دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٣٤٠
چاپ و چاپخانه (٣) ، چاپ و چاپخانه در هند دوره اسلامی. چاپ با حروف چوبی حكاكی شده از شرق دور به نواحی جنوبی آسیا و قسمتهای پایینتر از كوههای هیمالایا راه نیافت. صنعت چاپ زمانی به شبهقاره رسید كه فنّاوری حروف چاپی متحرك را یسوعیهای پرتغالی با تأسیس نخستین چاپخانه در ٩٦٣/١٥٥٦ در كالج سن پاول در گوآ به این ناحیه وارد كردند [(رجوع کنید به ندوی، ص ١٤٦)(. نسخهای از كتاب مقدس چند زبانه سلطنتی، چاپ پِلانتین در آنتورپ (كه یكی از بهترین تولیدات چاپخانههای اروپایی در قرن دهم/ شانزدهم بود) در ٩٨٨/١٥٨٠ به اكبر، پادشاه مغول هند، تقدیم شد اما دربار مغول، كه خود مجموعهای غنی از خطاطان و هنرمندان در اختیار داشت، از فنّاوری چاپ استقبال نكرد. از ٩٧٨ تا ١٠٨١/ ١٥٧٠ـ١٦٧٠، چاپ كتاب به زبانهای محلی در هند، كه پرتغالیان به منظور تسهیل در تغییر دین انجام میدادند، محدود به زبانهای تامیلی، كُنْكُنی و سریانی بود. هیئتهای تبشیری آلمانی و هلندی در قرن دوازدهم/ هجدهم نیز به زبانهای تامیلی و سینهالی كتاب چاپ میكردند. تا اوایل قرن سیزدهم / نوزدهم، متون مسیحی چاپ شده به زبانهای عربی، فارسی یا اردو از اروپا وارد میگردید، چنانكه عهد جدید اردوی بنیامین شولتسه در ١١٧١/ ١٧٥٨ میلادی در هال چاپ شده بود. نخستین نمونه چاپ عربی در هند، گراورهای كوچكی بود از قطعاتی از عهد جدید كه در صفحه عنوان ردیهای بر اسلام به زبان تامیلی و با نام <گفتگو میان مسلمان و مسیحی> داشت و در ١١٣٩/ ١٧٢٧ در مطبعه تبشیری ترانكبار به چاپ رسید. ولی در واقع چاپ عربی، فارسی و اردو در هندوستان، از ١١٩٤ تا ١٢٠٥ به بعد در كلكته، و تحتنظر كمپانی هند شرقی آغاز شد. در میان این سه زبان، فارسی برای منافع كمپانی اولویت داشت و زبان رایج نهادهای حقوقی و نظام زمینداریای بود كه از بنگالِ تحت سلطه مغولان به ارث رسیده بود. وُرن هستینگز ، فرماندارِ كل، یكی از كارمندان كمپانی بهنام چارلز ویلكینز را در حدود ١١٩٠/ اواخر دهه ١٧٧٠، به سبب استعدادی كه در زبانهای شرقی داشت، مأمور تهیه حروف چاپی بنگالی و نستعلیق كرد. ویلكینز، < فرهنگ لغت مختصر انگلیسی و فارسی > نوشته فرانسیس گلادوین را در ١١٩٤/ ١٧٨٠ در مالده (شمال بنگال) بهچاپ رساند. او یك سال بعد سرمباشر چاپخانه كمپانی فخیمه در كلكته شد كه كار چاپ انبوهی از ترجمههای فارسی آییننامهها، اطلاعیهها و برگه (فرم)های اداری مورد نیاز در بنگال را برعهده داشت. نخستین كار از این دست، گزیدهای از آییننامههای دیوانِ عدالت، ترجمه ویلیم چَمبرز در ١١٩٥/١٧٨١ بود. از ١٢٠٧ تا ١٢٥٣، كه زبان فارسی دیگر زبان حقوقی هند به حساب نمیآمد، ترجمههای فارسی آییننامههای كمپانی در مجلدات سالانه تجدید چاپ میشدند. از ١٢١٧ به بعد،ترجمههای فارسی آییننامههای مربوط به شركتهای