نیز ذكر شده‌ است‌ (در باره‌ حكایتهای‌ جانوران‌ در مثنوی‌ نیز رجوع كنید بهزرین‌كوب‌، ١٣٦٧ ش‌، ص‌ ١٦٣ـ١٩٥).

بسیاری‌ از باورها و تصورات‌ ایرانیان‌ در باره‌ جانوران‌، كه‌ در زبان‌ و ادب‌ فارسی‌ تا به‌ امروز باقی‌ است‌، ظاهراً از حكایتهایی‌ سرچشمه‌ گرفته‌ است‌ كه‌ اصل‌ هندی‌ دارند. مثلاً، حماقت‌ و ساده‌لوحی‌ خر یا درازگوش‌ را در حكایت‌ «بازرگان‌ و درازگوشِ» طوطی‌نامه‌ (ثغری‌، ص‌ ٣٦١ـ٣٦٣) می‌توان‌ دید؛
نیرنگ‌بازی‌ و فریبكاری‌ مار در كلیله‌ و دمنه‌ در حكایتِ ماری‌ آمده‌ است‌ كه‌ پیری‌ بر وی‌ غلبه‌ كرده‌ بود و با فریب‌، غوكان‌ (قورباغه‌ها) را می‌خورد (ص‌٢٣٠ـ٢٣٢)؛
حرص‌ و طمع‌ مار در حكایت‌ شاپور، امیرغوكان‌، در طوطی‌نامه‌ (ثغری‌، ص‌ ٣١٨ـ ٣٢٥) آمده‌؛
و دانایی‌ و زیركی‌ و حیله‌گری‌ روباه‌، كه‌ از قهرمانان‌ اصلی‌ حكایتهای‌ جانوران‌ است‌، در حكایت‌ «حمدونه‌ (بوزینه‌) با روباه‌ و ماهی‌» در سندباذنامه‌ (ظهیری‌ سمرقندی‌، ص‌ ٤٧ـ ٤٨) آمده‌ است‌. در باره‌ حیله‌گری‌ روباه‌، حكایت‌ مشهورِ «روباه‌ و خروس‌» در مرزبان‌نامه‌ (سعدالدین‌ وراوینی‌، ج‌ ١، ص‌٣٣٠ـ ٣٣٤) شایان‌ توجه‌ است‌ كه‌ هرچند او می‌كوشد خروس‌ را بفریبد و شكار كند، كامیاب‌ نمی‌شود و خروس‌، كه‌ داناتر است‌، روباه‌ را

از سگ‌ تازی‌ می‌ترساند و روباه‌ می‌گریزد. در كلیله‌ و دمنه‌ (مثلاً ص‌ ٦١) شغال‌ نیز، مانند روباه‌، مظهر زیركی‌ و مكاری‌ است‌. فریبكاری‌ او را در حكایتِ «شغال‌ خر سوار» در مرزبان‌نامه‌ (سعدالدین‌ وراوینی‌، ج‌ ١، ص‌ ٥٧ ـ٦٠) می‌توان‌ دید كه خری‌ را می‌فریبد و بر آن‌ سوار می‌شود اما، سرانجام‌، خر آگاه‌ می‌شود و خود را از چنگ‌ شغال‌ می‌رهاند. روباه‌ و شغال‌، در عین‌ حیله‌گری‌، ترسو و زبون‌اند و از این‌ لحاظ‌ متضادّ شیرند كه‌ سلطانِ دلاور وحوش‌ است‌ (در باره‌ سلطنت‌ شیر رجوع كنید بهكلیله‌ و دمنه‌، ص‌ ٦١، ٣١٢). تضاد و تقابل‌ شیر و روباه‌ در دیگر آثار ادب‌ فارسی‌ نیز بارها ذكر گردیده‌ است‌ (مثلاً سعدی‌، ١٣٦٣ش‌، ص‌٨٨: «برو شیر درّنده‌ باش‌ ای‌ دغل‌/ مینداز خود را چو روباهِ شل‌»).

طوطی‌ * بیش‌ از هر پرنده‌ای‌ در حكایتهای‌ فارسی هندی‌الاصل‌ حضور دارد و مظهر دانایی‌ و حكمت‌ است‌ (مثلاً رجوع كنید به ثغری‌، ص‌٤٠)، همانطور كه‌ در سراسر كتاب‌ طوطی‌نامه‌ ، با دانایی‌ خود، همسر بازرگان‌ را از كار خطا باز می‌دارد. شاعران‌ فارسی‌گوی‌ از سخن‌گویی‌ و قند یا شكر خوردن‌ یا شكر شكستنِ این‌ پرنده‌، بسیار گفته‌اند (مثلاً سعدی‌، ١٣٦١ ش‌، ص‌ ٢٣١؛
حافظ‌، ج‌١، غزل‌ ٦٣، بیت‌ ٢، غزل‌ ٣٧٣، بیت‌ ٢) و «شكرخایی‌» طوطی‌ را در كنایه‌ از «شیرین‌ سخنی‌» به‌ كار برده‌اند (مثلاً سعدی‌، ١٣٦١ش‌، ص‌٢٢٢، ٤٢٣؛
حافظ‌، ج‌١، غزل‌ ٤، بیت‌ ٢).

حكایتِ «برادر خواندگی‌ زاغ‌ و بط‌» (مرغابی‌) در طوطی‌نامه‌ (ثغری‌، ص‌ ٤٥٤ـ ٤٥٥) از پستی‌ و دون‌ همتی‌ زاغ‌ یا كلاغ‌ سخن‌ می‌گوید كه‌ آشیانه‌ آلوده‌ دارد. پرنده‌ متضاد آن‌، كه‌ عالی‌ همت‌ است‌، باز است‌ كه‌ جایش‌ بر بازوی‌ شاه‌ است‌ (قس‌ سعدی‌، ١٣٦١ ش‌، ص‌٤٤٠). پرویز ناتل‌ خانلری‌ * به‌ جای‌ باز، عقاب‌ را در شعر مشهورش‌ به‌ همین‌ نام‌، در برابر كلاغ‌ * قرار داده‌ است‌. در شعر فارسی‌، جغد (نیز با نامهای‌ بوم‌ * ، بوف‌ و كوف‌)، مانند زاغ‌، دون‌ همت‌ است‌ (مثلاً رجوع كنید به مولوی‌، دفتر ٦، ص‌ ٥١) و آشیانه‌ او در ویرانه‌هاست‌ (مثلاً رجوع كنید به عطار، ١٣٨٣ ش‌، ص‌ ٢٧٧). سعدی‌ بوم‌ را، كه‌ شوم‌ و بدخبر است‌، در برابر بلبل‌ خوش‌ خبر قرار داده‌ است‌: «بلبلا مژده‌ بهار بیار/ خبر بد به‌ بوم‌ باز گذار» (١٣٦٨ ش‌، ص‌ ١٧٤).

