دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢١١
حسینبن طلال ، سومین پادشاه كشور اردن از خاندان هاشمى (حك : ١٣٣٢ـ ١٣٧٧ش/ ١٩٥٣ـ١٩٩٩).
حسینبن طلال در ٢٢ آبان ١٣١٤/ ١٤ نوامبر ١٩٣٥ در اَمّان به دنیا آمد. پدرش، طلالبن عبداللّه*، در آن زمان ولیعهد اردن بود (اسنو، ص ٢٢؛ لانت، مقدمه، ص XXI؛ دجانى داودى و دجانى، ص ٢١١). وى ابتدا در دانشكده ویكتوریا در اسكندریه مصر، سپس در ١٣٢٩ش/١٩٥٠ در دانشكده هارو، و پس از آن در دانشگاه سلطنتى نظامى سندهرست انگلیس تحصیل كرد (حسینبن طلال، ١٩٨٧، ص ٣٦، ٤١، ٤٩؛ صلیبى، ص ١٧٧؛ دجانى داودى و دجانى، همانجا؛ رابینز، ص ٨٧). پس از ترور ملك عبداللّه در ٢٨ تیر ١٣٣٠/ ٢٠ ژوئیه ١٩٥١، پسر او، طلال، به پادشاهى رسید و حسین ولیعهد وى شد. مجلس اردن پس از بیمارى ملكطلال، در ٢٠ مرداد ١٣٣١/ ١١ اوت ١٩٥٢ او را از پادشاهى خلع كرد و حسین را، كه هنوز به سن قانونى نرسیده بود، به پادشاهى برگزید، اما شوراى سلطنتى تا رسیدن وى به سن قانونى، تصدى امور را برعهده گرفت و حسینبن طلال در ١٢ اردیبهشت ١٣٣٢/٢ مه ١٩٥٣ رسماً پادشاه اردن شد (لانت، ص ١٨؛ لنچوفسكى، ص٣٨٣ـ٣٨٤؛ میلتون ـ ادواردز و هینچكلیف، ص ٣٧ـ ٣٨؛ دجانیداودى و دجانى، همانجا).
بعد از به قدرت رسیدن حسینبن طلال، توفیق عبدالهدى، نخستوزیر و از رجال بانفوذ اردن، در اردیبهشت ١٣٣٢/ مه ١٩٥٣ از مقام خود كناره گرفت و حسین، فوزى المُلْتقى را به این مقام منصوب كرد (رابینز، ص٩٠؛ صلیبى، ص ١٧٨).
از اقدامات مهم حسین، عزل گلوبپاشا، فرمانده انگلیسى كل نیروهاى مسلح اردن، بود. گلوب كه سالها این سمت را برعهده داشت، به دستور ملكحسین در اسفند ١٣٣٤/ مارس ١٩٥٦ از اردن اخراج شد. حسین اعلام كرد این اقدام به منظور عربى كردن رهبرى ارتش اردن و كاستن از مداخلات انگلیس در فرماندهى تشكیلات امنیتى است. با این اقدام، او نزد مردم اردن و بسیارى از كشورهاى عربى وجههاى كسب كرد (حسینبن طلال، ١٩٨٧، ص ٩٧ـ٩٨؛ شاعر، ص ٥٨؛ لانت، ص ٢٧ـ٣٠؛ تاریخ معاصر كشورهاى عربى، ص ١١٨).
