دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٨١١
نماز جماعت ، با استناد به آیات قرآن كریم (نساء: ١٠٢؛ بقره: ٤٣)، احادیث متواتر و سنّت عملی پیامبر اكرم و صحابه و اهل بیت علیهم السلام(رجوع کنید به مسلم بنحجاج، ج٢، ص١٢٢؛ ابوداوود، ج١، ص١٣٤؛ ترمذی، ج١، ص١٣٨ـ١٣٩؛ کلینی، ج٣، ص٣٧١ـ٣٧٣)، مشروعیت نماز جماعت در نمازهای واجب روزانه اثبات شده است و حتی برخی مشروعیت آن را از ضروریات دین دانستهاند (رجوع کنید به اصفهانی ، ص٢٤؛ زُحَیلی، ج٢، ص١١٦٥). به نظر برخی فقها، از پارهای احادیث بر میآید كه آغاز تشریع نماز به صورت جماعت بوده است(برای نمونه رجوع کنید بهاشتهاردی، ج٢، ص٨٤). در برخی احادیث در باره نخستین نماز جماعت آمده است كه پیامبر اكرم صلی اللّه علیه وآله وسلم و حضرت علی علیهالسلام، با هم در حال نماز خواندن بودند كه ابوطالب و فرزندش، جعفر، از آنجا گذشتند. ابوطالب به جعفر گفت كه در كنار پسر عمویت نماز بگزار. در اینهنگام پیامبر پیش رفتند و امامت نماز را بر عهده گرفتند (رجوع کنید به حرّعاملی، ج، ص٢٨٨).
نماز جماعت علاوه بر آثار عبادی و اخلاقی، یعنی اظهار اخلاص بیشتر، بروز و ظهور همگانی عبادت خدا، همیاری برای انجام دادن كارهای نیك و دوری از گناهان، فواید سیاسی و اجتماعی بسیاری دارد، از جمله هویت یافتن جامعه اسلامی، آگاهی بیشتر مردم از یكدیگر، ایجاد الفت و ارتباطبین مسلمانان و تحقق برادری دینی در پرتو انضباط خاص (رجوع کنید به ابنبابویه، ١٣٨٦، ج١، ص٢٦٢، ج٢، ص٣٢٥؛ خوئی و تبریزی، ج٣، ص٧٤؛ زحیلی، ج٢، ص١١٦٧).
بنا بر روایات متعدد شیعه و اهل سنّت، فضیلت نماز جماعت چند برابر نماز فُرادی' است. محدّثان اهل سنّت و شیعه از پیامبر اكرم نقل كردهاند كه هر ركعت نماز جماعت، بیست و پنج برابر نماز فرادی' پاداش دارد (رجوع کنید به بخاری، ج١، ص١٥٨؛ طوسی، ١٣٨٧، ج١، ص١٥٢؛ حرّعاملی، ج٨، ص٢٨٥ـ ٢٨٦). در برخی احادیثِ اهل سنّت این فضیلت بیست و هفت برابر و در برخی دیگر بیست و چند برابر نقل شده است(رجوع کنید به مالكبنانس، ج١، ص١٢٩؛ شافعی، ج١، ص١٨٠؛ ابنحجر عسقلانی، تلخیصالحبیر ، ج، ص؛ قس خوانساری، ج١، ص٤٧٠؛ در باره چگونگی سازگار بودناین احادیث با یكدیگر رجوع کنید بهنَوَوی، ج٤، ص١٨٣؛ ابنحجر عسقلانی، فتحالباری، ج٢، ص١١٠ـ١١٣). برخی