دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٣٧
جزء ، نوعی تقسیمبندی قرآن كریم كه مسلمانان برای تسهیل قرائت و حفظ قرآن ابداع كردهاند، و نیز نام گونهای از آثار حدیثی.
١) تقسیمبندی قرآنی. بهجز دو تقسیمِ آیه * و سوره * ، كه در خود قرآن به آنها اشاره شده (برای نمونه رجوع کنید به بقره: ١٠٦؛ توبه: ١٢٤؛ محمد: ٢٠)، مشهورترین تقسیمات ابداعی مسلمانان برای قرآن، جزء، حزب، رُبع و ركوع است. در برخی قرآنها و كتابهای علوم قرآنی، تقسیمات دیگری (نظیر وِرد، ثُمن، مَنزِل، قیراط و نَقْزَه) نیز وجود دارد كه چندان مشهور نیستند.
در این مقاله، نخست در باره پیشینه تقسیمات قرآنی، و سپس در باره معنای لغوی و اصطلاحی هریك از تقسیمات قرآنی متداول، سخن گفته میشود.
پارهای از روایات تاریخی، حاكی از آن است كه در دوران پیامبر اكرم، قرآن به بخشهایی تقسیم شده بود. در این تقسیمبندی، كه برحسب سورهها صورت گرفته، قرآن هفت حزب بوده است: حزب اول سه سوره، شامل سورههای بقره، آلعمران و نساء؛ حزب دوم پنج سوره، شامل سورههای مائده، اَنعام، اَعراف، اَنفال و توبه؛ حزب سوم هفت سوره، شامل سورههای یونس، هود، یوسف، رعد، ابراهیم، حِجْر و نحل؛ حزب چهارم نه سوره، شامل سورههای اِسراء، كهف، مریم، ط'ه'، انبیاء، حج، مؤمنون، نور و فرقان؛ حزب پنجم یازده سوره، شامل سورههای شعراء، نمل، قَصص، عنكبوت، روم، لقمان، سجده، احزاب، سبأ، فاطر و یس؛ حزب ششم سیزده سوره، شامل سورههای صافات، ص´، زمر، غافر، فُصِّلت، شوری'، زُخرُف، دُخان، جاثیه، اَحقاف، محمد، فتح و حُجُرات؛ و حزب هفتم (حزب مفصَّل)، از سوره ق´ تا آخر قرآن (ابنحنبل، ج ٤، ص ٩؛ ابنماجه، ج ١، ص ٤٢٧ـ ٤٢٨؛ زركشی، ج ١، ص ٢٤٧ـ ٢٤٨)، البته طبق برخی روایات شیعی، حزب مفصّل ٦٧ یا ٦٨ سوره آخر قرآن را شامل میشده است ( رجوع کنید به عیاشی، ج ١، ص ٢٥؛ كلینی، ج ٢، ص ٦٠١).
ظاهراً در آن زمان هر مسلمانی، به فراخور حال خود، برای تلاوت یا حفظ روزانه قرآن از تقسیمبندی خاصی استفاده میكرده است. این تقسیمبندیها فردی بوده و به احتمال زیاد یكسان نبوده است ( رجوع کنید به ابنابیداوود، ص ١٣١). مثلاً، از امام جعفر صادق علیهالسلام نقل شده كه مصحف ایشان چهارده جزء داشته است ( رجوع کنید به كلینی، ج ٢، ص ٦١٧ـ ٦١٨).
در سده اول هجری، در دوره حجاجبن یوسف (متوفی ٩٥)، قرآن بر اساس تعداد حروفش به دو، سه، چهار و هفت بخش تقسیم شد (ابن ابیداوود، ص ١٣٢ـ١٣٣). پس از حجاج، دیگران به پیروی از شیوه او در تقسیم قرآن، تقسیمات دو، سه، چهار، پنج، شش، هفت، هشت، نه و ده جزئی قرآن را ابداع كردند (همان، ص ١٣٣ـ ١٣٥، ١٣٩ـ١٤٤). ابنجوزی (ص٢٥٩ـ ٢٧٧) تقسیمات جزئیتری را هم ذكر كرده است. ظاهراً غرض اصلی از همه این تقسیمات، تعیین مقداری از قرآن بوده كه یك مسلمان باید روزانه قرائت كند (ابیاری، ج ١، ص٣٨٠). ابنندیم (ص ٣٩) نام برخی كتابهایی را كه در قرنهای دوم و سوم هجری در این باره تألیف شده، آورده است.
