دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٨٥٥
طُریحی، فخرالدین بن محمدعلی ، ازعلمای امامیه در سدۀ یازدهم ومؤلف کتاب مَجمع البَحرَین. وی در ٩٧٩ در نجف به دنیا آمد و ازاین¬رو به نجفی شهرت یافت (رجوع کنید به حرعاملی، ج٢، ص٢١٤؛ بحرانی، مدینة المعاجز،ج٣،ص٢٩٨،٣٢٥، ٣٢٨؛آقابزرگ¬ طهرانی،١٤١١، ص٤٣٣). هرچند طریحی (تفسیر غریب القرآن، ص٤) پدرخود را محمد علی معرفی کرده، اما در برخی منابع (برای نمونه، رجوع کنید به حرعاملی، ج٢،ص٢١٤؛
موسوی جزائری،ص٣٧؛
نوری طبرسی،ج٢، ص٧٥) نام پدراومحمد ذکرشده است. آقابزرگ طهرانی (١٤١١،ص٤٣٣) گزارش نام «محمد» را – که مبدع آن حرعاملی بوده است و دیگران از او تبعیت کرده¬اند – اشتباه دانسته و نام«محمد علی» را تأیید کرده است (همانجا؛
نیز رجوع کنید به آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج١، ص١١٤، ٢٨٢؛
قس همان،ج١١،ص١٧٤،ج١٨،ص٣٤٩، که نام پدر وی را محمد ثبت کرده است). ظاهراً سبب این اختلاف،افزوده شدن واژۀ «بن» است که موجب شده است برخی نام پدرش را محمد بن علی گزارش کنند. به گفتۀ سماهیجی بحرانی (ص١٠٨)، مادر وی ایرانی و از اهالی مشهد مقدّس بوده است.
خانوادۀ طریحی از خاندانهای کهن و مشهور نجف بودند که بنا بر نام جدّ اعلایشان، طُریح، به طُریحی شهرت یافتند(مدرس تبریزی، ج٤، ص٥٤؛
امین، ج٨، ص٣٩٤؛
برای وجه تسمیۀ جدّ وی به طُریح، رجوع کنید به نجفی، ص٧٢٣، پانوشت٢). نسب این خاندان به حَبیب بن مُظاهر اسدی*، صحابی مشهور امام علی و امام حسین علیهما السلام، میرسد (رجوع کنید به امین، ج٨، ص٣٩٤؛
نجفی، ص٧٢٣- ٧٢٤). ظاهراً این خاندان پس از تخریب کوفه، و در قرن ششم به نجف اشرف رفته¬اند (همانجاها). به گفتۀ نجفی (همانجا)، شیخ داود اسدی نخستین فرد از این خاندان بود که در نجف، در محلهای که امروزه بِراق خوانده میشود، سکنا گزید.
طریحی اوان جوانی را در نجف نزد پدرش و عمویش، محمد حسین طریحی، گذراند(طریحی، ١٤٠٨،ج١، مقدمۀ محقق،ص٩- ١٠؛
نجفی،ص٧٢٤-٧٢٥). در ١٠٦٢ ازعراق به مکه رفت و شماری از آثار خود را در اثنای این سفر نگاشت. پس از آن به ایران سفر کرد(نجفی،ص٧٢٧).وی، بنابر زمان تألیف آثارش، در ١٠٧٩ به مشهد رفته است (طريحی، ١٤٠٨، ج٤، ص٥٨٧؛
نيز رجوع کنید به افندی، ج٤، ص٣٣٣). وی تألیف ایضاح الحساب را در ١٠٨٣ در اصفهان به پایان رسانده است (آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٢، ص٤٩٣-٤٩٤)، که نشان می¬دهد مدتی نیز در اصفهان اقامت داشته است. او پس ازسفر به چند شهردیگر، به نجف بازگشت (امین، ج٨، ص٣٩٥).
بسیاری (برای نمونه، رجوع کنید به بحرانی، مدینة المعاجز، ج٤، ص٣١١-٣١٢؛
حرعاملی، ج٢، ص٢١٥؛
بحرانی، الحدائق الناضرة، ج٦، ص٦٦؛
همو، لؤلؤة البحرین، ص٦٦) طریحی را ستودهاند، تا آنجا که افندی (ج٤، ص٣٣٢) وی را از عابدترین افراد زمان خود برشمرده است.