احادیث، حضور نیافتن در نماز جماعت را، جز در موارد خاص، مكروه دانستهاند (برای نمونه رجوع کنید به حرّعاملی، ج٨، ص٢٩١، باب٢) و شماری دیگر بر حضور در نماز جماعت صبح و عشاء تأكید بیشتری كردهاند (رجوع کنید به بخاری، ج١، ص١٦٠؛ حرّعاملی، ج٨، ص٢٩٤). در روایاتاهلسنّتو شیعه، نماز جماعتْ سنّت پیامبر اكرم خوانده شده است و گفتهاند اگر کسی بدونعذر آن را ترك كند، بهنماز واقعی دست نمییابد (ابنماجه، ج١، ص٢٥٥، ٢٦٠؛ كلینی، ج٣، ص٣٧٢). همچنین احادیثی از پیامبر اكرم نقل شده است كه در آنها كسانی كه در نماز جماعت حاضر نشوند، به مجازات تهدید شدهاند (رجوع کنید به بخاری، ج١، ص١٥٨؛ ابنحزم، ج٥، ص٥٧؛ طوسی، ١٤٠١، ج٣، ص٢٦٦؛ حرّعاملی، ج٨، ص٢٩١ـ ٢٩٣، حدیث٤، ٦، ٩)؛ البته به نظر خوئی(رجوع کنید به بروجردی، ج١٧، ص١٦)، تهدید در اینقبیل احادیث متوجه منافقان صدراسلام بوده است كه از دستورهای آن حضرت سرپیچی میكردند. به گفته برخی دیگر (براینمونهرجوع کنید به جزیری، ج١، ص٣٦٨)، این احادیث در ابتدای ظهور اسلام، كه مسلمانان به سبب تعداد اندكشان نیاز به وحدت و همبستگی داشتند، صادر شده و حكم آنها بعدها منسوخ گردیده است(نیز رجوع کنید به ابنحجر عسقلانی، فتحالباری، ج٢، ص١٠٥ـ١٠٦).
هر چند مذاهب اسلامی درباره مشروعیت نماز جماعت اتفاق نظر دارند، در باره واجب یا مستحب بودن آن و نیز چگونگی وجوب آن اختلاف دارند. حنبلیان و برخیاز حنفیان نماز جماعترا واجب عینی دانستهاند و از جمله به آیه ٤٣ سوره بقره و ١٠٢ سوره نساء و نیز احادیث بسیاری كه به نماز جماعت فرمان داده یا برای ترك كنندگان آن مجازاتی مقرر كرده است، استناد كردهاند. به اعتقاد حنبلیان، در آیه ١٠٢ سورهنساء، به اقامه نماز جماعت در حالت اضطرار و حرج، تكلیف و بر آنتأكید شدهاستپس، از راهاولویت، میتوان وجوب آن را در حالت عادی اثبات كرد (براینمونه رجوع کنید به ابناثیر، ج٥، ص٥٦٤، ٥٦٦؛ ابنقدامه، ج٢، ص٢ـ٣؛ كاسانی، ج١، ص٣٨٤؛ بُهُوتی حنبلی، ج١، ص٥٥١؛ ابنعابدین، ج٢، ص٥٠، ٥٣). به گفته احمدبنحنبل، اقامه نماز به جماعت، شرط صحت آن نیست(رجوع کنید به ابن قدامه، همانجا؛ زحیلی، ج٢، ص١١٦٩). به نظر فقهای مذاهب دیگر، آیه١٠٢ سوره نساء تنها مشروعیت نماز جماعت را اثبات میكند، نه وجوب عینی آن را (جزیری، همانجا).
