دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٣٣٥
جاکارتا ، پایتخت اندونزی و یکی از بزرگ ترین و پرجمعیت ترین شهرهای اسلامی . جاکارتا بزرگ ترین شهر اندونزی و مرکز اقتصادی ـ تجاری ، حمل ونقل و صنعتی این کشور و مرکز سیاسی ـ اداری ایالت جاکارتاست . ایالت جاکارتا ــ که حدود ٥٩٠ کیلومترمربع مساحت دارد و جمعیت آن در ١٣٧٤ ش /١٩٩٥، ٥٠٠ ، ١٦٠ ، ٩ تن بوده ــ یکی از پنج ایالت جزیرة جاوه است ( الموسوعة العربیة العالمیة ، ذیل «جاوه »؛ > کتاب سال بریتانیکا١٩٩٨ < ، ص ٦٢٣).
شهر جاکارتا در مغرب جزیرة جاوه ، در ساحل شمالی ، در کنار خلیج جاکارتا (یا خلیج باتاویا / بتاویه ) و دریای جاوه ، در َ٥٠ ١٠٦ طول شرقی و َ١٠ ٦ عرض جنوبی قرار دارد. این شهر در دشت واقع شده است و ارتفاعاتی با فاصلة بسیار، در جنوب آن امتداد دارد. رود سیلیونگ / چیلیوونگ با جهت جنوبی ـ شمالی از میان شهر می گذرد و به خلیج جاکارتا می ریزد. علاوه بر این ، رودهای بسیاری در نزدیکی شهر جاری اند، مانند گروگل در مغرب و سونتر در مشرق .
جاکارتا در منطقة زلزله خیز قرار دارد ( رجوع کنید به ادامة مقاله ). این شهر در منطقة حارّه واقع شده و دارای آب و هوای گرم و مرطوب است . یکی از قدیم ترین ایستگاههای هواشناسی منطقة حارّه در جاکارتاست و بنا بر آمار اقلیمی ٧٥ ساله (از ١٢٨٣/١٨٦٦ به بعد)، دمای آنجا از ْ٥ر٣٥ بالاتر و از ْ١٩ پایین تر نبوده است (ولک ، ص ٢٦). میانگین سالانة دمای شهر در روز ْ٢٨ و در شب ْ٢٦ است (مظفری ، ص ١٠). باتوجه به موقعیت شهر و نزدیکی آن به دریا، نسیم خشکی و دریا که در جاکارتا دائمی است ، در افزایش آلودگی هوای شهر مؤثر است (ولک ، ص ٢٥٥). این شهر در یکی از پرباران ترین مناطق جهان قرار دارد؛ متوسط باران سالانة آنجا حدود دو هزار میلیمتر و متوسط رطوبت سالانة آن ٨١% است (مظفری ، همانجا؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، ذیل مادّه ).
جاکارتا با راههای اصلی در مغرب به ساحل تنگة سوندا (میان جزایر جاوه و سوماترا) می پیوندد، با شهرهایی مانند چیربون و سمارانگ در مشرق و سواحل شمالی جزیرة جاوه ارتباط دارد و با باندونگ * (ح ١٨٠ کیلومتر) در جنوب شرقی و از آنجا با شهرهای مرکزی و شرقی جاوه ، مانند سوراکارتا/ سولو و سورابایا ، مرتبط است و راه آهن آن را به شهرهای جزیرة جاوه متصل می کند. فرودگاههای کماجوران در شمال و هلیم در جنوب شرقی شهر شهرت جهانی دارند. خطوط کشتیرانی میان جاکارتا و بندرهای اندونزی و شهرهای لندن ، هامبورگ و آمستردام برقرار است (مظفری ، ص ١١٠). بندر
تانجونگ پریوک در شمال شرقی شهر جاکارتا، بزرگ ترین بندر و کانون حمل ونقل دریایی و تجارت خارجی اندونزی شمرده می شود و کشتیهای بزرگ در آن پهلو می گیرند ( رجوع کنید بهمظفری ، ص ١٠٧؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ).
