دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٤٨
حسینیان ، خاندان حكومتگر ترك در تونس از ١١١٧ تا ١٣٧٦ (= ١٣٣٦ش)/ ١٧٠٥ـ١٩٥٧. حسینباى* اولین باى از خاندان حسینى بود كه در ١١١٧ به حكومت رسید و این سلسله تا زمان اعلام حكومت جمهورى در تونس، باقى ماند (حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٤؛ نیز رجوع کنید به زامباور، ص ٨٤).
باىْ نخستین لقب شاهى حكومت حسینیان بود كه معرّبِ بیگ تركى است به معناى آقاى بزرگ، معادل امیر در زبان فارسى. این لقب از زمان سلطان سلیم دوم عثمانى، در ٩٨١ در تونس رایج گردید (بنخوجه، ص ٥٧؛ نیز رجوع کنید به باى*).
حكومت حسینیان به سه دوره تقسیم میشود: از ١١١٧ تا ١٢٥٣؛ از ١٢٥٣ تا ١٢٩٨، كه به سبب اصلاحاتى كه برخى امرا انجام دادند دوره اصلاحات نامیده میشود (احمدبن عامر، ص ٢٥٠؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٥، ١٣٨)؛ از ١٢٩٨ (زمان اشغال تونس توسط فرانسه) تا استقلال كشور تونس و اعلام جمهورى در ١٣٣٦ش/١٩٥٧ (رجوع کنید به باسورث، ص ٥٥ـ ٥٦؛ ثامر، ص ٦٢ـ٦٣). بایهاى خانواده حسینى، ضمن فرمانبردارى از سلطان عثمانى، تا حدودى مستقل عمل میكردند. این كار در ایام حمودهپاشا آغاز شد و در دوران بایهاى دیگر، همچون حسینباى دوم و احمدباى اول، افزایش یافت (بنخوجه، ص ٨٥).
حسینباى، بنیانگذار حسینیان، پس از بیش از سى سال حكومت، با شورش برادرزادهاش، علیپاشا، روبهرو شد كه به خلع حسینباى و دستگیرى و اعدام وى انجامید. پس از حسینباى، برادرزادهاش علیپاشا با لقب باى به قدرت رسید و از ١١٤٨ تا ١١٦٩ حكومت كرد (ابن ابیالضیاف، ج ٢، ص ١٣٢ـ١٤٢؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٧ـ ١٢٨). یونس، فرزند بزرگتر علیباى، كه به قدرت یافتن پدرش كمك كرده بود، در ١١٥٣ به فرمان پدر، جنواییان مقیمِ بندر طَبْرَقه را پراكنده كرد و مراكز تجارى برخى شركتهاى فرانسوى در قریه تامْكِرت، در نزدیكى بندر طبرقه، را ویران و ساكنانش را اخراج كرد (ابنابیالضَّیاف، ج ٢، ص ١٥٢ـ١٥٤؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٧). این اقدام سبب قطع مناسبات سیاسىِ دو كشور شد، ولى بعدها صلح كردند و مناسبات به وضع سابق برگشت (حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا). آغاز جنگ فرانسه و انگلیس به نفع علیباى تمام شد، زیرا فرانسویان ناگزیر شدند با وى صلح كنند (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٥٥ـ١٥٦). در دوران حكومت علیباى، فرزندان حسینباى به خونخواهى پدر در ١١٥٩ شورش كردند. محمد و على، فرزندان حسینباى، به همراه سپاهى كه حاكم الجزایر، ابراهیم خوجه، در اختیارشان گذاشت، و شمار بسیارى از افراد قبایل تونس، به شهر كاف حمله كردند اما پس از مدتى، به سبب نرسیدن كمك، بینتیجه بازگشتند (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٥٨ـ ١٥٩؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٧ـ ١٢٨). بر اثر انتقاد یونسبن علیباى از اطرافیان پدرش و بدگویى برادران از یكدیگر، مناسبات یونس با پدرش رو به وخامت گذاشت (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٦٥ـ١٦٦؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٨). در ١١٦٥ یونس، به كمك عدهاى از درباریان و سربازان، بر ضد پدرش قیام كرد و پایتخت به دو بخش تقسیم شد: بخش جنوبى از آنِ یونس و طرفدارانش شد و بخش شمالى از آنِ پدرش. یونس، پس از نبردى