دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٨٦
حيدرى ، حيدرى، بُلَند، از پيشگامان شعر آزاد عرب. وى در ١٣٠٥ش/١٩٢٦ در بغداد، در خانواده معروف كردِ الحيدريه، متولد شد. خاندان حيدرى در عراق به اصالت و علم معروفاند (ميربصرى، ١٩٩٤ـ١٩٩٩، ج ٢، ص ٥٧٩؛ جبرا، ١٩٩٩، ص ١٣٨؛ نيز رجوع کنید به ميربصرى، ١٩٩١، ص ١٠٧). وى از ١٣١٢ تا ١٣١٩ش/ ١٩٣٣ تا ١٩٤٠ تحصيلات ابتدايى را در بغداد گذراند، سپس وارد دوره متوسطه شد، اما در ١٣٢٣ش/ ١٩٤٤ آن را نيمهكاره رها كرد (اعلام الادبالعربى المعاصر، ج ١، ص ٥١٩) و چون به تحصيلات رسمى علاقه نداشت، به دانشگاه نرفت، اما خودساختگى و مطالعه مستمر وى باعث شد در جوانى از شاعران فرهيخته و برجسته عراق محسوب شود (رجوع کنید به جبرا، همانجا؛ >دايرةالمعارف ادبيات عربى<، ذيل مادّه).
پس از پايان جنگ جهانى دوم، در ١٣٢٥ش/ ١٩٤٦ حيدرى و چندتن از شعرا و ادباى جوان بغداد، نظير نزارسليم و جوادسليم* و عدنان رئوف، گروه جماعةالوقت الضائع را تشكيل دادند و مجله الوقتالضائع را نيز براى بيان ديدگاههاى گروه خود منتشر كردند، اما فقط يك شماره از آن به چاپ رسيد. اولين دفتر شعرى حيدرى، با نام خفقةالطين (تپشگل)، در ١٣٢٥ش/١٩٤٦ با نام همين جمعيت در بغداد منتشر شد. اين گروه براى ديدار يكديگر، كافه واقالواق را داير كردند كه محل تجمع هنرمندان و شاعران معاصر عراق براى بحث درباره هنر و ادبيات پيشرو بود. پس از مدتى، پليس عراق، به سبب اينكه آنجا محل فعاليتِ هنرمندانِ چپگراى عراق است، بدون دستگيرى هيچيك از اعضا، كافه را تعطيل كرد. با اينكه اين گروه مدت كمى فعاليت كردند، اما جايگاه و نقش مهمى در سير تجدد ادبى در عراق داشتهاند (رجوع کنید به جبرا، ١٩٩٩، ص ١٨٩، ١٩١؛ استاركى، ص ٨٤؛ ابراهيم خليل علاف، ٢٠٠٩).
حيدرى به سبب مخالفت با حكومتِ سلطنتى و حكومت جمهورى كه پس از سلطنت در عراق بر روى كار آمد (١٣٤٢ـ ١٣٥٥ش/ ١٩٦٣ـ ١٩٧٦)، بيروت را به عنوان تبعيدگاه اختيارى برگزيد (>دايرةالمعارف ادبيات عربى<، همانجا؛ بيدج، ص ٧٥). در آنجا به كارهايى نظير معلمى، روزنامهنگارى و مديريت كتابفروشى پرداخت.در ١٣٥٣ش/ ١٩٧٤ با عاليه ممدوح در انتشار مجله الفكرالمعاصر، و با آدونيس در راهاندازى و انتشار مجله مواقف همكارى كرد (حيدرى، ١٣٨٠ش، ص١٩ـ٢١؛ ميربصرى، ١٩٩٤ـ١٩٩٩، ج٢، ص٥٨٠؛ >دايرةالمعارف ادبيات عربى<، همانجا). در ١٣٥٥ش/ ١٩٧٦ به بغداد بازگشت و تا ١٣٥٩ش/ ١٩٨٠ سردبير مجله آفاق عربية بود. در همين سال براى زندگى به لندن رفت و يك سال بعد مجله فنون عربية را منتشر كرد كه دوام چندانى نداشت. وى به كشورهاى عربى، اروپايى، هند و كانادا سفر كرد و در بسيارى از اتحاديههاى شاعران و نويسندگان عرب عضويت داشت و نيز عضو اتحاديه روزنامهنگاران انگلستان بود (اعلام الادب العربى المعاصر، ج ١، ص ٥١٩؛ >دايرةالمعارف ادبيات عربى<، همانجا).
