دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٩٩
حَيْفا ، حَيْفا، لواء (استان) و شهرى بندرى در ساحل جنوبى خليج عكّا*، در بخش اشغالى فلسطين.
١) لواى حيفا، در قسمت شمالى سرزمين فلسطين واقع شده و درياى مديترانه در مغرب آن است. كوه كَْرمِل در امتداد رشتهكوه نابلس، در لواى حيفا قرار دارد (شُرّاب، ١٤٠٧، ص ٣٠٨). رودهاى دائمى مُقَطَّع يا حيفا (در قديم معروف به قَيْشون، سومين رود بزرگ فلسطين)، دفلى/ الدفله، زرقاء (تمساح) و رودهاى فصلى طيره، فلاح و مغاره در لواى حيفا جريان دارند (همان، ص ٣٠٧ـ٣٠٨؛ دبّاغ، ١٩٧٣، ج ١، قسم ١، ص ٢٩، ٣٣). شغل اهالى آن زراعت، باغدارى، دامدارى و ماهيگيرى است (كيلاننسى، ص ٦٩، ٧٢، ٧٨، ٨٦، ٩٣، ١٠٤، ١١٦). ساكنان لواى حيفا از اقوام عرب و يهود و پيرو مذاهب اسلام، يهودى و مسيحىاند (بحرى، ص ١٧؛ براى اطلاع از مهاجرت يهويان به اين شهر رجوع کنید به ادامه مقاله).
مراكز صنايع اين لواء عمدتاً در شهر حيفا (رجوع کنید به ادامه مقاله) مستقر است. شهر بُرَيْكَه، در ٢٩ كيلومترى جنوب شهر حيفا، از مراكز صنايع نظامى است (كيلاننسى، ص ٧٥). پس از اشغال اين استان در ١٣٢٧ش/ ١٩٤٨ توسط صهيونيستها، شمار شهركهاى يهودىنشين در اين لواء افزايش يافت (طهبوب، ص ٣٩٦ـ ٣٩٧؛ موسوعةالمدنالفلسطينية، ص ٢٠٨؛ نيز رجوع کنید به ادامه مقاله). برخى شهرهاى آن قديمىاند، از جمله قيصريه*، كَفرِلام، عَتْلِيْتْ، و طَنْطورَه. قدمت طنطوره به قرن سيزدهم پيش از ميلاد مىرسد و امروزه در آن بقاياى قلعه و خانهاى قديمى، منسوب به آليحيى ديده مىشود (كيلاننسى، ص ١٠٦، ١٠٨). ياقوت حموى (ذيل «كَفَرلاب») كفرلام را شهرى در كنار ساحل شام، نزديك قيصريه ذكر كرده كه به دستور هشامبن عبدالملك (حك : ١٠٥ـ١٢٥) بنا شده است.
برخى آثار قديمىِ لواى حيفا عبارتاند از: سنگ قبر و مدرسهاى قديمى (امروزه كنيسه يهوديان) در آبادى اِجْرِم، در حدود بيست كيلومترى جنوب حيفا؛ مزار شيخ عزالدين قَسّام* در بَلَدالشَيْخ، در هفت كيلومترى جنوبشرقى حيفا؛ باغى قديمى در آبادى خِرْبَة السَعْسَعْ، در پانزده كيلومترى و چاهى قديمى در آبادى خِرْبَةالكَسايِر، در سيزده كيلومترى مشرق حيفا (كيلاننسى، ص٧٠ـ٧١، ٧٩، ٨٨، ٩٢، ١١٦).
٢) شهر بندرى حَيْفا، مركز لواى حيفا، در قسمت شمالى آن و در ساحل جنوبى خليج عَكّا، در دامنه شمالى كوه كَرمِل، در ارتفاع حدود دويست مترى واقع است. رود حيفا در آن جريان دارد. حيفا دومين بندر تجارى و دومين شهر صنعتى (پس از تلحبيب/ تلآويو)، و سومين شهر بزرگ از لحاظ جمعيت (پس از قدس و تلآويو) در فلسطين اشغالى است (صبّاغ، ص١٣٠؛ موسوعة المدنالفلسطينية، ص٢٠٠، ٢٠٩).
