دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٢٧٩
حُصْرى ، على بن ابراهیم، از صوفیان قرن چهارم. كنیهاش ابوالحسن بوده، ولى جامى، به اشتباه، ابوالحسین نوشته است (رجوع کنید به ص ٧٨٠، تعلیقات عابدى، ش ٢٣٦/١٣). تاریخ تولد او در تذكرهها ذكر نشده است. از زندگى او اطلاع چندانى در دست نیست و احتمالا لقب حصرى به واسطه شغل حصیربافى یا حصیرفروشى او بوده است (رجوع کنید به سمعانى، ج ٢، ص ٢٢٦). او اهل بصره ولى ساكن بغداد بود (سلّمى، ص ٤٨٩). وى را معاصر و همتاى ابنخفیف* شیرازى (متوفى ٣٧١) و شاگرد ابوالحسن بنان مصرى (متوفى ٣١٦) و ظاهرآ تنها شاگرد شبلى* دانستهاند (رجوع کنید به قشیرى، ص ٤٠٦؛ انصارى، ص ٥٢٩).
از شاگردان شناخته شده حصرى، ابوالفضل محمدبن حسن خُتَّلى* (هجویرى، ص ٢٥٢؛ جامى، ص ٣٢٠) و خواجه عبداللّه انصارى* بودهاند (انصارى، همانجا). خواجه عبداللّه انصارى در طبقات الصوفیه (ص ٥٣٠) وى را بسیار ستوده و از محمدبن احمدبن سمعون (متوفى ٣٨٧؛ رجوع کنید به انصارى، ص ٥٣٤، پانویس ٣٢؛ عطار، ص٥١٠)، كه حصرى را میآزرده، به نیكى یاد نكرده است.
حصرى از مشایخ بزرگ عراق محسوب میشد. از او درباره توحید و فنا كلماتى نقل شده است كه میگویند از هیچكس غیر از او، این سخنان شنیده نشده بود (سلمى، ص ٤٨٩؛ شعرانى، ج ١، ص ١٢٣). از برخى سخنان وى چنین برمیآید كه او خوف از خدا را حجابى در راه رسیدن بنده به خدا میدانسته است (رجوع کنید به سلمى، ص ٤٩١). با این حال، وى مانند طرفداران زهد خائفانه، آن چنان كه خود میگوید، از پانزده سالگى به ریاضتهاى سخت و نوافل مشغول شد و هرگز آنها را ترك نكرد و حتى گفتهاند از یك جمعه تا جمعهاى دیگر جز براى نماز جمعه از خانه بیرون نمیآمد و در تمام این مدت، به ذكر خدا مشغول بود (رجوع کنید به قشیرى، ص ٤٠٧؛ خطیب بغدادى، ج ١٣، ص ٢٤٩ـ٢٥٠).
ظاهراً وى به ملامتیه* تعلق خاطر داشته، از جمله از او نقل شده است كه اگر در این روزگار پیامبرى ظهور میكرد حتمآ در زمره ملامتیه بود (رجوع کنید به عطار، ص ٧٦١).
او طرفدار سماع بوده و گفته شده است به همین سبب، از او نزد خلیفه بدگویى كردند. میگویند وقتى خلیفه، حصرى و یارانش را در حال سماع دید از او درباره مذهبش سؤال كرد. حصرى گفت كه مذهب ابوحنیفه داشتم، بعد شافعى شدم و حالا خود به چیزى مشغولم كه از هیچ مذهبم خبر نیست (عطار، ص ٧٥٩).
در نظر وى، صوفى آن است كه موجود نباشد بعد از معدوم شدن و معدوم نگردد بعد از موجود شدن، یعنى هستى وى را نیستى و نیستى وى را هستى نباشد و صوفى آن است كه وجد او وجود اوست و صفات او حجاب براى اوست (رجوع کنید به سلّمى، همانجا؛ هجویرى، ص ٥٥؛ عطار، ص ٧٦٢). همچنین گفته صوفى آن است كه چون از آفات (آفات نفسانى) فانى شود، دیگر به آن آفات برنگردد و چون رو به حق آورد، به هیچ چیز غیر از حق نیارامد و نیاساید (رجوع کنید به عطار، ص ٧٦١).
به نظر حصرى شیطان كمتر از آن است كه در حین تلاوت كلام خدا حاضر شود؛ ازاینرو، به استعاذه از شیطان در هنگام تلاوت قرآن قائل نبود (رجوع کنید به سلّمى، ص ٤٩٢). شعرانى (همانجا) از این سخن وى انتقاد كرده است.
حصرى در ذیحجه ٣٧١ درگذشت و در مقبره حرب در بغداد دفن شد (ابنمُلَقَّن، ص ٢١٤؛ خطیب بغدادى، ج ١٣، ص ٢٥٠).
منابع :
(١) ابنمُلَقَّن، طبقاتالاولیاء، چاپ نورالدین شریبه، بیروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٢) عبداللّهبن محمد انصارى ، طبقات الصوفیه، چاپ محمد سرور مولائى، تهران ١٣٦٢ش؛
(٣) عبدالرحمانبن احمد جامى، نفحات الانس، چاپ محمود عابدى، تهران ١٣٧٠ش؛
(٤) خطیب بغدادى؛
(٥) محمدبن حسین سلمى ، طبقاتالصوفیة، چاپ نورالدین شریبه، حلب ١٤٠٦/ ١٩٨٦؛
(٦) سمعانى؛
(٧) عبدالوهاببن احمد شعرانى، الطبقات الكبرى، بیروت ١٤٠٨/١٩٨٨؛
(٨) محمدبن ابراهیم عطار، تذكرةالاولیاء، چاپ محمد استعلامى، تهران ١٣٧٨ش؛
(٩) عبدالكریمبن هوازن قشیرى، الرسالة القشیریة، چاپ معروف زریق و على عبدالحمید بلطهجى، بیروت ١٤٠٨/ ١٩٨٨؛
(١٠) علیبن عثمان هجویرى، كشف المحجوب، چاپ محمود عابدى، تهران ١٣٨٣ش.
/ خدیجه روزگرد /