دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٥٢٩
جَدیده ، شهری بندری در مراکش ، واقع در ساحل اقیانوس اطلس . این شهر مرکز ناحیة دُکّاله در شمال دماغة سفید است و بین دو شهر اَزَمّور و اَسفی واقع شده است . شهر بندری دارالبیضا (کازابلانکا) در حدود صد کیلومتری شمال شرقی ، ازمّور در هفده کیلومتری مشرق ، مراکش در ١٩٥ کیلومتری جنوب شرقی و اسفی در ١٥٠ کیلومتری جنوب شهر قرار دارند (روبر ، ذیل مادّه ؛ ابن عربی ، ص ١١٦ـ١١٧؛ > فرهنگ جدید جغرافیایی وبستر < ، ذیل مادّه ).
این شهر در مصبّ رود ام الربیع و جنوب غربی کوههایی به همین نام قرار دارد. رود ام الربیع از میان شهر می گذرد (روبر، همانجا؛ > اطلس جهان تایمز < ، نقشة ٨٨).
اقتصاد شهر بر پایة صنعت ماهیگیری ، کشاورزی ، صادرات و فعالیتهای گردشگری است (روبر، همانجا). جدیده از نظر پیشرفتهای اقتصادی و صنعتی ، دومین شهر مراکش ، بعد از دارالبیضا، است ؛ ازاین رو، از شش کیلومتری ساحل دریا به سوی داخل ، به طرحهای اقتصادی این شهر اختصاص داده شده است ، اما مهم ترین عامل تحولات اقتصادی و پیشرفت تمدن شهری ، رشد بخش خدمات اداری بر اثر مهاجرتِ نیروی کار است ( معلمة المغرب ، ج ٩، ص ٢٩٣٠).
زمانی که مغرب (مراکش ) تحت الحمایة فرانسه (١٣٣٠ـ ١٣٧٥ (١٣٣٥ ش )/ ١٩١٢ـ١٩٥٦) بود، جدیده مرکز اداری و تفرجگاه ساحلی شد (ابن عربی ، ص ٢١؛ لکزیک اُرینت ، ٢٠٠٤). در قرن چهاردهم / بیستم ، به موازات تحولات عمرانی و دینی و فکری ، فعالیتهای اقتصادی نیز در جدیده رونق گرفت و جدیده مهم ترین بندرِ مراکش شد و واردات و صادرات بسیاری در آن صورت می گرفت . اولین صادرات این بندر، چرم بز و گاو و گوسفند، بادام ، گردو، روغن و موم عسل بود. صادرات آن به کشورهای فرانسه ، انگلستان ، آلمان و اسپانیا، از ناحیة دکّاله و عَبْدُه ، ذرت و باقلا و نخود و گشنیز و تخم مرغ و کتان و پشم بود ( معلمة المغرب ، ج ٩، ص ٢٩٢٩).
در اوایل قرن چهاردهم / بیستم ، بندر جدیده در صادرات تخم مرغ بسیار مشهور شد و طی جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨)، فرانسه تمام تخم مرغهای ناحیة دکّاله را جمع آوری کرد، به طوری که صادرات تخم مرغ در رأس صادرات بندر جدیده قرار گرفت . این صادرات تا جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ ١٩٤٥) ادامه داشت . در دهة ١٣١٠ ش /١٩٣٠، به سبب برخی عوامل طبیعی ، مانند کمی عمق سواحل جدیده که لنگرگاه مناسبی برای کشتیهای بزرگ نبود، از اهمیت اقتصادی جدیده کاسته شد. در این زمان بازرگانی بندر در اختیار شرکتهای بزرگ بود، از جمله شش شرکت انگلیسی ، چهار شرکت اسپانیایی ، دو شرکت فرانسوی ، دو شرکت آلمانی ، و یک شرکت ایتالیایی . بعضی از تاجران یهودی مراکش هم بازرگانی جدیده را در دست داشتند (همانجا). از جمله واردات این بندر از اروپا، لباس و مصالح ساختمانی و شکر و شمع و صابون و دارو بود. در آن زمان فعالیتهای ساختمانی بیرون از دیوار قدیم شهر شروع شد. دو راسته بازار بزرگ ، به نامهای تازی و ولدِ ناهون ، ایجاد گردید. محلات جدید تجاری و مسکونی در شهر ساخته شد و خانواده های مسفّر، قادری ، حلو، تازی ، اوراوی و طاهری ، برای تجارت ، از شهرهای فاس و رباط به آنجا رفتند و در آنجا مستقر شدند (همانجا)؛ بدین ترتیب ، شهر گسترش یافت و بافت معماری آن تغییر کرد.
