دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٨٥١
حَجون (حُجون) ، كهنترین گورستان مكه. این گورستان كه به نامهاى مَعْلاة، مقبرةالمَعْلاة و جَنّةالمَعْلاة و مقبره قریش یا مقبره بنیهاشم نیز شهرت دارد، در دامنه كوهى به نام حجون قرار داشته و امروزه در شمال شرقى مكه و بر سر دو راهىِ منتهى به مسجدالحرام و كوه حجون واقع است (فاسى، ج ١، ص ٤٥٣؛ ابنظهیره، ص ٣٠٣؛ قائدان، ص ١٢٩).
در دوران جاهلیت و نیز اوایل ظهور اسلام، این گورستان، محوطهاى بود شامل دره ابیدُب (سمت راست كوه) و دره صُفىِالسبّاب (سمت چپ كوه) كه بهتدریج تا كوه و گردنه اذاخِر و محوطه خُرْمان، گسترش یافت (ازرقى، ص ٤٣٢؛ فاكهى، ج٤، ص ٥٤؛ براى اطلاع بیشتر درباره این محوطه رجوع کنید به ازرقى، ج ١، ص ٤٨٢ـ٤٨٣؛ فاسى، ج ١، ص ٤٧١ـ٤٧٥؛ ابن ظهیره، ص٣٠٤ـ ٣٠٥). چون حجون خارجاز مكه بود، جغرافینویسانى مانند مقدسى و ابن خرداذبه به آن اشاره نكرده یا همانند یاقوت حموى (ذیل مادّه) به ذكر كلیاتى بسنده نمودهاند، از همینرو و نیز به سبب مجاورت حجون با گورستان مقبرةالعلیا، تعیین دقیق محدوده آن میسر نیست (فاكهى، ج ٤، ص ٥٩؛ بلادى، ص٨٠؛ حمد جاسر، ص ١١٤).
كهنترین اشاره به كوه حجون به ابیاتى از روزگار جُرهُمیان باز میگردد (رجوع کنید به ابنجبیر، ص ٧٨؛ فاسى، ج ١، ص ٥٩٧ـ ٥٩٨)، اما اطلاق نام حجون به گورستان، احتمالاً پس از دفن جنازه قُصَىِّ بن كِلاب*، جد پنجم پیامبر اكرم، صورت گرفته است، گو اینكه او نخستین كسى بود كه در دامنه این كوه به خاك سپرده شد (ابنسعد، ج ١، ص ٧٣؛ فاكهى، ج ٤، ص ٥٨ـ٥٩). از آن پس، اهالى مكه در دره سمت راست و چپ حجون، اموات خود را دفن كردند (ازرقى، ص ٤٣٤). به این ترتیب، مقارن ظهور اسلام، حجون گورستانى معتبر شد، بهویژه اینكه اجداد پیامبر اسلام، عبدمناف و هاشم و عبدالمطلب، در آنجا مدفون بودند و به روایتى، آمنه، مادر پیامبر، نیز در همین گورستان به خاك سپرده شد (همان، ص ٤٣٣؛ در این مورد روایت مشهورتر دیگرى مطرح است رجوع کنید به ابنسعد، ج١، ص١١٦ـ ١١٧). ابوطالب، عموى پیامبر، در شعرى مفاخرهآمیز از این مقابر و مدفونان آن یاد كرده است (رجوع کنید به ابنقدامه، ص ٣٧٢).
