دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٢٦٢٣
پاطاق (یا پاتاق ؛ در برخی
منابع :
پایْطاق / پایِطاق ) ، منطقه ای با اهمیتِ حساس نظامی در مغرب ایران و نیز نام سابق دهستان ، نام تنگ ، گردنه ، ده قدیمی و جایگاه یکی از آثار کم نظیر باستانی از عصرِ تمدن ایرانی پیش از اسلام . پاطاق در استان کرمانشاه ، بین شهرهای کِرند و سرپلِ زهاب واقع است و طی تاریخ ایران ، در سرنوشت جنگهای غرب کشور، اهمیت نظامی و جغرافیایی تعیین کننده ای داشته است .
دهستان سابق پاطاق (از ١٣٧٢ ش : دهستانِ بِشیوه ـ پاطاق ؛
طبق سرشماری ١٣٧٥ ش ، جمعیت ١٩٧ ، ٧ تن ) در بخش مرکزی شهرستان سرپلِ زهاب قرار دارد. بشیوه ـ پاطاق از شمال و شمال غربی به دهستان حومة سرپل ، از جنوب و مغرب به دهستان قلعه شاهین و از مشرق به دهستان حومة کرند (در شهرستان اسلام آباد غرب ) محدود است . دارای ٢٩ آبادی است و مرکز آن آبادی رِیزه وند نَجف (در ارتفاع ٦٣٠ متری و ٤ کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل زهاب ) و از آبادیهای قدیمی آن ده پاطاق ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) است (سازمان برنامه و بودجه استان کرمانشاه ، ص ٢٣، ٣١؛
مرکز آمار ایران ، ١٣٧٦ ش ب ، ص ١؛
همو،١٣٧٦ ش الف ، ص بیست ، ٢،٣٠؛
سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، ج ٤٥، ص ٤٢، ١٤٠).
رشته کوههای زاگرس * ، که برخی از پرابهت ترین تنگهای جهان را دارد (اُبرلَندر، ص ١٩٥)، به کوههای پاطاق هم معروف است (کیهان ، ج ١، ص ٤٨؛
دایرة المعارف فارسی ، ذیل مادّه ). کوههای پاطاق با جهت شمال غربی ـ جنوب شرقی ممتد است . تنگ پاطاق ، که حساسترین قسمت پاطاق است ، در شمال شرقی ده پاطاق واقع است . موقعیت حساس و وضع طبیعی تنگ در آثار بسیاری از نویسندگان تاریخ نظامی و سیاحان ایرانی و خارجی که از آن گذشته اند، وصف شده است (برای مثال رجوع کنید به بایندر، ص ٣٩٠ـ٣٩١؛
اوبن ، ص ٣٥٦؛
قائم مقامی ، ص ٢٣٠ به بعد؛
اسلیم ، ص ١٨٢ به بعد).
گردنة پاطاق که از گذرگاههای صعب العبور منطقه است ، از تلاقی کوه نُوا/ نوح (مرتفعترین قله : ٤٤٢ ، ٢ متر) با کوههای دالاهو (مرتفعترین قله : ٢٥٠ ، ٢ متر) تشکیل شده است (سازمان برنامه و بودجه استان کرمانشاه ، ص ٦). اختلاف ارتفاع رأس گردنه با شهر قصرشیرین حدود ٣٢٠ ، ١ متر است (مورگان ، ج ٢، ص ٧٥). همین اختلاف ارتفاع در مسافتی کم و صعب العبور، ارزش نظامی خاصی به تنگ و گردنة پاطاق بخشیده است ( رجوع کنید به علی رزم آرا، ص ٤٠ـ٤١، نیز جدول ضمیمة ش ١). به گردنة پاطاق «دروازة آسیا»، «دروازة زاگرس » و «عقبة حُلوان » نیز گفته شده است (اشمیت ، ص ١٨؛
کریمی ، ص ١٨٠).
رود الوند (در منابع قدیمی : آبِ حلوان ) از ارتفاعات ٩٠٠ ، ١ متری پاطاق سرچشمه می گیرد و به دجله می ریزد (مورگان ، همانجا). به نوشتة حمدالله مستوفی (ص ٢١٩)، شعبة دوم رود نهروان از گریوة (گردنة ) طاقِ گَرا ( رجوع کنید به ادامة مقاله ) در پاطاق سرچشمه می گیرد. از رودی که بخشی از شهرستان سرپل زهاب را آبیاری می کند و از بشیوه می گذرد، با نام رود پاطاق یاد شده است (مفخّم پایان ، ذیل مادّه ).
