دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٢٧٢
جهانگیرمیرزا ، پسر سوم عباس میرزا *و مؤلف كتاب تاریخ نو. وی در ١٢٢٥ به دنیا آمد. مادرش دختر محمد یاربیگ، از خانهای بزرگ طایفه تركمان آذربایجان، بود (نادر میرزا قاجار، ص ٥٠، ٥٢؛ احمد میرزا قاجار، توضیحات نوائی، ص ٣١٣). جهانگیرمیرزا باتوجه خاص پدرش تربیت یافت و در دوره دوم جنگهای ایران و روس (١٢٤١ـ١٢٤٣) شركت داشت (سپهر، ج ١، ص ٣٨٢؛ افشار، ص ٥٣).
در ١٢٤٢، جهانگیر میرزا مأمور محافظت از قلعههای ایروان و عباسآباد و تأمین آذوقه و تعمیر برج و باروی قلعهها شد (افشار، ص ٤٩). در ١٢٤٦ حاكم خوی شد و در همان سال از سوی امیرنظام محمدخان زنگنه، فرمانده قشون خراسان، مأمور جمعآوری سپاه گردید و دو فوج جدید تشكیل داد. در ارومیه اشرار را سركوب كرد و پس از سامان دادن امور آنجا، برادرش، مصطفی قلیمیرزا، را نایبالحكومه كرد و به خوی رفت (رجوع کنید به جهانگیرمیرزا، ص ١٣٩، ١٥٦ـ١٥٧؛ نادرمیرزا قاجار، ص ٥٢؛ افشار، مقدمه گلبن، ص ٢٧ـ٢٩؛ هدایت، ج ١٠، ص ٤؛ افشار محمودلو، ص ٤١٦ـ٤٢١).
با مرگ عباس میرزا در ١٢٤٩ و انتخاب محمد میرزا به عنوان ولیعهد فتحعلی شاه، ناامنی در نواحی مرزی كشور شدت گرفت. جهانگیر میرزا، با چهار هزار سرباز، راهزنان و یاغیان را از بین برد و غنایم زیادی را كه به دست آورده بود، در خوی بین سربازان تقسیم كرد و به ارومیه بازگشت و به جمعآوری نیرو پرداخت (جهانگیر میرزا، ص ٢٠٤ـ٢٠٦). این اقدامات جهانگیر میرزا، مقدمه سركشی او قلمداد شد. به نظر برخی، جهانگیر میرزا از ولیعهدی محمد میرزا ناراحت بود و خود را شایسته مقام سلطنت میدانست (رجوع کنید به افشار محمودلو، ص ٤٢٤ـ ٤٢٥؛ ریاحی، ص ٣٦٣ـ ٣٦٥). با ولیعهد شدن محمد میرزا، دوران شكوه و قدرت جهانگیر میرزا به سر آمد. به فرمان او، جهانگیر میرزا و سه تن از برادرانش (خسرومیرزا، مصطفیقلیمیرزا و احمد میرزا)، كه از یك مادر بودند، به اسارت در آمدند (رجوع کنید به جهانگیر میرزا، ص ٢١٢؛ هدایت، ج ١٠، ص ٧٨ـ٧٩). جهانگیر میرزا (همانجا) علت این كار را دشمنی حاجی میرزا آقاسی (مربی و وزیر محمدشاه)، اللّهیارخان آصفالدوله (صدر اعظم فتحعلی شاه) و به ویژه میرزا ابوالقاسم قائممقام ذكر كرده است.
هنگامی كه جهانگیرمیرزا، برای استقبال از محمدمیرزا ولیعهد، به میانه رفت، قائممقام به ولیعهد وانمود كرد كه جهانگیرمیرزا در صدد آسیب رساندن به اوست؛ ازاینرو، ولیعهد در ١٨ ربیعالاول ١٢٥٠، جهانگیرمیرزا و سه برادرش را به اردبیل فرستاد (جهانگیرمیرزا، ص ٢١١ ـ ٢١٧؛ رضاقلیمیرزا قاجار، ص٩؛ سپهر، ج١، ص٦١٠، پانویس ٣؛ ریاحی، ص٣٦٤).
پس از فوت فتحعلی شاه و به پادشاهی رسیدن محمد میرزا، قائممقام شاه را به كشتن جهانگیرمیرزا و برادر او ترغیب و مادر شاه را نیز با خود همراه كرد. به این ترتیب، در رجب ١٢٥٠، محمدشاه فرمان نابینا ساختن آنان را صادر كرد (جهانگیرمیرزا، ص ٢٢٩؛ افشار محمودلو، ص ٤٢٥؛ نیز رجوع کنید به هدایت، ج ١٠، ص ١٤١ـ١٤٢).
پس از كشته شدن میرزا ابوالقاسم قائممقام در ١٢٥٢، محمد شاه با برادرانش بر سر مهر آمد و دستور داد آنان را به تویسركان ببرند تا آزادانه زندگی كنند و مواجب و تیولی برایشان تعیین كرد (جهانگیرمیرزا، ص ٢٤٤ـ ٢٤٥؛ نادر میرزا قاجار، ص٥٤ـ٥٥). در شوال ١٢٦٦، ناصرالدین شاه حكومت خوی را به جهانگیرمیرزا داد (نادرمیرزا قاجار، ص٥٤؛ جهانگیر میرزا، مقدمه اقبال آشتیانی، ص د). جهانگیر میرزا در رجب ١٢٦٩ از شاه اجازه گرفت كه مكه برود ولی در راه بیمار شد و در رمضان همان سال در تبریز درگذشت. جسد او را به قم بردند و در مقبرهای كه خودش ساخته بود، دفن كردند (نادر میرزا قاجار، ص ٥٥).
