دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٤٣
جَزّارپاشا ، احمد، از والیان عثمانی در سوریه جنوبی (ایالات صیدا و شام) و مدافع عكّا در برابر ناپلئون در اواخر قرن دوازدهم و اوایل قرن سیزدهم ( د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ - ٦، ذیل «جزّارپاشا»). در باره تاریخ تولد و زادگاهش اختلاف هست (جودتپاشا، ج ٧، ص ٢٦٨)، اما در باره اینكه بُسنَوی بوده، اتفاقنظر وجود دارد (همانجا؛ نیز رجوع کنید به شهابی، ص ٣٧؛ جودتپاشا، ج ١، ص ٣٠٧). در جوانی، گویا به علت ارتكاب جُرمی ( رجوع کنید به حِتّی، ص ٤٧٥)، به استانبول رفت و به عنوان سلمانی به خدمت علیپاشا حكیم اوغلی (١١٠٠ـ١١٧١)، صدراعظم عثمانی، درآمد و در ١١٦٩، كه صدراعظم به حكومت مصر منصوب گردید، به همراهش به آنجا رفت (شهابی، ص ٣٧ـ ٣٨؛ نیز رجوع کنید به جودتپاشا، همانجا) و از آنجا به حج مشرّف شد. پس از عزل حكیم اوغلی، او همچنان در مصر ماند و در كشمكشهای گروههای مملوك شركت كرد و در خدمت عبداللّه بیگ، «كاشف» (متصرف، تحصیلدار) بُحَیره و از وابستگان علیبیگ بولوت قپان كه شیخالبلدِ (كدخدا) قاهره بود، در آمد و پس از كشتهشدن عبداللّه بیگ در جنگ با اعراب بدوی هُنادی، جای او را گرفت و به مناسبت كشتار این اعراب به خونخواهی عبداللّه بیگ، به جزّار، یعنی قصاب، معروف شد (شهابی، ص ٣٨؛ جَبَرتی، ج ٣، ص ٤٧ـ ٤٨؛ جودتپاشا، ج ١، ص ٣٠٦، ج ٧، ص ٢٦٩) و در زمره نزدیكان و مملوكان هجده گانه علیبیگ در آمد، اما چون نخواست، برای حذف مخالفان و رقبایش، به شخصی بیاراده در دست وی بدل شود، از مصر به قسطنطنیه گریخت (شهابی، ص ٤٠ـ٤١، ٤٧؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، ذیل مادّه) و احتمالاً در همان زمان بود كه رسماً به خدمت دولت عثمانی در آمد ( د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ -٦، همانجا؛ نیز رجوع کنید به جودتپاشا، ج ١، ص ٣٠٩). وی در ١١٨٤، از طریق حلب و سوریه و فلسطین، در كسوت ارمنیان به مصر بازگشت، با حیله مالی به دست آورد (شهابی، ص ٤٧)، با دختری از اعراب هنادی ازدواج كرد (جبرتی، ج ٣، ص ٤٨؛ جودت پاشا، ج ٧، ص ٢٦٩) و به سوریه بازگشت (جودتپاشا، همانجا). او در آنجا ابتدا تحت حمایت امیر یوسف، از امرای شهابی كه بر جبل دَروز و شهرهای صیدا و بیروت حاكم بودند ( د. ا. ترك ، ج ٣، ذیل "Durziler" ، ص ٦٦٧)، قرار گرفت ( د. ا. د. ترك ، ذیل مادّه)، سپس به خدمت عثمان پاشا، والی شام، در آمد ( د. ا. ترك ، ذیل مادّه) و از طرف وی مأمور سركوبی قیام ظاهرالعُمَر * ، رئیس اعرابِ بنیزیدان (در منطقه صَفَد سوریه؛ رجوع کنید به د. اسلام ، چاپ اول، ذیل «جزّار ـ پاشا») شد، زیرا شیخظاهر، با همدستی قبایل دیگر، به اخراج مأموران عثمانی از منطقه پرداخت و قلمرو خود را تا حوالی صیدا توسعه داد، عكّا را تصرف كرد و در آنجا مستقر شد و حتی پسر بزرگش، شیخعلی، را بر صیدا و صفد حاكم ساخت ( د.ا.