سخت، در تونس شكست خورد و با گروهى از یارانش به قُسَنطینه رفت و در ربیعالآخر ١١٨٢ در همانجا وفات یافت (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٦٩ـ١٧٢؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا). در این میان، اعیان تونس براى محمدالرشید و علیباى، فرزندان حسینباى، مخفیانه نامه نوشتند و آنان را براى ورود به سرزمینشان تشویق كردند (حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا). این دو برادر با كمك سپاهى از الجزایریان، در ١١٦٩ شهر تونس را محاصره كردند (ابنابیالضیاف، ج ٢، ص ١٨٢). علیباى به مقابله با آنان پرداخت تا اینكه در ١١٦٩ علیباى كشته شد و قدرت به فرزندان حسینباى انتقال یافت (همان، ج ٢، ص ١٨٢ـ١٨٧؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا). علیباى، كه امیرى دانشمند بود، در باردو به تخت سلطنت نشست و در قصر باردو كتابخانهاى از نسخ خطى گردآورى كرد كه برخى از آنها اینك در كتابخانههاى جامع زیتونه و كتابخانههاى عمومى تونس نگهدارى میشود (رجوع کنید به ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص١٧٥ـ١٧٦؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٨ـ١٢٩؛ بنخوجه، ص ٧٥). از آثار عمرانى وى بناى چهار مدرسه بود، از جمله مدرسه معروف «باشیه» نزدیك جامع زیتونه (رجوع کنید به ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٧٥؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٩؛ حسین مؤنس، ج ٢، جزء٣، ص ٣٧١).
پس از علیباى، محمدالرشید، فرزند حسینباى، در ١١٦٩ به قدرت رسید. وى ابتدا از دشمنان حكومت انتقام گرفت ولى بعد، به توصیه برادرش على، عفو عمومى داد (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص١٩٠). او پس از سه سال فرمانروایى، در ١١٧٢ درگذشت و مردم با برادرش، علیبن حسین معروف به علیباى دوم، بیعت كردند (حمودهبن محمد، ص ٤٤؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٩٣؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا).
در ذیقعده ١١٧٢ اسماعیلبن یونس، نواده علیباى اول، قیام كرد اما اندكى بعد سپاهیان علیباى وى را سركوب كردند و او گریخت و یارانش در ذیحجه ١١٧٥ تسلیم شدند (حمودهبن محمد، ص ٤٧ـ٦٤؛ ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ١٩٥ـ ١٩٩).
در ١١٨٤ به دلایل گوناگون، از جمله مسئله حاكمیت بر جزیره كرسیكا، میان تونس و فرانسه اختلاف افتاد و بعد جنگ درگرفت؛ بنابراین، در ١١٨٤ اوضاع كشور بسیار متشنج شد تا اینكه سرانجام میان طرفین صلح برقرار گردید (ابنابیالضّیاف،ج٢، ص٢٠١ـ٢٠٧؛ بیرمالخامس، ج٢، ص٣٨٦ـ٣٨٧). علیباى دوم در ١١٨٥، با فرستادن پنج كشتى جنگى پر از ذخیره و سرباز، به دولت عثمانى در جنگ با روسیه كمك كرد (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ٢٠٧؛ بیرمالخامس، ج ٢، ص ٣٨٧).
او به آبادانى و ترویج علم توجه بسیار داشت و چندین سقاخانه، جایگاههایى براى بینوایان به نام تكیه، مدرسهاى معروف به «المدرسة الجدیدة» و مدرسه الحسینیة الكبرى، و مقبره بزرگى براى خود و بایهاى پس از خود بنا كرد (ابنابیالضّیاف، ج٢، ص٢٠٨، ٢١١؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص١٣٠). او در ١١٩١ پسرش، حموده، را با موافقت دولت عثمانى به ولایتعهدى خویش برگزید و در ١١٩٦ وفات یافت (ابنابیالضّیاف، ج ٢، ص ٢١٤ـ٢١٥؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٢٩).
