دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٠٧٦
خَشَبيّه ، خَشَبيّه، گروهى قائل به امامت محمد بن حَنَفيّه*. در منابع مختلف، خشبيه از فرقههاى شيعه به شمار آمدهاند (براى نمونه رجوع کنید به حربى، ج ٢، ص ٥٤٥؛ ابنماكولا، ج ٣، ص ٢٦٢؛ سمعانى، ج ٢، ص ٣٦٨؛ ابناثير، ج ١، ص ٤٤٤). درباره گروهى كه اين نام بر آنان اطلاق شده است، آراى متفاوتى وجود دارد. منصوربن معتمر، از علماى برجسته قرن دوم، خشبيه را عنوانى براى دوستداران امام علىبن ابىطالب عليهالسلام دانسته است (رجوع کنید به سمعانى، همانجا؛ ابناثير، ج ١، ص ٤٤٥).
برخى خشبيه را عنوانى ديگر براى فرقهاى از زيديه، به نام سُرخابيه (پيروان سُرخاب طبرى) شمردهاند (رجوع کنید به حربى، همانجا؛ خوارزمى، ص ٢٩). در روايتى نيز، خشبيه گروهى از جَهميه* خوانده شدهاند (رجوع کنید به ابنمنظور، ذيل «خشب»). گاه نيز خشبيه را عنوانى براى ياران ابراهيمبن مالكاشتر، از سرداران مختاربن ابىعُبَيْد ثقفى، ذكر كردهاند كه در جنگ با عبيداللّهبن زياد شركت داشتند (رجوع کنید به ابنرسته، ص ٢١٨؛ ابنقتيبه، ص ٦٢٢)، اما شايد بتوان اين قول را پذيرفت كه خشبيه از اهالى كوفه و ياران مختار و قائل به امامت محمدبن حنفيه بودند (رجوع کنید به حربى، همانجا؛ طبرى، ج ٦، ص ٧٥ـ٧٧).
درباره سبب نامگذارى اين فرقه به خشبيه هم آراى متفاوتى وجود دارد. بهقولى نام خشبيه برگرفته از كرسى چوبىاى منتسب به حضرت على عليهالسلام بوده است كه ياران مختار ثقفى* براى تبركجويى، آن را با خود حمل مىكردند (طبرى، ج ٦، ص ٨١). پارهاى نيز گفتهاند چون بيشتر اسلحه ياران مختار يا ابراهيمبن مالك از چوب (خَشَب) بود، خشبيه ناميده شدهاند (رجوع کنید به ابنرسته؛ ابنقتيبه، همانجاها؛ بلاذرى، ج ٦، ص ٥٧؛ مقدسى، ج ٥، ص ١٣٣). همچنين، گفته شده است كه بعضى از دوستداران زيدبن على چوبِ دار او را حفظ كردند، يا آنكه چون زيديان هنگام جنگ با چوب مىجنگيدند، به خشبيه معروف شدند (حربى؛ خوارزمى، همانجاها).
طبق روايت ديگرى، عبداللّهبن زبير، در سال ٦٦، محمدبن حنفيه و خانوادهاش و هفده تن از سران مردم كوفه را در زمزم (يا شِعْب على) در مكه زندانى و آنان را تهديد كرد اگر با او بيعت نكنند، آنان را در آتش خواهد سوزاند و براى اين منظور هيزم بسيارى جمع كرد (طبرى، ج ٦، ص ٧٥ـ٧٦؛ مسعودى، ج ٣، ص ٢٧٥ـ٢٧٦؛ ذهبى، حوادث و وفيات ٦١ـ٨٠ه .، ص ٤٣). در اين زمان، محمدبن حنفيه قاصدى نزد مختار فرستاد و از او يارى خواست. مختار مردم را گردآورد و گروههايى را براى يارى او به مكه فرستاد. از آن ميان، ابوعبداللّه جَدَلى و يارانش قبل از ديگران وارد مسجدالحرام شدند. در دست ياران او چوب (كافركوب) بود و آنان با فرياد يالثاراثالحسين به زمزم وارد شدند و نگهبانان را پراكنده و محمدبن حنفيه را از زندان رها كردند. پس از آن، گروههاى ديگر وارد شدند. عبداللّهبن زبير هراسان شد و آنان را كه بهجاى شمشير با چوب مىجنگيدند، خشبيه ناميد (طبرى، ج ٦، ص ٧٦ـ٧٧). نيز گفته شده است كه آنان چوبهايى را كه عبداللّهبن زبير براى آتش زدن محمدبن حنفيه و يارانش جمع كرده بود، به عنوان سلاح برداشتند، يا چون نمىخواستند با شمشيرهاى آخته وارد حرم شوند، با چوب وارد حرم شدند، و از اينرو آنان را خشبيه ناميدهاند (بلاذرى، همانجا). گفته شده است كه از اين جريان، فرقه كيسانيه منشعب شد (رجوع کنید به كيسانيه*).
منابع :
(١)ابناثير، اللباب فى تهذيب الانساب، بيروت ١٤١٤/١٩٩٤؛
(٢) ابنرسته؛
(٣) ابنقتيبه، المعارف، چاپ ثروت عكاشه، قاهره ١٩٦٠؛
(٤) ابنماكولا، الاكمال فى رفعالارتياب عنالمؤتلف و المختلف فىالاسماء و الكنى و الانساب، چاپ عبدالرحمانبن يحيى معلمى يمانى، بيروت ]بىتا[.؛
(٥) ابنمنظور؛
(٦) احمدبن يحيى بلاذرى، انسابالاشراف، چاپ محمود فردوس عظم، دمشق ١٩٩٦ـ٢٠٠٠؛
(٧) ابراهيمبن اسحاق حربى، غريبالحديث، چاپ سليمانبن ابراهيمعايد، مكه ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٨) محمدبن احمد خوارزمى، كتاب مفاتيحالعلوم، چاپ فان فلوتن، ليدن ١٨٩٥، چاپ افست ١٩٦٨؛
(٩) محمدبن احمد ذهبى، تاريخ الاسلام و وفيات المشاهير و الاعلام، چاپ عمر عبدالسلام تدمرى، حوادث و وفيات ٦١ـ٨٠ه .، بيروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٠) سمعانى؛
(١١) طبرى، تاريخ (بيروت)؛
(١٢) مسعودى، مروج (بيروت)؛
(١٣) مطهربن طاهر مقدسى، كتابالبدءوالتاريخ، چاپ كلمانهوار، پاريس ١٨٩٩ـ١٩١٩، چاپ افست تهران ١٩٦٢.
/ اسماعيل اسعدى /