دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٤٣٦
جاوید ، سلام اللّه ، از فعالان جنبش چپ ایران ، وزیر کشور و استاندار آذربایجان در دورة حکومت جعفر پیشه وری * (آذر ١٣٢٤ ـ آذر ١٣٢٥) و مؤلف آثاری در زمینة پزشکی و بهداشت ، آموزش زبان ترکی و فرهنگ مردم آذربایجان . او در ١٢٧٩ ش در خلخال به دنیا آمد. در حدود ده سالگی به همراه خانواده اش به باکو مهاجرت کرد (اتابکی ، ص ١٣١). در ١٢٨٩ـ١٢٩٠ ش در کلاس دوم مدرسة اتحاد ایرانیان ، واقع در بخش صابونچی باکو نام نویسی کرد. مدیر مدرسه نام خانوادگی او را به مناسبت نام پدربزرگش ، ملامدد، مددوف ثبت کرد و از همان زمان وی به مددوف یا مددزاده معروف شد (جاوید، ١٣٥٣ـ ١٣٥٨ ش ، ج ١، ص ١٨ و پانویس ؛ همو، ١٣٥٩ ش ب ، ص ٤٩). اما بعدها نام خانوادگی جاوید را برای خود بر گزید.
وی از سالهای دانش آموزی و به ویژه پس از انقلاب اکتبر ١٩١٧، فعالیتهای اجتماعی ـ سیاسی خود را آغاز کرد ( رجوع کنید بههمو، ١٣٥٩ ش ب ، ص ٦، ١١ـ١٢؛ همو، ١٣٥٣ـ ١٣٥٨ ش ، ج ١، ص ٢٣، ج ٢، ص ٣٣ـ٣٤). او از ١٢٩٧ ش به تدریس در مدرسة اتحاد ایرانیان مشغول شد، اندکی بعد دورة سه ماهة تربیت معلم را گذراند و در مدرسة تمدن ، به مدیریت سیدجعفر جوادزاده (پیشه وری )، به تدریس پرداخت و پس از کناره گیری پیشه وری ، به مدیریت آن مدرسه رسید (همو، ١٣٥٩ ش ب ، ص ١٧ـ ١٨).
در همان ایام به گیلان سفر کرد و در نمایشی به منظور جمع آوری اعانه برای دانش آموزان تنگدست در رشت نقش
ایفا نمود (همان ، ص ١٦). در نمایشنامة شجاع الدوله نیز
که در باکو به روی صحنه رفت ، نقش شیخ سلیم را بازی کرد (همان ، ص ١٨).
جاوید که در اواسط حکومت مساوات (این حکومت در قفقاز جنوبی ( جمهوری آذربایجان ) از ١٩١٨ تا ١٩٢٠ برقرار بود) به عضویت حزب عدالت در آمده بود ( رجوع کنید بههمان ، ص ١٩)، همراه عده ای از جوانان برای تحصیل و کارآموزی سیاسی به مسکو فرستاده شد و در همین سفر در تاشکند با حیدرخان عمو اوغلی * ، از مبارزان مشروطه و از بنیان گذاران حزب کمونیست ایران ، آشنا گردید. در دورة نه ماهة تحصیل در دانشگاه کمونیستی سوردلوف در مسکو (همان ، ص ٢٢ـ٢٩)، ضمن آنکه دو مقاله اش در بارة جنبش گیلان در پراودا ، روزنامة رسمی حزب کمونیست شوروی ، به چاپ رسید، به عضویت حزب کمونیست روسیه هم در آمد و پس از بازگشت به باکو به حزب کمونیست آذربایجان پیوست ( د. آ. ، ج ١، ص ٤٨؛ جاوید، ١٣٥٩ ش ب ، ص ٢٢ـ٣٢؛ نیز رجوع کنید به حزب کمونیست ایران * ).
