دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٦٩٨٩
خِرسان،آل ، خِرسان،آل، خاندانىاز عالمان و اديبانشيعى نجف. نسب اين خاندان از طريق محمد عابد به فرزند امام موسى كاظم عليهالسلام مىرسد (ابنعنبه، عمدةالطالب، ص٢٤٥ـ٢٤٧، همو، الفصولالفخرية، ص١٣٨؛ ضامنبنشدقم، ج٢،قسم٢، ص٣٠٢). اين خاندان علاوه بر شهرت در علم و ادب، عهدهدار نظارت بر حرم مطهر امامعلى عليهالسلام و اداره امور زائران در نجف اشرف بودهاند (امين، ج٤، ص٨١، ١١٨؛ آلمحبوبه، ج١، ص٢٧٠).
خاندان خرسان در آغاز ساكن شهر حلّه بودند، سپس برخى از آنان به كربلا مهاجرت كردند تا اينكه سيدابوالحسن معصوم در قرن ششم در نجف اشرف اقامت گزيد (تميمى، ج ٤، ص ٦١)، ازاينرو در قرن پنجم، ششم و اوايل قرن هفتم اين خاندان به آلمعصوم مشهور بودند (همانجا؛ نيز رجوع کنید به ضامنبن شدقم، ج ٢، قسم ٢، ص ٢٩٧)، اما شهرت اين خاندان به اخرس، از زمان ابوالفتح ابن ابىمحمدبن ابراهيمبن ابىفتيان غنائمبن عبداللّهبن حسن بركة است كه به اخرس شهرت داشته و به فرزندان او بنواخرس گفته شده است (ابنعنبه، ص ٢٤٧؛ ضامنبنشدقم، ج ٢، قسم ٢، ص ٣٠٣). برخى از مشهورترين افراد اين خاندان عبارتاند از :
ابوالحسن معصومبن احمدبن حسن حائرى، جد اعلاى آلخرسان كه در قرن پنجم و ششم مىزيسته و او را بسيار ستودهاند (ضامنبن شدقم، همانجا؛ عبدالحسين امينى، ص ٥٧). وى عهدهدار امور حرم امام على عليهالسلام بود و بدينسبب مَقريزى (ج ٤، قسم ١، ص ١٦٨ـ١٧٢) از وى با عنوان «امام مشهد على» ياد كرده است. در زمان توليت او طلائِعبن رُزِّيك، وزير مقتدر فاطميان به زيارت مرقد مطهر امام على عليهالسلام رفت و ظاهرآ ميان اين دو مناسبات خوبى برقرار شد، چنانكه ابنرُزِّيك ساليانه مبلغى را نزد ابوالحسن معصوم مىفرستاد (رجوع کنید به همانجا؛ ضامنبن شدقم، ج ٢، قسم ٢، ص ٢٩٨).
شمسالدين محمدبن احمدبن على، از عالمان و فقيهان (زنده در ٧٥٤) كه كتابهاى زادالسبيل در فقه و المشجَّرالكشّاف لاصولالسادةالاشراف در نسباز جمله تأليفات اوست (ابنعنبه، عمدةالطالب، ص ٢٤٧؛ آقابزرگ طهرانى، طبقات: الحقائق، ص ١٧٧؛ همان: الضياء، ص ١١٥، همو، الذريعة، ج ١٢، ص٤).
احمدبن درويشبن محسن، فقيه و اديب. او در نجف به دنيا آمد و نزد فقيهان و بزرگان آن شهر دانش آموخت و از خواص و ملازمان شيخ موسى كاشفالغطا (متوفى ١٢٤٣)، فقيه بزرگ عراق، و كاتب شخصى او شد و به همراه او به بسيارى از شهرهاى ايران سفر كرد. او خطى خوش و در ادبيات مهارت داشت و به دو زبان عربى و فارسى شعر مىسرود (تميمى، ج ٤، ص ٧٦). وى در ربيعالآخر ١٢٤٦ در نجف از دنيا رفت (حرزالدين، ج ١، ص ١٦٩؛ امين، ج ٤، ص ٨١؛ آقابزرگ طهرانى، طبقات: الكرام، قسم ١، ص ٨٧؛ خاقانى، ج ٢، ص ٤؛ حبيبآبادى، ج ٢، ص ٦٠٠). از جمله آثار وى مىتوان به مجموعه ادبى در دو جلد اشاره كرد (محمدهادى امينى، ١٤١٣، ج ٢، ص ٤٨٦).