در ١٣٣٥ش/١٩٥٦، اولین انتخابات مجلس در كشور برگزار شد و حسینبن طلال كه ابتدا از دخالت مجلس در امور سیاسى چندان استقبال نمیكرد، قدرت بیشترى به مجلس بخشید، اما با تشدید مشكلات داخلى و افزایش تهدیدات خارجى، وى در آبان ١٣٣٧/ نوامبر ١٩٥٨ با صدور فرمانى، مجلس و فعالیتهاى قانونگذارى را تعطیل كرد، كه وظیفه آن را دولت برعهده گرفت و براى اداره امور، قوانین موقت صادر كرد (شاعر، ص ٦١؛ رابینز، ص١٩٠ـ١٩١). او در ١٣٣٥ش/ ١٩٥٦ با لغو پیمان ١٣٢٧ش/١٩٤٨ اردن و انگلیس، دخالت این كشور را در امور اردن كم كرد و كمكهاى مالى كشورهاى عربى، به ویژه عربستان سعودى و مصر و سوریه، را جانشین آن نمود. وى در اردیبهشت ١٣٣٥/ مه ١٩٥٦ درباره تشكیل فرماندهى مشترك نظامى، با مصر و سپس با سوریه پیمان بست (تاریخ معاصر كشورهاى عربى، ص ١١٩). حسین در جریان بحران سوئز*، براى اجراى تعهداتش در قبال مصر، در ٩ آبان ١٣٣٥/ ٣١ اكتبر ١٩٥٦ رابطه سیاسى خود را با فرانسه قطع كرد و آمادگى ارتش اردن را براى جنگ با اشغالگران اعلام نمود (حباشنه، ص ٣٩؛ رابینز، ص ٩٥ـ٩٨؛ تاریخ معاصر كشورهاى عربى، ص١٢٠). در ٢٤ فروردین ١٣٣٦/ ١٣ آوریل ١٩٥٧، برخى نیروهاى ارتش، با هدف ترور حسینبن طلال و براندازى نظام پادشاهى، كودتاى معروف به الزرقاء را شكل دادند. میان دو گروه ارتش در پادگان شهر الزرقاء درگیرى خونینى رخ داد كه به شكست عوامل كودتا انجامید (دجانى داودى و دجانى، ص ١١٩؛ دالاس، ص ٦٨ـ٦٩؛ رابینز، ص ٩٩).
در ١٣٣٦ش/ ١٩٥٧، با صدور نظریه آیزنهاور در مورد تقویت كشورهاى خاورمیانه در مقابل كمونیسم، حسینبن طلال از آن حمایت كرد. او كوشید مناسبات خود را با امریكا مستحكم نماید (دالاس، ص ٦٥)؛ ازاینرو دولت امریكا در شهریور ١٣٣٦/ سپتامبر ١٩٥٧، تسلیحات فراوانى به اردن فرستاد. نیروهاى سورى حاضر در اردن ــ كه تحت فرماندهى مشترك سوریه و مصر و اردن بودندــ به درخواست حسین آن كشور را ترك كردند و مناسبات دیپلماتى اردن با مصر تقریباً به حالت تعلیق درآمد، اما روابط خوب اردن با عربستان سعودى همچنان ادامه یافت (رابینز، ص ١٠١ـ١٠٢؛ صلیبى، ص ٢٠١ـ٢٠٢؛ تاریخ معاصر كشورهاى عربى، ص ١٢٢؛ اسعدى، ج ١، ص ١٧). در ٢٥ بهمن ١٣٣٦/ ١٤ فوریه ١٩٥٨ حسینبن طلال و ملك فیصل دوم*، پادشاه عراق، در واكنش به تأسیس جمهورى متحد عربى* و دستیابى به پیوندهاى مشترك خارجى و دفاعى و گمركى و آموزشى، فدراسیون عربى (الاتحادالعربى) را در امّان تشكیل دادند. این فدراسیون، كه مورد تأیید دولت امریكا و انگلیس بود، در پى كودتاى عبدالكریم قاسم* در عراق، در مرداد ١٣٣٧/ اوت ١٩٥٨ به فرمان حسینبن طلال منحل شد (حسینبن طلال، ١٩٨٧، ص ١٣٣ـ١٣٥؛ رابینز، ص١٠٣ـ١٠٤؛ تاریخ معاصر كشورهاى عربى، ص١٢٢ـ١٢٣؛ اسعدى، ج ١، ص ١٧ـ١٨).
از ٢٩ مرداد ١٣٤٢/ ٢٠ اوت ١٩٦٣، حسین با شوروى و برخى كشورهاى بلوك شرق مناسباتش را آغاز كرد و در ١٠فروردین ١٣٤٣/ ٣٠ مارس ١٩٦٤، نخستین سفیر اردن به شوروى اعزام شد (تاریخ معاصر كشورهاى عربى، ص ١٢٥؛ صلیبى، ص٢١٠؛ رابینز، ص ١١٩). در ١٣٤٣ش/ ١٩٦٤، حسینبن طلال در دو كنفرانس سران عرب، كه بهترتیب در قاهره و اسكندریه برگزار شدند، شركت نمود و پس از دیدار وى با جمال عبدالناصر، مناسبات دو كشور بهتر شد (حسینبن طلال، ١٩٦٨، ص ١٢؛ تلیلان، ص ١١٤ـ١١٥؛ درینیك، ص٣٠٠).
