دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٨٣
جلفا(٢) (جولا/ جوغا/ جوقا) ، محله بزرگ ارمنینشین در شهر اصفهان. جلفا در َ٤٠ ْ٣٢عرض شمالی و َ٤١ ْ٥١ طول شرقی، در كرانه جنوبی زایندهرود واقع است و با پل اللّهوردیخان به چهارباغ متصل میشود.
پس از آنكه شاهعباس اول (حك: ٩٩٦ـ١٠٣٨) در جنگهای خود با عثمانی، در ١٠١٣/١٦٠٤ به قصد اجرای سیاست زمینسوخته، در برابر لشكریان چغالهزاده، سردار ترك، دستور تخلیه برخی مناطق جنگی در آذربایجان و ارمنستان، از جمله جلفا، را صادر كرد و ارمنیان ساكن در این شهر به نواحی گوناگون ایران، از جمله اصفهان، كوچانده شدند (اسكندر منشی، ج٢، ص٦٦٨؛ حسینی استرآبادی، ص١٨١؛ رائین، ص١٧ـ١٨؛ فلسفی، ج٣، ص٢٠٢ـ٢٠٧؛ برای تحلیلهای برخی نویسندگان و مورخان مسیحی از این اقدام شاهعباس و گاه انتقادشان از این فرمان رجوع کنید به تاورنیه ، ج١، ص٥٨ـ٥٩؛ جملّی كارری، ص١٧؛ سیوری، ص١٧٤؛ نیز رجوع کنید به رائین، ص١٩ـ ٢٢، ٢٤). شاهعباس با ارمنیان جلفای ارس، به سبب ثروتمند بودنشان و اینكه زودتر از دیگران از فرمانش اطاعت كرده بودند، مهربانتر بود و ظاهراً به همین سبب آنان را به پایتخت خود، اصفهان، فرستاد و برای تسهیل انتقال آنان مبالغی از خزانه سلطنتی هزینه كرد (رجوع کنید به درهوهانیان، ص٢٢ـ٢٥؛ رائین، ص٢٦). هریك از گروههای ارمنیان كه به اصفهان كوچیدند، در محلهای كه به اسم خودشان نامیده شده بود، مثلاً محله ایروانیها، تبریزیها، نخجوانیها، ساكن شدند. ارمنیان جلفا نیز در ١٠١٤/ ١٦٠٦ محلهای به نام جلفا را با حمایت شاهعباس، در زمینهای كنار خیابان عباسآباد، به وجود آوردند و در واقع، كرانه جنوبی زایندهرود را به دَهبخش تقسیم كردند كه هریك از آنها با كوچهای وسیع به خیابان طولانی شرقی ـ غربی وسط محله ــكه به نام یكی از سران ارمنیان جلفا و از كلانتران آنجا، خواجهنظر نام داشتــ متصل میشد. این محله در زمینهای اعطایی شاه به جلفاییان ــكه متعلق به املاك خاصه واقع در سیچان، قینان و مِرقون بودــ پدید آمد (درهوهانیان، ص٢٥ـ ٢٧؛ رائین، ص٢٦ـ٢٧). چون جلفا در زمینهای ساده كشاورزی احداث شد، طرح و نقشه آن آسان به اجرا درآمد (درهوهانیان، ص٢٥).
محلات اصلی جلفای اصفهان در ابتدا عبارت بودند از: میدان بزرگ، میدان كوچك یا كوچه شیركخانه، چهارسوق، هاكوپجان یا محله حصیربافها، و قاراكل یاقینان (رجوع کنید به درهوهانیان، ص٦٠٥ـ ٦٠٩؛ اعرابی هاشمی، ١٣٧٨ش، ص٦٤ـ ٦٥) و محلاتی چون سنگتراشها (معروف به گبرآباد یا كوچر)، تبریزیها، ایروانیها و گاسك بعداً جزو جلفا شدند (رجوع کنید به درهوهانیان، همانجا؛ اعرابی هاشمی، ١٣٧٨ش، ص٦٦). قبرستان ارمنیان جلفا نیز در دامنه كوه صُفّه در جنوب اصفهان واقع بود (درهوهانیان، ص٦٠٩).
