دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٨٨٥
پوماکها (پماکها/ پوماقها) ، مسلمانان بلغاری زبان بلغارستان و تراکیا/ تراس که اکنون میان بلغارستان ، یونان و جمهوری مقدونیة یوگسلاوی تقسیم شده اند. معمولاً هم میهنان مسیحیِ مسلمانان در این نقاط ، آنان را پوماک می نامند. در گذشته ، گاهی بلغارها نیز به مسلمانانِ صرب زبانِ غربِ مقدونیه ، پوماک می گفتند، اما در آنجا هم میهنانِ مسیحیِ مسلمانانِ صرب ، مسلمانان را توربشی (مفرد: توربش )، گاه پوتوری و بندرت کورکی و غیره می نامند. برخی مردم در اوایل قرن چهاردهم /بیستم ، مسلمانان صرب را همچنان پوماک می نامیدند که اساساً به نفوذ مکتب و ادبیات بلغاری بستگی داشت و اطلاق آن فقط دربارة مسلمانانی که از بلغارستان مهاجرت کرده بودند، صحیح بود؛ برای مثال مسلمانانی که در ١٢٩٤ـ ١٢٩٥/ ١٨٧٧ـ ١٨٧٨ مهاجرت کردند (قس واسیلیویچ ، ج ١، ص ١٨٧ـ ١٨٨، ٢٠٧، ٢٣٦). در رودوپس / رودوپی مسلمانان بلغاری را آخریانی یا آگاریانی نیز می نامند (ایشیرکوف ، ج ٢، ص ١٥). در برخی بخشهای صربستان جنوبی و بلغارستان ، نام چیتاک (جمع : چیتاجی ) گاه شنیده می شد (برای مثال اوروشویچ ، ج ٥، ص ٣١٩ـ٣٢٠) و تنها به صربهایی اطلاق می شد که اسلام آورده بودند، اما به نظر می رسد که در حقیقت این نام به ترکهای این دو کشور محدود می شود (قس واسیلیویچ ، ١٩٢٤، ص ٣٤؛ الزوویچ ، ج ٢٨، ص ٦١٠ـ ٦١٤، ج ٢، ص ٤٤٩). این سخن نیز که اپووجی نام مسلمانان صرب جنوب صربستان است اعتبار چندانی ندارد، زیرا ظاهراً فقط آلبانیاییهایی که خویشاوند نزدیک اند (طبق نظر واسیلیویچ ، ١٩٢٤، ص ٣٤: برادرها و عموزاده ها) یکدیگر را اپووجی می نامند.
منشأ و ریشة این نامها چندان روشن نیست . به نوشتة کانیتس ، نام پوماک از فعل پوماچی («کمک کردن ») گرفته شده است و به معنای «کمک کننده » ( پوماگاچی )، یعنی نیروهای کمکی ترک است (ج ٢، ص ١٨٢). اما در ١٣٠٨/ ١٨٩١ ییرچک ( رجوع کنید به منابع ) این ریشه شناسی را ناقص و ناکافی خواند. ریشه شناسی عامیانه ای ــ که درستی آن نیز به همین اندازه غیرمحتمل است ــ ریشة پوماک را واژة بلغاری ماک به معنای «عذاب ، نیرو» می داند و آن را چنین توجیه می کند که اسلام آوردن بلغارها به طور عمده با زور و فشار بوده است (ایشیرکوف ، ج ٢، ص ١٥). به گفتة لکوف ( رجوع کنید به منابع ) در ١٣١٢ ش /١٩٣٣، نام پوماک از پوتورنجاک («کسی که ترک شده است ») گرفته شده است . این که واژة چوماق ــ که در ترکی به معنای «چماق »، در اویغوری به معنای «مسلمان » و در جنوب روسیه به معنای «دستفروش » است (قس بارتولد،ص ٧٣ـ ٧٤) ــ به طریقی به پوماک ارتباط داشته یا از پوتورنجاک بلغاری تأثیر گرفته یا با آن اشتباه شده است ، همچنان نیاز به بررسی دارد.