وی که در عین حال در حزب عدالت ــ که در اواخر خرداد ١٢٩٩ حزب کمونیست ایران نامیده شد ــ فعالیت داشت ، در اختلافات منجر به انشعاب آن ، از پیشنهاد حیدرخان عمواوغلی جانبداری کرد و به عضویت کمیتة مرکزی تحت رهبری وی (تشکیل شده در شهریور ١٢٩٩) بر گزیده شد (کامبخش ، ص ٢٧؛ ابراهیم اف ، ص ١٩٥، ٢٢٦؛ جاوید، ١٣٥٩ ش ب ، ص ٣٩) و اندکی بعد در رأس گروهی برای سازماندهی تشکیلات حزب در آذربایجان ، به تبریز رفت . این گروه پس از سرکوب شدن جنبش شیخ محمد خیابانی * به تبریز رسید، اما اندکی بعد شناسایی شد و عده ای از افراد آن دستگیر شدند. بیشتر بازداشت شدگان ، از جمله جاوید، پس از چهل روز، چند روز بعد از کودتای ١٢٩٩ ش آزاد شدند (هدایت ، ص ٣٣٦، ٤٤٩؛ جاوید، ١٣٥٩ ش ب ، ص ٤٧ـ٥٢، ١٤٥).
جاوید پس از آزادی ، در تبریز ماند و ارتباط خود را با حیدرخان عمواوغلی حفظ کرد (جاوید، ١٣٥٩ ش ب ، ص ٥٥). جاوید پس از شرکت در قیام ناکام ابوالقاسم لاهوتی * (بهمن ١٣٠٠)، همراه فراریان دیگر، از جمله خودِ لاهوتی ، به آن سوی ارس گریخت و از طریق نخجوان به باکو رفت (همان ، ص ٦٦ـ٧٠؛ بیات ، ص ٤٨،٥٠، ٧٦). او پس از مدتی از طرف کمیتة مرکزی حزب کمونیست ایران به تهران فرا خوانده شد و پس از یک سال فعالیت در تهران به باکو بازگشت و ضمن تحصیل در دانشکدة طب دارالفنون ، به تدریس در مدرسة اتحاد ایرانیان و فعالیتهای حزبی پرداخت و به افرادی که برای تحصیلات یا اهداف دیگر از ایران به شوروی اعزام می شدند کمک می کرد (جاوید، ١٣٥٩ ش ب ، ص ٨٣ ـ٨٤).
به گفتة افتخاری (ص ٢١) او رابط حزب کمونیست ایران و بین الملل سوم (کمینترن ) و به قول آوانسیان (ص ١٩) نمایندة حزب در باکو و رابط همة دانشجویانی بود که به مسکو می رفتند. وی که در ایام اقامتش در تبریز نزد سید محمدخان موسوی و در تهران در مدرسة طب به آموزش پزشکی اشتغال داشت (جاوید، ١٣٥٩ ش ب ، ص ٥٤، ٧٨)، دورة طب را در دانشگاه باکو طی پنج سال ، در ١٩٢٨/١٣٠٧ ش به پایان رساند و در همان سال با توافق کمیتة مرکزی حزب برای گذراندن دورة کارآموزی یک ساله به مسکو رفت ولی پس از شش ماه ، به تهران فرا خوانده شد و در تابستان ١٣٠٨ ش به همراه همسر و فرزند یک ساله اش از طریق باکو و عشق آباد و مشهد به تهران آمد و از وزارت معارف جواز طبابت گرفت و به اتفاق همسرش ، که مامایی خوانده بود، در تهران مطبی تأسیس کردند (همان ، ص ١٠٥ـ١١٠).
جاوید که در آبان ١٣٠٦، به عضویت کمیتة مرکزی بر گزیده شده و پس از دستگیر شدن پیشه وری (دبیر حزب ) در دی ١٣٠٩، مسئولیت ادارة حزب را پذیرفته بود، در ٢١ اسفند همان سال ، همراه با کسانی دیگر، بازداشت شد (همان ، ص ١١٢، ١١٥؛ همو، ١٣٥٣ـ ١٣٥٨ ش ، ج ٣، ص ٦ـ٧) و در اردیبهشت ١٣١٢ به کاشان تبعید گردید (همو، ١٣٥٩ ش ب ، ص ١٣٨ـ ١٣٩). در این تبعید که تا پس از شهریور ١٣٢٠ ادامه یافت ، وی به طبابت اشتغال داشت و مدتی نیز رئیس بهداری کاشان بود. در اواخر همین دوره ، پیشه وری نیز، به کاشان تبعید و از کمکهای وی برخوردار شد (همان ، ص ١٣٠؛ همو، ١٣٥٣ـ ١٣٥٨ ش ، ج ٣، ص ٤١، ٤٣).