حيفا آب و هواى مديترانهاى دارد و ميانگين درجه حرارت ساليانه آن ْ٢٠ است. حداقل دماى آن به حدود ْ١٢ در ژانويه (بهمن) و حداكثر دماى آن به حدود ْ٢٩ در اوت (مرداد) مىرسد. ميانگين بارش ساليانه آن حدود ششصد ميليمتر و رطوبت آن ٦٢ تا ٧٠% (بيشتر در زمستان) است (موسوعة المدنالفلسطينية، ص ١٨٩).
حيفا بر مسير راههاى اصلى فلسطين با تمام نقاط آن قرار گرفته است و با راههاى خشكى و آبى به ديگر نقاط مربوط مىشود. راه ساحلى شمالى ـ جنوبىِ عكّا ـ تلآويو از حيفا مىگذرد. همچنين، راه اصلى ساحلى عكّا ـ نتانيا، حيفا را به بخشهاى مركزى فلسطين مانند قدس و راماللّه در جنوبشرقى وصل مىكند. ميان حيفا و شهرهاى صور، صيدا و بيروت در لبنان و رفح و عَريش در شمال مصر و شهرهاى ديگر فلسطين مانند طولكَرْم، نابلس و جنين راهآهن سراسرى وجود دارد. فرودگاه شهر، در قسمت جنوبى خليج عكّا واقع شده است (همان، ص ٢٠٠).
مهمترين صنايع حيفا صنايع وابسته به نفت است (رجوع کنید به الموسوعة الفلسطينية، ج ٢، ص ٣٠٥). در ١٣١٢ش/ ١٩٣٣، خط لوله نفت عراق، از كركوك به حيفا كشيده شد (همان، ج ٢، ص٢٩٩). شركت شيميايى حيفا مهمترين توليدكننده نيترات پتاسيم در جهان است و از اين مواد در صنايع شيميايى و كود استفادهمىشود. صنايع ورق حيفا ٨٠% كل توليد سرزمين فلسطين را شامل مىشود. صنايع فولاد، صنايع غذايى، كشتىسازى و اتومبيلسازى، چوب و منسوجات از ديگر صنايع آن است. همچنين يكى از پنج مركز ساخت سلاحهاى شيميايى و ميكروبىِ فلسطين اشغالى، در اين شهر قرار دارد (موسوعة المدن الفلسطينية، همانجا؛ سياستو حكومت رژيم صهيونيستى، ص ١٩٦، ١٩٨). جمعيت شهر، طبق آمار ١٣٧١ش/١٩٩٢ ٦٠٠،٢٢٣ تن ضبط شدهاست (>دايرةالمعارف فلسطينيها<، ذيل مادّه).
شهر حيفا داراى مسجدجامع، دير فرانسيسكان، دير و كنيسه كرمليها، برج ساعت، موزه، باغها و گردشگاههاى عمومى است (موسوعةالمدنالفلسطينية، ص ٢٠٣). آثار قديمى آن عبارتاند از: مقابر تاريخى و كندهكاريهاى سنگى؛ تَلِّ اَلْمَسَك در قسمت شرقى حيفا، با آثارى مربوط به زمان روميان و مقابرى كه در تختهسنگها حفر شدهاند؛ محلى به نام شيقومُونا (به يونانى : شيكومونا)، داراى مقابر صخرهاى با كف كاشىكارى شده؛ عمارت قديمى «مدرسه انبيا»، شامل مسجد، و غارى مقدّس نزد مسلمانان و مسيحيان و يهوديان، با آثارى از دوره يونانيان؛ كنيسهاى به نام مار الياس، كه نزديك مدرسه انبيا در دل كوه كنده شده است (همانجا؛ ابوالسعود، ص ٢٧؛ نيز رجوع کنید به غنايم، ص٢٥٢ـ٢٥٤).