١) تاریخ پوماکها تا جنگ جهانی دوم . از جزئیات تاریخ اسلام آوردن پوماکها و توربشی اطلاع کمی در دست است . به هر حال ، پذیرفتن اسلام روندی تدریجی داشته و در دوره های مختلف انجام گرفته است . شروع آن بلافاصله پس از جنگ مریچ / ماریتسا (٧٧٢ـ٧٧٣/١٣٧١) و پس از سقوط ترنووو (٧٩٥/١٣٩٣) بود؛
در این زمان ، بسیاری از صربها و بلغارها ــ طبق نظر ییرچک ، بویژه اشراف و بوگومیلها ــ به اسلام گرویدند. پس از این گرایشهای اولیه که در عهد بایزید دوم (٨٨٦ ـ ٩١٨) صورت گرفت ، در دوران حکومت سلیم اول (٩١٨ـ ٩٢٦) نیز عدة بسیاری ، طبق سنّت محلی ، به اسلام گرویدند؛
گفته اند که سلیم بدین منظور «سنان پاشای محبوب » خود را به قلمرو کوهستانی شر فرستاد. طبق وقایع نگاریهای محلی ، اهالی نواحی مرتفع چپینو (در رودوپس ) در اوایل قرن یازدهم / آغاز قرن هفدهم به اسلام گرویدند، اما به عقیدة ییرچک (١٨٩١، ص ١٠٤) تا اواسط همان قرن ، یعنی تا سلطنت محمد چهارم (١٠٥٨ـ١٠٩٩) اسلام نیاوردند. به روایتی ، در این امر محمد کوپریلی ، وزیراعظم سلطان محمد، سهم بسزایی داشته است . مردمان منطقة دانوب ، از جمله اهالی لووچ ، اسلام آوردند. در اوایل سدة دوازدهم / اواخر سدة هفدهم گرایش به اسلام در میان صربهای منطقة دبار بیشتر شد. اسلام در بسیاری نواحی ، در طول قرن دوازدهم / هجدهم و گاه تا اوایل قرن سیزدهم / آغاز قرن نوزدهم ، تنها جای پایی پیدا کرد (برای مثال در گورا ، جنوب پریزرن * ).
تا نیمة اول قرن چهاردهم / اوایل قرن بیستم ، تصور غالب آن بود که این اسلام آوردنها به اجبار و حتی با زور اسلحه صورت گرفته است ، اما بتدریج این دیدگاه حاکم شد که حاکمان هرگز برای تبلیغ اسلام در میان رعایای مسیحی خود، مستقیماً اقدام نمی کردند و گرایش به اسلام داوطلبانه بوده ، جز موارد معدودی که دلایلی کاملاً متفاوت داشته است (برای مثال قس واسیلیویچ ، ١٩٢٤، بویژه ص ٥٣ ـ٦١).
در اوایل قرن چهاردهم / پایان قرن نوزدهم ، یعنی زمانی که روند گرایش به اسلام دهها سال بود که در همة نقاط متوقف شده بود، اکثریت قاطع مسلمانان اسلاو (بلغار و صرب ) در رودوپس و کوهستانهای مقدونیة شرقی و به صورت گروههای بزرگ در بالا و پایین مقدونیه تا مرز آلبانی زندگی می کردند؛
ناحیة وسیعی که از پلوودیف فیلیپوپولیس در شمال تا سالونیک در جنوب و از نوار مرکزی آردا در شرق به آن سوی واردار و حتی به فراسوی تسرنی دریم ، یعنی نواحی اوهرید/ اوخری / اوکریلا ، دبار، گاستیوار و پریزرن ، در غرب گسترش یافته است . در آن زمان تنها بخش کوچکی از این سرزمین ــ که در درون آن نواحی مسیحی نشین پراکنده بودند ــ به امیرنشین بلغارستان تعلق داشت و بخش بزرگتر آن هنوز ترک بود و پس از جنگ بالکان به صربستان (پس از جنگ جهانی اول به یوگسلاوی ) منتقل شد. علاوه بر جمعیت اصلی مسلمانان بلغار که در کوهستانهای رودوپس به سر می بردند، گروههای پراکنده ای نیز در شمال رشته کوههای بالکان در حوزة دانوب ، در لووچ ، پلونِه * / پلون و اوره هووو/ راهووو زندگی می کردند.