گروهیاز شافعیان نماز جماعت را برای مردان غیر برده كه در حال سفر نباشند، واجب كفایی دانسته و برپا داشتن آن را در هر شهری، چه كوچك چه بزرگ، لازم شمردهاند (رجوع کنید به شافعی، ج١، ص؛ خطیب شربینی، ج١، ص٢٢٩ـ٢٣٠). بهعقیدهآنان، در صورت خودداری همه اهالی شهر از برپا داشتن نماز جماعت، حاكماسلامی باید با آنان نبرد كند (نووی، ج ٤، ص١٨٦ـ١٨٧؛ خطیب شربینی، همانجا). مشابه این رأی به حنفیان نیز نسبت داده شده است(جزیری، ج١، ص٣٦٩). بیشتر حنفیان و مالكیان و برخی از شافعیان معتقدند كه خواندن نماز بهجماعت، در تمامی نمازهای واجب، به جز نماز جمعه، از مستحباتِ مؤكد برای همه كسانی است كه بدون مشقت، توان حاضر شدن در آنرا دارند و در این باره به احادیث راجع به فضیلت و سنّت بودن نماز جماعتاستناد میكنند (نووی، ج٤، ص١٨٨؛ خطیب شربینی، همانجا؛ زحیلی، ج٢، ص١١٦٧ـ ١١٦٨). نظر فقیهان امامی نیز استحباب مؤكد نماز جماعت است(برای نمونه رجوع کنید به طوسی، ١٣٨٧، همانجا؛ نراقی، ج٨، ص١١ـ١٢).
به نظر مشهور فقهای امامی، نماز عید فطر و نماز عید قربان، در صورت وجود همه شرایط وجوب(از جمله حضور اماممعصوم)، باید به جماعت خوانده شوند (ابن بابویه، ١٤١٥، ص١٤٩؛ محقق حلّی، ج١، ص٧٨؛ نراقی، ج٦، ص٦). رأی حنفیان(برای نمونه رجوع کنید به كاسانی، ج١، ص٦١٦) و حنبلیان نیز همین است، ولی مالكیان و شافعیان به جماعت خواندنِ نمازهایعید را مستحب دانستهاند (رجوع کنید به خطیب شربینی، ج١، ص٢٢٥؛ بهوتی حنبلی، ج١، ص٥٥٣). همچنین به نظر همه مذاهب اسلامی، در نماز جمعه جماعت بودن شرط صحت نماز است(ابوالفضل موصلی، ج١، ص٨٣؛ علامهحلّی، ج١، ص٥١؛ بهوتی حنبلی، ج١، ص٥٥٢ ٥٥٣؛ نیز رجوع کنید به جمعه، نماز * ).
بیشتر فقهای اهل سنّت به جماعت خواندنِ تمامی نمازهای مستحب را مجاز میدانند (برای نمونه رجوع کنید به ابنقدامه، ج١، ص٧٧٥ـ ٧٧٦؛ جزیری، ج١، ص٣٧٠ـ٣٧١). مالكیان و حنفیان به جماعت خواندن برخی نوافل در غیر نمازهای مستحبی ماه رمضان و نیز نماز آیات را مكروه دانستهاند (شمس الائمه سرخسی، ج٢، ص٣٧؛ جزیری، ج١، ص٣٧٠). فقیهان امامی به جماعت خواندن نمازهای مستحب، جز نماز باران(استسقاء * )، را مشروع ندانسته و همه اقسام نمازهای جماعت مستحب، از جمله نماز تراویح* ، را بدعت شمردهاند (برای نمونه رجوع کنید به طوسی، ١٤٠٧ـ١٤١٧، ج١، ص٥٣٠)؛ البته به نظر برخیاز آنان برگزاری نماز عید فطر و عید قربان به جماعت، در عصر غیبت جایز و مستحب است(رجوع کنید به ابنادریسحلّی، ١٤١٠ـ ١٤١١، ج١، ص٣١٥ـ٣١٦؛ علامهحلّی، همانجا).
فقیهان اهل سنّت به جماعت خواندن نماز را در موارد وجوب، برای زنان و بردگان و افراد معذور واجب و حتی مستحب نمیدانند، هر چند نماز جماعت آنان را صحیح میشمارند. برخی فقهای اهل سنّت شركت در نماز جماعت را برای زنانی كه خروج آنان از خانه ممكن است مفسدهای در پیداشته باشد، از جمله زنان جوان، مكروه یا ممنوع دانستهاند (رجوع کنید به خطیب شربینی، ج١، ص٢٣٠؛ بهوتی حنبلی، ج١، ص٥٥٤؛ حَصكَفی، ج١، ص٥٦٥ ٥٦٦؛ ابنعابدین، ج١، ص٥٦٥ ٥٦٦؛ نیز رجوع کنید به زحیلی، ج٢، ص١١٧٢ـ١١٧٣).