از استادان طریحی، محمدبن جابرنجفی، امیر شرف¬الدین علی شولستانی و شیخ محمود بن حسام¬الدین¬بن درویش بوده¬اند(بحرانی، لؤلؤة البحرین، ص٦٧-٦٨؛
کشمیری، ١٤٠٩، ص١٠٧؛
امین،ج٨، ص٣٩٥؛
برای دیگراستادان وی، رجوع کنید به طریحی،١٤٠٨،ج١، مقدمۀ محقق، ص١٠- ١١).
صفی¬الدین بن فخرالدین طریحی، محمد باقر مجلسی، سید هاشم بحرانی و سید هاشم بن سلیمان کتکانی، از جمله شاگردان طریحی بودهاند(کشمیری،ص١٠٧؛
مدرس تبریزی، ج٤، ص٥٤؛
امین، ج٨، ص٣٩٥؛
برای دیگر شاگردان وی،رجوع کنید به طریحی، ١٤٠٨، ج١، مقدمۀ محقق، ص١١- ١٢). آقا بزرگ طهرانی (١٤١١، ص٤٣٤) طریحی را – با فرض اینکه کتکانی مستقیماً از وی روایت کرده باشد – جزو معمران برشمرده است.
نام طریحی در سند اجازهنامههای روایتی آمده(برای نمونه، رجوع کنید به سماهیجی-بحرانی،ص١٠٨-١٠٩،١٦٠؛
موسوی¬جزائری،ص٣٧،٨٨-٩٠؛
نراقی،عوائد الأیام،مقدمۀ محقق، ص٧١) و خود او نیز دارای اجازۀ روایت و سماع بوده (رجوع کنید به بحرانی، لؤلؤة البحرین، ص٦٧-٦٨؛
نجفی، ص٧٢٥) و به برخی از شاگردانش اجازۀ روایت داده است (رجوع کنید به امین، ج٨، ص٣٩٥؛
برای نمونه، رجوع کنید به بحرانی، مدینة المعاجز، ج٤، ص٣١٢؛
مدرس تبریزی، ج٤، ص٥٤).
به گفتۀ برخی (برای نمونه، رجوع کنید به افندی، ج٤، ص٣٣٢؛
موسوی خوانساری، ج٥، ص٣٥٠؛
مدرس تبریزی، ج٤، ص٥٥)، طریحی در ١٠٨٥ در شهر رَمّاحیّه در گذشت و پس از انتقال جسدش به نجف، نزدیک مسجدش در محلۀ بِراق – که امروزه به الجامع الطریحی شناخته میشود – دفن گردید.اما برخی(کشمیری، ص١٠٧؛
جعفر آل محبوبه، ١٤٠٦، ج٢، ص٤٥٧) تاریخ وفات طریحی وی ¬را ١٠٨٧ گزارش کردهاند و برآن¬اند که تاریخ نخست را حر عاملی، به اشتباه، به کار برده و دیگران از او پیروی کرده¬اند.
از مهمترین کتابهای طریحی، مَجمع البحرین و مَطلع النیرین است. این کتاب نخستین اثر شیعی است که به توضیح واژگان مشکل قرآن و حدیث، در کنارهم، پرداخته است(افندی، ج٤، ص٣٣٣؛
بحرانی، لؤلؤة البحرین،ص٦٧؛
کشمیری، ص١٠٧). وی این کتاب را پس از تألیف دو کتاب دیگرش، غریب القرآن و غریب الحدیث،نگاشت (رجوع کنید به افندی، همانجا؛
آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٢٠، ص٢٢). ظاهراً طریحی در تألیف این کتاب، بیشترین تأثیر را از آثاری چون الصحاح جوهری (متوفی ٣٩٣)، معجم مقاییس اللغة و مجمل اللغة احمد بن فارس (متوفی ٣٩٥)، النهایة فی غریب الحدیث ابن اثیر جزری (متوفی ٦٠٦)،و القاموس المحیط مجد الدین فیروزآبادی (متوفی ٨١٧) گرفته است (آقابزرگ طهرانی، ج٢٠، ص٢٢؛
نیز رجوع کنید به ادامۀ مقاله). وی در روش بیان معانیِ واژگان مشکل احادیث، بیشتر به روش ابن اثیر متمایل است (رجوع کنید به امین، ج٨، ص٣٩٥؛
نجفی، ص٧٢٧). او واژگان را، همچون کتاب الصحاح جوهری، به روش قَوافی مرتب کرده است (طریحی، ١٤٠٨، ج١، ص٢٠). طریحی در مورد معنای هر واژه، ابتدا شواهد قرآنی را ذکر و وجوه معنایی یک کلمه را در کاربردهای مختلف، تبیین كرده است. در برخی موارد نیز برای توضیح معنای واژگان در آیات، از احادیث تفسیری بهره گرفته است (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٢٨٩-٢٩٠، ج٣، ص٩١، ١٥٢-١٥٣). وی گاه، به هنگام بررسی معنای واژگان آیات، به مناسبت، برخی قواعد نحوی را نیز بیان نموده است (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٢١، ٢٨).
