دانشنامه جهان اسلام - بنیاد دائرة المعارف اسلامی - الصفحة ٤٦٥١
جزایری ، نورالدین ، محدّث، ادیب و لغوی امامی در قرن دوازدهم. نام صحیح وی نورالدین است ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، كتاب تذكره شوشتر ، ص ٧٦؛ شوشتری، ص ١٠٥)؛ اما، برخی تذكرهنویسان به اشتباه نام او را علی و لقبش را نورالدین ذكر كردهاند ( رجوع کند به خوانساری، ج ٤، ص ٢٥٧؛ آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ٢٢، ص٣٧٠؛ كحّاله، ج ١٣، ص ٣٩٢). منشأ این اشتباه، خوانساری است كه احتمالاً وی را با سیدنورالدین علیبن علیبن حسینبن ابیالحسن موسوی عاملی (متوفی ١٠٦٨) خلط كرده است (محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٣٥٩).
نورالدین در ١٠٨٨ در شوشتر بهدنیا آمد (عبداللّه جزایری، كتاب تذكره شوشتر ، ص ٧٧؛ شوشتری، همانجا). وی بزرگترین فرزند سید نعمتاللّه جزایری * ، محدّثِ نام آور شیعی، بود. مقدمات علوم دینی را نزد پدرش آموخت، سپس برای ادامه تحصیل به اصفهان رفت و از محضر عالمان آن دیار بهره فراوان برد (عبداللّه جزایری، كتاب تذكره شوشتر ، ص ٧٦). در اصفهان جزو نزدیكانِ شاهحسین صفوی گردید و به فرمان وی كتابهایی نوشت (همان، ص ٧٧؛ شوشتری، ص ١٠٦).
نورالدین در كودكی، در سفری به مشهد مقدّس، با شیخحرِّ عاملی * ، محدّث پرآوازه شیعی (متوفی ١١٠٤)، ملاقات و از وی اجازه روایی اخذ كرد (عبداللّه جزایری، كتاب تذكره شوشتر ، ص ٧٦؛ همو، ١٤٠٩، ص ٦٧).
وی پس از اتمام تحصیلات، به شوشتر بازگشت و پس از وفات پدرش عهدهدار وظایف شرعی و دینی شد (محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٣٦٣) و خیلی زود مرجع و مقتدای عام و خاص گشت (شوشتری، همانجا). حزین لاهیجی (متوفی ١١٨٠)، كه در همین دوره از شوشتر دیدن كرده، نورالدین جزایری را فاضل خوانده و وی را در زمره اعیان و بزرگانِ آن شهر ذكر كرده است (ص ٢١٥). نورالدین، كه روزگاری را صرف تدریس علوم دینی كرده بود (شوشتری، ص ١٠٧)، به شهرهای ایران و حجاز و عراق سفر و با عالمان و اعیان و بزرگان دیدار كرد (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٦١).
به نوشته شوشتری (ص ١٠٦)، در حمله نادرشاه به شوشتر و كشتار عدهای از اهالی آن شهر، جزایری به دیدار نادرشاه رفت و او را بهسبب ظلم و تعدی در حق مردم، نكوهش كرد. به نظر میرسد كه این گزارش صحت نداشته باشد، زیرا هیچ یك از مورخان معاصر جزایری از این ملاقات سخنی به میان نیاوردهاند و تذكرهنویسان دورههای بعد (برای نمونه رجوع کنید به كشمیری، ص ٢٣٩؛ محمد جزایری، ١٤١٨، همانجا) نیز به تكرار سخنان عبداللطیف شوشتری اكتفا كردهاند؛ حال آنكه وی در باره خاندان جزایری سخنان مبالغهآمیز بسیار گفته است ( رجوع کنید به كسروی، ص ٢٥٧ـ٢٦٢). نورالدین در همین دوره عزلت گزید و از معاشرت با مردم پرهیز كرد (شوشتری، ص ١٠٧؛ محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٣٦٤). وی در شب ششم ذیحجه ١١٥٨ در شوشتر درگذشت و، مطابق وصیتش، در جوار مسجدجامع به خاك سپرده شد. آرامگاهش در آن شهر زیارتگاه است (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، همانجا؛ شوشتری، ص ١٠٨).
نورالدین پنج دختر و هشت پسر داشت (محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٤٢١). فرزندان وی، به سبب نامِ پدرشان، به سادات نوریه مشهور شدهاند (همو، ١٣٩٧، ج ١، ص ٢٢)؛ اما، جعفر اَعرَجی احتمال داده است كه سبب این نامگذاری، انتساب آنان به سیدنورالدینبن سعداللّه (از نوادگان حضرت موسیبن جعفر علیهماالسلام) باشد (ص ٥٠٠)، ولی محمد جزایری (١٣٩٧، همانجا) این قول را چندان درست نمیداند.
