دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٥٦٤٧
حاجبُلَه ، امینالدین ابوالقاسم، صوفى، فقیه، اصولى و مفسر قرن هفتم و هشتم. نام او به صورت امینالدین حاجى بوله (عراقى، مقدمه، ص ١٤) و حاجیامینالدین باله (ابنكربلائى، ج ١، ص ١٥٤) نیز ضبط شده، اما یقینآ نام او امینالدین حاجى/ حاجبُلَه بوده است (رجوع کنید به سفینه تبریز، جاهاى متعدد؛ نیز رجوع کنید به رشیدالدین فضلاللّه، التوضیحات الرشیدیة الف، گ ٤١). گویا بُلَه شكل تحبیبى ابوالقاسم است كه ابتدا به صورت اَبُل و سپس به شكل بله درآمده است (صادقى، ص٢٧٩؛ قس سفینه تبریز، مقدمه عبدالحسین حائرى، ص هفت، كه بله را صورت دیگرى از باله میداند). درباره او اطلاعات اندكى در دست است. ابوالمجد تبریزى، كاتب سفینه تبریز كه از معاصران او به شمار میرود، او را سلطانالمحققین، قدوةالعارفین و زبدةالافاضل خوانده است (سفینه تبریز، ص ٣٧، ٥٨). باتوجه به آثارى كه از حاج بله در سفینه درج شده، وى در عرفان و فقه و اصول و عروض و منطق پایهاى بلند داشته و در كلام و فلسفه صاحبنظر بوده (رجوع کنید به ادامه مقاله) و بر تفسیر رشیدالدین فضلاللّه همدانى* تقریظ نوشته است (رجوع کنید به رشیدالدین فضلاللّه، المجموعة الرشیدیة، گ ٤٢٩؛ همو، التوضیحات الرشیدیة ب، گ ٤٢٥). وى در اصول، اشعرى و در فروع، شافعى بود (رجوع کنید به حاج بله، ١٣٨١ش الف، ص٦٠؛ همو، ١٣٨١ش ب، ص ٥٨).
نزارى قهستانى* در سفرنامه خود از شیخى به نام امینالدین یاد كرده كه او را در تبریز دیده است (رجوع کنید به بایبوردى، ص ١٩٥ـ١٩٦؛ نزارى قهستانى، مقدمه پورجوادى، ص ٢٦). به نظر پورجوادى (نزارى قهستانى، مقدمه، ص ٢٧)، این شیخ احتمالا حاج بله است. به گفته اسیرى لاهیجى (ص ٣٤)، آن مرد «كاردیده» و «عزیز كارفرما» كه در ابتداى گلشن راز* شبسترى (مجموعه آثار، ص ٦٨ـ٦٩) از او یاد شده، فردى با نام امینالدین، شیخ و مرشد محمود شبسترى* است. علاوه بر این، در ابتداى سعادتنامه منسوب به شبسترى (همان، ص ١٦٨) از شخصى به نام امینالدین یاد شده كه استادِ صاحب سعادتنامه بوده و مشكلات او را در فهم فصوص و فتوحات ابنعربى برطرف كرده است. بر همین اساس برخى (رجوع کنید به همان، مقدمه موحد، ص ٥؛ سفینه تبریز، مقدمه حائرى، ص هفت) این امینالدین را با امینالدین حاج بله یكى میدانند (قس لوئیزن، ص ٢١، كه احتمال داده او یا امینالدین تبریزى یا حاجى امینالدین عبدالسلامبن سهلان خُنجى است). حاج بله در ٦٧٦ به خانقاه فخرالدین عراقى* در دوقات قونیه رفت و سه روز با عراقى به گفتگو پرداخت (عراقى، همان مقدمه، ص ١٤ـ١٥). عراقى از پیروان مكتب ابنعربى* بوده است و بنابراین به نظر میرسد كه حاج بله با اندیشههاى ابنعربى آشنایى داشته است، اما از تأثیر اندیشههاى ابنعربى و پیروان او هیچ نشانهاى در آثار حاج بله دیده نمیشود. او بیشتر متأثر از تصوف خراسان، بهویژه اندیشههاى محمد و احمد غزالى، سنایى غزنوى*، عطار نیشابورى* و سیفالدین باخرزى* بوده و حتى احتمالا نخستین شیخى بوده كه در تبریز با تصوف عاشقانه احمد غزالى آشنا شده و آرا و عقاید او را در مجالس خود مطرح كرده است (سفینه تبریز، مقدمه نصراللّه پورجوادى، ص بیستوپنج ـ بیستوشش؛ پورجوادى، ١٣٨٠ش، ص ١٢٣).