محلی نیز در مَدرَس به چاپ میرسیدند. آثار تاریخی فارسی كه در زمینه نظام حكومتی مغولان منبعی ارزشمند به شمار میرفتند، در كلكته چاپ میشدند، از جمله تزوكات تیموری *چاپ ویلیام دیوی (١١٩٩)، منتخبات عالمگیرنامه محمد ساقی به كوشش هنری ونسیتارت (١١٩٩) و رساله امیرحیدر بلگرامی در باب عایدات ارضی و اجارهداری زمین با ترجمه گلادوین (١٢١١). مجموعهای از حروف سیاقت (نخستین نمونه از این حروف) اختصاصاً برای چاپ كتاب < شیوهنامه مختصر دفاتر مداخلِ بنگال > اثر گلادوین (چاپ ١٢٠٤ و ١٢١١) حروفریزی شد. برخی آثار زبانشناختی نیز برای تسلط كاركنان كمپانی بر زبان فارسی به چاپ رسید كه در این زمینه نیز گلادوین پیشقدم بود و كتابهای < فرهنگ انگلیسی و فارسی > (١٢٠٥ و ١٢١٥)،< مُنشی ایرانی> (١٢١٠، ١٢١٤، ١٨٠٠ میلادی) و < راهنمای زبان فارسی > (١٨٠٠ میلادی) ) را تألیف و منتشر كرد (. خاورشناسان انگلیسی، كه هسته اصلی «جامعه آسیایی بنگال» (تأسیس ١١٩٨) را تشكیل میدادند، زبان فارسی را به عنوان زبان ادبی كلاسیك مسلمانان هند میآموختند. نخستین اثر ادبی فارسی كه در هند به چاپ رسید، انشای هَركَرَن به تصحیحِ فرانسیس بالفور در ١١٩٥/ ١٧٨١ بود. آثار مهم دیگری نیز پس از این كتاب به چاپ رسیدند، از جمله پندنامه سعدی چاپ گلادوین (١٢٠٢)، كلیات سعدی به كوشش ج. ه . هرینگتون (١٢٠٥ـ١٢١٠)، لیلی و مجنونِ هاتفی چاپ سِرویلیام جونز (١٢٠٢)، دیوان حافظ (١٢٠٥) و طوطینامه نخشبی با ترجمه گلادوین (١٢٠٦). چاپ عربی گستردگی بسیار كمتری داشت ولی یكی از آثار چاپی عربی قبل از ١٢١٥، السّراجیه سجاوندی بود كه به عنوان بخشی از خلاصه قوانین هندویی و اسلامی در ١٢٠٦ به چاپ رسید. كشف اللغاتی از قرآن در ١٢٢٦/١٨١١ در كلكته چاپ شد ولی متن عربی آن (همراه با ترجمه اردوی عبدالقادر) تا ١٢٤٥/ ١٨٢٩ طبع نگردید. مشهورترین ترجمهای كه از قرآن در شبهقاره به چاپ رسید، ترجمه فارسی شاهولیاللّه (دهلی ١٢٨٣ و بعد از آن) بود. جان ب. گیلكریست ، محقق برجسته زبان اردو در كلكته در قرن سیزدهم/ نوزدهم، كتابهای < فرهنگ لغات انگلیسی و هندوستانی > (١٢٠١ـ١٢٠٤)، < دستور زبان هندوستانی > (١٢١١) و < پژوهشگر زبانهای شرقی > (١٢١٣) را به چاپ رساند. در ١٢٠٣، < جُنگ جدید آسیایی > به چاپ رسید كه نخستین متن ادبی چاپی اردو، یعنی ریخته) نوعی شعر در ادبیات اردو؛ رجوع کنید به ریخته* ( ولی دكنی ) شاعر اردو زبان (متوفی ١١١٩) ] نیز در آن آمده بود. در همان سال، و. ه . برد كلام و موسیقی شماری از ترانههای اردو را در < جُنگ شرقی > به چاپ رساند. از ١٢٠٧ به بعد، این ضرورت پدید آمد كه آییننامههای كمپانی در بنگال علاوه بر فارسی به زبان اردو نیز ترجمه و طبع گردد. پزشكی به نام هنری هریس < فرهنگ لغت انگلیسی هندوستانی > را در ١٢٠٤ در مَدرَس منتشر كرد، ولی دستورزبان او هرگز به چاپ نرسید.
