دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ١٦٩٣
بلد ، سوره ، نودمین سورة قرآن کریم . نام آن از آیة نخست سوره اقتباس شده است ، بیست آیه دارد و در ترتیب نزول ، پس از سورة ق ، سی وسه یا سی وچهارمین سوره به شمار می آید (زرکشی ، ج ١، ص ١٩٣؛ مقدمتان فی علوم القرآن ، ص ٩، ١١، ١٤). در این سورة کوتاه ، خداوند پس از سوگند به البلد، والدو ولد (بلد: ١ـ٤) سرشت انسان را ـ که خود را بی رقیب و بی مراقب می پندارد ـ همراه با سختی و محنت می داند و به آدمی نهیب می زند که با وجود روشنی راه خیر و شر چرا از چشم و زبان خود بهرة صحیح نمی برد؛ پس از آن انسان را به آزاد کردن بردگان و اطعام مسکینان و یتیمان در روزگار دشواری ترغیب ، و در آخر از اصحاب المیمنه و اصحاب المشئمه یاد می کند که دستة نخست ، مؤمنان توصیه کننده به شکیبایی و مهرورزی اند و گروه دوم منکران و کافران به آیات الهی که گرفتار آتشی فراگیر می شوند.
سورة بلد به شهادت سیاق آیاتش ، مکی است (طباطبائی ، ج ٢٠، ص ٢٨٩). بر این نکته ، برخی مفسران ادعای اتفاق کرده اند (قرطبی ، ج ٢٠، ص ٤١). با این حال ، برخی قول دایر به مدنی بودن تمام سوره یا مدنی بودن آیات پنجم تا آخر را نقل کرده اند (آلوسی ، ج ٣٠، ص ١٣٣؛ سیوطی ، الاتقان ، ج ١، ص ٦٧). این دو نظر را زمخشری (ج ٤، ص ٧٥٤) و طباطبائی (همانجا) به استناد اتفاق مفسران بر مکّی بودن و سیاق آیات سوره موجّه نمی دانند. ریشة اختلاف در مکّی یا مدنی بودن این سوره در تفسیر آیة وَاَنْتَ حِلٌّ بِه'ذالبَلد (بلد: ٢) نهفته است . مفسران تقریباً متفق اند که منظور از «بلد» شهر مکه است (آلوسی ، همانجا). اما در تفسیر کلمة «حِلّ» آرای ایشان مختلف است .
نخستین نظر آن است که «حِلّ» اشاره به این امر دارد که پیامبر صلّی اللّه علیه وآله وسلّم در روز فتح مکه ، «مُحلّ» (در برابر مُحرم ) بوده و نسبت به برخی مشرکان ، بنا به مصالحی که خود می دانستند، می توانستند امر به قتل یا اسارت کنند یا به کسانی امان دهند. حکم قتل عبدالله بن خطل (حنظل ) مبتنی بر همین بیان قرآنی بوده است (طبری ، ج ٣٠، ص ١٢٤؛ ابن کثیر، ج ٤، ص ٨٤٦؛ ابوالفتوح رازی ، ج ٢٠، ص ٢٨١؛ سیوطی ، الدر المنثور ، ج ٦، ص ٣٥٢). برخی نیز با توجه به این مضمون و نیز مکّی بودن سوره ، این آیه را اخبار از آینده (یعنی فتح مکه ) دانسته اند (قمی نیسابوری ، ج ٦، ص ٥٠٢؛ بغوی ، ج ٤، ص ٤٨٨). معتقدان به نظراول ، خطابة پیامبر صلّی اللّه علیه وآله و سلّم در حجة الوداع را ناظر به همین آیه می دانند که فرمود: خداوند از زمان خلقت آسمانها و زمین ، مکه را حرم قرار داد و این مکان تا قیامت حرمت دارد جز یک ساعت که بر من حلال شد (بخاری جعفی ، ج ٣، ص ١٨ـ١٩؛ مسلم بن حجاج ، ج ٢، ص ٩٨٦ـ٩٨٩). با این حال ، بسیار بعید می نماید که منظور آیة وَاَنتَ حِلٌّ بِه'ذالبَلَد همین یک ساعت از حیات پیامبر باشد. قاسمی (ج ١٧، ص ١٥٥) و ابن عاشور (ج ٣٠، ص ٣٤٥) این نظر را به دو دلیل مختلف نادرست می دانند.
نظر دوم آن است که مراد از «حِلّ» سوگند به شهر مکه به دلیل اهمیت سکونت و اقامت پیامبر در این شهر است (حقی ، ج ١٠، ص ٤٣٣؛ طباطبائی ، همانجا؛ مغنیه ، ج ٧، ص ٥٦٦؛ مراغی ، ج ٣٠، ص ١٥٦؛ قاسمی ، همانجا). این عقیده را برخی به دلیل ایراد لغوی و اشتقاقی نپذیرفته اند (ابن عاشور، همانجا).