جاوید پس از دورة تبعید و انتقال به تهران ، فعالیتهای سیاسی خود را ــ که با اقدام به تشکیل نخستین هستة حزب توده در کاشان از سر گرفته بود ــ ادامه داد و در تشکیل اتحادیه های کارگری ، شورای زحمتکشان ، جمعیت مبارزه با استعمال تریاک و الکل ، شورای مرکزی اتحادیة کارگری و حزب دموکرات ایران شرکت کرد (همان ، ج ٣، ص ٤٥، ج ٤، ص ٥ ـ١٣، ١٧ـ٢١). تا پیش از انتشار بیانیة ١٢ شهریور ١٣٢٤، که خبر از تشکیل فرقة دموکرات آذربایجان می داد، جاوید از اقداماتی که منجر به پیدایش این فرقه شده بود، اطلاعی نداشت (جاوید، ١٣٥٩ ش الف ، قسمت ٢، ص ٥). پس از آن ، او را از تهران به تبریز فرا خواندند و در همایش اول فرقه (١٠ـ١٢ مهر ١٣٢٤) به عضویت کمیتة مرکزی و دفتر سیاسی در آمد و در کنگرة ملی که مجلس مؤسسان نامیده شد (٢٩ـ٣٠ آبان ١٣٢٤)، عضو هیئت ملی ٣٩ نفری ، که عالی ترین مقام اجرایی فرقه بود، شد. این هیئت در ٢١ آذر ١٣٢٤ جای خود را به مجلس ملی داد (همان ، قسمت ٢، ص ٧؛ ٣٠ سال ، ص ١٧، ٢٥، ٢٧). جاوید در مذاکره با سرتیپ درخشانی ، فرمانده لشکر آذربایجان ، که به امضای توافقنامة ٢٢ آذر ١٣٢٤ انجامید، شرکت داشت (بیانی ، ص ٢٢٩). وی در ٢١ آذر ١٣٢٤ در دولت پیشه وری ، وزیر کشور شد ( قیزیل صحیفه لر ، ص ٤٣٤؛ شهریورین اون ایکی سی ، ص ٣٥) و تا امضای موافقتنامة ٢٣ خرداد ١٣٢٥ بین مظفر فیروز (معاون سیاسی قوام السلطنه ) و پیشه وری ــ که به انحلال حکومت ملی و تبدیل آن به سازمان اداری دولت مرکزی در آذربایجان انجامید ــ این مقام را حفظ کرد. پس از آن بر اساس مادّة دوم همان موافقتنامه و با تأیید مظفر فیروز، که جاوید را «از طرفداران دولت مرکزی » می شناخت ، به استانداری ایالت آذربایجان منصوب گردید ( گذشته ، چراغ راه آینده است ، ص ٣٨٨؛ جاوید، ١٣٥٩ ش الف ، قسمت ٢، ص ٢٥؛ شفائی ، ص ١٤٧؛ جهانشاه لو افشار، ص ٢٤٧). وی پیش از آن در دی ١٣٢٤ در هیئت پانزده نفری منتخب مجلس ملی برای تدوین قانون اساسیِ حکومت فرقه شرکت داشت ( گذشته ، چراغ راه آینده است ، ص ٣٣٦) و به هنگام سفر پانزده روزة پیشه وری در رأس هیئتی به تهران (٨ ـ٢٣ اردیبهشت ١٣٢٥) قائم مقام او بود (جاوید، ١٣٥٩ ش الف ، قسمت ٢، ص ١٧) و از مظفر فیروز استقبال کرد و در مذاکرات سران فرقه با وی حاضر بود (بیانی ، ص ٥٥٣؛ جهانشاه لوافشار، ص ٢٤٥). ایرج اسکندری (ص ٥٦٩) جاوید را جزو فراکسیون پنج نفری مورد اعتماد پیشه وری ، که همة امور را حل و فصل می کردند، به شمار آورده است . جاوید در ٢٥ خرداد ١٣٢٥، برای مذاکره با قوام السلطنه و بعضی از وزرا و مقامات حکومت مرکزی عازم تهران شد و پس از شرکت در مصاحبه های مطبوعاتی و سخنرانی در رادیو تهران به تبریز بازگشت (جاوید، ١٣٥٩ ش الف ، قسمت ٢، ص ٢٥ـ٤٤؛ مجتهدی ، ص ٣٠٤، ٣٠٧ـ٣١٠؛ گذشته ، چراغ راه آینده است ، ص ٣٨٨ـ٣٨٩، ٣٩٢؛ آرامش ، ص ١٣٠).