پس از ظهور اسلام، با دفن ابوطالب و خدیجه* در حجون، این گورستان نزد مسلمانان اعتبارى دو چندان یافت (بلاذرى، ج ٢، ص ٣٥، ٢٨٩). با اینكه منابع متقدم (براى نمونه رجوع کنید به ابنسعد، ج ٨، ص ١٨؛
بلاذرى، ج ٢، ص ٣٥) با صراحت مدفن حضرت خدیجه را در حجون ذكر كردهاند، فاسى (مورخ قرن نهم؛
ج ١، ص ٤٥٦) در این باره تردید نموده است. براساس روایتى، مشخص شدن مدفن آن حضرت در حجون براساس خوابى در قرن هشتم (٧٢٩) صورت گرفته است (رجوع کنید به حمد جاسر، ص ١١٥؛
د. ا. د. ترك، ذیل "Cennetul-Mualla"؛
قس ابنسعد، ج ١، ص ١١٦ـ١١٧). نقل روایاتى از پیامبر درباره فضیلت حجون، سبب افزایش دفن اموات در این مكان، بهویژه در سمت چپ آن، شد (رجوع کنید به ازرقى، ص ٤٧٣؛
فاسى، ج ١، ص ٤٥٤). اشعار باقیمانده در مدح و منزلت حجون و مدفونان آن، مؤید اعتبار ویژه این گورستان نسبت به دیگر قبرستانهاى مكه است (براى نمونه رجوع کنید به فاكهى، ج ٤، ص ٦٠ـ٦١).
در آغاز اسلام، حجون بهسبب وقایعى، بیشتر موردتوجه قرار گرفت و اعتبار یافت. یكى از این وقایع، گزارش قرآن از ملاقات گروهى از جنّیان با پیامبر اكرم در حوالى حجون و ایمان آوردن آنها بود (رجوع کنید به ابنسعد، ج ١، ص ٢١٢؛
جن*؛
جن*، سوره). از همینرو، بعدها در جوار حجون مسجدى بهنام مسجد جن یا مسجد حَرَس ساخته شد كه تا امروز نیز باقى مانده است (ازرقى، ص ٤٨٢؛
ابنجبیر، همانجا؛
ابنبطوطه، ص ١٤٢؛
قائدان، ص ١٢١). اقامت پیامبر در حجون به هنگام فتح مكه نیز بر اعتبار این گورستان افزود (ازرقى، ص ٣٨٩). در قرن اول هجرى، حجون گاه كاركردهاى سیاسى نیز مییافت، از آن جمله سكونت ابوموسى اشعرى در آن، پس از سرخوردگى از واقعه تحكیم*، بود (رجوع کنید به همان، ص ٤٨١). ابنجبیر در قرن ششم بقایاى بنایى را در حجون دیده بود كه به یاد ابنزبیر و بهدار آویخته شدن او در آن محل ساخته بودند. به گفته او، اهل طائف آن بنا را ویران كرده بودند، زیرا در آنجا همشهرى و هم قبیله آنان، حجاجبن یوسف ثقفى، لعن میشد (همانجا؛
نیز رجوع کنید به ابنبطوطه، همانجا؛
قس یعقوبى، ج ٢، ص ٢٦٧ كه از بهدار آویختن ابنزبیر در تنعیم سخن گفته است).
با وجود تصریح منابع بر دفن بزرگان صحابه و تابعین و اولیا در این محل و بهرغم قداست و اهمیت معنوى حجون و نقل فضیلتهاى دعا و زیارت در آنجا، هویت و محل دقیق قبور بسیارى از صحابه در این محل شناخته نیست (رجوع کنید به ابنجبیر؛
ابنبطوطه، همانجاها؛
فاسى، ج ١، ص ٤٥٦)، در حالى كه در قرن هفتم فیروزآبادى در رساله إثارةالحجون لزیارة الحجون از ٣٨ مرد و هفت زن از صحابه، كه در حجون دفن بودهاند، نام برده است (رجوع کنید به حمد جاسر، ص ١١٣ـ١١٤).
دیگر مدفونان سرشناسِ این گورستان عبارتاند از : عبداللّهبن عمربن خطاب*؛
فضیلبن عیاض*، عارف قرن دوم؛
گروهى از سادات، بهویژه سادات حسنى؛
و منصور* خلیفه عباسى (ازرقى، ص ٤٣٢؛
قلقشندى، ج ٣، ص ٢٥٤؛
قائدان، ص ١٣٦).