بعدها برای سهولت بیشتر، قاریان و حافظان تقسیم سی جزئی قرآن را به كار بستند. این تقسیم بنا بر قول ابنالمنادی (متوفی ٣٣٦) مبتنی بر تعداد حروف بوده ولی بعداً مردم تقسیمبندی شصتگانه را بر مبنای كلمات ابداع كردند. تقسیمات دیگری هم كه از این تقسیمبندی شصتگانه نشئت گرفته مبتنی بر تعداد كلمات است (سخاوی، ج ١، ص ٣٧٧ـ ٣٧٨). در همگی این تقسیمات از واژه جزء استفاده شده است.
جزء در لغت بهمعنای بخش و بعض است (ابنمنظور، ذیل واژه) و در اصطلاح علوم قرآنی به بخش معینی از قرآن اطلاق میشود (سخاوی، ج ١، ص ٣١٣). در گذشته، اصطلاحهای جزء و حزب و ورد به یك معنا به كار میرفته است (همانجا). در روزگار ما، قرآن را به سی قسمت تقسیم میكنند و به هر قسمت جزء میگویند. اندازه جزءها با یكدیگر مساوی نیست، چه این تقسیمبندی بر اساس شماره كلمات صورت گرفته است. سخاوی (ج ١، ص ٣٥٤) تقسیم قرآن را به سی جزء، در اصل مأخوذ از تقسیم شصت جزئی قرآن و مبتنی بر تعداد كلمات دانسته و گفته كه همین امر موجب تفاوتهایی در اندازه جزءها شده است. منشأ این تقسیمبندی سیگانه به درستی معلوم نیست. كهنترین تقسیمبندی سی جزئی، به درخواست منصور عباسی (حك : ١٣٦ـ ١٥٨)، و به دست ابوعثمان عمروبن عُبَید (متوفی ١٤٤) صورت گرفت (همان، ج ١، ص ٣٧٨ـ٣٧٩). این تقسیم در اصل ٣٦٠ بخشی بوده و هر دوازده بخش آن یك جزء محسوب میشود. سزگین (ج ١، ص ٥٩٧) كتابی با نام اجزاء ثلاث مائة و ستون را به وی نسبت داده كه شاهدی بر این امر است. چون این تقسیمبندی با تقسیمبندی سی جزئی كنونی مطابق است ــ جز در هفت مورد كه اندك اختلافی دارد ( رجوع کنید به همان، ج ١، ص ٣٧٩ـ ٤١٥) به نظر میرسد كه تقسیمبندی سی جزئی فعلی همان تقسیمبندی سیگانه زمان منصور باشد.
برخی دیگر از تقسیمات قرآنی عبارتاند از:
حزب. در لغت به معنای طایفه، دسته و گروه است (ابنمنظور، ذیل واژه) و در اصطلاح علوم قرآنی به بخش معینی از قرآن اطلاق میشود (سخاوی، ج ١، ص ٣١٣). اندازه حزب نیز همواره یكسان نبوده است.
از جمله این تقسیمات، تقسیم شصت حزبی است كه زمان دقیق پیدایش آن معلوم نیست، ولی نشانهگذاری تقسیم شصت حزبی در حواشی قرآنِ ابنبَوّاب (متوفی ٤١٣) دیده میشود. اگر این نشانهگذاری از خود ابنبوّاب باشد، این نتیجه بهدست میآید كه در زمان كتابت این قرآن (سال ٣٩٨ یا ٣٩٩)، تقسیم شصت حزبی در منطقه عراق (محل كتابت این قرآن) رواج داشته است. بر اساس این تقسیم، هریك از اجزای سیگانه قرآن به دو حزب تقسیم میشود. تقسیم هر جزء به دو حزب، امروزه نیز در بسیاری از كشورهای اسلامی رایج است (برای نمونه رجوع کنید به مصحف المدینة النبویة، به خط عثمان طه، مدینه ١٤٢٣).
سخاوی تقسیم شصت حزبی را از قول ابوعمرودانی (متوفی ٤٤٤) و او نیز از تعدادی از شیوخ و استادانش نقل كرده و آغاز و انجام هریك از این احزاب را از قول ابوعمرودانی مشخص كرده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ٣٤١ـ٣٥٤).