جدیده یکی از مهم ترین شهرهای سیاحتی ساحل اقیانوس اطلس با تجهیزات گردشگری است و به کعبة گردشگرها مشهور است . از مهم ترین مراکز گردشگری آنجاست : ساحل حوزیه ، در دوازده کیلومتری جدیده ؛ ساحل سیدی بُوزید، با امکانات بسیار جدید؛ و جَرْفِالْاَصْفَر، که اطرافش پوشیده از جنگل است . خارج از شهر، در برخی روزها بازارهایی برپا می شود، از جمله جمعه بازار اَسْحیم در١١٣کیلومتری و سه شنبه بازارسیدی بُوگْدَرة در١٣١کیلومتری شهر(ابن عربی ،ص ١١٦ـ ١١٨؛میکان ،ص ١٨٨).
در ١٣٦٥ ش / ١٩٨٦، بندر جدیده مقرّ نیروگاه تولید برق منطقه بود که ٦١ واحد صنعتی فعال و ٥٨ واحد در دست احداث داشت . روند جهانی شدن تجارت سبب شد که دولت مراکش برای توسعة کشور و رسیدن به بازرگانی جهانی ، به بندر جدیده توجه کند ( رجوع کنید به معلمة المغرب ، ج ٩، ص ٢٩٣١).
در سرشماری ١٣٨٣ ش / ٢٠٠٤، جمعیت شهر حدود ٢٠٠ ، ١٣٨ تن بوده است ( > فرهنگ جغرافیایی جهان < ، ذیل "Doukkala-Abda" ). در اطراف شهر، عربهایی از قبایل مولای عبداللّه ، اولاد عیسی ، اولاد غان ، اولاد حَساین ، سیدی
عابد، و سیدی اَمحمد اَخدیم زندگی می کنند ( معلمة المغرب ، ج ٩، ص ٢٩٣٢).
این شهر بندری با راههای اصلی به شهرهای مجاور، با دو راه آبی به فرانسه و الجزایر و تونس ، و از سه راه آبی به انگلستان می رسد و با بلژیک ، آلمان ، اتریش ، هلند و اسپانیا، هرکدام با یک راه آبی ، مرتبط است (همان ، ج ٩، ص ٢٩٢٩).
در سالهای اخیر، بافت و شکل شهر، به سبب استفاده از روشهای جدید شهرسازی ، از جمله کمربندیهای نیم دایره ای که بافت قدیم شهر (محلاتِ الحیّالبرتغالی ، الرِجیلَه ، حیّالقلعه ) را
در بر گرفته است ، تغییر محسوسی کرده و سهم فزاینده ای در توسعة زمینهای شهری و گسترش شهر داشته و شهر از شکل قدیمی به شکل جدید جهش کرده است (همان ، ج ٩، ص ٢٩٣٠). معماری شهر متشکل از سه بافت قدیم ، جدید و بینابین است . جذب سرمایه و ساختمان سازی ، عامل مهمی در مهاجرت بسیاری از روستاییان اطراف به آنجا بوده است . گسترش و توسعة شهر باعث شده که این شهر، رسماً «جدیدة بزرگ » خوانده شود (همانجا). امروزه از پنج قلعه ای که در دوران پرتغالیها در اطراف بافت قدیم احداث شده بود، چهار قلعة هولی اسپریت / روح القُدُس در جنوب ، سن سباستین در شمال ، سن آنتوان در مغرب و سن آنجل در مشرق باقی
مانده است و قلعة والی در جنوب غربی از بین رفته است («الجدیده » ، ١٩٩٧؛ معلمة المغرب ، ج ٩، ص ٢٩٢٨).
مهم ترین آثار تاریخی جدیده متعلق به دوره ای است که پرتغالیها آنجا را اشغال کرده بودند. از جملة این آثار است : چند قلعه ، کلیسا، آب انباری که شکلهای ساده ای در ستونها و سقف آن به چشم می خورد، کسبه بولائونه (قلعة امدادی ) در حدود پنجاه کیلومتری جنوب جدیده که سلطان مولای اسماعیل در سدة دوازدهم آن را بنا کرد، و مسجدجامع جدیده (ابن عربی ، ص ١١٧؛ «الجدیده »، ١٩٩٧؛ لکزیک ارینت ، ٢٠٠٤).