مهمترین مشایخ نورالدین جزایری در حدیث عبارت بودهاند از: محمدبن حسن حرّعاملی كه در ١٠٩٨، هنگامی كه نورالدین كمتر از ده سال داشت، به وی اجازه حدیث داد؛ پدرِ نورالدین، سیدنعمتاللّه جزایری، كه نورالدین پس از اتمام قرائت اربعین حدیث شیخبهائی در ١٠٩٩، از او اجازه روایت گرفت (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٦٧، ٧٠؛ محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٣٦٥ـ٣٦٦). سید نعمتاللّه جزایری، علاوه بر دادن اجازه روایت، از استادان وی نیز بهشمار میآید (اعرجی، ص ٤٩٩)، چنانكه سیدنورالدین در نسخهای از مختصر نافع بهخط خود در ١١٠٤، به قرائت كتاب مذكور نزد پدرش اشاره كرده است (محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٣٦٦ـ ٣٦٧). میرمحمدباقر خاتونآبادی * (متوفی ١١٢٧، از عالمان و مدرّسان برجسته اصفهان) و میرمحمدصالح خاتونآبادی (متوفی ١١٢٦، از شاگردان برجسته و داماد علامه مجلسی) نیز از استادان نورالدین بودند (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ١٢٧؛ محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٣٦٥). دیگر استادانِ وی ناشناختهاند (محمد جزایری، ١٤١٨، همانجا).
نورالدین شاگردان بسیاری پرورش داد كه در كتابهای تراجم بهشماری از آنها اشاره شده است ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، كتاب تذكره شوشتر ، ص ١٦٣ـ١٦٩؛ محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٣٧٨ـ ٤١١)، از آن جملهاند: چهار تن از فرزندانش یعنی حسین و مرتضی و رضی و بهویژه عبداللّه (شوشتری، ص ١١٧ـ ١١٩)؛ نصراللّه حائری، از مشاهیر عالمان كربلا، كه نورالدین در شوال ١١٥٤ به وی اجازه حدیث داد (آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ١، ص ٢٦٠)؛ علیبن علی نجار شوشتری، از عالمان و پارسایان شوشتر، كه سید عبداللّه جزایری ( كتاب تذكره شوشتر ، ص ١٦٤) از وی بسیار تجلیل كرده است؛ و خواجهافضلبن خواجهعلی شوشتری (متوفی ١١٥٤) كه، به نوشته عبداللّه جزایری (همانجا)، در علم موسیقی و تألیف نَغَمات بینظیر بوده است.
نورالدین در فقه و حدیث و لغت، كتابها و رسالههای متعددی نوشته است، از جمله: اخلاق سلطانی، در شرح و ترجمه فارسی باب طهارت كتاب النخبة فی الحكمة العملیة و الاحكام الشرعیة تألیف فیض كاشانی، كه آن را به فرمان شاهحسین صفوی به فارسی ترجمه و شرح كرده است (همان، ص ٧٧؛ شوشتری، ص ١٠٧؛ آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ١، ص ٣٧٤)؛ انشاء الصلوات و التحیات باقتباس آیة النور یا دوازده امام (آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ٢، ص ٣٩٢، ج ٨، ص ٢٦٩)، كه رسالهای مختصر در صلوات بر چهارده معصوم علیهمالسلام است و عبداللطیف شوشتری (ص ١٠٧ـ ١٠٨) و محمدعلی كشمیری (ص٢٤٠ـ٢٤١) تمام آن را نقل كردهاند؛ تحفة الاولیاء فی ترجمه قصص الانبیاء و المرسلین الموسوم بالنورالمبین ، كه ترجمهای از قصص الانبیاء سیدنعمتاللّه جزایری است، شامل یك مقدمه و ٣٢ باب (عبداللّه جزایری، كتاب تذكره شوشتر ، همانجا؛ آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ٣، ص ٤٢٢)؛ ترجمه حدیث وصیت هشام (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٦١؛ شوشتری، ص ١٠٧؛ آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ٤، ص ١٤٦)؛ حلّ بعض الاحادیث المشكلة یا حل الاخبار، در شرح و بیان برخی احادیث مشكل (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص ٦١؛ آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ٧، ص ٦٦؛ محمد جزایری، ١٤١٨، ص ٤١٣ـ٤١٤)؛ الرسالة الطهوریة یا رساله فی احكام الطهارات، كه آن را به دستور شاهحسین صفوی نوشته است (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩؛ شوشتری، همانجاها؛ آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ١١، ص ٢٠٨)؛ السیفیة، رسالهای مختصر در قالب معماست كه آن را در پاسخ به الرسالة القوسیة اثر كمالالدین اسماعیل اصفهانی (متوفی ٦٣٩؛ حاجی خلیفه، ج ١، ستون ٨٨٤) نگاشته و در پایان كتاب فروق اللغات آورده است (آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ١٢، ص ٢٩١)؛ كتابی ناتمام در نحو كه در آن به تفصیل به مباحث دانش نحو پرداخته است (عبداللّه جزایری، ١٤٠٩، ص٦٠؛ آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ٢٤، ص ٨٧).