شیوه برگزاری نماز جماعت در نمازهای واجب، در همه مذاهب اسلامی تقریباً یكسان است. در این نماز، امام جماعت، به نمایندگی از نمازگزاران، در ركعتهای اول و دومحمد [و سوره] را میخواند و نمازگزاران، ضمن پیروی از امام در حركات و اعمال نماز، بقیه ذكرهای نماز را در این دو ركعت و همه ركعتهای بعد با صدایآهسته میخوانند. نمازگزار (مأموم) نباید در افعال نماز به عمد از امام جماعت پیشی بگیرد (رجوع کنید به شهید اول، ج١، ص٢٢١ـ٢٢٢؛ صنعانی، ج٢، ص٢٢؛ جزیری، ج١، ص٣٨١). بهنظر مشهور فقهای امامی و برخی مذاهب اهل سنّت، پیروی نمازگزاران از امام جماعت در افعال نماز شرط صحت آن نیست، هرچند برخی فقها این امر را شرط صحت و شماری دیگر آن را شرط جماعت بودن نماز میدانند (جزیری، ج١، ص٣٨١ـ ٣٨٥؛ بروجردی، ج١٧، ص٢٢٩ـ٢٣٢). اگر نمازگزاران صدای قرائت(خواندنحمد و سوره) امام را نشنوند، میتوانند خودشان ذكر ركعتهای اول و دوم را بگویند (رجوع کنید به ابنبابویه، ١٤١٥، ص١٢٠؛ بهوتی حنبلی، ج١، ص٥٦٣؛ توضیحالمسائل مراجع، ج١، ص٨٢٢). به نظر فقهای شیعه و اهل سنّت، در نماز جماعت لازم نیست امام قصد جماعت نماید، ولی مأموم باید قصد پیروی از امام جماعت (اقتداء) را داشته باشد و نماز خود را تابع نماز امام قرار دهد (اشتهاردی، ج٢، ص٧٤ـ ٧٥؛ جزیری، ج١، ص٣٧٨ـ٣٧٩).
فقهای شیعه و اهل سنّت، برای اقامه صحیح نماز جماعت، رعایت شرایطی را لازم دانستهاند، از جمله: ١) حضور حداقل دو نفر در نماز جماعت، كه یك نفر از آنان امامت را برعهده بگیرد. این شرط در مورد نمازهای جمعه و عید بهگونه دیگری مطرح میشود (رجوع کنید به جمعه* ، نماز؛ عیدفطر * ؛ عیدقربان* ). ٢) یكسان بودن نماز امام جماعت با نمازگزاران از نظر وجوب یا استحباب(در نمازهای مستحبی كه میتوان به جماعت خواند)، به نظر مشهور در فقه امامی؛ اما، به نظر بیشتر مذاهب اهل سنّت اقتدای نمازگزار در نماز واجب به امام جماعتی كه نافله میخواند، مجاز نیست. همچنین برخی مذاهب اهل سنّت اتحاد در جنس و نوع نماز را نیز شرط دانستهاند؛ ازاین رو، مأموم مثلاً نمیتواند نماز عصر خود را با نماز ظهر امام یا نماز قضای خود را با نماز ادای امام یا بالعكس ادا كند. ٣) تقدمْ نداشتنِ جایگاه نمازگزاران بر محل امام جماعت. ٤) نبودن مانع میان صف اول و امام جماعت، به گونهای كه نمازگزاران بتوانند امام را ببینند. ٥ ) اتصال صفوف نماز جماعت به یكدیگر. ٦) بلندتر نبودن جایگاه امام جماعت از دیگر نمازگزاران؛ از این رو، معمولاً در مساجد سطح محراب پایینتر از سطح مسجد ساخته میشود (رجوع کنید به شهید اول، ج١، ص٢٢١؛ بهوتی حنبلی، ج١، ص٥٦١ - ٥٦٢؛ جزیری، ج، صـ٣٧٧، ٣٨٠، ٣٨٦ـ٣٨٧؛ بروجردی، ج١٧، ص٤٧ـ ٤٩، ١٣٧، ١٥١، ١٥٧، ١٦٢؛ زحیلی، ج٢، صـ ١٢٤٤، ١٢٤٧ـ١٢٥٢).