در ١١٩٦ مردم با حمودهپاشا بیعت كردند. او وزیران و درباریان دولت پدرش را بر كارهایشان ابقا كرد (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ١٥؛ بیرمالخامس، ج ٢، ص ٤٢٣؛ زمرلى، ١٩٨٦، ص ٣٦ـ٣٧). حمودهپاشا در ١٢٠٤، بر اثر اختلافات مالى، با ونیزیان وارد جنگ شد و پس از دو سال كشمكش، سرانجام ونیزیان در رمضان ١٢٠٦ به پرداخت غرامت رضایت دادند و میان دو طرف پیمان صلح بسته شد (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص٢٧؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣١؛ حمودةباشا الحسینى، ص ١٢). در ١٢٠٩ حمودهپاشا، براى بازپسگیرى جزیره جَربَه* و شهر طرابلس، كه هر دو به تصرف شورشیاى به نام على بُرغُل درآمده بودند، سپاهى بالغ بر چهل هزار نفر، به فرماندهى مصطفى خوجه، فرستاد. این سپاه دو شهر مذكور را از تصرف على برغل درآورد و او را فرارى داد (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ٢٩ـ٣٧؛ حمودةباشا الحسینى، ص ١٤ـ٢١؛ زمرلى،١٩٨٦، ص ٣٨). در ١٢٢١ـ١٢٢٢ سپاهیان، به فرماندهى سلیمان كامیه (وزیر جنگ) و یوسف (صاحبالطابع)، متجاوزان الجزایرى را سركوب كردند (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ٥١ـ٥٦؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣١ـ١٣٢؛ حمودةباشا الحسینى، ص ٢٥ـ٣٩). در شعبان ١٢٢٦ گروهى از ینیچریان در پایتخت برضد باى قیام كردند كه به شدت سركوب شدند (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص٧٠ـ٧١). حمودهپاشا كه به برقرارى و تقویت مناسبات با دولتهاى اروپایى، بهویژه فرانسه، علاقه فراوان داشت (ثامر، ص ٥٤)، ناپلئون بناپارت را میستود و او را سلطانى شجاع میخواند (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ٤٦؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٢). وى به آبادانى كشور توجه بسیار داشت و در این راه، به ساخت استحكامات متعدد و چندین بیمارستان پرداخت، صنایع را رونق داد و از صنایع محلى حمایت كرد (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ١١٣ـ١١٤؛ بیرم الخامس، ج ٢، ص ٤٢٧ـ٤٢٨؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٢ـ١٣٣).
پس از مرگ حمودهپاشا در ١٢٢٩، برادرش عثمانباى به حكومت رسید. پسرعموى او محمود ــكه بزرگتر از وى بود و قاعدتاً میبایست او فرمانروا میشدــ با استفاده از ضعف حكومت و نارضایى مردم و با كمك پسرش حسین و بزرگان دولت، در اوایل ١٢٣٠ عثمانباى را به قتل رساند و خود در میانسالى به حكومت رسید و پسر ارشدش، حسین، را به ولایتعهدى برگزید و وزرا و رجال دولت حمودهپاشا را بر مناصب و مراتبشان باقى گذاشت (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ١١٦، ١١٩ـ١٢٠، ١٢٣ـ١٣٦؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٣). اما در پى حسادت و اتهامات نادرست برخى از درباریان بر ضد صاحبالطابع، در ١٢٣٥ این وزیر به قتل رسید (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ١٣٦ـ١٤٣؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٣؛ حسین مؤنس، ج ٢، بخش ٣، ص ٣٧١ـ٣٧٢). در ١٢٣٦، با كمك دولت عثمانى، میان تونس و الجزایر صلح برقرار شد (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ١٧٣؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٤؛ حسین مؤنس، ج ٢، جزء٣، ص ٣٧٢). پس از مرگ محمودباى در ١٢٣٩، حسینباى دوم به حكومت رسید. در دوران حكومت وى دو حادثه مهم رخ داد: نبرد معروف ناوارین و اشغال الجزایر توسط نیروهاى فرانسوى در ١٢٤٦/١٨٣٠ (همانجاها).