در تیر ١٣٤٥/ ژوئیه ١٩٦٦، حسینبن طلال حمایت خود را از سازمان آزادیبخش فلسطین* (ساف)، با این اتهام كه احمد شقیرى* (دبیر این سازمان) از كمونیستها هوادارى میكند، قطع كرد (حسینبن طلال، ١٩٦٨، ص ٢٢ـ٢٦؛ رابینز، ص١٢٠؛ صلیبى، ص ٢١٦؛ اسعدى، ج ١، ص٢٠). در ١٣٤٦ش/١٩٦٧، با تشدید تهدیدهاى اسرائیل در خاورمیانه، حسینبن طلال در ٩ خرداد ١٣٤٦/ ٣٠ مه ١٩٦٧ به قاهره رفت و پس از مذاكراتى با جمال عبدالناصر، بین دو كشور، براى پنج سال معاهده دفاعى مشتركى بسته شد (بلیگ، ص ٥٢؛ حسینبن طلال، ١٩٦٨، ص ٣١ـ٤١؛ تاریخ معاصر كشورهاى عربى، ص ١٢٨). با شروع جنگ شش روزه در پى حمله رژیم اسرائیل به مصر در تیر ١٣٤٦/ ژوئن ١٩٦٧، ارتش اردن در آن شركت نمود كه به شكست اردن و اشغال كرانه باخترى رود اردن انجامید (رجوع کنید به حسینبن طلال، ١٩٦٨، ص ٤٩ـ١٢٨؛ اسنو، ص ١٨١ـ١٩٣؛ بلیگ، ص ٦٥). در اول فروردین ١٣٤٧/ ٢١ مارس ١٩٦٨، اسرائیل به بهانه انفجار یك اتوبوس، به شهر مرزى الكرامه اردن حمله كرد. حسینبن طلال، با كمك چریكهاى فلسطینى، در برابر ارتش اسرائیل ایستاد و آنها را مجبور به عقبنشینى كرد. این واقعه، محبوبیت او را در جهان عرب افزایش داد (دجانیداودى و دجانى، ص ١٢٣ـ١٢٤؛ رابینز، ص ١٢٧؛ سیكر، ص١٣٠). به سبب نافرمانى چریكهاى فلسطینى از دولت مركزى اردن، میان آنان و ملك حسین اختلاف جدّى پدید آمد. در اواسط شهریور ١٣٤٩/ نیمه اول سپتامبر ١٩٧٠، تلاش براى ترور حسین توسط جبهه دموكراتیك خلق براى آزادى فلسطین و ربودن چهار هواپیماى دولتهاى غربى به دست جبهه خلق براى آزادى فلسطین* (به رهبرى جرج حَبَش)، سبب شد درگیرى دولت اردن و چریكهاى فلسطینى به بحرانیترین نقطه خود برسد (سیكر، ص ١٣٥؛ اسعدى، ج ١، ص ٢١ـ٢٢؛ میلتون ـ ادواردز و هینچكلیف، ص ٤٨). حسین با تشكیل دولت نظامى در ٢٥ شهریور ١٣٤٩/ ١٦ سپتامبر ١٩٧٠، به چریكها حمله كرد كه پس از كشته و مجروح شدن عده زیادى، بحران در ٣ مهر/ ٢٥ سپتامبر همان سال به پایان رسید و این رخداد به سپتامبر سیاه* مشهور شد (بیلى، ص ٢٨٩؛ لانت، ص ١٣١ـ١٤٣؛ میلتون ـ ادواردز و هینچكلیف، ص ٤٩).