ترك ، ذیل Omer" "Zahir). نیروی اعزامی عثمانپاشا (والی عثمانی شام) به سرداری جزّار احمدبیگ برای دفاع از شهابیان در صفر ١١٨٦/١٧٧٢ از نیروهای متفقِ ظاهرالعمر، كه ناوگان روسی مستقر در دریای مدیترانه نیز آنها را یاری میكرد، شكست خورد (همانجا؛ شهابی، ص ٤٨). ظاهرالعمر پس از آن دامنه استیلای خود را تا بیروت، قلمرو امیریوسف شهابی، گسترش داد، امیر یوسف برای محافظت بیروت از عثمانپاشا تقاضای كمك كرد، او نیز نیرویی سیصد نفری را به فرماندهی جزّار به آنجا فرستاد. جزّار در جریان ورود به بیروت زخم مهلكی برداشت و پس از بهبود، بهعنوان «مُتَسَلّمِ» (تحصیلدار و دستیار حاكم رجوع کنید به پاكالین، ذیل "Mutesellim" ) امیریوسف در بیروت ماندگار شد (شهابی، ص ٨٠)، اما اقدامات وی برای بازسازی استحكامات دفاعی و تحكیم موقعیت خود در شهر، موجب نگرانی امیریوسف شد و چون جزّار بر ماندن در شهر اصرار كرد، امیریوسف به ناچار از دشمن سابق خود، ظاهرالعمر، و به واسطه او از ناوگان روسی، كمك خواست و جزّار، پس از چهارماه مقاومت، سرانجام تحت شرایطی تسلیم شد و پس از كنار آمدن با ظاهرالعمر، در ١١٨٧/١٧٧٣ به عكّا رفت، ولی چون احساس خطر میكرد، از آنجا به شام، نزد عثمانپاشا گریخت (همان، ص ٥١- ٥٤؛ د. ا. د. ترك ، همانجا) و بخشی از مهمات ظاهر العمر را نیز به آنجا برد ( د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥- ٦، همانجا).
جزّار احمدبیگ بهسبب خدماتی كه در این دوره برای پیشبرد سیاست دربار عثمانی، در مناطق ساحلی سوریه و فلسطین انجام داده بود، در ١١٨١/١٧٦٧ عنوان میرِمیران ( رجوع کنید به پاكالین، ذیل "Mir-i Miran" ) یافت ( د. اسلام ، چاپ اول، همانجا)، سپس با گزارشهای تقدیرآمیز عثمانپاشا و جزائرلی غازی حسنپاشا * و به توصیه آنها، «محافظ» (نگهبان قلعه ) عكّا و سپس با پایه وزارت (نشان و هدیه سلطنتی)، والی ایالت صیدا شد (جودتپاشا، ج ٧، ص ٢٦٩؛ د. ا. ترك ، ذیل مادّه).
جزّار احمدبیگ ــ كه پس از ارتقا به رتبه وزارت عنوان پاشا یافته بود با استخدام جنگاورانی كه غالباً از اقوام آلبانیایی، بسنوی و افریقاییان شمالی بودند ( د. ا. ترك ، همانجا)، نیروی نظامی كارسازی فراهم آورد (جودتپاشا، همانجا) و با استفاده از فرصتها، برای افزایش قدرت و نفوذ و توسعه قلمرو خویش كوشید (شاو ، ج ١، ص ٢٥٣) و در این راه با عشایر یاغی، امرای متنفذ و متمرد و حتی والیان محلی درافتاد. وی با استفاده از اختلافات و كشمكشهای موجود بین اقوام و قبایل و خاندانهای حاكم منطقه، چون شهابیان و زیدانیها و بنیمَتْوال (شهابی، ص ٤٧ـ ٤٨) و مارونیها و دروزیها ( د. ا. د. ترك ؛ د.اسلام، چاپ دوم، تكمله ٥- ٦، همانجاها) و شاخههای دروزی (شهابی، ص ٩٧ـ ٩٨)، امرای خاندان شهابی (همان، ص ٧٨ـ ٧٩، ٨٤ -٩٠، ٩٩ـ١٠٣)، ضمن تصرف سرزمینهایی چون صفد، بقاع، و دیرالقمر (همان، ص ٨٢- ٨٣، ٩٧ و جاهای دیگر) و توسعه قلمروش، موفق به حذف یا تضعیف امرای محلی و تبدیل آنها به اتباع و دست نشاندگان خود شد ( د. ا. د. ترك ، همانجا). وی در تمام این مدت، حتی زمانی كه به حكومت شام منصوب گردید، در عكّا مستقر بود و به آبادی و توسعه شهر، به ویژه استحكام باروهای آن، توجه خاص داشت (شهابی، ص ٧٩).