ده قدیمی پاطاق (جمعیت در ١٣٧٥ ش ، ٣٧٢ تن ) در قسمت تنگ پاطاق در فاصلة چهارده کیلومتری جنوب شرقی شهر سرپل زهاب ، کنار رود چم ماهیه واقع است . راه اصلی کرمانشاه ـ قصرشیرین ، که یکی از قدیمترین راههای بازرگانی کشور نیز هست ، از جانب شمالی ده پاطاق می گذرد. مصالح بازماندة بنایی باستانی ، چند اتاق نسبتاً سالم و طاقهای گهواره ای نزدیک ده پاطاق ، و نوع استفاده از قلوه سنگ و ملاط در این بنا، شباهت آشکاری با مصالح و اسلوبهای معماری عصر ساسانی ، بویژه در منطقة غرب ، دارد ( کرمانشاهان باستان ، ص ٩٦). دکان داوود/ کل داوود و آثار دیگری که قدمت آنها را به عصر پیش از تاریخ ایران ، مادها، اشکانیان و ساسانیان نسبت می دهند، نزدیک ده پاطاق است (کریمی ، همانجا؛
مشکوتی ، ص ١٦٢). ده پاطاق دارای دو زیارتگاه به نامهای پنجه علی و مزار حضرت عباس است (سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح ، ج ٤٥، ص ٤٢).
راهی که از پاطاق می گذرد (راه اصلی و فعلی کرمانشاه ـ قصرشیرین )، از دیرینه ترین ایام محل عبور مسافر، کالا، قشون و ادوات نظامی میان مراکز جمعیتی و کانونهای فعالیت اقتصادی در دشتهای فلات ایران و مراکز واقع در جلگة بین النهرین بوده است . قدمت این راه را با قطعیت و دقت نمی توان تعیین کرد. احتمال دارد که از عصر نوسنگی از این راه استفاده شده باشد، اما به طور قطع از حدود هزارة سوم ق م از آن استفادة بازرگانی و نظامی می شده است (دیاکونوف ، ص ٨٧). شهر باستانی حلوان ، که از عصر آشوریان در مرز طبیعی دو پادشاهی ماد و بابِل قرار گرفته بود، با شهر کهنسال هگمتانه و شهرهای دیگر فلات ایران ، از همین راه داد و ستد بازرگانی داشت . حلوان * ، نزدیک یکی از گذرگاههای زاگرس به نام عقبة حلوان ( = تنگة پاطاق ) بنا شده بود ( د.اسلام ، چاپ دوم ، ذیل «حلوان »). در عصر هخامنشیان ، کاروانیان و سپاهیان از این راه عبور می کردند. به گزارش آریانوس / آریان ، اسکندر مقدونی پس از تصرف بابل ، با عده ای از سپاهیان خود، به سوی جنوب رفت و پس از بیست روز به شوش رسید، اما عدة دیگری از سپاهیان وی برای تصرف همدان ، از طریق پاطاق و بیستون روانه شدند (ج ١، ص ٢٧ـ٢٨٩، نیز رجوع کنید به نقشة مسیر لشکرکشی اسکندر، نقشة ضمیمه ).
در عصر ساسانیان ، ارتباط میان تیسفون با شهرهای مرکزی ایران از همین راه بود (کریستن سن ، ص ١٨٩؛
سامی ، ج ١، ص ٢٠٠). مسلمین پس از فتح حلوان در سال نوزدهم ، به دامنة کوههای پاطاق رسیدند، اما با نحوة گذر از کوهستانها و فنون رزم در نواحی کوهستانی آشنا نبودند و ازینرو با احتیاط به نواحی کوهستانی زاگرس نزدیک شدند (اشپولر، ج ١، ص ١٤). نیروهای ایرانی در پس کوههای زاگرس در حال سازماندهی مجدد و آماده ساختن قوای خود برای فرود از گردنة پاطاق و نبرد با آنان بودند و خبر این را نیز به خلیفه عمر داده بودند ( رجوع کنید به طبری ، سلسلة اول ، اخبار جنگ نهاوند، ص ٢٥٩٦ به بعد). قوای عرب در سال ٢١ وارد عقبة حلوان شدند و پیشروی در تنگ پاطاق را آغاز کردند. جنگ خونینی درگرفت و مقاومت نیروهای ایرانی درهم شکست و عربها از گردنة پاطاق گذشتند و کلید فتح ولایت ماد و شهرهای قرمسین (کرمانشاه )، دینور، نهاوند و همدان را به دست آوردند (بلعمی ، ج ١، ص ٥٠٧؛
قوزانلو، ج ١، ص ٣١٦ـ٣٢٢).