شاهعباس اول برای جلفاییان، حقوق و امتیازات ویژهای در نظر گرفته بود، چنانكه میتوانستند، برخلاف سایر مسیحیان، آزادانه خانه و ملك بخرند و در امور حقوقی و قضایی مطیع مقررات عرفی و شرعی خود و در اجرای مراسم و تشریفات دینی آزاد باشند. شاه برای تأمین آسایش ارمنیان جلفا دستور داده بود كه هیچ مسلمانی در آنجا منزل نگیرد و كسی متعرض آنان نشود. همچنین با اجازه او، ارمنیان جلفا، برخلاف مقررات اهل ذمّه، میتوانستند مثل دیگر ایرانیان لباس بپوشند و سران و اعیانشان میتوانستند برای اسبهایشان زین و یراق زرین و سیمین بهكار برند (تاورنیه، ج١، ص٦٦). جلفا به صورت خودگردان اداره میشد (سیوری، همانجا) و كلانتر یا حكمران جلفا را ارمنیان، با موافقت شاه، از میان خودشان برمیگزیدند. این كلانتران مناسبات نزدیكی با شاه داشتند (رجوع کنید به تاورنیه، ج١، ص١٤٨؛ لوفت، ص١٣٢ و ارجاعات آن)، چنانكه یكبار خواجهنظر، در اوایل سلطنتِ شاهعباس اول، مبلغ كلانی به وی قرض داد (رجوع کنید به فلور، ١٣٥٦ش، ص٨٥). گاه به امر شاه، از سفیران كشورهای اروپایی نیز در خانههای این كلانتران پذیرایی میشد (رجوع کنید به محمد معصوم، ص٢٤٩؛ درباره وظایف كلانتران و نیز سازمان اداری جلفا در دوره صفویه رجوع کنید به اعرابی هاشمی، ١٣٧٩ش الف ، ص١٤٩ـ١٥٥).
شاهعباس تجارت ابریشم در ایران را، كه در انحصار خود داشت، به ارمنیان جلفا سپرد و بدینترتیب به فعالیت تجاری آنان رونق بخشید و درنتیجه، بسیاری از ارمنیان شهرهای دیگر ایران، از جمله تبریز و ایروان، به اصفهان مهاجرت كردند (در دوره عباس دوم نیز ارمنیهای بخشهای گوناگون اصفهان، به دستور وی، به حوالی جلفا كوچانده شدند)؛ ازاینرو، در مدتی كوتاه، جمعیت و وسعت محله جلفا رو به فزونی نهاد (تاورنیه، ج١، ص٥٨ـ ٥٩؛ درهوهانیان، ص٦٠ـ٦١)، به طوری كه به گزارش شاردن (ج٨، ص١٠٢ـ١٠٣) این محله در دوره شاهعباس دوم، یك فرسنگ طول و یك فرسنگ عرض داشت و به دو بخش جلفای قدیم (ساخته شده در دوره عباس اول) و جلفای نو (ساخته شده در دوره عباس دوم) تقسیم میشد و دارای چند حمام، دو كاروانسرا، یك دیر، یازده كلیسا، دو مكتبخانه جدا برای دختران و پسران، و حدود ٥٠٠ ، ٣ منزل مسكونی بود (قس كمپفر ، ص١٨٦، كه جمعیت آن را در دوره شاهصفی دوم سی هزار تن تخمین زده است).