اما از آن زمان به بعد، مرزهای پوماکها بسیار عقب رفته است . در جریان محاصرة پلونه تقریباً همة مسلمانان بلغاری از نواحی دانوب به مقدونیه گریختند، سپس در ١٢٩٧/١٨٨٠ بازگشتند و کمی بعد به ترکیه مهاجرت کردند. پس از وحدت روم ایلی شرقی و بلغارستان در ١٣٥٢/١٨٨٥، پوماکهای رودوپس نیز شروع به مهاجرت کردند، مرزهای توربشی نیز دست نخورده نماند. جنگ بالکان و جنگ جهانی اول تغییراتی به بار آورد که به مهاجرت برخی گروههای مسلمان صرب از جنوب صربستان انجامید.
برای پراکندگی این اسلاوهای مسلمان میان کشورهای مختلف ، می توان این آمارها را ذکر کرد: ییرچک تعداد آنها را در ناحیه ای که امیرنشین بلغارستان خوانده می شد، حداکثر ٠٠٠ ، ٢٨ تن برآورد کرد (١٣٠٨ـ١٣٠٩/١٨٩١) و طبق آمارهای رسمی ١٣٢٨/١٩١٠ تعداد آنان در داخل مرزهای قدیمی بلغارستان ١٤٣ ، ٢١ تن (٤٩% جمعیت ) بوده است . اما تعداد پوماکها در سرزمینهایی که در جنگهای بالکان در جنوب بلغارستان تصرف شد، بسیار بیشتر بود. آنان عمدتاً در مناطق رودخانه های آردا، مستا و استروما سکونت داشتند و
بنابر سرشماری رسمی ١٣٣٨/١٩٢٠، ٣٩٩ ، ٨٨ تن (٨٢ر١%
کل جمعیت ) بوده اند. طبق > سالنامة جهان اسلام < در ١٣٠٨ ش / ١٩٢٩ (ص ٣٠٥)، ٠٠٠ ، ١٦ پوماک در منطقة بلغارستان و ٣٣٧ ، ٧٥ تن در تراکیا (مجموعاً ٣٣٧ ، ٩١ تن ) به سر می برده اند. در سرشماری ١٣٠٥ ش / ١٩٢٦، ٣٥١ ، ١٠٢ مسلمان بلغاری زبان در بلغارستان وجود داشته (٨٧ر١% جمعیت کشور) اما تعداد مسلمانان در بلغارستان ، بدون تفکیک زبان ، در
آن زمان ٢٩٦ ، ٧٨٩ تن (٤١ر١٤% جمعیت ) بوده است . از ٣٥١ ، ١٠٢ مسلمان بلغاری زبان ، تنها ٧٩٩ ، ٥ تن در شهرها و بقیه در روستاها زندگی می کردند. در ١٣٠٥ ش / ١٩٢٦ پوماکهای باسوادِ بلغارستان ، فقط ٦٥٩ ، ٦ تن و از آن میان ٥٣٤ ، ٥ تن مرد بودند.
به گزارش ورکوویچ (١٨٨٩ رجوع کنید به منابع )، تعداد پوماکها (در حقیقت اسلاوهای مسلمان ) در مقدونیه ٠٥١ ، ١٤٤ تن بود.
واسیلیویچ (١٩٢٤، ص ١١) تعداد مسلمانان صرب زبانِ جنوب صربستان را ٠٠٠ ، ١٠٠ تن برآورد کرده است . البته این برآورد تاحدی بر وضع پیش از جنگ بالکان استوار است . این رقم در ١٣١٤ ش /١٩٣٥ به ٠٠٠ ، ٦٠ تن رسید و تعداد مسلمانان صرب ـ کروآت زبان در کل یوگسلاوی سابق حدود ٠٠٠ ، ٩٠٠ تن بود (چون آمارها به تفکیک مذاهب انتشار نیافته اند نمی توان ارقام دقیق ارائه داد).
رقم ٣٣٧ ، ٧٥ تن مسلمان بلغاری برای تراکیا از > سالنامه < اخذ شده است . طبق سرشماریِ درون متحدین (مارس ١٩٢٠)، در تراکیای غربی ٧٣٩ ، ١١ مسلمان بلغاری وجود داشت (قس > مسئلة تراکیا < ، ١٩٢٧).