بیشتر حكایتهای‌ جانوران‌ در ادب‌ فارسی‌، تمثیلهایی‌ است‌ برای‌ تفهیم‌ و تعلیم‌ برخی‌ پندها و حكمتها ( رجوع كنید به مجتبائی‌، ١٣٧٠ ش‌، ص‌ ٤٧٢؛
برای‌ حكمتهای‌ اینگونه‌ تمثیلها رجوع كنید به تقوی‌، ص‌ ١٣٩ـ ٣٣٥). گاهی‌ گوینده‌ از این‌ تمثیلها مقصودی‌ عارفانه‌ دارد، مانند برخی‌ حكایتهای‌ جانوران‌ در مثنویهای‌ عطار و مثنوی‌ مولوی‌ (نیز رجوع كنید به تقوی‌، ص‌ ٣٣٦ـ٣٦٦). پاره‌ای‌ از این‌ حكایتهای‌ عارفانه‌، كه‌ قهرمانان‌ آنها پرندگان‌اند، نوع‌ ادبی‌ خاصی‌ به‌ نام‌ رساله‌الطیر و منطق‌الطیر در ادبیات‌ فارسی‌ پدید آورده‌ كه‌ مهم‌ترین‌ آنها منطق‌الطیر عطار نیشابوری‌ است‌ ( رجوع كنید بهعطار، ١٣٨٣ ش‌، مقدمه‌ شفیعی‌ كدكنی‌، ص‌ ١٠٢ـ١٦٩).

در تمثیلهای‌ عرفانی‌ و نیز شعر غنایی‌ فارسی‌، بیش‌ از همه‌ حشرات‌، از پروانه‌ و عشق‌ او به‌ شمع‌ سخن‌ گفته‌ شده‌ است‌ (مثلاً همو، ١٣٦٦ ش‌، ص‌ ٩٠، ٤٠٨، ٤٧٥؛
سعدی‌، ١٣٦٣ ش‌، ص‌ ١١٤؛
حافظ‌، ج‌ ١، غزل‌ ١٧٦، بیت‌ ٧، غزل‌ ١٧٩، بیت‌ ٦).

بخش‌ شایان‌ توجهی‌ از آنچه‌ از جانوران‌ در ادب‌ فارسی‌ آمده‌، از برخی‌ داستانهای‌ قرآنی‌ سرچشمه‌ گرفته‌ است‌، از جمله‌ داستان‌ ابراهیم‌ خلیل‌ و چهار مرغ‌ ( رجوع كنید به بقره‌: ٢٦٠؛
مثلاً خاقانی‌، ص‌ ٣١؛
مولوی‌، دفتر ٥، ص‌١٠ـ١١)، اصحاب‌ كهف‌ و سگشان‌ (كهف‌: ١٨ـ٢٢؛
مثلاً سعدی‌، ١٣٦١ ش‌، ص‌٤٤٠؛
همو، ١٣٦٨ ش‌، ص‌ ٦٢)، مور و سلیمان‌ (نمل‌: ١٨؛
مثلاً خاقانی‌، ص‌ ٢٥٩؛
حافظ‌، ج‌ ١، غزل‌ ٢٧٣، بیت‌ ٥)، هدهد و سلیمان‌ (نمل‌: ٢٠ـ ٢٨؛
مثلاً خاقانی‌، ٢٩، ٣٥٦؛
عطار، ١٣٨٣ ش‌، ص‌ ٢٥٩) و یونس‌ و ماهی‌ (صافات‌: ١٤٢ـ١٤٥؛
مثلاً ناصرخسرو، ص‌ ٤٦٩؛
خاقانی‌، ص‌ ٥٠٩، ٩٠٨).

طبق‌ تعلیمات‌ اسلامی‌، از نجاست‌ یا پلیدی‌ سگ‌ در ادب‌ فارسی‌ نیز بحث‌ شده‌ (مثلاً سعدی‌، ١٣٦١ ش‌، ص‌ ٤٧٥؛
همو، ١٣٦٨ ش‌، ص‌ ١٥٤) و چون‌ استخوان‌ می‌جوید، پست‌ همت‌ محسوب‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید بهسنایی‌، ص‌ ٣١) و در عین‌ حال‌، به ‌رغم‌ درندگی‌ و گزندگی آن‌ (مثلاً رجوع كنید بههمان‌، ص‌ ١٥٦، ٢٢٣)، از وفاداری‌اش‌ نیز یاد شده‌ است‌: «سگی‌ را لقمه‌ای‌ هرگز فراموش‌/ نگردد ور زنی‌ صد نوبتش‌ سنگ‌» (سعدی‌، ١٣٦٨ ش‌، ص‌ ١٨٦؛
در باور عامیانه‌ ایرانیان‌، گربه‌ برعكس‌ سگ‌ به‌ ناسپاسی‌ مشهور است‌ رجوع كنید به نجفی‌، ج‌ ٢، ص‌ ١٢١٩)، همچنانكه‌ شرح‌ وفاداری‌ سگ‌ در حكایتهای‌ غربی‌ مشهور است‌ ( رجوع كنید به مجتبائی‌، ١٣٦٨ش‌، ص‌ ١٥ـ٢١). در هزار و یك‌ شب‌ (ج‌ ٣، ص‌ ١٤٦) حكایتی‌ آمده‌ كه‌ حتی‌ از سخاوت‌ و طبع‌كریمانه‌ سگ‌ سخن‌ می‌گوید كه‌ از این‌ لحاظ‌ در ادب‌ فارسی‌ نظیر ندارد. صادق‌ هدایت‌ * ، در داستان‌ كوتاه‌ سگ‌ ولگرد ، به‌ گونه‌ای‌، مظلومیت‌ این‌ حیوان‌ را شرح‌ داده‌ و برداشتی‌ نو در باره‌ سگ‌ عرضه‌ كرده‌ است‌.

خوك‌ نیز، چون‌ نجس‌ است‌، در ادب‌ فارسی‌ پلید است‌ و نفس‌ را در پلیدی‌ به‌ خوك‌ تشبیه‌ كرده‌اند (مثلاً عطار، ١٣٨٣ ش‌، ص‌ ٢٩٥).

علاوه‌ بر ادب‌ سنّتی مكتوب‌، جانوران‌، خاصه‌ جانوران‌ افسانه‌ای‌ مانند دیو و اژدها و سیمرغ‌، از قهرمانان‌ اصلی‌ قصه‌های‌ عامیانه‌ فارسی‌اند (برای‌ آگاهی‌ بیشتر در این‌ باره‌ رجوع كنید بهمارزلف‌ ، ١٣٧٦ ش‌). شماری‌ از جانوران‌ افسانه‌ای‌، كه‌ نیمی‌ از اندام‌ آنها شبیه‌ آدمی‌ و نیمی‌ دیگر مانند جانوران‌ است‌، در اسكندرنامه‌ها ذكر شده‌ است‌، از جمله‌ سگساران‌ ( رجوع كنید بهطرسوسی‌، ج‌ ٢، ص‌ ٣٥٧؛
اسكندرنامه‌ كبیر ، ج‌ ٣، ص‌ ٢٥٤ـ ٢٥٦) كه‌ وصف‌ جالبی‌ از آنها در گرشاسب‌نامه‌ (اسدی‌ طوسی‌، ص‌ ١٧٤) هم‌ آمده‌، دوال‌پایان‌ ( اسكندرنامه‌ ، ص‌ ٩٦) و آدم‌خواران‌ كه‌ در دریا زندگی‌ می‌كنند و سرشان‌ مانند آدمی‌ است‌ اما دست‌ و پاهایشان‌ مانند چادری‌ پهن‌ به‌ هم‌ پیوسته‌ است‌ (طرسوسی‌، ج‌ ٢، ص‌ ٣٥٨). پریان‌ نیز چهره‌ انسان‌ و اندام‌ پرندگان‌ (همان‌، ج‌ ٢، ص‌ ٤٥٤) یا چهارپایان‌ را دارند ( اسكندرنامه‌ ، ص‌ ٣٥٤، ٣٥٦). پری‌ در قصه‌های‌ عامیانه‌ به‌ شكل‌ اسب‌، گاو (ارجانی‌، ج‌ ٥، ص‌ ٤٥، ٥١، ٦٩)، شیر، اژدها، انواع‌ چهارپایان‌ ( اسكندرنامه‌ ، ص‌ ٣٥٤، ٣٥٩)، گاه‌ به‌صورت‌ مار (طرسوسی‌، ج‌ ١، ص‌ ١٨٨ـ١٨٩) و در بیشترمواقع‌ به‌ صورت‌ كبوتر در می‌آید (مثلاً رجوع كنید بهارجانی‌، ج‌ ٥، ص‌ ٣١ـ٣٢؛
قصّه‌های‌ ایرانی‌ ، ج‌ ١، ص‌٢١٠ـ٢١١؛
نیز رجوع كنید به«پری‌» * ). مانند شاهنامه‌ ، قهرمانان‌ قصه‌های‌ عامیانه‌ نیز گاه‌ نام‌ جانوران‌ را دارند، از جمله‌ نهنگِ پهلوان‌ در اسكندرنامه‌ كبیر (ج‌ ٣، ص‌ ٢٥٦ـ ٢٥٨) و سَمَك‌ (ماهی‌) و شغال‌ در سمك‌ عیار (ارجانی‌، جاهای‌ متعدد).