گرچه تقسیم هر جزء به چهار حزب، یعنی تقسیم ١٢٠ حزبی، در جمالالقراءِ سخاوی (ج ١، ص ٣٥٤) آمده، اما پیشینه دقیق آن معلوم نیست. در واقع، در تقسیمِ هر جزء به چهار حزب، هر حزب نصف حزب در تقسیم شصتگانه است (همانجا). به گفته سخاوی (ج ١، ص ٣٧٨)، تقسیم ١٢٠ حزبی قرآن برای قاریان مساجد صورت گرفته، اما روشن نیست كه قاریان مساجد در دوره سخاوی یا پیش از او چگونه و در چه زمانی قرآن را تلاوت میكردهاند یا چه روشی در این كار داشتهاند كه موجب پدیدآمدن این تقسیم جدید شده است. امروزه نیز تقسیم هر جزء به چهار حزب متداول است (برای نمونه رجوع کنید به قرآن مجید ، ترجمه عبدالحمید آیتی، به خط حبیباللّه فضائلی، تهران ١٣٧١).
رُبع. در لغت به معنای ٤/١ است و در اصطلاح علوم قرآنی به ٤/١ حزب (در تقسیمات شصت حزبی نه ١٢٠ حزبی) اطلاق میشود. بر اساس قول سخاوی (ج ١، ص ٣٦٤)، ابوالقاسم شاطبی (متوفی ٥٩٠) برای كسانی كه میخواستند قرائات را فرا گیرند این روش را به كار میبرد و هر قسمت از شصت قسمت (یعنی هر حزب) را در چهار روز تعلیم میداد. بنا بر سخن سخاوی (همانجا)، این تقسیمبندی پس از شاطبی نیز باقی ماند و مردم زمان سخاوی هم آن را معمول میداشتند. بدینگونه تقسیم هر حزب به چهار رُبع بهتدریج متداول شد و حتی مقری و فقیه مالكی، علیبن محمد نوری صَفاقُسی (متوفی ١١١٨)، كتاب مشهور خود ( غَیثُ النَفْعِ فیالقِراءات السَّبْع ) را بر اساس همین ربعها تقسیم كرد، به این ترتیب كه احكام قرائات قرآن را از آغاز تا پایان قرآن، بهصورت رُبع به رُبع ذكر نمود ( رجوع کنید به نوری صفاقسی، ص ١٤، ٣٢، ٣٩، ٤٣، و جاهای دیگر). قرآنهایی كه امروزه بر اساس تقسیم شصت حزبی و ٢٤٠ ربعی چاپ میشوند از تقسیمبندی كتابهایی چون غیث النفع ، ناظمة الزهر فی اعداد آیات السور اثر شاطبی و شرح آن از موسیبن جاراللّه تركستانی (متوفی ١٣٦٩)، تحقیق البیان فی عدّآی القرآن اثر محمد متولی (متوفی ١٣١٣)، و ارشاد القراء و الكاتبین فی عدّ آی القرآن از رضوانبن محمد مُخَلَّلاتی (متوفی ١٣١١) سرمشق میگیرند (برای نمونه رجوع کنید به مصحف مكة المكرمة، به خط محمدطاهر، مكه [ بیتا. ]؛ مصحف المدینة النبویة، به خط عثمان طه، مدینه ١٤٢٣؛ مصحف الجماهیریه بروایه الامام قالون و الرسم العثمانی علی مااختاره الحافظ ابوعمروالدانی ، به خط ابوبكر ساسی مغربی، طرابلس ١٣٩٠/١٩٨٠). البته سخاوی در كتاب خود (ج ١، ص ٣٦٨ـ٣٧٤)، ضمن تعیین ربعهای هریك از حزبها، قرآن را به چهار قسمت تقسیم كرده و هر قسمت را یك ربع نامیده كه با اصطلاح یاد شده متفاوت است. این روش امروزه در قرآنهای متداول در كشورهایی نظیر تونس و مراكش كاربرد دارد ( رجوع کنید به قرآن كریم بروایه ورش ، دارالبیضاء ١٤١٢/١٩٩١).