براساس این آمارها می توان نتیجه گرفت که بلغارها (برای مثال کانچوف ) معمولاً کلیة اسلاوهای مقدونیایی مسلمان ، از جمله صربهای جنوب صربستان ، را «پوماک » به حساب می آوردند. از سوی دیگر، این اسلاوهای مسلمان براساس دین خود، گاه با بی توجهی ، جزو ترکها آمارگیری می شدند. گذشته از این ، برخی آمارها از تأثیر تعصبات ملّی گرایی افراطی و سیاسی برکنار نبود، و بالاخره این که برآوردهای اروپاییها تقریبی یا کاملاً سلیقه ای بود.
پوماکها و توربشی گهگاه جزو ترکها به شمار می آیند و آنها نیز گاه خود را ترک می نامند. با وجود این ، پوماکها خالصترین گروه مردم بلغارستان و صربستان کهن اند که گونة اسلاو و زبان اسلاو (بویژه واژه های باستانی ) را خیلی خوب و گاه حتی بهتر از خویشاوندان مسیحی خویش (به سبب قطع ارتباط آنها با مسیحیان و انزوای آنها در نواحی دورافتاده و پرت ) حفظ کرده اند، زیرا مسیحیان همواره در معرض آمیختگی با دیگر عناصر نژادی بوده اند. آنها از ترکها، که زبانشان را نمی فهمند، بیزارند. تنها در شهرهاست که برخی از این اسلاوها در طول زمان ، زبان ترکی اختیار کرده اند. آنچه آنها را به عثمانیها پیوند می داد زبان نبود، بلکه دین مشترک با آداب و رسوم و آیینهای آن (برای مثال روبندة زنان ) بود که در ترکیب با حکومت ترکان به طور طبیعی بسیاری واژه های عربی و ترکی را به آنها تحمیل می کرد. باوجود این ، در میان این گروه بسیاری عادات و سنن پیش از اسلام و بقایای مسیحیت (مانند برگزاری برخی جشنهای مسیحی ) زنده مانده است .
این که مسلمانان بلغار گهگاه (بویژه در ١٢٩٣ـ١٢٩٥/ ١٨٧٦ـ ١٨٧٨) در کنار ترکها با بلغارهای مسیحی می جنگیدند، می تواند به سبب سطح فرهنگی پایین آنها باشد که میان ملیت و دین تفاوتی قایل نمی شدند، و نیز به این دلیل که هموطنان مسیحیشان با آنها همچون ترک و نه خویشاوند رفتار می کردند. این اشتباهات در جنگ بالکان نیز ــ که سربازان پیروزمند بلغار و کشیشان ارتدوکس ، پوماکهای رودوپس و دیگر نواحی را به طور عمده با فشار و زور اسلحه به مسیحیت جلب کردند ــ تکرار شد، اما پس از برقراری صلح آنها به اسلام بازگشتند. این حقیقت را صریحاً ایشیرکوف ، جغرافیدان بلغاری ، و کاراایوانوف ، نویسندة بلغاری (در نشریة بلغاری اش به نام > آموزش ملی < ، کوستندیل ١٩٣١، طبق گزارش چامالوویچ رجوع کنید به منابع ) تأیید کرده اند.
تقریباً یک قرن پیش ، آوازها و ترانه های پوماکها موضوع بحثهای بسیار بود. استفان ورکوویچ (١٢٤٢ـ١٣١١/ ١٨٢٧ـ١٨٩٣)، روحانی سابق بوسنیایی و فروشندة اجناس عتیقه در سرز ، کتابی با عنوان > ودای اسلاوها < (بلگراد ١٨٧٤، ج ١) انتشار داد که مجموعه ای است از آوازهایی که گفته می شد به طور عمده میان پوماکها رواج داشت و در تجلیلِ مضامین «پیش از مسیحیت » و «پیش از تاریخ » (مهاجرت به این کشور، کشف ذرت ، شراب ، خط و افسانه های خدایانی با اسامی هندی ، افسانة اورفه و غیره ) سروده شده بود. خودزکو و دازون ( > آوازهای مردمی بلغارها < ، پاریس ١٨٧٥؛
قس > بررسی ادبیات تطبیقی < ، ( ١٩٣٤ ) ، ج ١٤، ص ١٥٥ به بعد) و گایتلر (پراگ ١٨٧٨) نیز شدیداً به این «وِدا» اعتقاد داشتند. حتی این نظر وجود داشت که پوماکها از اخلاف تراکیاییهای باستانی اند که نخست از فرهنگ اسلاو و سپس از اسلام اثر گرفته اند.