طریحی پس از بیان وجوه معنای یک واژه در آیات، به بررسی معنای واژه در احادیث نیز پرداخته است (برای نمونه، رجوع کنید به طریحی، ج١، ص٣٥-٣٦). احادیث مورد استشهاد طریحی در این کتاب، بدون ذکر سند و به ندرت با ذکر نام منبع است (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص١٧١، ١٧٤، ٢٣٢،ج٣، ص١٢٨). طریحی تحت عناوینی چون «قال بعض الشارحین» (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٥٩، ١١٥، ج٢، ص٢٠٦، ٣٦٥، ج٣، ص٥٦) و «قال بعض الأفاضل» (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص١٠٧، ٣١٩، ج٢، ص١٤٨، ٤٢٨) به توضیح روایات پرداخته است. او در مواردی که هیچ شاهد قرآنی برای واژگان نیافته، به ذکر شواهدی از احادیث بسنده کرده است (برای مثال، رجوع کنید به ج١، ص٢٤، ٢٥، ١٥٣، ٢٨٧، ج٣، ص٤، ٢٥٩). حتی در مواردی (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٣٨٨،٤٦٤-٤٦٥، ج٢، ص٦٠، ٢٠٢) هیچ شاهدی از قرآن و حدیث نيافته و صرفاً به بیان معنای واژه اکتفا كرده است. در مواردی نیز (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص١٤٦، ٢٣٤-٢٣٥، ج٣، ص٣٣٣، ج٤، ص٤٧-٤٨) به دفاع از دیدگاههای شیعۀ امامی پرداخته و برای ترجیح برخی آرای لغوی، از احادیث ائمه علیهم السلام بهره برده است. گفتنی است که وی در برخی موارد (برای نمونه، رجوع کنید به ج٣، ص٣١٦، ٤٣٦، ج٤، ص١٧١) به شرح حال برخی عالمان نیز اشاره کرده است.
طریحی علاوه بر منابع لغوی، از منابع حدیثی و رجالی و اخلاقی نیز بهره برده است. مهمترین منابعی که در متن بدانها اشاره کرده است عبارت اند از: الکافی (برای نمونه، رجوع کنید به همان، ج١، ص١١٥، ١٩٤، ج٢، ص١٢٨)، كتاب من لا یحضره الفقیه (برای نمونه، رجوع کنید به همان، ج٢، ص١٢٨، ج٣، ص٤٤٥)، تهذیب الأحکام (برای نمونه، رجوع کنید به همان، ج١، ص٢٦٣، ٣٢١)، تفسیر علی بن ابراهیم قمی (برای نمونه، رجوع کنید به همان، ج١، ص٣٤، ٧١، ١٢٧، ج٢، ص٨٣)، مجمع البیان طبرسی (برای نمونه، رجوع کنید به همان، ج٢، ص٨٨، ٢٣٦، ج٤، ص٤٤٢)، الکشّاف زمخشری (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٣١٥، ٤٤٠، ٥٦٩)، اخلاق ناصری خواجه نصیر الدین طوسی (رجوع کنید به ج٣، ص١٠٨). در میان منابع لغوی، طریحی بیشترین استفاده را از الصحاح محمد بن اسماعیل جوهری (متوفی ٣٩٣) کرده است(برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٦٩، ٨٠، ٢١٠، ٢٣٣). دیگر منابع لغوی وی عبارت بوده¬انداز: مُعجم مَقاییس اللغة احمد بن فارس (متوفی ٣٩٥؛
برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٣١٢، ج٢، ص٢٠٤، ٢٣٢، ج٣، ص١٩٠)، مُجمل اللغة احمد بن فارس (برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٨٠، ج٢، ص١٧٢، ٣٥٢)، النهایة فی غریب الحدیث ابن اثیر جزری (متوفی ٦٠٦؛
برای نمونه،رجوع کنید به ج١، ص٦٣، ٨٠، ١٠٨، ١٨٢، ج٢، ص٦٧، ٧٣ و جاهای دیگر)، المصباح المُنیر احمد بن محمد فیّومی (متوفی ٧٧٠؛
برای نمونه،رجوع کنید به ج١، ص٥٨١، ج٢، ص ١٦٨، ج٤، ص١٢)، و القاموس المحیط مجد الدین فیروزآبادی (متوفی ٨١٧؛
برای نمونه، رجوع کنید به ج١، ص٨٠، ١٠٣، ٥٨٢، ج٣، ص١٦٨).