پیشینه . نام جدیده در منابع گوناگون به این صورتها ضبط شده است : ماریفَن (بکری ، ج ٢، ص ٧٦٢)، مازیغَن (ادریسی ،
ج ١، ص ٢٤٠)، مانْزاغان (عبدالعزیزبن عبداللّه ، ذیل مادّه )، مازِغان (مؤنس ، ج ٢، جزء ٣، ص ٢٧٢)، مازاگان / اِمازِغان (میکان ، ص ١٨٥)، مازِکان (غنیمی ، ج ٣، جزء ٦، ص ٣٠)، برج الشیخ (سلاوی ، ج ٤، ص ١٣٦)، البُریجة المهدومة (ابن عربی ، ص ١١٧) و الجدیدة (سائح ، ص ٦٧)، که نباید آن را با جدیدة مصر (یاقوت حموی ، ذیل مادّه )، جدیدة لبنان (مرهج ، ج ٣، ص ٤٤٥)، جدیدة سوریه (عبودی ، ص ٣١٠) و جدیدة عربستان (ابن عثمان ، ص ٢٦١) یکی دانست .
قدمت جدیده به پیش از اسلام می رسد. نام آن در میان بربرهای افریقا، امازغان بود (میکان ، همانجا). بعضی از نویسندگان معتقدند که بنیان جدیده بر روی مکانی است که بطلمیوس آن را «روسیبیس لیمِن » ( د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ) و سپس پلینیوس اکبر (ج ١، کتاب ٥، ص ٢٠٩) آن را بندر «روتوبیس » خوانده است و فاصلة این بندر را تا لیکْسوس (عَرائش کنونی ) ٠٠٠ ، ٢١٣ پا (حدود ٦٥ کیلومتر) ذکر کرده است (نیز رجوع کنید به د. اسلام ، همانجا).
در منابع دورة اسلامی ، نخستین بار بکری در قرن پنجم از جدیده به عنوان بندر نام برده است (بکری ، همانجا). سپس ادریسی در قرن ششم ، فاصلة آن را تا آنفا/اَنْفا ٦٥ میل و تا بیضا (دارالبیضای کنونی ) سی میل و تا شهر اسفی به خط مستقیم ٨٥ میل و به خط غیرمستقیم ١٣٠ میل آورده است (همانجا). در قرن نهم ، اسپانیاییها و پرتغالیها مراکش را تحت سیطره خود قرار داده بودند و به همین سبب ، حاکمیت جدیده نیز دست به دست می گشت . در ٨٨٦/ ١٤٨١، پرتغالیها به شهر جدیده آمدند (تازی ، ج ١، ص ٢٠٩). سلاوی (ج ٤، ص ١٣٦ـ١٣٧، ج ٥، ص ١١٠)، به نقل از لوئیزماریه (مورخی پرتغالی که تمام وقایع
اشغال مراکش به دست پرتغالیها را روزبه روز نوشته )، آورده است که در اوایل قرن دهم هجری ، پادشاه پرتغال ، مانوئل ، دستورِ تصرف بعضی از بندرهای مراکش را داد. طوفان دریا کشتیهای پرتغالیها را به برج الشیخ (جدیده کنونی ) کشاند. پرتغالیها پس از گردش در جدیده ، آنجا را پسندیدند و به لیسبون / اشبونه برگشتند. سپس ، با کسب اجازه از پادشاه پرتغال ، دوباره به جدیده بازگشتند و در مدت هفت سال قلعه ای در آنجا بنا کردند (غنیمی ، همانجا). در اواسط قرن دهم ، حدود چهارهزار پرتغالی در ٧٥ خیابان شهر زندگی می کردند. هشت عبادتگاه و چهار کلیسا در آنجا وجود داشت و مسابقات کشتی بین قهرمانان مراکش و پرتغال در شهر جدیده صورت می گرفت (میکین ، ص ١٨٧؛
تازی ، ج ٢، ص ١٤٧). پرتغالیها پس از ورود به شهر، شروع به ساختن برجها و قلعه های متعدد کردند، از جمله قلعة البُریجه را در ٩١١ بر روی قلعة قدیم برج الشیخ ، با سرمایة یکی از درباریان پرتغالی به نام ژورژی دومیتو ، ساختند. این قلعه سه دروازة متحرک ، یکی به سوی دریا و دو تا به سوی خشکی ، داشت . از آن پس نامِ شهر البُرَیْجه شد. هزینة این ساخت وسازها با گرفتن یک دهم از مالیات مقرر بر کالاهای صادراتی از بندر جدیده ، یا جزیه هایی که مردم شهر می پرداختند، تأمین می شد ( معلمة المغرب ؛
عبدالعزیزبن عبداللّه ، همانجاها؛
میکان ، ص ١٨٥).