ركوع. در لغت به معنای خم شدن است (ابنمنظور، ذیل واژه) و در اصطلاح، نوعی تقسیم قرآن است كه با علامت اختصاری «ع» مشخص میشود. تفاوت ركوع با دیگر تقسیمات، در این است كه در آن مضمون آیات قرآن ملاك قرار میگیرد، نه تعداد حروف و كلمات. این تقسیمبندی در سرزمینهای شرقی اسلامی، نظیر عراق و ایران و خاصه هند و پاكستان، رایج است ولی در قرآنهای متداول در بخشهای غربی جهان اسلام (شمال افریقا) دیده نمیشود (برای نمونه رجوع کنید به قرآن مجید ، لاهور و كراچی، چاپ افست مشهد ١٣٧٨ ش؛ القرآن الكریم ، مدینه ١٤٠٩). سخاوی به ركوع هیچ اشارهای نكرده و همین امر، این گمان را تقویت میكند كه این تقسیمبندی در قرن هفتم در مصر و شام (محل زندگی سخاوی) تداول نداشته است. وجه تسمیه آن نیز كاملاً روشن نیست. بنا بر مشهور، این نوع تقسیمبندی از آنرو ركوع نامیده شده است كه ــ بنا بر فقه اهل سنّت و قول غیرمشهوری نزد شیعه (نجفی، ج ٩، ص ٣٣١؛ الموسوعة الفقهیة، ج ٣، ص ٤٨) نمازگزار بعد از تلاوت سوره حمد، چند آیهای را كه نسبتاً مضمونِ واحدی دارند، تلاوت میكند و به ركوع میرود ( رجوع کنید به مدیر شانهچی، ص ١٥١). هرچند واژه ركوع این توجیه را تأیید میكند، دلیل معتبری برای صحت آن وجود ندارد. علیمحمد ضباع (متوفی ١٣٧٦)، در خاتمه قرآنی كه زیرنظر او بهچاپ رسیده، مراد از ركوع را مقدار روزانهای از آیات قرآن دانسته است برای كسی كه بخواهد قرآن را در دو سال حفظ كند؛ یعنی، حدود ٧٣٠ ركوع ( القرآن الكریم ، به خط مصطفی نظیف، ص ٥٢٧). اما بر اساس قرآنهای چاپ هند، كه در آنها ركوعهای قرآن مشخص شده، تعداد این ركوعها ٥٥٨ عدد است ( رجوع کنید به قرآن مجید ، لاهور و كراچی، چاپ افست مشهد ١٣٧٨ ش)؛ همچنین در قرآن طبع تهران به سال ١٢٧٤ تعداد ركوعها ٥٨٤ عدد مشخص شده است ( رجوع کنید به مدیر شانهچی، همانجا)؛ بنا بر این، در صحت گفته ضباع تردید هست.
علامت ركوع در قرآنهای شبهقاره هند با سه عدد ( به صورت ستون عمودی) همراه است. مثلاً، در آخر سوره بقره، عدد بالایی شماره مسلسل ركوع در سوره، عدد وسطی تعداد آیات ركوع و عدد پایینی شماره مسلسل ركوع را در جزء مورد نظر نشان میدهد. بدینترتیب، آیهای كه این علامت و این سه عدد در آخر آن قرار گرفته، انتهای چهلمین ركوع سوره بقره است و این ركوع دارای سه آیه است و جزئی كه این آیه در آن قرار دارد، هشتمین ركوع محسوب میشود. در آخر سوره حمد نیز این علامت دیده میشود ، زیرا آخر سوره حمد انتهای یك ركوع است؛ یعنی، این سوره یك ركوع دارد و این ركوع خود هفت آیه دارد و چون در قرآنهای چاپ شبهقاره هند، جزء اول با سوره بقره شروع میشود نه با سوره حمد، این سوره در هیچ جزئی از اجزای سیگانه نیست و به همین دلیل، عدد صفر زیر «ع» قرار گرفته است ( رجوع کنید به القرآن الكریم ، مدینه ١٤٠٩).
ثُمن. در لغت به معنای ٨/١ است و در تقسیمات قرآن، به ٨/١ حزب (در تقسیم شصت حزبی) اطلاق میشود ( مصحف الجماهیریة، ص «ط»). این تقسیمبندی در قرآنهای رایج در سرزمینهای غرب جهان اسلام (كشورهای شمال افریقا) متداول است (برای نمونه رجوع کند به مصحف الجماهیریة؛ القرآن الكریم بروایة قالون عن نافع ، تونس [ بیتا. ]؛ قرآن كریم بروایة ورش عن الامام نافع، به خط محمدبن سعید شریفی، ١٤١٧).