حكایتهای‌ جانوران‌ در قصه‌های‌ عامیانه‌ كوتاه‌ و شفاهی‌ فارسی‌ فراوان‌ است‌ ( رجوع كنید به مارزلف‌، همانجا؛
نیز رجوع كنید به ادبیات‌ عامیانه‌ * ) و برخی‌ از همین‌ حكایتها، بخشی‌ عظیم‌ از ادبیات‌ كودكان‌ ایران‌ را تشكیل‌ می‌دهد نظیر قصه‌ خاله‌ سوسكه‌ و آقاموشه‌ ، و بز زنگوله‌پا ( رجوع كنید بهادبیات‌ كودكان‌ * ). نمونه‌هایی‌ از این‌ حكایتهای‌ عامیانه‌ فارسی‌ در ادبیات‌ ملل‌ دیگر نیز دیده‌ می‌شود ( رجوع كنید بهزرین‌كوب‌، ١٣٧٤ ش‌، ص‌٣٥٠ـ٣٥٧).

بر اساس‌ تصورات‌ قدیمی‌ ایرانیان‌ در باره‌ جانوران‌ و آنچه‌ از جانوران‌ در طی‌ صدها سال‌ در ادبیات‌ فارسی‌ رایج‌ بوده‌ است‌، كاربرد نام‌ برخی‌ جانوران‌ در فارسی‌ امروزی‌ و در تداول‌ عامه‌ نیز درخور توجه‌ است‌، از جمله‌ در باره‌ انسان‌ چرب‌ زبان‌ و مكار می‌گویند: «مار را با زبان‌ خود از سوراخ‌ بیرون‌ می‌كشد» (نجفی‌، ج‌ ٢، ص‌ ١٣١٦) یعنی‌ حتی‌ مار را، كه‌ نماد فریبكاری‌ است‌، می‌فریبد؛
یا «شیركردن‌» در معنای‌ تشجیع‌ و تحریك‌ كردن‌ (همان‌، ج‌ ٢، ص‌ ٩٨١)؛
«فیل‌ هواكردن‌» كنایه‌ از كار غیرعادی‌ و غریب‌ انجام‌ دادن‌ (همان‌، ج‌ ٢، ص‌ ١٠٦٤)؛
«خر» در معنای‌ كودن‌ و ابله‌ (همان‌، ج‌ ١، ص‌ ٥٣٥)؛
«خركردن‌» به‌ معنای‌ فریب‌ دادن‌ (همان‌، ج‌ ١، ص‌ ٥٣٨)؛
«سگ‌ شدن‌» كنایه‌ از عصبانی‌ شدن‌ و پرخاشگری‌ به‌ كار می‌رود (همان‌، ج‌ ٢، ص‌ ٩١٥)؛
و «روباه‌ آمدن‌» یا «روباه‌ برگشتن‌» كنایه‌ از این‌ است‌ كه‌ آدمی‌ از كاری‌ ناموفق‌ باز گردد (همان‌، ج‌ ٢، ص‌ ٧٨٤)، در برابر «شیرآمدن‌» یا «شیر برگشتن‌» كه‌ كنایه‌ از كامروا و موفق‌ بازگشتن‌ است‌ (همانجا).


منابع‌:
(١٧) علاوه‌ بر قرآن‌؛
(١٨) فرامرزبن‌ خداداد ارجانی‌، سمك‌ عیار ، چاپ‌ پرویز ناتل‌ خانلری‌، تهران‌ ١٣٤٧ـ١٣٥٣ ش‌؛
(١٩) علی‌بن‌ احمد اسدی‌ طوسی‌، گرشاسب‌نامه‌ ، چاپ‌ حبیب‌ یغمائی‌، تهران‌ ١٣٥٤ ش‌؛
(٢٠) اسكندرنامه‌ ، چاپ‌ ایرج‌ افشار، تهران‌: بنگاه‌ ترجمه‌ و نشر كتاب‌، ١٣٤٣ ش‌؛
(٢١) اسكندرنامه‌ كبیر ، چاپ‌ سنگی‌ تهران‌: شركت‌ طبع‌ كتاب‌، ١٣١٧ ش‌؛
(٢٢) محمد تقوی‌، حكایتهای‌ حیوانات‌ در ادب‌ فارسی‌ ، تهران‌ ١٣٧٦ ش‌؛
(٢٣) عمادبن‌ محمد ثغری‌، طوطی‌نامه‌، جواهرالاسمار ، چاپ‌ شمس‌الدین‌ آل‌احمد، ( تهران‌ ) ١٣٥٢ ش‌؛
(٢٤) شمس‌الدین‌ محمد حافظ‌، دیوان‌ ، چاپ‌ پرویز ناتل‌ خانلری‌، تهران‌ ١٣٦٢ ش‌؛
(٢٥) بدیل‌بن‌ علی‌ خاقانی‌، دیوان‌ ، چاپ‌ ضیاءالدین‌ سجادی‌، تهران‌ ١٣٦٨ ش‌؛
(٢٦) محمدامین‌ ریاحی‌، كسایی‌ مروزی‌: زندگی‌، اندیشه‌ و شعر او ، تهران‌ ١٣٦٧ ش‌؛
(٢٧) عبدالحسین‌ زرین‌كوب‌، «از قصه‌های‌ مثنوی‌»، در نامه‌ شهیدی‌: جشن‌نامه‌ استاد دكتر جعفر شهیدی‌ ، به‌ اهتمام‌ علی‌اصغر محمدخانی‌، تهران‌: طرح‌نو، ١٣٧٤ ش‌؛
(٢٨) همو، بحر در كوزه‌: نقد و تفسیر قصه‌ها و تمثیلات‌ مثنوی‌ ، تهران‌ ١٣٦٧ ش‌؛
(٢٩) بهمن‌ سركاراتی‌، سایه‌های‌ شكار شده‌: گزیده‌ مقالات‌ فارسی‌ ، مقاله‌ ٣: «مروارید پیش‌ خوك‌ افشاندن‌: یك‌ مثل‌ ایرانی‌ در كتاب‌ عهد جدید»، تهران‌ ١٣٧٨ ش‌؛
(٣٠) سعدالدین‌ وراوینی‌، مرزبان‌نامه‌ ، چاپ‌ محمد روشن‌، ( تهران‌ ) ١٣٥٥ ش‌؛
(٣١) مصلح‌بن‌ عبداللّه‌ سعدی‌، بوستان‌ سعدی‌: سعدی‌نامه‌ ، چاپ‌ غلامحسین‌ یوسفی‌، تهران‌ ١٣٦٣ ش‌؛
(٣٢) همو، غزلیات‌ سعدی‌ ، چاپ‌ حبیب‌ یغمائی‌، تهران‌ ١٣٦١ ش‌؛
(٣٣) همو، گلستان‌ سعدی‌ ، چاپ‌ غلامحسین‌ یوسفی‌، تهران‌ ١٣٦٨ ش‌؛
مجدودبن‌ آدم‌ سنایی‌، حدیقه‌الحقیقه‌ و شریعه‌الطریقه‌ ( فخری‌نامه‌ )،

