دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٤٩
حوض سلطان ، حوض سلطان، درياچهاى فصلى در استان قم. اين درياچه را درياچه قم، درياچه ساوه و درياچه شاهى مىنامند و گاهى نيز براثر پرآبى و پيوستن آن به كوير نمك، درياچهاى وسيع تشكيل مىگردد كه به درياچه نمك مشهور است (رجوع کنید به كيهان، ج ١، ص ٨٤؛ بديعى، ج ١، ص ١٤٣). در شرايط كمآبى، دلتاى رودهاى رودشور و كرج و جاجرود چاله حوض سلطان را از درياچه نمك جدا مىكند (بديعى، ج ١، ص١٧٠). حوض سلطان در شمال شهر قم و مشرق شهر ساوه بر سر راه تهران ـ قم واقع است (افشين، ج ٢، ص ٢٦٦؛ نيز رجوع کنید به نقشه تقسيمات كشورى جمهورى اسلامى ايران). وسعت آن، با توجه به ميزان بارندگى و واردات آب در فصول مختلف سال، متفاوت است و حداكثر به ٤٠٠،٢ كيلومتر مربع مىرسد (كيهان، همانجا؛ بديعى، ج ١، ص ١٤٣). در تابستان، درياچه حوضسلطان به نمكزار و چالهاى بزرگ و كاملا كويرى تبديل مىشود (سيرو، ص ٢٤٧؛ بديعى، ج ١، ص١٧٠). آب آن تلخ و شور است (بديعى، ج ١، ص ١٤٣؛ براى توضيحى درباره «آب تلخ» و «آب شور» رجوع کنید به فشاركى، ذيل "Bitter lake" و "Salt lake"). اين درياچه از دو چاله بيضىشكل به نامهاى حوض سلطان (قسمت غربى) و حوض مره (قسمت شرقى، كه ظاهراً نام آن مأخوذ از نام كوه مره در شمال درياچه است) تشكيل شده است (رجوع کنید به بديعى، ج١، ص١٧٠). در مواقع خشكى و كم بارانى باريكهاى خشكى يا باتلاقى به طول ده كيلومتر، آنها را از هم جدا مىكند (گابريل، ص ١٢، ٥٩). ناصرالدينشاه (ص ٢٠٥) تركيب اين دو درياچه و باريكه ميان آنها را به عينك تشبيه كرده است. بخشى از رشته كوه البرز در شمال آن است كه تعدادى از رودهاى آن وارد حوضه آبريز درياچه مىشوند (رجوع کنید به كيهان، همانجا).
اين درياچه را باقى مانده درياى بزرگى مىدانند كه در اين ناحيه بوده است (رجوع کنید به هِدين، ص ٥٥١؛ سيرو، ص ٢٤٩؛ پيرنيا، ج ١، ص ١٤٨). در دوره مادها درياچه حوض سلطان در مركز ماد سفلا قرار داشت (دياكونوف، ص ٨١، ٨٨ـ٨٩). در بعضى منابع قديم تاريخ اسلام آمده است كه خشك شدن درياچه ساوه يكى از رويدادهاى همزمان با ولادت حضرت رسول اكرم بوده است (رجوع کنید به يعقوبى، ج ٢، ص ٨؛
قزوينى، ص ٢٥٨ـ٢٥٩؛
حمداللّه مستوفى، ص ٢٢٢؛
شيروانى، ص ٣٠٤). در سده پنجم يا ششم سد ساوه را بر رود قرهچاى زدند تا باتلاقهايى را كه بين حوض سلطان و درياى نمك و رود قرهچاى به وجود مىآمد و عبور و مرور را دشوار مىكرد خشك كنند. اين سد از سنگ و ساروج و در ميان درهاى كه شكافى طبيعى داشت ساخته شده بود ولى پس از مدتى، بر اثر فشار آب ويران شد (سيرو، ص ٢٥١؛
ديولافوا، ص ١٧٥). بهنوشته سيرو (ص ٢٥٢)، براى آبيارى زمينهاى كشاورزى ساوه، سد را تعمير كردند و مانع ورود آب به درياچه شدند. سلطان سنجر (متوفى ٥٥٢) براى رفاه حال مسافران و عابران، در اين محل چند رشته قنات احداث كرد و آب آنها را در حوضى جارى ساخت، از آن پس عبور كاروانيان از اين محل متداول گرديد. كاروانسراى حوض سلطان را نيز از بناهاى دوره سلطان سنجر مىدانند (راهنماى جغرافياى تاريخى قم، ج ١، ص ٢٤٥ـ٢٤٦). كرزن (ج ٢، ص ٣) نيز از آب انبارى كه آب آن از چند رشته قنات از حدود شمالى كوير تأمين مىشده سخن گفته است.