با تأسیس كالج فورت ویلیام در ١٢١٥/١٨٠٠ در كلكته، انگیزه بیشتری برای چاپ متون عربی، فارسی و بهویژه اردو ایجاد شد، چرا كه برای آموزش این زبانها به كاركنان كمپانی، چاپ این متون ضروری بود. گلادوین حروف چاپی نستعلیق را به كالج هدیه كرد و گیلكریست از آنها برای تجهیز چاپخانه هندوستانی استفاده كرد كه بسیاری از آثار مشهور اردو در آن به طبع رسید، از جمله روایت میر اَمّان از «چهار درویش» با عنوان باغ و بهار (١٢١٧)، ترجمه میرشیرعلی افسوس از گلستان سعدی با عنوان باغ اردو (١٢١٧)، نثر بینظیر میرحسن (١٢١٨) و توتاكَهانی حیدربخش حیدری بر اساس طوطینامه (١٢١٩). بزرگترین كتابی كه این چاپخانه منتشر كرد، كلیات میرتقی در ١٠٨٥ صفحه بود (١٢٢٦). غیر از حدود چهل كتاب اردو تا ١٢٣٥/ ١٨٢٠، چاپخانههای مختلف كلكته حدود بیست كتاب عربی و بیست كتاب فارسی، برای استفاده كالج فورت ویلیام به چاپ رساندند، از جمله < نحو عربی > جانبیلی (١٢١٦)، شمساللغات چاپ جوزف بَرِتو (١٢٢١)، مشكاه المصابیح ولیالدین (١٢٢٤)، < دستور زبان عربی > مَتیو لامزدن (١٢٢٨)، دیوان متنبّی (١٢٢٩)، انوار سهیلی (١٢٢٠)، < دستور زبان فارسی > لامزدن (١٢٢٥)، سِكندرنامه نظامی (١٢٢٧)، و سفرنامه میرزا ابوطالب خان به اروپا با عنوان مسیر طالبی (١٢٢٧). كالجی مشابه در مَدرَس، به نام كالج فورت سن جورج، موجبات چاپ برخی متون را فراهم ساخت كه از آن میان میتوان به چاپ انوار سهیلی در چاپخانه این كالج در ١٢٤١ اشاره كرد.
منشیان كالج فورت ویلیام و پدر هنری مارتین به یك اندازه در چاپ نخستین كتابهای تبشیری به زبانهای اسلامی در هند نقش داشتهاند. ترجمه میرزا محمد فطرت از انجیل متی به فارسی و اناجیل به اردو (ویراسته ویلیام هانتر) هر دو در ١٢٢٠ در كلكته به چاپ رسیدند. ترجمه فارسی انجیل متی در ١٢٢٤ به كوشش ناتانیل سبت زیر نظر مارتین در سِرامپور،عهد جدید در ١٢٣١ در كلكته و بخشهایی از عهد قدیم بین ١٢٤٣ تا ١٢٥٤، به وسیله انجمن مُعین كتاب مقدس كلكته طبع گردید. ترجمه عربی سَبَت از عهد جدید در ١٢٣١ در كلكته و ترجمه مارتین از عهد جدید به اردو (كه مبنای كلیه چاپهای بعدی گردید) در ١٢٣٠ در سرامپور چاپ شد. انجیل متی به زبان سندی نیز در ١٢٤٠ در همین شهر منتشر گردید. این مجموعه بزرگ از نوشتههای انجیلی را عمدتاً انجمنهای متعدد مسیحی، در اوایل قرن سیزدهم/ نوزدهم به اردو، فارسی، پنجابی، سندی و جز آنها طبع كردند. این انجمنها در زمینه كتاب و نشر در كلكته، بنارس، آگره، هند