(٣٤) چاپ‌ مریم‌ حسینی‌، تهران‌ ١٣٨٢ ش‌؛
(٣٥) محمدبن‌ حسن‌ طرسوسی‌، داراب‌نامه‌ طرسوسی‌ ، چاپ‌ ذبیح‌اللّه‌ صفا، تهران‌ ١٣٥٦ ش‌؛
(٣٦) محمدبن‌ علی‌ ظهیری‌ سمرقندی‌، سندباذنامه‌ ، چاپ‌ احمد آتش‌، استانبول‌ ١٩٤٨؛
(٣٧) منیژه‌ عبداللهی‌، فرهنگ‌نامه‌ جانوران‌ در ادب‌ پارسی‌ بر پایه‌ واژه‌شناسی‌، اساطیر، باورها، زیبایی‌شناسی‌ و... ، تهران‌ ١٣٨١ ش‌؛
(٣٨) محمدبن‌ ابراهیم‌ عطار، دیوان‌ ، چاپ‌ تقی‌ تفضلی‌، تهران‌ ١٣٦٦ ش‌؛
(٣٩) همو، منطق‌الطیر ، چاپ‌ محمدرضا شفیعی‌ كدكنی‌، تهران‌ ١٣٨٣ ش‌؛
(٤٠) ابوالقاسم‌ فردوسی‌، شاهنامه‌ ، چاپ‌ جلال‌ خالقی‌ مطلق‌، نیویورك‌ ١٣٦٦ ش‌ ـ ؛
(٤١) قصّه‌های‌ ایرانی‌ ، گردآوری‌ و تألیف‌ ابوالقاسم‌ انجوی‌ شیرازی‌، تهران‌: امیركبیر، ١٣٥٢ـ١٣٥٣ ش‌؛
(٤٢) كلیله‌ و دمنه‌، ترجمه‌ كلیله‌ و دمنه‌ ، انشای‌ ابوالمعالی‌ نصراللّه‌ منشی‌، چاپ‌ مجتبی‌ مینوی‌، تهران‌ ١٣٤٣ ش‌؛
(٤٣) اولریش‌ مارزلف‌، طبقه‌بندی‌ قصّه‌های‌ ایرانی‌ ، ترجمه‌ كیكاووس‌ جهانداری‌، تهران‌ ١٣٧٦ ش‌؛
(٤٤) فتح‌اللّه‌ مجتبائی‌، «افسانه‌های‌ جهانگرد»، در كتاب‌ سخن‌: مجموعه‌ مقالات‌ ، ج‌ ١، تهران‌: علمی‌، ١٣٦٨ ش‌؛
(٤٥) همو، «داستانهای‌ هندی‌ در ادبیات‌ فارسی‌»، در یكی‌ قطره‌ باران‌: جشن‌نامه‌ استاد دكتر عباس‌ زریاب‌ خوئی‌، به‌ كوشش‌ احمد تفضلی‌، تهران‌: ( نشر نو ) ، ١٣٧٠ ش‌؛
(٤٦) جلال‌الدین‌ محمدبن‌ محمد مولوی‌، مثنوی‌ ، چاپ‌ محمد استعلامی‌، تهران‌ ١٣٦٠ـ١٣٧٠ ش‌؛
(٤٧) ناصر خسرو، دیوان‌ ، چاپ‌ مجتبی‌ مینوی‌ و مهدی‌ محقق‌، تهران‌ ١٣٦٨ ش‌؛
(٤٨) ابوالحسن‌ نجفی‌، فرهنگ‌ فارسی‌ عامیانه‌ ، تهران‌ ١٣٧٨ ش‌؛
(٤٩) هزار و یك‌ شب‌ ، ترجمه‌ عبداللطیف‌ طسوجی‌ تبریزی‌، تهران‌: جامی‌، ١٣٧٩ ش‌؛


(٥٠) Encyclopaedia of religion and ethics , ed. James Hastings, Edinburgh: T. and T. Clark, ١٩٨٠-١٩٨١, s.vv. "Fable" (by Joseph Jacobs), "Ja ¦taka" (by M. Winternitz).

/ مهران‌ افشاری‌ /



د) واژگان‌ در عربی‌. واژه‌ عربی‌ حَیوان‌ تلویحاً مفهومی‌ از زندگی‌ (حیات‌ * ) را تبیین‌ می‌كند. حَیوان‌ در قرآن‌ تنها یك‌ بار (عنكبوت‌: ٦٤) و به‌ معنای‌ زندگی‌ حقیقی‌ به‌ كار رفته‌، كه‌ ناظر بر جهان‌ دیگر است‌. در فرهنگهای‌ لغت‌ آمده‌ كه‌ چشمه‌ای‌ در بهشت‌ نیز همین‌ نام‌ را دارد، اما رایج‌ترین‌ معنای‌ حَیوان‌ ، به‌صورت‌ مفرد یا جمع‌، ناظر بر معنای‌ حیوان‌ به‌طور كلی‌ است‌، یعنی‌ انسان‌ را نیز، كه‌ او را حیوان‌ ناطق‌ می‌خوانند، در بر می‌گیرد.