وی پس از یک ماه ونیم اقامت در تبریز و رفتن به شهرهای استان برای اطلاع از احتیاجات آنها، در سی ام مرداد به اتفاق تعدادی از نمایندگان فرقه ، از جمله حاجی علی شبستری (رئیس انجمن ایالتی )، برای ادامة مذاکرات روانة تهران شد
( رجوع کنید به جاوید، ١٣٥٩ ش الف ، قسمت ٢، ص ٤٨ـ٥٣؛ عاقلی ، ١٣٧٦ش الف ، ج ١، ص ٣٩٥؛ بیانی ، ص ٥٥٩). این سفر حدود دو ماه ونیم طول کشید. وی در این دوره در مذاکرات مربوط به مسائل مورد اختلاف با مقامات حکومتی به تبادل نظر پرداخت و با رجال و نمایندگان سازمانهای سیاسی ملاقات کرد. سرانجام پس از فراهم آوردن مقدمات واگذاری زنجان به دولت مرکزی
در ١٣ آبان ، حدود چهل روز مانده به سقوط حکومت فرقه ،
به تبریز بازگشت (جاوید، ١٣٥٩ ش الف ، قسمت ٢، ص ٥٣ ـ ٧٥؛ ابتهاج ، ج ١، ص ٢٢٨ـ٢٣١؛ احسانی ، ص ١٧٧؛ نظری ، ص ٢٠٨).
رهبری فرقه ، در واکنش به هجوم ارتش به آذربایجان در ١٩ آذر، به دو جناح منشعب شد: جناح پیشه وری ـ پادَگان که خواهان مقاومت مسلحانه و مبارزة چریکی فرسایشی بود؛ و جناح جاوید ـ شبستری ، که طرفدار ترک مقاومت و تسلیم کامل بود. نظر اخیر با حمایت کنسول شوروی بر نظر دیگر غلبه کرد (آبراهامیان ، ص ٤١٢ـ٤١٣؛ اتابکی ، ص ١٨٣؛ فوست ، ص ٧٩؛ مجتهدی ، ص ٣٥٢). پس از فرار و اختفای اکثر سران فرقه ، زمام امور به دست جناح جاوید ـ شبستری افتاد ( رجوع کنید بهبیانی ، ص ٦٤٦) و به قولی آنان به توصیة دولت شوروی ماندند تا مأمور اجرای امور مربوط به تسلیم به دولت باشند ( رجوع کنید بهگذشته ، چراغ راه آینده است ، ص ٤٣٤ـ ٤٣٥) اما به گفتة خود جاوید، وی برای جلوگیری از برادرکشی و خونریزی ، خطر ماندن در شهر را به جان خریده بود (١٣٥٩ ش الف ، قسمت ٢، ص ٨٧). نوشته های وی و گزارشهای دیگران از آن روزها نیز کم و بیش مؤید این ادعاست ( رجوع کنید به همان ، قسمت ٢، ص ٨٤ ـ١٠٣؛ نظری ، ص ٢٣٢ـ٢٤٠؛ ملازاده ، ص ١٠٥؛ زهتاب فرد، ص ٣٣٤ـ٣٣٥؛ بیانی ، ص ٦٥٨).
جاوید که از طرف بعضی از سران فرقه و حزب توده و نویسندگان دیگر متهم به ارتباط داشتن با مأموران امنیتی شوروی و مزدوری قوام و سوءاستفاده های مالی شده بود ( رجوع کنید بهجهانشاه لو افشار، ص ٢٤٤، ٢٦٣؛ اسکندری ، ص ٢١٤؛ فرامرزی ، ص ٣٩٦ـ٣٩٧؛ مهدی نیا، ص ٣٤٦ـ٣٤٩؛ عاقلی ، ١٣٧٦ ش ب ، ص ٤٨٧)، پس از استقرار ارتش در آذربایجان ، در ٢٥ آذر ١٣٢٥ دستگیر و همراه شبستری به تهران برده شد و به دو سال زندان محکوم شد ولی با یک درجه تخفیف شاهانه ، بعد از شش ماه ، در ٦ مرداد ١٣٢٧ آزاد گردید (جاوید، ١٣٥٩ ش الف ، قسمت ٢، ص ١٠٤ـ١٠٥، ١٢٠ـ١٢٢، ١٣٥، ١٤٥).
