دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٣٢١
بیارجُمَند ، بخش و شهری در استان سمنان . نام شهر ظاهراً از ترکیب نام دو قریة بیار (جمع بئر به معنای چاه ) و جُمند در قومس * (= کومش ) پدید آمده است . بیارجمند در گذشته ولایت «بیار و جمند» را تشکیل می داده است (حافظ ابرو، ج ٢، ص ١٠٧). مقدسی در قرن چهارم مطالب فراوانی دربارة بیار، که اجداد مادری او اهل آنجا بوده اند، ذکر کرده است . به نوشته او، بیارشهرمانندی در کورة قومس بوده که دژ و بارو و مزارع و تاکستان و باغهای میوه داشته است . وی همچنین از پرورش شتر و گوسفند و تولید روغن در آنجا یاد کرده و می نویسد که ، شهر منبر (مسجد جامع ) و بازار نداشته ، و خرید و فروش در خانه ها انجام می شده است . در این منطقة کم آب ، آسیابها در زیرزمین ساخته شده بوده و آب از بالا بر آنها می ریخته است . اهالی شهر در ضدیّت با کرّامیّه سخت تعصب داشته اند. در زمان مقدسی ، شهر از دست دیلمیان در آمده بوده است و سامانیان بر آن حکومت داشته اند (ص ٢٦، ٣٥٦، ٣٥٧، ٣٦٧؛ ایرانیکا ، ذیل «بیار»).
در ٣٨٨، ابن اسفندیار (ج ٢، ص ٨)، از قلعة جُمند (جومند) نام می برد که ابوعلی حمویه ، نصربن حسن فیروزان را در آنجا پناه داد. در ٤٠٧ نصر از بیار و جومَند به ری رفت و از ترس قابوس و لشکریانش ، راه بیابان را طی کرد (رشیدالدین فضل الله ، ص ١٤٤؛ عتبی ، ص ٣٦٠). یاقوت حموی بیار را شهری در قومس بین بسطام و بیهق ضبط کرده و چندتن از ادبا و علمای آنجا را نام برده است (ج ١، ص ٧٧٢).
در اوایل قرن هشتم ، حمدالله مستوفی بیار را شهری متوسط و با هوای معتدل ، از اقلیم چهارم در خراسان دانسته ، که حاصلش غله و اندکی میوه است (ص ١٥٠). در دورة سربداران (٧٣٧ـ ٧٨٨) بیارجمند و مناطق اطراف آن به دست امیر عبدالرزاق سربدار افتاد (پطروشفسکی ، ص ٥٢). خوافی در بیان وقایع ٧٤٠، از تصرف بیارجمند و نواحی اطراف از جمله دامغان و بسطام و سمنان ، به دست وجیه الدین مسعود باشتینی سربدار خبر می دهد (ج ٣، ص ٥٩).
در ٨٦٤، سلطان حسین میرزا (از سلسلة تیموریان ) به دلیل ناامنی و غارت قبایل عرب در نواحی بیار و جمند، عبدالعلی ترخان را به سرکوبی آنان فرستاد (خواندمیر، ج ٤، ص ١٢٢). از اواخر قرن دوازدهم به بعد، جهانگردان اروپایی که از حاشیة شمالی کویر بزرگ گذشته اند، درباره بیار مطالبی نوشته اند. کاپیتان کلارک به حدود دویست خانه و آبیاری با قنات در بیار اشاره می کند ( ایرانیکا ، همانجا؛ نیز
رجوع کنید به شیندلر، ص ١٦٨). مک گرگور در اوایل قرن چهاردهم / اواخر قرن نوزدهم ، در سفر خود به منطقة کویر مرکزی ایران ، گذشتن از منطقة بین سمنان و بیارجمند و سبزوار
در شمال ، و یزد و نایین و بیابانک در جنوب را از گذشتن از دریاها خطرناکتر می داند (ص ١٠٢). در دورة قاجاریه ، بیارجمند از بلاد خراسان ، نزدیک سبزوار، بود و جایی خوش و هوایی دلکش داشت (شیروانی ، ص ١٥٢). اعتمادالسلطنه سخنان پیشینیان را دربارة بیار تکرار کرده و اطلاع جدیدی از وضع آن زمان شهر به دست نداده است ( رجوع کنید به ج ١، ص ٥٢٠). وی جومند را نام قلعه ای در قومس که برخی آن را جومَندر و جوزْمندر نوشته اند، ضبط کرده است (ج ٤، ص ٢٢٩٣). در ١٣١١ ش ، بیارجمند از بلوکات شاهرود، در مجاورت بلوکات فرومَد، خارتوران ، طرود و زیراِستاق بود که مرکز آن بیار و محصولات مهم آن پنبه و انگور و توتون بود (کیهان ، ج ٢، ص ٢٠٧، ج ٣، ص ١٧٧).
