دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨٨٧
جَمْهَرَة اللُّغَة ، از نخستین فرهنگهای لغت جامع عربی، تألیف محمدبن حسنبن دُرَید (متوفی ٣٢١). این كتاب، پس از العین خلیلبن احمد * فَراهیدی (متوفی ١٧٥)، مشهورترین فرهنگ لغت عربی است ( المُنْجد فی الاعلام ، ص٢١٨). مسعودی (متوفی ٣٤٦؛ ج٨، ص٣٠٤) ابندُرید * را جانشین خلیل در لغت دانسته است. ابندرید نام كتاب را یك بار جمهرة اللغه و دیگر بار جمهرة الكلام و اللغة ذكر كرده است (رجوع کنید به ١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، ص٤٠ـ٤١). برخی نام آن را الجمهرة فی اللغة (رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج١، ستون ٦٠٥؛ بروكلمان، ج٢، ص١٨٣) و برخی الجمهرة فی علم اللغة آوردهاند (رجوع کنید به ابن ندیم، ص٦٧؛ د. اسلام ، چاپ اول، ذیل «ابندرید»؛ امین، ج٩، ص١٥٦). نام كتاب به شكل الجمهرة نیز آمده است (رجوع کنید به ازهری، ج١، ص٣١؛ قفطی، ج٣، ص٩٧؛ ابنخلّكان، ج٤، ص٣٢٤). به گفته جواد (ص١٩٤)، ابندرید در نامگذاری كتاب، به جمهرة النسبة یا الانسابابنسائب كلبی (متوفی ٢٠٤) نظر داشته است. ابندرید در مقدمه كتاب (١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، ص٣٩ـ٤٠) گفته كه آن را برای ابوالعباس اسماعیلبن عبداللّهبن محمدبن میكال (متوفی ٣٦٢) تألیف كرده و این هنگامی بوده است كه ابندرید به فارس هجرت كرده بود و عبداللّه میكال از طرف المقتدر باللّه (حك: ٢٩٥ـ٣٢٠)، به ولایت بخشهایی از اهواز (خوزستان) گمارده شده و تربیت فرزند خود، ابوالعباس اسماعیل، را به ابندرید سپرده بود (رجوع کنید به یاقوت حموی، ج٢، ص٧٢١، ج٦، ص٢٤٩٥ـ٢٤٩٦)؛ اما، ابنخلّكان (ج٤، ص٣٢٥) گفته است كه ابندرید با دو فرزند میكال مصاحبت میكرد و جمهره را برای آن دو نگاشت و آن دو نیز سرپرستی دیوان فارس را به وی واگذاردند. در د. اسلام (همانجا) نیز آمده است كه ابندرید كتاب جمهره را برای آلمیكال نوشت و آنان نیز وی را به سرپرستی دیوان فارس گماردند. ابوالعباس اسماعیل میكال گفته است كه ابندرید در ٢٩٧، جمهره را از اول تا آخر و از حفظ بر او املا كرده و فقط درباره همزه و لفیف (رجوع کنید به ادامه مقاله) به برخی كتابها مراجعه نموده است (رجوع کنید به یاقوت حموی، ج٦، ص٢٤٩٦).