پيشينه. ريشه واژه حيفا را حِيْفْ بهمعناى جور و ستم (رجوع کنید به ياقوت حموى، ذيل مادّه)، حَيْفه به معناى ناحيه، حَف به معناى ساحل، يا إيفا به معناى خوشچهره (شرّاب، ١٤٠٧، ص ٣٠٨؛ همو، ٢٠٠٠، ص ١١٤) دانستهاند. حيفا را از حيفه به معناى در سايه قرار گرفته و مخفى شده (بهسبب واقع شدن كوه كرمل به صورت سايبان در نزديكى حيفا) نيز در نظر گرفتهاند (موسوعة المدنالفلسطينية، ص ١٨٥).
در عهد قديم، هنگامى كه از تقسيم «ارض كنعان» (فلسطين كنونى) ميان اسباط اسرائيل سخن گفته شده، از «اَكشاف» ياد شده است (رجوع کنید به صحيفه يوشعبن نون، ٢٠:١٢، ٢٥:١٩) كه برخى مانند بحرى (ص ١)، آن را حيفا دانستهاند (قس د.اسلام، چاپ دوم، ذيل مادّه، كه ذكر كرده نام حيفا در عهد قديم نيامده است).
صليبيان، هنگام جنگهاى صليبى، حيفا را بهسبب وجود صدفهاى فراوان در سواحل آن، كه كاربرد رنگرزى دارد، پورفير و براى تمايز آن از شهرى به همين نام در هشتاد فرسنگى صيدا، پورفيرياى جديد خواندهاند كه امروزه نيز در سرودهاى كليسايى به همين نام خوانده مىشود (موسوعة المدنالفلسطينية، همانجا؛ بحرى، ص ٤). ظاهراً در ناحيه حيفا، در زمان روميان، شهرى به نام كَلَمون يا قَلَمون وجود داشت كه امروزه به تَلّ اَبوحوّام معروف است، و نام آن از كلمه يونانى «كليما» به معناى ناحيه و اقليم اخذ شدهاست (الموسوعة الفلسطينية، ج ٢، ص٣٠٠).
حيفا به سبب برخى رويدادهاى مذهبى منزلت ويژهاى پيدا كرده است، چنانكه گفته شده پيامبرانى چون الياس و يوشع در «الخضر» يا مدرسه انبياى حيفا به شاگردان خود درس دينى مىدادند. كوه كرمل نيز از زمان پيامبرى الياس (كه بر بتپرستان بالاى كوه فائق آمد) مشهور شده است (الموسوعة الفلسطينية، همانجا).
فتح ناحيه حيفا در زمان عمربن خطّاب (١٣ـ٢٣)، هنگام فتوحات مسلمانان در شام و از جمله قيصريه، صورت گرفت (رجوع کنید به ازدى، ص ٢٧٤، ٢٧٦ـ٢٨٣). پس از آن، قبايل عربى مانند بنىعامربن لام در دشت مرجبن عامر و قبيله بنيلام* در ناحيه كفرلام مستقر شدند (رجوع کنید به دبّاغ، ١٤٠٠، ص ١٤٤ـ١٤٥، پانويس ٢). حيفا در اين دوره معروف به ديار حَيْفاويه و شامل حيفا، قيصريه، شفرعم (شفاعمرو)، بيت زمارا (زمارين)، اعبلين، قيمون (قامون) و مَجْدَل مَلحا بود (همان، ص ٣٢٢ـ ٣٢٣). در نيمه اول سده پنجم هجرى، به نوشته ناصرخسرو (ص ٣١) حيفا ديهاى بر لب دريا با نخلستان و درخت بسيار بود كه كشتىسازى در آن رواج داشت و كشتيهاى بزرگ به نام جودى در آنجا ساخته مىشد. حيفا تا دهههاى آخر همين سده، نسبتاً مهم و يكى از مسيرهاى اصلى عبور كشتيهاى اسكندريه به انطاكيه بود (رجوع کنید به بكرى، ج ٢، ص ٧٦١)، اما در واقعه حمله صليبيان در ٤٩٤ تسخير و اهالى آن قتلعام شدند (مَقريزى، ج ٣، ص ٢٦). در سده ششم، ادريسى (ج ١، ص ٣٦٥) حيفا را بندر و لنگرگاهى مناسب در سه مرحلهاى طبريه در كنار كوه كرمل ذكر كرده است. ياقوت حموى در قرن هفتم، از قلعه حيفا در ساحل بحر شام نزديك يافا سخن گفته است (همانجا).
