دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٦٧٧
حيدر حسينى ، حيدر حسينى، نام دو تن از خوشنويسان ايرانى.
١) مير (سيد) حيدر، ملقب به گُندهنويس، خوشنويس اواخر سده هفتم و اوايل قرن هشتم. بهنوشته فضائلى (ص٣١٧) براساس تنها اثر موجودِ منسوب به وى (سطرهايى در نسخه ديوانالحادرةدركتابخانهاياصوفيه)،بهرقممحمدبن حيدرالحسينى و به تاريخ ٧٢٢، ظاهراً نام وى محمد و نام پدرش حيدر بوده است و چهبسا به مسامحه، وى به نام پدرش خوانده شده است. تاريخ ولادت وى مشخص نيست، اما چون از شاگردان ياقوت مستعصمى* (متوفى٦٩٨) بهشمارآمده (رجوع کنید به مصطفىعالىافندى، ص ٤٣)، احتمالا در اواسط قرن هفتم به دنيا آمده است.
ميرحيدر را يكى از شش شاگرد برجسته ياقوت دانستهاند كه به استادان ستّه معروفاند و گاه مُجاز بودند رقم ياقوت را در آثار خود به كار ببرند. در عين حال حيدر حسينى در خوشنويسى همپايه ياقوت دانسته شده است (رجوع کنید به حبيب اصفهانى، همانجا؛ ابنكربلائى، ج ١، ص ٢٧٠؛ منشى قمى، ص٢١؛ سپهر، ص١٤) و چون خط جلى را بسيار زيبا مىنوشت، به او گنده (جلى) نويس لقب دادهاند (رجوع کنید به حبيب اصفهانى، ص ٦٨؛ فضائلى، همانجا). به گفته منشىقمى مؤلف گلستان هنر (ص ٢٢)، وى مجذوب و اهل حال بود و همه كس را تعليم نمىداد، اما هر كه از وى تعليم مىگرفت به مناصب و مراتب عالى دست مىيافت، كه از آن جملهاند: خواجه تاجالدين* عليشاه گيلانى، وزير سلطانمحمد خدابنده؛ سلطانابوسعيد (حك : ٧١٧ـ ٧٣٦)؛ و خواجه غياثالدين محمدبن رشيدالدين* فضلاللّه، وزير سلطانابوسعيد (نيز رجوع کنید به سپهر، ص ١٥؛ فضائلى، ص ٣١٨). معروفترين شاگرد وى، عبداللّه صيرفى*، خطاط برجسته قرن هشتم، بود كه در كتيبهنگارى تسلط بسيار داشت و شاگردانى چون خيرالدين مرعشى (خطاط بزرگ عثمانى، استاد حمداللّه آماسى*) را پرورانده بود (ابنكربلائى، ج ١، ص٣٧٠؛ منشىقمى، ص ٢٤؛ فضائلى، ص ٣٢١). از جمله معاصران ميرحيدر، مباركشاه زرين قلم* و شاگردش يحيى صوفى (از خطاطان برجسته قرن هشتم) بودند (ابنكربلائى، همانجا).
از آثار ميرحيدر، جز نسخه منسوب به وى كه به قلم نسخ عالى نوشته شده، چيزى در دست نيست؛ اما پرورش شاگردانى چون عبداللّه صيرفى، كه در نسخ و ثلث سرآمد روزگار خود بود، گوياى منزلت برجسته اوست. وفات ميرحيدر ٧٢٦ ذكر شده است (حبيب اصفهانى، همانجا). از محل دفن وى اطلاعى نيست.
٢) ميرحيدر حسينىتبريزى، خوشنويس اواخر قرن نهم و اوايل قرن دهم. از تاريخ ولادتش اطلاعى در دست نيست.
وى در بخارا مىزيست، اما اصالتاً اهل تبريز بود و از اينرو به تبريزى مشهور است (مصطفى عالىافندى، ص ٧٦؛ بيانى، ج ١ـ ٢، ص ١٧١).
در خوشنويسى، ميرحيدر را از جمله هفت تن شاگردان ميرعلى هروى* (متوفى ٩٥١) محسوب كردهاند (رجوع کنید به مصطفى عالىافندى؛ بيانى، همانجاها)؛ با اينحال بيانى (همانجا)، با استناد به نمونه خطى از وى كه تاريخ ٨٦٨ را نشان مىدهد، در صحت اين اظهارنظر ترديد كرده و نيز دوره حيات اين دو خوشنويس را همزمان ندانسته و بر آن است كه ميرحيدر يكى از زبردستترين خطاطان قرن نهم بوده است.
ميرحيدر از جمله نستعليقنويسان ممتاز عصر خود بود (مصطفى عالىافندى، ص ١١٤؛ بيانى، همانجا). بيشتر آثار خوشنويسى او به قلمهاى نيم دو دانگ، دو دانگ، سه دانگ، چهار دانگ، كتابت خوش و خفى است. نمونههايى از آثار او در كتابخانههاى خزينه اوقاف و روان كوشكو شهر استانبول موجود است (بيانى، همانجا).
از تاريخ وفات وى نيز اطلاعى نيست، اما براساس يكى از آثارش، تا روزگار پادشاهى شاهاسماعيل اول صفوى (حك: ٩٩٦ـ ١٠٣٨) در قيد حيات بوده است (رجوع کنید به همانجا).
منابع:
(١) ابنكربلائى، روضات الجنان و جنات الجنان، چاپ جعفر سلطانالقرائى، تهران ١٣٤٤ـ١٣٤٩ش؛
(٢) مهدى بيانى، احوال و آثار خوشنويسان، تهران ١٣٦٣ش؛
(٣) حبيب اصفهانى، تذكره خط و خطاطان، ترجمه رحيم چاوشاكبرى، تهران ١٣٦٩ش؛
(٤) هدايتاللّه سپهر، تذكره خوشنويسان،( تهران: يساولى، بىتا.)؛
(٥) حبيباللّه فضائلى، اطلس خط، اصفهان ١٣٥٠ش؛
(٦) مصطفى عالىافندى، مناقب هنروران، ترجمه و تحشيه توفيق ه . سبحانى، تهران ١٣٦٩ش؛
(٧) احمدبن حسين منشىقمى، گلستان هنر، چاپ احمد سهيلى خوانسارى، تهران ١٣٦٦ش.
/ سيدعلى اکبر خدایی/