جاکارتا از مناطق صنعتی اندونزی است . دولت در دهة ١٣٥٠ ش /١٩٧٠ برنامه هایی برای گسترش صنایع آن (در مغرب شهر و نیز در جنوب بندر تانجونگ پریوک ) اجرا کرد که در پی آن جاکارتا مرکز عمدة صنایع ساخت ظروف شیشه ای ، ماشین آلات ، ابزار و ورقهای فلزی ، تولید روغن و لاستیک صنعتی ، صابون سازی و نساجی کشور شد (هیل ، ص ٣٢، ٩٨؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا).
مهاجرت و رشد بی رویة جمعیت از مشکلات عمدة جاکارتاست . در ١٢٦٧/١٨٥٠ این شهر کمتر از هفتاد هزار تن جمعیت داشت . در ١٣١٤ ش /١٩٣٥ جمعیت آن به ٠٠٠ ، ٤٣٥ تن و پس از پایان جنگ جهانی دوم (١٩٤٥) به حدود ٠٠٠ ، ٨٤٤ تن رسید. در پی مهاجرت داخلی و خارجی گسترده به جاکارتا، جمعیت این شهر در ١٣٣٤ ش / ١٩٥٥ به ٨ر١ میلیون تن ، در ١٣٤٠ ش /١٩٦١ به ٩ر٢ میلیون تن ، در ١٣٤٤ ش / ١٩٦٥ به حدود چهار میلیون تن و دو سال بعد به حدود شش میلیون تن رسید. به رغم ممانعت از مهاجرت به جاکارتا در ١٣٤٨ ش /١٩٧٠ و پس از آن ، جمعیت شهر و پیرامون آن در ١٣٧٥ ش /١٩٩٦ به ٤٠٠ ، ٣٤١ ، ٩ تن رسید ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ > کتاب سال جهان اروپا ١٩٩٩ < ، ج ١، ص ١٧٧٤؛ ریکلفس ، ص ٣٧٤). جاکارتا از حیث جمعیت یکی از متراکم ترین شهرهای دنیاست ، چنانکه تراکم نسبی جمعیت آن به ٢٨٨ ، ١٢ تن در هر کیلومترمربع می رسد. رشد سالانة جمعیت آن ٣% است . ٨٥% جمعیت این شهر مسلمان ، و عده ای نیز مسیحی و بودایی اند. اهالی آن به زبان جاوه ای * با لهجة جاکارتایی (سابقاً بَتاوی ) سخن می گویند. گروههای عمدة نژادی ساکن جاکارتا، سونداییها، جاوه ایها، چینیها و بتاویها هستند (مظفری ، ص ١٠؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا).
جاکارتا از مهم ترین مراکز فرهنگی اندونزی است . نخستین روزنامة آن در ١١٥٧/ ١٧٤٤ به نام نوول چاپ شد (ولک ، ص ٣١١)، در ١٢٦٨/ ١٨٥١ مدرسة طب ، در ١٣٢٧/ ١٩٠٩ نخستین مدرسة حرفه ای دولتی و در اوایل سدة چهاردهم / بیستم ، به همت عبداللّه احمد (از نویسندگان صاحب نام )، دانشگاه پزشکی در جاکارتا احداث شد (نوئر ، ص ٣٩؛
ریکلفس ، ص ٢٠٥، ٢٥٠). همچنین مهم ترین و قدیم ترین دانشگاههای اندونزی در این شهر قرار دارند، از جمله دانشگاه ملی ابن خلدون ، دانشگاه ملی اسلام (تأسیس در ١٣٣٠ ش / ١٩٥١)، دانشگاه ملی محمدیه و دانشگاه پانچاشیلا (اسعدی ، ج ١، ص ٣٤٧ـ ٣٤٨). کتابخانة موزة مرکزی جاکارتا، که در ١١٩٢/١٧٧٨ تأسیس شد، از قدیم ترین کتابخانه های این کشور است (همان ، ج ١، ص ٣٥٠).