در ٥٠٤، صليبيان به فرماندهى تانكِرد، پس از محاصرهاى طولانى شهر حيفا را ويران و اهالى آن را قتلعام كردند (رانسيمان، ج ١، ص ٣١٦ـ٣١٧). صلاحالدين ايوبى در ٥٨٣ در جنگ حطين* حيفا و ديگر شهرهاى فلسطين را تصرف كرد. حيفا در ٥٨٧ تسليم صليبيان شد (عمادالدين كاتب، ص ١٩٩ـ ٢٠١؛ ابنشدّاد، ج ٢، قسم ٢، ص ١٧٧ـ١٧٨). در ٦٦٣، بَيْبَرس اول* (سلطان مملوكى مصر) حيفا را بازپس گرفت. اما شهر دوباره به تصرف صليبيان درآمد. در ٦٩٠، سلطان مملوك اشرف خليلبن قلاوون، حيفا را فتح كرد (رجوع کنید به مقريزى، ج ٣، ص ١٩ـ ٢٢؛ ابنتغرى بردى، ج٨، ص ٨ـ٩). در جريان اين درگيريها حيفا و چندين شهر ساحلى ويران شدند، به طورىكه در اوايل سده هشتم، ابنفضلاللّه عُمَرى (ص ١٣٦) حيفا را ويرانهاى بر ساحل دريا خوانده است. حيفا در اين دوره، وابسته به لَجّون و تابع صَفَد (امروزه استانى در بخش شمالى سرزمين فلسطين) بود و پنجمين پايگاه نظامى مملكت شام به شمار مىرفت (همانجا؛ نيز رجوع کنید به موسوعة المدنالفلسطينية، ص ١٩٣؛ طراونه، ص ١٢٢ـ١٢٣).
حيفا در زمان حكومت سليم اول در ٩٢٢ پس از فتح فلسطين، در قلمرو عثمانيان قرار گرفت (موسوعة المدن الفلسطينية، همانجا). در اين دوره، هشت منطقه مسكونى يهودىنشين در اطراف شهر ايجاد شد (همان، ص ٢٠٦). در ١٠٢٦، دولت عثمانى به نوسازى شهر پرداخت و تجارت در آنجا رونق گرفت (الموسوعة الفلسطينية، ج ٢، ص ٣٠٢). در نيمه قرن دوازدهم، شيخظاهر اَلْعُمَر، حاكم عكّا، شهر جديدى به همين نام (حيفا) در حدود ٥ر٢ كيلومترى جنوبشرقى شهر قديمى احداث كرد (حيفاى كنونى) و سپس برج و قلعهاى در قسمت جنوب، مشرف به شهر بنا كرد و ديوارى نيز به دور آن كشيد (صيقلى، ص ٢٧؛ موسوعة المدن الفلسطينية، ص ١٩٣). در ١٢١٤، فرانسويان حيفا را اشغال كردند (موسوعة المدن الفلسطينية، همانجا). در ابتداى سده سيزدهم، مهاجرت يهوديان شمال افريقا به حيفا آغاز شد. در ١٢٤٧، ابراهيمپاشا، خديو مصر، حيفا را تصرف كرد. اين شهر تا ١٢٥٦ تحت حكومت او بود (تلمى، ص ٢٠٦).