ابنفهد، مؤلف قرن نهم، نیز بخشى از كتابش را به زنان و مردان سرشناس مكى، از قضات و محدّثان و قاریان و شرفا و امرا و نواب، اختصاص داده است كه در همان زمان در حجون و اغلب در آرامگاههاى خانوادگى به خاك سپرده شده بودند (براى نمونه رجوع کنید به قسم ١، ص ٤٩، ٧٦، ٢٢٨، ٢٣٤، ٤٢٤ و جاهاى دیگر). در میان شرفا، قبور خاندان معروف ابونُمَى، قبه و بارگاه داشته و زیارتگاه مردم بوده است (همان، قسم ١، ص ٣٧٧؛
محبى، ج ١، ص ١٣٤ـ١٣٥، ج ٢، ص ١٤). گاه براى افراد عالیرتبه حكومتى نیز مقبره میساختند (رجوع کنید به ابنفهد، قسم ١، ص ٤٢٤).
به غیر از مقابر یاد شده، مهمترین بناى آرامگاهى این گورستان متعلق به حضرت خدیجه سلاماللّهعلیها است، كه ظاهراً در قرن هشتم با گنبدى مرتفع ساخته شد (رجوع کنید به د.ا.د. ترك، همانجا؛
حمد جاسر، ص ١١٥). این آرامگاه احتمالاً تا سال ٩٥٠ كه سلطانسلیمان قانونى، پادشاه عثمانى، آن را به شیوه مقابر مصرى تجدید بنا كرد و گنبد بلندى بر آن ساخت، تخریب نشده بود. تا زمان احداث بناى جدید، مزار حضرت خدیجه فقط یك صندوق چوبى داشت. این آرامگاه، براساس كتیبه آن، در ١٢٩٨ مرمت شد (رفعتباشا، ج ١، ص ٣١، پانویس ١، تصویر ٢٨). فراهانى در قرن سیزدهم (ص ٢٠٢) از ضریح چوبین آن، كه با پارچه مخمل گلابتوندوزیشده پوشیده شده بود، و نیز از وجود متولى و خادم و زیارتنامهخوانِ این بقعه خبر داده است.
در قرن یازدهم، اولیا چلبى (ج ٩، ص ٧٨٥ـ٧٩٠) از وجود ٧٥ مقبره گنبدپوش در حجون، از جمله مقابر عبدالمطلب، ابوطالب، میمونه (همسر حضرت رسول) و شیخعلاءالدین نقشبندى گزارش داده است. بنابر گزارش فراهانى (ص ٢٠٣) در قرن سیزدهم و گزارش رفعت باشا در سده چهاردهم (ج ١، ص ٣١ـ ٣٢ و تصاویر ٢٩ـ٣٢)، حجون در آن دوران همچنان مورد توجه عموم مسلمانان بوده است و شیعیان بهویژه به مقبره ابوطالب توجه فراوانى نشان میدادهاند.
بقاع گورستان حجون در ١٣٠٥ش، پس از تخریب مقابر بقیع الغرقد*، بهدست وهابیان ویران و تمام سنگ قبرهاى آن كنده شد كه اعتراض عموم مسلمانان را در پى داشت (رجوع کنید به امین، ص ٥٥ـ٥٦). در مقابل، وهابیان كوشیدند این اعمال را با دلایل دینى توجیه كنند و انتساب قبور خاندان پیامبر به این مكان را از اساس منكر شوند (براى نمونه رجوع کنید به حمد جاسر، ص ١١٥ـ١١٧)، اما این تلاشها از آزردگى مسلمانان نكاست (براى نمونه رجوع کنید به هیكل، ص ٢٢٥ـ٢٢٧، ٢٣٥ـ٢٣٦).