ظاهرآ سد ساوه تا ١٢٦٧ وجود داشته است، زيرا ناصرالدينشاه همراه با اميركبير از آن ديدن كردند (رجوع کنید به اعتمادالسلطنه، ج ١، ص ١٤). به نوشته كرزن (ج ٢، ص ٣ـ٤)، اين سد را در ١٢٩٠ امينالسلطان، به منظور آبادكردن املاك خود، كه لازمه آن تغيير مسير كاروانهايى بود كه راه كوتاهتر ميان دو درياچه را طى مىكردند، خراب كرد و درياچه مجددآ پرآب و راه ميان دو درياچه بسته شد. او جادهاى جديد براى زوّار احداث نمود و كاروانسراهاى علىآباد، منظريه و قم را بنا كرد و كاروانها ناگزير شدند از راه جديد تردد كنند. ناصرالدينشاه نيز كه در ١٣٠٥ از درياچه ديدن كرده است مىنويسد اين درياچه شش سال قبل مجددآ تشكيل شده است و مسافران بايد از راه جديد و از مغرب كنار درياچه عبور كنند كه مسافت آن ده فرسنگ بيشتر است (ص ٢٠١ـ٢٠٣؛
نيز رجوع کنید به هدين، ص ٥٤٩). در عصر ناصرى، مسافت دور درياچه سى ساعت پيادهروى و عمق آن حدود ده ذرع تخمين زده شده است؛
در فصل بهار زمينهاى اطراف درياچه مملو از لاله قرمز و گلهاى زرد و سفيد مىشده، همچنين در مراتع پيرامونِ آن، نزديك به ده هزار شتر متعلق به دولت ــكه شتربانان آن از قبيله چادرنشين عرب كلكو بودندــ چرا مىكردند (رجوع کنید به ناصرالدين قاجار، ص ٢٠٣ـ٢٠٥). به نوشته گابريل (ص ٥٩)، در قسمت اعظم سال راه كاروانيان از راه خشكى ميان دو درياچه مىگذشت. خود وى نيز از اين راه عبور كرده بود. سيرو، با توجه به قرارگيرى دو كاروانسراى قلعهقرمز و حوض سلطان، هر دو در شمال درياچه و در يك مسير شمالى ـ جنوبى واحد، احتمال داده كه راه سنگفرشى كه متعلق به دوره صفوى و خط سير تابستانى رى به قم بوده، از ميان دو درياچه مىگذشته است (ص ٢٤٨، ٢٥١ و ص ٩، نقشه). ظلالسلطان (ج ٢، ص ٤٣٣) نيز به عبور خود از راه معمول، راه حوض سلطان، اشاره كرده است. امروزه بزرگراه تهران ـ قم از مغرب درياچه مىگذرد.
منابع:
(١) اعتمادالسلطنه؛
(٢) يداللّه افشين، رودخانههاى ايران، تهران ١٣٧٣ش؛
(٣) ربيع بديعى، جغرافياى مفصل ايران، تهران ١٣٦٢ش؛
(٤) حسن پيرنيا، ايران باستان، يا، تاريخ مفصل ايران قديم، تهران ١٣٦٩ش؛
(٥) حمداللّه مستوفى، نزهةالقلوب؛
(٦) ايگور ميخائيلوويچ دياكونوف، تاريخ ماد، ترجمه كريم كشاورز، تهران ١٣٥٧ش؛
(٧) ژان پل راشل ديولافوا، سفرنامه مادام ديولافوا: ايران و كلده، ترجمه و نگارش عليمحمد فرهوشى، تهران ١٣٦١ش؛
(٨) راهنماى جغرافياى تاريخى قم: مجموعه متون و اسناد، ج ١، بهكوشش مدرسى طباطبايى، قم ١٣٣٥ش؛
(٩) ماكسيم سيرو، كاروانسراهاى ايران و ساختمانهاى كوچك ميانراهها، ترجمه عيسى بهنام، (تهران، بىتا.)؛
(١٠) زينالعابدينبن اسكندر شيروانى، بستانالسياحه، يا، سياحتنامه، چاپ سنگى تهران ١٣١٥، چاپ افست (بىتا.)؛
(١١) مسعودميرزابن ناصر ظلالسلطان، خاطرات ظلالسلطان، چاپ حسين خديوجم، تهران ١٣٦٨ش؛
(١٢) پريدخت فشاركى، فرهنگ جغرافيا، تهران ١٣٧٩ش؛
(١٣) زكريابن محمد قزوينى، كتاب آثارالبلاد و اخبارالعباد، چاپ فرديناند ووستنفلد، گوتينگن ١٨٤٨، چاپ افست ويسبادن ١٩٦٧؛
(١٤) مسعود كيهان، جغرافياى مفصل ايران، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ش؛
(١٥) آلفونس گابريل، عبور از صحارى ايران، ترجمه فرامرز نجد سميعى، مشهد ١٣٧١ش؛
(١٦) ناصرالدين قاجار، شاه ايران، سفرنامه عراق عجم: بلاد مركزى ايران، تهران ١٣٦٢ش؛
(١٧) نقشه تقسيمات كشورى جمهورى اسلامى ايران، مقياس ٠٠٠، ٥٠٠،١:٢، تهران: سازمان نقشهبردارى كشور، ١٣٨٣ش؛
(١٨) اسون اندرس هِدين، كويرهاى ايران، ترجمه پرويز رجبى، تهران ١٣٥٥ش؛
(١٩) يعقوبى، تاريخ؛
(٢٠) George N. Gurzon, Persia and the Persian question, London ١٨٩٢.
/ معصومه رضازاده شفارودى/