حيفا كه تا قرن سيزدهم بندر ماهيگيرى و روستايى كماهميت بود و در اوايل اين سده چهار هزار تن جمعيت داشت، پس از آن بهسرعت رونق گرفت (>دايرةالمعارف فلسطينيها<، همانجا) و مهاجرانى از كشورهاى ديگر براى كار و اقامت بهآنجا رفتند. در ١٢٨٤، عدهاى از جنوبغربى آلمان در قسمت غربى شهر اقامت كردند. آلمانها در ١٢٨٥ شهركهاى آلمانىنشين را در حيفا بنا كردند و جديدترين وسايل مكانيزه را براى رونق كشاورزى به كار بردند (موسوعة المدنالفلسطينية، ص١٩٤). ظاهراً همين رونق كشاورزى يكىاز دلايل اشغال سرزمين فلسطين به دست دولت صهيونيستى بود و در ١٢٨٧ يهوديان بسيارى در شهر مستقر شده بودند (تلمى، همانجا). پس از تبعيد ميرزاحسينعلى بهاءاللّه در ١٢٨٥ به عكّا و درگذشت او در حيفا، قبر او قبله پيروانش شد و بعد از استقرار انگليسيها در فلسطين، اين شهر به يكى از مراكز مهم بهائيان بدل شد (رجوع کنید به بهائيت*).
اولين جاده ماشينرو در ١٣٠٤ ميان حيفا و شهر طبريه احداث شد (موسوعة المدنالفلسطينية، همانجا). در ١٣٠٥، شهر حيفا مركز ادارى قضاء (شهرستان) حيفا و تابع لواى عكّا از ولايت بيروت شد و ساختمانهاى جديدى در خارج از ديوار شهر تا ساحل آن احداث گرديد (همانجا). در ١٣١٠ در قسمت شرقى شهر، راهآهن حيفا ـ دمشق راهاندازى شد، و زمانى كه امپراتور آلمان در سفر خود در ١٣١٦ به شهر قدس، از شهر حيفا ديدن مىكرد، اسكلهاى براى كشتىِ حامل وى در منطقه آلمانىنشين احداث گرديد. همچنين پلها ترميم و جاده حيفا ـ يافا احداث شد (همانجا؛ بحرى، ص ١٤).
عثمانيها در ١٣٢٦ احداث تأسيسات بندرى در حيفا را آغاز كردند (شرّاب، ١٤٠٧، ص ٣٠٩). در ١٣ جمادىالآخره ١٣٣٤/ ١٦ آوريل ١٩١٦ طى موافقتنامهاى معروف به پيمان سازونوف كه ميان سه دولت انگليس، فرانسه و روسيه به امضا رسيد و مكمل پيمان سايكس ـ پيكو در ١٣٣٣/ ١٩١٥ بود، بندر حيفا و عكّا در قيمومت انگليسيها قرار گرفت (حميدى، ص ٢٤٨). بريتانيا، كه در انديشه تأسيس دولتى براى يهوديان در فلسطين بود، مهاجرت يهوديان به فلسطين و تملك اراضى و راندن عربها را تشويق مىكرد. بهطورى كه ٦٢ مجتمع يهودىنشين در استان حيفا برپا شد كه ٥٢ مورد آن در شهر حيفا بود (موسوعة المدنالفلسطينية، ص ١٩٤). با آنكه در ١٣٠٠ش تظاهراتى در مخالفت با تأسيس دولت يهودى در فلسطين در حيفا برپا شد و تعدادى يهودى نيز كشته شدند، ولى مهاجرت يهوديان بين سالهاى ١٢٩٩ تا ١٣٠٤ش رو به فزونى نهاد و در اين مدت قريب به شصت هزار تن وارد حيفا شدند (رهبر، ص ٣٥٧). در ١٣٠٤ش، سازمانى به منظور دفاع از حقوق كارگران عرب فلسطينى و