هیچ لغتنویسی كتاب لغت را از حفظ املا نكرده و ابندرید از این حیث ممتاز است (جوهری، ج١، مقدمه عطّار، ص٨٠). ابندرید در بصره و بغداد نیز جمهره را از حفظ املا كرده (رجوع کنید به ابنندیم، همانجا؛ یاقوت حموی، ج٦، ص٢٤٩٢) و خود در چند جا (١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، ص٤٠، ج٢، ص١٠٨٥، ج٣، ص١٣٣٩) به این نكته اشاره نموده است. به گفته ابنندیم (همانجا) و قِفْطی (همانجا)، اختلاف در املاها دلیل وجود فزونی و كاستی در نسخههای جمهره است و نسخه ابوالفتح عبیداللّه بن احمد نحوی كاملترین نسخههاست. گویا نسخههای جمهره فراوان بوده است. بهنوشته سیوطی (متوفی ٩١١؛ ج١، ص٩٥)، ابوعلی قالی * (متوفی ٣٥٦) نسخهای از جمهره را به خط ابندرید در اختیار داشته و خود سیوطی نسخهای به خط احمدبن عبدالرحمان طرابلسی داشته كه بر ابنخالویه (متوفی ٣٧٠) قرائت شده بوده است. به روایت ابنخالویه * ، این نسخه از ابندرید بوده و حواشی و استدراكات ابنخالویه نیز در حاشیه آن بوده است. به نقل منابع، در كتابخانه عزیز باللّه، خلیفه فاطمی (حك: ٣٦٥ـ٣٨٦)، یكصد نسخه از جمهره موجود بوده كه نشاندهنده شهرت جمهرة در آن دوران است (رجوع کنید به مقریزی، ج٢، ص٢٥٣؛
د.ا.د.ترك ، ذیل "el-Cemhere" ؛
شرقاوی اقبال، ص١٩٦ـ١٩٧). ابندرید در روزگار خود داناترین مردم در لغت و شعر و انساب بهشمار میرفت (مَرْزُبانی، ص٤٦١؛
زُبَیدی، ص١٨٤) و حافظهاش بسیار قوی بود، چنانكه حكایتهایی در این باره نقل شده است. گفتهاند كه علم لغت در میان بصریان به او ختم شده است و در روز مرگ ابندرید گفته شد كه علم لغت از دنیا رفت (رجوع کنید به ابوالطیب لغوی، ص٩٩؛
خطیب بغدادی، ج٢، ص٥٩٥ـ٥٩٦؛
ابنجوزی، ج١٣، ص٣٣٠ـ٣٣١).
بهرغم ایرادهایی كه بر جمهره گرفتهاند (رجوع کنید به ادامه مقاله)، بسیاری این كتاب را ارزشمند و درخور اعتماد دانستهاند (رجوع کنید به ابنخلّكان، ج٤، ص٣٢٤؛
صَفَدی، ج٢، ص٣٤٠؛
ضیف، ص١٤٣). بسیاری از مؤلفان بزرگ، از جمله ابنخلّكان (ج١، ص٢٦٦، ج٦، ص٣١٣) و سیوطی (ج١، ص١٨٢)، در نقل مباحث لغوی، از جمهره سود بردهاند. شیخ طوسی (متوفی ٤٦٠) نیز در تفسیر خود، التبیان فی تفسیرالقرآن * (برای نمونه رجوع کنید به ج٢، ص١١٢، ١٢١)، برای برخی مباحث لغوی، از جمهره استفاده كرده است.
بسیاری از فرهنگنویسانِ پس از ابندرید، تصریح كردهاند كه جمهره یكی از منابع آنان بوده است، كسانی چون ابنفارِس (متوفی ٣٩٥؛
ج١، ص٥)، ابوعبداللّه محمدبن عبداللّهبن خطیب اِسكافی (متوفی ٤٢١) در كتاب مَبادیء اللغة (رجوع کنید به بروكلمان، ج٥، ص١٥٩)، ابنسِیدَه (متوفی ٤٥٨؛
ج١، ص١٥)، حسنبن محمدرضی صاغانی/ صغانی (متوفی ٦٥٠) در تكمله صحاح جوهری (رجوع کنید به حسین نَصّار، ج٢، ص٤٠٧) و محمدبن محمدمرتضی زَبیدی (متوفی ١٢٠٥؛
ج١، ص٦). جمهره از كتابهایی بوده است كه شیوخ، آن را روایت میكردهاند (برای نمونه رجوع کنید به یاقوت حموی، ج٤، ص١٤٩٠، ج٥، ص١٩٢٢). برخی نیز بر آن بودهاند كه جمهره را از بركنند، از جمله ابوالعلاء همدانی (متوفی ٥٦٩) و حسنبن خطیر (متوفی ٥٩٨؛
همان، ج٢، ص٨٢٦، ٨٥٧).
ابندرید در مقدمه كتابش (١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، ص٤٠) بیان كرده است كه قصد معارضه با دانشمندان یا نكوهش پیشینیان را ندارد و، ضمن تجلیل از كتاب العین خلیل، گفته كه سبب تألیف جمهره ، دشواری استفاده از العین است و افزوده كه برای جمهره نظام الفبایی را اصل قرار داده است تا سودمندتر باشد و مراجعه كنندگان سرگردان نشوند. اشاره ابندرید به شیوه خلیل است كه در العین ، كلمات را براساس مخرجهای حروف، گردآورده و از حرف ع، كه از پایینترین مخرج صوتی در حلق خارج میگردد، شروع میشود و به حرف م، كه از بالاترین مخرج صوتی، یعنی لبها، ادا میشود، خاتمه مییابد كه به اعتقاد برخی، مأخوذ از هندوان و زبان سنسكریت است (برای نمونه رجوع کنید به مجتبائی، ص٧٢ـ٧٣؛
نیز رجوع کنید به العین * ).