در ١٢٤٢/١٨٢٦ انگلیس و فرانسه و روسیه، در حمایت از استقلال یونان، به دولت عثمانى اعلام جنگ كردند. دولت عثمانى، با استمداد از نیروهاى دریایى كشورهاى اسلامى، از جمله ناوگان دریایى حسینباى، به جنگ ناوگانهاى اروپایى شتافت، ولى در نبرد دریایى ناوارین شكست خورد و یونان به استقلال رسید (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ٢٠١ـ٢٠٢؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٤ـ١٣٥).
بر اثر نبرد ناوارین، میان كنسول فرانسه و حاكم الجزایر نزاع درگرفت كه درنتیجه آن در ١٢٤٦/١٨٣٠ فرانسه بر الجزایر استیلا یافت (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ٢٠٩ـ٢١٨). حسین باى در هنگام اشغال الجزایر سیاست بیطرفى اتخاذ كرد (حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٥). پس از تصرف الجزایر، عهدنامه یكجانبه و موهنى بین فرانسه و تونس منعقد گردید (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ٢١٨ـ٢١٩).
حسینباى اصلاحات متعددى كرد، از جمله ایجاد پرچم رسمى براى كشور، تعیین نشان دربارى (طغرا)، و آموزش ارتشیان به شیوههاى غربى (همان، ج ٣، ص٢٣٠ـ٢٣١؛ احمدبن عامر، ص ٢٥١ـ٢٥٣؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٥). در محرّم ١٢٥١ حسینباى دوم درگذشت و برادرش، مصطفى، جانشین وى گردید (ابنابیالضّیاف، ج ٣، ص ٢٥١). وى نیز، همچون برادرش، توجه ویژهاى به تربیت نیروى نظامى داشت و دست به اصلاحاتى زد (همان، ج ٣، ص ٢٦٤ـ٢٦٦؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا).
پس از مرگ مصطفیباى در ١٠ رجب ١٢٥٣، پسرش احمدباى*، كه در زمان پدر عهدهدار امور نظامى بود، به حكومت رسید (ابنابیالضّیاف، ج ٤، ص ١٢). او آغازگر دوره دوم حكومت حسینیان، معروف به دوره اصلاحات، محسوب میشود (حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٣٨). احمدباى ــكه پیش از به حكومت رسیدن، دولت عثمانى او را مشیر اول (از مناصب نظامى) كرده بود (المشیر احمدباشاباى، ص ٣؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا)ــ اصلاحات و اقدامات بیسابقهاى در تونس كرد. او دو هدف اساسى داشت : استقلال تونس، در عین وابستگى اسمى به دولت عثمانى؛ و انجامدادن اصلاحات.
افزون بر اصلاحات سیاسى و نظامى، احمدباى در آبادانى و ترویج علم نیز اهتمام داشت (رجوع کنید به بیرمالخامس، ج ٢، ص ٤٣٥؛ حسن حسنیعبدالوهاب، ٢٠٠١،ص١٤٠ـ١٤١؛ ابنابیالضّیاف، ج ٤، ص ١٩٩). وى در ١٢٧١ درگذشت و پسر عمویش، محمدبن حسینبن محمودباى، جانشین وى شد (ابنابیالضّیاف، ج ٤، ص ١٨٣ـ١٨٤).