سیداحمد حسینی اشكوری (ج ١، ص ٣٢١)، رساله اضداد لغوی را در زمره تألیفات نورالدین بر شمرده است. این رساله به فارسی است و در آن گزیدهای از اضداد رضیالدین صَغانی (متوفی ٦٥٠) آمده است. این رساله به درخواست نواب مهرعلیخان ترجمه و تدوین شده است. البته در بخش پایانی كتاب فروقاللغات ( رجوع کنید به ادامه مقاله)، فصلی مستقل با عنوان اضداد منقول از رضیالدین صغانی ملحق شده كه به عربی است. كتاب فروقاللغاتفیالتمییز بینمُفادالكلمات، مشهورترین اثر نورالدین جزایری، به اختصار به فروق نیز مشهور است ( رجوع کنید به عبداللّه جزایری، كتاب تذكره شوشتر ؛ شوشتری، همانجاها؛ آقابزرگ طهرانی، ١٣٧٢ ش، ص ٧٩٤؛ درمشار، ج ٦، ستون ٦٢٩، ضبط «فروغ» اشتباه است). خوانساری (ج ٨، ص ١٥٣) به اشتباه این كتاب را از تألیفات پدر نورالدین دانسته است (آقابزرگطهرانی، ١٤٠٣، ج ١٦، ص ١٨٧).
جزایری در این اثر از شیوه ابراهیمبن علی كفعمی * (متوفی ٩٠٥) در كتاب لُمَعُ البَرْق فی معرفة الفَرْق، پیروی كرده است (نوری، ج ٢، ص ١٥٥؛ آقابزرگ طهرانی، ١٣٧٢ ش، همانجا). روش تدوین كتاب فروقاللغات الفبایی، با رعایت حرف اول واژهها نه ریشه آنهاست ( رجوع کنید به نورالدین جزایری، ص ١٦). این كتاب بخش دومی دارد كه در آن به صورت موضوعی (نه الفبایی) به بعضی از «فروق لغوی» اشاره شده است و از این حیث با شیوه نگارش فقهاللغه عبدالملك ثعالبی * شباهت دارد (ذكاوتی قراگزلو، ص ٤٧). نورالدین در همین بخش (ص ٢٤٠ـ ٢٥٥) به بررسی لغات اضداد و نیز لغاتی كه معنای آنها به تبع تغییر حركاتشان تغییر مییابد پرداخته است (ص ٢٥٥ـ٢٦٢). فروقاللغات پیوستی نیز دارد كه در آن مطالب گوناگونی در ادبیات و لغت مطرح شده است، مانند چند خطبه و لغز و قطعهای ادبی كه به شیوه مقامات نگاشته شده است ( رجوع کنید به ص ٣٠٨ـ٣١٢). این مطالب موضوعات مختلفی دارند، از جمله برانگیختن مردم برای جهاد با افغانها همزمان با ورود طهماسب دوم صفوی به اصفهان و شكست اشرف افغان از سپاه طهماسبقلی (نادرشاه) در جمادیالاولی ١١٤٢ (ص ٣١٨ـ٣٢١). نورالدین جزایری در مقدمه این كتاب (ص ١٤ـ ١٥)، با بیان وجود تفاوت میان واژههای مترادف در زبان عربی، نظر قائلان به ترادف را نقد كرده است. سخنان و دلایل جزایری در این زمینه، یادآور سخنان لغوی مشهور، ابوهلال عسكری، در مقدمه كتاب الفروق اللغویة (ص١٠ـ١٦) است. جزایری همچنین در مقدمه این كتاب (ص ١٥) سبب تألیف آن را فقدان كتابهایی مدون در این زمینه معرفی كرده است. این سخن، باتوجه به كتابهای معتبری كه در این زمینه نوشته شده (از جمله الالفاظ المترادفة ابوالحسن علیبن عیسی رمّانی، و ما اختلفت الفاظه واتفقت معانیه اَصمعی و كتاب الفرق ثابتبن ابیثابت) چندان توجیهپذیر نیست. روش جزایری در نگارش كتاب فروقاللغات ــ كه خود از آن به قانون تعبیر كرده (ص ١٦) به وضوح متأثر از روشهای معمول در فقه است. بدینترتیب كه پس از ذكر تفاوتهای میان واژهها، به كتاب، سنّت یا كاربردهای زبانی استناد كرده، چنانكه به آرا و اصطلاحات فقیهان نیز توجه كامل داشته است. خصلت و گرایش حدیثی وی در سراسر كتاب آشكار است (برای نمونه رجوع کند به ص ١٩، ٢٣، ٣٥، ٣٩، ١٩١). در كتاب فروقاللغات، برای بیان فروقلغوی، به كتب ادعیه مأثور، از جمله صحیفه سجادیه، نیز استناد شده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٣٥، ١٢٧، ١٣٨، ١٩٦، ٢١٨).
