دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٥٨٩
پارسائیه ، شاخه ای از سلسلة نقشبندیّه ، منسوب به خواجه محمد پارسا. این طریقت را ابونصر پارسا (متوفی ٨٦٥)، فرزند خواجه محمد،برای نشر افکار وی در بخارا تأسیس کرد. پارسائیه در بلخ نیز گسترش بسیار یافت ، به نحوی که در نیمة اول قرن دهم پایگاه اصلی آن از بخارا به بلخ منتقل شد و تا اواسط قرن دوازدهم ، که بلخ از اعتبار برخوردار بود، خاندان پارسا صاحب نفوذ و قدرت بود. همراه با افول بلخ ، این خاندان و طریقت ، نفوذ خود را از دست داد ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
اولین فرد مهم طریقت پارسائیه ، پس از خواجه محمدپارسا، ابونصر پارساست که القابی چون حافظ الدین ، نصیرالدین
و برهان الدین داشت . از زندگی و احوال ابونصر اطلاع چندانی در دست نیست ، شاید بدین دلیل که او احوال خود را پوشیده نگه می داشت ( رجوع کنید به جامی ، ص ٤٠١). وی در زمان حیات
پدر، جامع علوم شریعت و رسوم طریقت بود (مدرس تبریزی ، ج ٧، ص ٢٨٣). همچنین گفته شده است که ابونصر قصیدة ابن فارض را نزد پدرش آموخته بود (ترکة اصفهانی ، ص ١٨٦). عبدالرحمان جامی (متوفی ٨٩٨) با ابونصر ملاقات و مصاحبت داشته است ( رجوع کنید به جامی ، همانجا؛ فخرالدین صفی ، ج ١، ص ٢٤٣ـ٢٤٤). ظاهراً او در سفری هم که با پدرش به مدینة منوره می رفته ، با شاه نعمت الله ولی (متوفی ٨٣٤) دیدار
کرده است (معصوم علیشاه ، ج ٣، ص ٦٢). ابونصر در ٨٦٥،
در بلخ درگذشت ، و میرمزید ارغون در ٨٦٧ در بلخ مقبره ای بزرگ با گنبدی زیبا که به «گنبد عالی » مشهور شد برای او ساخت که به مرکز این طریقت بدل گردید. بعدها (دراواسط قرن دهم ) مدرسه ای نیز در آنجا بنا کردند (جامی ، همانجا؛ فخرالدین صفی ، ج ١، ص ١١٢؛ د.اسلام ، همانجا).
از آثار ابونصر رساله ای به زبان فارسی باقی مانده است که نسخة منحصر به فردی از آن در مؤسسة شرق شناسی ابوریحان بیرونی (ش ٣٨٤٨) واقع در تاشکند موجود است (سمنووا، ج ٥، ص ٢٢٦).
پس از ابونصر، برجسته ترین افراد این طریقت عبارت اند از: عبدالهادی ، پسر ابونصر ثانی (متوفی ٩٦٧) که با سه واسطه به خواجه محمد پارسا می رسد. او با پذیرش شیخ الاسلامی بلخ در زمان حکومت عبیدالله خان ازبک شیبانی (٩٤٠ـ٩٤٦) به حکومت نزدیک شد، و همین امر موقعیت این خاندان را تثبیت کرد. از زمان وی با آثار مکتوبی با نام پارسائیه روبرو می شویم ؛ عبدالولی پارسا (خواجه جان خواجه ، متوفی ٩٩٥)، که به عنوان مبلّغ و واعظ سیاسی و حامی مردم شهرت داشت ؛ قاسم خواجه ، که علاوه بر منصب شیخ الاسلامی ، معمار مدرسه ای بود که نذرمحمدخان آن را در ١٠٤٥ بنا کرد؛ صالح محمد، که در ١١٠٧ قائم مقام قائل خان در بلخ بود ( د.اسلام ، همانجا؛ آریانا ، ذیل «پارسا»).
منابع :
(١) آریانا دائرة المعارف ، کابل ١٣٢٨ـ ١٣٤٨ ش ؛
(٢) علی بن محمد ترکة اصفهانی ، چهارده رسالة فارسی ، چاپ علی موسوی بهبهانی و ابراهیم دیباجی ، تهران ١٣٥١ ش ؛
(٣) عبدالرحمان بن احمد جامی ، نفحات الانس ، چاپ محمود عابدی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
علی بن حسین فخرالدین
(٤) صفی ، رشحات عین الحیات ، چاپ علی اصغر معینیان ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٥) محمدعلی مدرس تبریزی ، ریحانة الادب ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٦) محمدمعصوم بن زین العابدین معصوم علیشاه ، طرائق الحقائق ، چاپ محمدجعفر محجوب ، تهران ١٣٣٩ـ ١٣٤٥ ش ؛
(٧) EI ٢ , s.v. "Pa ¦ rsa ¦ Ý iyya" (by R. D. McChesney);
A. A. Semenova, Sobronie vostochnykh rukopise § â Akademii Nauk Uzbekistan SSR
(٨) (مجموعة نسخه های خطی شرقی فرهنگستان علوم ازبکستان شوروی ) vol.V Tashkent ١٩٦٠.
/ محمدعلی خزانه دارلو /