دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٧٠٤٩
خُسْران ، خُسْران، اصطلاحى قرآنى و حديثى. مصدر خسران از ريشه خ س ر و به معناى نقصان، هلاكت، زيان و گمراهى است (خليلبن احمد، ذيل «خسر»؛ زمخشرى، ١٣٤٢ـ١٣٤٣ش، قسم ٢، ص ٥٢٧؛ ابنمنظور، ذيل «خسر»). به نوشته ابوهلال عسكرى (ص ٥٧٤)، خسران به معناى از دست رفتن تمام يا بخشى از سرمايه و معناى اصيل آن در زبان عربى هلاكت است (نيز رجوع کنید به ابنمنظور، همانجا). با اينحال، ابنفارِس (ذيل «خسر») نقص (كاستى) را معناى اصلى خَسِرَ دانستهاست (نيز رجوع کنید به راغب اصفهانى، ذيل «خسر»). اين واژه از يك سو هم به انسان و هم به فعل منسوب مىشود و از سوى ديگر، هم درباره چيزهاى خارجى و هم درباره امور ذهنى و روانى بهكار مىرود (همانجا).
در قرآن كريم، خسران و كلمات همريشه آن ٦٥ مرتبه و در شصت آيه، به اشكال صرفى گوناگون، به كار رفته است (رجوع کنید به محمدفؤاد عبدالباقى، ذيل «خسر»).
آنچه در كاربرد قرآنى خسران بارز است، پيوند آن با مفهوم كفر و مفاهيم همسنخ آن است. بنابر آيات قرآن، كفر و خسران (هلاكت) انسان با يكديگر نسبت مستقيم دارند، به طورىكه هرچه فرد بيشتر در كفر غرق شود، خسران وى افزونتر مىشود (رجوع کنید به فاطر: ٣٩) و از حيث عمل، در شمار زيانكارترين انسانها (أَخْسَرينَ أَعْمالا؛ رجوع کنید به كهف: ١٠٣ـ١٠٥) قرار مىگيرد. اين خسران، به اعتقاد مفسران، همانند خسرانِ حقيقى است كه برخلاف زيانهاى دنيوى، پايدار و جبرانناپذير و موجب گرفتارشدن به عذاب اخروى است و قرآن از آن به «الخُسرانُ المُبينُ» (هلاكت آشكار) تعبير كرده است (رجوع کنید به زُمر: ١٥؛ طبرى؛ طوسى؛ طباطبائى، ذيل همين آيه). بر اين اساس، قرآن كريم شرط لازم خروج انسان از دايره خسران را پيوستن به اهل ايمان و انجام دادن عمل صالح و توصيه يكديگر به حق و صبر بر طاعت خداوند دانسته است (رجوع کنید به عصر: ٢ـ٣؛ طبرى؛ طوسى، ذيل همين آيات).
از اين گذشته، خداوند قرآن را نيز موجب فزونى خسران ظالمان (كافران به قرآن) دانسته است (رجوع کنید به إسراء: ٨٢)، زيرا كافران با سرتافتن از دستورات كتاب خداوند، خود را مشمول عذاب الهى مىسازند و عملا به خسرانى كه به دليل بىايمانى، پيش از نزول قرآن در آن بودند، مىافزايند. در عين حال، همين قرآن مايه رحمت و شفاى مؤمنان است، زيرا آنها با عمل به آن از جهل خارج و مشمول نعمتهاى الهى خواهند شد (طبرى؛ طوسى، ذيل آيه). بهعلاوه در قرآن كسانى كه بهسبب بدگمانى به خداوند در ايمانشان پايدار نيستند و با گرفتارشدن به كمترين سختى و نقصى در زندگى از دين خود برمىگردند نيز در خسران مبيناند (رجوع کنید به حج: ١١)، زيرا هم در دنيا دچار نقص و كمبود شدهاند و هم بهسبب دست برداشتن از ايمان خود، ثواب صبر بر سختيها را از دست مىدهند به عذاب خداوند گرفتار مىشوند (رجوع کنید به طبرى؛ زمخشرى، ١٣٦٦، ذيل آيه).