با وجود این ، مردم جدیده با اشغالگران درگیریهای پی درپی داشتند، چنانکه در ٩١٨/١٥١٢ لشکری از پرتغال ، به فرماندهی دوک دوبراگانس ، با پانصد کشتی و هجده هزار سپاهی ، به شهر آمد و از آنجا به ازمّور رفت (تازی ، ج ٧، ص ٢٨١). در ٩٤٣/١٥٣٦، پیمان آتش بس در شهرهای جدیده ، اسفی و ازمّور برای سه سال بین شریفهای مراکش (سعدیون ) و رودریگو دوکاسترو (فرمانده نظامی اسفی ) بسته شد (همان ، ج ٨، ص ٩٤). از مهم ترین وقایع این دوره (مصادف با حکومت بنووَطاس ، سلسله ای در مراکش ؛
حک : ٩١٦ـ١٠٦٩)، تقاضای صلح ابوالعباس الوطاسی در ٩٤٤/١٥٣٧ بود، که سعدیون (جانشینان بنووطاس ) برای تعیین مرز در نواحی اشغالی ، از جمله جدیده ، او را تهدید کرده بودند. در این دوره ، مناسبات بنووطاس با پرتغالیها بسیار مساعد بود (همان ، ج ٧، ص ٢٥٢؛
سلاوی ، ج ٤، ص ١٣٨). ژان سوم ، فرمانده نیروهای پرتغالی ، تمام نیروهای خود را از اسفی و ازمّور به بندر جدیده ، که بندری مناسب و در حال آماده باش بود، منتقل کرد (تازی ، ج ٧، ص ٢٦٠). در ٩٦٥/١٥٥٧، سلطان غالب باللّه ، که از سعدیون بود، از ترس اینکه مردم از عثمانیها برای براندازی حکومت او کمک بخواهند، با پرتغالیها صلح و با ماندن آنها در شهر جدیده موافقت کرد (زبیب ، ج ٣، ص ٣٧١). در ٩٦٩/١٥٦٢، کشورهای همسایه و عثمانیها، مراکش را تهدید کردند. سلطان غالب باللّه با لشکری حدود سی هزار تن و دو برابر آنها تیرانداز، همراه با لشکر ترکی که در آن موقع جزو لشکریان سعدیون بود، به جدیده حمله کرد و بالاخره در همین سال پرتغالیها دست از محاصرة جدیده برداشتند تا از حملة عثمانیها در امان باشند (تازی ، ج ٨، ص ٣٥؛
سلاوی ، ج ٥، ص ٤٢ـ٤٤). در ٩٨٨/ ١٥٨٠، اسپانیاییها مدتی جدیده را اشغال کردند و پس از
بهبود مناسبات مراکش و اسپانیا، دولت مراکش ، به ریاست نمایندة خود، ونگاس برای واگذاری شهر عرایش به اسپانیا و باز پس گیری جدیده ، مذاکراتی کرد و بالاخره در همین سال مراکش تابع دولت عثمانی شد (سلاوی ، ج ٥، ص ٤٢ـ٤٤؛
تازی ، همانجا). در این زمان ، جدیده لنگرگاه کشتیهایی بود که از هند برای اسپانیا کالا می آوردند (عبدالعزیزبن عبداللّه ، همانجا؛
تازی ، ج ٨، ص ٥٠ ـ٥١). حضور ارتش عثمانی در مراکش مصادف با پادشاهی سلطان المتوکلی بود که برای پرتغالیهایی که در طَنْجه ، جدیده و سَبْته بودند، تهدید به شمار می آمد (ابونصر، ص ٢١٤).