جانداران‌ شبه ‌جزیره‌ عربستان‌ ( رجوع كنید به جزیره‌العرب‌ * )، احتمالاً به‌ جز شیر و شترمرغ‌ كه‌ منقرض‌ شده‌اند، از زمان‌ پیش‌ از اسلام‌ به‌ بعد تغییرات‌ ناچیزی‌ داشته‌اند؛
با وجود این‌، حتی‌ در شبه‌جزیره‌ نیز تمام‌ واژگان‌ كهن‌، همان‌ گونه‌ كه‌ در آثار كهنِ واژه‌نگاری‌ دیده‌ می‌شود، باقی‌ نمانده‌اند. در دیگر كشورهای‌ عربی‌زبان‌ نیز جانداران‌، اعم‌ از بومی‌ و غیربومی‌، هر چند ویژگیهای‌ مدیترانه‌ای‌ مشتركی‌ دارند، اسامی‌ آنها كاملاً مشابه‌ اسامی‌ رایج‌ در شبه‌جزیره‌ عربستان‌ در دوران‌ باستان‌ نیست‌، زیرا اصطلاحات‌ گویشی‌ از زبانهای‌ محلی‌ به‌وجود آمده‌ یا از آنها وام‌ گرفته‌ شده‌اند (مثلاً رجوع كنید به مونتی‌ ، ١٩٥١). علاوه‌ بر این‌، یك‌ واژه‌ ممكن‌ است‌ در مناطق‌ گوناگون‌ به‌ حیوانات‌ متفاوت‌ اطلاق‌ شود (به‌ خصوص‌ رجوع كنید به د.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ "Fanak" ). اما به‌طوركلی‌ واژگان‌ مربوط‌ به‌ حیوانات‌ معروف‌تر، در سراسر كشورهای‌ عربی‌زبان‌ بسیار مشابه‌اند. واژگان‌ دوران‌ كلاسیك‌ حتی‌ از سده‌ دوم‌ ـ سوم‌، موضوع‌ مجموعه‌ رساله‌هایی‌ شد كه‌ به‌طور خاص‌ به‌ حیوانات‌ بومی‌ (اسب‌، شتر و غیره‌) می‌پرداختند و فرهنگهای‌ عربی‌ به‌ دقت‌ آنها را ثبت‌ كرده‌اند. فرهنگنامه‌ای‌ نظیر المُخَصَّص‌ ابن‌سیده‌ به‌ هر حیوان‌، حجمی‌ متناسب‌ با اهمیت‌ آن‌ در زندگی‌ اعراب‌ اختصاص‌ داده‌ است‌ ( رجوع كنید بهج‌ ٢، ص‌ ٨١ ـ ٣٥٨) و مؤلفان‌ از غنای‌ واژگان‌ عربی‌ برای‌ توصیف‌ برخی‌ گونه‌های‌ جانوران‌، از زمانهای‌ دور آگاه‌ بوده‌اند. این‌ وفور واژگان‌ تا حدی‌ ناشی‌ از این‌ واقعیت‌ است‌ كه‌ محققان‌، واژگان‌ متعلق‌ به‌ گویشهای‌ منسوخ‌ را گرد آورده‌اند. تا حدی‌ نیز به‌ علت‌ كثرت‌ استعاره‌هایی‌ است‌ كه‌ شعرا به‌كار می‌بردند و نیز معلول‌ تمایز بسیار دقیقی‌ است‌ كه‌ از لحاظ‌ سن‌، جنس‌، توانایی‌ تولیدمثل‌، رنگ‌ پوست‌ یا پر، شكل‌ اعضای‌ بدن‌ و دهان‌ و غیره‌ میان‌ جانوران‌ قائل‌ بودند. از همین‌روست‌ كه‌ همل‌ (١٨٧٩) بیش‌ از ١٢٠ واژه‌ برای‌ اسب‌ و بیش‌ از ١٦٠ واژه‌ برای‌ شتر ثبت‌ كرده‌ است‌. با وجود این‌، تعداد واژه‌های‌ اختصاصی‌ كه‌ كاربرد بیشتری‌ دارند، به‌چهار عامل‌ بستگی‌ دارد:

الف‌) اغلب‌ حیوانات‌ وحشی‌ صرف‌نظر از واژه‌های‌ هم‌معنا یا اسامی‌ گونه‌هایی‌ كه‌ تشخیص‌ آنها دشوار است‌ (واژه‌ عقاب‌ ، مؤنث‌ است‌، واژه‌ طاووس‌ مذكر و غیره‌)، با واژه‌ای‌ واحد مشخص‌ می‌شوند.

ب‌) برای‌ این‌ جانوران‌ دو واژه‌ به‌ كار می‌رود: ١. برای‌ جانوران‌ وحشی‌ كه‌ به‌ صورت‌ گروهی‌ زندگی‌ می‌كنند، یك‌ اسم‌ جمع‌ و یك‌ اسم‌ مفرد برای‌ هر دو جنس‌ (نَمل‌ یعنی‌ مورچه‌ها؛
نَمله‌ یعنی‌ یك‌ مورچه‌)، اما به‌ نظر می‌رسد اسم‌ مفرد كه‌ در این‌ مورد با همان‌ پسوند مؤنث‌ مشخص‌ شده‌، جنس‌ ماده‌ را نشان‌ می‌دهد (حَمام‌ یعنی‌ كبوترها؛
حَمامه‌ یعنی‌ یك‌ كبوتر < یك‌ كبوتر ماده‌). ٢. جانوران‌ وحشی‌ یا اهلی‌ كه‌ جنس‌ آنها از یكدیگر متمایز شده‌ است‌، صورت‌ مذكر واژه‌ به‌ گونه‌ جانور و جنس‌ نر اختصاص‌ دارد، در حالی‌ كه‌ صورت‌ مؤنث‌ آن‌ از همان‌ ریشه‌ مشتق‌ می‌شود (كَلب‌ یعنی‌ سگ‌؛
كَلبه‌ یعنی‌ ماده‌ سگ‌). گاه‌ واژه‌ به‌كار رفته‌ برای‌ جنس‌ ماده‌، هر چند به‌ لحاظ‌ دستوری‌ مؤنث‌ است‌، صورت‌ مذكر دارد و غالباً هم‌ جنس‌ ماده‌ و هم‌ گونه‌ جانور را نشان‌ می‌دهد (ضَبُع‌ ( مؤنث‌ ) یعنی‌ كفتار؛
ذیخ‌ ( مذكر ) یعنی‌ كفتار نر).



ج‌) برای‌ گونه‌های‌ خاصی‌ از جانوران‌ سه‌ واژه‌ به‌كار می‌رود: یك‌ اسم‌ جمع‌، یك‌ اسم‌ مفرد كه‌ برای‌ هر دو جنس‌ به‌ كار می‌برند، و واژه‌ای‌ برای‌ نامیدن‌ جنس‌ نر جانورانی‌ كه‌ به‌ صورت‌ گروهی‌ زندگی‌ می‌كنند (نَعام‌ یعنی‌ شترمرغ‌؛
نَعامه‌ یعنی‌ یك‌ شترمرغ‌ نر یا ماده‌؛
ظَلیم‌ یعنی‌ شترمرغ‌ نر). در مواردی‌ نظیر حِمار به‌ معنای‌ خر و حِماره‌ و اَتان‌ به‌ معنای‌ خر ماده‌، به‌ نظر می‌رسد كه‌ «حِماره‌» نامی‌ ثانوی‌ برای‌ خر ماده‌ باشد و اسم‌ مفرد برای‌ هر دو جنس‌ نیست‌ (قس‌ حَمور/ اَتون‌ در عبری‌).

د) در مورد برخی‌ گونه‌های‌ اهلی‌ كه‌ در تماس‌ نزدیك‌ با بدویان‌ زندگی‌ می‌كنند، چهار واژه‌ می‌توان‌ یافت‌: واژه‌ای‌ برای‌ گونه‌ جانور، واژه‌ای‌ برای‌ یك‌ جانورِ واحد صرف‌نظر از جنسِ آن‌، واژه‌ای‌ برای‌ جانور ماده‌، و واژه‌ای‌ برای‌ جانور نر (اِبِل‌ یعنی‌ شتران‌؛
بَعیر یعنی‌ یكی‌ از شتران‌ گله‌؛
ناقه‌ یعنی‌ شتر ماده‌؛
جَمَل‌ یعنی‌ شتر نر). در این‌ گروه‌ از جانوران‌، معمولاً نام‌ گونه‌ جانور شكل‌ مذكر دارد، اما به‌ لحاظ‌ دستوری‌ مؤنث‌ محسوب‌ می‌شود (مانند اِبِل‌، غَنَم‌ و غیره‌) كه‌ دلیل‌ آن‌ فزونی‌ تعداد جانور ماده‌ نسبت‌ به‌ جانور نر است‌.