ابندرید كتاب خود را به چند قسمت اصلی تقسیم كرده است، به این ترتیب: ١)ثُنایی صحیح، كه حرف دوم آن تكرار شده باشد (در واقع، كلمه سه حرفی است) و در حرف الف، از «ابّ» آغاز و به «ای» ختم میشود و در حرف ب، از «بتّ» آغاز میشود و به همین ترتیب ادامه مییابد. ٢)ثنایی ملحق به رباعی، شامل واژگانی همچون «بحبح» و «بجبج». ٣)ثنایی معتل، كه با «بوأ» آغاز و به «هوی» ختم میشود. ٤)ثُلاثی صحیح، كه بیشترین حجم كتاب را تشكیل میدهد. ٥)ثلاثیای كه عینالفعل آن از حروف لین باشد، مانند باب، بیت، و سوس. ٦)باب نوادر همزه، كه شامل واژگان مهموز لفیف و مقصور نیز میشود. ٧)رباعی صحیح. ٨)رباعی معتل، كه كلمات غیرمعتلی همچون «دردق» و «كركم» نیز در این باب آمده است. ٩)خُماسی و ملحقات آن. ١٠)ابواب متفرقه مربوط به لغات (رجوع کنید به ابندرید، ١٩٨٧ـ ١٩٨٨، ج١، مقدمه بعلبكی، ج١، ص١٧ـ ١٨؛
حسین نصّار، ج٢، ص٣١٧ـ٣١٨، ٣٢١ـ٣٢٨). ابندرید، همچون خلیل، كلماتی را كه حروف آنها مشترك است در یك جا گردآورده است (برای نمونه رجوع کنید به ١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، ص٣٤٦، ذیل مادّههای «بوش»، «شبو»، «شوب»، «وبش»، «وشب»). بر این اساس، چنانچه بخواهیم مثلاً مادّه ف ت ح را در جمهره بیابیم، باید به حرف ت مراجعه كنیم، زیرا ت در نظام الفبایی پیش از ح و ف است و تنها فرهنگ لغتی كه بر این اساس تنظیم گشته، جمهره است (رجوع کنید به >دایرة المعارف ادبیات عربی <، ذیل "Lexicography, medieval" ). در جمهره ، مانند زبانهای فارسی و اردو، حرف ه پس از حرف و و پیش از ی آمده است (هیوود ، ص٤٨). برخی برآناند كه ابندرید نسبت به تعدیل روش خلیل در العین احساس نیاز كرده بود، ولی عملاً نتوانست پا از دایره العین فراتر نهد. وی در تدوین جمهره از مطالب العین استفاده كرد كه باعث شد عدهای به وی اعتراض كنند، حال آنكه ابندرید در انتخاب و ترتیب واژهها به شیوه خود عمل كرد و برخی واژهها را به العین افزود و ریشه آنها را معین كرد (رجوع کنید به د.اسلام ، چاپ دوم، ذیل «ابندرید»؛
هیوود، ص٥٣؛
عَشّ، ص٥١٧ـ٥١٨). ابومنصور محمدبن احمد اَزْهَری * (متوفی ٣٧٠) ــكه از مخالفان سرسخت ابندرید بودــ در مقدمه تهذیب اللغة (ج١، ص٣١) نوشته كه ابندرید در جعل واژگان عربی شهره است و از واژگانی در جمهره یاد كرده كه بیریشه است و كلام غیرعرب را به عنوان كلام عربی در فرهنگ خود آورده است و در كتاب جمهره اطلاعات اساسی و مفید یافت نمیشود. ابراهیمبن محمد نِفْطَوَیه * (متوفی ٣٢٣) نیز، ضمن توهین به ابندرید، گفته بود كه جمهره همان العین است با اندكی تغییر (رجوع کنید به یاقوت حموی، ج٦، ص٢٤٩٦؛
سیوطی، ج١، ص٩٤). عبدالسلام محمد هارون، در مقدمه كتاب الاشتقاق ابندرید (ج١، ص٩، ١٣)، از وی دفاع كرده و پس از نقل گفتههای ازهری (رجوع کنید به ج١، ص١٢ـ١٣) آنها را ناعادلانه دانسته و گفته كه جمهره كتاب مشهوری بوده است و دانشمندان از دیرباز به آن مراجعه میكردهاند و اینكه ابندرید در ٧٤ سالگی جمهره را از حفظ املا میكرده شایان توجه است.