شمالی، پنجاب، مدرس (به دكنی)، بمبئی و جاهای دیگر تشكیل شده بودند. كمپانی هند شرقی در اواسط دهه ١٢٣٠/ اوایل دهه ١٨٢٠ چاپ سنگی را به هند وارد كرد و این شیوه به سرعت جانشین روش سابق (چاپ باسمهای) گردید. چاپخانههایی كه در سراسر هند شمالی دایر شده بودند و به چاپ كتابهای اسلامی میپرداختند، از جمله در پتنه، ١٢٤٤؛ كانپور، ١٢٤٦؛ دهلی و میروت، ١٢٥٠؛ آگره، ١٢٥١؛ لودیانه، ١٢٥٢؛ میرزاپور و اللّهآباد، ١٢٥٥ / ١٨٣٩؛ بنارس، ١٢٦٠/١٨٤٤ و جاهای دیگر، كار با روش چاپ سنگی را آغاز كردند. رسایل پزشكی پیتر بِرِتون نخستین آثار اردو بودند كه چاپ سنگی شدند و اولین رساله آن بیان زَهَرونكا در باره سمشناسی بود (كلكته ١٢٤٢)؛ گلستان و بوستان سعدی نیز از اولین آثار فارسی بودند كه در این دوره چاپ سنگی شدند (كلكته، ١٢٤٣، ١٢٤٤). توسعه و ترقی لكهنو، به عنوان مركز اصلی فعالیتهای چاپی اردو و فارسی، حاكی از گذار به مرحله چاپ سنگی است. نواب غازیالدین حیدر در ١٢٣٢، چاپخانه سلطنتی را تأسیس كرد كه مشهورترین محصول آن فرهنگ فارسی حروفچینی شده هفت قُلزُم (١٢٣٥ـ١٢٣٧) بود. ناصرالدین حیدر، جانشین او، چاپخانه چاپ سنگی ادوارد آرچِر را در ١٢٤٦/ ١٨٣٠ از حوالی كانپور به لكهنو آورد و چاپِ قاموس عربی تاجاللُّغات (جلدهای چهار تا هشت) را، كه ابتدا به شیوه حروفچینی آغاز شده بود، با روش چاپ سنگی تكمیل كرد. در زمان حكومت واجدعلیشاه همه چاپخانههای چاپ سنگی لكهنو را بهسبب ناخرسندی نوّاب از كتابی در تاریخِ خاندانش كه كمالالدین حیدر آن را چاپ سنگی كرده بود، تعطیل كردند. برخی از چاپخانهها به كانپور انتقال یافتند و برخی دیگر مخفیانه به كار خود ادامه دادند، از اینرو اغلب كتابهای چاپ شده در این دوره، فاقد اطلاعات دقیق در باره طبعكننده و دیگر عوامل دخیل در تهیه و نشر است، به طوری كه در اولین آثاری كه در لكهنو و كانپور چاپ شدند مشخصات ناشر درج نشد. مهمترین چاپخانه لكهنو، مطبعه منشی نول كشور ، در ١٢٧٤، تأسیس گردید. او تا زمان مرگش در ١٣١٣، حدود پانصد عنوان كتاب به چاپ رساند كه بیشتر متون دینی، تاریخی یا شعر و بهویژه ترجمههای اردو از متون عربی، فارسی و سنسكریت بودند. مخارج تهیه این آثار از طریق چاپ روزنامه و انجام خدمات چاپی برای دولت تأمین میگردید. در دورانی كه لرد مینتو (متوفی ١٢٢٨/١٨١٣) نیابت سلطنت را به عهده داشت، سِكندرجاه، نِظام حیدرآباد (دكن)، دستگاه چاپی بهعنوان تحفه فنّاوری غرب دریافت كرد، ولی ظاهراً مورد استفاده قرار نگرفت.