به نظر مشهور فقهای حنفی(براینمونهرجوع کنید به حصكفی، ج١، ص٥٥٤ ٥٥٥؛ زحیلی، ج٢، ص١٢٠١ـ١٢٠٢) و امامی، هر مرد بالغ، عاقل و حلال زادهای كه نماز را به شكل درست و با قرائت صحیح ادا كند و واجد صفت تقوا و دوری از گناهان كبیره(بهاصطلاحفقهی، شرط«عدالت») باشد، دارای شرایط امامت نماز است(علمالهدی، ١٤٠٥ـ١٤١٠، ج١، ص٢٧١ـ٢٧٢؛ شهید اول، ج١، ص٢١٨). در مواردی كه افراد متعددی حائز این شروط باشند، ملاكهایی مانند میزان تقوا، علم، سن و داشتن روی نكو، برای گزینش فرد برتر مطرح شده است(براینمونهرجوع کنید به ابن بابویه، ١٤١٥، ص١١٢؛ حصكفی، ج١، ص٥٥٧ ٥٥٨؛ زحیلی، همانجا). همچنین این شرط مطرح شده كه امام جماعت نباید برای امامت خود مزدی دریافت كند (محققحلّی، ج٢، ص٢٦٥) و این شرط نشان دهنده اهمیت مقام معنوی امام جماعت در اسلام است.
نكته مهم درباره شروط مذكور، اختلاف نظر مذاهب اسلامی در باره شرط عدالت امام جماعت است. فقهای حنفی و شیعه و برخی شافعیان بر این شرط بسیار تأكید كرده و صریحاً نماز جماعت با امام فاسق را باطل دانستهاند، اما فقهای دیگر مذاهب اهل سنّت بیشتر بر اصل اقامه نماز جماعت تأكید كردهاند (رجوع کنید به ابنقدامه، ج٢، ص٢٢). حنبلیان(رجوع کنید به همان، ج٢، ص٢٥ـ٢٦؛ قس زحیلی، ج٢، ص١٢٠٠) و شافعی(ج١، ص١٩٣) امامت شخص فاسق را، به ویژه در نماز جمعه و نماز عید، جایز میدانند؛ حتی به گفته شافعی جایز است كه مسافر به فردی اقتدا كند كه در اصلِ مسلمان بودنِ او تردید دارد (رجوع کنید به ج١، ص١٩٠)، البته اگر مسافر بعداً از مسلمان نبودن او اطمینان یابد، باید دوباره نمازش را به جایآورد (خطیبشربینی، ج١، ص٢٤١). مالكیان معتقدند امام نباید مرتكب فسقی شود كه به صحت نماز خلل وارد كند، مثلاً نباید نمازش را بدون وضو یا بدون قرائت سوره حمد به جای آورد، اما ارتكاب فسقهای خارج نماز، مانند شرابخواری یا زنا، موجب بطلان امامت او نمیشود، هرچند اقتدا كردن به چنین شخصی مكروه است(زحیلی، همانجا).