ازهری، با وجود آن گفتهها درباره جمهره ، در فرهنگ لغت خود موارد متعددی را از ابندرید نقل كرده است (برای نمونه رجوع کنید به ج١٦، ص١٥٧، ١٧٤، ١٨٧ـ١٨٨، ٢٧٥). ابنجِنّی (متوفی ٣٩٢؛
ج٣، ص٢٨٨) نیز جمهره را نامرتب و مغشوش، و ابندرید را در علمِ صرف، نادان وصف كرده است. سیوطی (ج١، ص٩٣)، پس از آوردن گفتههای ابنجنّی و ازهری، ابندرید را مبرا دانسته و گفته است كه هر كس جمهره را مطالعه كند میزان دقت ابندرید را در نقل و روایت درخواهد یافت.
از جمله ایرادهایی كه بر جمهره گرفته شده آن است كه ابندرید كلمات سه حرفی دارای «ه» را، با اینكه حرف ه علامت تأنیث است نه از حروف اصلی كلمه، در میان كلمات رباعی آورده است. به نظر كرنكو (ص٢٦٤)، ابندرید آگاهانه این كار را كرده است تا غیر متخصصان نیز بتوانند واژگان را بهراحتی در فرهنگ لغت بیابند، زیرا این واژگان یك بار نیز در جای اصلی خود آمدهاند. توجیه دیگر آنكه این واژگان از آن دسته واژگانی بودهاند كه همیشه با ه بهكار رفتهاند، مانند حَرْدَه كه نام مكانی است و بدون ه بهكار نرفته است (رجوع کنید به ابندرید، ١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج٢، ص١١٤٠، برای تفصیل رجوع کنید به همان، ج١، مقدمه بعلبكی، ص١٩). از دیگر مسائل مطرح شده درباره جمهره آن است كه در فصل همزه، واژگانی را مییابیم كه با همزه وصل آغاز شدهاند، با اینكه همزه جزء ریشه آنها نیست. شاید ابندرید در این قسمت متأثر از كتاب الجیم ابوعَمْرو شَیبانی * (متوفی ٢٠٦) بوده است (رجوع کنید به هیوود، ص٤٩). ابندرید از كتابالهمز ابوزیدِ انصاری * (متوفی ٢١٥) نیز در مباحث همزه سود برده است (حسین نصّار، ج١، ص٩٧). ابندرید در تألیف جمهره هر چند به العین خلیل نظر داشته، اما مستقل عمل كرده و گاه در درستی گفتههای خلیل تردید نموده و گاه عكس گفتههای خلیل را صحیح دانسته است (رجوع کنید به ابن درید، ١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، مقدمه بعلبكی، ص٢٣ـ٢٥). ابندرید در مواردی نیز شجاعانه اعلام كرده است كه صحیح مطلب را نمیدانم (رجوع کنید به سیوطی، ج١، ص١٠٣ـ١٠٩).
در مورد تنظیم مباحث مربوط به واژگان نیز روش ابندرید با خلیل یكسان نبوده است (رجوع کنید به حسین نصّار، ج٢، ص٣٣٣ـ ٣٣٤). بسیاری از شواهد دو كتاب العین و جمهره متفاوت است و در موارد زیادی حتی یك شاهد مشترك میان دو كتاب یافت نمیشود. در برخی موارد، ابندرید مطالبی آورده است كه در العین نیست (رجوع کنید به ابن درید، ١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، مقدمه بعلبكی، ص٢٤ـ٢٥؛
حسین نصّار، ج٢، ص٣٣٩)؛
از اینرو، مسعودی (ج٨، ص٣٠٤) گفته كه ابندرید مطالبی را در لغت ذكر كرده است كه در آثار پیشینیان یافت نمیشود. ابندرید كوشیده تا ریشه هر واژه را به دست آورد و از اینرو، غالباً به اثر دیگر خود، كتاب الاشتقاق ، ارجاع داده است (كرنكو، همانجا). وی همچنین به واژگان معرّب و دَخیل توجه بسیار داشته و كوشیده است تا اصل واژه را بیابد و در خاتمه جمهره بابی را به همین امر اختصاص داده و درباره واژگان فارسی، رومی، نَبَطی و سریانی بحث كرده است (رجوع کنید به ابندرید، ١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج٣، ص١٣٢٢ـ١٣٢٦). ابندرید به واژگان قبایلی همچون اَزْد، تَمیم، قَیس و ثَقیف اهمیت میداده است و كتاب او از این حیث نیز بر العین خلیل برتری دارد. ابندرید، افزون بر نقل واژگان عرب شمال، حدود ٢٢٠ واژه متعلق به مردم یمن را نیز بیان كرده است (حسین نصّار، ج٢، ص٣٣٥). ابندرید گاهی از حروف جانشین یا واسط ــ كه در برخی تلفظهای محاورهای استفاده میشودــ بحث كرده است، مانند تلفظ ج به شكل گ ( g ) در یمن و مصر سفلا، و حرف ق كه بنیتمیم در نجد آن را مانند گ فارسی تلفظ میكنند و امروزه هم در عربستان شنیده میشود (هیوود، ص٥٠).