جزایری در این كتاب، علاوه بر كتابها و مجموعههای حدیثی، از كتابهای تفسیر و آثار مفسرانی چون زمخشری، بیضاوی و به ویژه طبرسی، بهره فراوان برده است. همچنین به پارهای كتابهای لغت و ادب، مانند دُرّة الغَوّاصِ حریری (ص ٥٣، ٧٣، ٩٦)، قاموساللغه فیروزآبادی (ص ١٢٢) و اَدَبُ الكاتبِ ابنقتیبه (ص ٥٣، ١٢٤)، استناد كرده است. هانری لامنس، شرقشناس بلژیكی (متوفی ١٣١٦ ش/ ١٩٣٧)، در ١٣٠٦/ ١٨٨٩ كتابی با عنوان فرائد اللغة فیالفروق منتشر كرده كه در نگارش آن از كتاب فروق نورالدین جزایری بهره برده است ( رجوع کنید به توتل ، ص ١٦٣). ظاهراً لامنس بخش اعظم كتاب جزایری را در كتاب خود عیناً درج كرده (برای نمونه رجوع کنید به ص ١، ٨، ٢٠، ٣٢، ٧٦، ١٠٩، ١٣٤، ١٤٧، ١٧٤، ٢١٨، ٣٤١، ٤٣١) و در موارد بسیاری نیز به كتاب جزایری اشاره كرده است (برای نمونه رجوع کنید به ص ٧ـ ٨، ٣٩، ٤٢، ٥٣، ٦٨، ١١٢، ١٧٠، ٢٠٩، ٢٤٨). علاوه بر این، اوگوست هافنر با همكاری لویس شیخو، در ١٣٣٢/١٩١٤ مجموعه رسالههایی را در لغت عربی با عنوانِ البلغة فی شذور اللغة منتشر كردهاند كه رسالة فی المؤنّثات السماعیة نورالدین جزایری از جمله آنهاست ( رجوع کنید به ص ١٥٤ـ ١٥٨؛ نام نورالدین در آن به غلط نورالدین محمدبن نعمه اللّه درج شده است). این رساله، چنانكه گردآوردندگان كتاب (ص ١٥٤) اشاره كردهاند، بخشی از كتاب فروقاللغات است.
فروقاللغات نخستینبار در ١٢٧٤ به گونهای ناقص، همراه با كتابهای السّامی فیالاسامی میدانی، سرّالادب فی مجاری لغه (كلام) العربِ ثعالبی و شرح قصیده كعببن زهیر به چاپ رسید ( رجوع کنید به آقابزرگ طهرانی، ١٤٠٣، ج ١٦، ص ١٨٧؛ سركیس، ج ١، ستون ٦٩٦، ج ٢، ستون ١٨٢٥). سپس در ١٣٨٠، با تحقیق و مقابله اسداللّه اسماعیلیان و بر اساس دو نسخه خطی و نیز نسخه چاپ شده، در تهران چاپ شد (مشار، ج ٦، ستون ٦٢٩ـ٦٣٠؛ مهدوی، ص ٨٨). سرانجام، این كتاب به كوشش محمد رضوانالدایه، از سوی رایزن فرهنگی ایران در دمشق، منتشر گردید. چاپی هم از این كتاب به همراه كتاب ابوهلال عسكری، تحت عنوان معجمالفروق اللغوّیة در ایران (قم ١٤١٢) صورت گرفته است. گفتنی است كه ظاهراً در نسخه خطی، در پایان امثال منظوم (ص ٣٠١ـ٣٠٢)، افتادگی وجود دارد كه مصحح به آن اشاره نكرده؛ اما، در چاپ نجف ابیات منظومه تا پایان ذكر شده و پس از آن، فصل قطعات منثور آمده است. ضمناً، چاپهای این كتاب در تهران و نجف و دمشق، در ترتیب مطالب اختلافات فراوانی دارند ( رجوع کنید به مهدوی، همانجا).