در بندر جدیده و بندرهای اطراف ، مانند بندر سلا ، کشتیهای جنگی ساخته می شد که نگرانی پرتغالیها را برمی انگیخت (تازی ، ج ٨، ص ٩٦). سلطان احمد منصور تلاش بسیار کرد تا شهر عرائش را در مقابل شهر جدیده به اسپانیا واگذار کند (همان ، ج ٨، ص ١٤٣، ١٤٦).
در اوایل قرن یازدهم / هفدهم ، جنبش گستردة مرابطون در مراکش ، سبب درگیریهای آنان با پرتغالیهای اشغالگر جدیده و بیرون راندن آنان ، برای مدتی ، از شهر شد (زبیب ، ج ٣، ص ٣٩٠).
از ١٠٨٨ تا ١١٠٣، سلطان مولای اسماعیل ، پادشاه مراکش ، برای آزادسازی جدیده تلاش بسیار کرد. در این زمان ، جمعیت مسیحیان شهر زیاد بود (تازی ، ج ٩، ص ١٣٥، ١٣٨؛
مؤنس ، ج ٢، جزء ٣، ص ٢٧٢). ظاهراً در قرن یازدهم جدیده برای کشورهای دیگر بسیار بااهمیت و دروازه ای برای ورود آنها به مراکش بود، چنانکه از ١١٠٢ تا ١١٠٤ رایزن (کنسول ) فرانسه با دربار پرتغال ، برای سرنوشت بندر جدیده ، مذاکره می کرد (تازی ، ج ٩، ص ١٣٨). سلطان مراکش ، پس از اطمینان کامل از اینکه مناسبات خوبی با خارجیها دارد، به فکر افتاد که مناطق اشغالی کشور خود، از جمله جدیده ، را از اشغال پرتغالیها در آورد، اما پیروز نشد چون اسپانیاییها مانع شدند که بریتانیا به مراکش اسلحه بدهد (زبیب ، ج ٤، ص ١٣٧).
اوج درگیریهای دولت مراکش با پرتغالیها در ١١٨٣، در زمان حکومت سلطان سیدی محمدبن عبداللّه ، بود که بالاخره شهر آزاد شد ( رجوع کنید به معلمة المغرب ، ج ٩، ص ٢٩٢٧). پرتغالیها هنگام ترک شهر دور قلعه ها مین و اطراف هر دروازه چهل تا پنجاه بشکه باروت گذاشتند که با ورود مراکشیها منفجر شد. در این واقعه ، بیش از پنج هزار مغربی کشته شدند، حصارها و برجها و چندین خانه و انبار ویران گردید و از آن پس شهر، «مَهدومه » (ویرانه ) نامیده شد. شهر حدود ٥٥ سال ویران ماند و فقط جهانگردان و ماجراجویان از آنجا دیدن می کردند (ابن زیدان ، ج ٣، ص ٣٣٠؛
معلمة المغرب ، همانجا).
از مهم ترین عوامل بی توجهی به این شهر، قحطی بزرگ ١١٩٠ـ ١١٩٦ در مراکش بود که بر اثر آن ، مردم حتی مجبور به خوردن گوشت انسان شدند ( معلمة المغرب ، همانجا). سپس ، سیدی محمدبن هشام ، حاکم مراکش ، به کمک مردم ناحیة دکّاله ، که جدیده نیز جزو آن بود، برخاست . احیا و تجدید بنای جدیده تا زمان مولای سلیمان (حک : ١٢٠٨ـ١٢٣٧) ادامه داشت . زمانی که محمدبن طبیب علوی (حاکم دکاله ) وارد جدیده شد، این شهر ویرانه ای بیش نبود (سلاوی ، ج ٨، ص ١٢؛