سومین نظر این است که خداوند از مشرکان قریش اظهار شگفتی کرده است که چگونه آزار و کشتن حیوانات و کندن گیاهان را در مکه حرام می دانند اما آزار و قتل پیامبر را جایز می شمارند. در متون حدیثی امامیه نیز دو روایت با چنین مضمونی نقل شده است (کلینی ، ج ٧، ص ٤٥٠) و برخی از مفسران به این رأی تمایل دارند (زمخشری ، ج ٤، ص ٧٥٣؛ نسفی ، ج ٣، ص ٦٩٢؛ شوکانی ، ج ٥، ص ٤٢؛ طنطاوی بن جوهری ، ج ١٣، جزء ٢٥، ص ١٦٨).
در وجه ارتباط این سوره با سورة پیش از آن (فجر)، طبرسی (ج ١٠، ص ٧٤٣) و آلوسی (همانجا) یک وجه و سیوطی ( تناسق ، ص ٩٦) و بقاعی (ج ٢٢، ص ٤٥ـ٤٦) وجهی دیگر برشمرده اند. شریعتی وجوه ارتباط را به شش می رساند (ص ١٨٧ـ ١٨٨). در فضیلت سوره نیز روایاتی نقل شده است (طبرسی ، همانجا؛ فیض کاشانی ، ج ٥، ص ٣٣٢).
منابع :
(١) علاوه بر قرآن ؛
(٢) محمودبن عبدالله آلوسی ، روح المعانی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٣) ابن عاشور، تفسیرالتحریر والتنویر ، تونس ( بی تا. ) ، ابن کثیر، تفسیرالقرآن العظیم ، چاپ علی شیری ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٤) حسین بن علی ابوالفتوح رازی ، روض الجنان و روح الجنان فی تفسیر القرآن ، چاپ محمدجعفر یاحقی و محمد مهدی ناصح ، مشهد ١٣٦٥ـ١٣٧٥ ش ؛
(٥) محمدبن اسماعیل بخاری جعفی ، صحیح البخاری ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٦) حسین بن مسعود بغوی ، تفسیر البغوی ، المسمی معالم التنزیل ، چاپ خالد عبدالرحمان العک و مروان سوار، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٧) ابراهیم بن عمر بقاعی ، نظم الدرر فی تناسب الا´یات والسور ، قاهره ١٤١٣/ ١٩٩٢؛
(٨) اسماعیل بن مصطفی حقی ، تفسیرروح البیان ، بیروت ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٩) محمدبن بهادر زرکشی ، البرهان فی علوم القرآن ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١٠) محمودبن عمر زمخشری ، الکشاف عن حقائق غوامض التأویل ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١١) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، الاتقان فی علوم القرآن ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قم ١٣٦٣ ش ؛
(١٢) همو، تناسق الدرر فی تناسب الا´یات و سور ، دمشق ١٤٠٤/١٩٨٣؛
(١٣) همو، الدرالمنثور فی التفسیر بالمأثور ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٤) محمدتقی شریعتی مزینانی ، تفسیرنوین : جزء سی ام قرآن ، تهران ( بی تا. ) ؛
(١٥) محمدبن علی شوکانی ، فتح القدیر ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٦) محمدحسین طباطبائی ، المیزان فی تفسیر القرآن ، بیروت ١٣٩٠ـ ١٣٩٤/ ١٩٧١ـ١٩٧٤؛
فضل بن حسن طبرسی ، مجمع البیان فی تفسیر القرآن ، چاپ هاشم رسولی محلاتی و فضل الله یزدی طباطبائی ،
(١٧) بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(١٨) محمدبن جریر طبری ، جامع البیان فی تفسیر القرآن ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(١٩) طنطاوی بن جوهری ، الجواهر فی تفسیر القرآن ، ( بیروت ، بی تا. ) ؛
(٢٠) محمدبن شاه مرتضی فیض کاشانی ، تفسیر الصافی ، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٢١) جمال الدین قاسمی ، تفسیرالقاسمی ، المسمی محاسن التأویل ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت ١٣٩٨/ ١٩٧٨؛
(٢٢) محمدبن احمد قرطبی ، الجامع لاحکام القرآن ، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٢٣) حسن بن محمد قمی نیسابوری ، تفسیر غرائب القرآن و رغائب الفرقان ، چاپ زکریا عمیرات ، بیروت ١٤١٦/١٩٩٦؛
(٢٤) محمدبن یعقوب کلینی ، الکافی ، چاپ علی اکبر غفاری ، بیروت ١٤١١؛
(٢٥) احمد مصطفی مراغی ، تفسیرالمراغی ، بیروت ( تاریخ مقدمه ١٣٦٥ ) ؛
(٢٦) مسلم بن حجاج ، صحیح مسلم ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی ، بیروت ( بی تا. ) ؛
(٢٧) محمدجواد مغنیه ، التفسیرالکاشف ، بیروت ١٩٨٠ـ١٩٨١؛
(٢٨) مقدمتان فی علوم القرآن ، چاپ آرتور جفری و عبدالله اسماعیل صاوی ، قاهره ١٣٩٢/ ١٩٧٢؛
(٢٩) عبدالله بن احمد نسفی ، تفسیرالقرآن الجلیل ،المسمی بمدارک التنزیل و حقائق التأویل ، بیروت ( بی تا. ) .
/ محمدباقر کریمیان /