از مطالب جالب توجه در جمهره ، تحمیدیه مُسجّع ابندرید در مقدمه كتاب (١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، ص٣٩) است كه مشتمل بر كلمات و مضامین كلامی و فلسفی است. ابندرید از منابعی نام برده است كه اینك مفقودند، مانند كتاب الانباز ابوعُبَیدَه مَعْمَربن مُثنّی * (متوفی ٢٠٩؛
رجوع کنید به همان، ج١، ص٤٢٨؛
بروكلمان، ج٢، ص١٤٥)، كه این بر اهمیت جمهره افزوده است. گاه ابندرید اطلاعات تاریخی سودمندی به دست داده است، مانند بیان قدرت شاعری حسّانبن ثابت * انصاری (متوفی ٥٤) در دوران كودكی (ابندرید، ١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، ص٢٣٥) یا گفتگوی میان اَصْمَعی *(متوفی ٢١٦) و هارونالرشید (همان، ج٣، ص١٢٧٠). وی همچنین درباره كلماتی كه از پی هم میآیند، مانند جائع نائع، عَطْشان نَطْشان، و حَسَن بَسَن (رجوع کنید به همان، ج٣، ص١٢٥٣)؛
استعارهها (رجوع کنید به همان، ج٣، ص١٢٥٥ـ١٢٥٧)؛
واژگان مؤنثی كه ه تأنیث نمیپذیرند، مانند عارِك، جالِع، طامِث (رجوع کنید به همان، ج٣، ص١٢٦٨ـ١٢٧٠)؛
و كلماتی كه فقط به شكل مُصَغّر به كار رفتهاند، مانند خُلَیقاء، شُوَیلاء (رجوع کنید به همان، ج٣، ص١٢٧١ـ ١٢٧٢)، بحث كرده و واژگان و نامهای خاصی را گردآورده است كه در اشعار عربی به طور نادرست به كار رفتهاند (رجوع کنید به همان، ج٣، ص١٣٢٧ـ١٣٢٩).
