دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧١٣٧
خطيب، عبدالكريم محمود ، خطيب، عبدالكريم محمود، متفكر و مفسر معاصر مصرى. در ١٢٨٩ش/١٩١٠ در يكى از روستاهاى استان سوهاج مصر متولد شد (محمد خير رمضان يوسف، ١٤٢٢، ج ١، ص ٣١٧؛ الموسوعةالميسرة، ج ٢، ص ١٢٨٩؛ قس رضوى، ١٤١٨الف، ص ٧٣؛ همو، ١٤١٨ب، قسم ١، ص ٣٣٤؛ ايازى، ص ٣٢٣ كه اين تاريخ را به خطا ١٩٢٠ آوردهاند). خطيب آموزش خود را با حفظ قرآن در مكتب آغاز كرد و پس از آن به مدرسه رفت و تا مقطع ديپلم را در محل تولد خود ماند. وى در ١٣٠٧ش/١٩٢٨ به عنوان معلم ابتدايى مشغول به كار شد. چند سال بعد حمايت مالى (بورس) دارالعلوم را به دست آورد و در ١٣١٦ش/١٩٣٧ در مقطع كاردانى از اين مركز فارغ التحصيل شد (محمد خير رمضان يوسف، همانجا). در ١٣٢٥ش/ ١٩٤٦ على عبدالرازق، وزير اوقاف وقت مصر، خطيب را به سمت معاون پارلمانى و مدير روابط عمومى وزارت اوقاف منصوب كرد (همانجا؛ قس رضوى ١٤١٨الف، همو، ١٤١٨ب، همانجاها كه اين تاريخ را ١٩٥٣ ذكر كرده است). در ١٣٣٨ش/ ١٩٥٩، در دوران وزارت احمد حسن باقورى، خطيب به همراه چند تن از كارمندان عالى رتبه اين وزارتخانه به اتهام شهادت كذب برضد وزير، دستگير و چند ماه زندانى و پس از آزادى به انفصال از خدمات دولتى محكوم شد (محمد خير رمضان يوسف، همانجا).
پس از انفصال از خدمات دولتى، خطيب وقت خود را به مطالعه و پژوهش اختصاص داد و با تكميل پژوهش هاى قبلى خود، تأليفات بسيارى در زمينههاى مختلف مذهبى و ادبى عرضه كرد و در سخنرانيها و ميزگردهاى صدا و سيماى مصر شركت جست. وى از ١٣٥٣ش/١٩٧٤ به دعوت دانشكده الهيات رياض در اين دانشكده مشغول تدريس شد و دانشجويان بسيارى را تربيت كرد. خطيب در ١٣٦٤ش/١٩٨٥ درگذشت (محمد خير رمضان يوسف، ١٤٢٢، همانجا؛ همو، ١٤١٨، ص ٣٢٠ـ٣٢١).
از خطيب بالغ بر پنجاه عنوان كتاب در موضوعات مختلف برجاى مانده است، از جمله اعجازالقرآن، القصصالقرآنى (بيروت ١٩٧٥)؛ المسيح فى التورات و الانجيل و القرآن (قاهره ١٣٨٥)؛ القضاء و القدر بين الفلسفة و الدين؛ المهدىالمنتظر و من ينتظرونه (قاهره ١٩٨٠)؛ و نشأةالتصوف؛ على بن ابى طالب بقيةالنبوة و خاتمالخلافة (بيروت ١٩٧٥؛ براى فهرست آثار او رجوع کنید به محمد خير رمضان يوسف، ١٤٢٢، ج ١، ص ٣١٨؛ همو، ١٤١٨، ص ٣٢١). مهمترين اثر وى التفسيرالقرآنى للقرآن است. اين كتاب تفسير كل قرآن است و در شانزده جلد (هشت جلد) منتشر شده است. مؤلف در آغاز هر سوره درباره مكّى يا مدنى بودن، تعداد آيات، كلمات، حروف و اسامى ديگر آن سوره بحث كرده است. وى در تفسير آيات به خود قرآن توجه دارد و با تدبر در آيات، دريافت خود را درباره آنها بيان مىكند و از ذكر اقوال گوناگون مفسران مىپرهيزد (رجوع کنید به خطيب، ١٣٨٦، ج ١، جزء١، ص ١١ـ١٢). او در اين راه از محمد عبده* متأثر است (محتسب، ص ٧٤، ٢١٤). با اين حال، در مواردى به نقل قول از منابعى چون تفسير بيضاوى، مجمعالبيان طبرسى و آثار محمداقبال لاهورى پرداختهاست (رجوع کنید به خطيب، ١٣٨٦، ج ١، جزء١، ص ٦٢ـ٦٤، ٧٣ـ٧٧). وى در تفسير هر آيه از آيات مشابه در ديگر سورهها نيز بهره جسته است (براى نمونه رجوع کنید به ذيل حمد: ٢، ٥؛ بقره: ٧، ٣٤؛ آلعمران: ٥٩، ٨٢). خطيب به مباحث لغوى و نحوى نيز پرداخته است، اما بلاغت قرآن را برتر از آن دانسته كه در قالب قياسها و استنتاجات نحويون محدود شود (رجوع کنید به ذيل بقره: ١٧). با اينكه خطيب منافاتى ميان آيات قرآن و علم