جزّار گذشته از جنگها و سازشهایی كه برای افزایش نفوذ و اعمال حاكمیت خویش میكرد، از زندانی كردن، شكنجه، تبعید، اعدام و كشتارهای دسته جمعی مخالفان و دشمنان و حتی كارگزاران خود نیز رویگردان نبود (جبرتی، ج ٣، ص ٤٩؛ شهابی، ص ٨٨ -٨٩، ٩٣ـ ٩٥، ١٠٣، ١١٢ـ١١٣؛ د. ا. ترك ، همانجا). اِعمال چنین سیاستهای خشنی، سبب ساخته شدن مَثَلِ «ظالمتر از جزّار» گردید (شهابی، ص ٨- ٩). گاهی در مقابل ستم و سختگیریهای او، شورشهایی پدید میآمد كه با قساوت هر چه تمامتر منكوب میگردید (همان، ص ١١٨؛ د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ -٦، همانجا).
بین او و حكومت مركزی عثمانی مناسبات پیچیدهای حاكم بود. جزّار از ابراز تمرد آشكار در برابر حكومت مركزی پرهیز میكرد، اما بعضی اقدامات اقتدارطلبانهاش ، سبب بروز شبههها و نگرانیهایی در استانبول گشت و در نتیجه، برای تحدید نفوذ روزافزون او اقداماتی میشد كه غالباً هم نتیجه مطلوبی نداشت، چنانكه دولت عثمانی، با توجه به حوادثی كه در سوریه و مصر روی میداد، در ١١٩٦، ١١٩٩، و ١٢٠٣ او را به ولایت شام منصوب كرد، اما هر بار پس از مدتی، از بیم افزایش قدرت او و ادعای خودمختاری و استقلال، از آن مقام عزلش كرد (شهابی، ص ٨٢، ٨٩، ١٠٣، ١٢١؛ د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ـ٦، همانجا). بارها نیز امیرالحاج شد ( د. ا. د. ترك ، همانجا؛ نیز رجوع کنید به جودتپاشا، ج ٧، ص ٢٦٨ـ٢٧٠) و در یكی از سفرها، امنیت را در مدینه برقرار كرد (راسم، ج ٣، ص١٢٤٠). دولت عثمانی حتی یك بار برای دور كردن جزّار از منطقه خاورمیانه، كه نفوذش در آنجا افزایش یافته بود، او را به ولایت بِسنی * منصوب كرد، لیكن چون جانشین شایستهای برایش نیافت، همچنان در سوریه و فلسطین ابقا گردید ( د. ا. د. ترك ، همانجا). او گاهی حتی اقدامات آنها را عقیم میكرد؛ از جمله اقدامات او در باره كنسولگریهای فرانسه در شهرهایی چون عكّا و صیدا و بیروت، اخراج تجار فرانسوی از آن شهرها و نافرمانیاش از دستورهای صریح حكومت مركزی دایر بر باز گرداندن آنها بود (شهابی، ص ٩٥ـ٩٦؛ راسم، ج ٣، ص ١٢٣٩). جزّار با برقراری امنیت در قلمرو خویش، زمینه مناسبی برای توسعه تجارت در عكّا و صیدا و بیروت، فراهم آورد و خود انحصار تجارت كالاهای پر درآمد و مطلوبِ بازرگانان اروپایی، چون منسوجات ابریشمی و پنبهای و حبوبات، را به دست گرفت ( د. اسلام ، چاپ دوم، تكمله ٥ -٦، همانجا) و این نیروی اقتصادی، زمینه قدرت و نفوذ سیاسی او را فراهم آورد. محدودیتهایی كه وی برای بازرگانان اروپایی و بهویژه فرانسوی و نیز اعراب مسیحی ثروتمند اعمال میكرد، باعث نارضایی و تبلیغات منفی آنها و شكایتشان از وی شد ( د. ا. د. ترك ، همانجا) و حتی سفیر فرانسه در استانبول، در این خصوص شخصاً از جزّار به سلطان سلیم سوم (حك : ١٢٠٣ـ١٢٢٢) شكایت كرد (كارال، ص ١٥٢ـ١٥٤). با این همه، فرانسویها از برقراری مناسبات حسنه با وی در محدوده منافع متقابل ناگزیر شدند و در حوالی شهرهای مذكور مستعمرههای جدید فرانسوی ایجاد گردید، لیكن لشكركشی ناپلئون به مصر و سوریه وضع را دگرگون كرد ( د. ا. د. ترك ، همانجا).
