دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٧٧٧
جلایر ، طهماسب قلیخان، از سرداران نادرشاه افشار (حك: ١١٤٨ـ١١٦٠). طهماسب قلیخان به وكیل جلایر، وكیلالدوله و امینالدوله معروف بود (مروی، ج١، ص٤٧، ١١٢، ج٢، ص٥٨٢؛ استرآبادی، ١٣٤١ش، ص٣٧). از تاریخ تولد و اوایل زندگی او اطلاعی در دست نیست. او احتمالاً در ١١٣٧ (رجوع کنید به مروی، ج١، ص٤٦ـ٤٧)، با قدرت گرفتن نادر، به همراه سیصد چهارصد خانوار ایل جلایر به اردوی نادر پیوست (استرآبادی، ١٣٤١ش، ص٣١).
در جنگ نادر با مدعیان داخلی و افغانها، طهماسب قلیبیگ همراه او بود (رجوع کنید به مروی، ج١، ص٧٥، ١١٢) و زمانی كه نادر در شیراز اقامت داشت (١١٤٢) طهماسب قلی با دوازدههزار سرباز، مأمور سركوب شورشیان نواحی لار و «گرمسیرات و بندرات» گردید و با موفقیت در این مأموریت، مورد لطف نادر قرار گرفت (همان، ج١، ص١٢٤).
در جنگ نادر با عثمانیها (١١٤٢) طهماسب قلیخان فرمانده سپاه مروی و جلایر و افشار شد. سپردن عقبه سپاه و مشورت نادر با او، نشانه اعتماد نادر به طهماسب قلیبیگ بود (همان، ج١، ص١٢٨، ١٣٤، ١٣٩؛ همان، ج١، ص١٣٩). در زمان سركوب شورشیان ابدالی و تصرف هرات (رمضان ١١٤٤) وی همراه نادر بود (استرآبادی، ١٣٤١ش، ص٢٠٧،٢١٠) و پس از آن به مرتبه خانی رسید و نادر حكومت راز و قوشخانه و حاجیلر را به او سپرد (مروی، ج١، ص٢٠٠، پانویس١). با شنیدن خبر شكست شاه طهماسب دوم صفوی و صلح وی با عثمانی، نادر به سمت غرب حركت كرد و طهماسب را به سرداری قندهار منصوب نمود تا در هرات، با سركوب سركشان منطقه، امكان تصرف قندهار را به وجود بیاورد (استرآبادی، ١٣٤١ش، ص١٨٤).
با عقبنشینی نادر به همدان (١١٤٥) طهماسب از هرات نزد او رفت و پس از كمك به نادر، برای محافظت از سرزمینهای مركزی ایران (عراق عجم)، به اصفهان كه حكومت آنجا را داشت بازگشت (مروی، ج١، ص٢٩٧ـ٢٩٨؛ استرآبادی، ١٣٤١ش، ص٢١٠).
با طغیان محمدخان بلوچ، حاكم كهگیلویه، نادرشاه در ١١٤٦ طهماسبخان را مأمور دفع غائله كرد. طهماسب، كه از گستردگی این طغیان آگاه بود و به طایفه عراق اعتماد نداشت، احتیاط كرد و در حدود بهبهان ماند و درباره اوضاع به نادر اطلاع داد. سرانجام، طهماسب قلیخان به سختی بر قوای محمدخان بلوچ پیروز شد؛ وی را دستگیر كرد و به نزد نادر فرستاد. پس از آن طهماسب قلی، با غنایم بسیار به شیراز رفت (مروی، ج١، ص٣٤٢، ٣٥٦ـ٣٦٦).
پس از مدتی طهماسب قلی، برای دفع شورشیان سرحدات شرقی، به هرات بازگشت (همان، ج١، ص٣٨٠؛ استرآبادی، ١٣٤١ش، ص٢٣٨).
در شورای دشت مغان (١١٤٨)، طهماسب قلیخان وكیلالدوله و احمدخان مروی و حسنعلی معیرباشی از كسانی بودند كه زمینه انتقال سلطنت از دودمان صفوی به نادرشاه افشار را به وجود آوردند (مروی، ج٢، ص٤٥٣).