اما بلغارهای مسلمان یا مسیحی ، هیچکدام دربارة این ترانه ها چیزی نمی دانستند، و ییرچک که این موضوع را در محل بررسی کرده بود، بارها این «ودای اسلاو» را ساختة چند معلم بلغاری خوانده بود (١٨٩١، ص ١٠٧). ما اکنون می دانیم که همکار اصلی ورکوویچ ، معلم مقدونیایی ایو گولوگانوف بوده است (قس اسلاویکوف ، ص ١٥).
باتوجه به این واقعیت که بیشتر مسلمانان مورد بحث از ساکنان سنّتی کوهستانها و دهکده ها هستند، اغلب آنها بیسواد بوده اند و امکان فعالیت ادبی در میان آنها وجود نداشته است . از این میان ، تنها کسانی که می توانستند بنویسند «خوجه »ها بودند که اغلب هنگام نوشتن از زبان ترکی و الفبای عربی استفاده می کردند. آنها اغلب هنگام نوشتن به زبان مادری خود نیز از الفبای عربی استفاده می کردند، و حتی امروز نیز (در ١٣٧٢ ش / ١٩٩٣) پوماکهای ساکن در تراکیای غربی یونان کتابهای درسی خود را به زبان ترکی عثمانی و با الفبای
عربی تدوین می کنند. بسیاری از مسلمانان بلغاری نسلهای پیشین ، به خدمت در ارتش ترکها یا حضور در ادارات دولتی آنان مباهات می کردند.
منابع :
Annuaire statistique du royaume de Bulgarie, Sofia
(١) ١٩٣٤, ٢٣, ٢٥, ٢٨;
(٢) Barthold, Histoire des Turcs d ¨ Asie centrale, Paris ١٩٤٥, ٧٣-٧٤;
A. Bonamy, "Les musulmans de Pologne, Roumanie et Bulgarie" REI (١٩٣٢)
(٣) (دربارة پوماکها بسیار سطحی بحث می کند، ص ٨٨) ;
(٤) S. C ¨ emalovic ¨ , "Muslimani u Bugarskoj", in Gajret, year ٨ (Sarajevo ١٩٣٢), ٣٤٥-٣٤٦, ٣٦٤-٣٦٥, ٣٧٥-٣٧٦ (also in La Nation Arabe for ١٩٣٢, nos. ١٠-١٢);
(٥) J. Cvijic ¨ Osnove za geografiju i geologiju Makedonije i stare Srbije, I, Belgrade ١٩٠٦, ١٨٢;
VI. R.Dordevic ¨ , "U Srednjim Rodopima, putopisne beles § ke od Plovdiva do C § epelara", in Nova iskra , year ٨ (Belgrade ١٩٠٦), ١٧٢-١٧٦, ١٩٨-٢٠٥
(٦) (وصف جالبی ازسفریک صربی در١٩٠٥دربارة زندگی وآداب ورسوم پوماکها) ;
(٧) Elezovic ¨ , in Srpski knjiz § evni glasnik , XXVIII [١٩٢٩], ٦١٠-٦١٤, and in Rec § nik kosovskometohiskog dijalekta, II, ٤٤٩;
(٨) M. Gavrilovic ¨ in Grande encyclopedie, s.v.;
(٩) L. Geitler, Poeticke ¨ tradice Thra ¨ ku ° i Bulharu ° , Prague ١٨٧٨;
(١٠) A. Ischirkoff, Bulgarien, Land und Leute , II, Leipzig ١٩١٧, ١٤-١٧;
C. Jirec § ek, Das Fu « rstenthum Bulgarien,
(١١) Prague-Vienna-Leipzig ١٨٩١, ١٠٢-١٠٨, ٣١٠, ٣٤٦, ٣٥٣, ٤٥٣-٤٥٦;
(١٢) idem, Geschichte der Bulgaren, Prague ١٨٧٦, ٣٥٦, ٤٥٧, ٥٢٠, ٥٦٨ and ٥٧٨;