محمدباى (حك : ١٢٧١ـ١٢٧٥) وزیران پیشین را بر مناصبشان ابقا كرد. مهمترین اقدام او تدوین قانون اساسى بود كه آن را «عهدالامان» نامید. عهدالامان به مثابه اعلامیه حقوق بشر در تونس بود (ثامر، ص ٥٧ و پانویس ٢٧؛ بیرمالخامس، ج ٢، ص ٤٣٥ـ٤٣٦). اجراى عهدالامان در مراسم باشكوهى، با حضور تمام بزرگان تونس، در ٢٠ محرّم ١٢٧٤ اعلام شد (ابنابیالضّیاف، ج ٤، ص ٢٦٧؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٤٢). این قانون، كه شامل یازده اصل بود، مبتنى بر آزادى مذهبى ساكنان تونس، باتوجه به اختلافات دینى آنان، و اساسى براى محاكم جنایى بود و در آن به آزادى عقیده و آزادى در حفظ مال و دارایى اشاره شده بود (ابنابیالضّیاف، ج ٤، ص ٢٦٧ـ٢٧١؛ بیرمالخامس، ج ٢، ص ٤٣٩ـ٤٤٤؛ احمدبن عامر، ص ٢٦٥).
از دیگر اصلاحات محمدباى، تعیین محكمه شرعى در دیوان قدیم سپاه و ایجاد شوراى شهر بود (ابنابیالضّیاف، ج ٤، ص ٢٨٣؛ حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا). او نخستین حاكم تونسى بود كه دستگاههاى چاپ وارد كرد و به چاپ و نشر مطبوعات رسمى پرداخت (حسن حسنى عبدالوهاب، ص ١٤٢). وى در ١٢٧٦ درگذشت (ابنابیالضّیاف، ج ٤، ص ٢٩٣) و محمدصادق باى جانشین او شد. وى در ٣١ شعبان ١٢٧٦ قانون نظام وظیفه عمومى را، كه محمدباى آن را مطرح كرده بود، تنفیذ كرد (همان، ج ٥، ص ٣١؛ محمد الصادقباى، ص ٦ـ٨). در محرّم ١٢٧٧ روزنامهاى به نام الرائدالتونسى در پایتخت منتشر گردید (ابنابیالضّیاف، ج ٥، ص ٣٦). محمدصادق باى در ١٢٧٧/١٨٦٠ با ناپلئون سوم در الجزایر دیدار كرد (بیرمالخامس، ج ٢، ص ٤٥١؛ محمد الصادقباى، ص ٣). او شوراى دولتى به ریاست ابونُخْبَه مصطفى، صاحبالطابع، تشكیل داد (ابنابیالضّیاف، ج ٥، ص ٣٩ـ٤١). مشكلات اقتصادى تونس و عملكردهاى غیرقانونى مصطفى خَزَندار، موجب شد محمدصادقباى از دولتهاى اروپایى درخواست وام كند (رجوع کنید به همان، ج٥، ص١١٠ـ١١١؛ بیرمالخامس، ج ٢، ص ٤٨٦). در ١٢٨٠ محمدصادقباى، كه از پرداخت وامها و بهرههاى آن ناتوان بود، دستور داد مالیات را دو برابر كنند كه این امر شورش عظیمى در قبایل تونسى، به رهبرى علیبن غذاهم، برانگیخت (ابنابیالضّیاف، ج ٥، ص ١٢٧ـ١٣٢؛ بیرمالخامس، ج ٢، ص ٤٦٣). دولت عثمانى در ١٢٨١ حیدرافندى را با ناوگان جنگى عثمانى به تونس اعزام كرد و دو میلیون فرانك نیز براى كمك به محمدصادق باى فرستاد (بیرمالخامس، ج٢، ص٣٩١، ٧٥٦). اگرچه شورش ابنغذاهم، با دستگیرى او و سركوبى مخالفان خاموش شد (ابنابیالضّیاف، ج ٦، ص ٧٧ـ٨٠؛ احمدبن عامر، ص ٢٦٨ـ٢٧٠؛ كریكن، ص ١٠٨)، اما این امر ویرانى بسیارى براى تونس به همراه داشت كه خود بر مشكلات كشور افزود. دولت براى حل مشكلات و سامان دادن به اوضاع اقتصادى و بررسى فشار دولتهاى خارجى براى دریافت مطالباتشان، در ١١ ذیحجه ١٢٨٤ شورایى به ریاست وزیر خیرالدینپاشا تونسى* تشكیل داد (بیرمالخامس، ج٢، ص٤٩٢ـ٤٩٣؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٤٤).