جهانگیر میرزا سرداری دلیر و با كفایت و به نوشته فریزر (ص ٣٦) محبوب نظامیان بود، زیرا شخصاً به مشكلات و شكایات آنان گوش میداد و با دست خود مواجبشان را میپرداخت (نیز رجوع کنید به ریاحی، ص ٣٦٢). او خوی نظامی و اراده نیرومندی داشت و به همین سبب در برقراری نظم و امنیت در مرزهای كشور توانا بود ولی تندخویی و بیرحمیاش نفرت عمومی را برضد او بر میانگیخت (ریاحی، ص ٣٦٢ـ ٣٦٣؛ برای اطلاع بیشتر رجوع کنید به فریزر، ص ٥٣ ـ ٥٥؛ افشارمحمودلو، ص ٤٢١ـ٤٢٢).
جهانگیرمیرزا، پس از رهایی از زندان محمدشاه، به تحصیل علوم عربی و دینی پرداخت. كتاب آثارالبلاد قزوینی را از عربی به فارسی ترجمه كرد و سپس در ١٢٦٧ كتاب تاریخ نو را نوشت (جهانگیر میرزا، ص ٢٨٣، پانویس ١، همان مقدمه، ص د؛ ریاحی، ص ٣٦٥؛ صدرایی خوئی، ج ٣٨، ص ٤٢٦). تاریخنو مشتمل است بر وقایع ٢٦ سال سلطنت سلسله قاجار از ١٢٤٠ تا ١٢٦٧ (جهانگیر میرزا، ص ٣٤٥) و در واقع، ذیلی است بر تاریخ مآثر سلطانیه *اثر عبدالرزاق بیك دنبلی *كه وقایع آن در ١٢٤٠ ختم شده است (همان، مقدمه اقبال آشتیانی، ص ه ). نام كتاب به حساب ابجد برابر با ١٢٦٧، یعنی سال تألیف كتاب، است. نادر میرزا قاجار (ص ٥٥) نام كتاب را تاریخ جهانگیری ذكر كرده است. در این كتاب مطالب بسیار مهمی در باره جنگهای ایران و روس، میرزا تقیخان امیركبیر، ظهور باب، و همچنین وقایع دوران پادشاهی محمدشاه و وقایع بعد از فوت او تا به حكومت رسیدن ناصرالدین شاه آمده است (همان، مقدمه اقبال آشتیانی، ص و).
در مورد این دوره از سلطنت قاجار، هیچ مأخذی به اهمیت تاریخنو نیست و بر كتاب مآثر سلطانیه نیز برتری دارد، زیرا هم بهتفصیل مطالب پرداخته و هم نثر كتاب خالی از تكلف و تصنع است، گرچه در غالب موارد جملهها بدون فعل و بریده بریدهاند و پارهای از تعبیرات، عوامانه و برخی كلمات غلط است (همانجا). این كتاب نخستینبار در ١٣٢٧ ش به كوشش عباس اقبال آشتیانی در تهران منتشر شد.
منابع:
(١) احمد میرزا قاجار، تاریخ عضدی، چاپ عبدالحسین نوائی، تهران ١٣٧٦ ش؛
(٢) علیقلی بن فتحعلی اعتضادالسلطنه، اكسیر التواریخ: تاریخ قاجاریه از آغاز تا سال ١٢٥٩ ق، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٠ ش؛
(٣) مصطفی افشار، سفرنامه خسرومیرزا؛
(٤) و، تاریخ زندگی عباس میرزا نایبالسلطنه، به قلم مسعود مستوفی انصاری، چاپ محمد گلبن، تهران ١٣٤٩ ش؛
(٥) عبدالرشیدبن محمدشفیع افشار محمودلو، تاریخ افشار، چاپ محمود رامیان و پرویز شهریار افشار، [ارومیه] ١٣٤٦ ش؛
(٦) جهانگیر میرزا، تاریخ نو: شامل حوادث دوره قاجاریه از سال ١٢٤٠ تا ١٢٦٧ قمری ، چاپ عباس اقبال آشتیانی، تهران ١٣٢٧ ش؛
(٧) رضاقلی میرزا قاجار، سفرنامه رضاقلی میرزا نایبالایاله نوه فتحعلی شاه ، چاپ اصغر فرمانفرمائی قاجار، تهران ١٣٧٣ ش؛
(٨) محمدامین ریاحی، تاریخ خوی ، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٩) محمدتقیبن محمدعلی سپهر، ناسخالتواریخ: تاریخ قاجاریه، چاپ جمشید كیانفر، تهران ١٣٧٧ ش؛
(١٠) علی صدرایی خوئی، فهرست نسخههای خطی كتابخانه مجلس شورای اسلامی، ج ٣٨، قم ١٣٧٧ ش؛
(١١) جیمز بیلی فریزر، سفرنامه فریزر، معروف به سفر زمستانی: از مرز ایران تا تهران و دیگر شهرهای ایران ، ترجمه منوچهر امیری، تهران ١٣٦٤ ش؛
(١٢) نادر میرزا قاجار، تاریخ و جغرافی دارالسلطنه تبریز، چاپ غلامرضا طباطبائی مجد، تبریز ١٣٧٣ ش؛
(١٣) رضاقلیبن محمدهادی هدایت، ملحقات تاریخ روضهالصفای ناصری ، در میرخواند، ج ٨ ـ١٠.
/ فهیمه علیبیگی /