امروزه ، بیارجمند مرکز بخشی به همین نام در شهرستان شاهرود از استان سمنان است . بخش بیارجمند در منطقة کویری و مشتمل بر دو دهستان به نامهای خارتوران / خارطوران (به مرکزیت زمان آباد؛ در نیمه اوّل قرن نهم ، حافظ ابرو خاروطبران را ترکیب دو قریة خار و طبران می داند رجوع کنید به ج ٢، ص ١٠٧) و بیارجمند (به مرکزیت خانخودی ) است . از شمال به بخش میامی (شهرستان شاهرود)، از مشرق به بخشهای داورزن و رودآب (شهرستان سبزوار) و بخش انابد/انابت (شهرستان برداسکن )، از جنوب به بخشهای مرکزی و دستگردان (شهرستان طبس ) و از مغرب به بخش مرکزی شاهرود محدود است . آبادیهای آن عمدتاً در دشت قرار دارد، به طوری که در ١٣٧٥ ش از ١٢٦ آبادیِ بخش ، استقرار ٩٦ آبادی در دشت ذکر شده است (مرکز آمار ایران ، ١٣٧٦ ش الف ، ص ٧). مهمترین کوههای آن عبارت اند از: کوه پیغمبر (مرتفعترین قله : ٢٦٥ ، ٢ متر) در جنوب آبادی زیور و جنوب غربی آبادی صالح آباد در حدود ١٢٣ کیلومتری جنوب شرقی بیارجمند؛ کوه منفرد آسیاب (مرتفعترین قله : ٠٥٥ ، ٢ متر) در حدود ده کیلومتری شمال غربی بیارجمند؛ سوخته کوه (مرتفعترین قله : ٤١٦ ، ٢ متر) در حدود هفده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند؛ قلعه آهو (مرتفعترین قله : ٩٢٠ ، ١ متر) در حدود پانزده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند؛ یَزدو (مرتفعترین قله : ٦٤١ ، ١ متر) در جنوب آبادیِ یزدو در حدود ٢٣ کیلومتری جنوب شرقی شهر بیارجمند؛ و چاریانو (مرتفعترین قله : ٦٢٠ ، ١ متر) در حدود دوازده کیلومتری شمال غربی شهر بیارجمند. رود کال شوراب ، خارتوران و رودهای موسمی و سیلابی کالِتگوک ، کالِتلخه بو و آب گورخو در آن جریان دارد.تلخاب از چشمه های مشهور بیارجمند (با آب نسبتاً شور)است . آبیاری زمینهای زراعی با چندین رشته قنات و چاههای عمیق و نیمه عمیق صورت می گیرد و بیشتر آبادیهای آن کشتزارهای موقت دارد.
محصولات عمدة آن گندم ، جو، پنبه و زیره است که بعضی صادر می شود. ازگیا، کتیرا و گز و تاغ دارد و از زیا، روباه و شغال و گرگ و آهو و خرگوش و کبک در آن یافت می شود (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، جاهای متعدد). نواحی شمالی و دامنه های آن ، مراتعِ دامهاست ، به طوری که بیارجمند قشلاق دامداران سنگسری است . دهستان خارتوران نیز قشلاق طایفة سنگسری و کردهای قوچانی و گله داران تُرشیزی است (حقیقت ، ص ٢٦١،٢٦٣). شترداری در برخی نواحی آن رایج است . دارای صنایع دستی قالی ، قالیچه ، پشتی ، گلیم و نمد است . فرشبافی آن با طرحهای سبزواری ، کاشی ، بلوچی و تنگی و نقشهای گلریز، جقه ای و چهارخانه مشهور است (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، جاهای متعدد).
طبق قانون تقسیمات کشوری مصوب ١٦ آبان ١٣١٦، بخش بیارجمند در شهرستان شاهرود از استان دوم (مازندران ) تشکیل شد. در ١٣٤٠ ش ، با جدا شدن سمنان از استان دوم ، تابع فرمانداری کل سمنان گردید ( رجوع کنید به دایرة المعارف فارسی ، ذیل «سمنان ، شهرستان »). زبان اهالی ، فارسی با گویش محلی است و مردم منطقه پیرو مذهب شیعه (اثنا عشری ) و سنی حنفی اند (ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، ج ٣٠، ص ١٠).
جمعیت بخش بیارجمند در ١٣٧٥ ش ، حدود ٠٠٠ ، ٧ تن بود که از این تعداد حدود ٨٥٠ ، ٣ تن در دهستان خارتوران به سر می بردند. بقعة مشهور به قبر حضرت جرجیس پیغمبر در فریدا (=فریدر از آبادیهای دهستان خارتوران ) قرار دارد (ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، ج ١، ص ٢٧٩).