معلمة المغرب ، همانجا) و چون حصار شهر را مرمت کرد، آنجا را جدیده نامیدند (سلاوی ، همانجا). او مردم را تهدید نمود که حتماً این نام را به کار ببرند. در همین زمان ، خانه های جدیده نیز مرمت شد، بسیاری از مردم دکّاله (متشکل از مسلمانان و یهودیان ) و نیز عده ای از مردم سوس ، در شهر قدیم جا داده شدند و تعدادی خانة جدید نیز در آنجا ساختند. محمدبن طبیب عده ای از علما و فقها، از جمله حاج احمدبن صالح (متوفی ١٢٤٩/ ١٨٣٣)، را برای نشر قرآن و دین در میان افراد تازه وارد به جدیده فرستاد ( معلمة المغرب ، ص ٢٩٢٨). در ١٢٦٠/١٨٤٤، گروهانی از هواپیماهای فرانسوی به فرماندهی
ژوئنویل بندرهای مراکش را بمباران کردند و باعث خدشه دار شدن مناسبات مراکش با فرانسه شدند. پیامد این رویداد طغیان قبایل دکّاله در ناحیة بین اسفی و جدیده بود که نیروهای دولتی را می کشتند و جدیده را تاراج می کردند (ابونصر، ص ٢٩٩). فرانسویها در این زمان به طور چشمگیری فعالیتهای خود را در مراکش گسترش دادند و در اکثر بندرها، از جمله جدیده و دارالبیضا و اسفی ، برای خرید پشم از مراکش و دادوستد با اروپا شبکة تجاری به وجود آوردند. مراقبتهای پلیسی و حفاظتی بندر جدیده نیز برعهدة فرانسویها بود (همان ، ص ٢٩٩، ٣١١). در قرن سیزدهم / نوزدهم ، ایتالیا و بلژیک در آنجا رایزنی (کنسولگری ) داشتند (تازی ، ج ١٠، ص ٩٣، ١١١). سلطان مولای حسن بین شهر جدیده و شهر مراکش ارتباطات پُستی ایجاد کرد (همان ، ج ٢، ص ٢٣٨).
در ١٢٨١، اولین تکیة جدیده به نام تکیة الدرقاویة با سرمایة محمدالزُوین العَبْدی ، و دومین آن در ١٣١٦ به همت سیدمحمدالشیاظمی ساخته شد که در آنجا قرآن و احادیث نبوی تفسیر می شد و به فقرا طعام می دادند. با تأسیس تکیه های تازه ، فرقه های جدید دینی در شهر به وجود آمد ( معلمة المغرب ، همانجا). حاج محمدبن الحمدونیه ، بانی مسجدجامع بزرگ ، جامع برانی ، بود (همان ، ج ٩، ص ٢٩٢٩).
تا قبل از ١٢٩٧، یکی از برجهای قلعة البریجه ، منارة مسجدجامع جدیده بود، اما ابوعبداللّه محمدبن ادریس الجرّاری (حاکم جدیده ) از پادشاه مراکش (مولای شریف ابوعلی حسن بن محمدعلوی ) اجازه گرفت که به جای منارة قدیم ــ که ارتفاعش کم بود و صدای اذان از آن شنیده نمی شد ــ منارة بلندتری بسازد. ابوعبداللّه به ترمیم و مرمت گنبد رو به دریا، معروف به گنبد خیاطان ، پرداخت و در جدیده زندانی نیز بنا کرد (سلاوی ، ج ٤، ص ١٣٧ـ ١٣٨؛
ابن زیدان ، ج ٢، ص ١٥٧).
در ١٣٢٠/١٩٠٢، از پانزده هزار تن اهالی جدیده ، ٥٠٠ ، ٣ تن یهودی و چهارصد تن اسپانیاییها یا صنعتگرانی بودند که از جبل طارق آمده بودند و شمار فرانسویها بیش از دوازده تن نبود که بیشتر آنان یهودی بودند ( معلمة المغرب ، ج ٩، ص ٢٩٢٩).
در اواسط قرن چهاردهم / بیستم ، در مسجد ابن الحمدونیة جدیده ، مراسم ولادت پیامبر اکرم برگزار می شد که در آن مردم و شیوخ شرکت می کردند (سائح ، ص ٧٩).