در حمله افغانها به اصفهان، ارمنیان ناگزیر جلفا را تسلیم كردند و افغانها اموال آنان را غارت نمودند و تعدادی از دختران ایشان را ربودند (رجوع کنید به كروسینسكی، ج٢، ص٤٨ـ٥٢؛ نیز رجوع کنید به فلور، ١٩٩٨، ص١٠٥). با این حال، ارمنیان جلفا از قحطی و كشتار عمومی افغانیان در امان ماندند (رجوع کنید به درهوهانیان، ص١٧١، ١٧٧). گرفتاریها و تضییقاتی كه از زمان شاهسلطان حسین صفوی (حك: ١١٠٥ـ١١٣٥) برای ارمنیان جلفا پدید آمده و با حمله افغانها و سپس در دوره نادرشاه افشار (حك: ١١٤٨ـ١١٦٠) شدت بیشتری گرفته و گاه نیز شورشهای ارمنیان جلفا را برانگیخته بود (رجوع کنید به آرونووا و اشرافیان ، ص٢١١)، سبب شد تا برخی ساكنان جلفا این شهر را به بهانههای گوناگون، از جمله زیارت و تجارت، ترك كنند و به بغداد و هند و اروپا بروند (رجوع کنید به درهوهانیان، ص١٨٥ـ١٨٦، ٢٢٠ـ٢٢٢؛ اوته ، ص١٧٤). در زمان كریمخان زند، كه تا حدی در آسودگی ارمنیان جلفا میكوشید (برای مصائب مردم جلفا در زمان هجوم علیمردان، رقیب كریمخان رجوع کنید به گریمو، ص٢٢٨ـ٢٢٩؛ رستمالحكما، ص٢٥٠ـ٢٥١)، این مهاجرتها نیز ادامه یافت، بهطوری كه جمعیت جلفا در این دوره كمتر از ٧٠٠ ، ١ تن بود (رجوع کنید به درهوهانیان، ص٢٢٨، ٢٣٧). با انتقال پایتخت از اصفهان به شیراز در دوره زندیه و سپس به تهران در دوره قاجار، مهاجرت ارمنیان بیشتر به سمت تهران و هندوستان بود (رجوع کنید به پولاك ، ص٢٥ـ٢٦؛ اوبن ، ص٢٩٣). در دوره قاجار، از جمعیت و رونق جلفا به شدت كاسته شد، بهطوری كه جمعیت آن را در این دوره كمتر از ٥٠٠ ، ٣ تن برآورد كردهاند (رجوع کنید به جكسون، ص٢٧٠؛ چریكوف، ص٨٣؛ اوبن، ص٢٩١ـ٢٩٢؛ برای آمار و ارقام مختلف درباره جمعیت جلفا رجوع کنید به اعرابی هاشمی، ١٣٧٨ش، ص٧٠ـ٧١).
مهمترین فعالیت ارمنیان جلفا تجارت بود. این شهر در دوره شاه عباس اول، بهسبب مهارت و خبرگی ارمنیان در تجارت و شهرت آنان به صداقت و امانت، مركز شبكهای برای تجارت خارجی شد كه از یكسو در جاوه و تایلند و فیلیپین و هند و از سوی دیگر در هلند و فرانسه و ایتالیا و انگلیس و اسپانیا و سوئد، به خریدوفروش و صدور و ورود كالا میپرداخت (رجوع کنید به تاورنیه، ج١، ص٦٢ـ٦٣؛ د.اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ـ٦، ذیل مادّه؛ سیوری، ص١٧٥). اعطای وامهای بدون بهره از طرف شاهعباس اول به بازرگانان ارمنی جلفا (رجوع کنید به سیوری، همانجا) و سپردن تجارت ابریشم به آنان را باید عامل اصلی موفقیتشان به شمار آورد. آنان انواع فرآوردههای صنعتی، مثل لوازم خیاطی و اشیای فلزی و ساعت و پارچه، را از اروپا به ایران وارد و از این راه سودهای كلانی حاصل میكردند، چنانكه از خواجه پطرس، یكی از تاجران معروف آن عصر، پس از مرگ، علاوه بر خانه و جواهر و مایملك دیگر، چهل هزار تومانِ نقره بر جای مانده بود (تاورنیه، ج١، ص٦٥؛ سیوری، همانجا). با كاهش جمعیت جلفا و كمتر شدن حمایتهای حاكمان بعدی از آنان و نیز كمتر شدن اهمیت سیاسی و اقتصادی اصفهان در دورههای بعد، وضع اقتصادی بازرگانان جلفا نیز به تدریج دچار نقصان گردید (رجوع کنید به شیل ، ص١٩٨).
