دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٨٢
حيدرمَلِك ، حيدرمَلِك، دولتمرد، مورخ و معمار كشميرى معاصر اكبر و جهانگير بابرى. او در خانواده پرنفوذى از شيعيان كشمير، در چادوره واقع در جنوب سرينگر بهدنيا آمد. پدرش، حسنملك، از سرداران كشميرى بود كه در كنار يوسفشاه چَك (حك : ٩٨٧ـ ٩٩٢؛ رجوع کنید به چكها*)، آخرين سلطان مستقل كشمير، با ارتش اكبر شاه جنگيد. پدربزرگ حيدرملك (ملك محمدناجى) نيز وزير حسينشاه چك (حك: ٩٧٠ـ٩٧٧) بود (صوفى، ج ١، ص ٢٥٧؛ اته، ج ١، ستون ١٥٤٣). حسنبن على كشميرى كتاب تاريخ خود را به نام همين وزير نوشته است (آفتاب اصغر، ص ٢٧٢).
حيدرملك در ابتداى زندگى به خدمت يوسفشاه چك درآمد و ٢٤ سال، ظاهراً تا پايان عمر يوسفشاه، در خدمت او بود (رجوع کنید به استورى، ج ١، بخش ١، ص ٦٨٠؛ كهويهامى، حصه ١، ص ١٠٠، پانويس ٢٥٠؛ صوفى، همانجا). وى در عين حال، در دولت بابريان* هند، فوجدار روستاى جائس بود (صوفى، همانجا) و بهسبب نقشى كه در رساندن مهرالنساء (نورجهان بيگم) به دربار جهانگير* و ازدواج آن دو داشت، تحت حمايت پادشاه و ملكه قرار گرفت. مدتى بعد، جهانگير به توصيه نورجهان، عناوين چغتاى و رئيسالملك را به حيدرملك اعطا كرد (رجوع کنید به صوفى، همانجا؛ كهويهامى، حصه ١، ص ١٠١؛ آفتاب اصغر، ص ٢٧٣) و به خواهش حيدرملك بود كه جهانگير نام چادوره را به نورپور، كه اشاره به نام ملكه نورجهانبيگم است، تغيير داد (جهانگير، ص ٣٤٥).
بعد از مرگ يوسفشاه، حيدرملك يكسره به خدمت جهانگير درآمد و براى تصدى مقامى دولتى، راهى زادگاه خود شد. از كارهاى مهم او در كشمير، بازسازى مسجدجامع سرينگر پس از آتشسوزى سال ١٠٢٩ بود. اين مسجد در اصل بهفرمان سلطان سكندر لودى (حك : ٨٩٤ـ٩١٥ يا ٩٢٣) ساخته شده و قبل از جهانگير نيز دو بار بر اثر آتشسوزى تخريب شده بود. براثر آتشسوزى اخير، سه هزار خانه سوخت و مسجدجامع كاملا ويران شد. پدر حيدرملك متهم شد كه در اين آتشسوزى مقصر بوده است و حيدرملك، براى حل اختلاف، مسجد را با وسعتى بيشتر و با هزينه شخصى خود از نو بنا كرد (آزاد، ج ١، ص١٩٠؛ كهويهامى، حصه ٢، ص ٤٨٠؛ صوفى، ج ١، ص٢٥٨). وى همچنين آبراههاى براى انتقال آب سند از دره لار به باغ نورافزا ساخت (جهانگير، ص ٣٩٦). از ديگر اقدامات او، ساخت يك حوض براى چشمه ويرناگ و عماراتى زيبا در اطراف آن در زمان جهانگير، و نيز ساخت باغ شاهآباد در نزديكى همين چشمه بود كه آبشارى هم در آن تعبيه گرديد و ساخت آن در ١٠٣٦ به پايان رسيد (كهويهامى، حصه ١، ص ١٢١ـ ١٢٢). او همچنين خانقاه ميرشمسالدين عراقى را كه در درگيريهاى بعد از آتشسوزى سال ١٠٢٩، تخريب شده بود، از نو بنا كرد (صوفى، همانجا).