جاوید پس از آزادی از زندان به طبابت و تألیف و نوشتن خاطرات خود مشغول شد. او در خاطراتش از فرقة دموکرات کوشیده است ضمن یادآوری خدمات خویش ( رجوع کنید به همان ، قسمت ٢، ص ١٢٢ـ١٢٣، ١٢٦، ١٤٨ـ١٥٠)، در مقابل اتهاماتی که به وی زده بودند از خود دفاع کند ( رجوع کنید به همان ، قسمت ٢، ص ٤٦ـ٤٧، ١٠٨، ١١١، ١٢٤، ١٤١، ١٤٣، ١٤٥). گزارشهای مقامات امنیتی مندرج در پروندة ساواک جاوید، حاکی از آن است که آمد و
رفتها و مراودات و فعالیتهای وی ، از همان سال آزادی از زندان تا واپسین ماههای حکومت پهلوی محلّ مراقبت مقامات مذکور بوده و دست کم یک بار زندانی شده است ( رجوع کنید به«سلام اللّه جاوید»، ص ٣١ـ٣٣)، اما به گفتة خودش ، در دورة محمدرضا پهلوی شش بار زندانی شده است (١٣٥٣ـ ١٣٥٨ش ، ج ٢، ص ١).
جاوید در ٢٨ آبان ١٣٦٥، در تهران درگذشت و در ٣٠ آبان به وصیت خودش در گورستان وادی رحمت تبریز به خاک سپرده شد.
آثار جاوید عبارت اند از:
در زمینة پزشکی و بهداشت : راهنمای بهداشت و معالجه ، استعمال دخانیات و سرطان ، گلچهره چرا مرد ( خطر دیفتری )، تراخم و عوارض آن ، نقرس و دیابت ، ضعف اعصاب و سستی روان ، اصول پرستاری ، سلامتی کودکان را حفظ نمایید ، و راهنمای پرورش کودکان .
فرهنگ مردم و زبان شناسی : آذربایجان فولکلور نمونه لری (نمونه های فرهنگ مردم آذربایجان )؛ آذربایجان فولکلوریندان نمونه لر (نمونه هایی از فرهنگ مردم آذربایجان )؛ آذری فولکلور صفحه لری (صفحات فرهنگ مردم آذربایجان )؛ آذربایجان دیلینه مخصوص صرف و نحو (صرف و نحو مخصوص زبان آذربایجان )؛ آذربایجان دیل بیلگیسیندن ، یازی قاعده لری (دستور زبان آذربایجان ، قواعد املا).
تاریخ : صفحات مصور از تاریخ مشروطیت ایران ، دو قهرمان آزادی ( ستارخان و حیدرعمو اوغلی ) ، فداکاران آزادی فراموش شده ، نهضت مشروطیت ایران و نقش آزادی خواهان جهانی ، برگزیدة وقایع تاریخ مشروطیت ایران ، و نهضت ملی آذربایجان حقیندا آمریکا خارجه وزارتینین مکتوبلاری (نامه های وزارت خارجة امریکا در بارة نهضت ملی آذربایجان ).
خاطرات : ایران سوسیال دمکرات ( عدالت ) فرقه سی حقینده خاطره لریم (خاطراتم در بارة حزب سوسیال دموکرات ایران )؛ گوشه ای از خاطرات ، از کودکی تا تشکیل فرقة دموکرات آذربایجان ؛ گوشه ای از خاطرات نهضت ملی آذربایجان ؛ آذربایجان ملی نهضتیندن خاطره لریم (خاطراتم از نهضت ملی آذربایجان )؛ و دوستدار گؤروشو (دیدار دوستان ).