مَنْزِل. در لغت بهمعنای محل فرود و استراحت است. این تقسیمبندی در قرآنهای چاپ هند و پاكستان متداول است (برای نمونه رجوع کنید به قرآن مجید ، لاهور و كراچی، چاپ افست مشهد ١٣٧٨ ش؛ القرآن الكریم ، مدینه ١٤٠٩) و بهنظر میرسد كه همان تقسیمبندی هفت حزبی دوره پیامبر اكرم صلیاللّهعلیهو آلهوسلم باشد.
وِرد. در لغت به معنای بر سر آب رفتن است (ابنمنظور، ذیل واژه) و در اصطلاح علوم قرآنی، بخشی از قرآن و هممعنای حزب و جزء است (سخاوی، ج ١، ص ٣١٣). این واژه بارها در حاشیه كتاب نثرُالمرجان فی رسمِ نظم القرآن (حیدرآباد ١٢٩٢) نوشته اَرْكاتی ذكر شده است (برای نمونه رجوع کنید به ج ١، ص ١٣٨، ١٦٨، ١٨٩) و باتوجه به تقسیمبندی این كتاب، معلوم میشود كه ورد در واقع ١٢/١ جزء است. احتمالاً این تقسیمبندی در قدیم در شبهقاره هند رواج داشته است، چه اركاتی خود از آن خطه است. برطبق این تقسیم، قرآن ٣٦٠ وِرد دارد كه ظاهراً همان تقسیم ٣٦٠ بخشی عمروبن عبید در زمان منصور است.
قیراط. در لغت به معنای ٢٠ /١ یــا ٢٤/١ دینار است (ابنمنظور، ذیل واژه) و در اصطلاح، به ٢٤/١ قرآن اطـلاق میشـده اسـت (سخاوی، ج ١، ص ٣٣٣). برطبق سخن سخاوی (همانجا)، ابوعمرودانی بر مبنای این تقسیمبندی قرآن را نزد استاد خود، فارسبن احمد، قرائت كرده و سخاوی (ج ١، ص ٣٣٣ـ٣٣٥) آغاز و انجام هریك از قیراطها را آورده است.
نَقْزَه. در لغت به معنای پریدن است (ابنمنظور، ذیل «نَقَزَ») و به عنوان تقسیم قرآنی در قرآن چاپ لیبی ذكر شده است. بر اساس این تقسیم، هر نقزه دارای سه حزب است؛ بنا بر این، قرآن بیست نقزه دارد. این كلمه در قرآنهای خطی لیبی موجود است و تا امروز در این كشور كاربرد دارد، ولی چون لفظ آن در قرآن نیامده، در مصحف چاپی درج نشده است (مصحف الجماهیریه، همانجا). سخاوی (ج ١، ص ٣٥٤) نیز به این تقسیمبندی، بدون ذكر واژه نقزه، اشاره كرده است.
منابع:
(١) علاوه بر قرآن؛
(٢) عبداللّهبن سلیمان ابنابیداوود، كتابالمصاحف، بیروت ١٤٠٥/١٩٨٥؛
(٣) ابنجوزی، فنون الافنان فی عیون علومالقرآن، چاپ حسن ضیاءالدین عتر، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٧؛
(٤) ابنحنبل، مسند احمدبن حنبل ، استانبول ١٤٠٢/١٩٨٢؛
(٥) ابنماجه، سنن ابنماجه، چاپ محمد فؤاد عبدالباقی، [ قاهره ١٣٧٣/١٩٥٤ (، چاپ افست ) بیروت، بیتا. (؛
(٦) ابنمنظور؛
(٧) ابنندیم؛
(٨) ابراهیم ابیاری، الموسوعة القرآنیة، ) قاهره ( ١٤٠٥/ ١٩٨٤؛
(٩) محمد غوثبن ناصرالدین محمد اركاتی، نثرالمرجان فی رسم نظمالقرآن ، ج ١، حیدرآباد دكن ١٣٣٢؛
(١٠) محمدبن بهادر زركشی، البرهان فی علومالقرآن، چاپ محمد ابوالفضل ابراهیم، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(١١) علیبن محمد سخاوی، جمالالقرّاء و كمالالاقراء، چاپ عبدالكریم زبیدی، بیروت ١٤١٣/١٩٩٣؛
(١٢) محمدبن مسعود عیاشی، كتابالتفسیر ، چاپ هاشم رسولی محلاتی، قم ١٣٨٠ـ١٣٨١، چاپ افست تهران ) بیتا. ]؛