بعد از ١٠٣٦، از حيدرملك اطلاعى نداريم، اما به احتمال بسيار، شغلى در دولت شاهجهان (حك : ١٠٣٧ـ١٠٦٨) داشته است. وى در كشمير از دنيا رفت (رجوع کنید به كهويهامى، حصه ١، ص ١٢٢). منزوى (١٣٧٤ش، ج ٢، ص١٢٠٠ـ١٢٠١) وفات او را قبل از ١٠٣٠ نوشته است، كه با توجه به آنچه گفته شد، درست به نظر نمىرسد.
حيدرملك، تاريخ كشمير را بين سالهاى ١٠٢٧ تا ١٠٣٠ به فارسى نوشت (استورى، همانجا). اين كتاب داراى دو قسمت است: احوال پادشاهان كشمير؛ و تاريخ عمومى خانوادههاى معاصر كه در شش باب نگاشته شده و شامل تاريخ كشمير از آغاز تا زمان فتح آن بهدست سپاه اكبر شاه است (كلهن كشميرى، مقدمه آفاقى، ص ٢٤؛ منزوى، ١٣٦٢ـ ١٣٧٠ش، ج ١٠، ص ٤١٨؛ نوشاهى، ص ٧١٤). بعضى نسخههاى اين اثر، علاوه بر تاريخ كشمير، تاريخ عمومى كشورهاى همجوار و تاريخ سالهاى اول دوره جهانگير را نيز دربردارد (رجوع کنید به آفتاب اصغر، همانجا؛ كهويهامى، حصه ١، ص ٩؛ اته، همانجا). اگرچه قسمت اعظم كتاب برگرفته از راجترنگينى، تأليف پاندت كلهن، است (كلهن كشميرى، همانجا؛ استورى، ج ١، بخش ١، ص ٦٨١؛ اته، همانجا)، مىتوان آن را كاملترين تاريخ كشمير تا زمان حيدرملك دانست. مؤلف به سبب موقعيت سياسى و اجتماعىاش، در بسيارى از وقايع مهم عهد اكبر و جهانگير حاضر بوده است، كه اين امر، ارزش قسمت اخير كتاب را بيشتر مىكند (آفتاب اصغر، همانجا). اين كتاب هنوز بهچاپ نرسيده است. نسخههاى خطى آن در هند (اينديا آفيس) و پاكستان و ايران (كتابخانه مجلس) يافت مىشود (اته، همانجا).
منابع:
(١) محمود آزاد، تاريخ كشمير، راولپندى ١٩٩٠؛
(٢) آفتاب اصغر، تاريخنويسى فارسى در هند و پاكستان، لاهور ١٣٦٤ش؛
(٣) جهانگير، امپراتور هند، جهانگيرنامه (يا) توزيك جهانگيرى، چاپ محمد هاشم، تهران ١٣٥٩ش؛
(٤) پاندت كلهنكشميرى، راج ترنگينى = تاريخ كشمير، ترجمه فارسى شاهمحمد شاهآبادى، چاپ صابر آفاقى، راولپندى ١٣٥٣ش؛
(٥) غلامحسن كهويهامى، تاريخ حسن، سرينگر، حصه ١، ?( ١٩٥٤)، حصه ٢، (بىتا.)؛
(٦) احمد منزوى، فهرست مشترك نسخههاى فارسى پاكستان، اسلامآباد ١٣٦٢ـ١٣٧٠ش؛
(٧) همو، فهرستواره كتابهاى فارسى، تهران ١٣٧٤ش ـ ؛
(٨) عارف نوشاهى، فهرست نسخههاى خطى فارسى موزه ملى پاكستان: كراچى، اسلامآباد ١٣٦٢ش؛
(٩) Hermann Ethe, Catalogue of Persian manuscripts in the Library of the India Office, Oxford ١٩٠٣-١٩٣٧;
(١٠) Charles Ambrose Storey, Persian literature: a bio-bibliographical survey, vol.٧, pt.١, [London] ١٩٨٩;
(١١) Ghulam Muhyi'd Din Sufi, Kashir: being a history of Kashmir from the earliest times to our own, Lahore ١٩٤٨-١٩٤٩.
/ محمدامين زوارى /