دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٣٤٩٤
تِرمِه ، نوعی پارچة نفیس غالباً از کرک یا پشم یا ابریشم با نقوش تزیینی سنّتی ، بیشتر بته جقه . در واژه نامه های فارسی ذکر شده که واژة ترمه فارسی است . ترمه را به صورت تِرمَه و تیرمه نیز ضبط کرده و تِرمِه و تِرما را معادل شال کشمیری آورده اند (دهخدا، ذیل واژه ). در دورة قاجار جلدی را که روکش مقوای آن از ترمه بود و بیشتر برای جلد بیاض * های ادعیه به کار می رفت ، «جلد ترمه ای » می خواندند (مایل هروی ، ص ٦١٠ـ٦١١). ترمه به معانی دیگری نیز به کار می رود ( رجوع کنید به د. ازبکستان شوروی ، ج ١١، ص ٦٢؛ قدری ؛ ردهاوس ، ذیل واژه ).
در خصوص اینکه خاستگاه ترمه بافی ، ایران یا کشمیر است ، اختلاف نظر وجود دارد. به گفتة گلوک (ص ٢١٤)، در کتابهای راجع به تاریخ کشمیر آمده است که منسوجات پشمی کشمیر اصل بیگانه (ایرانی ) دارند. برخی نیز معتقدند ترمه از کشمیر به ایران آمده است («تحقیقی در ترمه بافی کرمان »، ص ٤)، اما در اینکه طرح شالهای ترمة کشمیر منشأ ایرانی دارد، تردیدی نیست (ذابح ، ص ١٣٩؛ دیماند ، ص ٢٥٥). در دورة صفوی نقش بته جقه و دیگر نقشهای ایرانی به هند برده شد و در شالهای کشمیر به کار رفت و پس از آنکه شال کشمیر با نقش بته جقه به ایران آمد، این نقش به بتة کشمیری و بتة ترمه معروف شد (آذرپاد و حشمتی رضوی ، ص ١٢٩؛ نیز رجوع کنید به بته * ). به نوشتة بیکر ، در ابتدای سلطنت فتحعلی شاه (١٢١١ـ١٢٥٠) شالهای کشمیر نایاب شد، ازینرو به دستور وی در کرمان کارگاههای شال بافی دایر کردند. این کار به همت امیرکبیر توسعه یافت . در منابع ، در اشاره به انواع شالهای کرمان ، از شال ترمه نیز نام برده شده است (ص ١٣١ـ١٣٢).
گفته شده است بافت ترمه در کرمان شروع شد و در یزد به کمال رسید. در بدو ورود در انحصار زردشتیان یزد بود که از آن برای تهیة شلوارهای مخصوص مراسم ازدواج استفاده می کردند و گاه نیز نوعِ «مُحَرَّماتِ» (نوعی شال راه راه ) آن را به کمر می بستند («تحقیقی در ترمه بافی کرمان »، همانجا؛
یزد نگین کویر ، دفتر نخست ، ص ١٧٩). برخی ترمة یزد را تکامل یافتة پارچه ای بافت کرمان به نام رضا ترکی / ترک دانسته اند (بیکر، ص ١٣١؛
«بررسی هنر ترمه بافی در یزد»، ص ١٤ـ١٦؛
«تحقیقی در ترمه بافی کرمان »، همانجا). ترمه در یزد به «انگشت باف » هم شهرت داشته است ( یزد نگین کویر ، همانجا).