حسنبن علىبن شكر، فقيه امامى قرن سيزدهم. او در حدود ١٢٠٠ در نجف به دنيا آمد. فقه را در محضر شيخمحمدحسن صاحب جواهر (متوفى ١٢٦٦) آموخت و در همان زمان مجلس درسى برپا كرد كه عالمان بسيارى از دانش وى بهره بردند (تميمى، ج ٤، ص ٦٨). به درخواست برخى از تجار و اعيان بغداد به آن شهر رفت و تا پايان عمر مرجعيت مردم را برعهده گرفت و در ١٢٦٥ در همين شهر درگذشت و در نجف اشرف به خاك سپرده شد (امين، ج ٥، ص ١٨٩؛ آقابزرگ طهرانى، طبقات: الكرام، قسم ١، ص ٣٣٨؛ نيز رجوع کنید به روضاتى، ص ١٥٥؛ محمدهادى امينى، همانجا؛ تميمى، ج ٤، ص ٦٩). او علاوه بر تأليف رسالههاى فقهى، كتابخانه نفيسى داشت كه پس از مرگش در آتش سوخت (آقابزرگ طهرانى، الذريعة، ج ٨، ص ٢٩٧؛ روضاتى، ص ١٥٧).
جعفربن احمد بن درويش، عالم، اديب و شاعر. او در ١٧ ذيحجه ١٢١٦ به دنيا آمد (تميمى، ج ٤، ص ٧٨) و پس از فراگيرى مقدمات علمى در مجلس درس شيخمرتضى انصارى حاضر شد. جعفربن احمد شعر كم مىسرود (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، طبقات: نقباء، قسم ١، ص ٢٧٨)، اما مكاتبات بسيارى با شاعران و اديبان معاصر خود داشت. امين (ج ٤، ص ٨١) و خاقانى (ج ٢، ص ٦ـ٢٦) بخشى از اين مراسلات را ذكر كردهاند. او در دوم رجب ١٣٠٣ در نجف درگذشت (حرزالدين، ج ١، ص ١٦٨؛ حبيبآبادى، همانجا؛ محمدهادى امينى، ١٤١٣، ج ٢، ص ٤٨٧). از وى دو مجموعه ادبى برجاى مانده است (رجوع کنید به آقابزرگ طهرانى، الذريعة، ج ٩، قسم ١، ص ١٩٥).
محمدحسينبن حسنبن على، فقيه و اديب و زاهد امامى. وى در نجف به دنيا آمد، دوره مقدماتى را نزد پدرش و سپس فقه و اصول را نزد فقيهانى چون محمدحسين كاظمى، ميرزاحسين خليلى و شيخمحمد طه نجف آموخت. وى مجلس درسى نيز برپا كرد. در سالهاى آخر عمرش نابينا شد و در ١٣٢٢ چشم از جهان فروبست (همو، طبقات: نقباء، قسم ٢، ص ٥٦٦؛ تميمى، ج ٤، ص ٧٤ـ٧٥؛ محمدهادى امينى، ١٤١٣، ج ٢، ص ٤٨٦). از وى تقريرات درسهاى فقه و اصول و ديوان شعر كوچكى باقى مانده است (محمدهادى امينى، همانجا).
عبدالرسولبن محمدحسينبن حسن، فقيه زاهد و مجاهد امامى. وى پس از خواندن دروس مقدمات، مباحث فقه و اصول را نزد محمد طه نجف و ديگران آموخت. وى از جمله كسانى است كه در ركاب فقيه مجاهد سيدمحمدسعيد حبوبى* به جنگ با قواى انگليس پرداخت (تميمى، ج ٤، ص ٨٣). او در ٢١ محرّم ١٣٦١ درگذشت و در مقبره خانوادگى آلخرسان به خاك سپرده شد (همانجا).