در عصر اسلامی که بغداد به مرکز سیاست عالم اسلام و به یکی از کانونهای فعال اقتصادی تبدیل گردید، همان راه دوباره فعال شد (لسترنج ، ص ١٠، ٢٠٦). آنچه در آثار جغرافی نویسان و تاریخنگاران اسلامی به نام «عقبة حلوان » (مقدسی ، ص ١٣٤، ٣٣٧؛
یاقوت حموی ، ج ٢، ص ٣١٩)، «گریوة طاق گرا» (حمداللّه مستوفی ، ص ١٦٥) و «گردنة طاق گرا» در آثار جدیدتر، از آن یاد شده است ، به منطقة پاطاق و راه مهمی که از آن می گذرد اشاره دارد.
در عصر صفویه ، در دست داشتن پاطاق از هدفهای مهم نظامی ایران و عثمانی بود (مقتدر، ص ١ـ٢). در جنگهای هر دو کشور در عصر افشاریه ، اهمیت سوق الجیشی پاطاق همچنان باقی بود. در نبرد ١١٤٥، نیروهای عثمانی پاطاق را خط مقدّم دفاعی خود قرار داده و راه نفوذ به بین النهرین را بسته بودند. نادرقلی افشار (بعدها نادرشاه ، حک : ١١٤٨ـ١١٦٠) در این نبرد، با نقشه ای جنگی گردنة پاطاق را دور زد، از پشت به قشون عثمانی حمله برد و گردنه را در ٢٢ جمادی الا´خره آزاد ساخت (قوزانلو، ج ٢، ص ٥٠٢؛
سردادور، ص ٣٦٠ـ٣٦١). در لشکرکشی محمد علی میرزا دولتشاه (١٢٠٣ـ١٢٣٧) در عصر حکومت فتحعلی شاه قاجار (١٢١٢ـ١٢٥٠) پاطاق اهمیت نظامی حساستری داشته و طاق گرا ظاهراً قرارگاه فرماندهی قشون ایران بوده است (قوزانلو، ج ٢، ص ٨٣٠). در «فقرة » (مادّة ) دوم عهدنامة اول و دوم ارزنة الروم (منعقد در پنجم و شانزدهم جمادی الا´خره ١٢٦٢)، «جمیع اراضی جبالیه » و «کل کوهستانات » (ارتفاعات پاطاق ، از شروع ارتفاعات تا کرند و بعد آن ) متعلق به دولت ایران شناخته شده است (برای آگاهی از متن هر دو عهدنامه رجوع کنید به ارزنة الروم * ، عهدنامه ).
در عصر قاجاریه سیاحان غربی که از پاطاق گذشته اند، در آثار خود به ویژگیهای طبیعی و جغرافیایی این ناحیه ، بویژه به زیباییها و هیبت چشمگیر آن ، مکرّر اشاره کرده اند ( رجوع کنید به سفرنامه ها در منابع مقاله ). ناصرالدین شاه قاجار (حک : ١٢٦٤ـ ١٣١٣) در سفرنامة عتبات عالیات در چند موضع (ص ٧١ـ ٧٢، ٨٠، ٩٣، ١٨٢ـ١٨٣) به پاطاق اشاره کرده و محمدحسن خان اعتمادالسلطنه نیز در شرح این سفر در چند موضع (ج ٣، ص ١٦٢٢، ١٦٣٤، ١٩٢٧) ضمن مشاهدات خود از سفر ناصرالدین شاه ، از پاطاق یاد کرده است . مورگان که بیش از صد سال پیش در رأس هیئتی علمی برای مطالعات جغرافیایی به ایران آمده بود، گفته است که بر سنگهای جادة قدیمی پاطاق آثار تیشه دیده می شود و مهندسان ایرانی برای تسهیل سفر ناصرالدین شاه ، در پاطاق جاده ای تازه کشیده اند (ج ٢، ص ١٠٧ـ ١٠٨).