بمبئی تا زمان ورود چاپ سنگی، در چاپ متون فارسی اهمیتی نداشت، با این حال باید از دساتیری كه در ١٢٣٣ با حروف نسخ [در این شهر( چاپ شد یاد كرد. در میان نخستین آثاری كه در بمبئی چاپ سنگی شدند انوار سهیلی و دیوان حافظ (هر دو در ١٢٤٤) درخور ذكرند. بمبئی و كراچی مركز چاپ نخستین آثار به زبان سِندی بودند. یكی از قدیمترین كتابهای چاپ سنگی شده به این زبان، كتاب راهنمای نقاشی سداسوك لالا به نام سیتراجیپار (كراچی ١٢٦٨) است. كراچی نخستین شهری بود كه در قلمرو امروزی پاكستان، در آغاز دهه ١٢٦٠ به صنعت چاپ دست یافت. چاپخانه تبشیری پرسبیتریهای امریكایی لودیانه، از این دهه بهطور گستردهای به چاپ متون پنجابی و نیز فارسی و اردو پرداخت، ولی لاهور و سیالكوت مراكز اصلی چاپ كتابهای اسلامی به زبان پنجابی بودند كه از ١٢٧٦ تا ١٢٨٧ قصهها و دیگر آثار ادبیات عامیانه را به چاپ میرساندند. نخستین چاپخانه در منطقه امروزی بنگلادش، در سالهای ١٢٦٦ تا ١٢٧٧، در شهر داكا دایر گردید، ولی این صنعت در سالهای ١٢٨٧ تا ١٢٩٨، در شرق بنگال، یعنی در شهرهای سیلهت، راج شاهی، باریسال، یسور و جز آنها، رواج یافت. با اینحال، كلكته همچنان مركزی مهم برای چاپ آثار اسلامی به زبان بنگالی باقی ماند. در همین سالها در دهلی، پیشاور و لاهور شماری از آثار به زبان پشتو طبع گردیدند (برای فهرست مفصّلی از چاپخانههای شبهقاره از ابتدا تاكنون كه چاپگر آثاری زبانهای فارسی، عربی و اردو بودهاند رجوع کنید به قاسمی، ص ٢١٢ـ٢٣٧) ) .
منابع:
(١) [ شریف حسین قاسمی، «فهرست چاپخانههای شبهقاره هند»، قند پارسی، ش ٦ (زمستان ١٣٧٢)؛
(٢) مختار احمد ندوی، «تاریخ الطباعه العربیه فی شبهالقاره الهندیه»، در ندوه تاریخ الطباعه العربیه حتی انتهاء القرن التاسع عشر: ٢٨ـ٢٩ جمادیالاولی ١٤١٦ ه = ٢٢ـ٢٣ اكتوبر/ تشرینالاول ١٩٩٥ م ، ابوظبی: منشورات المجمع الثقافی، ١٩٩٦ ].
/ ج.و. شاو ( د. اسلام ) /
چاپ و چاپخانه در افغانستان. به سبب دورافتادگی افغانستان از نظر جغرافیایی و بیرون بودن آن از تسلط مداوم بریتانیا، صنعت چاپ تنها در اواخر قرن سیزدهم/ نوزدهم به این منطقه راه یافت و فقط برای چاپ متون فارسی، كه زبان ادبی و درباری افغانستان بود، مورد استفاده قرار گرفت؛
ازاینرو، آثار مربوط به زبان پشتو، زبانِ ملی افغانی، به انگیزههای تحقیقی و تبشیری و نیز مقاصد نظامی و حكومتی، نخستین بار در اروپا و بهطور گستردهتر در هندوستان بهچاپ رسیدند. با گسترش نفوذ انگلیسیها به سمت شمال غرب شبهقاره، صنعت چاپ نیز به نواحی مرزی منتهی به افغانستان راه یافت. نخستین مواجهه مستقیم افغانها با صنعت چاپ در دیدار شجاعالملك، شاه تبعیدی، از چاپخانه تبشیری پرسبیتریهای امریكایی لودیانه پنجاب در آغاز دهه ١٢٥٠ روی داد.