ارمنیان جلفا به مشاغل دیگری چون طبابت، زرگری، نجاری، ریختهگری، سنگتراشی، ساعتسازی، نوازندگی و غیره نیز میپرداختند (رجوع کنید به رائین، ص١٢٨ـ١٣٣؛ قوكاسیان، ص٣٤٩؛ لئون میناسیان درباره فن زرگری، كه ارمنیان جلفا در آن مهارت داشتند، كتابی با عنوان > زرگری در جلفای اصفهان < نوشته است). همچنین ارمنیان جلفا از پیشروان صنعت چاپ در ایران بودند. خاچاطور وارداپت كساراتسی، پیشوای ارمنیان جلفا، در ١٠٤٧/١٦٣٨ برای اولین بار كتاب زبور داوود را در ٥٧٢ صفحه بهچاپ رساند (میناسیان، ١٣٧٩ش، ص١٠؛ نیز رجوع کنید به چاپ و چاپخانه * ، بخش ایران).
ارمنیان جلفا در ترقی و تكامل معماری و هنر ایران نیز فعالانه مشاركت داشتهاند. معماری آنان تلفیقی بوده است از ویژگیهای معماری ارمنستان با اوضاع اقلیمی و مصالح ساختمانی محلی و موازین و شرایط فرهنگی در معماری عصر صفوی (حقنظریان، ص٥١ـ٥٢). معماری آنان، علاوه بر ساخت شهری و بناهای مسكونی و بازارها و كارگاهها، در ساخت كلیساهای بسیاری متجلی است (برای كلیساهای جلفا رجوع کنید به اعرابی هاشمی، ١٣٧٩ش ب ، ص٥٤ـ٥٨؛ حقنظریان، ص٥١؛ نیز رجوع کنید به كلیسا * ؛ وانك * ، كلیسا) كه، با الهام از كلیساهای ارمنستان، طرح مستطیلی (به شكل صلیب) دارند و در جهت شرقی ـ غربی ساخته شدهاند، اما در نماها و تقسیمات، اسلوب معماری ایرانی ـ اسلامی، بهخصوص شیوه اصفهانی و معماری عصر صفوی، كاملاً مشهود است (عسكری، ص٣٧). برخلاف سنّت كلیساهای ارمنی، كه فقط خارجِ بنا تزئین میشد و فضای داخلی ساده و بیپیرایه میماند، در جلفای اصفهان نماهای خارجی كلیسا ساده است، اما دیوارهای داخلی با نقاشیهای دیواری و كاشی و روشهای دیگر تزئین گردیده است (حقنظریان، ص٥٢ـ٥٣). درواقع، ارمنیان جلفا فرهنگ معماری جدیدی پدید آوردند كه مسافران، تاجران و صنعتگران آن را به ارمنستان نیز انتقال دادند (همان، ص٥٤).
نقاشی جلفا، كه در تزئینات كلیساها و منازل نمود مییابد، تحت تأثیر سه جریان بوده است: نقاشی ایرانی دوره صفوی؛ زمینههای سنّتی مهاجران ارمنی كه از جلفای ارمنستان به اصفهان آمده بودند و استادان بزرگی چون هاكوپ جوقایاتسی آن را غنی ساخته بودند؛ و نقاشی اروپایی. نمونههای جریان هنری اخیر را یا تاجران ارمنی بهویژه از هلند و ایتالیا و آلمان به اصفهان میآوردند و نقاشان محلی آنها را الگوی خود قرار میدادند، یا نقاشان مسیحی اروپایی كه در جلفا سكونت داشتند (همان، ص٥٦). یكی از برجستهترین نقاشان جلفا، میناس زاغگوق (قرن یازدهم/ هفدهم) بود كه پس از فراگرفتن نقاشی نزد استادان فرنگی در حلب، به ایران آمد و در زمینههای مختلف، از نگارگری (مینیاتور) تا نقاشی دیواری، به فعالیت پرداخت. از جمله كارهای او نقاشیهای نمازخانه یمانیان جلفا، نقاشیهای دیواری عمارتهای شاهعباس و شاهصفی و خانههای برخی تاجران ارمنی چون خواجه سافراز/ سَرفَراز و پطروس ولیجانیان است (قوكاسیان، همانجا؛ میناسیان، ١٣٥٦ش، ص٢٩؛ حقنظریان، ص٥٧ـ٥٨). از دیگر نقاشان بزرگ جلفا، مالام، واران، مراوجان و بهویژه هووهانِس مِركوز و تانْری وِران مشهور به بگُدْان سلطانوف بودند (رجوع کنید به قوكاسیان، همانجا؛ حقنظریان، ص٥٨).