عبدالمرتضى بن موسى، فقيه و زاهد امامى. او پس از تكميل دوره مقدماتى، فقه و اصول را نزد فقيهانى چون علىبن ياسين رفيش نجفى (متوفى ١٣٣٤) و شيخالشريعه اصفهانى و علم رجال را از ابوتراب خوانسارى و حكمت را نزد شيخنعمتاللّه دامغانى آموخت (همان، ج ٤، ص ٨٤). وى نيز از مجاهدان و مبارزان با استعمار انگليس بود. او در ٢٧ ربيعالاول ١٣٦١ وفات كرد (همان، ج ٤، ص ٨٤ـ٨٥).
حسنبن عبدالهادىبن موسى، فقيه و محقق آثار علماى بزرگ شيعه. تولد وى را به اختلاف ١٣٢١ (رجوع کنید به همان، ج ٤، ص ٨٥) و ١٣٢٦ (آقابزرگ طهرانى، الذريعة، ج ١٤، ص ٦٧) ذكر كردهاند. پس از تكميل دروس مقدمات، فقه و اصول را نزد فقيهانى چون سيدابوالحسن اصفهانى، ميرزاى نائينى، آقاضياء عراقى و رجال را نزد سيدابوتراب خوانسارى و اخلاق را نزد شيخعلى قمى و حكمت را از محضر نعمتاللّه دامغانى كسب كرد (تميمى، همانجا). وى در تحقيق و احياى شمارى از آثار علمى شيعه سهمى اساسى داشت، از جمله تحقيق و چاپ تهذيبالاحكام شيخطوسى همراه با شرح مشيخه آن در نجفاشرف در ١٣٨٢ (آقا بزرگ طهرانى، الذريعة، همانجا؛ محمدهادى امينى، ١٤١٣، ج ٢، ص ٤٨٨) و تحقيق و چاپ الاستبصار شيخطوسى همراه با مقدمه و شرح مشيخه آن (آقابزرگ طهرانى، الذريعة، همانجا؛ محمدهادى امينى، ١٣٨٥، ص ٧٤ـ٧٥). روش شرح ايشان در شرح مشيخه بدين ترتيب است كه در آغاز خلاصهاى از جرح و تعديل راوى را ذكر نموده، سپس به اختصار پارهاى از منابع رجال يا تراجم موجود وى را نقل كرده است (طوسى، ج ٤، ص ٣٠٥). اثر ديگر او تحقيق و چاپ كتاب من لايحضُرُه الفقيه همراه با مقدمه مبسوطى به نام حياةالشيخ الصدوق به پيوست شرح مشيخه صدوق است كه در ١٣٧٩ در نجفاشرف به چاپ رسيده است (آقابزرگ طهرانى، الذريعة، همانجا؛ عواد، ج ١، ص ٣٣٢ـ٣٣٣؛ محمدهادى امينى، ١٣٨٥، ص ٣٣٧). وى علاوه بر اين، كتابى در شرححال خاندانش با عنوان يتيمةالزمان فى ما قيل فى آل خرسان تأليف كرده است (محمدهادى امينى، ١٤١٣، همانجا).