جاکارتا از مشهورترین شهرهای اسلامی ، دارای بناهایی متعلق به دورة استعمار و بافت شهری مطابق الگوی شهرهای هلندی است ( رجوع کنید به همانجا). در این شهر اتحادیه ها و انجمنهای متعددی فعالیت دارند، از جمله انجمن بِتاویه (تأسیس در ١١٩٢/١٧٧٨) با هدف گسترش هنروعلوم ، انجمن خیریه (تأسیس در ١٣٢٣/ ١٩٠٥)، سازمان ملی معروف بودی اتومو برای همکاری بیشتر میان جاوه ایها (تأسیس در ١٣٢٦/١٩٠٨)، اتحادیه بازرگانی اسلامی (تأسیس در ١٣٢٧/١٩٠٩) برای حمایت از بازرگانان اندونزی در برابر تجار چینی ، سازمان مردم باتاویا (تأسیس در ١٣٠٢ ش / ١٩٢٣) برای حمایت از اصالت اندونزیایی مردم جاکارتا، و سازمان سیاسی کاتولیکهای جاوه ای (تأسیس در ١٣٠٤ ش / ١٩٢٥) برای تأمین منافع پیروان این مذهب (ولک ، ص ٣١٢؛ نوئر، ص ٥٨، ٣٢٦؛ ریکلفس ، ص ٢٦٤، ٢٦٧؛ اندونزی : گذشته و آینده ، ص ٤١ـ٤٢).
آثار و اماکن دیدنی شهر عمدتاً در بخش مرکزی (بافت قدیمی ) قرار دارند، از جملة آنهاست : میدان مردکا (آزادی و استقلال ) و لوح ملی اندونزی در آنجا، موزة ملی ، کاخ ریاست جمهوری یا کاخ آزادی واقع در قسمت شمالی مردکا، موزة جانب غربی مردکا که هلندیها آن را در ١١٩٢/١٧٧٨ احداث کردند، کتابخانة شهر، مسجد بزرگ استقلال ، مجموعة ورزشی بازیهای آسیایی ، بازار چینیها، بازار قدیمی ماهی فروشان ، بازار بزرگ ، باغهای درون شهر از جمله باغ معروف جایاانکول ، بقایای ساختمان شهرداری (متعلق به دورة استعمار رجوع کنید بهادامة مقاله ) و زندانهای قدیمی نزدیک آن ( رجوع کنید بهالموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ هیوکن ، ص ١٥٧).
پیشینه . جاکارتا شهری قلعه ای و قدیمی است و در منطقه ای با تاریخ کهن قرار دارد. گفته شده که این منطقه مقرّ انسانهای نخستین بوده است . در سدة چهارم میلادی ، دولتی هندو ـ جاوه ای در آنجا فرمانروایی می کرد ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا). سابقة جاکارتا، به سبب واقع شدنش در جزیرة جاوه ، با پیشینة این جزیره در آمیخته است ( رجوع کنید به جاوه * ). از سدة پنجم /
یازدهم ، نام آن سونداکلاپا / سونداکلبا بود (همانجا) و در ٩٣٢ یا ٩٣٤/١٥٢٥ یا ١٥٢٧، به جایاکرتا/ سوراکارتا (از ریشة سنسکریت به معنای فرخنده و پیروز) تغییر یافت (مظفری ، ص ١٠؛ ریکلفس ، ص ٥٦؛ هیوکن ، ص ١٢ـ١٣) و کمی پیش از ١٠٢٨/ ١٦١٩ به جاکارتا تبدیل شد (ولک ، ص ١٨٥). در دوازدهم مارس همین سال ، هلندیها در اجلاسی ، این نام را به باتاویا (از بتاوی ، نام قبیلة باستانی ژرمن در هلند) تغییر دادند (ریکلفس ، ص ٤٤؛ ولک ، ص ١٩٥؛ نیز رجوع کنید به ادامة مقاله ). در زمان جنگ جهانی دوم (١٩٣٩ـ ١٩٤٥/ ١٣١٦ـ ١٣٢٤ ش ) ژاپنیها شهر را اشغال کردند و آن را دوباره جاکارتا نامیدند.