گفته شده است که اثر طریحی در بیان معنای واژگان مشکل احادیث، جامع نیست (رجوع کنید به بحرانی، لؤلؤة البحرین، ص٦٧؛
کشمیری، ص١٠٧). طریحی تألیف این کتاب را در اوایل اقامتش در مشهد، در ١٦ رجب ١٠٧٩ به پایان رساند (افندی، ج٤، ص٣٣٣؛
آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٢٠، ص٢٢). این کتاب از همان آغاز نگارش مورد توجه و استفادۀ عالمان و فقیهان شیعه، همچون بحرانی (برای نمونه، رجوع کنید به الحدائق الناضرة، ج٦، ص٦٦،ج٧، ص٦٥)، بوده است.
طریحی خود و پسرش، شیخ صفی الدین طریحی (متوفی بعد از ١١٠٠)، حاشیه¬های فراوانی بر این کتاب نوشته¬اند(افندی، ج٤، ص٣٣٥؛
آقابزرگ طهرانی، ج٢٠، ص٢٢؛
نجفی، ص٧٢٧). افزون بر این، شیخ صفی¬الدین طریحی مُستدرکی بر این کتاب نگاشته است (رجوع کنید به آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٢١، ص٥). تعلیقه¬های شیخ صفی¬الدین، محمدبن علی بهاءالدین طریحی و سید شبر نجفی بر نسخۀ خطی موجود در کتابخانۀ علی کاشف الغطاء موجود است (رجوع کنید به آقا بزرگ طهرانی، ج٢٠، ص٢٢-٢٣).
اثر دیگر طریحی در بیان معنای واژگان مشکل قرآن کریم، کتاب غریب القرآن است (افندی، ج٤، ص٣٣٤) که با عنوان تفسیر غریب القرآن چاپ شده است. به گفتۀ آقابزرگ طهرانی (الذریعة، ج١٦، ص٤٨) طریحی تألیف این کتاب را پیش از مَجمع البحرین، در ١٠٥١ به پایان رسانده است. ظاهراً طریحی در این اثر، کتاب نزهة القلوب و فرحة المکروب ابوبکر محمدبن عزیز سجستانی (متوفی ٣٣٠) را، برای استفادۀ آسانتر، به ترتیب الفبایی وبا افزودن برخی مطالب، تدوین کرده است (رجوع کنید به طریحی، تفسیر غریب القرآن، ص٤). آقا بزرگ طهرانی (الذریعة، ج١٦، ص٤٨) به تمایز کتاب غریب القرآن با دو اثر دیگر وی، ُنزهة الخاطر و سُرور الناظر و کشف غوامض القرآن، تأکید کرده، اما جعفر آل¬محبوبه (١٤٠٦، ج٢، ص٤٥٦) برآن است که میان این آثار تفاوتی نیست و هر سه، نامهای متفاوتی برای یک کتاب است.