خیرالدین پاشا، صدراعظم دولت محمدصادق باى، در دوران چهارساله وزارتش (١٢٩٠ـ١٢٩٤)، اصلاحات بزرگى در تونس انجام داد كه از جمله آنها تأسیس مراكز علمى جدید و نهادهاى آموزشى و قضایى و مالى بود (كریكن، ص ١٨٨ـ٢٣٩؛ زمرلى، ١٩٨٦، ص ١٠١ـ١٠٢؛ احمدبن عامر، ص ٢٧٣ـ٢٧٤).
خیرالدین پاشا، بر اثر فشار مخالفانِ اصلاحات و سعایت آنان در نزد محمدصادق باى (بیرمالخامس، ج ٢، ص ٥٦٤ـ٥٦٧؛ خیرالدین باشا، ص ٢٣)، ناگزیر در رجب ١٢٩٤ از سِمَت خود استعفا كرد و به استانبول رفت (بیرمالخامس، ج ٢، ص ٥٧٧ـ ٥٧٩).
در جمادیالآخره ١٢٩٨/ مه ١٨٨١، بر اثر خیانت محمدصادقباى و وزیرش مصطفیبن اسماعیل، نیروهاى فرانسوى از دو سو به تونس یورش بردند و این كشور را اشغال كردند و براساس معاهده باردو، آن را به تحتالحمایگى خود درآوردند (همان، ج ٢، ص ٧٨١ـ٧٨٧؛ بشیربن عثمان، ص ٨ ـ ١٣؛ محمدالصادق باى، ص ٢٨ـ٣٢، ٤٢؛ نیز رجوع کنید به باردو). بعد از انتشار خبر امضاى معاهده تحتالحمایگى، در قبایل و بخشهاى گوناگون كشور، انقلابهاى قومى برضد بایهاى حسینى به وقوع پیوست (بشیربن عثمان، ص ٣١ـ٣٢؛ محمدالصادق باى، ص ٤٥). محمدصادق باى در ١٢٩٩ درگذشت و برادرش، علیباى سوم، جانشین او شد و حدود بیست سال (١٢٩٩ـ ١٣٢٠) تحت حمایت فرانسویان بر تونس فرمان راند (حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٥٢ـ١٥٣؛ احمدبن عامر، ص ٣٢١ـ ٣٢٢). فرانسه، براى تسلط كامل بر تونس، در ٢ شعبان ١٣٠٠/ ٨ ژوئن ١٨٨٣ با علیباى سوم معاهدهاى، در پنج بند، به امضا رساند. بند اول اجراى اصلاحات ادارى و مالى توسط فرانسه بود كه بر این اساس سیطره فرانسه بر تمام امور داخلى تونس مسلّم میشد و تحتالحمایگى تونس به كمال میرسید (حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٥٢؛ ثامر، ص ٦٥، ١٨٤ـ١٨٥). فرانسه، پس از تحمیل این معاهده، وامى به مبلغ ١٢٠ میلیون فرانك به تونس داد. علیباى در ٣ ربیعالاول ١٣٢٠ درگذشت و پسرش، محمدهادى جانشین وى شد (حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا).
در سال نخست حكومت محمدهادى باى، رئیسجمهورى فرانسه، امیل لوئى، از تونس دیدار كرد و سال بعد نیز محمدهادى به فرانسه سفر كرد. محمدهادى در ٢٤ ربیعالاول ١٣٢٤ درگذشت و پسرعمویش، محمد ناصرباى، جانشین او شد (همان، ص ١٥٣).