در ١٣٢٥ ش / ١٩٤٦، با تسلط کامل هلندیها بر شهر، پایتخت اندونزی به شهر یوگیاکارتا، در قسمت مرکزی جاوه ، منتقل شد، اما در ٢٦ مرداد ١٣٢٩/ ١٧ اوت ١٩٥٠، در پنجمین سالگرد استقلال اندونزی ، جاکارتا به عنوان پایتخت انتخاب شد (اسعدی ، ج ١، ص ٢٧٩؛ ریکلفس ، ص ٣٤٦، ٣٦٨).
دین اسلام احتمالاً در قرن نهم / پانزدهم ، با مسلمان شدن یکی از شاهزادگان قسمت غربی جاوه ، در منطقه گسترش یافت ( اندونزی : گذشته و آینده ، ص ١٨؛ نیز رجوع کنید به جاوه * ). تومه پیرز ، داروساز پرتغالی که در اوایل سدة دهم / شانزدهم به جاوه سفر کرد، از فعالیت لنگرگاه مهمی نزدیک جاکارتای کنونی خبر داده است ( رجوع کنید به ریکلفس ، ص ٤٤).
در ٩٢٨/١٥٢٢، پرتغالیها با نمایندة حکومت پاجاجاران (آخرین حکومت عمدة هندو ـ بودایی جاوه ) برای احداث
پایگاهی در محل جاکارتای کنونی توافق کردند، اما مسلمانان که با این کار موافق نبودند، در ٩٣٢/ ١٥٢٥ با پرتغالیها جنگیدند و آنان را شکست دادند. در ٩٣٤/ ١٥٢٧ نیز حکام مسلمان ، پرتغالیها را از آنجا بیرون راندند و نیروهای دماک (از حکومتهای مسلمان جاوه ) بر آنجا مسلط شدند. در ٩٨٧/ ١٥٧٩، مولانا یوسف (از حکام محلی ) حکومت پاجاجاران را بر انداخت و در پی آن ، اشراف سونداییِ حاکمِ بر منطقه ، اسلام را پذیرفتند (ریکلفس ، ص ٥٦ ـ٥٧؛ مظفری ، همانجا).
در ١٠١١/ ١٦٠٢ شرکت هندشرقی هلند، جاکارتا را تصرف و در بخش وسیعی از زمینهای پیرامون آن زراعت کرد ( اندونزی : گذشته و آینده ، ص ٢٢ـ٢٣). در اوایل سدة یازدهم / هفدهم ، میان هلندیها و حکومتهای مسلمان جاوه ای ، از جمله ماتارام ، منازعاتی برای تصرف جاکارتا و مناطق پیرامون آن روی داد و با آنکه شرکت هلندی در جاکارتا پایگاه مهمی داشت ، این شهر مدتی در اختیار حاکمی مسلمان (ویجایاکراما ) بود. در ١٠٢٦/١٦١٧، نیروهای بانتِن / بانتام در حمله ای خود را به ارگ شهر رساندند و به تأسیسات آسیب زدند، هشت ماه پس از آن نیروهای ماتارام درصدد تصرف آنجا بر آمدند ولی از سربازان شرکت هندشرقی هلند شکست خوردند. در ١٠٢٨/ ١٦١٩، کوئن که از سوی هلندیها دو دوره به فرمانداری کل منطقه (یک بار از ١٠٢٨ تا ١٠٣٢/ ١٦١٩ـ١٦٢٣ و بار دیگر از ١٠٣٧ تا ١٠٣٩/ ١٦٢٧ـ١٦٢٩) منصوب شده بود، شهر را ویران و نیروهای محلی را بیرون کرد. چون در این حمله ، قلعة شهر آسیب دید، کوئن اقدام به ساخت قلعه ای جدید و بزرگ تر و ایجاد شهری در کنار آن (در محله کوتای کنونی )، بر اساس الگوی هلندیها، کرد. وی تا مدتها نام بتاویه را برای شهر جدید به کار نبرد اما در ١٠٣٠/١٦٢١ آن را تأیید