منابع :
(١) ابن زیدان (عبدالرحمان بن محمد)، اتحاف اعلام الناس بجمال اخبارحاضرة مکناس ، رباط ١٣٤٧ـ١٣٥٢؛
ابن عثمان ، رحلة المکناسی : احراز المعلّی و الرقیب فی حج بیت اللّه الحرام و زیارة القدس الشریف و الخلیل و التبرک بقبرالحبیب ، چاپ محمد بوکبوط ، ابوظبی
(٢) ٢٠٠٣؛
(٣) ابن عربی (صدیق )، کتاب المغرب ، بیروت ١٤٠٤/١٩٨٤؛
(٤) محمدبن محمد ادریسی ، کتاب نزهة المشتاق فی اختراق الا´فاق ، بیروت ١٤٠٩/ ١٩٨٩؛
(٥) عبداللّه بن عبدالعزیز بکری ، کتاب المسالک و الممالک ، چاپ ادریان فان لیوفن و اندری فری ، تونس ١٩٩٢؛
(٦) عبدالهادی تازی ، التاریخ الدبلوماسی للمغرب من اقدم العصور الی الیوم ، مغرب ١٤٠٦ـ١٤١٤/ ١٩٨٦ـ١٩٩٤؛
(٧) نجیب زبیب ، الموسوعة العامة لتاریخ المغرب و الاندلس ، بیروت ١٤١٥/١٩٩٥؛
(٨) محمدبن عبدالسلام سائح ، لمحة بصر علی البلاد المقدسة ، و معه مخطوط الاتصال بالرجال و هو ترجمة لحیاة المؤلف بقلمه ، چاپ محمد قرقزان ، رباط ١٤١٦/١٩٩٥؛
(٩) احمد سلاوی ، کتاب الاستقصا لاخبار دول المغرب الاقصی ، چاپ جعفر ناصری و محمد ناصری ، دارالبیضاء ١٩٥٤ـ١٩٥٦؛
(١٠) عبدالعزیزبن عبداللّه ، معلمة المدن و القبائل ، در الموسوعة المغربیة للاعلام البشریة و الحضاریة ، ملحق ٢، ( رباط ) : وزارة الاوقاف و الشؤون الاسلامیة ، ١٣٩٧/١٩٧٧؛
(١١) هنری س . عبودی ، معجم الحضارات السامیة ، طرابلس ، لبنان ١٤١١/ ١٩٩١؛
(١٢) عبدالفتاح مقلد غنیمی ، موسوعة تاریخ المغرب العربی ، قاهره ١٤١٤/١٩٩٤؛
(١٣) عفیف بطرس مرهج ، اعرف لبنان : موسوعة المدن و القری اللبنانیة ، بیروت ١٩٨٥؛
(١٤) معلمة المغرب ، سلا: مطابع سلا، ١٤١٠/١٩٨٩ـ ، ذیل «الجدیدة »؛
(١٥) حسین مؤنس ، تاریخ المغرب و حضارته ، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١٦) ( نقشة ) مراکش ، مقیاس ٠٠٠ ، ٥٠٠ ، ٦:١، تهران : سازمان جغرافیایی نیروهای مسلح ، ١٣٧٢ ش ؛
(١٧) یاقوت حموی ؛
(١٨) Jamil M. Abun-Nasr, A history of the Maghrib in the Islamic period , Cambridge ١٩٩٩;
"El Jadida", in The Ministry of Communication ) Morocco ), ١٩٩٧. [Online(. Available: http:// www.mincom.gov.ma/ english/ reg-cit/ cities/ eljadida/ eljadida. html. )١٣ July ٢٠٠٤(;
EI ٢ , s.v. " A l -Djad ¦da" (by G. S. Colin and P.de Cenival);
LexicOrient , ٢٠٠٤. )Online(. Available:http://www. lexicorient. com. )١٣ July ٢٠٠٤(;
Budgett Meakin, The land of the Moors , London ١٩٨٦;
Pliny )the Elder(, Histoire naturelle de Pline , avec la traduction en Fran ais par M. ـ. Littrإ, Paris ١٨٤٨-١٨٥٠;
Paul Robert, Le petit Robert des noms propres , ed. Alain Rey, Paris ٢٠٠٠;
The Times atlas of the world , London: Times Books, ١٩٩٢;
Webster , s new geographical dictionary , Springfield, Mass. ١٩٩٨, s.v. " A l- Jadida";
The World gazetteer: current population figures for cities, towns and places of all countries , ٢٠ July ٢٠٠٤. )Online(. Available: http://www. world-gazetteer. com/ d/d-ma-da. htm. )١٦ Dec. ٢٠٠٤].
/ فرزانه ساسان پور /
تصاویر این مدخل:
نمایی از شهر جدیده منبع: http://www.freeweb.siol.net/svidmar١/kazalo_maroko١.htm
نمایی از مسجد جامع جدیده منبع: yves korbendau, Maroc: aux multiples visages, Paris ١٩٩٩.p.٧٦