نادرشاه پس از تاجگذاری، برای آرامش مرزهای شرقی، فرزند ارشدش رضاقلی میرزا را به حكومت خراسان منصوب كرد و طهماسب قلیخان جلایر را، برای نظارت، همراه وی فرستاد (همان، ج٢، ص٤٨٣؛ استرآبادی، ١٣٤١ش، ص٢٧٣؛ همو، ١٣٦٦ش، ص٣٩٨). آنان برای سركوبی شورش والی بلخ به آن منطقه رفتند و بلخ و بلاد اطراف آن را تسخیر كردند. رضاقلی میرزا تصمیم داشت از آمودریا بگذرد و در ماوراءالنهر كشورگشایی نماید اما نادر این اقدام را غیر محتاطانه دانست و پس از توبیخ رضاقلی میرزا و طهماسبقلی، او را از نظارت بر كارهای فرزندش عزل كرد (مروی، ج٢، ص٦٠٣ـ٦٠٤).
هنگام لشكركشی نادر به هند، طهماسب قلیخان همراه او بود و نادر به او عنوان امیرالامرا و سپهسالار لشكر شاهنشاهی داد (رجوع کنید به وارد، ص١٧٦).
نادر پس از بازگشت از هند، طهماسب قلیخان را به سرداری كابل و محافظت از مناطق كل هندوستان و شمال رود سند تا تبت تعیین كرد (مروی، ج٢، ص٧٨٧؛ استرآبادی، ١٣٤١ش، ص٣٥٢). او از ١١٥٣ تا زمان مرگ، در این مقام خدمت كرد و به محافظت از مرزهای شرقی ایران و سركوب شورشهای محلی پرداخت (رجوع کنید به مروی، ج٣، ص١٠٠٥ـ١٠٠٦، ١٠٠٩ـ١٠١١، ١٠١٤، ١٠١٨، ١٠٢٠). نادر برادرزاده خود علیقلیخان و نیز طهماسبقلیخان را مأمور سركوب شورشهای سیستان كرد، اما چون به هیچیك اعتمادی نداشت، هر كدام را مأمور قتل دیگری كرد. علیقلیخان، چون خود را در خطر دید، با سیستانیان متحد شد. طهماسبقلی كه سعی در آشتی برادرزاده با عمو داشت، علیقلی را به پرهیز از طغیان فرا خواند (استرآبادی، ١٣٤١ش، ص٤٢٤ـ٤٢٥)؛ اما، علیقلیخان كه قصد سلطنت داشت و سخنان وكیلالدوله را ناشی از غرض و عداوت میپنداشت، در اواسط ربیعالا´خر ١١٦٠ طهماسب قلیخان را مسموم كرد و سر به شورش برداشت (همان، ص٤٢٥؛ مروی، ج٣، ص١١٨٩ـ١١٩٠).
طهماسب قلیخان سرداری پرصلابت و سختگیر و كاردان بود (اوته ، ص١٧٢؛ فلور، ص١٨٠). زمانی در اصفهان شایع شد كه وی به شهر میآید، بسیاری از مردم باشنیدن این خبر، برای اینكه از ستم، او در امان بمانند، از شهر گریختند (فلور، ص٥٠). وی هنگام مرگ بیش از ٧٥ سال داشت (مروی، ج٣، ص١١٩٠).
منابع:
(١) محمدمهدیبن محمدنصیر استرآبادی، جهانگشای نادری ، چاپ عبداللّه انوار، تهران ١٣٤١ش؛
(٢) همو، دُرّه نادره: تاریخ عصر نادرشاه ، چاپ جعفر شهیدی، تهران ١٣٦٦ش؛
(٣) ژان اوته، سفرنامه ژان اوتر: عصر نادرشاه ، ترجمه علی اقبالی، تهران ١٣٦٣ش؛
(٤) ویلم فلور، حكومت نادرشاه ( به روایت منابع هلندی )، ترجمه ابوالقاسم سری، تهران ١٣٦٨ش؛
(٥) محمدكاظم مروی، عالم آرای نادری ، چاپ محمدامین ریاحی، تهران ١٣٦٤ش؛
(٦) محمد شفیع وارد، تاریخ نادرشاهی ( نادرنامه )، چاپ رضا شعبانی، تهران ١٣٤٩ش.
/ مرتضی رحیمی محمدآبادی /