بررسی‌ اسامی برخی‌ جانوران‌ نشان‌ می‌دهد كه‌ نام‌ حیوان‌ ماده‌ متمایز از نام‌ حیوان‌ نر است‌ و ساخته‌ شدن‌ نام‌ حیوان‌ ماده‌ با افزودن‌ پسوند ــَ ه‌ < ــَ جنبه‌ ثانوی‌ دارد. این‌ پسوند ,, مشخص‌ كننده‌ ،، اساساً برای‌ ساختن‌ اسامی‌ مفرد، برای‌ هر دو جنس‌ به‌كار می‌رود (بَغله‌ به‌ معنای‌ قاطر نر و ماده‌ است‌)، اما چون‌ در حیواناتی‌ كه‌ به‌ صورت‌ گله‌ای‌ زندگی‌ می‌كنند، تعداد جانور ماده‌ همیشه‌ بیشتر از جانور نر است‌، اسم‌ مفردی‌ كه‌ به‌ جنس‌ فلان‌ جانور اطلاق‌ می‌شود، با نام‌ جانور ماده‌ خلط‌ می‌گردد (مثلاً دَجاجَه‌ یعنی‌ مرغی‌ از مرغان‌ خانگی‌ < مرغ‌). در این‌ مورد رجوع كنید به پلاّ ، ١٩٦٠).

در میان‌ شمار عظیم‌ اسامی‌ جانورانی‌ كه‌ در فرهنگنامه‌ها یا آثار جانورشناسی‌ یافت‌ می‌شود، در كنار واژگان‌ اختصاصی‌ یا استعاری‌، نامهایی‌ كه‌ مانند كُنیه‌ ( رجوع كنید به كنیه‌ * ) یا مَعرِفه‌ ( رجوع كنید به ابن‌ * ) انسانها ساخته‌ می‌شوند، شایان‌ توجه‌اند: اُمّ حُبَین‌ (چلپاسه‌)، ابن‌آوی‌' (شغال‌) و غیره‌. این‌ اسامی كُنیه‌وار ــ كه‌ در طول‌ سده‌ها به‌ویژه‌ در گویشهای‌ عربی‌ به‌ وفور به‌ كار رفته‌ ( رجوع كنید بهدزی‌ ، ذیل‌ «ابن‌»، «ابو»، «اُم‌») ــ گاه‌ جانشین‌ واژه‌ خاص‌ متناظر شده‌اند، اما با این‌ نامها نمی‌توان‌ هویت‌ جانوران‌ مورد بحث‌ را تعیین‌ كرد زیرا تعدادی‌ از گیاهان‌ نیز نامهایی‌ مشابه‌ دارند، بلكه‌ باید اینگونه‌ نامها را حُسن‌ تعبیر یا نامی‌ خودمانی‌ بدانیم‌، به‌ خصوص‌ هنگامی‌ كه‌ از موجود جذابی‌ مانند گنجشك‌ با نامهای‌ ابومُحرِز ، ابومزاحم‌ و ابویعقوب‌ و غیره‌ نام‌ برده‌اند.

ه ) در میان‌ عرب‌ پیش‌ از اسلام‌. اعراب‌ بدوی‌ نیز، نظیر دیگر مردمان‌، خصلتها و عیوب‌ انسانی‌ را به‌ حیوانات‌ نسبت‌ می‌دادند. این‌ امر از مثلهایی‌ آشكار می‌شود كه‌ ( پیشینه‌ آنها ) بی‌تردید به‌ پیش‌ از اسلام‌ باز می‌گردد. تقریباً همه‌ این‌ مثلهای‌ عربی‌ در صفتی‌ تفضیلی‌ نمود یافته‌ كه‌ پس‌ از آن‌ نام‌ جانور ذكر شده‌ است‌؛
بدین‌ترتیب‌، بخشندگی‌ به‌ خروس‌ نسبت‌ داده‌ شده‌ است‌ (اَسخی‌' من‌ لافِظَه‌)، خیانت‌ به‌ سوسمار (اَخدَع‌ مِن‌ ضَبّ)، حماقت‌ به‌ هوبَرِه‌ (اَحْمَق‌ من‌ الحُباری‌')، بی‌باكی‌ به‌ شیر (أَجْرَأُ من‌ اللَیثْ) و غیره‌ ( رجوع كنید به جاحظ‌، فهرست‌ مثلها، ج‌ ٧، ص‌٥١٨ ـ٥٢٦).

علاوه‌ بر این‌، می‌دانیم‌ كه‌ تعدادی‌ از قبایل‌ باستانی‌ عربستان‌ نام‌ حیوان‌ بر خود دارند، از قبیلِ اسد (شیر)، قریش‌ (كوسه‌) و غیره‌، و گفته‌اند كه‌ این‌ اسامی‌ احتمالاً مفهومی‌ توتمی‌ دارند. اسمیت‌ (١٩٠٣) در زمینه‌ بقایای‌ كیشهای‌ حیوان‌دوستی‌ و ممنوعیت‌ برخی‌ غذاها و غیره‌، شواهدی‌ مبتنی‌ بر واقعیت‌ گرد آورده‌ و از آنها نتیجه‌ گرفته‌ كه‌ یك‌ نظام‌ توتمی‌ در میان‌ عربهای‌ اولیه‌ وجود داشته‌ است‌. اما قوم‌شناسان‌ نظریه‌ او را در كل‌ نپذیرفته‌ و احتمال‌ داده‌اند اهمیتی‌ اعراب‌ بدوی‌ برای‌ انواع‌ جانوران‌ قائل‌ بودند، به‌ هیچ‌وجه‌ ناشی‌ از توتم‌پرستی‌ نبوده‌، بلكه‌ صرفاً شكلی‌ از حیوان‌گرایی‌ بوده‌ است‌ ( رجوع كنید بههنینگر ، ص‌ ٨٥ ـ٨٦ و ارجاعات‌ آن‌). گفتنی‌ است‌ كه‌ عرب‌ باستان‌ روح‌ درگذشتگان‌ خود را به‌ صورت‌ پرنده‌ای‌ (هامه‌)، كه‌ معمولاً نوعی‌ جغد بود، تصویر می‌كردند كه‌ مدتی‌ بر فراز گور متوفی‌ پرواز می‌كرد و گهگاه‌ فریاد انتقام‌ می‌كشید ( رجوع كنید بهگولدتسیهر ، ص‌ ٣ به‌ بعد كه‌ بوسكه‌ ، ص‌٢٥٧ـ٢٦٠، آن‌را تجزیه‌ و تحلیل‌ كرده‌ است‌). گرچه‌ پیامبر اسلام‌ این‌ باور را نفی‌ كرد (« لا عَدْوی‌' ( ولاطِـیرَه ) ولاهامَه ولاصَفَرَ »)، اما این‌گونه‌ باورها پس‌ از اسلام‌ نیز به‌ اشكال‌ گوناگون‌ به‌ حیات‌ خود ادامه‌ داد (نیز رجوع كنید بهتفأل‌ و تطیر * ).

