دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٢٢
جارْبَرْدی ، احمدبن حسن ، عالم و فقیه شافعی قرن هشتم . جاربردی به جارْبَرْد (معرّب چارْپَرْد) منسوب است که روستا یا شهری در منطقة اَرّان ، متعلق به ایران قدیم و ارمنستان کنونی بوده است . از تاریخ تولد و دورة کودکی او اطلاعی
در دست نیست . وی از زادگاهش به تبریز رفت و در آنجا مقیم شد، از این رو تبریزی جاربردی نیز خوانده شده است (یافعی ، ج ٤، ص ٢٣١؛ ابن حجر عسقلانی ، ج ١، ص ١٢٣ـ١٢٤؛ حاجی خلیفه ، ج ٢، ستون ١٨٧٩؛ غیاث الدین رامپوری ، ص ٢٤٣؛ جنید شیرازی ، ص ٣٩١، پانویس ٢١٥). در تبریز به فراگیری علوم پرداخت و در معقولات و منقولات سرآمد شد و پس از آموختن فقه شافعی ، فقیه و مُفتی شافعی مذهبان گردید. در تبریز شهرت فراوان یافت و به فخرالدین و ابوالمکارم ملقب گردید (ابن قاضی شُهْبه ، ج ٢، ص ١٦٢ـ١٦٣؛ یافعی ؛ ابن حجر عسقلانی ؛ حاجی خلیفه ، همانجاها). او همواره به تحصیل و تدریس و تألیف اشتغال داشت و از محضر استادانی چون نظام الدین طوسی و شیخ عمر نجم الدین و به ویژه قاضی بیضاوی ، بهره برد. وی در تربیت طلاب نیز کوتاهی نمی کرد و متصدی امور آنان بود. محمدبن عبدالرحیم عُمری میلانی ، قاضی عضدالدین ایجی (متکلم و فقیه شافعی قرن هشتم ) و نورالدین اردبیلی از شاگردان او بودند (اِسْنَوی ، ج ١، ص ١٨٩؛ ابن قاضی شهبه ، ج ٢، ص ١٦٣،١٩٩؛ ابن عماد، ج ٦، ص ١٤٨؛ شوکانی ، ج ١، ص ٤٧).
جاربردی با ایجی ، معارضات و مناظرات علمی فراوانی به صورت مکاتبه داشت و پس از درگذشت جاربردی ، افراد دیگری ، از جمله فرزندش ابراهیم ، آن معارضات را ادامه دادند (برای گزارش تفصیلی این مناظرات رجوع کنید به سبکی ، ج ١٠، ص ٤٧ـ ٥٢، ٦٠ـ ٧٨). جاربردی عالمی باوقار، خیّر و بسیار دیندار بود و در تصوف و عرفان هم مقام شامخی داشت . وی در رمضان ٧٤٦ در تبریز درگذشت (اسنوی ، همانجا؛ ابن قاضی شهبه ، ج ٢، ص ١٦٣؛ سیوطی ، ج ١، ص ٣٠٣؛ حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ٢٢٢ـ٢٢٣). شوکانی (همانجا) سال درگذشت او را ٧٤٢ ذکر کرده که احتمالاً نادرست است .
جاربردی تألیفات متعددی دارد که از آن جمله است : ١) السراج الوهّاج که شرح کتاب منهاج الوصول الی علم الاصول استادش قاضی بیضاوی در اصول فقه شافعی است ، از این رو وی را شارح البیضاوی نیز خوانده اند. ٢) الهادی که شرحی مفصّل بر الحاوی الصغیر نجم الدین قزوینی در فروع فقه شافعی است ولی به پایان نرسیده است . ٣) شرح الهدایة برهان الدین بخاریِ مَرغینانی * در فقه حنفی ، که خود شرح بدایة المبتدیِ مَرغینانی است . ٤) شرح شافیة ابن حاجب در علم صرف ، که بعد از شرح رضی الدین استرآبادی یکی از شروح برتر شافیه شمرده شده و بارها در ایران و استانبول به چاپ رسیده است . عزالدین محمدبن احمد، معروف به ابن جماعة ، حاشیه ای به نام الدررالکافیة فی حل شرح الشافیة بر شرح جاربردی
نوشته است . همچنین سیوطی و محمودبن احمد عینی هر یک جداگانه بر این شرح حاشیه نوشته اند. ٥) حاشیه بر شرح الایضاح ابن حاجب در علم نحو، که خود شرح المفصّل فی النحو زمخشری است . ٦) المغنی ، که رساله ای است در علم نحو و شاگرد جاربردی ، محمدبن عبدالرحیم عُمری میلانی ، آن را شرح کرده است . ٧) الحواشی علی الکشّاف ، که مجموعة تعلیقات ده جلدی او بر تفسیر الکشّاف عن حقایق التنزیل زَمَخْشَری است . ٨) شرح اصول علی بن محمد بزدوی * (یافعی ، ج ٤، ص ٢٣١؛ ابن تَغْری بِرْدی ، ج ١٠، ص ١٤٥؛ حاجی خلیفه ، ج ١، ستون ١١٢، ج ٢، ستون ٦٢٦، ١٠٢١، ١٤٧٨، ١٧٧٤، ١٨٧٩، ٢٠٣٦؛ خوانساری ، ج ١، ص ٣٣٥؛ جنید شیرازی ، ص ٣٩١، پانویس ٢١٥).
منابع :
(١) ابن تغری بردی ، النجوم الزاهرة فی ملوک مصر و القاهرة ، قاهره ?( ١٣٨٣ ) ـ١٣٩٢/ ?( ١٩٦٣ ) ـ١٩٧٢؛
(٢) ابن حجر عسقلانی ، الدرر الکامنة فی اعیان المائة الثامنة ، بیروت ١٤١٤/١٩٩٣؛
(٣) ابن عماد؛
(٤) ابن قاضی شهبه ، طبقات الشافعیة ، چاپ حافظ عبدالعلیم خان ، بیروت : دارالندوة الجدیدة ، ١٤٠٧ـ ١٤٠٨؛
(٥) عبدالرحیم بن حسن اسنوی ، طبقات الشافعیة ، چاپ کمال یوسف حوت ، بیروت ١٤٠٧/١٩٨٧؛
(٦) جنیدبن محمود جنید شیرازی ، تذکرة هزار مزار: ترجمة شدّالازار ( مزارات شیراز )، به قلم عیسی بن جنید شیرازی ، چاپ نورانی وصال ، شیراز ١٣٦٤ ش ؛
(٧) حاجی خلیفه ؛
(٨) خوانساری ؛
(٩) عبدالوهاب بن علی سبکی ، طبقات الشافعیة الکبری ' ، چاپ عبدالفتاح محمد حلو و محمود محمد طناحی ، جیزه ١٩٩٢؛
(١٠) عبدالرحمان بن ابی بکر سیوطی ، بغیة الوعاة فی طبقات اللغویین و النحاة ، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم ، قاهره ١٣٨٤؛
(١١) محمدبن علی شوکانی ، البدرالطالع ، بیروت : دارالمعرفه ، ( بی تا. ) ؛
(١٢) محمدبن جلال الدین غیاث الدین رامپوری ، غیاث اللغات ، چاپ منصور ثروت ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(١٣) عبداللّه بن اسعد یافعی ، مرآة الجنان و عبرة الیقظان ، بیروت ١٤١٧/ ١٩٩٧.
/ محمد رئیس زاده /