در جنگ جهانی اول (١٩١٤ـ ١٩١٨)، اهمیت نظامی پاطاق و راه آن برای طرفین جنگ به حدّی بوده که آن را «کلید فتح بین النهرین » می نامیده اند (بلوشر، ص ٧٤، ٣٢٥). در این جنگ ، روسها قصد داشتند خط دفاعی قوای عثمانی را در جبهة پاطاق ، که به فرماندهی افسران آلمانی تشکیل شده بود، بشکنند و به نیروهای انگلیسی مستقر در بین النهرین بپیوندند (گرکه ، کتاب اول ، ص ٣٣٣ـ ٣٣٦). منطقة پاطاق در این جنگ آسیبهای جدّی دید. قوای عثمانی بنا به مقاصد نظامی خود، روستاهای بسیاری را در منطقة پاطاق غارت کردند و محصولات آنها را به آتش کشیدند و از سکنه بکلی خالی کردند ( ایران و جنگ جهانی اول ، ص ٨٠، به نقل از گزارش احتشام الملک کرندی ). در بهار ١٢٩٦ ش / ١٩١٧ که قوای روسیه پیشروی به سوی بین النهرین را آغاز کردند، نیروهای متحد عثمانی ، که جمعاً دوازده هزار تن و مجهز به توپ بودند، در پاطاق آرایش نظامی گرفتند. بخشی از قوای مسلّح ایران نیز بر ضد روسها با آنها همکاری می کردند. قوای ایرانی در جبهة پاطاق در برابر روسها سخت مقاومت کردند و روسها گذرگاهی را که در دست ایرانیها بود با توپ هدف قرار دادند. در ضمن ، ایرانیها توانسته بودند از راهی ناشناخته ، پشت سر قوای روس در گردنة پاطاق سر درآورند. در نهایت روسها جبهة دفاع پاطاق را درهم شکستند و از گردنة پاطاق به سمت بین النهرین سرازیر شدند و راهی را که بخشی از محور نظامی بغداد به کابل و بغداد به خلیج فارس و دریای عمان بود، برای تقویت قوای انگلستان و تعیین نهایی سرنوشت جنگ جهانی اول گشودند (گرکه ، کتاب اول ، ص ٤٥٠؛
مابرلی ، نقشة ش ٥؛
قائم مقامی ، ص ٢٤٧، ٢٦٠ـ٢٦٧؛
کسری ، ص ٣٨ـ٤٠). در وصفی از صحنة جنگ نیروهای ایرانی و عثمانی با قوای روس در جنگ جهانی اول به دهستان پاطاق و قصبة پرجمعیت پاطاق و محصول فراوان برنج آن اشاره شده است (قائم مقامی ، ص ٢٤٥).
در جنگ جهانی دوم (١٣١٨ـ١٣٢٤ ش / ١٩٣٩ـ١٩٤٥) که خاک ایران یکی از مهمترین راههای عبور تدارکات نظامی بود، حساسیت سوق الجیشی پاطاق کمتر از جنگ جهانی اول نبود. اما این بار حمله به پاطاق از جانب غربی صورت گرفت که از لحاظ نظامی بسیار دشوارتر است . فیلد مارشال ویلیام اسلیم در ٣ شهریور ١٣٢٠/ ٢٥ اوت ١٩٤١ با قوای تحت امرش وارد خاک ایران و تنگ پاطاق شد، اما در نقطة حساسی از آن با مقاومت ارتش ایران رو به رو شد و از پیشروی باز ماند (اسلیم ، ص ١٨٢ به بعد). پاطاق تا پایان جنگ جهانی دوم در اشغال نظامی متفقین بود (استوارت ، ص ٢٤٩؛
ایران در اشغال متفقین ، ص ١٧٧).
در جنگ عراق با ایران (١٣٥٩ـ١٣٦٧ ش ) پاطاق منطقة سرنوشت ساز جبهة میانین ، از مهران تا قصرشیرین بود ( روزشمار جنگ ایران و عراق ، ج ٤، ص ٣٣). عراق در آغاز جنگ با پنج لشکر کاملاً مجهز در جبهة میانین وارد عمل شد و یکی از اصلیترین هدفهایش تصرف تنگ و گردنة پاطاق بود (همانجا). همزمان ، عواملی وابسته از عشایر محلی در حوالی گردنة پاطاق به پاسگاههای ژاندارمری حمله بردند. عراق در نظر داشت که از دو سو پاطاق را تهدید و آنجا را تصرف کند (جوادی پور و دیگران ، ج ٥، ص ٨٠ به بعد). مقاومت شدید در جبهة پاطاق ، سرانجام عراق را از تصرف این منطقه منصرف کرد. ارتش عراق از فشار خود بر جبهة میانین کاست و بر فشار در جبهة جنوبی افزود. اگرچه پاطاق به تصرف ارتش مهاجم درنیامد، در خلال جنگ از بمبارانها و حمله های توپخانة آن آسیب فراوان دید (همان ، ج ٥، ص ٨٥ به بعد).