در قرآن‌ (مائده‌: ١٠٢ـ١٠٣؛
انعام‌: ١٣٨ـ١٣٩ و آیه‌های‌ بعد) از رسوم‌ دوره‌ جاهلیت‌ به‌ سختی‌ انتقاد شده‌ است‌، رسومی‌ كه‌ طبق‌ آن‌ برخی‌ حیوانات‌ را با نسبت‌ دادن‌ به‌ برخی‌ خدایان‌ تقدیس‌ می‌كردند یا در مورد برخی‌ شترها، گوسفندها و دیگر حیواناتِ اهلی‌ تحریمهایی‌ قائل‌ می‌شدند. حیوان‌گرایی‌ دوران‌ باستان‌، علاوه‌ بر «بلیه‌» ( در باره‌ این‌ آیین‌ جاهلی‌ رجوع كنید به خلیل‌بن‌ احمد، ج‌ ٨، ص‌ ٣٣٩، ذل‌ «بلی‌» ) ، آیینهای‌ قربانی‌ كردن‌ را نیز در بر می‌گرفت‌ (اشاره‌ به‌ اثر جامع‌ شلهود ، ١٩٥٥، در این‌ مورد كفایت‌ می‌كند). حیوانات‌ با افسونگری‌ خیرخواهانه‌ نظیر استمطار * (افسونگری‌ برای‌ طلب‌ باران‌) مرتبط‌ بوده‌اند، حتی جانورشناسان‌ معاصر شیوه‌ تفسیر مشاهده‌ حیوانات‌ را در خواب‌ ( رجوع كنید به خوابگزاری‌ * ) و نیز خواص‌ جادویی‌ اعضای‌ بدن‌ آنها را، كه‌ جادوگران‌ از آنها بهره‌ فراوان‌ می‌برند ( رجوع كنید بهد.اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ r" ¤"Sih )، به‌ تفصیل‌ شرح‌ داده‌اند. حیوانات‌ افسانه‌ای‌ در بیابانها سكونت‌ داشتند ( رجوع كنید بهغول‌ * ) و جنّیان‌ غالباً به‌ شكل‌ حیوان‌ بر انسانها ظاهر می‌شدند. حیواناتی‌ از قبیل‌ شتر، اسب‌، گاو، گوسفند، سگ‌ تازی‌، گربه‌ و زنبور واجد بركت‌ اند، اما سگها، گربه‌ها و غیره‌ شور چشم‌ نیز هستند (در مورد این‌ موضوعات‌ رجوع كنید به وسترمارك‌ ، جاهای‌ متعدد).

ه ) در ادبیات‌ عرب‌. در اشعار عربی‌ پیش‌ از اسلام‌، چند حیوان‌ جایگاه‌ ویژه‌ای‌ دارند، به‌ طوری‌ كه‌ در جلد اول‌ المجانی‌ الحدیثه‌ ، تألیف‌ بستانی‌ ــ كه‌ تحقیقی‌ موردی‌ از این‌ اشعار به‌ دست‌ داده‌ است‌ ــ حدود هشتاد حیوان‌ با اسامی‌ گوناگون‌ ذكر شده‌اند كه‌ در آن‌ میان‌ نام‌ شتر * ( اِبِل‌ ) ، اسب‌ * ( فرس‌ ) ، شترمرغ‌ * ( نَعام‌ ) و شیر * ( اسد ) بیش‌ از همه‌ به‌ چشم‌ می‌خورد (م‌. نُوَیهی‌ این‌ موضوع‌ را در رساله‌ای‌ منتشر نشده‌ كه‌ در ١٣٢١ ش‌/ ١٩٤٢ در لندن‌ ارائه‌ كرد، بررسی‌ كرده‌ است‌: > «حیوانات‌ در اشعار عربی‌ باستان‌ ( به‌ جز اسب‌ و شتر ) » < .

حیوانات‌ بیابان‌ در اشعار عربی‌ دوران‌ اسلامی‌، حتی‌ نزد شاعران‌ كلاسیك‌ و نوكلاسیك‌، به‌طور طبیعی‌ اهمیت‌ كمتری‌ دارند، هرچند این‌ شاعران‌ همچنان‌ به‌ توصیف‌ شتران‌ خود و لاف‌ زدن‌ در باره‌ سفرهای‌ خود به‌ ناكجاآبادها ادامه‌ می‌دهند. به‌رغم‌ وفور منابع‌ الهام‌بخش‌ جدید، نوگراها برای‌ نشان‌ دادن‌ دانش‌ زبان‌شناختی‌ خود در طَرَدیات‌ * ــ كه‌ در آن‌ واژگانی‌ فوق‌العاده‌ غنی‌ به‌طور مصنوعی‌ برساخته‌اند ــ تردیدی‌ به‌ خود راه‌ ندادند. برخی‌ از آنها اشعار زیبایی‌ در مورد حیوانات‌ دست‌آموز سرودند، به‌ ویژه‌ محمدبن‌ یسیر ( رجوع كنید به پلاّ ، ١٩٥٥، ص‌ ٢٨٩ـ ٣٣٨) یا قاسم‌بن‌ یوسف‌بن‌ القاسم‌ ( رجوع كنید به سوردل‌ ، ص‌ ٢٢٩، و فهرست‌) كه‌ مرثیه‌هایی‌ در باره‌ بزها، گربه‌ها و پرندگان‌ سرودند ( رجوع كنید به فارق‌، ص‌٢٦١ـ٢٧٠). در سده‌های‌ بعد، باوجود ظهور گونه‌های‌ جدیدی‌ از جانوران‌ (مثل‌ فیل‌ و زرافه‌) در ادبیات‌، كلاغ‌ * (غراب‌) و شیر جایگاه‌ خود را در ادبیات‌ حفظ‌ كردند زیرا به‌ ترتیب‌ نمادِ غمِ جدایی‌ و قدرت‌ و بی‌باكی‌ هستند. توصیف‌ طبیعت‌ در بردارنده‌ مضامینی‌ تازه‌ و نمادهای‌ اصیل‌ است‌ و شعرا زشت‌ترین‌ و زیباترین‌ حیوانات‌ را وصف‌ می‌كنند. كبوتر (حَمام‌)، بلبل‌، و طاووس‌ نه‌ تنها در زبان‌ عربی‌، بلكه‌ در ادبیات‌ فارسی‌ و تركی‌ نیز همچون‌ نماد به‌كار می‌روند. شعرای‌ سرزمینهای‌ غربی‌ اسلامی‌ بسیار به‌ حیوانات‌ دست‌آموز می‌پرداختند و به‌ شتر، كه‌ به‌ندرت‌ او را می‌شناختند، توجهی‌ نداشتند ( رجوع كنید بهپرس‌ ، ص‌ ٢٣٥ـ٢٤٧).

در حوزه‌ نثر، وضع‌ كاملاً متفاوت‌ است‌. هیچ‌ داستانی‌ در باره‌ جانوران‌ از عربستان‌ پیش‌ از اسلام‌ ــ كه‌ در مجموع‌، فاقد یك‌ فرهنگ‌ عامیانه‌ مترقی‌ بودند ( رجوع كنید به حكایت‌ * ) ــ به‌ دست‌ نیامده‌ است‌ و حكایتهای‌ منسوب‌ به‌ لقمان‌ * ، عمدتاً به‌ دوران‌ پس‌ از اسلام‌ تعلق‌ دارند. ترجمه‌ كلیله‌ و دمنه‌ * كه‌ همواره‌ شاهكار باقی‌مانده‌ و گاه‌ از آن‌ تقلید شده‌ اما هرگز برتری‌ خود را از دست‌ نداده‌ است‌. از میان‌ این‌ آثار، نخست‌ باید از اثر اَبانِبن‌ عبدالحمید لاحقی‌ * كه‌ حكایات‌ كلیله‌ و دمنه‌ را به‌ نظم‌ در آورده‌ و سپس‌ از اثر ابن‌هَبّاریه‌ * با عنوان‌ نَتائج‌ الفِطنه‌ فی‌ نَظم‌ كلیله‌ و دمنه‌ نام‌ برد و پس‌ از آن‌ به‌ترتیب‌ این‌ آثار را می‌توان‌ برشمرد: تقلیدهای‌ سهل‌بن‌ هارون‌ * در كتاب‌ ثَعْلا و عَفْرا و كتاب‌ النَمر و الثَعْلَب‌ (نسخه‌ای‌ خطی‌ از آن‌ در تونس‌ موجود است‌؛
رجوع كنید بهمهیری‌، ص‌ ١٩ـ٤٠)، تقلیدهای‌ ابن‌ظفر * در كتاب‌ سُلوان‌ المُطاع‌ فی‌ عُدوان‌ الاَتْباع‌ ، و نیز كتاب‌ الصادِح‌ و الباغِم‌ نوشته‌ ابن‌الهَبّاریه‌، و فاكِهَه الخُلفاء نوشته‌ ابن‌عربشاه‌ * . ظاهراً هیچ‌یك‌ از این‌ آثار به‌ موفقیت‌ كلیله‌ودمنه‌ دست‌ نیافتند.