در ١٩ شهریور ١٣٥٠/ ١٠ سپتامبر ١٩٧١، حسین «اتحادیه ملى اردن» را تنها حزب سیاسى این كشور معرفى كرد. این تشكیلات فرمایشى در اسفند ١٣٥٠/ مارس ١٩٧٢ به «اتحادیه ملى عربى» تغییرنام داد و در فروردین ١٣٥٣/ آوریل ١٩٧٤، به فرمان شاه، كمیته مركزى آن منحل شد. این اتحادیه حدود صد هزار عضو داشت و رهبرى آن برعهده حسینبن طلال بود و شاهزاده حسن، ولیعهد اردن، قائممقام آن بود (اسعدى، ج ١، ص ٣٤؛ تقویم سیاسى خاورمیانه، ص ٤٨). حسین در آبان ١٣٥٣/ نوامبر ١٩٧٤، ضمن تجدیدنظر در قانون اساسى، اختیارات خود را افزایش داد و آن را به تصویب مجلس رساند (اسعدى، ج ١، ص ٢٥).
حسین در همین سال با شركت در كنفرانس اتحادیه عرب در رباط، عملاً از ادعاى دیرینه خود در مورد اداره و نظارت بر كرانه باخترى رود اردن چشم پوشید. این امر سبب تقویت و بهبود مناسبات اردن با جهان عرب، بهویژه سوریه، شد و مناسبات سیاسى اردن با سازمان آزادیبخش فلسطین ــكه از ١٣٤٩ش/١٩٧٠ قطع شده بودــ مجدداً برقرار گردید (دجانى داودى و دجانى، ص ٣٩٥؛ رابینز، ص ١٤٦ـ١٤٧؛ محافظه، ص ٢٢٩؛ بلیگ، ص ١٥٥). پس از انعقاد پیمان كمپ دیوید در ٢٦ شهریور ١٣٥٧/ ١٧ سپتامبر ١٩٧٨ بین مصر و اسرائیل، حسینبن طلال در نشست اتحادیه عرب در ١١ آبان ١٣٥٧/ ٢ نوامبر ١٩٧٨ در بغداد، این معاهده را به طور كامل مردود دانست و در اِعمال تحریمها علیه مصر شركت كرد (حباشنه، ص ٤٨؛ محافظه، ص ٢٢٧). وى در ٩ فروردین ١٣٥٨/ ٢٩ مارس ١٩٧٩ مناسبات دیپلماتیك خود را با مصر قطع كرد (دجانیداودى و دجانى، ص ٣٩٦؛ محافظه، همانجا). پس از فروپاشى نظام پهلوى در ایران، حسینبن طلال با اینكه متحد سنّتى خود را در منطقه از دست داد، با ارسال پیامى در اول اسفند ١٣٥٧/ ٢٠ فوریه ١٩٧٩ جمهورى اسلامى ایران را به رسمیت شناخت و پیروزى انقلاب را تبریك گفت. اما با شروع جنگ عراق با ایران، اردن اولین كشور عربى بود كه در ١٢ مهر ١٣٥٩/ ١٤ اكتبر ١٩٨٠ به حمایت از عراق برخاست. این امر جمهورى اسلامى ایران را واداشت تا در ١٢ بهمن ١٣٥٩/ اول فوریه ١٩٨١ مناسبات دیپلماتیك خود را با اردن قطع كند (دجانیداودى و دجانى، همانجا؛ رابینز، ص ١٥٠ـ١٥١؛ محافظه، ص ٢٣٣).
حسین در ١٣٦٢ش/ ١٩٨٣ از اجراى طرح رونالد ریگان در مورد تشكیل یك كشور خودمختار فلسطینى در كرانه باخترى رود اردن و نوار غزه در اتحاد كنفدراسیونى با اردن، حمایت كرد. وى كوشید با دیدار از كشورهاى عربى، روند مذاكرات صلح را در خاورمیانه تسریع نماید (رابینز، ص ١٥٩ـ١٦٠؛ صلیبى، ص ٢٦٢ـ٢٦٤؛ محافظه، ص٢٠ـ٢٢، ٢٥ـ٢٨، ٢٢٧). وى در ١٥دى ١٣٦٢/ ٥ ژانویه ١٩٨٤، دستور تشكیل مجدد مجلس نمایندگان را صادر كرد و با احیاى آن تلاش كرد از انتقاد گروههاى مخالف بكاهد. در دوران تعطیل مجلس، قانونگذاریها و سیاستگذاریها بهطور كامل در اختیار وى بود، شخص پادشاه به هیچ نهادى پاسخگو نبود و هیئت وزیران در صدور قوانین و اداره كشور مجرى فرمانهاى او بودند. البته بعد از بازگشایى مجلس نیز نخستوزیران بیشتر تابع شاه و تمایلات او بودند، بهطورى كه این امر بارها مخالفت نمایندگان مجلس را برانگیخت (شاعر، ص ٦١؛ شرعه، ص ١٨٦).