طاقِ گَرا . در گردنة پاطاق در نقطه ای با چشم اندازی ممتاز، طاقی سنگی برجاست که نظر متخصصان دربارة تاریخ بنا و کاربرد آن متفاوت است . نام این طاق (شمارة ثبت تاریخی ٣٣؛
مشکوتی ، ص ١٦٧) ــ که در منابع به صورتِ طاق کَرا/ گَرّا (در لغت به معنای سرتراش ، حجّام و دلاّ ک رجوع کنید به دهخدا، ذیل «کرا» و «گرا»؛
معین ، ذیل «گرا») و کرا، کَرّا، گَره ، گیرا، گیره ( رجوع کنید به گیرشمن ؛
بِرگ ؛
پوپ ؛
و عده ای دیگر، جاهای متعدد) نیز آمده است ــ احتمالاً از «گریوه » در اوستایی و «گریوگ » در فارسی میانه (مکنزی ، ص ٨٠؛
بارتولومه ، ستون ٥٣٠) به «گریوه » به معنای «گردنه » تبدیل شده است (معین ، ذیل «گریوه »). ارتفاع آن از سطح زمین تا بالاترین نقطة مجموعه ٧ر١١ متر، از کف تا زیر هلال سقف ٢٩ر٥ متر، ارتفاع مدخل طاق از سطح زمین ٢٠ر١ متر، عمق ١٠ر٣ متر، و جرزهای طرفین هر کدام ٨٠ ر١ متر است (کامبخش فرد، ص ٢١؛
ارقام در منابع مختلف با اندکی تفاوت ذکر شده است ). در طاق از دورة اشکانیان و ساسانیان آثار حجّاری ظریفی باقی مانده است (مشکوتی ، همانجا). در انتهای طاق ، تخته سنگ مستطیل شکلی است که گویا آن را برای نقر کردن کتیبه یا نقشی آماده کرده بوده اند ( کرمانشاهان باستان ، ص ٩٤ـ٩٥). در ٢٥ متری مشرق طاق ، قسمتی را در وسط تخته سنگی به ابعاد ٥٦ر١*٧٢ر١ تراشیده اند که علت آن مجهول است (همانجا). در سالهای ١٣٥٤ـ١٣٥٥ ش در جلوِ طاق به منظور یافتن قطعه های گمشدة بنای طاق کاوشهای باستان شناسی انجام گرفت که گذشته از یافتن این قطعه ها، بخشی از جادة قدیمی کاروانرو نیز از زیر خاک بیرون آمد (کامبخش فرد، ص ٤). به طور کلی این طاق بر اثر استفاده های نادرستی که طی قرون از آن کرده اند آسیبهای جدّی دیده است . فلاندن ، جهانگرد فرانسوی ، که در ١٢٥٦ـ١٢٥٧/ ١٨٤٠ـ١٨٤١،در دورة محمدشاه قاجار (١٢٥٠ـ١٢٦٤)، منطقة پاطاق را دیده ، به بخشی از ویرانی بالای طاق اشاره کرده و اسلوب معماری طاق را از اسلوب بناهای عصر ساسانی دور ندانسته است (ص ٢١٤). بارتولد نظر هرتسفلد را نقل کرده است که تاریخ بنای طاق باید سیصد سال قدیمیتر از پایکولی * ، و کار معماری از شمال بین النهرین باشد (ص ١٩٩، پانویس ٢١). گیرشمن این طاق را شبیه به معبد بیشاپور * و اسلوب معماری ساسانی آن را در ادامة معماری پارتی می داند (ص ٣٨٦ـ٣٨٧). به عقیدة مورگان (ج ٢، ص ١٠٧)، این بنا از روی نقشة طاق بُستان * ساخته شده است ، اما به جای آنکه طاق را مانند طاق بستان در صخره بتراشند، از سنگهای تراشیده ساخته اند. به گمان پوپ (ج ٢، ص ٥٠٩ـ٥١٠)، این طاق در اواخر عصر ساسانی ساخته شده است . کامبخش فرد، باستان شناس ایرانی ، نیز با بررسی دقیق طاق نتیجه گرفته است که این طاق با بنای آناهیتا در کنگاوَر همزمان ساخته شده است و قدمت آن باید بین
سدة سوم تا حدود سدة هفتم میلادی (اواخر عصر ساسانی ) باشد (ص ٧).