(١٣) القرآن الكریم، به خط مصطفی نظیف، زیر نظر علیمحمد ضباع، مصر ١٣٥٤/١٩٣٥؛
(١٤) كلینی؛
(١٥) كاظم مدیرشانهچی، «قرآنهای چاپی»، مشكوة، ش ٢، (بهار ١٣٦٢)؛
(١٦) مصحف الجماهیریة بروایة الامام قالون و الرسم العثمانی علی ما اختاره الحافظ ابوعمرو الدانی، به خط ابوبكر ساسی مغربی، طرابلس ١٣٩٠/١٩٨٠؛
(١٧) الموسوعة الفقهیة، ج ٣، كویت: وزارة الاوقاف و الشئون الاسلامیة ، ١٤٠٧/١٩٨٦؛
(١٨) محمدحسنبن باقر نجفی، جواهر الكلام فی شرح شرائع الاسلام ، ج ٩، چاپ عباس قوچانی، بیروت ١٩٨١؛
(١٩) علیبن محمد نوری صفاقسی، غیثالنفع فی القراءات السبع ویلیه مختصر بلوغ الامنیة، چاپ محمد عبدالقادر شاهین، بیروت ١٤١٩/١٩٩٩؛
(٢٠) Fuat Sezgin, Geschichte des arabischen Schrifttums , Leiden ١٩٦٧- .
/ حمیدرضا مستفید /
٢) جزء در اصطلاح حدیث. جزء (جمع آن: اجزاء) به گونهای از كتابهای حدیثی گفته میشود كه غالباً حجم كمی دارد. این كتابها یا شامل روایاتی است كه از راوی واحدی (از صحابه، تابعین و غیر از آنان) نقل شده است (كتانی، ص ٧٢؛
عِتر، ص ٢٠٩) یا اسناد مختلف یك حدیث در آن بررسی میشود (عتر، همانجا). بر این اساس، میتوان گفت كه بین اجزای حدیثی و كتابهای مُسنَد * (مَسانید) رابطه عموم و خصوصِ مِنوجه وجود دارد (رجوع کنید به مامقانی، ج ٦، ص ٢٥٥)، زیرا بنا بر تعریف، مسانید كتابهایی هستند كه در آنها فقط روایات صحابه، به ترتیب الفبایی نامِ ایشان یا سابقه آنان در اسلام، در بخشهایی مجزا آمده است، بنابراین هر كدام از این بخشها به تنهایی جزئی است كه از روایات یك صحابی فراهم آمده و هر مسند نیز شامل مجموعهای از این اجزاست.
از میان اجزای نوع اول اینها ذكر شدهاند: جزء ابنجُرَیج (ریاض ١٤١٢)، جزءٌ فیه حدیث سفیانبن عُیینَة (عربستان ١٤٠٧) و جزءٌ فیه ثلاثة و ثلاثون حدیثاً من حدیث ابیالقاسم عبداللّهبن محمد البَغَوی (متوفی ٣١٧؛
دمام ١٤٠٧). از اجزای نوع دوم نیز اینها را میتوان ذكر كرد: جزءٌ فی طرق حدیث « لاتسبّوا اصحابی » تألیف ابنحَجَر عَسقَلانی (بیروت ١٤٠٨)، و جزءٌ فیه طرق حدیث « انلِلّه تسعة و تسعین اسماً » تألیف ابونُعَیم اصفهانی (مدینه ١٤١٣) ( رجوع کنید به عطیه و دیگران، ج ٢، ص ٦٤٨ـ ٦٥٤؛
برای مثالهایی دیگر از این دو نوع رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ١، ستون ٥٨٣ ٥٩٠؛
كتانی، ص ٧٢ـ٧٩، ٩٣ـ٩٤).
برخی از جزءهای حدیثی شامل روایاتی هستند كه از راویان مختلف، در باره موضوع خاصی نقل شدهاند (كتانی؛
عتر، همانجاها؛
طحان، ص ١٢١؛
صباغ، ص ٢٨٧)، مانند جزءٌ فی اتباع السنّة و اجتناب البِدَع تألیف محمدبن عبدالواحد مَقدسی (متوفی ٦٤٣؛
دمام ١٤٠٩)، جزءٌ فی صلاة الضُحی تألیف عبدالرحمانبن ابیبكر سیوطی (كویت ١٤٠٧) و جزءُ القراءة خلف الامام تألیف احمدبن حسین بیهقی (متوفی ٤٥٨؛
بیروت ١٤٠٥؛
رجوع کنید به عطیه و دیگران، همانجا؛
برای مثالهایی دیگر رجوع کنید به حاجیخلیفه، ج ٢، ستون ١٢٧٤، ١٢٧٦، ١٦٠٨).