کرد (ولک ، ص ١٩٥ـ١٩٦؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ هیوکن ، ص ٥٣). پس از این حمله ، شرکت هندشرقی هلند که نزدیک جاکارتا بود، به مرکز بازرگانی ، نظامی و اداری و محل مناسبی برای انبارداری و مبادلة کالا بدل شد (ریکلفس ، ص ٤٣ـ٤٥؛ ولک ، ص ١٩٨). بااین حال ، انگلیسیها با کشتیهایشان در آبهای نزدیک جاکارتا، ارتباط دریایی هلندیها را قطع کردند. از ١٠٣٠/١٦٢١ هلندیها با تسلط بر دریای جاوه ، عبور و مرور به بندر بانتن را ممنوع کردند و احتمالاً پس از آن ، جاکارتا مرکز بزرگ تجاری آسیا گردید و کالاهای ایران ، هند و سیلان ، جزایر ملوک و ژاپن در انبارهای آن نگهداری می شد (ولک ، ص ١٩٦، ٢٢٠ـ٢٢١).
در ١٠٣٩/١٦٢٩، نیروهای اندونزیایی تحت فرماندهی هونگو کوسامو ، ملقب به سلطان آگونگ ، به شهر جاکارتا حمله کردند و در جنگی معروف به نبرد جاکارتا ــ که یکی از نخستین مقابله های عمومی با استعمار بود ــ با استعمارگران به نبرد پرداختند (اسعدی ، ج ١، ص ٢٩٣ـ٢٩٤). در ١٠٥٥/١٦٤٥، میان فرمانروای جاکارتا و حکمران بانتن صلح برقرار شد اما در ١٠٦٦/١٦٥٦، حاکم بانتن به جاکارتا و کشتیهای شرکت هندشرقی هلند حمله کرد که به بسته شدن بندر از سوی شرکت انجامید (ولک ، ص ٢٢٢؛ ریکلفس ، ص ١٢٤).
در ١٠٩٥/ ١٦٨٤، به موجب قرارداد صلح قطعی میان حکام بانتن و جاکارتا و افزایش امنیت در منطقه ، شهر در قسمت جنوبی (به سمت علیای رود) گسترش یافت و اهالی در جنوب شهر خانه های ییلاقی ساختند (ولک ، ص ٢٦٣). احتمالاً در پی این صلح ، مناسبات رسمی تا اوایل سدة دوازدهم / هجدهم ادامه یافت ( رجوع کنید به ریکلفس ، ص ١٣٢ـ١٣٤).
در ١١١١/ ١٦٩٩، چند زلزلة شدید در جاکارتا روی داد (اسعدی ، ج ١، ص ٢٧٩). طی سدة یازدهم / هفدهم ، سکنة بومی جاوه ای نسبت به مهاجران کمتر بودند، شهر مقرّ حکومتی ، انبار کالا و محل پادگان نیروهای نظامی بود و کلیسا و خانه هایی به سبک خانه های هلندی در کنار قلعة شهر وجود داشت . در این قرن هلندیها تسهیلاتی پدید آوردند تا تردد کشتیهای آسیایی و بازرگانان چینی در جاکارتا بیشتر شود (ولک ، ص ٢١٢ـ٢١٣، ٢١٤، ٢١٦). در ١١٣١/١٧١٨، جاکارتا را یکی از زیباترین و پاکیزه ترین شهرهای جهان با آبراهه های کنار خیابانها، که دو طرفش درختکاری شده ، و دو اسکلة بزرگ ، هر یک به اندازة هشتصد متر، وصف کرده و نوشته اند دیوارهای قلعة شهر آسیب دیده بود ( رجوع کنید به همان ، ص ٢٥٢ـ٢٥٤). حدود دو دهه بعد، خانه های به هم فشرده ، آبهای آلوده و شیوع بیماری ، مشکلاتی برای اهالی پدید آورد (ریکلفس ، ص ١٤٣).