جديد نمىبيند، اما با تفسير علمى با احتياط برخورد كرده و معتقد است كه قرآن نه كتاب علمى كه كتاب هدايت است (رجوع کنید به ذيل بقره: ٢٩، ٣٥؛ نيز رجوع کنید به همو، ١٣٩٥، كتاب ١، ص ٣٥ـ٣٦). وى قصص قرآن را واقعى مىداند و با خيالى و اسطورهاى پنداشتن اين قصص مخالف است (١٣٨٦، ذيل بقره: ٢٥٩) و از اينرو به مخالفت با طه حسين* و محمداحمد خلفاللّه* مىپردازد (محتسب، ص٨٠). وى به عهدين نيز توجه داشته و به آن استشهاد كرده است (براى نمونه رجوع کنید به خطيب، ١٣٨٦، ذيل آلعمران: ٤٨، ٥٥). خطيب با مقايسه سوره حمد با دعايى از انجيل متى، شباهت ميان آنها را ناشى از يكى بودن منشأ آنها و پيوند مستحكم ميان اديان الهى مىداند كه تحريف كتابهاى ديگر اديان باعث دورى و ناسازگارى اين كتابها با قرآن شده است (رجوع کنید به همان، ج ١، جزء١، ص ٢١ـ٢٢). وى وقوع نسخ در قرآن را نپذيرفته (رجوع کنید به همان، ذيل بقره:١٠٦) و به نقد آراى مفسران درباره نسخ در برخى از آيات پرداخته است (براى نمونه رجوع کنید به همان، ذيل بقره: ٢٤٠؛ حج: ٥٢). او در بررسى آيات گاه به سبب نزول آيه مىپردازد (رجوع کنید به همان، ذيل احزاب: ٩) و در مواردى آنها را نقد و در صحت آنها ترديد كرده است (براى نمونه رجوع کنید به همان، ذيل آلعمران: ١٦١؛ حج: ٥٢). او به تناسب ميان سورهها توجه دارد (براى نمونه رجوع کنید به همان، ج ٥، جزء ١٧، ص ٨٤٥، ج ٦، جزء٢١، ص ٥٩٨، ٦٣٢). همچنين به مباحث فلسفى و كلامى نيز مىپردازد (براى نمونه رجوع کنید به همان، ذيل انبياء: ٣٥؛ مؤمنون: ١١٥). از ديگر آراى وى اينهاست: رد تناسخ ارواح، انكار شقالقمر، انكار شقالصدر پيامبراكرم صلىاللّه عليهوآلهوسلم و اعتقاد به برپايى قيامت در وجود انسان و نه در عالم و نيز انكار خروج مهدى، مسيح و دجال (رجوع کنید به الموسوعةالميسرة، ج ٢، ص ١٢٩٣ـ ١٢٩٩). حمودبن عبداللّه تويجرى كتاب اقامة البرهان فىالرد على من انكر خروج المهدى و الدجال و نزولالمسيح فى آخر الزمان را در رد نظر خطيب در اينباره نوشته است (رجوع کنید به تويجرى، ص ٣، ٢٠، ٢٤ـ٢٥). ابوضيف مدنى كتابى درباره شرححال خطيب به رشته تحرير درآورده (محمد خير رمضان يوسف، ١٤٢٢، ج ١، ص ٣١٧) و محمد دخلاللّه كتاب منهجالتفسير القرآنى للقرآن لعبد الكريم الخطيب را درباره تفسير خطيب نگاشته است (براى بخشهايى از اين كتاب رجوع کنید به الموسوعةالميسرة، ج ٢، ص ١٢٩١ـ١٣٠٠).
منابع :
(١) محمدعلى ايازى، المفسرون: حياتهم و منهجهم، تهران ١٤١٤؛
(٢) حمودبن عبداللّه تويجرى، اقامة البرهان فىالرد على منانكر خروج المهدى و الدجال و نزول المسيح فى آخرالزمان، رياض ١٤٠٥/ ١٩٨٥؛
(٣) عبدالكريم خطيب، اعجاز القرآن: الاعجاز فى دراسات السابقين، بيروت ١٣٩٥/١٩٧٥؛
(٤) همو، التفسيرالقرآنى للقرآن، ]قاهره ?١٣٨٦/ ١٩٦٧[؛
(٥) مرتضى رضوى، آراء علماء مصرالمعاصرين حولالشيعة الامامية، بيروت ١٤١٨الف؛
(٦) همو، مع رجالالفكر فى القاهره، بيروت ١٤١٨ب؛
(٧) عبدالمجيد عبدالسلام محتسب، اتجاهات التفسير فىالعصرالراهن، عَمّان ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٨) محمد خير رمضان يوسف، تتمةالاعلام للزركلى، بيروت ١٤٢٢/٢٠٠٢؛
(٩) همو، تكملة معجمالمؤلفين، بيروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٠) الموسوعةالميسرة فى تراجم ائمة التفسير و الاقراء و النحو و اللغة، جمع و اعداد وليدبن احمد حسين زبيرى و ديگران، منچستر: مجلةالحكمة، ١٤٢٤/٢٠٠٣.
/ زينب السادات حسينى /