كتاب جمهره از همان زمان تألیف، شهرت یافت و مورد مراجعه، بازبینی و تلخیص قرار گرفت، از جمله ابوعمر زاهد، معروف به غلام ثَعْلَب (متوفی ٣٤٥)، فائِتُ الجمهره والرَدُّ علی ابندرید را نگاشت (رجوع کنید به ابنندیم، ص٨٣؛
یاقوت حموی، ج٦، ص٢٥٥٩؛
قفطی، ج٣، ص١٧٧) و صاحببن عَبّاد (متوفی ٣٨٥) جَوْهَرة الجمهرة را، كه مختصری از جمهره است، تألیف كرد (رجوع کنید به ابنانباری، ص٣٢٦). نام این كتاب به شكل الجوهرة، جوهرالجمهرة و الجوهرة فی مختصرالجمهرة (حاجیخلیفه، ج١، ستون ٦٠٦، ٦١٩، ٦٢١) نیز آمده است. حسین نصّار (ج٢، ص٣٣٩) آن را جزء كتابهای مفقود دانسته، اما آقابزرگ طهرانی (ج٥، ص٢٩٢ـ٢٩٣) نسخهای از آن را شناسایی و معرفی كرده است. این كتاب به چاپ رسیده (رجوع کنید به آلیاسین، ص١٢٢ـ١٢٦) و در مقدمه آن نام كتاب جوهرة الجمهرة ذكر شده است (همان، ص١٢٥). ابنتَیانی اندلسی (متوفی ٤٣٦) نیز كتاب الموعَب را، در جمع بین مطالب العین و جمهره، نوشته (رجوع کنید به آلیاسین، ص١١٠؛
حسین نصّار، ج٢، ص٣٣٩) كه مختصر الجمهرة نیز نامیده شده است (رجوع کنید به شرقاوی اقبال، ص٢١٢). ابوالعلاء مَعَرّی (متوفی ٤٤٩) شواهد شعری جمهره را به نثر درآورده و در سه جزء شرح كرده است با عنوان نثر شواهد الجمهرة (حسین نصّار، همانجا). یحییبن مُعْطی مغربی (متوفی ٦٢٨) جمهره را به نظم كشیده و آن را نظم الجمهرة نامیده است (یاقوت حموی، ج٦، ص٢٨٣١). از مختصر الجمهرة محمدبن نصراللّهبن عُنَین شاعر (متوفی ٦٣٠) نیز نامبرده شده است (رجوع کنید به حاجی خلیفه، ج١، ستون ٦٠٦). به گفته حسین نصّار (همانجا)، تمام این كتابها مفقود شدهاند؛
اما، بروكلمان (ج٢، ص١٨٣) نیز نسخهای از مختصر جمهره را شناسایی و معرفی كرده كه مؤلف آن ناشناخته است.
كتاب جمهرة اللغة نخستینبار از ١٣٤٤ تا ١٣٥١ در حیدرآباد دكن به چاپ رسید. محمد سورَتی و كرنكو نسخههایی را كه اساس تصحیح بوده است معرفی كردهاند (ابندرید، ١٣٤٤ـ١٣٥١، ج١، مقدمه، ص١٥ـ١٨). كرنكو (ص٢٦٦ـ٢٦٧) نیز در مقالهای كه درباره فرهنگهای لغت عربی نوشته، نسخههای جمهره را به تفصیل معرفی نموده است. جلد چهارم چاپ حیدرآباد، كه به فهرستها اختصاص یافته، از اهمیت به سزایی برخوردار است، زیرا بدون این فهرستها استفاده از جمهره بسیار دشوار است (رجوع کنید به هیوود، ص٥٢). این چاپ چندینبار نیز چاپ افست شده است (رجوع کنید به د.ا.د.ترك ، همانجا). چاپ منقح دیگری نیز از جمهرة اللغة صورت گرفته و محقق آن، رمزی منیربعلبكی، در مقدمه مبسوط خود، ضمن بیان ویژگیهای جمهره ، برخی ایرادها و اشكالهای چاپ حیدرآباد را نیز ذكر كرده است (رجوع کنید به ابندرید، ١٩٨٧ـ١٩٨٨، ج١، مقدمه، ص٢٩ـ٣٠).
منابع:
(١) آقابزرگ طهرانی؛
(٢) محمدحسن آلیاسین، « جوهرة الجمهرة للصاحب اسماعیلبن عبّاد»، مجلة المجمع العلمیالعراقی ، ج٤٣، ش١ (١٤١٦)؛
(٣) ابنانباری، نزهة الالباء فی طبقات الادباء، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، قاهره [? ١٣٨٦/١٩٦٧(؛
(٤) ابنجنی، الخصائص، چاپ محمدعلی نجار، ) قاهره ١٣٧٢ـ١٣٧٦/ ١٩٥٢ـ١٩٥٧ (، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(٥) ابنجوزی، المنتظم فی تاریخ الملوك و الامم ، چاپ محمد عبدالقادر عطا و مصطفی عبدالقادر عطا، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(٦) ابنخلّكان؛
(٧) ابندرید، كتاب الاشتقاق ، چاپ عبدالسلام محمد هارون، بغداد ١٣٩٩/ ١٩٧٩؛