دربارة علت بنای طاق در این محل و کاربرد آن نیز اختلاف نظر هست : به گمان فلاندن (همانجا) این طاق توقفگاه موکب شاهی بوده است . راولینسون آن را باجگاهی برای دریافت عوارض گمرکی از کالاهای بازرگانی در مرز پادشاهی ماد فرض کرده است (ص ٢٠). پوپ برای بنایی که در گذرگاهی سخت و نقطه ای دورافتاده ساخته شده ، مقصودی عملی نیافته و احتمال داده است که بنای یادبود باشد (ج ٢، ص ٥٧٠). واندن برگ چند احتمال را ذکر کرده است ، از جمله استراحتگاهی برای روزهای شکار شاهان ، استراحتگاهی در میانة راه برای آنان ، بنای یادبود یا یادگار و مهراب (ص ١٠٢). بهمن کریمی از قول کلمان هوار آورده است که این طاق باید به یادگار انجام یافتن راه ساخته شده باشد (ص ٢٧٢)، اما نظر دیگری را نیز مرجَّح شمرده ، و آن اینکه نشانة سرحدّ میان ایالت ماد و ایالتهای اشکانیان بوده که در این نقطه به راه بزرگ منتهی می شده است (همانجا). در دیگر منابع جغرافیای تاریخی نیز عموماً همین مفروضات مطرح شده است . کامبخش فرد با توجه به موقعیت مکانی طاق و تسلط آن بر راه و قرار گرفتن آن در کنار جاده ، این احتمال را که پاسگاه ، استراحتگاه یا یادگار احداث شدن و انجام یافتن ساختمان راه باشد، منتفی ندانسته (ص ٤)، اما به لحاظ ویژگیهای معماری گفته است که شکل اجزای بنا بیشتر حالت بنای یادبود را القا می کند (همانجا). پوپ این بنا را از جهت کاربرد طاقِ نعلی شکل در آن ، از حیث تاریخی با اهمیت می شمارد (ج ٢، ص ٤٩٣). کامبخش فرد نیز تجمع شیوة معماری مادی ، پارتی و رومی را در شکل اصلی این طاق ، بااهمیت می داند (ص ٢١).
طاق گرا در باورهای مذهبیِ گروهی از کردان محلی ، گرامی و مقدّس است ؛
در آنجا شمع روشن می کنند و شماری از گذرندگان و کوچروان بدنه های سنگی طاق را می بوسند و شماری از کردان اهل حق این محل را زیارت می کنند و در گذشته ، به درختی که بر فراز طاق روییده بوده است ، دخیل می بسته اند (کامبخش فرد، ص ٥).
منابع :
(١) ریچارد آنتونی استوارت ، در آخرین روزهای رضاشاه : تهاجم روس و انگلیس به ایران در شهریور ١٣٢٠ ، ترجمة عبدالرضا هوشنگ مهدوی و کاوه بیات ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٢) برتولد اشپولر، تاریخ ایران در قرون نخستین اسلامی ، ج ١، ترجمة جواد فلاطوری ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٣) محمدحسن بن علی اعتمادالسلطنه ، مرآة البلدان ، چاپ عبدالحسین نوائی و میرهاشم محدث ، تهران ١٣٦٧ـ ١٣٦٨ ش ؛
(٤) یدالله افشین ، رودخانه های ایران ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٥) اوژن اوبن ، ایران امروز، ١٩٠٧ـ١٩٠٦: سفرنامه و بررسیهای سفیر فرانسه در ایران ، ترجمه و حواشی و توضیحات از علی اصغر سعیدی ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٦) ایران در اشغال متفقین : مجموعه اسناد و مدارک ٢٤ـ ١٣١٨ ، چاپ صفاءالدین تبرّائیان ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٧) ایرانشهر ، تهران : کمیسیون ملی یونسکو در ایران ، ١٣٤٢ـ١٣٤٣ ش ؛
(٨) ایران و جنگ جهانی اول : اسناد وزارت داخله ، چاپ کاوه بیات ، تهران : سازمان اسناد ملی ایران ، ١٣٦٩ ش ؛
(٩) ایران . وزارت کشور، اداره کل آمار و ثبت احوال ، کتاب جغرافیا و اسامی دهات کشور ، ج ٢، تهران ١٣٢٩ ش ؛