از گزارش تحقیرآمیز ابنبزاز (ص ١٦٨ـ١٦٩) درباره حاج بله پیداست كه بُلَه با زاهد گیلانى* و صفیالدین اردبیلى* هم آشنایى داشته است. حاج بله پسرى به نام شرفالدین عثمان داشته كه به مناسبت درگذشت پدرش رسالهاى راجع به بیوفایى دنیا با عنوان كتابٌ فى طریق الاخرة نوشته و در مقدمه آن سال درگذشت پدرش را ٧٢٠ در دمشق ذكر كرده است (رجوع کنید به سفینه تبریز، ص ٦٧٨).
آثار حاج بله، بهجز یكى، در سفینه تبریز مندرج است. برخى از آنها عبارتاند از :
١) انتخاب احیاء علوم الدین غزالى، به عربى. این منتخب، مانند اصل احیاء، داراى چهار قسم و هر قسم داراى ده فصل است (رجوع کنید به همان، ص ٣٧ـ٥٤).
٢) الهدایة فى اصول الفقه، به عربى، كه شامل سه قسم بوده، اما فقط قسم اول آن باقى است (همان، ص ٥٨ـ٥٩).
٣) التذكرة فى الاصولین و الفقه، به عربى، در سه قسم : فوائد اصول علم كلام مطابق اشعریه، فوائد اصول فقه، و مسائل فقهى. در قسم اول، حاج بله براى گریز از محذور جبر و چگونگى نسبت قدرت بارى با افعال آدمى اصل «منزلة بین المنزلتین» را با تعبیر قول «محققون» مطرح كرده، ولى بهرهگیرى او از این اصل با عقیده شیعى كاملا متفاوت است؛ زیرا تفسیر او از این اصل نزدیك به نظریه كسب اشعرى است. همچنین وى درباره وجوب نصب امام، نظر شیعه را مرجح شمرده است (همان، ص٦٠ـ٧٠).
٤) المنهاج فى علوم الادب، به عربى، كه بنابر دیباچه مؤلف، دایرةالمعارف علوم ادبى است. این كتاب هفت قسم داشته، اما فقط بخشى از قسم اول آن باقى است. این بخش ترجمه الفاظ برخى سورههاى قرآن كریم و اشارهاى به تفسیر آنهاست (همان، ص ١٣١ـ١٤٤).
٥) كتاب فى علم العروض الفارسى، به فارسى (همان، ص ١٦٩ـ١٧٢).
٦) الزبدة فى المنطق، به عربى، در علوم حقیقیه. زبده در سه قسم تألیف شده بوده (همان، ص ٢٤٨ـ٢٥٣)، اما فقط قسم اول آن باقى است. احتمالا دو قسم دیگر، در الهیات و طبیعیات بوده است.
٧) اللطائف اللئالى، به فارسى و عربى. این كتاب، منابر حاج بله است كه ابوالمجد تبریزى از آنها یادداشت برداشته است. از این كتاب وسعت اطلاعات حاج بله معلوم میشود. لطائف حاوى نكات و اطلاعات بسیار نابى است، از جمله اشعارى به زبان فهلوى/ پهلوى، تفسیر نمطِ نهمِ اشارات ابنسینا و سوانح احمد غزالى، گزارش ملاقات خواجه نصیرالدین طوسى با عطار و اعتقاد وافر او به شعر عطار، سخنان خواجه نصیر پیش از مرگ با كریمالدین كیشى، ماجراى سماع ابنسینا پیش از مرگ، و اطلاعات تازهاى درباره فخررازى در تبریز (همان، ص ٥١٩ـ٥٣٨).
٨) انتخاب رباعیات اوحدالدین كرمانى، در ده باب (همان، ص ٥٨١ـ٥٩٢).
٩) رساله علم و عقل، به فارسى، كه آن را به دستور اولجایتو، سلطان ایلخانى، و به اشاره خواجه رشیدالدین فضلاللّه همدانى نوشته است (همان، ص ٧١٣).