این گورستان هم اكنون با دیوارى كه تا دامنه كوه حجون امتداد دارد، احاطه شده است ولى بخش شمالى آن، كه در دامنه كوه قرار دارد، حصارى ندارد. داخل گورستان نیز با حصار فلزى به دو بخش شمالى (شامل قبور بنیهاشم و اجداد پیامبر) و جنوبى تفكیك شده است (قائدان، ص ١٣١).
منابع :
(١) ابنبطوطه، رحلة ابنبطوطة، بیروت ١٣٨٤/١٩٦٤؛
(٢) ابنجبیر، رحلة ابنجبیر، بیروت ١٩٨٦؛
(٣) ابنسعد (بیروت)؛
(٤) ابنظهیره، الجامع اللطیف فى فضل مكة و اهلها و بناء البیت الشریف، چاپ على عمر، قاهره ١٤٢٣/٢٠٠٣؛
(٥) ابنفهد، كتاب نیل المُنى بذیل بلوغ القِرى لتكملة اتحافِ الوَرى: تاریخ مكة المكرّمة من سنة ٩٢٢ه الى ٩٤٦ه ، چاپ محمد حبیب هیله، (لندن) ١٤٢٠/٢٠٠٠؛
(٦) ابنقدامه، التبیین فى انساب القرشیین، چاپ محمدنایف دلیمى، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٧) محمدبن عبداللّه ازرقى، كتاب اخبار مكة شرفها الله تعالى و ما جاء فیها من الآثار، روایة اسحاق بن احمد خزاعى، در اخبار مكة المشرفة، ج ١، غتنغه ١٢٧٥؛
(٨) محسن امین، تجدید كشف الارتیاب فى اتباع محمدبن عبدالوهاب، چاپ حسن امین، (بیروت) ١٣٨٢/١٩٦٢؛
(٩) اولیا چلبى؛
(١٠) عاتق بلادى، معالم مكة التاریخیة و الاثریة، مكه ١٤٠٠/١٩٨٠؛
(١١) احمدبن یحیى بلاذرى، كتاب جُمَل من انساب الاشراف، چاپ سهیل زكار و ریاض زركلى، بیروت ١٤١٧/١٩٩٦؛
(١٢) حمد جاسر، «اماكن تاریخىِ اسلامى در مكه مكرّمه»، ترجمه رسول جعفریان، در مقالات تاریخى، (تدوین) رسول جعفریان، دفتر٣، قم: نشر الهادى، ١٣٧٦ش؛
(١٣) ابراهیم رفعتباشا، مرآةالحرمین، او، الرحلات الحجازیة و الحج و مشاعره الدینیة، بیروت: دارالمعرفة، (بیتا.)؛
(١٤) محمدبن احمد فاسى، شفاء الغرام بأخبار البلد الحرام، چاپ عمرعبدالسلام تدمرى، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(١٥) محمدبن اسحاق فاكهى، اخبار مكة فى قدیم الدهر و حدیثه، ج ٤، چاپ عبدالملك عبداللّهبن دهیش، بیروت ١٤١٩/ ١٩٩٨؛
(١٦) محمدحسینبن مهدى فراهانى، سفرنامه میرزامحمدحسین حسینى فراهانى، چاپ مسعود گلزارى، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٧) اصغر قائدان، تاریخ و آثار اسلامى مكه مكرّمه و مدینه منوّره، (تهران) ١٣٨٤ش؛
(١٨) قلقشندى؛
(١٩) محمدامینبن فضلاللّه محبى، خلاصةالاثر فى اعیان القرن الحادى عشر، بیروت: دارصادر، (بیتا.)؛
(٢٠) محمدحسین هیكل، فى منزل الوحى، قاهره ١٩٥٢؛
(٢١) یاقوت حموى؛
(٢٢) یعقوبى، تاریخ؛
(٢٣) TDVIA, s.v. "Cennetu'l - Maulla" (by Mustafa Fayda).
/ سیدهرقیه میرابوالقاسمى /