در دوره محمدناصر باى یكى از مخالفان استعمار فرانسه، بهنام خلیفةبن عسكر*، در جنوب تونس قیام كرد (همان، ص ١٥٤؛ احمدبن عامر، ص ٣٦٨). محمدناصر باى اندكى پس از سفر رئیسجمهورى فرانسه به تونس، در ١٣٤٠ درگذشت و پسرعمویش، محمدالحبیب، پسر میمونبن حسینباى، جانشین او شد (حسن حسنى عبدالوهاب، همانجا). در این دوره اصلاحات ادارى و سیاسى جدیدى انجام شد (همانجا؛ احمدبن عامر، ص ٣٧٨). در ١٣٠٧ش احمدباى دوم، پسر علیبن حسین باى، به حكومت رسید. در دوره او، اقتصاد تونس، كه مبتنى بر كشاورزى بود، به سبب بارندگى اندك، بهشدت بحرانى شد (حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٥٦). در ١٣١٣ش اوضاع تونس آشفته شد و مردم شورش كردند (همان، ص١٥٧). در ١٣٢١ش احمدباى درگذشت و محمد منصفباى، پسر ناصرباى، جانشین او گردید (همان، ص ١٥٨؛ زمرلى، ١٩٨٩، ص ٢٧، ٣٠؛ بلهوان، ص ٥٥).
هرچند حكومت محمدمنصف باى بسیار كوتاه بود (١٣٢١ـ ١٣٢٢ش)، وى توانست با عزم و اراده، شكوه و عظمت دولت حسینیان را احیا كند. منصف باى ــكه سوابق انقلابى و مبارزه با استعمارگران فرانسوى داشت ــ پس از به قدرت رسیدن، از احزاب ملیگرا و جهادگر تونسى حمایت كرد (حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٥٨؛ ثامر، ص ١٦١ـ١٦٣).
منصفباى با شیخ شاذلى و صالح فَرحات و صادق زمِرلى، سران جنبش ملى، ارتباط داشت (زمرلى، ١٩٨٩، ص ٨). او در دیدارش با نماینده تامالاختیار فرانسه در تونس در ١٧ مرداد ١٣٢١/ ٨ اوت ١٩٤٢، درخواست رسمى دولت تونس از مارشال پتن، رئیسجمهورى فرانسه، را براى انجامدادن اصلاحاتى در تونس، تسلیم وى كرد. این درخواستها شامل مساوات با فرانسویان، رواج زبان عربى، استفاده از كارگزاران تونسى در ادارات، ایجاد تأسیسات اساسى، و آزادى تمام زندانیان سیاسى بود (زمرلى، ١٩٨٩، ص١٠؛ احمدبن عامر، ص ٤٠٢). هرچند منصفباى در جنگ جهانى دوم سیاست بیطرفى اتخاذ كرد، اما نیروهاى نظامى امریكا وارد خاك تونس شدند و بدینترتیب جنگ میان متفقین و متحدین در تونس ادامه یافت، كه ویرانى بسیارى در كشور به بار آورد (حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٥٨ـ١٥٩). در ٢٣ اردیبهشت ١٣٢٢/ ١٤ مه ١٩٤٣ ژنرال ژیرو، فرمانده ارشد نیروهاى فرانسوى در تونس، در بیانیهاى محمدمنصف باى را از حكومت خلع و به شهر اَغواط در جنوب الجزایر و سپس به شهر تَنَسْ* در ساحل الجزایر تبعید كرد و روز بعد پسرعمو و ولیعهدش، محمدامین باى، حاكم شد (زمرلى، ١٩٨٩، ص ١٧، ١٠١ـ١١١؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ٢٠٠١، ص ١٥٩؛ احمدبن عامر، ص ٤٠٥ـ٤٠٦؛ ثامر، ص ١٦٦).
در دوره محمدامین باى (حك : ١٣٢٢ـ١٣٣٦ش)، واپسین حاكم سلسله حسینیان، فرانسویان به قلع و قمع و اعدامِ مخالفان پرداختند (ثامر، ص ١٦٦ـ١٦٧؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ١٩٨٣، ص ٢٢٨ـ٢٢٩؛ بلهوان، ص ٥٦).
احزاب و تشكلات سیاسى تونس، به رهبرى حبیب بورْقیبه* و فَرْحات حَشّاد و دیگران، براى استقلالتونس تلاشهایى كردند كه پس از سیزده سال به ثمر رسید و تونس به استقلال دست یافت (احمدبن عامر، ص ٤٠٩ـ٤٣٧؛ حسن حسنى عبدالوهاب، ١٩٨٣، ص ٢٢٩ـ٢٣٢).