برخی مجموعههای حدیثی نیز، به سبب ویژگیهایی در سند یا متن یا تعداد روایاتشان، عناوین خاصی دارند و در شمار كتب اجزا قرار میگیرند، همچون «اربعونیات» (شامل چهل حدیث به همراه شرح آنها)، «ثلاثیات» (كه در سند روایاتشان بین مؤلف تا معصوم سه راوی فاصله است)، «فوائد» (مشتمل بر احادیث مختلفی در ابواب متنوع همراه با رعایت برخی نكات سندی و متنی) و «احادیث عددیه» ( رجوع کنید به كتانی؛
عتر، همانجاها؛
مدیرشانهچی، ص ٢٢١). باتوجه به این تعاریف، به نظر میرسد كه اینگونه كتابها را از آن رو جزء نامیدهاند كه در واقع جزئی (بخشی) از كتابهای جامع حدیث هستند، زیرا كتبِ جامع، احادیث بسیاری دارند كه به حسب موضوع دستهبندی شدهاند و در هر باب از آنها نیز طرق مختلف یك روایت، دست كم بر اساس طرق روایی مؤلف جامع، آمده است. از این گذشته، در روایات این كتب ویژگیهای سندی و متنی یاد شده نیز هست كه پس از استخراج از كتاب جامع با نام دیگری میتوان از آنها یاد كرد.
آقابزرگ طهرانی، بنا بر تتبعی كه در كتب اصلی رجال شیعه نموده، آثار حدیثی راویان شیعی را ــ كه از آنها با عناوینی چون «اصل»، «كتاب» و «كتاب النوادر» یاد شده نیز از اجزای حدیثی دانسته است ( رجوع کنید به ج ٥، ص ٩٩، ج ٦، ص ٣٠١ـ٣٠٢)، گرچه نام برخی دیگر از آثار حدیثی مؤلفان شیعی را، كه با عنوان «جزء» در منابع قدیم فهرست شدهاند، نیز آورده است (برای دیدن فهرست این آثار رجوع کنید به همان، ج ٢، ص ١٣٥ـ١٦٧، ج ٥، ص ٩٩ـ١٠٣، ج ٦، ص ٣٠٣ـ٣٧٨، ج ٢٤، ص ٣١٨ـ٣٤٢).
بنا بر نظر عتر (همانجا)، تألیف جزءِ حدیثی توانایی علمی مؤلف را نشان میدهد، زیرا پرداختن به موضوعی جزئی به احاطه و ژرفنگری همه جانبه نیاز دارد.
منابع:
(٢١) آقابزرگ طهرانی؛
(٢٢) حاجیخلیفه؛
(٢٣) محمد صباغ، الحدیث النبوی: مصطلحه، بلاغته، كتبه، بیروت ١٤١٨/١٩٩٧؛
(٢٤) محمود طحان، اصول التخریج و دراسة الاسانید، ریاض ١٤١٢/١٩٩١؛
(٢٥) نورالدین عتر، منهج النقد فی علوم الحدیث، دمشق ١٤٠١/١٩٨١؛
(٢٦) محییالدین عطیه، صلاحالدین حفنی، و محمدخیر رمضان یوسف، دلیل مؤلفات الحدیث الشریف المطبوعة القدیمة و الحدیثة، بیروت ١٤١٦/١٩٩٥؛
(٢٧) محمدبن جعفر كتانی، الرسالة المستطرفة لبیان مشهور كتب السنة المشرفة، كراچی ١٣٧٩/١٩٦٠؛
(٢٨) محمدرضا مامقانی، مستدركات مقباس الهدایة فی علم الدرایة، در عبداللّه مامقانی، مقباس الهدایة فی علم الدرایة، ج ٥ ٦، قم ١٤١٣؛
(٢٩) كاظم مدیرشانهچی، علمالحدیث ، قم ١٣٦٢ ش.
/ ابوالفضل والازاده /