پس از آنكه ناپلئون مصر را در تابستان ١٢١٣/١٧٩٨ فتح كرد (دورانت، ج ١١، ص١٤٠ـ١٤١)، بر اثر پیشامدهایی ــ از جمله تار و مار شدن نیروی دریایی تحت فرمان ناپلئون در ١٨ صفر ١٢١٣/ اول اوت ١٧٩٨ به دست نیروی دریایی انگلیس در لنگرگاه ابوقیر (لوتسكی، ص ٤٣؛ دورانت، ج ١١، ص ١٤٣)، قطع ارتباط مصر و فرانسه از طریق مدیترانه، اعلان جنگ سلطان سلیم سوم به فرانسه و عقد پیمان عثمانی با انگلیس و روس برضد فرانسه (ماتیه، ص ٣٦٣١؛ لاموش، ص ٢١٣ـ٢١٤؛ ماله و ایزاك، ص ٥٠٧؛ اوزون چارشیلی، ص ٤٥١) ناپلئون از سه گزینه موجود، یعنی ماندن در مصر، پیشروی به سوی هندوستان و روی نهادن به جانب استانبول از طریق سوریه و پیشدستی كردن بر دشمن، راه سوم را بر گزید و به سرعت آماده حمله به سوریه شد (یوجل و سویم ، ج ٤، ص ١٤١). در همین زمان، جزّار كه به سرعسكری و ولایت مصر منصوب شده بود (شهابی، ص١٣٠ـ١٣١؛ اوزون چارشیلی، همانجا؛ آقشین، ص ٨١)، برای مقابله با لشكریان ناپلئون ضمن اعزام نیروهایی به العَرش، غزّه، یافا و حیفا، به تقویت قلعه عكّا، كه خود در آنجا مستقر بود، پرداخت، ولی شهرهای مذكور با دادن تلفات زیاد، یكی بعد از دیگری سقوط كردند (جودتپاشا، ج ٧، ص ١٧ـ١٩؛ لوتسكی، ص ٤٥) و ناپلئون كه در اواخر رجب ١٢١٣/ ژانویه ١٧٩٩ از مصر حركت كرده بود، در ١٢ شوال/ ١٩ مارس به عكّا رسید (اوزون چارشیلی، ص ٤٥٣). وی ضمن پیشروی به سوی عكّا، نامههای اغفالكنندهای برای جزّار فرستاد كه پاسخ هیچكدام از آنها را دریافت نكرد (یوجل و سویم، ج ٤، ص ١٤٢). امیربشیر شهابی نیز نامههایی از ناپلئون دریافت كرده بود كه آنها را برای جزّار فرستاد (شهابی، ص ١٣٢). اوزون چارشیلی (ص ٤٥٧) تصویر یكی از نامههای ناپلئون به جزّار را چاپ كرده است.
محاصره عكّا، بهرغم حملات شدید فرانسویان در مدت دو ماه و چند روز، به سبب مقاومت قهرمانانه جزّار پاشا (گلاب ، ص ٢٤٠) و پشتیبانی ناو گروه انگلیسی تحت فرمان ناخدا یكم ارشد، سیدنی اسمیت، و نیز حضور واحدی از عساكر «نظام جدید» * عثمانی كه زیر نظر كارشناسان نظامی فرانسوی تربیت شده بودند، و شماری از مهاجران اروپایی در بین مدافعان شهر، نتیجهای بهبار نیاورد (جودتپاشا، ج ٧، ص ١٨ـ٢٠؛ شهابی، ص ١٢٣، ١٣٣؛ كینراس، ص ٤٣٩؛ یوجل و سویم، همانجا). ناپلئون علت اصلی ناكامی خود را وجود شخصی به نام فلیپو دانسته است. فلیپو از مهاجران فرانسوی بود كه گویا در آكادمی نظامی از همدرسان ناپلئون (دورانت، ج ١١، ص ١٤٥؛ یوجل و سویم، همانجا) و از قرار معلوم از دستیاران جزّارپاشا در سازماندهی دفاع عكّا بود (ماله و ایزاك، ص ٥٠٨؛ جودتپاشا، ج ٧، ص ٢٦). حملات پیدرپی فرانسویان برای گشودن قلعه عكّا بیحاصل ماند و سرانجام ناپلئون، به سبب كثرت تلفات نیروهای خود در جریان جنگ و بر اثر شیوع طاعون، بهناچار در اواسط ذیحجه ١٢١٣/ مه ١٧٩٩ عقبنشینی كرد (شهابی، ص ١٣٣؛ جودتپاشا، ج ٧، ص ٢٥ـ٢٦؛ تارله، ص ٨٢؛ دورانت، همانجا). بقایای لشكر فرانسوی، كه نیروهای جزّارپاشا آنها را تعقیب میكردند، سوریه را به سرعت ترك كردند (جودتپاشا، همانجا؛ اوزون چارشیلی، ص ٤٥٤). ناپلئون، اگر چه نخستین شكست نظامی خود را در كنار باروهای عكّا تجربه كرد (یوجل و سویم، همانجا) و رؤیای استیلایش بر شرق در آنجا برباد رفت ( رجوع کنید به شرّاب، ص ٥٣٩؛ د. اسلام، چاپ دوم، تكمله ٥ -٦، همانجاها)، چونان فاتحان به قاهره وارد شد (جودتپاشا، ج ٧، ص ٣٦؛ آقشین، ص ٨٢) و در بیانیهای، از پیروزیاش بر جزّار و زخمی شدن وی و اینكه جزّار قاتلی است كه گروهی از اشرار عرب و اسافل عشایر و فراریان را دور خود گرد آورده و آرزویی جز هتك ناموس مصریان ندارد، سخن گفت (جودتپاشا، ج ٧، ص ٣٦ـ ٣٨؛ نیز رجوع کنید به هامرـ پورگشتال ، ج ٨، ص ٤١٨).
شكست ناپلئون موجب رضایت دربار عثمانی از جزّار و تجلیل از وی گردید (هامرـ پورگشتال، همانجا) و شاعران عرب در اشعار خود او را ستودند (جودتپاشا، ج ٧، ص ٣٧)، اما اعزام وزیر اعظم، یوسف ضیاءپاشا، به مصر و عزل جزّارپاشا از سرعسكری آنجا، موجبات ناخشنودی جزّار را فراهم كرد، چنانكه به وزیر اعظم بیاعتنایی نمود (شهابی، ص ١٣٨) و از یاری به اردوی او خودداری كرد (جودتپاشا، ج ٧، ص ٢٦٩) و حتی به آرناؤد اسماعیل پاشا (والی صیدا، متوفی ١٢٢٠)، كه از وزیر اعظم فرار كرده بود، پناه داد (همان، ج ٧، ص ٢٧٠). گردنكشی جزّار، سبب نارضایی و شكایت صدراعظم از وی گشت (شهابی، ص ١٥٩ـ١٦١) و دولت، او را متمرد دانست، اما با تشدید حملات جریان وهابی، باب عالی از اقدامات جزّار چشمپوشی كرد و سرعسكری حجاز و ایالت شام و حل و فصل مسائل مصر را بر عهده او گذاشت، لیكن او كه دیگر پیر و خسته شده بود، حتی وظیفه امیرالحاجّی را نیز به زیردستان خود واگذار كرد (جودتپاشا، همانجا). جزّار احمدپاشا در ١٢ محرّم ١٢١٩/ ٢٣ آوریل ١٨٠٤ درگذشت ( د. ا. د. ترك ، همانجا؛ جودتپاشا، ج ٧، ص ٢٦٨). پس از مرگ وی زندانیان و گروگانهای او آزاد شدند، فراریان بازگشتند و مخفیشدگان از مخفیگاههای خود بیرون آمدند، تمام اموال و خزاینی كه وی در دوران حكمرانی خود گرد آورده بود، به دولت عثمانی واگذار گردید و شعرا به مناسبت خاتمه ظلم و قساوت او شعرها سرودند (شهابی، ص ١٦٧ـ١٧٠).
جزّار ضمن اشتهار به خشونت و سفاكی ــ كه به روایتی، تبلیغات سوء مخالفان و دشمنانش در آن بیتأثیر نبوده است ( د.ا.د.ترك ، همانجا) به تیزهوشی و باریكبینی و دوراندیشی نیز شهره بود، چنانكه بعضی پیشبینیهای او را بر كرامت او یا ارتباطش با جنّیان و مهارت در علم جَفر حمل كردهاند (جودتپاشا، ج ٧، ص ٢٧٠). وی علاوه بر بازسازی باروهای عكّا، آثاری نیز در آنجا بنا نهاد، از جمله شش مسجد، دو بازار، چند كاروانسرا، حمام، و آسیای بادی ( د. ا. د. ترك ، همانجا).