محمدمهدىبن سيدحسن، محقق و مؤلف. وى در ١٣٤٧ در نجف بهدنيا آمد و پس از اتمام تحصيلات به نگارش و تحقيق روى آورده و آثار فراوانى را تحقيق و تأليف كرده است؛ از جمله كتابى در شرححال عبداللّهبن عباس در چهار جلد (آقابزرگ طهرانى، طبقات : نقباء، قسم ٣، ص ١١١٨؛ محمدهادى امينى، ١٤١٣، همانجا)؛ المشجَّر المبيَّن فى مَنْ ذُكِرَ فى منتقلة الطالبيين (همان، ج ٢١، ص ٤٤)؛ نشوةالامانى كه منظومهاى است در ٧٨ بيت در نسب آل خرسان (همان، ج ٢٤، ص١٦٠؛ محمدهادى امينى، ١٤١٣، همانجا)؛ و قَلائد العِقْيان فى ما قيل فى آلالخرسان (آقابزرگ طهرانى، الذريعة، ج ١٧، ص ١٦٣؛ روضاتى، ص ١٥٦). وى همچنين تمام آثار باقى مانده از ابنادريس حلّى را تحت عنوان موسوعة ابنادريس حلّى (قم ١٣٨٧ش) به چاپ رسانده است. وى علاوه بر اين بر بسيارى از كتابها مقدمه نوشته است، كه تمام اين مقدمهها در كتابى با عنوان مقدمات كتب تراثية (قم ١٣٨٥ش) به چاپ رسيده است. وى همچنين در كتاب اخير، ضمن آوردن شرح حال خود، فهرست كاملى از آثارش (از جمله آثار چاپ نشده) آورده است.
منابع :
(١)محمدمحسن آقابزرگ طهرانى ، الذريعة الى تصانيفالشيعة، چاپ علىنقى منزوى و احمد منزوى، بيروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلامالشيعة: الحقائق الراهنة فى المائة الثامنة، چاپ علىنقى منزوى، بيروت ١٩٧٥؛
(٣) همان: الضياءاللامع فىالقرن التاسع، چاپ علىنقى منزوى، تهران ١٣٦٢ش؛
(٤) همان: الكرام البررة، قسم ١ـ٢، مشهد ١٤٠٤؛
(٥) همان: نقباءالبشر فىالقرنالرابع عشر، مشهد، قسم ١ـ٤، ١٤٠٤؛
(٦) جعفربن باقر آلمحبوبه، ماضىالنجف و حاضرها، بيروت ١٤٠٦/١٩٨٦؛
(٧) ابنعنبه، عمدةالطالب فى انساب آل ابىطالب، بيروت: دارمكتبة الحياة، [.بىتا]؛
(٨) همو، الفصولالفخريه، چاپ جلالالدين محدث ارموى، تهران ١٣٦٣ش؛
(٩) امين؛
(١٠) عبدالحسين امينى، شهداء الفضيلة، قم ١٣٥٢ش؛
(١١) محمدهادى امينى، معجمالمطبوعات النجفية: منذ دخول الطباعة الىالنجف حتىالآن، نجف ١٣٨٥/١٩٦٦؛
(١٢) همو، معجم رجال الفكر و الادب فىالنجف خلال الف عام، ]نجف [١٤١٣/ ١٩٩٢؛
(١٣) محمدعلى جعفر تميمى، مشهد الامام، او، مدينةالنجف، نجف ١٣٧٤/١٩٥٥؛
(١٤) محمدعلى حبيبآبادى، مكارمالآثار، ج ٢، اصفهان ١٣٦٢ش؛
(١٥) محمد حرزالدين، معارفالرجال فى تراجم العلماء و الادباء، قم ١٤٠٥؛
(١٦) على خاقانى، شعراءالغرى، او، النجفيات، نجف ١٣٧٣/١٩٥٤، چاپ افست قم ١٤٠٨؛
(١٧) محمدعلى روضاتى، جامعالانساب، اصفهان ١٣٣٥ش؛
(١٨) ضامنبن شدقم، تحفة الازهار و زلال الانهار فى نسب ابناء الائمة الاطهار، چاپ كامل سلمان جبورى، تهران ١٣٧٨ش؛
(١٩) محمدبن حسن طوسى، الاستبصار، چاپ حسن موسوى خرسان، تهران ١٣٩٠؛
(٢٠) كوركيس عواد، معجمالمؤلفين العراقيين فى القرنين التاسع عشر و العشرين، بغداد ١٩٦٩؛
(٢١) احمدبن على مَقريزى، المواعظ و الاعتبار فى ذكر الخطط و الآثار، چاپ ايمن فؤاد سيد، لندن ١٤٢٢ـ١٤٢٥/ ٢٠٠٢ـ٢٠٠٤.
/ مينا احمديان /