براساس پُروتُكُل ٢٩ اسفند ١٣٣٤/ ٢٠ مارس ١٩٥٦، معاهده باردو مُلغا و استقلال كامل تونس اعلام شد و با اعلام جمهورى تونس در ٣ مرداد ١٣٣٦، دولت حسینیان منقرض گردید. محمدامین باى در ١٣٤١ش/ ١٩٦٢ درگذشت (حسن حسنى عبدالوهاب، ١٩٨٣، ص ٢٣٢، ٢٣٤؛ احمدبن عامر، ص ٤٧٩).
منابع :
(١) ابنابیالضَّیاف، اتحاف اهل الزمان باخبار ملوك تونس و عهدالامان، تونس ١٩٩٠؛
(٢) احمدبن عامر، تونس عبرالتاریخ: منذ اقدم العصور الى اعلان الجمهوریة، تونس ١٣٧٩/١٩٦٠؛
(٣) بشیربن عثمان، أضواء على تاریخ تونس الحدیث: ١٩٢٤-١٨٨١، تونس ( ١٩٨١) ؛
(٤) على بلهوان، تونس الثائرة، مغرب ١٣٧٤/١٩٥٤؛
(٥) بنخوجه (محمد)، صفحات من تاریخ تونس، چاپ حمّادى ساحلى و جیلانیبن حاج یحیى، بیروت ١٩٨٦؛
(٦) محمدمصطفى بیرمالخامس، صفوة الاعتبار بمستودع الأمصار و الأقطار، ج ٢، چاپ علیبن طاهر شنوفى، ریاض مرزوقى، و عبدالحفیظ منصور، تونس ١٩٩٩؛
(٧) حبیب ثامر، هذه تونس، چاپ حمّادى ساحلى، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(٨) حسن حسنى عبدالوهاب، خلاصة تاریخ تونس، تونس ١٩٨٣؛
(٩) همان، ٢٠٠١؛
(١٠) حسین مؤنس، تاریخ المغرب و حضارته، بیروت ١٤١٢/١٩٩٢؛
(١١) حمّودةباشا الحسینى : ١٢٢٩-١١٧٣ ه / ١٨١٣-١٧٥٩ م، تونس: منشورات محمد بوذینة، ١٩٩٥؛
(١٢) حمودهبن محمد، الكتاب الباشى، ج ١، چاپ محمد ماضور، (تونس) ١٩٧٠؛
(١٣) خیرالدّینباشا: ١٣٠٨-١٢٣٨ ه / ١٨٩٠-١٨٢٣ م، تونس : منشورات محمد بوذینة، ١٩٩٥؛
(١٤) صادق زمرلى، اعلام تونسیون، تقدیم و تعریب حمادى ساحلى، بیروت ١٩٨٦؛
(١٥) همو، تونس فى عهدالمنصف باى: ١٩٤٢ـ ١٩٤٣، تقدیم و تعریب حمادى ساحلى، بیروت ١٩٨٩؛
(١٦) گراردوس ساموئل وان كریكن، خیرالدّین و البلاد التّونسیة : ١٨٨١-١٨٥٠، ترجمة بشیربن سلامه، تونس ١٩٨٨؛
(١٧) محمدالصادق باى : ١٢٩٩-١٢٢٨ ه/ ١٨٨٢-١٨١٣ م، تونس: منشورات محمد بوذینة، ١٩٩٥؛
(١٨) المشیر احمدباشاباى: ١٢٧١-١٢٢١ ه/ ١٨٥٥-١٨٠٦ م، تونس : منشورات محمد بوذینة، ١٩٩٥؛
(١٩) Clifford Edmund Bosworth, The new Islamic dynasties: a chronological and genealogical manual, Edinburgh ٢٠٠٤;
(٢٠) Edward von Zambaur, Manuel de genealogie et de chronologie pour l'histoire de l'Islam, Hannover ١٩٢٧, repr. Osnabru«ck ١٩٧٦.
/ زهرا برومند /