(١٠) ایران . وزارت کشور. معاونت سیاسی و اجتماعی . دفتر تقسیمات کشوری ، سازمان تقسیمات کشوری جمهوری اسلامی ایران ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(١١) هنری بایندر، سفرنامة هانری بایندر: کردستان ، بین النهرین و ایران ، ترجمة کرامت الله افسر، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(١٢) ربیع بدیعی ، جغرافیای مفصل ایران ، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٣) لوئی واندن برگ ، باستان شناسی ایران باستان ، با مقدمة رومن گیرشمن ، ترجمة عیسی بهنام ، تهران ١٣٤٨ ش ؛
(١٤) محمدبن محمد بلعمی ، تاریخنامة طبری ، چاپ محمد روشن ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(١٥) ویپرت فون بلوشر، سفرنامة بلوشر ، ترجمة کیکاووس جهانداری ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(١٦) محمد جوادی پور، علی نیکفرد، و یعقوب حسینی ، ارتش جمهوری اسلامی ایران در هشت سال دفاع مقدس ، ج ٥: نبردهای غرب کشور ، تهران : سازمان عقیدتی سیاسی ارتش جمهوری اسلامی ایران ، ١٣٧٣ ش ؛
(١٧) حمدالله بن ابی بکر حمدالله مستوفی ، کتاب نزهة القلوب ، چاپ گی لسترنج ، لیدن ١٩١٥، چاپ افست تهران ١٣٦٢ ش ؛
(١٨) دایرة المعارف فارسی ، به سرپرستی غلامحسین مصاحب ، تهران ١٣٤٥ـ١٣٧٤ ش ؛
(١٩) عمادالدین دولتشاهی ، جغرافیای غرب ایران ، یا، کوه های ناشناختة اوستا ، تهران ١٣٦٣ ش ؛
(٢٠) علی اکبر دهخدا، لغت نامه ، زیرنظر محمد معین ، تهران ١٣٢٥ـ١٣٥٩ ش ؛
(٢١) ایگور میخائیلوویچ دیاکونوف ، تاریخ ماد ، ترجمة کریم کشاورز، تهران ١٣٥٧ ش ؛
(٢٢) هنری کرزیک راولینسون ، سفرنامة راولینسون : گذر از زهاب به خوزستان ، ترجمة سکندر امان الهی بهاروند، تهران ١٣٦٢ ش ؛
(٢٣) حسینعلی رزم آرا، فرهنگ جغرافیائی ایران ( آبادیها )، ج ٥: استان پنجم ( کردستان )، تهران ١٣٣١ ش ، ١٣٥٥ ش ؛
(٢٤) علی رزم آرا، جغرافیای نظامی : کرمانشاهان ، تهران ١٣٢٠ ش ؛
(٢٥) روزشمار جنگ ایران و عراق ، کتاب چهارم : هجوم سراسری ، تهران : سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ، مرکز مطالعات و تحقیقات جنگ ، ١٣٧٢ ش ؛
(٢٦) سازمان برنامه و بودجة استان کرمانشاه . معاونت آمار و اطلاعات ، آمارنامة استان کرمانشاه ١٣٧٦ ، کرمانشاه ١٣٧٧ ش ؛
(٢٧) سازمان جغرافیائی نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران ، فرهنگ جغرافیائی آبادیهای کشور جمهوری اسلامی ایران ، ج ٤٥: قصرشیرین ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٢٨) علی سامی ، تمدن ساسانی ، شیراز ١٣٤٢ـ١٣٤٤ ش ؛
(٢٩) ابوتراب سردادور، تاریخ نظامی و سیاسی دوران نادرشاه افشار ، تهران ١٣٥٤ ش ؛
(٣٠) محمدبن جریر طبری ، تاریخ الرسل والملوک ، چاپ دخویه ، لیدن ١٨٧٩ـ١٨٩٦، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٣١) اوژن ناپلئون فلاندن ، سفرنامة اوژن فلاندن به ایران ، ترجمة حسین نورصادقی ، تهران ١٣٥٦ ش ؛
(٣٢) رضا قلی قائم مقامی ، وقایع غرب ایران در جنگ اول جهانی ، اراک ?( ١٣٣٣ ش ) ؛
(٣٣) جمیل قوزانلو، تاریخ نظامی ایران ، تهران ١٣١٥ ش ؛
(٣٤) سیف الله کامبخش فرد، «بنای سنگی طاق گرا»، فرهنگ معماری ایران ، ش ٤ (تابستان ١٣٥٥)؛
(٣٥) کرمانشاهان باستان : از آغاز تا آخر سدة سیزدهم هجری قمری ، ( بی جا، بی تا. ) ؛