یکی از آثار مشهور طریحی در دانش رجال تألیف شده است. از این اثر با عناوین گوناگونی یاد شده است، ازجمله جامع المقال فی تمییز المشترکة من الرجال (رجوع کنید به افندی، ج٤، ص٣٣٤؛
بغدادی، هدیة العارفین، ج١، ص٤٣٢؛
امین، ج٨، ص٣٩٥)، جامع المقال فیما یتعلق باحوال الحدیث و الرجال و تمییز المشترکات منهم (آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٥، ص٧٣)،و تمییز المتشابه من أسماء الرجال (سماهیجی بحرانی، ص١٠٨؛
اعجاز حسین، کشف الحجب والأستار، ص١٤١). طریحی این کتاب را در دوازده باب، درسال ١٠٥٣ تألیف کرده، که ظاهراً متن اصلی کتاب است. وی دوازده فایده در شناخت مشترکات در اسم و نسب و کنیه و القاب و برخی نکات حائز اهمیت دیگر، مانند شمار احادیث کتابهای چهارگانۀ حدیثی، تاریخ وفات برخی از مشایخ متقدم را آورده است (طریحی، جامع المقال،ص٥١-١٩٨). شاگردش، محمد امین کاظمی صاحب کتاب هدایة المُحدّثین، بر باب دوازدهم این کتاب شرح نوشته است (حر عاملی، ج٢، ص٢٤٦؛
آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٥، ص٧٤ ، ج٢٥، ص١٩٠). به گفتۀ امین (ج٧، ص٤٥١)، شیخ عبدالحسین طریحی(نوۀ فخر الدین طریحی) جامع المقال را در ١٢٦٢ با عنوان ُمتقن الرجال فی تلخیص جامع المقال خلاصه کرده است.
اثر دیگر طریحی المُنتخب فی جمع المَراثی و الخُطَب است، مشتمل بر مرثیه¬ها و خطبه-هایی در رثای اهل بیت علیهم السلام (اعجاز حسین، کشف الحجب والأستار، ص٥٥٨؛
آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٢٢، ص٤٢٠). مجموعهای از اشعار خود طریحی در این مجموعه نیز آمده است (رجوع کنید به نجفی، ص٧٢٩). به نوشتۀ حر عاملی (١١٠٤، ج٢، ص٢١٥)، طریحی اثر دیگری با نام المَقتل نیز داشته است، اما افندی (ج٤، ص٣٣٤) این دو را یک کتاب دانسته است. این کتاب که با عناوینی همچون مجالس الطریحی و المجالس الفخریة نیز از آن یاد شده است، نخستین بار در ١٣٠٧ش در حاشیۀ مَقاتل الطالبین ابوالفرج اصفهانی در تهران چاپ شد. جزء اول و دوم آن نیز، جداگانه، بارها به چاپ رسیده است (طریحی، جامع المقال، مقدمۀ محقق، ص «یب»، پانوشت ٢؛
آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٢٢، ص٤٢٠).
اثر دیگر طریحی، کتابی فقهی با عنوان الفخریة الکبری است که در آن فتواهای خود را درباب طهارت و بخشی از صلاة گرد آورده وتألیف آن را در ١٠٨٢ به پایان رسانده است (افندی، ج٤، ص٣٣٤؛
موسوی خوانساری، ج٥، ص٣٥١؛
امین، ج٨، ص٣٩٥؛
آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج١٦، ص١٢٧). طریحی خود این اثر را با عنوان الفخریة الصغری تلخیص کرده است (رجوع کنید به افندی، ج٤، ص٣٣٤؛
آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج١٦، ص١٢٦). احتمالاً اثری که حرعاملی (ج٢، ص٢١٥) با عنوان الفخریة فی الفقه معرفی کرده، اشاره به همین دو اثر بوده است. صفی¬الدین طریحی، فرزند فخرالدین طریحی، شرحی با عنوان الریاض الزهریة فی شرح الفخریة (رجوع کنید به امین، ج٧، ص٣٩١؛
آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج١١، ص٣٢٥ ، ج١٦، ص١٢٧) و برادرزادۀ فخرالدین طریحی، شیخ حسام الدین، نیز شرحی مزجی با عنوان منهج الشریعة الغراء فی شرح فخریة الصغری (رجوع کنید به آقا بزرگ طهرانی، ج١٣، ص٣٧٨،ج٢٢، ص١٩٢) بر اين كتاب نوشته اند.