به نظر همه مذاهب فقهی، زن نمیتواند برای نمازگزارانی كه در میان آنان مرد وجود دارد، امام جماعت باشد، اما بر پایه فقه شافعی و حنبلی و نظر برخی فقهای شیعه، امامت او برای جماعت زنان مجاز است(شافعی، ج١، ص١٩١؛ طوسی، ١٣٨٧، ج١، ص١٥٧؛ ابنقدامه، ج٢، ص٣٣؛ نووی، ج٤، ص ٢٥٥). حنفیان و مالكیان، مرد بودن امام جماعت را همواره شرط میدانند (ابنعابدین، ج١، ص٥٦٦؛ نیز رجوع کنید به زحیلی، ج٢، ص١١٩٤؛ قس جزیری، ج١، ص٣٧٢).
مباحث دیگری نیز درباره نماز جماعت در منابع فقهی مطرح شده است، مانند امامت كودك ممیز، استخلاف(جانشینی شخصی به جای امام جماعتی كه از ادامه نماز ناتوان و معذور است)، وجوب یا استحباب اذان و اقامه در نماز جماعت، جایز بودنیا نبودن تبدیل نماز جماعت به نماز فرادی' و موارد دیگر (رجوع کنید به علمالهدی، ١٤١٧، ص١٧٨؛
جزیری، ج١، ص٣٧١ـ٣٧٢، ٤٠٢ـ٤٠٧؛
اشتهاردی، ج٢، ص٧٤ـ٩٠).
منابع:
(١) علاوه بر قرآن؛
(٢) ابناثیر، جامعالاصولفیاحادیثالرسول، چاپعبدالقادر ارناؤوط، بیروت١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٣) ابنادریسحلّی، كتابالسرائر الحاویلتحریر الفتاوی، قم١٤١٠ـ١٤١١؛
(٤) ابنبابویه، علل الشرایع، نجف١٣٨٦/١٩٦٦، چاپ افستقم [بیتا. (؛
(٥) همو، المقنع، قم١٤١٥؛
(٦) ابن حجرعسقلانی، تلخیص الحبیر، )بیروت(: دارالفكر، )بیتا.(؛
(٧) همو، فتحالباری: شرح صحیحالبخاری، بیروت: دارالمعرفه، ) بیتا. (؛
(٨) ابنحزم، المحلّی' ، چاپاحمد محمدشاكر، بیروت: دارالجیل،)بیتا. ( ؛
(٩) ابنعابدین، حاشیهردّ المحتار علیالدّرالمختار: شرحتنویرالابصار ، چاپ افست بیروت ١٣٩٩/١٩٧٩؛
(١٠) ابنقدامه ، المغنی، بیروت: دارالكتاب العربی، ) بیتا.( ؛
(١١) ابنماجه، سنن ابنماجه، چاپمحمد فؤاد عبدالباقی، )قاهره١٣٧٣/١٩٥٤(، چاپافست )بیروت، بیتا. ( ؛
(١٢) عبداللّهبنمحمود ابوالفضلموصلی، الاختیار لتعلیلالمختار ، تعلیقاتمحمود ابودقیقه، استانبول ١٩٨٤؛
(١٣) سلیمانبن اشعث ابوداوود، سنن ابیداود ، چاپ سعید محمد لحام، بیروت ١٤١٠/١٩٩٠؛
(١٤) علی پناه اشتهاردی، تقریر بحث السید البروجردی، قم١٤١٦؛
(١٥) محمدحسین اصفهانی، بحوث فیالفقه، قم١٤١٨؛
(١٦) محمدبن اسماعیل بخاری، صحیح البخاری، )چاپ محمد ذهنیافندی(، استانبول ١٤٠١/١٩٨١؛
١٧- مرتضی بروجردی، المستند فیشرح العروة الوثقی، تقریراتدرسآیهاللّهخوئی، ج١٧، قم١٤٢١/٢٠٠٠؛
(١٨) منصوربن یونس بهوتی حنبلی، كشافالقناععنمتنالاقناع، چاپمحمدحسنشافعی، بیروت١٤١٨/١٩٩٧؛