از نخستین سالهای قرن سیزدهم ، مالیاتهای سنگینی برای کشاورزان ایران مقرر شد که سبب رکود تولید مواد اولیة ترمه ، چون پنبه و پشم و ابریشم ، گردید و ادامة کار ترمه بافان را دشوار ساخت (حسن بیگی ، ص ٢٢٦ـ٢٢٧). در همین دوران مقرر شد که شال بافان کشمیر عوارضی به نام «عوارض داغ » بپردازند (برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به رینا ، ص ٢٦). در اواخر سلطنت ناصرالدین شاه ، غلبه سلیقه اروپایی بر سلیقه ایرانیان و وجود طرحهای متنوع و رنگهای درخشان شالهای کشمیر، موجب تفوق شال کشمیری در بازار ایران و دیگر کشورها شد (مک داول ، ص ١٦٩). جنس ترمه ابتدا از پشم بود و بعد نخی ، زری و ابریشمی آن نیز بافته شد («بررسی هنر ترمه بافی در یزد»، ص ٤٩ـ٥٠). بافت ترمه های ابریشمی ، احتمالاً به سبب مقاومت بیشتر ابریشم در برابر بید و رطوبت ، رواج بیشتری یافت (عناویان ، ص ٧)؛
چنانکه امروزه نیز اغلب ترمه های ماشینیِ یزد ابریشمی است .
ترمه به رغم ظرافت نخهای تار و پود آن ، نسبتاً ضخیم است ، زیرا تعداد این نخها بسیار است و گاه به دوازده تا می رسد («بررسی هنر ترمه بافی در یزد»، ص ١٨ـ١٩).
برای بافتن ترمة پشمی ، پشم را با دست می ریسیدند (عناویان ، ص ٣؛
گلوک ، ص ٢١٤)، سپس آن را می شستند و سفید می کردند و بعد با رنگهای گیاهی رنگ می کردند (عناویان ،
ص ٤، ٨، ١١، نیز رجوع کنید به ص ١٢ـ١٩). ترمه را در قطعات باریک می بافتند و سپس هنرمندی رفوگر طوری آنها را به هم می دوخت که یکپارچه به نظر آید (گلوک ، همانجا). احتمالاً اطلاق نام شال به ترمه های ایرانی و کشمیری به سبب باریکی این بافته ها بوده است نه صرفاً به علت استفاده از آنها به عنوان شال . در کشمیر قطعات ترمه را کوچک می بافتند، ولی در ایران این قطعات ، احتمالاً به سبب محکمتر بودن پشم ایران ، بزرگتر تهیه می شد و آن را به صورت قواره های دو یا دوونیم یا سه متری می بافتند. در ایران چون بیشتر برای دوختن لباس از ترمه استفاده می شد، به پشت آن اهمیت نمی دادند و قسمت اضافة پود در پشت ترمه به صورت آزاد قرار می گرفت (همانجا؛
عناویان ، ص ٢١)، ولی اکثر شالهای کشمیر طوری بافته می شد که قسمت اضافة هر پود را در رج بعدی به کار می بردند، به طوری که پشت و روی پارچه یکسان می شد (همانجاها).
شالهای ترمة کشمیر معمولاً طرحهای درشت بته جقه و شالهای کرمان بته جقه های کوچک مکرر داشت که در کنار هم به صورت مجزا قرار داده می شد و ردیفهایی شبیه درختان سرو پدید می آورد (گلوک ، همانجا؛
نیز رجوع کنید به بُته * ). معروفترین نقش ترمه ، بته جقه است ، ولی با نقش شاخ گوزنی و گل شاه عباسی (گل محمدی ) نیز بافته شده است ( یزد نگین کویر ، همانجا؛
برای اطلاع از نقشهای دیگر ترمه رجوع کنید به «تحقیقی در ترمه بافی کرمان »، ص ١٩). ترمه بافان سنّتی مالکیت معنوی طرح (نقش ) را از آنِ طراح یا خریدار آن می دانستند و کس دیگری حق استفاده از آن را نداشت («بررسی هنر ترمه بافی در یزد»، ص ٤٦). از حاجی محمد رضایی به عنوان یکی از طراحان قدیمی نقش ترمه نام برده شده است (همان ، ص ٤٨).