حسینبن طلال در این سالها چندین بار با سازمان آزادیبخش فلسطین و مقامات اسرائیل دیدار و گفتگو كرد. او وقتى تلاشهاى خود را براى بستن پیمان صلح با اسرائیل و بازگرداندن كرانه باخترى به اردن بینتیجه دید و از سوى دیگر، هنگامى كه گروههاى فلسطینى وى را به دخالت در امور داخلى خود متهم كردند، در ٩ مرداد ١٣٦٧/ ٣١ ژوئیه ١٩٨٨ جدایى ارتباط قانونى و ادارى كرانه باخترى از اردن را اعلام كرد و اظهار داشت این اقدام او براى تسهیل در تشكیل دولت فلسطین در كرانه باخترى و نوارغزه، و براى حمایت از ملت فلسطین است. این تصمیم مورد استقبال سازمان آزادیبخش فلسطین و كشورهاى عربى قرار گرفت (دجانیداودى و دجانى، ص ١٣١ـ١٣٣؛ محافظه، ص ٤٣؛ نوفل و مخادمه، ص ٤٥). بر اثر تلاشهاى حسینبن طلال در نشست اتحادیه عرب در دارالبیضاء (كازابلانكا) در اردیبهشت ١٣٦٨/ مه ١٩٨٩، مصر مناسبات خود را با دیگر كشورهاى عربى از سر گرفت و مقرّ اتحادیه عرب نیز به قاهره بازگشت و اردن به همراه مصر و عراق و یمن شمالى، «شوراى همكارى عرب» (مجلس التعاون العربى) را در بهمن ١٣٦٧/ فوریه ١٩٨٩ تشكیل داد (رابینز، ص ١٧٦).
در ١٣٦٧ـ١٣٦٨ش/ ١٩٨٨ـ١٩٨٩، ارزش دینار اردن در برابر دلار كاهش بسیار یافت و دولت با كسرى بودجه شدیدى مواجه شد. از سوى دیگر بدهیهاى اردن به شدت بالا بود. این اوضاع زندگى را براى طبقات متوسط و پایین جامعه سخت كرده بود (همان، ص ١٦٦ـ١٧٠؛ محافظه، ص ٥٨ـ٦٧؛ تلیلان، ص ١٥٢ـ١٥٣). ناآرامیها در ٢٩ فروردین ١٣٦٨/ ١٨ آوریل ١٩٨٩ از شهر مَعان در جنوب اردن شروع شد و به شهرهاى دیگر گسترش یافت. پس از آن، حسین براى ساماندهى اوضاع، زیدبن شاكر را مأمور تشكیل دولت جدید نمود. دولت جدید با اجراى طرحهاى مؤثر و با كمك گرفتن از مؤسسات اقتصادى بینالمللى توانست تا حدودى از شدت بحران بكاهد و بر اوضاع مسلط شود (میلتون ـ ادواردز و هینچكلیف، ص ٥٤ـ ٥٥؛ رابینز، ص ١٦٩ـ١٧٠؛ محافظه، ص ٩٥ـ ١٠٨).
هنگام اشغال كویت از سوى عراق در ١١ مرداد ١٣٦٩/ ٢اوت ١٩٩٠، حسین راهحل نظامى را براى حل بحران مردود دانست و آن را مسئلهاى عربى میپنداشت كه خود اعراب باید آن را فیصله دهند. وى به این منظور تلاش بسیارى نمود و در ائتلاف بینالمللى در جنگ با عراق شركت نكرد و به جمع كشورهاى مخالف پیوست. پس از آن، شوراى همكارى عرب نیز عملاً منحل شد (تلیلان، ص ١٦٣ـ١٦٥؛ بلیگ، ص ١٨٣ـ ١٨٦؛ صلیبى، ص ٢٧١ـ٢٧٣؛ رابینز، ص ١٧٨ـ١٨٠).