برخی از رویدادهای سدة دوازدهم / هجدهم در جاکارتا عبارت اند از: اجرای طرح وان ایمهوف (فرماندار کل منطقه ) برای سکونت مهاجران اروپایی در جلگه های اطراف جاکارتا؛ ایجاد آکادمی علوم دریایی ؛ تجدید سازمان نیروی دریایی شرکت هند شرقی و اصلاح نظام مدارس ؛ ضرب سکه های مسی از سوی شرکت هندشرقی هلند در جاکارتا، که در پی اتخاذ تصمیم حکام جاکارتا و شاهزادگان جوکجاکارتا و سوراکارتا برای وحدت نظام پولی صورت گرفت ؛ تبدیل جنگلهای اطراف شهر به شالیزار و مزارع نیشکر؛ و سکونت قومیتهای گوناگون اندونزیایی در بیرون دیوار شهر ( رجوع کنید بهولک ، ص ٢٥٩، ٢٩١ـ٢٩٢، ٢٩٨، ٣٠٩). در ١٢١٤/ ١٧٩٩، با
ورشکستگی شرکت هندشرقی هلند، تمام داراییهای شرکت به جاکارتا منتقل گردید (مظفری ، ص ١١٨). در این زمان جاکارتا یکی از معتبرترین کارگاههای کشتی سازی جهان را داشت (ولک ، ص ٢٥٧ـ ٢٥٨).
در سدة دوازدهم / هجدهم ، مانند سده های قبل ، چینیها عمده ترین نیروی کار فعال خارجی در جاکارتا بودند؛ آنان تا ١١٥٣/١٧٤٠ در درون شهر ٥٠٠ ، ٢ خانه داشتند و جمعیت آنان در شهر و حومه کمتر از پانزده هزار تن (ح ١٧%) نبود. در این زمان ، در پی بروز منازعاتی میان چینیها و اروپاییهایی که از دهه های قبل در آنجا ساکن بودند، چند هزار چینی کشته شدند. بنا بر سرشماری ١١٩٢/ ١٧٧٨، حدود ٢٦% جمعیت حومة جاکارتا (خارج از دیوار شهر) و در زمان نفوذ استعماری بریتانیا (١٢٢٦ـ١٢٣٢/ ١٨١١ـ١٨١٦) حدود ٢٤% از جمعیت شهر و حومة جاکارتا چینی بودند (ریکلفس ، ص ١٤٣ـ ١٤٥؛ نیز رجوع کنید بههیوکن ، ص ١١٧ـ ١١٨). در سدة دوازدهم / هجدهم ، جاکارتا به مروارید شهرهای اروپایی در مشرق زمین معروف شد ( رجوع کنید بهولک ، ص ٢٨٧).