برنارد دورن از فرهنگستان سلطنتی علوم روسیه از پیشگامان مطالعات پشتوشناسی، در كتاب <منتخباتی از ادبیات پشتو یا افغان> (سنپترزبورگ ١٢٦٣/١٨٤٧)، گزیدههایی از اشعار شاعرانی چون عبدالرحمان، میرزاخان انصاری و عبیداللّه را به چاپ رساند. از دیگر پژوهشگرانِ پیشگام در این زمینه باید از ارنست ترامپ یاد كرد كه دستور زبان پشتوی او در ١٢٩٠/١٨٧٣ در لندن منتشر شد و نیز از جیمز دارمستتر كه مجموعه ماندگارش با عنوان < ترانههای عامیانه افغانی > در فاصله سالهای ١٣٠٥ تا ١٣٠٨/ ١٨٨٨ـ ١٨٩٠ در پاریس طبع گردید. دولت هند، از ١٢٨٣/١٨٦٦ به بعد، گزیدهای از شعر و نثر پشتو را كه ه .ج. ریورتی تحت عنوان گلشن روح در لندن (١٢٧٧/١٨٦٠) جمعآوری كرده بود، به عنوان متن درسی برای امتحان زبان پشتو *انتخاب كرد. اشعاری از خوشحال خان خطك *، شاعر ملی افغان، در این مجموعه طبع شده بود و دیوان كامل او در ١٢٨٦/١٨٦٩، زیر نظر ه .و. بلو در چاپخانه جیل پیشاور چاپ سنگی گردید.
نخستین اثر چاپی به زبان پشتو در هند، كه در چاپخانه تبشیری سرامپور بنگال طبع گردید، [ ترجمهای ( از عهد جدید در ١٢٣٣ بود و به دنبال آن اسفار خمسه (در ١٢٣٥) و كتابهای تاریخی (به صورت ناقص) در حدود ١٢٤٨ به چاپ رسیدند. پس از آنكه بریتانیا سرزمینهای میان رود سند و كوههای تخت سلیمان را در ١٢٦٥/١٨٤٩ به تصرف در آورد، علاقه به فعالیتهای تبشیری در زبان پشتو بار دیگر قوّت گرفت و كار تجدیدچاپ آثار تبشیری چاپ سرامپور این بار در ١٢٧٢ زیرنظر ایزیدور لوونتال، در چاپخانه پرسبیتریهای امریكایی آغاز شد. درنتیجه، انجمن بریتانیایی و خارجی كتاب مقدس، عهد جدید را در هرتفورد (١٢٨٠ / ١٨٦٣) به چاپ رساند. رسالههای پشتویی از ١٢٧٥ به این سو در چاپخانه هیئت تبشیری كلیسایی پیشاور، كه اصولاً برای تغییر دین افغانها تأسیس شده بود، چاپ سنگی میشدند. كتابهای آموزشی مقدماتی، چون كتابالدّرّ اثر ت. تاتینگ ، نیز در همین چاپخانه طبع شدند. در ١٣٠٠ هیئتی زیر نظر ت. ج. ل. مِیر، از انجمن تبشیری كلیسایی ، برای بازبینی ترجمههای متون تبشیری به پشتویی تشكیل شد و ترجمهای كامل از عهد قدیم ) به زبان پشتو] بین ١٣٠٦ـ١٣١٣/ ١٨٨٩ـ١٨٩٥ در لندن منتشر گردید.