V. Ka § nc § ov, Makedonija etnografija i statistika , Sofia ١٩٠٠, ٤٠-٥٣
(١٣) (در این صفحات نمونه ای از ادبیات قدیمی آمده است ، بویژه ص ٤٢)، همراه با نقشة قوم شناختی بلغارستان که در آن محل استقرار این بلغارهای مسلمان مشخص شده است ؛
(١٤) F. Kanitz, Donau-Bulgarien und der Balkan , II, Leipzig ١٨٨٢, ١٨٢;
Iv. Lekov, Ka § m va § pros za imeto pomak
(دربارة مسئلة نام «پوماک ») , in Sbornik poluvekouna Ba § lgarija,
Sofia ١٩٣٣, ٣٨-١٠٠ (cf. Bibliographie geographique internationale , Paris ١٩٣٣, ٣١٧, (Za minaloto na lovc § enskite pomaci)
(١٥) همچنین مقالة کوتاهی از جی . ایوانف دربارة تاریخ پوماکهای لووچ در آن آمده است ؛
(١٦) J. M. Pavlovic ¨ , Males § evo i Males § evci , Belgrade ١٩٢٩, ٣٥, ٢٤٤-٢٤٥, ٢٥١;
(١٧) La Question de la Thrace , ed. by the Comite ¨ suprءme des re ¨ fugie ¨ s de Thrace, Sofia ١٩٢٧;
(١٨) Pentscho Slawejkoff, Bulgarische Volkslieder , Leipzig ١٩١٩, ١٥;
(١٩) A. Uros § evic ¨ , in Glasnik Skopskog nauc § nog drus § tva , v [١٩٢٩], ٣١٩-٣٢٠;
(٢٠) J. Hadz § i Vasiljevic ¨ , Juz § na Stara Srbija , I, ١٨٧-١٨٨, ٢٠٧, ٢٣٦;
(٢١) idem, Muslimani nas § e krvi u Juz § noj Srbiji ٢ , Belgrade ١٩٢٤;
(٢٢) idem, Skoplje i njegova okolina, Belgrade ١٩٣٠, ٣١٤;
S.I. Verkovic § , Topografic § esko- ethnografic § eskij oc § erk Makedonij , St. Petersburg ١٨٨٩
(٢٣) (جدولهای کاملی از شمار پوماکها را در برخی مناطق و حتی روستاها ارائه می دهد).
/ ف . بایراکتارویچ ( د.اسلام ) /
٢) پوماکها در جنگ جهانی دوم . بلغارستان زیر سلطة فاشیستها، به عنوان یکی از نیروهای محور از یک سو سرزمینهای جنوبی صربستان امروزی (یا صربستان کهن ، استارا صربیا یا یوژنا صربیا ) و از سوی دیگر تراکیای غربی را از هیتلر پاداش گرفت ، یعنی از ١٣٢٠ـ١٣٢٣ ش / ١٩٤١ ـ ١٩٤٤ پوماکهای بالکان در کشور واحدی وحدت یافتند. اطلاعات ما دربارة وضع آنان در آن زمان از منطقه ای تا منطقة دیگر تفاوت می کند، اما این وضع در همه جا بی نهایت بد بوده است : محرومیت اجتماعی و اقتصادی ، وضع بهداشتی اسف انگیز، تداوم تبعیض از سوی مقامات و سرکوب دینی و فرهنگی ، بنا به عبارتی که خود مؤلفان بلغاری به کار برده اند، پوماکها را به سوی «تعصب دینی » سوق می داد. گفتنی است که به روایتی در ١٨ تیر ١٣٢١/ ٨ ژوئیة ١٩٤٢ دربارة بلغاری شدن اجباری اسامی پوماکها، قانونی به تصویب رسید و ٠٠٠ ، ٦٠ تن از آنان مجبور شدند اسامی خود را تغییر دهند.