حسینبن طلال براى برگزارى كنفرانس صلح مادرید، كه راهكار امریكا براى حل مسئله فلسطین بود، تلاشهاى زیادى كرد. سرانجام هیئت اردنى در این كنفرانس كه در ٨ آبان ١٣٧٠/ ٣٠ اكتبر ١٩٩١ برگزار شد، حضور یافت. به این ترتیب، مذاكرات صلح بین اردن و اسرائیل آغاز شد (نوفل و مخادمه، ص ٥٠ـ٥١؛ محافظه، ص ١٨٩ـ١٩١؛ رابینز، ص ١٨٤) و پس از مذاكرات فراوان، معاهده صلح بین دو طرف در ٤ آبان ١٣٧٣/ ٢٦ اكتبر ١٩٩٤ در وادى عربه به امضا رسید. براساس این معاهده، دو طرف متعهد شدند كه موجودیت سیاسى یكدیگر را به رسمیت شناخته و بر طبق مرزهاى تعیین شده به طور مسالمتآمیز در كنار همدیگر زندگى كنند (حباشنه، ص ٧٨ـ٨٠؛ تلیلان، ص ١٧٥؛ رابینز، ص ١٨٧).
در اول بهمن ١٣٧٠/ ٢١ ژانویه ١٩٩٢، حسین با الغاى قانون مبارزه با كمونیسم، كه مجلس تصویب كرده بود، موافقت كرد. همچنین در ١٠ فروردین ١٣٧١/ ٣٠ مارس ١٩٩٢ با مصوبه هیئت وزیران در مورد پایان صدور احكام و دستورهاى عرفى در كشور موافقت نمود (دجانیداودى و دجانى، ص٣٩٨؛ محافظه، ص ٢٠١ـ٢٠٢). وى در اول شهریور ١٣٧١/ ٢٣ اوت ١٩٩٢ قانون احزاب سیاسى را، كه مجلس تصویب كرده بود، پذیرفت. به موجب این قانون، فعالیت تمام احزاب در كشور مجاز دانسته شد و پس از آن، احزاب سیاسى فراوانى در اردن پدید آمد، كه از جمله آنها حزب بعث و حزب كمونیست بود (حباشنه، ص ٥٤؛ محافظه، ص ٢٠٢ـ٢١١). حسینبن طلال در تیر ١٣٧٧/ ژوئیه ١٩٩٨ براى معالجه به امریكا رفت و حدود شش ماه در آنجا اقامت گزید. وى به دلیل تشدید بیمارى و طولانیشدن مدت معالجهاش، در ٢١ مرداد ١٣٧٧/ ١٢ اوت ١٩٩٨ اختیار تغییر یا انتخاب دولت را به برادرش، حسنبن طلال، سپرد (رابینز، ص ١٩٣؛ محافظه، ص ٣٢٦). در دى ١٣٧٧/ ژانویه ١٩٩٩ حسینبن طلال با حالى وخیمتر به اردن بازگشت و در ٥ بهمن/ ٢٥ ژانویه، امیر عبداللّه (پسر ارشدش) را، به جاى برادرش، ولیعهد خود كرد و بلافاصله براى ادامه معالجه به امریكا بازگشت تا اینكه در ١٨ بهمن ١٣٧٧/ ٧ فوریه ١٩٩٩ از دنیا رفت و در همان روز پسرش، عبداللّه، پادشاه اردن شد (بلیگ، ص ٢٠٩؛ رابینز، همانجا؛ محافظه، ص ٣٢٨ـ٣٢٩).