مبارزه با مهاجرت يهوديان به فلسطين در حيفا تشكيل شد (برند، ص ٨٦). بندر حيفا تحت قيمومت بريتانيا توسعه يافت و مركز مهمى در مسير خط لوله نفت عراق و مركز استان شد (شرّاب، ١٤٠٧، همانجا). در ١٣١٢ش، بندر حيفا رسماً افتتاح شد اين بندر پس از مارسى بزرگترين بندر مديترانه به شمار مىآمد. بندر حيفا شريان حيات فلسطين، اردن، سوريه، عراق، ايران و ديگر كشورهاى آسيايى به شمار مىآمد (الموسوعةالفلسطينية، همانجا). خط لوله نفت عراق از كركوك به حيفا و نيز وجود پالايشگاه نفت بر اهميت شهر مىافزود (>دايرةالمعارف فلسطينيها<، همانجا). حيفا به سبب بندر بودن و وجود راهآهن، خطوط نفتى و پالايشگاه، براى صهيونيستها ارزش بسيارى داشت. تصويب طرح تقسيم فلسطين در آذر ١٣٢٦/ نوامبر ١٩٤٧ به اعتراض مسلمانان و درگيرى ميان مسلمانان و يهوديان حيفا انجاميد (موسوعة المدنالفلسطينية، ص١٩٦). در ١٣٢٧ش/آوريل ١٩٤٨ با حمله نيروهاى صهيونيست به حيفا، سه هزار تن از مسلمانان مجبور به ترك شهر شدند (>دايرةالمعارف فلسطينيها<، همانجا؛ نيز رجوع کنید به مَصالحه، ص ٢٠١؛ القضيةالفلسطينية، ص ٢٥٨).
در ١٣٣٣ش/١٩٥٤ يهوديان بندر جديد ديگرى به نام حيفا (به عنوان بندر متمم حيفا) بر ساحل رود حيفا احداث كردند (موسوعة المدنالفلسطينية، ص ٢٠١).
منابع:
(١) ابنتغرى بردى، النجومالزاهرة فى ملوك مصر و القاهرة، قاهره ?( ١٣٨٣)ـ١٣٩٢/ ?( ١٩٦٣)ـ١٩٧٢؛
(٢) ابنشداد، الاعلاق الخطيرة فى ذكر امراءالشام و الجزيرة، ج ٢، قسم ٢، چاپ سامى دهان، دمشق ١٣٨٢/١٩٦٢؛
(٣) ابنفضلاللّه عمرى، مسالك الابصار فى ممالك الامصار : ممالك مصر و الشام و الحجاز و اليمن، چاپ ايمن فؤاد سيد، قاهره ١٩٨٥؛
(٤) حاتم محيىالدين ابوالسعود، مدن فلسطين: غريبالديار فى الديار، بيروت ١٩٩٣؛
(٥) محمدبن محمد ادريسى، كتاب نزهةالمشتاق فى اختراق الآفاق، قاهره: مكتبةالثقافة الدينية، (بىتا.)؛
(٦) محمدبن عبداللّه ازدى، تاريخ فتوحالشام، چاپ عبدالمنعم عبداللّه عامر، قاهره ١٩٧٠؛
(٧) جميل بحرى، تاريخ حيفا، دمشق ١٩٨٢؛
(٨) لورى ا.برند، الفلسطينيون فىالعالمالعربى: بناءالمؤسسات و البحث عنالدولة، بيروت ١٩٩١؛
(٩) عبداللّهبن عبدالعزيز بكرى، كتابالمسالك و الممالك، چاپ ادريان فانليوفن و اندرى فرى، تونس ١٩٩٢؛
(١٠) افرايم تلمى و مناحم تلمى، معجمالمصطلحات الصهيونية، ترجمة احمد بركات عجرمى، عَمّان ١٩٨٨؛
(١١) جعفر حميدى، تاريخ اورشليم (بيتالمقدس)، تهران ١٣٦٤ش؛
(١٢) مصطفىمراد دبّاغ، بلادنا فلسطين، ج ١، قسم ١، خليل ( ١٩٧٣)؛