در اوایل سدة سیزدهم / نوزدهم ، هرمان ویلم دندلس ، به فرمانداری کل منطقه منصوب شد. در زمان وی در مستملکات هلند ــ که در ایالتی به نام «سواحل شمال شرقی جاوه »
قرار داشت و جاکارتا جزو آن بود ــ اصلاحاتی صورت
گرفت و برای جبران کاستیهای اقتصادی ، املاک خالصه
در جاوه تا نزدیک شهر جاکارتا فروخته شد. همچنین مقرر گردید پایتخت به شهر دیگری (در جزیرة جاوه ) که آب و
هوایی مساعدتر و موقعیت نظامی بهتری دارد، مثلاً سورابایا، منتقل شود اما به سبب مشکلات انتقال تأسیسات و انبارها، دندلس از این تصمیم منصرف شد و پس از تخریب قلعه ای
که در زمان کوئن ساخته شده بود و تعدادی از منازل مسکونیِ قسمت قدیمی شهر، محلهای جدید مسکونی در حومة شهر ایجاد کرد (ولک ، ص ٣٣٠، ٣٣٢، ٣٣٩ـ٣٤٠). در ١٢٢٦/ ١٨١١، انگلیسیها با ششصد کشتی به جاکارتا حمله کردند
و تا پنج سال آنجا را در اشغال خود گرفتند و جان کرافورد (نمایندة حکومت انگلیس و تابع فرمانروایان جاوه ) را به سرپرستی برگزیدند (ریکلفس ، ص ١٨١؛ ولک ، ص ٣٦٢ـ ٣٦٣). در اواخر سدة سیزدهم / نوزدهم ، بندر جاکارتا (کوتا) به سبب موقعیت نامناسبش ، غیرفعال شد و هلندیها در ده کیلومتری مشرق آن ، بندر تانْجونگ پِریوک را ساختند و میان این دو بندر راه آهن و آبراهه احداث کردند ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا). در ١٣٠٧/ ١٨٨٩، هنگامی که اسنوک هورخرونیه ، اسلام شناس هلندی ، مشاور اصلی دولت استعماری هلند در امور اسلامی و مسائل بومی اندونزی
(از ح ١٣٠٨ تا ١٣٢٤/ ١٨٩١ـ١٩٠٦) شد، فعالیتش را در جاکارتا متمرکز کرد (ریکلفس ، ص ٢٣٠؛ د. اسلام ، چاپ دوم ، ذیل مادّه ).
در سدة چهاردهم / بیستم ، یک بار دیگر پیشنهاد انتقال پایتخت به باندونگ ، که آب وهوای مناسبی داشت ، مطرح شد، اما به سبب هجوم ژاپنیها که در ١٣٢١ ش /١٩٤٢ جاکارتا را به مدت سه سال اشغال کردند، اجرا نشد ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا؛ اسعدی ، ج ١، ص ٢٧٩). در ١٣٢٤ ش / ١٩٤٥، دولت مرکزی جمهوری در جاکارتا تشکیل شد و در شهریور/ سپتامبر همان سال ، مردم جاوه به مقابله با قوای نظامی ژاپن برخاستند و در حمایت از سوکارنو (رئیس جمهور از ١٩٤٥ تا ١٩٦٧) در میدان مردکا تجمع کردند (ریکلفس ، ص ٣٣٥ـ٣٣٧). یک سال بعد، به سبب ناآرامیها، رهبران استقلال طلب مدتی شهر را، که کانون مبارزات شده بود، ترک کردند. در ٢٦ مرداد ١٣٢٦/ ١٧ اوت ١٩٤٧، هم زمان با عیدفطر، هلندیها مانع برگزاری نماز عید در میدان مردکا شدند، اما نماز در نزدیکی ساختمان جمهوری برگزار شد ( اندونزی : گذشته و آینده ، ص ٧٢ـ٧٥؛ نیز رجوع کنید بهروسر ، ص ١٩٧). در همین سال ، در حالی که استقلال طلبان در قبال تعهد به سازمان ملل تجهیزات جنگی را کنار گذاشته بودند، هلندیها به جاکارتا حمله و آن را اشغال و غارت کردند، ولی استقلال طلبان شهر را از آنها پس گرفتند. به دنبال مذاکرات رهبران اندونزی و هلند، تحت نظارت سازمان ملل ، در ١٣٢٨ ش / ١٩٤٩ قوای نظامی هلند از شهر خارج شدند و استقلال طلبان به رهبری سوکارنو، جاکارتا را در
اختیار گرفتند. انتقال حکومت که در مقرّ ریاست جمهوری انجام گرفت ، در آرام شدن شهر در دهه های بعد (جز در مقاطع کوتاه از جمله در ١٣٣٥ ش /١٩٥٦ و ١٣٦٣ ش /١٩٨٤) تأثیر فراوان داشت (خوند، ج ٣، ص ٢٧٣؛ مظفری ، ص ٥٠؛ ریکلفس ، ص ٣٦٤ـ ٣٦٦،٤٠٠؛ الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا). از ١٣٤٥ ش / ١٩٦٦ به مدت یک دهه ، علی صدیقن (فرمانده سابق نیروی دریایی اندونزی ) از سوی سوکارنو، امور جاکارتا را بر عهده گرفت و در عمران و آبادانی شهر کوشید. مسجد استقلال ، که بزرگ ترین مسجد جهان در آن زمان بود، ساختمان مجلس و چند مرکز عمدة تجاری در زمان او احداث شد ( الموسوعة العربیة العالمیة ، همانجا).