منابع:
(١) محمدمحسن آقابزرگ طهرانی، الذریعة الی تصانیفالشیعة، چاپ علینقی منزوی و احمد منزوی، بیروت ١٤٠٣/١٩٨٣؛
(٢) همو، طبقات اعلام الشیعة : الكواكب المنتشرة فیالقرنالثانی بعدالعشرة، چاپ علینقی منزوی، تهران ١٣٧٢ ش؛
(٣) جعفربن محمد اعرجی، مناهل الضرب فی انساب العرب، چاپ مهدی رجائی، قم ١٣٧٧ ش؛
(٤) فردینان توتل، «الاب هنری لامنس: ١٨٦٢ـ١٩٣٧»، المشرق ، سال ٣٥ (نیسان ـ حزیران ١٩٣٧)؛
(٥) عبداللّهبن نورالدین جزایری، الاجازة الكبیرة، چاپ محمد سمامی حائری، قم ١٤٠٩؛
(٦) همو، كتاب تذكره شوشتر ، اهواز: كتابفروشی صافی، [ بیتا. (؛
(٧) محمد جزایری، شجره مباركه یا برگی از تاریخ خوزستان: در بیان انساب و احوال سادات نوریه ( خاندان جزائری) و بزرگان خوزستان ، ج ١، ) اهواز ? ١٣٩٧ (؛
(٨) همو، نابغه فقه و حدیث: سیدنعمتاللّه جزائری ، قم ١٤١٨؛
(٩) نورالدینبن نعمة اللّه جزایری، رساله فی المؤنّثات السماعیة، در البلغة فی شذوراللغة، چاپ اوگوست هافنر و لویس شیخو، بیروت ١٩١٤؛
(١٠) همو، فروق اللغات فی التمییز بین مفاد الكلمات، چاپ محمد رضوان الدایه، تهران ١٣٧٥ ش؛
(١١) حاجی خلیفه؛
(١٢) محمدعلی بن ابیطالب حزین، تاریخ و سفرنامه حزین ، چاپ علی دوانی، تهران ١٣٧٥ ش؛
(١٣) احمد حسینی اشكوری، فهرست نسخههای خطی مركز احیاء میراث اسلامی ، قم ١٣٧٧ ش؛
(١٤) خوانساری؛
(١٥) علیرضا ذكاوتی قراگزلو، «طیف معنایی: تفاوتهای باریك در معانی كلمات»، نشر دانش، سال ٨ ، ش ٢ (بهمن و اسفند ١٣٦٦)؛
(١٦) یوسف الیان سركیس، معجم المطبوعات العربیة و المعربـّة، قاهره ١٣٤٦/١٩٢٨، چاپ افست قم ١٤١٠؛
(١٧) عبداللطیفبن ابیطالب شوشتری، تحفة العالم؛
(١٨) و، ذیلالتحفة، چاپ صمد موحد، تهران ١٣٦٣ ش؛
(١٩) حسنبن عبداللّه عسكری، الفروق اللغویة، قاهره ١٣٥٣، چاپ افست قم، ) بیتا. (؛
(٢٠) عمررضا كحّاله، معجمالمؤلفین، دمشق ١٩٥٧ـ١٩٦١، چاپ افست بیروت ) بیتا.( ؛
(٢١) احمد كسروی، كاروند كسروی ، چاپ یحیی ذكاء، تهران ١٣٥٢ ش؛
(٢٢) محمدعلیبن صادقعلی كشمیری، كتاب نجوم السماء فی تراجم العلماء، قم )? ١٣٩٤ (؛
(٢٣) هانری لامنس، فرائد اللغة فیالفروق،) قاهره ] ١٩٩٩؛
(٢٤) خانبابا مشار، مؤلّفین كتب چاپی فارسی و عربی، تهران ١٣٤٠ـ١٣٤٤ ش؛
(٢٥) محمدعلی مهدوی، «در باره كتاب فروق اللغات »، نشر دانش ، سال ٨ ، ش ٤ (خرداد و تیر ١٣٦٧)؛
(٢٦) حسینبن محمدتقی نوری، خاتمه مستدرك الوسائل ، قم ١٤١٥ـ١٤٢٠.
/ محمدتقی كرمی /