منابع:
(١) یوگنی ویكتوروویچ تارله، ناپلئون، ترجمه محمدقاضی، تهران ١٣٥٣ ش؛
(٢) عبدالرحمان جبرتی، تاریخ عجائب الا´ثار فی التراجم و الاخبار، بیروت: دارالفارس، [ بیتا.] ؛
(٣) احمد جودتپاشا، تاریخ جودت، استانبول ١٣٠٩؛
(٤) فیلیپ خوری حتّی، شرق نزدیك در تاریخ: یك سرگذشت پنج هزار ساله، ترجمه قمر آریان، تهران ١٣٨٢ ش؛
(٥) ویلیام جیمز دورانت و آرییل دورانت، تاریخ تمدن ، ج ١١: عصر ناپلئون ، ترجمه اسماعیل دولتشاهی و علیاصغر بهرامبیگی، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٦) احمد راسم، عثمانلی تاریخی، استانبول ١٣٢٧ـ١٣٢٩؛
(٧) محمد محمدحسن شرّاب، معجم بلدان فلسطین، دمشق ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٨) حیدراحمد شهابی، تاریخ احمدباشا الجزّار ، چاپ انطونیوس شبلی و اغناطیوس عبده خلیفه، بیروت ١٩٥٥؛
(٩) پاتریك بالفور كینراس، قرون عثمانی ( ظهور و سقوط امپراتوری عثمانی)، ترجمه پروانه ستاری، تهران ١٣٧٣ ش؛
(١٠) لئون لاموش، تاریخ تركیه ، ترجمه سعید نفیسی، تهران ١٣١٦ ش؛
(١١) هانری ماتیه، ذیل تاریخ امپراطوری عثمانی ، در یوزف فون هامر ـ پورگشتال، تاریخ امپراطوری عثمانی، ترجمه میرزا زكی علیآبادی، چاپ جمشید كیانفر، ج ٥، تهران ١٣٦٩ ش؛
(١٢) آلبرماله و ژول ایزاك، تاریخ قرن هیجدهم و انقلاب فرانسه و امپراطوری ناپلئون ، ترجمه غلامرضا رشید یاسمی، تهران ١٣١٠ ش؛
(١٣) الموسوعة العربیة العالمیة، ریاض: مؤسسه اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع، ١٤١٩/ ١٩٩٩؛
(١٤) Sina Aksin, "Siyasal tarih", in Turkiye tarihi , vol.٣, ed. Sina Aksin, Istanbul ١٩٩٠;
(١٥) EI ١ , s.v. "Djazzar - Pasha" (by Cl. Huart);
(١٦) EI ٢ , suppl. fascs. ٥-٦, Leiden ١٩٨٢, s.v. " A l-Djazzar Pasha" (by Kamal S. Salibi);
(١٧) John Bagot Glubb, A short history of the Arab peopeles , London ١٩٧٨;
(١٨) Joseph von Hammer - Purgstall, Geschichte des osmanischen Reiches , Graz ١٩٦٣;
(١٩) IA , s.vv. "Cezzar Ahmed Pasa", "Durziler" (by M.C. Sahabeddin Tekindag), "Za hir Omer" (by Feridun Emecen);
(٢٠) Enver Ziya Karal, Selim III un hat-tl humayunlarl, Ankara ١٩٤٦;
(٢١) Vladimir Borisovich Lutskii, Modern history of the Arab countries , Moscow ١٩٦٩;
(٢٢) Mehmet Zeki Pakalin, Osmanli tarih deyimleri ve terimleri sozlugu , Istanbul ١٩٧١-١٩٧٢;
(٢٣) Stanford J.Shaw, History of the Ottoman Empire and modern Turkey , Cambridge ١٩٨٥;
(٢٤) TDVIA , s.v. "Cezzar Ahmed Pasa" (by Feridun Emecen);
(٢٥) Ismail Hakki Uzuncarsili, "Bonapart' in Cezzar Ahmed Pasa ya mektubu ve Akka muhasarasina dair bir deyis", Belleten , XXVIII , no. ١١١ (July ١٩٦٤);
(٢٦) Yasar Yucel and Ali Sevim, Turkiye tarihi , vol. ٤, Ankara ١٩٩٢.
/ رحیم رئیسنیا /