در دو سدة اخیر، جاکارتا در قسمت جنوبی راه آهن کوتا ـ تانجونگ پریوک و نیز در قسمت غربی مردکا، توسعه و گسترش یافته است . در پایان سدة نوزدهم و در سدة بیستم میلادی شهر به سمت جنوب گسترش یافت و محلات جدیدی مانند کیبایوران (امروزه کیبایوران بارو) ــ که هلندیها آن را به عنوان شهری مستقل در اواسط قرن بیستم در جنوب غربی جاکارتا ساختند ــ جزو جاکارتا شدند ( رجوع کنید به همانجا). در جنوب تانجونگ پریوک نیز محلة سونتر احداث شد. در دهه های اخیر، گسترش شهر کماکان به سمت جنوب ادامه دارد.
امروزه جاکارتا مرکز آسه آن (انجمن ملل آسیای جنوب شرقی ) است و مقرّ وزارتخانه ها و سازمانهای مهم اندونزی به شمار می رود (اسعدی ، ج ١، ص ٣١٦، ٣٣٤ـ٣٣٥).
نیز رجوع کنید به جاوه * ، اندونزی *
منابع :
(١) مرتضی اسعدی ، جهان اسلام ، تهران ١٣٦٦ـ١٣٦٩ ش ؛
(٢) اندونزی : گذشته و آینده ، تهران : سفارت جمهوری اندونزی ، ( بی تا. ) ؛
(٣) مسعود خوند، الموسوعة التاریخیة الجغرافیة ، بیروت ١٩٩٤ـ٢٠٠٤؛
(٤) مرل کالوین ریکلفس ، تاریخ جدید اندونزی ، ترجمة عبدالعظیم هاشمی نیک ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٥) محمدرضا مظفری ، اندونزی ، تهران : وزارت امورخارجه ، دفتر مطالعات سیاسی و بین المللی ، ١٣٧٤ ش ؛
(٦) الموسوعة العربیة العالمیة ، ریاض : مؤسسة اعمال الموسوعة للنشر و التوزیع ، ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٧) برنارد هوبرتوس ماریا ولک ، تاریخ اندونزی ، ترجمة ابوالفضل علیزاده طباطبائی ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٨) EI ٢ , s.v. "Djakarta" (by C. C. Berg);
(٩) The Europa world yearbook ١٩٩٩ , London: Europa Publications, ١٩٩٩;
(١٠) Adolf Heuken, Historical sites of Jakarta , Jakarta ١٩٨٣;
(١١) H. Hill, Indonesia , s industrial transformation , Singapore ١٩٩٧;
(١٢) ١٩٩٨ Britannica book of the year , Chicago ١٩٩٨;
Deliar Noer, The modernist Muslim movement in Indonesia
(١٣) ١٩٠٠-١٩٤٢ , Oxford ١٩٧٣;
(١٤) Andrew Rosser, The politics of economic liberalisation in Indonesia: state, market and power , Richmond ٢٠٠٢;
(١٥) The Times atlas of the world , London: Times Books, ١٩٨٥.
/ وحید ریاحی /
تصاویر این مدخل:
میدان مردکا(معروف به موناس) در جاکارتا منبع: http://www.travel.yahoo.com/p-travelguide-٤٨٥٥١٦-Jakata