قدیمترین آثار زبانشناختی پشتو را افسران لشكر پتهان در هند تألیف كردند. ستوان رابرت لیچ، یك افسر مهندسی در بمبئی كه به كابل اعزام شده بود، در ١٢٥٥ در كلكته كتاب < دستور زبان پشتو یا افغانی > را در شرح لهجه قندهاری، با ذكر شواهدی از شعر عبدالرحمان منتشر كرد. سروان جان وون(فرمانده پیادهنظام پنجم پنجاب در دیرهغازیخان) كتابی با عنوان<دستور زبان و فرهنگ لغات پشتویی> (كلكته ١٢٧٠) نگاشت. موفقتر از همه سرگرد ه.ج. ریورتی از [هنگِ ]پیاده بومی بمبئی بود كه برای نخستین بار، به هنگام اقامت در پیشاور (١٢٦٥ـ١٢٦٦)، زبان پشتو را مورد مطالعه قرار داد. دستور زبان پشتوی او سه بار چاپ شد (كلكته ١٢٧١؛
لندن ١٢٧٧/١٨٦٠ و ١٢٨٤/١٨٦٧). او همچنین یك لغتنامه (لندن ١٨٦٧) و نیز < راهنمای زبان پشتو> (لندن١٢٩٧/١٨٨٠)را به چاپ رساند. چاپ همه این آثار با حروف نسخ ــ بهعلاوه برخی اقلام اضافی كه اختصاصاً برای حروف خاص پشتویی تهیه و قالبریزی گردید ــ صورت گرفت. با گسترش چاپخانههای چاپ سنگی در نواحی شمالغرب هند كتابهای بیشتری به زبان پشتو به طبع رسیدند، از جمله قانون القرائه (قواعد قرائت قرآن، دهلی ١٢٨٢)، كلید افغانی (گزیده نثر و شعر، پیشاور ١٢٨٩/١٨٧٢)، سِیرالسالكین (امریتسار ١٢٩٤)، قصه حِرنی، < محمد و آهوی كوهی > (ابتآباد ١٣٠٠)،و <جملههای اصطلاحی محاورهای انگلیسی ـ پختویی > از ت.س. پلاودن (چاپخانه جیل، دیرهغازیخان ١٣٠١).
بر اساس زندگینامه خودْنوشت عبدالرحمانخان، تا قبل از امارتِ او در ١٢٩٧/١٨٨٠ هیچ چاپخانهای در افغانستان وجود نداشت، ولی نخستین چاپخانه چاپ سنگی (مطبعه مصطفوی) در دوره حكومت سَلَفِ او، امیرشیرعلی خان، دایر گردید كه ردّیه فارسی او را برضد وهابیان به نام رساله شهاب ثاقب در ١٢٨٨ در كابل بهچاپ رساند و پس از آن نیز رساله دینی تحفهالعلما ی عبدالقادر خان را در ١٢٩٢ طبع كرد. عبدالرحمان خان وارد كردن صنعت چاپ به افغانستان را به منشی عبدالرزاق دهلوی نسبت میدهد كه قبل از مرگش بسیاری از مطبعه چیهای چاپ سنگی كابلی را تربیت كرده بود. شماری از آثار فارسی امیرعبدالرحمان نیز به چاپ رسیدند، از جمله نصایح نامچه (نصایحی در باب روابط افغانها با روسها، ١٣٠٣)، و مرآه العقول (در باره خرد انسانی، ١٣١١). مشهورترین این آثار رساله او در حمایت از جهاد است كه با عنوان كلمات امیر البلاد فی الترغیب الی الجهاد (١٣٠٤) در چاپخانه همایون به طبع رسید. این چاپخانه در همین سال سالنامهای را نیز چاپ كرد. از این چاپخانه برای اعلام و انتشار آییننامهها نیز استفاده میشد، مثلاً قانون كارگزاری در باره جرائم و كیفر آنها (١٣٠٩) و قواعد سراجالمِلّه در باره واردات كالاهای خارجی كه آنها را امیرحبیباللّهخان، پسر عبدالرحمان خان، در ١٣٢١ منتشر كرده بود. تمایل عبدالرحمان به نوسازی ارتش در شماری از رسالههای نظامی كه در عهد او به چاپ رسید منعكس شده است، از جمله میزكِ توپخانه در باره تمرینهای نظامی واحدهای توپخانه (١٣٠٣/١٨٨٥) و قواعد رساله در باره مشق سواره نظام (١٣٠٤/١٨٨٧).
/ ج.و. شاو ( د. اسلام ) /