واژههاى تَتْبيب (رجوع کنید به هود: ١٠١)، تَباب (غافر: ٣٧)، تَبَّتْ و تَبَّ (مَسَد: ١) و خائِبين (آلعمران: ١٢٧) و خابَ (ابراهيم: ١٥؛ طه : ٦١، ١١١؛ شمس: ١٠) از واژههاى مترادف با خسران در قرآن كريم است.
كاربرد حديثى خسران نيز همسنخ كاربرد قرآنى آن است، تا آنجا كه برخى تركيبهاى قرآنىِ اين واژه در احاديث هم مشاهده مىشوند كه مطابق يا مفسِّر برخى آيات قرآن كريماند؛ مثلا در روايات آمدهاست كه هر كس از فرمان خدا و رسولش سرپيچى كند (كلينى، ج ١، ص ١٤٢) يا دنيا و آخرت را بر خود حرام كند (ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ٤، ص ٣٨٣)، در خسرانِ مبين است، كه حديث اول ناظر بر آيات ١٤ سوره نساء، ٣٦ سوره احزاب و ٢٣ سوره جنّ است و حديث دوم نيز آيه ١١ سوره حج را تداعى مىكند.
بهطور كلى در احاديث، پرداختن به آنچه انسان را از خداوند دور كند، موجب خسران او دانسته شده است (همو، ١٣٦٢ش، ج ٢، ص ٦٣٢)، از جمله اين امور نپرداختن زكات (مسلمبن حجاج، ج ٣، ص ٧٤ـ٧٥)، تكبر، احسان همراه با منّت، خدعه در فروش اجناس (ابنماجه، ج ٢، ص ٧٤٥)، اهتمام نكردن به نماز (ترمذى، ج ١، ص ٢٥٨) و دشمنى با اهلبيت پيامبر اسلام (ابنبابويه، ١٤١٧، ص ٣٤٢) است (نيز رجوع کنید به كلينى، ج ١، ص ٤٥؛ ابنبابويه، ١٤٠٤، ج ٢، ص ٦٢٨؛ همو، ١٤١٧، ص ٣٨٨).
منابع :
(١)علاوه بر قرآن؛
(٢) ابنبابويه، الامالى، قم ١٤١٧؛
(٣) همو، كتابالخصال، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٣٦٢ش؛
(٤) همو، كتاب مَنلايـَحضُرُهالفقيه، چاپ علىاكبر غفارى، قم ١٤٠٤؛
(٥) ابنفارس؛
(٦) ابنماجه، سنن ابنماجة، چاپ محمدفؤاد عبدالباقى، ]قاهره ١٣٧٣/ ١٩٥٤[، چاپ افست ]بيروت، بىتا.[؛
(٧) ابنمنظور؛
(٨) محمدبن عيسى ترمذى، سننالترمذى و هوالجامع الصحيح، چاپ عبدالوهاب عبداللطيف، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٩) خليلبن احمد، كتابالعين، چاپ مهدى مخزومى و ابراهيم سامرائى، قم ١٤٠٩؛
(١٠) حسينبن محمد راغب اصفهانى، المفردات فى غريبالقرآن، چاپ محمد سيدكيلانى، تهران [١٣٣٢ش]؛
(١١) محمودبن عمر زمخشرى، پيشرو ادب، يا، مقدمةالادب، چاپ محمدكاظم امام، تهران ١٣٤٢ـ١٣٤٣ش؛
(١٢) همو، الكشاف عن حقائق غوامض التنزيل و عيون الاقاويل فى وجوهالتأويل، بيروت ١٣٦٦/١٩٤٧؛
(١٣) طباطبائى؛
(١٤) طبرى، جامع؛
(١٥) طوسى؛
(١٦) حسنبن عبداللّه عسكرى، معجمالفروق اللغوية، الحاوى لكتاب ابىهلالالعسكرى و جزءآ من كتابالسيد نورالدين الجزائرى، قم ١٤١٢؛
(١٧) كلينى؛
(١٨) محمدفؤاد عبدالباقى، المعجمالمفهرس لألفاظ القرآن كريم، قاهره ١٣٦٤، چاپ افست تهران ?] ١٣٩٧[؛
(١٩) مسلمبن حجاج، الجامعالصحيح، بيروت: دارالفكر، [.بىتا].
/ ابوالفضل والازاده /