(١٣) همو، الموجز فى تاريخ الدولالعربية و عهودها فى بلادنا فلسطين، بيروت ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١٤) پرويز رهبر، تاريخ يهود: از اسارت بابل تا امروز، با خلاصهاى از اعصار قديم تا اسارت بابل، (تهران )١٣٢٥ش؛
(١٥) سياست و حكومت رژيم صهيونيستى، تأليف مؤسسه مطالعات فلسطينى، ترجمه مركز مطالعات و تحقيقات انديشهسازان نور، تهران: مركز اسناد انقلاب اسلامى، ١٣٧٧ش؛
(١٦) محمد محمدحسن شُرّاب، معجم اسماءالمدن و القرىالفلسطينية، عَمّان ٢٠٠٠؛
(١٧) همو، معجم بلدان فلسطين، دمشق ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(١٨) ليلى صبّاغ، فلسطين: بشريآـ اقتصاديآـ اجتماعيآ، بيروت ١٤١٦/١٩٩٦؛
(١٩) مىابراهيم صيقلى، حيفاالعربية، ١٩١٨ـ ١٩٣٩ (التطورالاجتماعى و الاقتصادى)، بيروت ١٩٩٨؛
(٢٠) طهثلجى طراونه، مملكة صفد فى عهدالمماليك، بيروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢١) فائق حمدى طهبوب، الحركهالعمالية و النقابية فى فلسطين: ١٩٢٠ـ ١٩٤٨، كويت ١٩٨٢؛
(٢٢) محمدبن محمد عمادالدين كاتب، الفتحالقسى فىالفتح القدسى، چاپ محمد محمود صبح، (قاهره ١٩٦٥)؛
(٢٣) زُهَير غنايم، لواء عكّا فى عهدالتنظيمات العثمانية : ١٢٨١ـ١٣٣٧ه / ١٨٦٤ـ١٩١٨م، بيروت ١٩٩٩؛
(٢٤) القضية الفلسطينية و الخطر الصهيونى، لوزارة الدفاع الوطنى، الجيش اللبنانى الاركان العامة، بيروت: مؤسسةالدراسات الفلسطينية، ١٩٧٣؛
(٢٥) كيلاننسى: قرى فلسطين التى دمّرتها اسرائيل سنة ١٩٤٨ و اسماء شهدائها، رئيسالتحرير: وليد خالدى، ترجمة حسينى زينه، بيروت: مؤسسة الدراساتالفلسطينية، ١٩٩٨؛
(٢٦) نورالدين مَصالحه، طردالفلسطينين: مفهوم «الترانسفير» فىالفكر و التخطيط الصهيونيين، ١٨٨٢ـ ١٩٤٨، بيروت ١٩٩٢؛
(٢٧) احمدبن على مَقريزى، اتعاظالحنفا، ج ٣، چاپ محمد حلمى محمد احمد، قاهره ١٣٩٣/١٩٧٣؛
(٢٨) الموسوعةالفلسطينية، دمشق: هيئة الموسوعة الفلسطينية، ١٩٨٤؛
(٢٩) موسوعة المدنالفلسطينية، دمشق: المنظمة العربية للتربية و الثقافة و العلوم، دائرهالثقافة، منظمةالتحرير الفلسطينية، ١٩٩٠، ذيل «حيفا» (از احمد عبدالرحمان حموده)؛
(٣٠) ناصرخسرو، سفرنامه حكيم ناصرخسرو قباديانى مروزى، چاپ محمد دبيرسياقى، تهران ١٣٦٣ش؛
(٣١) ياقوت حموى؛
(٣٢) EI٢, s.v. "Hayfa";
(٣٣) Encyclopedia of the Palestinians, ed. Philip Mattar, Chicago: Fitzroy Dearborn Publishers, ٢٠٠٠, s.v. "Haifa" (by Michael R. Fischabach);
(٣٤) Steven Runciman, A history of the crusades, Middlesex, Engl. ١٩٨٠-١٩٨١;
(٣٥) The Times comprehensive atlas of the world, London: Times Books, ٢٠٠٥.
/ بهزاد لاهوتى /