همچنین‌ در هزارویك‌ شب‌ نام‌ تعدادی‌ از حیوانات‌ آمده‌ و موضوع‌ مسخ‌ و استحاله‌ حیوانات‌ نیز در این‌ اثر به‌ طور گسترده‌ مطرح‌ شده‌ است‌ ( رجوع كنید به الیسیف‌ ، ص‌ ٩٣، ١٤٢ـ١٤٤، ١٩٣ و جاهای‌ دیگر؛
گرهارت‌ ، ص‌ ٣٠٥ به‌ بعد).

غیر از جنّیان‌ و غولها ، نام‌ تعدادی‌ حیوان‌ افسانه‌ای‌، عمدتاً پرندگان‌، نیز در این‌ آثار وجود دارد ( رجوع كنید بهد. اسلام‌ ، چاپ‌ دوم‌، ذیل‌ murgh" ¦kh", "S -Rukh Al ", " ف ¦a ¤Ank ـ " ).

در ادبیات‌ عامیانه‌ برخی‌ مناطق‌ جهان‌ اسلام‌، تعداد داستانهای‌ حیوانات‌ بیش‌ از دیگر داستانهاست‌. این‌ داستانها به‌ ویژه‌ در شمال‌ افریقا بخش‌ مهمی‌ از ادبیات‌ بومی‌ بربرها را تشكیل‌ می‌دهد و شباهتهای‌ بسیاری‌ میان‌ آنها و داستانهای‌ مشابه‌ غربی‌ وجود دارد. در اینجا شغال‌ ( رجوع كنید به همان‌، ذیل‌

" ¦wa ¦"Ibn A ) جانوری‌ نیمه‌ گرگ‌ و نیمه‌روباه‌ است‌ كه‌ شخصیت‌ اصلی‌ است‌ ( رجوع كنید به باسه‌ ، ص‌٢٤٠ به‌ بعد). در گویش‌ عربی‌ شمال‌ افریقا، ادبیات‌ بربر بر عناصر شرقی‌، كه‌ اساساً از كلیله‌ و دمنه‌ گرفته‌ شده‌، تأثیر محسوسی‌ می‌گذارد. غیر از شغال‌، معمول‌ترین‌ شخصیتها حیوانات‌ معروف‌اند: خر، گاو، قوچ‌، بز نر، مرغ‌، سگ‌، گربه‌ و نیز روباه‌، آهو، كفتار و شیر. در اغلب‌ كتابهای‌ راهنما و مجموعه‌هایی‌ كه‌ به‌ عربی گویشی‌ نوشته‌ شده‌، برخی‌ از این‌ داستانها بازآفرینی‌ گردیده‌ است‌.


منابع‌:
(٥١) علاوه‌ بر قرآن‌؛
(٥٢) ( ابن‌سیده‌، المُخصَّص‌ ، بیروت‌ ١٤١٧/١٩٩٦ ) ؛


(٥٣) فؤاد افرام‌ بستانی‌، المجانی‌الحدیثه‌ ، ج‌ ١، بیروت‌ ١٩٤٥؛
(٥٤) شارل‌ پلاّ ، «محمدبن‌ یسیرالریاشی‌ و اشعاره‌»، المشرق‌ ، سال‌ ٤٩ (١٩٥٥)؛
(٥٥) عمروبن‌ بحر جاحظ‌، كتاب‌الحیوان‌ ، چاپ‌ عبدالسلام‌ محمد هارون‌، مصر ?( ١٣٨٥ـ١٣٨٩/ ١٩٦٥ـ١٩٦٩ ) ، چاپ‌ افست‌ بیروت‌ ١٣٨٨/١٩٦٩؛
(٥٦) ( خلیل‌بن‌ احمد، كتاب‌ العین‌ ، چاپ‌ مهدی‌ مخزومی‌ و ابراهیم‌ سامرائی‌، قم‌ ١٤٠٥ ) ؛
(٥٧) عبدالقادر مهیری‌، «كتاب‌ النمر و الثعلب‌ لسهل‌بن‌ هارون‌»، حولیات‌ الجامعه‌ التونسیه‌ ، ش‌ ١ (١٩٦٤)؛


(٥٨) H. Basset, Essai sur la littإrature des Berbهres , Algiers ١٩٢٠;
(٥٩) G. H. Bousquet, "ـtudes islamologiques d , Ignaz Goldziher : traduction analytique (III)", Arabica , VII (١٩٦٠);
(٦٠) J. Chelhod, Le sacrifice chez les Arabes , Paris ١٩٥٥;
(٦١) Reinhart Pieter Anne Dozy, Supplإment aux dictionnaires arabes , Leiden ١٨٨١, repr. Beirut ١٩٨١;
(٦٢) N. Elissإeff, Thهmes et motifs des Mille et une nuits , Beirut ١٩٤٩;
(٦٣) EI ٢ , s.v v. " ـ Ank ¤a ¦ " (by Ch. Pellat), "Fanak", "Ibn A ¦wa ¦" (by F. Virإ), " Al -Rukh kh" (by U. Marzolph), "Sih ¤r" (by T. Fahd), "S ¦murgh" (by F. C. de Blois);
(٦٤) K. A. Fariq, " An ـ Abba ¦sid secretary-poet who was interested in animals", IC , XXIV (١٩٥٠);
(٦٥) M. I. Gerhardt, The art of story-telling , Leiden ١٩٦٣;
(٦٦) I. Goldziher, "L , oiseau reprإsentant l , a me dans les croyances populaires des musulmans", Globus , lxxx (١٩٠٣);
(٦٧) J. Henninger, in L , antica societب beduina , ed. F. Gabrieli, Rome ١٩٥٩;
(٦٨) Fr. Hommel, Die Namen der Saدgethiere bei den sدdsemitischen Vخlkern , Leipzig ١٨٧٩;
(٦٩) V. Monteil, Faune du Sahara occidental , Paris ١٩٥١;
(٧٠) Ch. Pellat, "Sur quelques noms d , animaux en arabe classique", in Bulletin du groupe linguistique d , إtudes chamito-sإmitiques , ٢٥ May ١٩٦٠;
(٧١) H. Pإrهs, Poإsie andalouse;
(٧٢) W. R. Smith, Kinship and marriage in early Arabia , London ١٩٠٣;
(٧٣) D. Sourdel, Le vizirat abbasside ;
(٧٤) E. Westermarck, Pagan survivals in Mohammedan civilization , London ١٩٣٣.

/ ش‌. پلاّ ( د. اسلام‌ )/