(٣٦) آرتور امانوئل کریستن سن ، ایران در زمان ساسانیان ، ترجمة رشید یاسمی ، تهران ١٣٧٠ ش ؛
(٣٧) بهمن کریمی ، جغرافیای مفصّل تاریخی غرب ایران ، تهران ١٣١٦ ش ؛
(٣٨) محمود کسری ، تاریخ نظامی : جنگ بین المللی در مشرق زمین و جنگهای استقلال ترکیه ، تهران ?( ١٣١٨ ش ) ؛
(٣٩) مسعود کیهان ، جغرافیای مفصّل ایران ، تهران ١٣١٠ـ١٣١١ ش ؛
(٤٠) اولریش گرکه ، پیش به سوی شرق : ایران در سیاست شرق آلمان در جنگ جهانی اول ، ترجمة پرویز صدری ، تهران ١٣٧٧ ش ؛
(٤١) رومن گیرشمن ، ایران از آغاز تا اسلام ، ترجمة محمدمعین ، تهران ١٣٧٤ ش ؛
(٤٢) گی لسترنج ، جغرافیای تاریخی سرزمینهای خلافت شرقی ، ترجمة محمود عرفان ، تهران ١٣٦٤ ش ؛
(٤٣) مرکز آمار ایران ، سرشماری عمومی کشاورزی ١٣٦٧، فرهنگ آبادیهای کشور: استان کرمانشاهان ، تهران ١٣٦٩ ش ؛
(٤٤) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ، مهرماه ١٣٦٥: نتایج تفصیلی استان باختران ، تهران ١٣٦٦ ش ؛
(٤٥) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: شناسنامة آبادیهای کشور، استان کرمانشاه ، شهرستان سرپل ذهاب ، تهران ١٣٧٦ ش الف ؛
(٤٦) همو، سرشماری عمومی نفوس و مسکن ١٣٧٥: شناسنامة دهستانهای کشور، استان کرمانشاه ، تهران ١٣٧٦ ش ب ؛
(٤٧) همو، فرهنگ آبادیهای کشور ( براساس نتایج سرشماری عمومی آبان ماه ١٣٤٥ )، ج ١٩: استان کرمانشاهان ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٤٨) همو، فرهنگ آبادیهای کشور ( براساس سرشماری آبان ١٣٥٥ )، ج ١٣؛
(٤٩) استان کرمانشاهان ، تهران ١٣٦٠ ش ؛
(٥٠) نصرت الله مشکوتی ، فهرست بناهای تاریخی و اماکن باستانی ایران ، تهران ١٣٤٩ ش ؛
(٥١) محمدمعین ، فرهنگ فارسی ، تهران ١٣٧١ ش ؛
(٥٢) لطف الله مفخّم پایان ، فرهنگ رودهای ایران ، تهران ١٣٥٣ ش ؛
(٥٣) غلامحسین مقتدر، تاریخ نظامی ایران ، تهران ١٣٢٠ ش ؛
(٥٤) محمدبن احمد مقدسی ، کتاب احسن التقاسیم فی معرفة الاقالیم ، چاپ دخویه ، لیدن ١٩٦٧؛
(٥٥) د.ن . مکنزی ، فرهنگ کوچک زبان پهلوی ، ترجمة مهشید میرفخرایی ، تهران ١٣٧٣ ش ؛
(٥٦) ژاک ژان ماری دو مورگان ، جغرافیای غرب ایران ، ج ٢، ترجمة کاظم ودیعی ، تبریز ١٣٣٩ ش ؛
(٥٧) ناصرالدین قاجار، شاه ایران ، شهریار جاده ها: سفرنامة ناصرالدین شاه به عتبات ، چاپ محمدرضا عباسی و پرویز بدیعی ، تهران ١٣٧٢ ش ؛
(٥٨) یاقوت حموی ، معجم البلدان ، چاپ فردیناند ووستنفلد، لایپزیگ ١٨٦٦ـ١٨٧٣، چاپ افست تهران ١٩٦٥؛
(٥٩) Arrian, Anabasis Alexandri with an English translation by P. A. Brunt, vol. I, Cambridge, Mass. ١٩٧٦;
(٦٠) W. Barthold, An historical geography of Iran , tr. Svat Soucek, Princeton, N. J. ١٩٨٤;
(٦١) Christian Bartholomae, Altiranisches Wخrterbuch , Strasbourg ١٩٠٤, repr. Berlin ١٩٦١;
(٦٢) EI ٢ , s.v. "Hulwa ¦ n" (by L. Lockhart);
(٦٣) Frederick James Moberly, Operations in Persia: ١٩١٤-١٩١٩ , London ١٩٨٧;
(٦٤) T. M. Oberlander, "The origin of the Zagros defiles", in The Cambridge history of Iran , vol.I, Cambridge ١٩٦٨;
(٦٥) Arthur Upham Pope, ed., A survey of Persian art , Tehran ١٩٧٧;
(٦٦) Rدdiger Schmitt , The Bisitun inscriptions of Darius the Great: Old Persian text , London ١٩٩١;
(٦٧) William Slim, Unofficial history , London ١٩٥٩.
/ عبدالحسین آذرنگ /