١٠) پاسخ امینالدین تبریزى، به عربى. عضدالدین ایجى*، یكى از دانشمندان معاصر حاج بله، بر نظر زمخشرى (ج ١، ص ٩٨) درباره تفسیر آیه تحدى (بقره: ٢٣) اعتراض كرده است. این رساله پاسخ حاج بله به اشكال ایجى است (رجوع کنید به حائرى، ج ٢٣، بخش ٢، ص٨٣٠ـ٨٣٢).
در سفینه تبریز (ص ٢٤١) رساله كوتاهى با عنوان مناظرة النار و التراب هست كه حائرى (سفینه تبریز، مقدمه، ص هشت) آن را به حاج بله نسبت داده است؛ اما این رساله احتمالا از او نیست، بلكه با توجه به شباهت سبك و سیاق آن با منابر جلالالدین عتیقى، كه در سفینه تبریز (ص ٦٦١ـ٦٧٦) مندرج است، ظاهرآ از عتیقى است (نیز رجوع کنید به پورجوادى، ١٣٨٥ش، ص ٤٣٦).
منابع :
(١) ابنبزاز، صفوةالصفا، چاپ غلامرضا طباطبائیمجد، تبریز ١٣٧٣ش؛
(٢) ابنكربلائى، روضاتالجنان و جناتالجنان، چاپ جعفر سلطانالقرائى، تهران ١٣٤٤ـ١٣٤٩ش؛
(٣) محمدبن یحیى اسیرى لاهیجى، مفاتیحالاعجاز فى شرح گلشنراز، چاپ محمدرضا برزگر خالقى و عفت كرباسى، تهران ١٣٧٤ش؛
(٤) چنگیز بایبوردى (بارادین)، «حكیم نزارى قهستانى»، فرهنگ ایران زمین، ج ٦ (١٣٣٧ش)؛
(٥) نصراللّه پورجوادى، زبان حال در عرفان و ادبیات پارسى، تهران ١٣٨٥ش؛
(٦) همو، «سخنان احمد غزّالى از زبان حاجى بُلَه تبریزى»، معارف، دوره ١٨، ش ٣ (آذر ـ اسفند١٣٨٠)؛
(٧) امینالدین ابوالقاسم حاج بُلَه، التذكرة فیالاصولین و الفقه، در سفینه تبریز، گردآورى و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزى، تاریخ كتابت: ٣ـ ٧٢١ قمرى، چاپ عكسى از روى نسخه خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، تهران: مركز نشر دانشگاهى، ١٣٨١ش الف؛
(٨) همو، الهدایة فى اصولالفقه، در همان، ١٣٨١ش ب؛
(٩) عبدالحسین حائرى، فهرست نسخههاى خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، ج ٢٣، بخش ٢، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٠) رشیدالدین فضلاللّه، التوضیحاتالرشیدیة الف، نسخه عكسى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، ش ٧٤؛
(١١) همو، التوضیحات الرشیدیة ب، نسخه عكسى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، ش ١٠٢٩؛
(١٢) همو، المجموعةالرشیدیة، نسخه عكسى كتابخانه مركزى دانشگاه تهران، ش ٧٣؛
(١٣) زمخشرى؛
(١٤) سفینه تبریز، گردآورى و به خط ابوالمجد محمدبن مسعود تبریزى، تاریخ كتابت: ٣ـ ٧٢١ قمرى، چاپ عكسى از روى نسخه خطى كتابخانه مجلس شوراى اسلامى، تهران: مركز نشر دانشگاهى، ١٣٨١ش؛
(١٥) محمودبن عبدالكریم شبسترى، مجموعه آثار شیخ محمود شبسترى، چاپ صمد موحد، تهران ١٣٧١ش؛
(١٦) علیاشرف صادقى، «درباره نام امینالدین حاج بُلَه»، نامه بهارستان، سال ٤، ش ١ـ٢ (بهار ـ زمستان ١٣٨٢)؛
(١٧) ابراهیمبن بزرگمهر عراقى، كلیات شیخ فخرالدین ابراهیم همدانى متخلص بعراقى، چاپ سعید نفیسى، تهران ١٣٣٥ش؛
(١٨) لئونارد لوئیزن، فراسوى ایمان و كفر: شیخ محمود شبسترى، ترجمه مجدالدین كیوانى، تهران ١٣٧٩ش؛
(١٩) سعدالدینبن شمسالدین نزارى قهستانى، مثنوى روز و شب، چاپ نصراللّه پورجوادى، تهران ١٣٨٥ش.
/ سعید كریمى /