حسینبن طلال، خاطرات شخصى خود را كه با الهام از شكسپیر، >سرى كه راحت نمیخوابد< نامگذارى كرده بود، در ١٣٤١ش/ ١٩٦٢ در لندن منتشر كرد و كتاب دیگرش، >جنگ من با اسرائیل< نیز در ١٣٤٧ش/ ١٩٦٨ در لندن به چاپ رسید. كتاب سوم وى، >شغل من به عنوان یك پادشاه<، به زبان فرانسوى در ١٩٧٥ در پاریس منتشر شد (دجانى داودى و دجانى، ص٢١١؛ اسعدى، ج١، ص٤٦٦؛ ملك حسین، ٢٠٠٨).
عملكرد فرهنگى و اجتماعى. حسینبن طلال بر احیاى آموزههاى تمدن اسلامى ـ عربى تأكید میكرد. توجه به میراث گذشته در دستور كار او قرار داشت. وى آموزش و پرورش را اجبارى كرد و به تأسیس مراكز آموزش عالى اهتمام ورزید. او دستور داد وزارتخانه فرهنگ و جوانان، به منظور گسترش علم و فرهنگ در میان شهروندان اردنى، تأسیس شود. اهداف دیگر او از تأسیس این وزارتخانه، انتشار و گسترش میراث كهن عرب در علوم جدید، توجه به ادبیات و هنرهاى گوناگون، تشویق و حمایت از نویسندگان و هنرمندان و بهطور كلى تدوین و انتشار كتاب بود (عمد، ص ١٢)؛ اما همه این تلاشها با محافظهكارى همراه بود و در عمل موفقیت چندانى به دست نیاورد. نبود آزادیهاى عمومى، پیشینه نه چندان كهن اردن، اولویت نداشتن مسئله فرهنگ و هنر به صورت عملى در جامعه، انحصارى شدن عرصه دانش در دست وى و برخى دولتمردان و دلالان فرهنگى، و نبود آزادى فكرى و فرهنگى، از جمله دلایل شكست برنامههاى فرهنگى او بود (شاعر، ص٤٦).
در زمان وى، با افزایش مهاجرت مردم بادیهنشین و روستایى به شهرها، روند تشكیل نهادهاى مدنى تا حدودى تسریع شد. با اینكه او مانع دخالت این نهادها در امور سیاسى میشد، اما این محدودیتها سبب شد تا گروهها به سمت فعالیتهاى اجتماعى خارج از چهارچوب سیاسى سوق داده شوند و این گرایش، به تأسیس گروهها و نهادهاى اجتماعى، فرهنگى، ورزشى، دانشجویى و جمعیتهاى خیریه و مذهبى و همچنین اتحادیههاى كارگرى انجامید (همان، ص ١١١ـ١١٢).
عملكرد اقتصادى. رویكرد اقتصادى حسینبن طلال از همان ابتداى حكومت، برپایه مالكیت فردى و اقتصاد آزاد در چهارچوب قانون اساسى اردن قرار داشت و پیگیرى آن سبب خصوصیسازى و پرهیز از اقتصاد دولتى شد. این روش اقتصادى بر فرایند توسعه بهمثابه اولویت نخست و پایدار دولت، بهویژه در عرصههاى خدمات آموزشى و بهداشتى و اجتماعى، تأكید مینمود و سپس به فضاى باز اقتصادى و دستیابى به معیارهاى نو توجه میكرد (همان، ص ٣٤).
نظام سیاسى در دوران حسینبن طلال بهگونهاى به نظام لیبرالى و سرمایهدارى متمایل بود. كمكهاى ایالات متحده امریكا و انگلیس به این كشور سبب شد حتى در زمان گسترش ایدئولوژى كمونیستى در منطقه و سراسر جهان، حسینبن طلال از مالكیت فردى و بخش خصوصى حمایت كند. اتخاذ این رویكرد اقتصادى سبب شد تا بخش خصوصى در مسیر استقلال نسبى از دولت گام بردارد و بهطور متوازن و مساوى با بخش دولتى در امور اقتصادى اردن تأثیرگذار باشد (شاعر، ص ١٠٧؛ شعشع، ص ٧٩).