ارمنیان جلفا از ابتدای سكونت در اصفهان، مدارس دینی تأسیس كردند (رجوع کنید به درهوهانیان، ص٥٨٥ـ ٥٨٦). برخی از روحانیان ارمنی نیز در منازل خود به كودكان آموزش میدادند (میناسیان، ١٣٨٠ش، ص٧٨). در اولین مدرسه دینی جلفا، معلمی به نام گستاند تدریس میكرد كه در ١٠٩٨/١٦٨٧ كتابی برای تدریس تجارت نوشت و در آن از انواع پولها و اوزان رایج در كشورها و نحوه تبدیل آنها به یكدیگر سخن گفت (رجوع کنید به درهوهانیان؛ میناسیان، ١٣٨٠ش، همانجاها). معروفترین مدارس جلفا در قرن سیزدهم/ نوزدهم عبارت بودند از مدرسه هادوتون آبكاریان در محوطه كلیسای مریم، مدرسه مریم هارتونیان در محوطه كلیسای میناس، و مدرسه ماركارسوكیاسیان در محوطه كلیسای استپانوس، كه در ١٢٩٧/١٨٨٠ همگی در یك جا متمركز و مدارس ملی مركزی نامیده شدند (میناسیان، ١٣٧٦ش، ص١٧؛ نیز رجوع کنید به درهوهانیان، ص٥٨٨ـ٥٩٣). اولین مدرسه ملی دخترانه جلفا در ١٢٧٤/١٨٥٨ تأسیس و در ١٣٠٩/ ١٨٩٢ به مدرسه پسرانه ملحق شد. به گزارش میناسیان (همانجا) در ١٣٧٦ش، جلفا دارای چهار مؤسسه آموزشی بوده است.
نیز رجوع کنید به ارامنه * ؛ كلیسا * ؛ وانك * ، كلیسا
منابع:
(١) ماریانا روبنوونا آرونووا و كلارا زارمایروونا اشرفیان، دولت نادرشاه ، ترجمه حمید امین، تهران ١٣٥٦ش؛
(٢) اسكندرمنشی؛
(٣) شكوهالسادات اعرابی هاشمی، «سازمان اداری جلفای نو در عصر صفوی»، فرهنگ اصفهان ، ش١٧ و ١٨ (زمستان ١٣٧٩ الف )؛
(٤) همو، «شكلگیری و توسعه جلفای نو در عصر صفوی»، همان، ش١٤ (زمستان ١٣٧٨)؛
(٥) همو، «كلیساهای ارمنیان جلفا»، همان، ش١٥ (بهار ١٣٧٩ ب )؛
(٦) ژان اوته، سفرنامه ژان اوتر: عصر نادرشاه ، ترجمه علی اقبالی، تهران ١٣٦٣ش؛
(٧) یاكوب ادوارد پولاك، سفرنامه پولاك ، ترجمه كیكاوس جهانداری، تهران ١٣٦١ش؛
(٨) جووانی فرانچسكو جملی كارری، سفرنامه كارری، ترجمه عباس نخجوانی و عبدالعلی كارنگ، [ تبریز ] ١٣٤٨ش؛
(٩) چریكوف، سیاحتنامه مسیو چریكف، ترجمه آبكار مسیحی، به كوشش علیاصغر عمران، تهران ١٣٧٩ش؛
(١٠) حسینبن مرتضی حسینی استرآبادی، تاریخ سلطانی: از شیخ صفی تا شاه صفی ، چاپ احسان اشراقی، تهران ١٣٦٤ش؛
(١١) آرمن حقنظریان، «نگاهی به معماری و نقاشیهای دیواری كلیساهای جلفای اصفهان»، پیمان ، ش٣ و ٤ (پاییز و زمستان ١٣٧٥)؛
(١٢) هاروتون درهوهانیان، تاریخ جلفای اصفهان، ترجمه لئون میناسیان و محمدعلی موسوی فریدنی، اصفهان ١٣٧٩ش؛
(١٣) اسماعیل رائین، ایرانیان ارمنی، تهران ١٣٥٦ش؛
(١٤) محمدهاشم رستمالحكما، رستمالتواریخ ، چاپ محمد مشیری، تهران ١٣٤٨ش؛