دربارة پوماکهای تراکیای غربی یونان (بخش جنوبی کوهستانهای رودوپی ) اکنون از کیریل ، اسقف اعظم ارتدوکس بلغاری ، سندی در اختیار داریم که هرچند سریع و ناقص تهیه شده ، کاملاً دست اول است . وی در ١٣٢٢ـ١٣٢٣ ش / ١٩٤٣ـ ١٩٤٤ از این مناطق دیدن کرد. کتاب وی حاوی اطلاعات فراوانی دربارة زندگی روزمرة این مردم ، بویژه در سطح قومی ، است اما همچنین اطلاعات بسیاری دربارة جو عمومی حاکم براین دهکده های کوهستانی دورافتاده ارائه می دهد. پوماکهای محلی غالباً با دیدارکنندگان با خصومت برخورد می کردند. آنها بلغاری صحبت می کردند و از ترکی هیچ نمی دانستند؛
زنهایشان بندرت روبنده داشتند، چند همسری برای آنان ناشناخته بود و طلاق بسیار نادر. اما دهکده های مجاور دشت بیش از پیش به آهستگی صبغة ترکی می گرفتند. در عرصة مذهبی و فرهنگی باید از دوام برخی سنن مسیحی ، دفن مردگان روبه قبله و وجود مساجد در دهکده ها یاد کرد اما در ناحیة شهن تنها از وجود یک تکّه ( = تکیه ) یاد شده است ، و همة مدرسه ها ویران بودند.
٣) پوماکها از پایان جنگ جهانی دوم تا امروز . از ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥ به بعد تاریخ زندگی پوماکها را در بالکان تنها می توان در بلغارستان و یونان پی گرفت ، باتوجه به این واقعیت که مقامات کمونیست یوگسلاوی با به وجود آوردن «جمهوری سوسیالیست فدرال مقدونیه » عملاً همة مسلمانان اسلاوی زبان منطقه را به مقدونیاییهای مسلمان تبدیل کرد. گذشته از این ، تحقیقات نسبتاً کمی دربارة این گروه از مسلمانان یوگسلاوی سابق انجام گرفته است . در این که انحلال فعلی کشورهای کمونیست و تبدیل شدن آنها به گروههای نژادی و محلی ممکن است روزی به ظهور مجدد اقوام سابق این سرزمین نظیر پوماکها، چیتاکها، توربشها، گورانها و غیره بینجامد یا خیر، تردید است . اما اکنون به نظر می رسد که فقط گروه گورانی (مسلمانان اسلاوی زبان اسکوپسکا تسرناگورا ) انسجام معینی دارد و از طریق تعدادی سخنگو، بویژه در مقابل مسلمانان ترک و آلبانیایی مقدونیه ، استقلال هویت نشان می دهد.
پوماکهای بلغارستان (دهقانان و شبانان رودوپس و منطقة رازلق / راسلوگ و چند مکان دیگر که از ٠٠٠ ، ١٥٠ تا ٠٠٠ ، ٢٠٠ تن متفاوت اند) به سبب دشمنی مداومِ مقامات کمونیست بلغار، وضع بینهایت دشواری را تحمیل کرده اند. آنان به بلغاری سخن می گویند و دربارة زبان ترکی اطلاعی ندارند؛
امری که آنها را از جامعة بسیار نیرومند ترک در این سرزمین ــ که تعدادشان سه چهار برابر آنان و بسیار سازمان یافته تر از آنان است ــ جدا می کند. باتوجه به این که اکثریت آنها تا همین اواخر بیسواد بوده اند و هرگز، در عمل ، قشر «روشنفکر» نداشته اند، منطقی است به این نتیجه برسیم که آنان سرانجام در جامعة بزرگ جذب خواهند شد. در بلغارستان آنان را «فرزندان گم گشتة ملت » می خوانند و هنوز به حسابشان می آورند. دینداری آنان ــ که در واقع دلبستگی به نوعی «اسلام عامیانه » است ــ از ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥ به بعد با آثار تخریبی فراوان روبرو بوده است ؛
بویژه با حملات مداوم «الحاد علمی » سبک شوروی . انتشارات رسمی بلغاری دربارة پوماکهای محلی (از ١٣٢٤ ش /١٩٤٥) تاحدودی ملاطفت آمیز است . آنها هم آوا و یکپارچه عقب ماندگی فرهنگی این پوماکها را در مقایسه با باقی جمعیت ارتدوکس بلغارستان در نظر می گیرند، اما قویاً تأکید دارند که آنان بلغارهایی بومی هستند که نیروهای گوناگون و گرایشهای «بدخواه » بارها کوشیده اند که ایشان را به سوی ترکها سوق دهند یا از برادران نژادی و موطنشان جدا سازند.