حيدرى در ١٣٧٥ش/١٩٩٦،هنگام عمل جراحى، در بيمارستان رويال لندن درگذشت و در قبرستانِ گيت آن شهر به خاك سپرده شد (فرزاد، ص ٤١؛ حيدرى، پيشگفتار عبدالهى، ص ٩).
او در كنار بدرشاكر سيّاب*، نازكالملائكه* و عبدالوهاب بياتى*، از پيشگامان شعر آزاد عرب محسوب مىشود (حيدرى، ١٣٨٠ش، ص ١٤ـ١٥؛ استاركى، همانجا). وى از سويى به شدت تحتِ تأثير شاعران لبنانى و شاعران مهجر (رجوع کنید به مهجر*، ادبيات)، خصوصآ الياس ابوشبكه و ايليا ابوماضى، بود زيرا شاعران لبنانى دهه بيست شمسى/ چهل ميلادى بيش از ديگران، به خروج از قوانين و هنجارهاى حاكم بر شكل و زبان شعر تمايل داشتند، و از سويى ديگر، مانند بسيارى از هم نسلان خود، تحتِ تأثير و نفوذِ تى. اس. اليوت، شاعر و نظريهپرداز معروف، بود (جبرا، ١٩٩٢، ص ٩٣ـ٩٤؛ ميربصرى، ١٩٩٤ـ ١٩٩٩، ج ٢، ص ٥٨٠؛ سليمان، ص ١٧٥). حيدرى با اولين دفتر شعرش، خفقةالطين مشهور شد. اين دفتر در حال و هوايى رمانتيك سروده شده و نشاندهنده استعداد و قدرتِ شاعرى اوست. ديگر دفترهاى شعرى او (رجوع کنید به ادامه مقاله) بيانگر رويكرد شاعر به واقعگرايى سوسياليستى و اگزيستانسياليستى است كه گاه از خودبيگانگى عميق اجتماعى و سياسى او را نشان مىدهد (عباس، ص ٣٠؛ >دايرةالمعارف ادبيات عربى<، همانجا؛ نيز رجوع کنید به بدوى، ص ٢٠٩).
زبانِ شعر حيدرى ساده و روان است و با اينكه بسيارى از اشعارش، حاوى مفاهيمى انتزاعىاند و عواطفِ درونى شاعر را وصف مىكنند، هيچگاه زبان دچار تعقيد و پيچيدگى نمىشود، و اين حاكى از تسلط او بر زبان است (جبرا، ١٩٩٢؛ >دايرهالمعارف ادبيات عربى<، همانجاها). به نظر سلمى خضرا جيوسى (ج ٢، ص ٦٥٥)، زبانِ شعر حيدرى، مانند آدونيس و خليل حاوى*، جدّى و خشن و به دور از هرگونه روحِ طنز است. زبان شعرى وى چنان موجز است كه به آن «شيوه تلگرافى» گفته شده است (رجوع کنید به حيدرى، ١٣٨٠ش، ص ١٧؛ اعلام الادبالعربى المعاصر، همانجا).
از ويژگيهاى برجسته شعر او وحدتِ موضوع، انسجام در محور عمودى شعر، صور خيالِ زنده و پويا و موسيقى بانشاط است (رجوع کنید به حيدرى، ١٣٨٠ش؛ >دايرهالمعارف ادبيات عربى<، همانجاها؛ نيز براى نمونه رجوع کنید به حيدرى ١٤٢٢، ص ٢١٣ـ٢١٥). سعدى يوسف، شاعر معروف عراقى، كوشيده است در موسيقى شعر از حيدرى تقليد كند (رجوع کنید به ص ١٠١). با اين همه، به نظر نازك الملائكه (ص ٣٠، ٣٢)، ساختار برخى اشعار حيدرى، خصوصاً پايانبنديهاى آن، تصنعى است. اضطراب، نگاه حسرتبار به اوضاع سرزمينهاى عربى، سرنوشت نامعلوم بشر، تنهايى، يأس و نوميدى از مضامين پركاربرد شعر اوست (رجوع کنید به جيوسى، ج ٢، ص ٦٤٩؛ نيز رجوع کنید به حيدرى، ١٤٢٢، ص ٢١٣ـ ٢١٥، ٢١٩ـ٢٢١، ٣٢١، ٣٢٣).