(١٥) مری لئونورا شیل (وولف)، خاطرات لیدی شیل: همسر وزیر مختار انگلیس در اوائل سلطنت ناصرالدینشاه، ترجمه حسین ابوترابیان، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٦) عبدالرضا عسكری، «طراحی مجموعه فرهنگی جلفای اصفهان»، پایاننامه كارشناسیارشد مهندسی معماری، دانشگاه بینالمللی امام خمینی، ١٣٨٠ش؛
(١٧) نصراللّه فلسفی، زندگانی شاهعباس اول ، ج٣، تهران ١٣٥٣ش؛
(١٨) ویلم فلور، اولین سفرای ایران و هلند: شرح سفر ' موسیبیگ‘، سفیر شاهعباس به هند و سفرنامه ' یان اسمیت، سفیر هلند در ایران ، بهكوشش داریوش مجلسی و حسین ابوترابیان، تهران ١٣٥٦ش؛
(١٩) قوكاسیان، «هنر و فرهنگ ارامنه ایران در زمان قدیم»، ارمغان ، سال٥٥، دوره ٤٢، ش٥ (مرداد ١٣٥٢)؛
(٢٠) انگلبرت كمپفر، سفرنامه كمپفر، ترجمه كیكاوس جهانداری، تهران ١٣٦٠ش؛
(٢١) گریمو، «نامه به پربینه»، در نامههای شگفتانگیز از كشیشان فرانسوی در دوران صفویه و افشاریه، ترجمه بهرام فرهوشی، تهران: مؤسسه علمی اندیشه جوان، ١٣٧٠ش؛
(٢٢) پاول لوفت، ایران در عهد شاهعباس دوم ، ترجمه كیكاوس جهانداری، تهران ١٣٨٠ش؛
(٢٣) محمد معصوم، خلاصةالسیر: تاریخ روزگار شاهصفی صفوی ، تهران ١٣٦٨ش؛
(٢٤) لئون میناسیان، «استاد میناس، نقاش مشهور جلفا»، هنر و مردم ، ش١٧٩ (شهریور ١٣٥٦)؛
(٢٥) همو، اولین چاپخانه ایران و فهرست چاپخانههای اصفهان، اصفهان ١٣٧٩ش؛
(٢٦) همو، راهنمای جلفای اصفهان، اصفهان ١٣٧٦ش؛
(٢٧) همو، «مدارس ارمنیان جلفا»، فرهنگ اصفهان ، ش٢٠ (تابستان ١٣٨٠)؛
(٢٨) Eugهne Aubin , La Perse d'aujourd'hui: Iran , Mesopotamie , Paris ١٩٠٨;
(٢٩) Jean Chardin , Voyages du Chevalier Chardin en Perse et autres lieux de l'orient , new ed. by L. Langlهs, Paris ١٨١١;
(٣٠) EI ٢ , suppl . fascs ٥-٦, Leiden ١٩٨٢, s.v. "Djulfa" (by A. Dietrich);
(٣١) Willem M. Floor, The Afghan occupation of Safavid Persia: ١٧٢١-١٧٢٩ , Paris ١٩٩٨;
(٣٢) Abraham Valentine Williams Jaekson, Persia: past and present, a book of travel and research , New York ١٩٠٦;
(٣٣) Judasz Tadeusz Krusinski, The history of the late revolutions of Persia , New York ١٩٧٣;
(٣٤) Roger Mervyn Savory, Iran under the Safavids , Cambridge ١٩٨٠;
(٣٥) Jean-Baptiste Tavernier, Les six voyages de Turquie et de Perse , Introduction et notes de Stephane Yerasimos, Paris ١٩٨١.
/ شهرام امیری و گروه تاریخ اجتماعی /