از ترمه استفاده های گوناگونی می شد، از جمله در کلاههای دورة زندیه و قاجار به کار می رفت ، جبه های بلند فتحعلی شاه و درباریانش و نیم تنه و چادر کمری زنان دورة ناصرالدین شاه از ترمه بود و گاهی در عبا نیز به کار می رفت (مستوفی ، ج ١، ص ٩٨؛
ذکاء، ص ٢٩؛
مک داول ، ص ١٦٩؛
وولف ، ص ١٧٧؛
شهشهانی ، ص ١٤٢، ١٤٨). ترمه از پیشکشهای ممتاز شمرده می شد و جزئی از ملزومات پذیرایی شاهان دیگر سرزمینها بود. حتی گاهی به غنیمت برده می شد (گلوک ، همانجا؛
نیز رجوع کنید به عالم آرای شاه طهماسب ، ص ٤٠٨ـ٤١٠؛
طرب نایینی ، ص ٤٥٢). ترمه را زردوزی یا مرواریددوزی و گلابتون دوزی نیز می کردند (نجمی ، ص ٣٢٣؛
ملکی ، ص ٥٢). همچنین از آن ، پرده و بقچه و روسری و شال گردن و سجاده و سوزنی می دوختند که در مراسم عروسی هدیه ای نفیس به شمار می رفت («بررسی هنر ترمه بافی در یزد»، ص ٥١؛
عناویان ، ص ٧). امروزه در مراسم تشییع جنازه پس از گذاشتن مرده در تابوت ، روی تابوت را با شال ترمه می پوشانند (بلوکباشی ، ص ٧٤).
دستگاه ترمه بافی سنّتی ، چهار وَردی است و یک استادکار بافنده و یک گوشواره کش با آن کار می کنند. گوشواره کش ، وردها را بالا می برد تا پود از میان تارها عبور کند (اکبری طرزجانی ، ص ٨ ـ٩؛
برای اطلاع بیشتر در بارة دستگاه ترمه بافی سنّتی و نحوة بافت ترمه رجوع کنید به «بررسی هنر ترمه بافی در یزد»، ص ١٩ـ٣٠؛
عادله مجلسی ، ص ١٩٨ـ٢١٦).
ترمه بافی سنّتی با ورود دستگاههای بافندگی ژاکارد در دهة ١٣٥٠ ش رو به اضمحلال رفت . ترمه های ماشینی به صورت توپهای سی تا چهل متری تهیه می شود («بررسی هنر ترمه بافی در یزد»، ص ١٦ـ١٧، ٤٣) و رنگهای آن شیمیایی است . هزینة زیاد بافت و رنگرزی ترمه ، امکان ایجاد تنوع را از بافنده می گیرد و دستگاههای ژاکارد قدیمی موجود در ایران فقط می تواند یک بته را در پارچه تکرار کند و چون امکان تغییر و حرکت و چرخش طرح را ندارد، نمی توان طرحهای جدید ایجاد کرد. همچنین به سبب زمان زیادی که صرف پیاده کردن نقشة ترمه می شود، یک نقش دو تا چهارسال روی دستگاه می ماند (اکبری طرزجانی ، ص ١١).
در حال حاضر (١٣٨٠ ش ) غضنفر میراحمدی ، محمد مولایی و علی میراحمدی ، تنها بازماندگان ترمه بافی سنّتی در هوتْکِ کرمان اند («تحقیقی در ترمه بافی کرمان »، ص ١٠).
مجموعه ای جامع از ترمه های نفیس ایران و کشمیر را رحیم عناویان گردآورده (عناویان ، دیباچة یامانوبه ، ص د) که
تصاویر آنها در کتاب ترمه های سلطنتی ایران و کشمیر به چاپ رسیده است .