طریحی آثاری نیزدر شرح برخی کتابها نوشته، که از جملۀ آنهاست: الضیاء اللامع فی شرح مختصر الشرائع (افندی، ج٤، ص٣٣٤؛
کشمیری، ص١٠٧؛
آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج١٥، ص١٢٨)؛
النکت الفخریة شرح رسالة الاثنی عشریة فی الطهارة و الصلاة، اثر شیخ حسن¬بن شهید ثانی (افندی، ج٤، ص٣٣٤؛
امین، ج٨، ص٣٩٥؛
آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج٢٤، ص٣٠٥؛
برای نقل قولهایی از آن رجوع کنید به بحرانی، الحدائق الناضرة، ج٩، ص٣٨٩-٣٩١)؛
النکتُ اللطیفة فی شرح صحیفة السجادیة (افندی، همان، ج٤، ص٣٣٥)؛
شرح المبادئ الأصولیة علامه حلی (موسوی خوانساری، ج٥،ص٣٥١؛
امین، ج٨، ص٣٩٥؛
آقابزرگ طهرانی، الذریعة، ج١٤، ص٥٣)؛
إیضاح الحساب شرح خلاصة الحساب شیخ بهایی (امین، ج٨، ص٣٩٥؛
آقابزرگ طهرانی، الذریعة،ج٢،ص٤٩٣-٤٩٤)، اللمع فی شرح الجمع (آقا بزرگ طهرانی، الذریعة، ج١٨، ص٣٤٩؛
برای آگاهی از دیگر آثار طریحی رجوع کنید به افندی، ج٤، ص٣٣٣-٣٣٥؛
امین، ج٨، ص٣٩٥؛
نجفی، ص٧٢٧-٧٢٩).
منابع:
(١) آقا بزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیف الشیعة، بیروت، بی¬تا؛
(٢) آقا بزرگ طهرانی، طبقات اعلام الشیعه، بیروت ١٤١١؛
(٣) اعجاز حسین، کشف الحجب و الأستار، قم ١٤٠٩؛
(٤) عبد الله افندی اصفهانی، ریاض العلماء و حیاض الفضلاء، چاپ احمد حسینی، قم ١٤٠٣؛
(٥) محسن امین، اعیان الشیعة، بیروت١٤١٠؛
(٦) هاشم بحرانی، مدینة معاجز الأئمة الاثنی عشر و دلائل الحجج علی البشر، قم ١٤١٣؛
(٧) یوسف بن احمد بحرانی، الحدائق الناضرة فی أحکام العترة الطاهرة، قم، بیتا؛
(٨) یوسف بن احمد بحرانی، لؤلؤة البحرین،قم،بی¬تا؛
٩- اسماعیل پاشا بغدادی، هدیة العارفین، اختصارات؛
١٠- جعفر آل محبوبه، ماضی النجف و حاضرها، بیروت ١٤٦٠؛
١١- محمد بن حسن حر عاملی، امل الآمل، قم ١٣٦٣ش؛
١٢- عبدالله بن صالح سماهیجی بحرانی، الإجازة الکبیرة، چاپ مهدی عوازم قطیفی، قم ١٤١٩؛
١٣- فخر الدین طریحی، المنتخب فی جمع المراثی و الخطب، بیروت ١٤١٢؛
(١٤) فخرالدین طریحی، تفسیر غریب القرآن، چاپ محمد کاظم طریحی، قم، بیتا؛
(١٥) فخرالدین طریحی، جامع المقال فیما یتعلق باحوال الحدیث و الرجال، تهران، بی¬تا؛
(١٦) فخرالدین طریحی، مجمع البحرین ومطلع النیرین، تهران ١٤٠٨؛
(١٧) محمد علی کشمیری، نجوم السماء فی تراجم العلماء، قم، بی¬تا؛
(١٨) محمد علی مدرس تبریزی، ریحانة الادب، تهران ١٣٦٩ش؛
(١٩) عبدالله موسوی جزائری تستری، الإجازةالکبیرة، چاپ محمد سمامی حائری، قم ١٤٠٩؛
(٢٠) محمد باقر موسوی خوانساری، روضات الجنات، قم ١٣٩٢؛
(٢١) خبیر نجفی، الشیخ فخر الدین الطریحی، لغة العرب، السنة ٦، الجزء ١٠ (المسلسل ٦٦)؛
(٢٢) احمد نراقی، عوائد الأیام، قم ١٤١٧؛
حسین نوری طبرسی، خاتمة مستدرک الوسائل، قم ١٤١٥.
/قاسم درزی/
تاریخ انتشار اینترنتی: ٢٣/٠٩/١٣٩٠