منابع :
(١) احمد آرامش ، خاطرات سیاسی احمد آرامش ، به کوشش غلامحسین میرزا صالح ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٢) اردشیر آوانسیان ، خاطرات سیاسی ، به کوشش علی دهباشی ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٣) ابوالحسن ابتهاج ، خاطرات ابوالحسن ابتهاج ، به کوشش علیرضا عروضی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٤) تورج اتابکی ، آذربایجان در ایران معاصر ، ترجمة محمد کریم اشراق ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
علی اصغر احسانی ، خاطرات ما از قیام
(٥) افسران خراسان ، تهران ١٣٧٨ ش ؛
(٦) ایرج اسکندری ، خاطرات ایرج اسکندری : دبیر اول حزب تودة ایران ( ١٣٤٩ـ١٣٥٧ )، تهران ١٣٨١ ش ؛
(٧) یوسف افتخاری ، خاطرات دوران سپری شده : خاطرات و اسناد یوسف افتخاری ، ١٣٢٦ـ١٢٩٩ ، به کوشش کاوه بیات و مجید تفرشی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٨) کاوه بیات ، کودتای لاهوتی : تبریز، بهمن ١٣٠٠ ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٩) خانبابا بیانی ، غائلة آذربایجان ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(١٠) سلام اللّه جاوید، آذربایجان ملی نهضتیندن خاطره لریم ، قسمت ٢، تهران ١٣٥٩ ش الف ؛
(١١) همو، ایران سوسیال دمکرات ( عدالت ) فرقه سی حقینده خاطره لریم ، تهران ١٣٥٩ ش ب ؛
(١٢) همو، گوشه ای از خاطرات ، تهران ١٣٥٣ـ ١٣٥٨ ش ؛
(١٣) نصرت اللّه جهانشاه لوافشار، ما و بیگانگان : سرگذشت دکتر نصرت اللّه جهانشاه لو افشار ، تهران ١٣٨٠ ش ؛
(١٤) رحیم زهتاب فرد، خاطرات در خاطرات ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(١٥) «سلام اللّه جاوید»، سند ش ١٨٢٢٢، موجود در آرشیو مرکز اسناد انقلاب اسلامی ؛
(١٦) ٣٠ سال : نهضت ٢١ آذر ١٣٢٤ـ١٣٢٥، یکی از درخشانترین صفحات تاریخ جنبش دمکراتیک ایران ، ( بی جا ) : فرقه دمکرات آذربایجان ، ١٣٥٧ ش ؛
(١٧) احمد شفائی ، قیام افسران خراسان و سی وهفت سال زندگی در شوروی ، تهران ١٣٦٥ ش ؛
(١٨) شهریورین اون ایکی سی ، آذربایجان دموکرات فرقه سینین بیرینجی ایل دونومی مناسبتیله ، تبریز: گونش ، ١٣٢٥ ش ؛
(١٩) باقر عاقلی ، روزشمار تاریخ ایران از مشروطه تا انقلاب اسلامی ، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(٢٠) همو، میرزااحمدخان قوام السلطنه در دوران قاجاریه و پهلوی ، تهران ١٣٧٦ ش ب ؛
(٢١) عبدالرحمان فرامرزی ، استاد فرامرزی و قضیة آذربایجان ، به کوشش حسن فرامرزی ، تهران ١٣٧٩ ش ؛
(٢٢) قیزیل صحیفه لر ( آذربایجان خلقینین ملی آزادلیق یولوندا مبارزه سی تاریخندن )، تبریز: علمیه مطبعه سی ، ١٣٢٤ ش ؛
(٢٣) عبدالصمد کامبخش ، شمه ای دربارة تاریخ جنبش کارگری ایران : سوسیال دمکراسی انقلابی ، حزب کمونیست ایران ، حزب تودة ایران ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٢٤) گذشته ، چراغ راه آینده است ، ( تهران ) : جامی ، ?( ١٣٥٥ ش ) ؛
(٢٥) عبداللّه مجتهدی ، بحران آذربایجان ( سالهای ١٣٢٤ـ١٣٢٥ ش ) : خاطرات مرحوم آیت اللّه میرزاعبداللّه مجتهدی ، به کوشش رسول جعفریان ، تهران ١٣٨١ ش ؛
(٢٦) حمید ملازاده ، سیری در کوچه های خاطرات : تبریز از شهریور ١٣٢٠ تا ١٣٦٠ ، تبریز ١٣٧٣ ش ؛
(٢٧) جعفر مهدی نیا، زندگی سیاسی قوام السلطنه ، تهران ١٣٧٥ ش ؛
(٢٨) حسن نظری ، گماشتگی های بدفرجام ، تهران ١٣٧٦ ش ؛
(٢٩) مهدیقلی هدایت ، خاطرات و خطرات ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٣٠) Ervand Abrahamian, Iran between two revolutions , Princeton, N. J. ١٩٨٣;
(٣١) Azerbayja ¦n Sa ¦vet Ensiklopediya ¦s , Baku ١٩٧٦-١٩٨٧;
(٣٢) Louise L , Estrange Fawcett, Iran and the Cold War: the Azerbaijan crisis of ١٩٤٦ , Cambridge ١٩٩٢;
(٣٣) T. A. I bra ¦himov (S §a ¦hin), I ra ¦n Kommunist Pa ¦rtiya ¦s n n ya ¦ra ¦nma ¦s , Baku ١٩٦٣.
/ رحیم رئیس نیا/