(١٩) محمدبن عیسیترمذی ، سننالترمذی، ج١، چاپ عبدالوهاب عبداللطیف، بیروت١٤٠٣؛
(٢٠) توضیح المسائل مراجع: مطابق با فتاوای دوازده نفر از مراجع معظّم تقلید، گردآوری محمدحسن بنیهاشمی خمینی،قم: دفتر انتشارات اسلامی،١٣٧٨ش؛
(٢١) عبدالرحمان جزیری، كتابالفقه علیالمذاهب الاربعة، بیروت١٤١٠/١٩٩٠؛
٢٢- حرّعاملی؛
(٢٣) محمدبنعلی حصكفی، الدّرالمختار،درابنعابدین، همان منبع؛
(٢٤) محمدبناحمد خطیبشربینی، مغنی المحتاج الی معرفة معانی الفاظ المنهاج، مع تعالیق جوبلی بنابراهیم شافعی، بیروت: دارالفكر، )بیتا.(؛
(٢٥) احمد خوانساری، جامع المدارك فیشرح المختصر النافع، علقعلیهعلیاكبر غفاری، ج١، تهران١٣٥٥ ش؛
(٢٦) ابوالقاسم خوئی و جوادتبریزی، صراط النجاة: استفتاءاتلآیة اللّهالعظمی الخوئی مع تعلیقه و ملحق لآیة اللّه العظمی التبریزی، قم١٤١٦ـ ١٤١٨؛
(٢٧) وهبه مصطفی زحیلی، الفقهالاسلامی و ادلّته، دمشق ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٢٨) محمدبن ادریس شافعی، الاّم، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢٩) محمدبن احمد شمس الائمه سرخسی، كتاب المبسوط، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٣٠) محمدبن مكی شهید اول، الدروس الشرعیة فیفقه الامامیة، قم ١٤١٢ـ١٤١٤؛
(٣١) محمدبن اسماعیل صنعانی، سبل السلام: شرحبلوغالمرام، من جمع ادلة الاحكام لابنحجر عسقلانی، )بیروت ( ١٣٧٩/١٩٦٠؛
(٣٢) محمدبن حسنطوسی، تهذیبالاحكام، چاپ حسن موسوی خرسان، بیروت١٤٠١/ ١٩٨١؛
(٣٣) همو، كتابالخلاف، قم١٤٠٧ـ١٤١٧؛
(٣٤) همو، المبسوطفیفقهالامامیة، ج١، چاپ محمد تقی كشفی، تهران١٣٨٧؛
(٣٥) حسن بن یوسف علامهحلّی، تحریرالاحكام، ) قم ( : مؤسسهآلالبیت، )بیتا. (؛
(٣٦) علی بنحسینعلمالهدی، رسائل الشریف المرتضی، چاپ مهدی رجائی، قم١٤٠٥ ـ١٤١٠؛
(٣٧) همو، مسائل الناصریات، )تهران( ١٤١٧/ ١٩٩٧؛
(٣٨) ابوبكربن مسعود كاسانی، بدائعالصنائع فی ترتیب الشرائع، چاپمحمد عدنانبن یاسین درویش، بیروت١٤١٩/١٩٩٨؛
(٣٩) كلینی؛
(٤٠) مالكبن انس، الموطّأ، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، بیروت١٤٠٦؛
(٤١) جعفربن حسن محقق حلّی، شرائعالاسلام فی مسائل الحلال و الحرام، چاپ صادق شیرازی، ) تهران (١٤٠٩؛
(٤٢) مسلم بن حجاج، الجامع الصحیح، بیروت: دارالفكر، ) بیتا. ( ؛
(٤٣) احمد بن محمد مهدی نراقی، مستند الشیعة فی احكام الشریعة، قم، ج٦، ١٤١٥، ج٨ ، ١٤١٦؛
(٤٤) یحیی بن شرف نووی، المجموع: شرحالمهذّب، بیروت: دارالفكر، ) بیتا. ] .
/ محمدكاظمرحمانستایش/