شهر بیارجمند (جمعیت طبق سرشماری ١٣٧٥ ش : ٦٢٦ ، ٢ تن )، در ارتفاع ١٠٨٠متری در ١١٢ کیلومتری جنوب شرقی شهر شاهرود، در دشت گسترده ای در جانب جنوبی رشته کوه البرز شرقی و حاشیة شمالی دشت کویر واقع است . راه اصلی شاهرود ـ سبزوار از شمال آن می گذرد. میانگینِ حداکثر
مطلق دمای آن در تابستان ْ٤٤ و میانگین حداقل آن در زمستان ْ١٥- است . بارش سالانة آن نیز حدود ١١٠ میلیمتر است . دق بیارجمند (شوره زار) در جنوب شرقی شهر بیارجمند در شمال آبادی دره دایی قرار دارد ( جغرافیای کامل ایران ، ج ٢، ص ٧٧٦). بیارجمند با راه اصلی به شهرهای میامی و شاهرود در شمال و شمال غربی و نیز به شهر داورزن و سبزوار مرتبط است . خانخودی و زمان آباد نیز از طریق راههای فرعی با بیارجمند ارتباط دارند. شهر دارای مسجد جامع (متعلق به دورة افشاریه ) و چند زیارتگاه از جمله «پیر بریانه » و «پیر آهوان » است . جشن سَدة مردم بیارجمند از مهمترین جشنهای محلی منطقه است که پنجاه و پنج روز مانده به آخر سال برگزار می شود. اهالی معتقدند که با شروع گرما، مقدمات سبز شدن گیاهان بویژه گندم فراهم می شود و لذا در این روز در محله های شهر، سده (بوته های بیابانی با گُلهای سفید و ریز) روشن می کنند (شریعت زاده ، ج ٢، ص ٤٦٧ـ ٤٦٨).
منابع :
(١) ابن اسفندیار، تاریخ طبرستان ، چاپ عباس اقبال ، تهران ( تاریخ مقدمه ١٣٢٠ ش ) ؛
(٢) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوایی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٣) ایران . وزارت دفاع . ادارة جغرافیائی ارتش ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٣٠، ٤٠،٤١: میامی ، ترود، باغستان ، تهران ١٣٦٧ ش ؛
ایران . وزارت کشور، قانون تقسیمات کشور و وظایف فرمانداران و بخشداران ، مصوب ١٦ آبانماه ١٣١٦ ،
(٤) تهران ( بی تا. ) ؛
(٥) ایران . وزارت کشور. ادارة کل آمار و ثبت احوال ، کتاب اسامی دهات کشور ، ج ١، تهران ١٣٢٩ ش ؛
(٦) علی بنی اسدی ، سیمای استان سمنان ، ج ١: جغرافیا، تاریخ و جغرافیای تاریخی ، سمنان ١٣٧٤ ش ؛
(٧) ایلیا پاولوویچ پطروشفسکی ، نهضت سربداران خراسان ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥١ ش ؛
(٨) عباس جعفری ، گیتاشناسی ایران ، ج ١: کوهها و کوهنامة ایران ، ج ٢: رودها و رودنامه ایران ، تهران ١٣٦٨ـ١٣٧٦ ش ؛
(٩) جغرافیای کامل ایران ، تهران : سازمان پژوهش و برنامه ریزی آموزشی ، ١٣٦٦ ش ؛
(١٠) عبدالله بن لطف الله حافظ ابرو، تاریخ حافظ ابرو ، ج ٢: بخش جغرافیای خراسان ، چاپ کرافولسکی ، ویسبادن ١٩٨٢؛
(١١) عبدالرفیع حقیقت ، تاریخ قومس ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٢) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٣) احمدبن محمد خوافی ، مجمل فصیحی ، چاپ محمود فرخ ، مشهد ١٣٣٩ـ١٣٤١ ش ؛
(١٤) غیاث الدین بن همام الدین خواندمیر، تاریخ حبیب السیر ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٥) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(١٦) رشیدالدین فضل الله ، فصلی از جامع التواریخ ، چاپ محمد دبیرسیاقی ، تهران ١٣٣٨ ش ؛
(١٧) علی اصغر شریعت زاده ، فرهنگ مردم شاهرود ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(١٨) زین العابدین بن اسکندر شیروانی ، حدائق السیاحة ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(١٩) محمدبن عبدالجبّار عتبی ، ترجمة تاریخ یمینی ، از ناصح بن ظفر جرفادقانی ، چاپ جعفر شعار، تهران ١٣٤٥ ش ؛
(٢٠) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١؛
(٢١) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: شناسنامه دهستانهای کشور، استان سمنان ، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(٢٢) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: نتایج تفصیلی کل کشور ،تهران ١٣٧٦ ش ب ؛
(٢٣) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٢٤) چارلز متکاف مک گرگور، شرح سفری به ایالت خراسان و شمال غربی افغانستان ، ج ١، ترجمة مجید مهدی زاده ، مشهد ١٣٦٦ ش ؛
(٢٥) ا. هوتم شیندلر، سفرنامة خراسان ، در سه سفرنامة هرات ، مرو، مشهد ، چاپ قدرت الله روشنی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٢٦) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٢٧) Encyclopaedia Iranica, s.v. "B ¦â a ¦r" (by C. Edmund Bosworth).
/ وحید ریاحی /