تلاش مقامات کمونیست بلغار برای جذب اجباری پوماکها، و نیز استفاده از کلیة وسایل دیگر، پس از ١٣٥٨ش /١٩٧٩ شدت وحشیانه ای یافت و در رویدادهای بهمن و اسفند ١٣٦٤/ فوریه و مارس ١٩٨٥ به اوج رسید. مطبوعات غربی از این تاریخ به بعد قتل دهها و حتی صدها تن را گزارش داده اند. قتلها در جریان کارزار بلغاری کردن نامها (نخست میان پوماکها و سپس میان ترکهای بلغارستان ) انجام می گرفت . دامنة تغییر
نامها علاوه بر افراد زنده ، شامل والدین و اجداد زندگان نیز می شد و به وسیلة ادارات ثبت دولتی و تغییر سنگ قبرها در گورستانها صورت می گرفت .سقوط کمونیسم این سیاست وحشیانه را متوقف کرد و دولتهایی که پس از این دوران تشکیل شدند، برای تسکین پوماکها و نشان دادن حسن نیت به آنان اقدامات متعددی کردند؛
بویژه از زمانی که ضرورت ائتلاف ــ احتمالاً تاکتیکی و موقتی ــ با حزب سیاسی ترکهای بلغارستان پدید آمد.
اطلاعات نسبتاً خوبی از زندگی پوماکهای یونان (ح ٠٠٠ ، ٢٥ تا ٠٠٠ ، ٣٠ تن که در رودوپس در طول مرز بلغارستان زندگی می کنند) در این دوران در دست است . این جمع جامعه ای منحصراً روستایی تشکیل می دهند، جدا از پوماکهایی که در شهرکها و نواحی مسکونی تراکیای غربی زندگی می کنند، و به دلیل حضور یک جامعة ترک بسیار سازمان یافته تر و سه یا چهار برابر پرشمارتر در معرض فرآیند تدریجی ترک شدن قرار دارند. این گروه جامعة بسیار درون گرایی است که در ناحیه ای کوهستانی زندگی می کند و چون منطقه ای نظامی است ، ورود به آن تا همین اواخر برای یونانیها و خارجیها ممنوع بود و تنها با مجوز مخصوص ــ که تهیة آن دشوار بود ــ وارد آن می شدند. به نظر می رسد که سطح فرهنگی این مردم نسبتاً پایین است . در هر حال (نظیر پوماکهای بلغارستان )، اطلاعات مکتوب از شاهدان عینی در دست نیست ؛
آنچه امروزه دربارة آن می دانیم بر منابع متعددی استوار است که اساساً ماهیتی قوم نگاری و جامعه شناختی دارند ( رجوع کنید به منابع ). براساس سه کتابی که بتازگی به زبان یونانی نوشته شده است ، ظاهراً دولت یونان مصمم است که فرآیند تازه ای برای جذب پوماکها ــ که تا به حال محکوم به انزوا بوده اند ــ آغاز کند و بالاتر از همه می خواهد که به هر قیمتی از نزدیک شدن پوماکها به ترکهای تراکیای غربی جلوگیری کند. گذشته از این ، تردیدی نیست که در نتیجة سقوط حکومت کمونیستی در بلغارستان ، این منطقة یونان گشوده خواهد شد و در نتیجه انزوای پوماکهای بومی پایان خواهد یافت .
منابع :
(٢٤) برای مآخذ دو بخش اخیر رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل "Pomaks" ، منابع مندرج در متن بخشهای ٢ و ٣.
/ ا. پوپوویچ ، با اندکی تلخیص از ( د. اسلام ) /