منابع :
(١) مرتضى اسعدى، جهان اسلام، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ش؛
(٢) سیدنى دوسون بیلى، الحروب العربیة الاسرائیلیة و عملیةالسّلام، ترجمة الیاس فرحات، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٣) تاریخ معاصر كشورهاى عربى، زیرنظر د. ر. فوبلیكوف و دیگران، ترجمه محمدحسین روحانى، تهران : توس، ١٣٦٧ش؛
(٤) تقویم سیاسى خاورمیانه: روزشمار وقایع مهم (٨٦ـ ١٩٦٩)، به انضمام اسناد و قراردادها، ترجمه محمود كتابى، (تهران): مترجم، ١٣٦٦ش؛
(٥) اسامه تلیلان، السیاسة الخارجیة الاردنیة و الازمات العربیة: دراسة فى اثر العوامل الاقلیمیة على سلوك السیاسة الخارجیة الاردنیة تجاه الازمات العربیة، اردن ٢٠٠٠؛
(٦) خالد عبدالرزاق حباشنه، العلاقات الاردنیة ـ الاسرائیلیة فى ظل (معاهدةالسلام)، بیروت ١٩٩٩؛
(٧) حسینبن طلال، الحسین ملك المملكة الاردنیة الهاشمیة: مهنَتى كَمَلِك، احادیث ملكیة، ترجمه (عنالفرنسیة) غازى غزیل، (طرابلس، لبنان) ١٩٨٧؛
(٨) همو، الملك حسین : حربنا مع اسرائیل، (المحاور): ویك ونس و پیرلویر، (الترجمة عنالانجلیزیة)، بیروت ١٩٦٨؛
(٩) محمد سلیمان دجانیداودى و منذرسلیمان دجانى، النظامالسیاسى الاردنى: اركانه و مقوماته ، عمان ١٤١٣/ ١٩٩٣؛
(١٠) ژانپیر درینیك، خاورمیانه در قرن بیستم، ترجمه فرنگیس اردلان، تهران ١٣٦٨ش؛
(١١) وهیب شاعر، الاردن.. إلى أین؟ الهویةالوطنیة و الاستحقاقات المستقبلیة، بیروت ٢٠٠٤؛
(١٢) محمد كنوش شرعه، «التجربة الدیمقراطیة فى الاردن: الجذور... الواقع... التحدیات... الآفاق»، المستقبل العربى، ش ٢٥٧ (تموز ٢٠٠٠)؛
(١٣) جورج لنچوفسكى، تاریخ خاورمیانه، ترجمه هادى جزایرى، تهران ١٣٣٧ش؛
(١٤) على محافظه، الدیمقراطیة المقیدة: حالةالاردن، ١٩٨٩ـ ١٩٩٩، بیروت ٢٠٠١؛
(١٥) احمد سعید نوفل و ذیاب مخادمه، «اتجاهات العلاقات الاردنیةـ الفلسطینیة على ضوء اتفاقیات التسویة معاسرائیل»، السیاسة الدولیة، ش ١٣٦ (آوریل ١٩٩٩)؛
(١٦) Hani Amad, Cultural policy on Jordan, Paris ١٩٨١;
(١٧) Alexander Bligh, The political legacy of King Hussein, Brighton ٢٠٠٢;
(١٨) Roland Dallas, King Hussein: a life on the edge, London ١٩٩٩;
(١٩) King Hussein. Retrieved Sep.٢١, ٢٠٠٨, from http:// www. kinghussein.gov.jo;
(٢٠) James Lunt, Hussein of Jordan: searching for a just and lasting peace, New York ١٩٨٩;
(٢١) Beverley Milton-Edwards and Peter Hinchcliffe, Jordan: a Hashemite legacy, London ٢٠٠١;
(٢٢) Philip Robins, A history of Jordan, Cambridge ٢٠٠٤;
(٢٣) Kamal Salibi , The modern history of Jordan, London ١٩٩٨;
(٢٤) Zayd J. Shasha, "The role of the private sector in Jordan's economy", in Politics and the economy in Jordan, ed. Rodney Wilson, London: Routledge, ١٩٩١;
(٢٥) Martin Sicker, Between Hashemites and Zionists: the struggle for Palestin, ١٩٠٨-١٩٨٨, New York ١٩٨٩;
(٢٦) Peter Snow, Hussein: a biography, London ١٩٧٢.
/ محمد مالكى /
تصاویر این مدخل:
حسین بن طلال منبع: ww.kinghussein.gov.jo ٩.feb. ٢٠٠٩