با اينكه حيدرى زاده و بزرگ شده شهر است، اما شهرگريزى از مضامين مهم شعر اوست؛ سرودههاى او تصويرگر اوج نفرت از شهر و تمدن صنعتى است. وى گريز از شهر را رهايى از دوزخ و بازگشت به فطرت پاك انسانى مىداند (بيدج، ص ٧٦؛ نيز رجوع کنید به حيدرى، ١٤٢٢، ص ٢٧٥ـ٢٧٨).
حيدرى در توصيف زشتى و تنهايى و نااميدى بسيار بىپروا و صادق است و همين صداقت، شعر او را نزد ناقدان عرب دلپذير كرده است (رجوع کنید به حيدرى، ١٤٢٢، ص ٦٦٩؛ نيز رجوع کنید به همو، ١٣٨٦ش، همانجا).
وى سه مجموعه مقاله درباره هنر و شعر معاصر دارد و از ١٣٢٥ش/ ١٩٤٦ كه دفتر خفقةالطين را در بغداد منتشر كرد تا ١٣٦٩ش/ ١٩٩٠ كه دفتر ابواب الىالبيت الضيّق را در لندن به چاپ رساند، مجموعآ ده دفتر شعر منتشر كرد كه همه آنها در يك مجلد در ١٣٧١ش/١٩٩٢ در كويت منتشر شدهاند (براى اطلاع از نام دفترها و تاريخ و محل نشر آنها رجوع کنید به اعلام الادب العربىالمعاصر، ص ٥٢).
منابع:
(١) ابراهيم خليل علاف، «جماعةالوقت الضائع الادبية ١٩٤٦: فصل من تاريخ العراقالثقافى»، الجمعية الدولية للمترجمين و اللغويين العرب، ٢٠٠٩.
Retrieved Sept. ٣٠, ٢٠٠٩, from http:// www. wata.cc/ forums/ showthread.php?t= ٤٦٢٨٣;
اعلام الادبالعربى المعاصر: سير و سيرذاتية، چاپ رابرت كمبل، بيروت: الشركة المتحدة للتوزيع، ١٩٩٦؛
موسى بيدج، «شاعران عرب در سفر خاك و افلاك: محمدمهدى الجواهرى، نزار قبّانى، بلندالحيدرى»، شعر، سال ٦، ش ٢٢ (بهار ١٣٧٧)؛
جبرا ابراهيم جبرا، شارعالاميرات، بيروت ١٩٩٩؛
همو، معايشة النمرة و اوراق اخرى، بيروت ١٩٩٢؛
بلند حيدرى، الاعمال الكاملة للشاعر بلندالحيدرى، كويت ١٤٢٢/٢٠٠١؛
همو، گفت و گو در سه بُعد و ساير اشعار، انتخاب، ترجمه، تحقيق منيژه عبدالهى، شيراز ١٣٨٦ش؛
همو، «گفت و گويى كوتاه با بلندالحيدرى»، در نگاهى به خويش: گفت و گو با شاعران و نويسندگان معاصر عرب، ترجمه حسن حسينى و موسى بيدج، تهران: سروش، ١٣٨٠ش؛
سعدى يوسف، «سعدى يوسف: شاعر تجربهگرا»، در همان؛
خالد سليمان، فلسلطين و شعر معاصر عرب، ترجمه شهره باقرى و عبدالحسين فرزاد، تهران ١٣٧٦ش؛
احسان عباس، اتجاهات الشعرالعربى المعاصر، عَمّان ١٤٢١/٢٠٠١؛
عبدالحسين فرزاد، «شاعر غمهاى بغداد»، ادبيات معاصر، سال ١، ش ٩ و ١٠ (دى و بهمن ١٣٧٥)؛
ميربصرى، اعلام الادب فى العراق الحديث، لندن ١٩٩٤ـ١٩٩٩؛
همو، اعلام الكرد، لندن ١٩٩١؛
نازك الملائكه، قضايا الشعرالمعاصر، بيروت ١٩٦٢؛
Muhammad Mustafa Badawi, A critical introduction to modern Arabic poetry, Cambridge ١٩٧٥;
Encyclopedia of Arabic literature, ed. Julie Scott Meisami and Paul Starkey, London ١٩٩٨, s.v. "Al-Haydari, Buland" (by I. J. Boullate);
SalmaKhadra Jayyusi, Trends and movements in modern Arabic poetry, Leiden ١٩٧٧;
Paul Starkey, Modern Arabic literature, Edinburg ٢٠٠٦.
/ بهرام پروين گنابادى/