منابع :
(١) حسن آذرپاد و فضل اللّه حشمتی رضوی ، فرشنامة ایران ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٢) فاطمه اکبری طرزجانی ، «با تار و پود ترمه »، پایان نامة کارشناسی طراحی چاپ پارچه ، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهراء(س )، ١٣٧٧ ش ؛
(٣) «بررسی هنر ترمه بافی در یزد»، تهیه شده در مؤسسة عالی حسابداری ، سال تحصیلی ١٣٤٩ـ١٣٥٠ ش (منتشر نشده )؛
(٤) علی بلوکباشی ، «آئین به خاک سپردن مرده و سوگواری آن »، پیام نوین ، دورة ٧، ش ٩ (آبان و آذر ١٣٤٤)؛
(٥) «تحقیقی در ترمه بافی کرمان : ترمه بافی روستای هوتک »، تهیه شده در دانشگاه هنر کرمان ، سال تحصیلی ١٣٧٦ـ١٣٧٧ ش (منتشر نشده )؛
(٦) محمدرضا حسن بیگی ، مروری بر صنایع دستی ایران ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٧) دهخدا؛
(٨) موریس اسون دیماند، راهنمای صنایع اسلامی ، ترجمة عبداللّه فریار، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(٩) ابوالفضل ذابح ، «نگاهی به موزة هنرهای تزئینی ایران : نمونه هائی نایاب از اندیشه و ذوق ایرانی »، فصلنامة هنر ، ش ٥ (زمستان و بهار ١٣٦٢ـ١٣٦٣)؛
(١٠) یحیی ذکاء، لباس زنان ایران از سدة سیزدهم هجری تا امروز ، تهران ١٣٣٦ ش ؛
(١١) رادا رینا، «تأثیرهای گوناگون ، کمال ترکیب ، پیوندها و خویشاوندیهای هنرها و صنایع تزئینی کشمیر از سال ١٤٠٠ تا ١٩٠٠ میلادی »، ترجمة کلود کرباسی ، دستها و نقشها ، ش ٣ (تابستان ١٣٧٤)؛
(١٢) سهیلا شهشهانی ، تاریخچه پوشش سر در ایران ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١٣) محمدجعفربن محمدحسین طرب نایینی ، جامع جعفری : تاریخ یزد در دوران نادری ، زندی و عصر سلطنت فتحعلی شاه ، چاپ ایرج افشار، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(١٤) زهرا عادله مجلسی ، «پژوهشی پیرامون پارچه های ایرانی ، با تکیه در یزد»، پایان نامة کارشناسی صنایع دستی ، دانشکدة هنر، دانشگاه الزهراء(س )، ١٣٦٨ ش ؛
(١٥) عالم آرای شاه طهماسب ، چاپ ایرج افشار، تهران : دنیای کتاب ، ١٣٧٠ ش ؛
(١٦) رحیم عناویان و ژرژ عناویان ، ترمه های سلطنتی ایران و کشمیر ، زیرنظر تومویوکی یامانوبه ، کیوتو: مؤسسة انتشارات سن شوکوتوسیکاتسوشا، ١٣٥٤ ش ؛
حسین کاظم قدری ، تورک
(١٧) لغتی ، ج ٢، استانبول ١٩٢٨؛
نجیب مایل هروی ، کتاب آرایی در
(١٨) تمدن اسلامی ، مشهد ١٣٧٢ ش ؛
عبداللّه مستوفی ، شرح زندگانی
(١٩) من ، یا، تاریخ اجتماعی و اداری دورة قاجاریه ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
ج . الگروو مک داول ، «نساجی »، در هنرهای ایران ، زیرنظر فریه ،
(٢٠) ترجمة پرویز مرزبان ، تهران : فرزان روز، ١٣٧٤ ش ؛
توکا ملکی ،
«گزارش خزانة جواهرات ملی »، دستها و نقشها ، ش ٢ (زمستان
(٢١) ١٣٧٦)؛
(٢٢) ناصر نجمی ، تهران در یکصد سال پیش ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
یزد نگین کویر: مجموعة اطلاعات و راهنمای سیاحتی ،
(٢٣) دفتر نخست ، کاری از استانداری یزد، یزد: انجمن کتابخانه های عمومی یزد، ١٣٧٥ ش ؛
(٢٤) Patricia L. Baker, Islamic textiles , London ١٩٩٥;
(٢٥) Jay Gluck and Sumi Gluck, A survey of Persian handicraft , Tehran ١٩٧٧;
Sir James Redhouse, Redhouse Yeni
(٢٦) Tدrkµe-I ngilizce Sخzlدk=New Redhouse Turkish-English dictionary , Istanbul ١٩٨٤, s.v. "Terme";
(٢٧) Uzbed Sa ¦ vet Ensiklopediyasi , Tashkent ١٩٧١-١٩٨٠;
(٢٨) Hans E. Wulff, The traditional crafts of Persia , Cambridge, Mass. ١٩٦٦.
/ معصومه میرسعیدی /