(٨) همو، كتاب جمهره اللغه ، حیدرآباد دكن ١٣٤٤ـ١٣٥١؛
(٩) چاپ افست ) بیروت، بیتا. (؛
(١٠) همان، چاپ رمزی منیر بعلبكی، بیروت ١٩٨٧ـ ١٩٨٨؛
(١١) ابنسیده، المحكم و المحیط الاعظم فی اللغة، قاهره ١٣٧٧ـ ١٣٩٣/ ١٩٥٨ـ١٩٧٣؛
(١٢) ابنفارس؛
(١٣) ابنندیم؛
(١٤) عبدالواحدبن علی ابوالطیب لغوی، مراتب النحویین، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، بیروت ١٤٢٣/٢٠٠٢؛
(١٥) محمدبن احمد ازهری، تهذیب اللغة ، ج١، چاپ عبدالسلام محمد هارون، مصر ١٣٨٤/١٩٦٤، ج١٦، چاپ رشید عبدالرحمان عبیدی، مصر ١٩٧٥؛
(١٦) امین؛
(١٧) كارل بروكلمان، تاریخ الادب العربی ، ج٢، نقله الی العربیه عبدالحلیم نجار، قاهره ) ١٩٧٤ (، ج٥، نقله الی العربیة رمضان عبدالتواب، قاهره ١٩٧٥؛
(١٨) مصطفی جواد، «مؤلف جمهرة اشعار العرب»، مجلة المجمع العلمی العراقی، ج٧ (١٣٧٩)؛
(١٩) اسماعیلبن حماد جوهری، الصحاح: تاج اللغة و صحاح العربیة، چاپ احمد عبدالغفور عطار، بیروت ) بیتا. (، چاپ افست تهران ١٣٦٨ش؛
(٢٠) حاجیخلیفه؛
(٢١) حسین نصّار، المعجم العربی: نشأته و تطوّره، ) قاهره ( ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٢٢) خطیب بغدادی؛
(٢٣) محمدبن حسن زبیدی، طبقات النحویین و اللغویین، چاپ محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره )? ١٣٩٢/١٩٧٣ (؛
(٢٤) عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطی، المزهر فی علوم اللغة و انواعها، چاپ محمداحمد جادمولی، علیمحمد بجاوی و محمدابوالفضل ابراهیم، قاهره ) بیتا. (؛
(٢٥) احمد شرقاوی اقبال، معجم المعاجم ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٢٦) صفدی؛
(٢٧) شوقی ضیف، تاریخ الادب العربی ، ج٤: العصر العباسی الثانی ، قاهره ) ١٩٧٥ (؛
(٢٨) طوسی؛
(٢٩) یوسف عش «اولیه تدوین المعاجم و تاریخ كتاب العین المروی عن الخلیلبن احمد»، مجلة المجمع العلمی العربی، ج١٦، ش١١ و ١٢ (ذیقعده و ذیحجه ١٣٦٠)؛
(٣٠) علیبن یوسف قفطی، انباه الرواة علی انباه النحاة، چاپ ابوالفضل ابراهیم، ج٣، قاهره ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(٣١) فتحاللّه مجتبائی، نحو هندی و نحو عربی: همانندیها در تعریفات، اصطلاحات و طرح قواعد ، تهران ١٣٨٣ش؛
(٣٢) محمدبن محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس من جواهر القاموس ، ج١، چاپ عبدالستار احمد فراج، كویت ١٣٨٥/١٩٦٥، چاپ افست بیروت ) بیتا. (؛
(٣٣) محمدبن عمران مرزبانی، معجمالشعراء ، چاپ ف. كرنكو، بیروت ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٣٤) مسعودی، مروج (پاریس)؛
(٣٥) احمدبن علی مقریزی، كتاب الخطط المقریزیة، لبنان ) ١٩٥٩ ]؛
(٣٦) المنجد فی الاعلام ، بیروت: دارالمشرق، ١٩٦٩؛
(٣٧) یاقوت حموی، معجم الادباء ، چاپ احسان عباس، بیروت ١٩٩٣؛
(٣٨) Encyclopedia of Arabic literature , ed. Julie Scott Meisami and Paul Starkey, London ١٩٩٨, s.v. "Lexicography, medieval" (by M.G. Carter) EI ١ , s.v. "Ibn Duraid" (by J. Pedersen);
(٣٩) EI ٢ , s.v. "Ibn Durayd" (by J.W. Fuck);
(٤٠) John A.Haywood, Arabic lexicography , Leiden ١٩٦٥;
(٤١) F. Krenkow, "The beginnings of Arabic lexicography", JRAS (١٩٢٤);
(٤٢) TDVIA , s.v. " el-Cemhere " (by Nasuhi Unal Karaarslan).
/ باقر قربانیزرّین /